مصطفوی

مصطفوی

به نام معشوق دل عارفان و تقوا پیشگان

"انتظار فرج از نیمه خرداد کشم"

کم کم به خرداد نزدیک می شویم و دریایی از خاطرات تلخ و شیرین در این ماه برای ما ردیف می شود. اول خرداد یاد اور فیلسوف بزرگ اسلامی با نظریات عالی فلسفی اش حضرت ملاصدرای شیرازی، صدر المتالهین است که امام خمینی از این ابشخور معرفت توشه ها، برداشته بود. دوم خرداد که حماسه بزرگ مردم ایران و فرزندان خمینی کبیر رحمت الله علیه بود که چشم دشمنان ملت و ج.ا.ایران را کور کرد و تاریخ کشور را مردم بار دیگر بار بازنویسی کردند. سوم خرداد که در ناباوری تمام، فرزندان خمینی کبیر  (ره) خرمشهر را به دامن کشور و مام میهن بازگرداندند. چهارده خرداد که امام خمینی ره فرزندان خود را تنها گذاشت و با دلی ارام و قلبی مطمین و ضمیری امیدوار به فضل الهی به سوی معبود و مقصود خود شتافت و ما را تا ابد یتیم ساخته و در کشاکش روزگار تنها. پانزده خرداد که روز خروش ملت ایران علیه استبداد و خودکامگی بود و روز در خون غلتیدن ملتی به جرم ازادی خواهی و استقلال طلبی و حق طلبی که انقدر قلب مبارک امام ره از این حادثه دلگیر شد که تا ابد این روز را عزای عمومی اعلام نمودند. بیست خرداد شهادت مظلومانه ایت الله سعیدی به دست شکنجه گران استبداد و عاملان مستبد عصر. بیست و نه خرداد روز شهادت معلم انقلاب، شهید دکتر علی شریعتی که خیزاننده جوانان این مرز و بوم بود و او بود که دانشگاه و دانشگاهی را علیه استبداد شوراند و با نهضت خمینی بزرگ همراه نمود وی که سخنوری دلیر، جامعه شناسی اگاه، شیعه ای معتقد، زمان شناسی قهار، جوانی پاک، نیکو سرشتی با بنیان، غریبی در غربت نهفته، اسلام شناسی دین مدار، رهبری پیشرو، انسانی جلو تر از زمانه، عالمی عامل، پیروی معتقد، شیعه ای دل باخته اهل بیت ع، فرهیخه ای زجر کشیده، دلی بی الایش، صدایی در سکوت ، سخن وری  قهار، تشنه ای با معرفت، نوری در ظلمت، برادری واقعی، سوز  افرینی در بی دردی، اتشی در سردی، تحرکی در بی تحرکی، مسئولی در بی مسئولینی، هشداری در خطر، مائده ای اسمانی، درد اشنایی مغتنم، نکو مردی از شرق، شعله ای فروزان، صدایی در شب، ماهی در اسمان، خورشیدی در منظومه، راهبری در گمراهی، هدایتی در بیراهه، ابی در کویر و... بود. خداوند روحش را با انبیا کرام صلوات الله علیه و ایمه اطهار علیه السلام محشور فرماید.

و سی ویک خرداد که روز شهادت دانشمندی روشن ضمیر، معلمی فرهیخته، جنگجویی کار ازموده، مبارزی با سابقه، سیاستمداری وارسته و بسیجی واقعی و... شهید مصطفی چمران بود که عمر خود را صرف علم ، کشور و ملت خود و اسلام نمود یادش گرامی و راهش پر رهرو باد و این روز همچنین روز بروز خیانت افرادی است که فضای ازادی کشور را با اعمال ننگین خود تغییر دادند و انقلاب اسلامی را که برای ازادی ملت ایران امده بود، می خواستند به بند تنگ نظری و در دام تشکیلات جهنمی خود گرفتار نمایند. خیانتکارانی که ننگ خیانت انان به ملت، انقلاب، اسلام و خصوصا ایران را با اب کوثر هم نمی توان شست.

و....

اما ایا چه سری در ماه خرداد است که امام خمینی ره در شعرش، انتظار فرج از نیمه ان می کشد و اما سوال اینجا است که این فرجی است که امام ما (ره) خواهان ان بود، برای خودش و خلاصی اش از دست جماعت این دنیاییان بود که قلبش همیشه از دست انان به درد بود و دایم از افکار خبیثانه انان و تحجرشان در شکوه و یا فرجی برای کل بشریت است که از دست مستبدین و خودکامگان و ... نجات یابند؟

ولی با تمام این حرف ها امام ره در چهارده خرداد رخ از روی ما فرو بست و با دلی ارام و قلبی مطمین و ضمیر امیدوار به فضل الهی به سوی معبود شتافت و به قول مسلمانان هند "انتقال" یافت.

ولی ای امام عارفان و ای پیر مراد ، ای قافله سالار عشاق وی ای بزرگ فیلسوف قرن، ای متجدد اهل سنت، و ای پیر جوانمرد، این عارف فیلسوف، ای زاهد سجاده نشین در صحنه ، ای مصلح بزرگ عصر، ای یگانه قرن، ای پدر یتیمان، ای یاور مظلومان و مستضعفان، ای فرزند فاطمه و علی، ای یاد اور پیامبر رحمت (ص)، ای خروشنده به ظلمت، این سکوت مقدس، ای فریاد در مقابل ظلم، ای بزرگ منادی ازادی، ای پناه مردان و زنان، ای شریر اتش غیرت، ای ملی گرای ایران دوست، ای راهبر ازاد مردان جهان، ای کوه صبر، ای قلب پاک و بی الایش، ای علی گونه،  ای حسن سیرت،  ای حسین گونه، ای ساجد  سجاد سجاد وار، ای باقر و صادق زمانه، ای پهلوان نیکمردی، ای نادره قرن ، ای متخلق به اخلاق الله ، ای مجسمه تقوا، ای روح بزرگ، ای روح الله ، ای سخنت حق، ای رفتارت سرمشق، ای مصلح، ای نوشته بر تارک اولیا قرن، ای مقتدا، ای حق ملموس، ای خارکننده متحجرین، ای خمینی بزرگ ما را یتیم کردی و رفتی، دل های ما بعد از تو چه کند با غربت و تنهایی، عرصه با حضورت گرم بود، مجلس پر طرب، با بودنت دیگر  "نشکو فقد نبینا ص" معنیش کمتر حس می شد،

ای پیر علمدار بر خیز و علم زن،

 ای قافله سالار برخیز قدم زن،

ای ذاکر دوران برخیز به ذکر و، دل ها به پرواز نشان زن،

ای رخ به خاک کشیده برخیز و بنمایان، تو دوباره رخ خود را ،

تا که ببینیم معبود خود اندر رخ تو نادره قرن،

برخیز و خروشی به همه ظلم بزن تا که همه گشته در این عیش مشعشع،

برخیز و به اندرز درا، ای تو همه لطف بودی بر دل خسته،

بیمار رخت گشته و اندر پی ان روح یگانه گشتیم، ملول از عدمت ای مرد زمانه،

برخیز و ببین نهضت خود را که چگونه اندر پیچ و خم دوره شده سر به میانه،

 برخیز دعایی بنما،  ای صاحب روح عیسایی من،

 ای مسیحای من ای روح خدا خیز ز جایت، دستی به سر جمله یاران کش و روحی بدم از لطف به انان و کن از رایحه حق مصفی دل ما را،

برخیز دوباره بخروش از پی هم در ره جانان، بشتاب سوی قبله و روح خود اندر حرم عشق بشوی و بنشان عطر در اهنگ زمانه ،

برخیز و تازه کن صبح دوباره تا در قدح جام تو ما را بچشانی ز همه عشق طراوت و اندر حرمت جای بگیرم و سری ساخته از بهر خود و غربت خود را به فراموش سپاریم دوباره،

برخیز مرارت به طرب کن تو مبدل، کندر همه شوق طربی نیست چو ان طرب که تو اماده ساختی ز بهر همه ره پویان خود و هم تو چشاندی به ما لطف طرب حق و نشان دادی ما را که کنیم در ره جانان همه جان نثار و چه گویم و چه می گویم از درد فراغت که شده عقده ای اندر گلوی جمله همه یاران تو و سفره نشینان تو و مستان درت،

 ای رخ شیرین شده از نور حق و ای شهد صفا یافته از یار و ای گونه سرخ گلگون شده از رحمت ان یار ، که بیینده شده مست از سرخی و سرمست از شعله ی عشقی که زده یار در ان گونه که تا دیده کند خیره بر ان نقش که خدا زد در ان رخ ، که کند واضح و روشن همه ی عشق در ان ، تا که نماند بر این عصر گلایه که ندیدیم رخ حجت (عج)،

ای که تو خود به تمام و کمال، روح خدایی و شده نور حق در تو تجلی که کند خلق خدا را ز رخ تو مصفی، همه مشعوف از ان تجلی، که بروزی ز حق بودی، شاخص عصر و همه عصر تجلی بگرفت، از تو،

 باز دوباره به سوی حق شتابان شدی و روح ارامت ای دوست بشد نزد خدایت متنعم، همه عشق بودی و همه درد، همه روح بودی بر کالبد یخ زده ما ولی رفتی ما را به فراغت گرفتار

خدایا چه تقدیر بود خلق جهان را که چنین رخ بنمایی و کنی همه خلق تو مشعوف، و به ناگاه همه خلق ز نور رخت گشته منور و در طرفه عینی، شوی دور و بکنی خلق تو محروم ز انوار چنین رخ نماینده صبحی.

خدایا زمانی که گرفتی محمد تو ز ما و به دنباله ان همه انوار او از جمله اصحاب و اهل حرمش ع را و ناگاه در عصر دگری دادی تو یک نور به ما و باز دوباره همه را کرده یتیم ، چه سریست در این بین؟

الهم نشکو فقد نبینا ص

دهلی نو 18 می 2010 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 8:1 شماره پست: 60

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

به نام اول معلم هستی، روز معلم را داشتیم و سالروزی که در ان نقش زنان معرفت و علم و پرده آرایان خلق خدا را باید تجلیل نمود البته این زندگی امروزی است که برای هر چیزی روزی قرار می دهند و نیز مقتضای زمانه و لازمه ان هم همین است. لیکن معلم و تعلیم امری مختص به زمان خاص نیست و به قول شاعر بزرگ فارسی زبان از گهواره تا گور این فرایند پویا و تمام نشدنی ادامه دار می باشد. و انسان ها که در این کسوت قرار دارند را بندگی باید کرد چون علی ع می فرماید  اگر فردی به من چیزی بیاموز مرا بنده خود ساخته است.

معلمان وارثان انبیا (ص) هستند و با توجه به ختم نبوت با حضرت محمد ص این معلمان هستند که شایسته ترین وارث برای انان خواهند بود. انان که عشق ، محبت، علم، انسان دوستی و مهر و تمامی خصایص عالی را به بشری که باید خود را در مسیر سخت زندگی قرار دهد، می اموزند و لذا سعادت و سقوط انسان بسته به تعالیمی دارد که معلمین او در طول زندگیش در اختیارش قرار می دهند.

یاد و خاطره تمامی معلمینی که در طول زندگی ام مرا اموختند که چگونه باشم، را گرامی می دارم در این زمینه معلم بزرگمان امام خمینی رحمت الله علیه قابل ذکر است زیرا درس های اساسی زیادی را به ما اموخت و سرنوشت ما را عوض کرد.

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود.

هرگز از یاد من ان سرو خرامان نرود.

نرود ، نرود ، از دل و از جان نرود.

24/2/89 دهلی نو 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 10:11 شماره پست: 59

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

میلاد پیام آور آزادیُ، رحمتُ، شفقتُ، انسانیتُ، مهرُ، عطوفتُ، اخلاقُ و.... به همه جهانیان مبارک باد. او (ص) همچون نوری شفاف و بدون خدشه بر تاریکی عصر خود و تمامی دوران بشریت خواهد بود و راه و رسم او پرده از چهره نازیبای هر داعیه دار دروغین دین و خدا بر خواهد داشت. امروز و در هر زمانی ما نیاز به دانستن در موردش (ص) و همچنین تطبیق خود با رفتار ُ افکار و منش این بزرگ مرد (ص) تاریخ بشر داریم. خداوندا نور رسولت (ص) را بر  دل چرک گرفته ام بتابان و ما را شامل رحمت و توجه ایشان (ٌص) قرار ده. خدایا آرزویم این است که در این دنیا بتوانیم تبلوری از او (ص) باشیم و شایستگی خوانده شدن خود به عنوان پیرو او (ص) را دارم. خدایا از فقدان او (ص) به تو شکایت می برم و تقاضای جبران آن از طریق دیگری را دارم. خدایا آرزویی دارم و آن این که بتوانم پیرو او (ص) در عمل و گفتار و تفکر باشم. سلام خداوند و تمام بندگانش بر او (ص) و خاندان پاکش (ع) باد.

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 8:6 شماره پست: 57

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را که به آنها گفته شد: «در اين شهر [بيت المقدّس ] ساکن شويد، و از هر جا (و به هر کيفيت) بخواهيد، از آن بخوريد (و بهره گيريد)! و بگوييد: خداوندا! گناهان ما را بريز! و از درِ (بيت المقدس) با تواضع وارد شويد! که اگر چنين کنيد، گناهان شما را مى‏بخشم؛ و نيکوکاران را پاداش بيشتر خواهيم داد.» (سوره اعراف ايه 161)

 و اما باز قدس و بیت المقدس و فلسطین،

قدس، مقدس، تقدیس، قداست واژه هایی هستند که بشریت را در طول تاریخ همراهی کرده اند و همواره انسان توجه خاصي به امور قدسي داشته است و به ديده احترام به این امور نگريسته است، خواه اين تقديس شده ها از نوع كلمات، اماکن، اشيا و يا افراد بوده باشند. متصف بودن به صفت قدسی كافي است تا بشر را به احترام و توجه خاص به امري وادار نمايد. در ذهن انسان خداگونه و مذهبی خلق شده توسط خالق، امور مقدس همواره دغدغه بوده و خواهند بود، زیرا امور قدسی انسان را به اصل خویشتنش دلالت می دهند و یاد اور آمدنگاه و شدن گاهش می باشد. امور مقدس همواره برای بشریت همچون وسیله ای برای گم نکردن راه و نشانه هایی در مسیر راهش بوده اند، لذاست که او احساس می کند باید این امور را حفظ کند تا راهش به سمت تعالی و سعادت گم نشود. اینجاست که تلاش بشر با هر مذهبی برای حفظ اماکن، کلمات و امور قدسی معنی می یابد و او گاها با هزینه های گزاف سعی در حفظ ان دارد و حتی حاضر است زندگی خود را که بالاترین سرمایه اش می باشد در راه حفظ ان فدا نمايد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ماه مبارک رمضان امد و باز انگار خداوند بهانه ای ایجاد کرده تا دلهای ما را به سوی خودش جلب نماید. اینجا دیگر عشق ما به خالق مطرح نیست انگار این عاشق انسان ها می خواهد بهانه ای بتراشد تا ما را به سوی خود جلب کند. 

جل الخالق از این همه لطف که خداوند به بشریت دارد. خداوندا به لطف عشقت که به مخلوق خود داری ُ دلهای ما را به سوی خودت روان گردان. ما نه ظرفیت و نه توان درک تو را داریم و دست معجزه اسای تو را می طلبد هدایت ما. خداوندا اگرچه ما به هدایت تو نیازمندیم لیکن خود نه به این امر معرفت داریم و نه توان ان را در تن و روح الوده خود احساس می کنیم پس به لطف ایزدی خود ما را در مدار حق و حقیقت و معرفت و هدایت قرار ده.

از این فرصت استفاده می کنم حلول ماه مبارک رمضان را خدمت همه وبلاگ نویسان عزیز تبریک عرض می کنم. دهلی نو - ۲۵ اگوست ۲۰۰۹  

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 12:42 شماره پست: 50

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

چند وقتی است که صدا و سیما به سمت تاریخ انبیا (ع) روی اورده و تاریخ انبیا جلیل القدر (ص) را که اکثرا نیز انبیا متعلق به قوم بنی اسراییل می باشند را به صورت عینی به تصویر کشیده و به رویت همگان می رساند در این زمینه می توان به سریال اصحاب کهف، حضرت مریم (س)، حضرت یوسف (ع) و یعقوب (ع) اشاره کرد که گرچه این یک حرکت خوب است و شاید لازم ، ولی در اینجا باید بگویم که ایرانی اکنون نا اشنا به تاریخ خود است و در این زمینه ضعف زیادی احساس می شود و لازم است بودجه ای نیز برای اشنایی ایرانیان با تاریخ خود تخصیص یابد و قسمتی از بودجه های ساخت سریال های پرهزینه به تاریخ این ملت هم اختصاص یابد تا هم به تحریک روح ملیت مردم منجر گردد و اشنایی هم به تاریخ ملی کشور صورت پذیرد و با تصویر کشیدن خدمات بزرگان تاریخ این کشور که در گذشته تاریخ ما را ساخته اند هم تجلیلی از انان شود و هم از خدمات تمدن ساز انان اشنا شویم. امروز سجادمان امتحان تاریخ (چهارم ابتدایی) داشت در این کتاب به اقدامات مهم داریوش پادشاه هخامنشیان اشاره داشت که از جمله ان ساخت راه ها، تعیین شهربان ها، ضرب سکه های طلا و ایجاد سپاه جاویدان بود که هرکدام از ان از رئوس کارهای کنونی دولت ها است. ایا به راستی به تصویر کشیدن این خدمات تمدنی، لیاقت خرج کردن ندارد پادشاهی که کشور ایران را گسترش داد و این خدمات مهم را چند ده صده قبل انجام داد و یا خدمات حضرت زرتشت بزرگ که وحدانیت را به همراه گفتار، کردار و افکار نیک در بین ایرانیان نشر داد و صد ها سال قبل از اسلام ندای یگانه پرستی سر داد و در اوج توحش جامعه بشری از نیکی عملی، ذهنی و تفکری می گفت، ایا نباید ما با این بزرگان خود اشنا شویم.

 از این هم که بگذریم و برگردیم به بحث خودمان، وقتی به وضعیت ارتباط اسمان و زمین در زمان این پیامبران (س) خدا نگاه می کنیم، می بینیم که چقدر فاصله زمین و اسمان در ان زمان کم بوده است و در یک زمان چند پیام اور خدا در بین مردم به عنوان رابط های اسمان و زمین حضور داشتند و خداوند مستقیم در امور این جهانی دخل و تصرف داشت و راسا هدایت های خود را از طریق پیام اوران خود اعمال می کرد و واقعا چقدر مردم ان زمان در نعمت خداوندی غرق بودند و به دور از ظاهر سازان و نمایندگان غیر واقعی خدا (گرگ های در لباس میش) ذیل هدایت راهبران واقعی خداوندی (پیامبران) بودند و البته قدر نعمت را هم نمی دانستند و حضور این وجود های الهی را انطور که باید و شاید حس نمی کردند. خداوند برای هدایت انان چه تیر و تخته هایی را در کنار هم قرار می داد و خود میخ انان را می کوبید و خداوند راسا این امور را به ید قدرت خود برنامه ریزی و اجرا می کرد نگاه کنید به حضرت یوسف (ع) که چگونه در ید قدرت الهی مسیر رشد تکامل را برای اثر گذاری در جامعه مصر طی می کند. البته که شخصیت وی در این امر موثر بود لیکن عنایت خداوندی از این امور بالاتر بود و خداوند مدام راهگشایی می کرد. راستی خداوند چه تلاش زیادی را برای هدایت خلق الله به خرج داد و چقدر در این امر سماجت داشت. خداوند فرزندی را از درون بیابان های کنعان به قعر قدرت مصر هدایت کرد و قدم به قدم این فرایند را هدایت و تمام زمینه ها را مهیا کرد. اما اکنون وقتی نگاه می کنیم دست خداوند را این چنین اشکار نمی توان دید. ولی باز هم معجزه هایی را می توان حتی اکنون دید و ان  حوادثی است که خارج از خواست قدرتمندان رقم می خورد و در حالی قدرت ها چیز دیگری می خواهند و زمینه چینی می کنند، چیز دیگر اتفاق می افتد و اگر خدا بخواهد انچه ما فکرش را هم نمی توانیم بکنیم، اتفاق می افتد و ما را دست به دهان می کند و باید فراموش نکنیم که اگر چه خداوند کارش را می کند ولی تلاش ما در این راه بسیار بسیار بسیار بسیار ..... ضروری است.

 دهلی نو اول ماه جون 2009

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:2 شماره پست: 45

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

میراث امام خمینی (ره) به بزرگی یک تاریخ است و سده ای را رقم زده است و تاریخ را تحت الشعاع خویش دارد و تا سالها میراث داران خمینی با استفاده با استفاده از ظرفیت حرکت امام خمینی (ره) حماسه ها خواهند خلق کرد. ماه خرداد که در ان قرار داریم در شکل گیری و تثبیت حرکت امام (ره) حوادثی را در خود دارد که از اهمیت زیادی در جریان نهضت معظم له برخوردار است و خود امام (ره) نیز به این عنایت مخصوصی داشت و در سروده های عرفانی خود که از نفس مطمئنه ایشان بر می خیزد می فرماید "انتظار فرج از نیمه خرداد کشم". در این ماه ما وقایعی مثل انتخابات دوم خرداد (1386)، ازادی خرمشهر از دست متجاوزین به خاک میهن(1361)، روز سیاه تاریخ انقلاب در 15 خرداد 1342 که به کشتار مردم توسط شاه انجامید، 14 خرداد 1368 را داریم که امام (ره) به رحمت خدا رفت و ما را بعد تنها یک سال از سرکشیدن جام زهر در فراغ خود گذاشت و.... 

اما اکنون چند سالی است که بعضی از جناح های سیاسی سعی در تقسیم حوادث انقلاب به نفع خود را دارند و خصوصا بعضی از جناح راست سوم خراد یعنی روز ازادی خرمشهر را که روز حماسه است و متعلق به امام (ره)و فرزندان امام (ره)است را متعلق به خود (به اصطلاح انقلابیون) می داند جناح مقابل را که در شکل گیری دوم خرداد نقش اساسی داشتند و انرا می توان در فضای نسبتا سرد ان روز اتفاق گرما بخش محفل انقلابیون دانست و به درستی رهبر معظم انقلاب انرا حماسه نامید و به حق نقطه عطفی در تاریخ انقلاب بود و  انقلاب را مردم با انتخاب و حضور خود چند سالی بیمه کردند؛ را به غلط به ضد انقلاب و مخالفین امام (ره) نسبت می دهند و با برجسته کردن یکی علیه دیگری سعی دارند حوادث را انطور که هست نشان نداده و یکی را تحت الشعاع دیگری قرار دهند. به نظر حقیر واقعیت این است که هر دوی این حماسه ها را فرزندان خمینی (ره) به وجود اوردند و قابل تقسیم بین جناح های سیاسی نیست. هم حماسه سوم خرداد و هم حماسه دوم خرداد.

یادم می اید که اخر جنگ که دیگر به خانه های خود می خواستیم بازگردیم فرمانده واحد اطلاعات و عملیات امد که در بازگشت به استان یک دیداری با امام خمینی (ره) جور شده است و امادگی داشته باشید. این مژده به سان برقی بر دل های ما جهید و خستگی رزم و گرفتاری های اخر جنگ را از یاد ما برد. از تاریخ این دیدار یادم نمی اید لیکن چند ساعت به لحظه دیدار نمانده بود که فرماندهی واحد اعلام کرد که متاسفانه با توجه به رحلت حضرت ایت الله سید روح الله خاتمی(ره) که از مبارزین و یاران صدیق امام خمینی (ره) می باشد، امام خمینی(ره) با شنیدن این خبر تمامی دیدار های خود را منتفی اعلام کرده است، این خبر مثل پتکی بر سر ما بود زیرا تا ان زمان به دیدار امام (ره) نایل نشده بودم و تا اخر عمر شریف ایشان هم این امر میسر نشد و ایشان بعد از حدود یک سال بعد از جنگ به رحمت ایزدی پیوست. امام (ره)انقدر به سید روح الله (ره)و خانواده اش علاقه داشت که رحلت این مرد بزرگ ضربه ای به امام (ره)تلقی شد و ایشان را در ان زمان حتی یارای با رزمندگانی که اینقدر به انها علاقه داشت هم نبود و تمامی دیدار های خود را لغو کرد و همان موقع طی پیامی به اقای سید محمد خاتمی که در دوم خرداد 1386در سرودن حماسه انتخاب نقش اساسی داشت، نوشت و از ایشان به عنوان فرزند فاضل خود یاد کرده و دلجویی کرد.

اری هر دو حماسه دوم و سوم خرداد را یاران خمینی سرودند لیکن بعد از دوم خرداد بعضی خود را وارث سوم خرداد و در مقابل دوم خرداد نشان می دهند ولی باید گفت که این یک نعل وارونه زدن است و قلب واقعیت و هر دو حماسه سوم و دوم خرداد را یاران صدیق امام (ره)رقم زدند و دوستان عرصه سیاست باید بدانند که نباید از حوادث مقاطع انقلاب به عنوان حربه ای برای از بین بردن رقیب سیاسی خود سو استفاده کنند. این حوادث همه توسط یاران خمینی به وجود امده اند و این نباید به عنوان ارثیه ی کسی تلقی شود.

 دهلی نو 24/می/2009 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 14:27 شماره پست: 44

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

به نام اموزنده بزرگ و به نام گشاینده درب های علم و معرفت :
 و باز معلم و تعلیم،
و تعلیم که فصلی است زود اغاز، و دیر پایان در زندگی انسان ،
تعلیم از شکل گیری انسان اغاز و با درک و تجربه تولد و در طول حیاتش
  مستقیم و غیر مستقیم و مستمرا ادامه دارد و با تجربه مرگ که خود تعالیم و یادگیری های بی بدیلی در خود دارد؛  فرایند بزرگ ، جامع و این جهانی تعلیم  پایان می یابد، همانگونه که مشاهده می شود این فرایندی است که اغاز و پایان ان با اغاز و پایان زندگی در این دنیا برابر است.  در واقع می توان گفت که اگاهی و معرفت وجهه ممیزه انسان از موجودات دیگر خداوندی است و اشرف مخلوقات بودن انسان نیز به همین بستگی دارد و در واقع بار امانتی که خداوند بر کوه ها عرضه کرد و انان از تحمل ان احساس عجز کردند همین ظرفیت تعقل، اموختن و معرفت است و همین قابلیت و توانایی است که مسولیت اور بوده و اساس تعیین سعادت و یا شقاوت انسان در این دنیا و نیز در جهانی دیگر خواهد بود. و درجه علم و معرفت هر انسانی است که درجات انسانی وی را تعیین می کند تا انجا که حکیم و فیلسوف شرق ملاصدرای شیرازی معتقد است که این علم و اگاهی است که ماهیت انسان را تشکیل می دهد و بقای انسان هم به علم و اگاهی بستگی دارد و انسان فاقد علم و اگاهی، انسان نبوده و با حیوان برابر است و برای چنین انسانی حتی معادی هم تصور نمی توان کرد  و مرگ پایان موجودیت این چنین انسانی خواهد بود و مجازات سخت تعیین شده برای انسان فاقد علم و معرفت نابودی ابدی است، حکیم صدر المتالهین شیرازی درجه بقای انسان را نیز به میزان فربه بودن علم و معرفت هر فرد دانسته و در نظر وی انسان بر اساس درجه اگاهی اش، ارزش و جایگاه می یابد. خداوند بزرگ نیز از لسان نبی مکرم اسلام (ص) انسان را به کرات به تعقل و اموختن هدایت و توصیه می کند و همین جاست که نقش و اهمیت تعلیم و به تبع ان معلم به خوبی روشن می شود و انسان با تمام وجود خود جایگاه و نقش والا، اساسی و پر ارزش ان را درک می کند.
بزرگی بزرگان بشر به واسطه بزرگی علم ومعرفت معلمان انان بوده است و اگر انسانی هایی به برزگی رسیده اند ناشی از مائده ای اسمانی بوده
  که در شکل معلم بر سر راه انان قرار گرفته است. و در مقابل  بسیاری از سرمایه های انسانی به تباهی رفته و خواهد رفت زیرا معلمی در خور و مناسب برای انان یافته نشده و نخواهد شد. جایگاه معلم و تعلیم در بین ملل مختلف جهان درجات متفاوتی دارد و انچه در خصوص ایرانیان صادق و روشن است این که کسب علم و معرفت از بزرگترین ارزوهای انان بوده  و به درستی نیز هم اکنون این بزرگترین دغدغه خانواده ایرانی  است و به همین دلیل قدر تعلیم و معلم را ایرانیان می دانند زیرا از جایگاه و اثر ان در حال و اینده خود بطور واضح اگاهند. و تو ای معلم که نقش اموختن را در فرصت با ارزش زندگی ات به عهده گرفته ای اگاه باش که شما هستید که بشریت را در جایگاه بشریتش می نشانید و ما نیز با علم  به نقش تعلیم و معلم،  قدردانتان بوده و خواهیم بود شاهد مثال ان نیزاین است که هم اکنون وقتی در ذهن خود جستجو می کنم تعداد زیادی از چهره هایی را در ذهن خود دارم که در مراحل مختلف زندگی ام چیزهایی را به من اموخته اند و چهره تاثیر گذار و مهربانشان را فراموش نکرده  و نخواهم کرد و این است نقش ماندگاری که شما بر ذهن همه ما رقم زده اید و خود را جاودانه کرده اید.
دورود خدا بر بزرگ معلمین بشریت یعنی انبیا و اولیا و مصلحین، علی الخصوص نبی مکرم اسلام و تمامی کسانی که عمر خود را به تعلیم بشریت صرف کرده
 
و می کنند.
دهلی نو - روز معلم -  2 می 2009 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 15:9 شماره پست: 41

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ای نعمت دهنده و گیرنده ان با هر نعمتی که از ما می گیری نعمتی عنایت فرما 
 تازه سال تحویل شده بود که خبر رحلت همسر امام خمینی (ره) خانم مومنه مرحومه خدیجه ثقفی را شنیدیم و فردی که سالهای سال در کنار حضرت امام عمر خود را صرف کرد و در سختی های زندگی امام که بسیار طاقت فرسا بود ایشان را قدم به قدم همراهی کرد دوره ای که و با درد و رنج انقلاب، خانواده انقلابی بودن، زندان، تبعید، از دست دادن فرزند و .... همراه بود و خدیجه وار که رسول خدا (ص) را در ماموریتش همراهی،  کمک و تحمل رنج های این راه را کرد و با صبری مثال زدنی  از همه این کورانهای زندگی امام و مراحل انقلاب گذشت و ماند تا همه بروند و بعد خودش هم به سوی حق شتافت. روحش شاد و روانش با حضرت فاطمه زهرا (س) و خدیجه کبری (س) محشور باد. این بزرگ بانوی انقلاب مصائب زیادی را در این دوران تحمل کرد که هر کدامش انسان را به زانو در می اورد، روزی رنج زندانی شدن امام (ره)، روزی در ترس ریختن و دستگیری امام (ره) و خانواده اش، روزی شنونده طعنه دشمنان، روزی شنونده تهمت بی دینی امام و فرزند عالمش بود که به خاطر تدریس فلسفه باید شاهد اب کشیدن ظرفی باشد که عزیزش از ان اب نوشیده بود و کوردلان خفاش و ارتجاع، علم را کفر می انگاشتند وعلم و معرفت را کفر و حامل ان را نجس می دانستند، این شاید درد اور ترین برخوردی بود که از جانب خشکه مقدسان بی دین به این خانواده وارسته و اهل علم وارد شد، روزی تحمل تبعید، روزی شهادت فرزند فاضلش سید مصطفی (ره)  که به واسطه فرزند روح الله بودن کشته شد و نهایتا هم روزی زمان فراق بزرگ او رسید که یار و مولایش، امام خمینی (ره) که هم همسری مهربان و مومن و هم رهبری بزرگ برای او ملتش بود با دلی ارام و قلبی مطمین به رحمت خدا او را تنها گذاشت و باز دلش به اقا سید احمد گرم بود و چهره امام را در امین امام می دید، که ناگهان و بدون مقدمه او نیز با رفتنش عید این مادر را عزا کرد. ما به این مادر شهید مدیون می باشیم همانگونه که مدیون امام خمینی (ره) هستیم و به خانواده او نیز مدیون می باشیم. و اموزه های دینی به ما می گوید که همانطور که پیامبر اکرم (ص) توصیه به خانواده اش کرد و توقع تکریم اهل خانه اش را داشت این در خصوص ولی خدا نیز صدق می کند و ما باید قدر دان انان باشیم زیرا کشور و ملت و همه ما مدیون امام  و نهضتش هستیم. امام خمینی (ره) عمر خود را فدا و وقف کشور، ملت، انقلاب ، و اسلام ناب محمدی (ص) کرد و اکثر اعضای خانواده اش نیز همین راه را رفتند. این بزرگ رهبر شیعیان جهان، رهبر مستضعفان جهان و بزرگ دیندار سیاستمدار جهان، رهبر سیاسی دین محور، عارف بزرگ دهر از میان ما رفت و ما را در غم هجرانش گذاشت، به یادگارانش دل خوش بودیم که یک یک رفتند و امروز وظیفه ما این است که باز مانده ها از این خاندان را باید تکریم کنیم و بدین صورت حق انها را ادا نماییم  و کاری که امت پیامبر اکرم (ص) در حق بازماندگان رهبر خود کردند را ما خدای نکرده نکنیم  و با کسانی که در حق این خانواده خدای نکرده تعدی و سخنی به گزاف بگویند به شدت برخورد کنیم و اجازه ندهیم که به هیچ بهانه ای کسی سخنی به گزاف  در حق انان گفته و دل انان را بدرد اورد زیرا انان دردهای زیادی برای ما تحمل کردند.
چه بزرگوارند این خانواده که علیرغم این که تاکنون دو عید انان عزا شده ولی در هر دو حادثه انان به همه (دولت و ملت) توصیه کردند که عید خود را داشته باشند و کاری به غم انان نداشته باشند. پس بیاییم ما هم بزرگواری این خاندان را که در حق همه ما حق دارند با بزرگواری جواب دهیم در تکریم انان کوشا باشیم و حرمت انان را به خوبی نگهداریم.
 
خداوندا درود فرست بر روح رسول گرامی اسلام (ص) و پیروان راستین او که امام خمینی و خانواده اش نمونه روشن و بارزی از پیروان واقعی ان حضرتند.
  

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 0:45 شماره پست: 40

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

به نام تغییر دهنده قلوب و احوال :
ای تغییر دهنده و احوال ، به بزرگی و عظمتت سوگند که حال
  ما را خوبی و رضایتت تغییر ده 
سال جدید که ما ایرانیان حلول ان را جشن می گیریم از سنت ها و پدیده های فرهنگی دیرین در کشورمان ایران است که البته شامل تمامی حوزه فرهنگی فلات بزرگ ایران و حوزه فرهنگی ان است امروز جشن نوروز در تمامی کشورهای فارسی زبان و غیر فارسی زبان و اقوام ایرانی حوزه فرهنگی
  ایران بزرگ جشن گرفته میشود و باید ان را روزی وحدت افرین برای این سرزمین و اقوامی دانست که  روزگاری در کنار هم و یکپارچه کشور و فرهنگی بزرگ ایران را تشکیل می دادند. ایران روز مرکز زایش فرهنگ و تمدن در جهان بوده است و این یک امر ثابت شده است که شروع تمدن بشری از ایران اغاز شده است و مثال ان نیزاین است که امروزه بعد از قرن ها  باستان شناسان و تاریخدانان با کشف حوزه فرهنگی و باستانی جیرفت در جنوب کشورمان و حوزه رود هلیل رود و شهر سوخته در سیستان و بلوچستان صحبت از قدمت هفت هزار ساله حوزه تمدنی فلات ایران گفت گو می کنند.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...