مصطفوی
یادم می یاد وقتی آخرین روزهای شهریور ماه را در دهلی سپری می کردیم انگار آسمون سوراخ شده بود و نعمت خداوندی شهر کثیف دهلی را غسل باران می داد انگار خداوند هر ساله این شهر را که بندگانش با تمام قوا به الودگی ها الوده اش می کنند آسمون مامور می شود با بارش های شبانه روزیش غسل دهد ولی وقتی وارد ایران شدم از عدم بارش باران و نزولات جوی اگاه شدم انسان غصه اش می گیرد آنها را خداوند با آن همه بارش مورد نوازش قرار می دهد و مارا .... خداوندا به بدی ما نگاه نکن اصلا به ما نگاه نکن به کودکان مان رحم کن به پیرانمان انگاه که رو از روی درد سوی تو می آورند نگاه کن و رحمت خود را برما ببار. به نمازگزاران مان انگاه که سوی تو رو کرده اند نظر کن به وحوش مان انگاه که از فرط تشنگی تاب ندارند رحم کن خدایا می دانم برای بعضی از ما عبادت هم جنبه سیاسی دارد ولی تو به این نگاه نکن تو به دستان پینه بسته کشاورزان مان نظر کن و رحمت بی منتهایت را بر ما بباران. خدایا به انزجار ما از همدیگر نگاه نکن به انزجار پراکنی ما علیه همدیگر نگاه نکن خدایا اصلا به ما نگاه نکن و بباران بر این خاک تشنه. خدایا رحمت بی منتهایت شامل گیاهان تشنه زمینت کن هرچند ما هم از آن منتفع می شویم ولی خدایا مگر نه این که کفار هم منتفع هستند پس چه می شود که ماه هم باران رحمت تو را دریافت کنیم . امروز برزگان ما جرات خواندن نماز باران را هم ندارند و این خود اعترافی است به وضعیت ما خدایا ما معترفیم که گنهکاریم خدایا معترفیم که به هم ظلم می کنیم خدایا تو به این ها اگر نظر کنی که کلاه ما پس معرکه است. ای عزیر آفریدگار به ریشه تشنه گیاهان در کویر قسم به تشنگی سوسمارها در بیابان قسم به علف های لطیف کوه ها قسم که به ما نگاه نکن و آنها را از آب باران رحمت خود سیراب کن
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 8:30 شماره پست: 74
انگار زمان که می گذرد ارزش ها هم تغییر می کند در حالی که ارزش های انسانی و اسلامی یک مدار ثابت دارند و تغییری در آن نیست مثلا در هر زمانی دروغ ضد ارزش است و هرگز نمی توان به صورت طبیعی دوره ای را تصور نمود که دروغ گفتن به یک عمل ارزشی تبدیل شود. اما غرض از گفتن این مسایل این بود که سابق بر این قول دادن و حرف زدن خیلی مهم بود و مثلا اگر فردی ملکی را به صورت شفاهی حتی به فردی می فروخت و فرد دیگری ان را به قیمت بالاتری هم می خریدو یا مطابهمی کرد در جواب می شنید که این ملک را فروخته ام و صحبتش را با فلانی کرده ام لیکن امروزه انسان مشاهده می کدکه برای حرف های خود ارزشی قایل نیستند که این زیبنده انسان سالم نیست این زیبنده نیست که شما به فردی قولی را بدهید و یا انتظاری را ایجاد کنی و به راحتی از کنار آن بگذری بیاییم به حرف خود ارزش قایل شده و به ان عمل کنیم تا ارزش های انسانی سست نشود. بیاییم سنجیده تر سخن بگوییم و اگر گفتیم در کنار عمل کردن به ان هم باشیم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم دی ۱۳۸۹ ساعت 13:25 شماره پست: 73
امسال هم خداوند باز توفیقی داد تا در فضای عاشورا و محرم نفسی دوباره بکشیم که خداوند این توفیق را مداوم و بیشتر نماید. انسان به تاریخ که نگاه می کند کاملا مشاهده می کند که چگونه مردم و صحنه با گذشت زمان و به سرعت در مقایسه با زمان اغازش تغییر می کند. آن زمان که مدت زیادی از رحلت رسول خدا گذشته بود و در عرض چند سال امتش چنان بر سر خاندانش اوردند که انسان از مسلمان بودنش دچار شرم می شود. رسول خدا که انها را با عشقی بی حد از منجلاب فقر , فساد و رنج و مصیبت و گمراهی نجات داد بی انکه مزدی طلب کند ولی همین امت چنان با خاندانش عمل کردند که اگر لطف خداوند بر نسل کوثر نبود در عرض چند سال نسل رسول خدا هم منقرض می شد. حال این درسی برای ما باید باشد که با بزرگان خود در عصر خود اینچنین عمل نکنیم. بهانه هم قبول نیست زیرا آنان هم در زمان خود بهانه های خود را تراشیدند و بر آل رسول ان کردند که نباید می کردند. به نظر من بهانه تراشی ذره ای از گناه آنان کم نکرده و نمی کند لذا این برای ما هم ساری و جاری است و نباید از این تجربه تاریخی به راحتی گذر کنیم این یک لوح هدایت گر برای ماست که حرمت حرم بزرگان و راهنمایان خود را داشته باشیم و اسیر وسوسه خناسان نشده و وارد این نوع حرکات نشویم
خداوندا ما را به راه راست هدایت کن و از شر وسوسه شیطان نجات ده امین رب العالمین
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۳۸۹ ساعت 16:40 شماره پست: 72
یادش بخیر سال گذشته این موقع ها تازه از حج برگشته بودیم و سرها تراشیده بود و ... حال و هوایی داشتیم. خدا این نعمت را هم از ما گرفت. و هزاران نعمت دیگر که داد و از دست دادیم و باید حسرتش را خورد اما دنیا همیشه زیبایی خود را دارد چه امروز و چه دیروز و چه فردا و این حکایت همیشگی است که انسان حسرت گذشته را بخورد و امروز را درنیابد. امروز هم با همه مرارت هایی که دارد ارزش بالایی دارد که اگر کشفش کنی موفقی .
امروز اول محرم است ماهی که در آن حماسه بشر به اوج رسید و سرمشقی برای آزادگان به جای ماند انان که نمی خواهند تن به خفت تبعیت از مستبدان و حکام جور دهند و امام حسین ع راه ان را به ما یاد داد او کسی بود که تزویر حاکمیت را برملا کرد و کسی که معاویه وار و یزیدگونه بر اریکه خلافت رسول الله ص به ظلم نشسته بود را رسوای عالم کرد. این است زینت بخش بشر در برابر ملایک خداوندی و بشر بر این همه همت و شجاعت و درایت و... فرزند خود تا به ابد در برابر ملایک خداوند که بر او سجده کرده اند, افتخار خواهد کرد حاکمان زر و تزویر و زور باید بدانند که حسین ع و راهش همواره رسواگر انان تا به ابد خواهد بود و نمی توانند از درخشش نور حسین ع و راهش در امان بمانند.
خداوندا ما را در عمل حسینی قرار ده تا در عصر خود حسینی عمل کنیم و در انتها نیز حسینی محشور شویم.
خداوندا دورود و سلام خود و ما را خدمت رسول اکرم ص و فرزندان و خاندانش ابلاغ فرما و ما را از این خاندان قرار ده.
اول محرم 1389 تهران
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 10:9 شماره پست: 71
میلاد امام رضا ع را داشتیم که فیض ایشان شامل تمام جهانیان است در دهلی که بودیم بعضی مواقع که کسالتی به وجود می امد خدمت خانم دکتری می رسیدیم که از اهالی هند بود که در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ در ایران طبابت می کرده است نام این خانم دکتر خانم آشاجوشی است که فارسی را می داند و داستان ها از حضورش در ایران دارد دخترش که در شاهرود به دنیا امده بود می گفت همشهری شماست وی نقل می کرد که برای پسرش مشکل سلامتی به وجود امده بود و از این جریان مستاصل شده بود یکی از ایرانی ها به وی توصیه کرده بود که برای مشکل گشایی خدمت امام رضا ع به مشهد برود برای همین هم این خانم هندو مذهب با مراجعه به حرم امام هشتم ع در استانه درب با توجه به خال هندویی که داشته با ممانعت خدام حرم برای ورود مواجهه می شود و خدمه به وی توصیه می کنند که از همین بیرون حرم به امام هرچه می خواهد بگوید و برود که وی ناراحت شده و با گریه از همانجا با گلدسته های مولا با گریه حرف می زده که می گوید جوانی امده و سوال می کند که می خواهی بروی داخل که دکتر به وی جواب می دهد این اقا اجازه نمی دهد و می گوید با من بیا و تا نزدیک ضریح می رود و ..... خلاصه مشکل فرزندش حل می شود و اسم او را به همین مناسب از اسم هندویی به علیرضا تغییر نام می دهد.
مولا جان به ماهم نگاهی کن اگرچه معرفت تو رانداریم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:35 شماره پست: 70
دورود خداوند بر معلم بزرگ بشریت حضرت رسول اکرم که سلام و تحیت خداوند نثار روح بزرگوارش باد
سلام خدمت شما، سرکار خانم عرب
اقا کیومرث
ببخشید از این که دیر پاسخ می دهم. اینجانب نیز از صمیم قلب اعیاد ماه شعبان المعظم را خدمت شما و همه خانواده عزیزتان تبریک می گویم. امیدوارم زنده باشم و خدمتتان مجدد برسم. دیدار با شما ملاقات شیرینی بعد از سال ها برای من بود امید به ادامه این بهره معنوی دارم. خداوند فضل خود را شامل شما کرده و سایه ذیقدر شما را از سر ما کم نکند و سالها زنده و سرزنده و پاینده و پیروز باشید. ماه شعبان در اول و وسطش برای من که خبرهای خوبی داشت و بی معرفت نسبت به ان، هدایای خوبی دریافت داشتم. امید دارم که در این ماه شما هم شامل لطف و عنایت حضرت باری تعالی قرار داشته و عیدی خود را دریافت دارید. این شکسته نفسی نیست فی الواقع بی معرفت بوده و هستم لیکن نمی دانم دعای خیر چه فردی این عنایات را به بسویم ساری و جاری می کند. از خداوند سبحان به خاطر تمامی لطف و کرمش به این بنده ی خود شکر گذارم. دعاگوی وجود شریف شما نیز می باشم. سلامتی ، ان وجود ذیجود را از خداوند خواستارم
مصطفوی – دهلی نو - 12/5/89
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 14:17 شماره پست: 66
+ و خداوند مهر و لطافت خود را در وجود زن برای بشر تجسم عینی داد و مادر از این میان مهر کمال یافته ای است که از مهر ازلی نشات گرفته است. اکنون چند سالی است که یتیمی را با گوشت و خون خود حس می کنم از زمانی که این پشتوانه مهر و عطوفت خود را از دست دادم جایش را همیشه در زندگی خود خالی می بینم او که دعای خیرش را برای خود ضروری می دیدم و حرکت کم خطر زمانه قدار را با دعای او برای خود به سلامت می دانستم و هنوز نیز خود را مشمول دعای او می دانم. خداوندا روحش را شاد و همنشین اولیا و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قرارش ده که عمری را به ذکر خاندانش گذراند. خداوندا صبح ها را با دعا و نیایش او بیدار شدم وضعیت او را همچون سپیده صبح روشن مقرر فرما و ما را مشمول دعای خیرش قرار ده. خدایا به داد دل یتیمان مادر ما را هم در جوار رحمت خود قرار ده که زندگی را با رنج زیاد سپری کرد و قصور ما را در موردش ببخش و دل او را از ما راضی گردان که می دانم و اقرار دارم که رضایت او رضایت تو را به دنبال خواهد داشت. دهلی ۲۰ جولای ۲۰۱۰
شروع بدی که ما در ابتدای شروع قرن ۲۱ داشتیم که با تجاوزات بیمارگونه امریکا سر یک حادثه تروریستی که در ۱۱ سپتامبر در نیویورک رخ داد قرن ۲۱ و اینده ان را در ابهام فرو برد. قرن ۲۰ در حالی به پایان رسید که علمی که بشر در این قرن به ان دست یافت برابر بود با تمام علمی که بشر در طول ۱۹ قرن گذشته بدان دست یافته بود. از جهتی جنایاتی که در قرن ۲۰ صورت گرفت و میزان تلفات جنگ ها و نوع سلاح های به کار رفته در ان با ۱۹ قرن قبلی برابری می کرد. اما انچه در خصوص قرن ۲۱ می توان گفت این که این قرنُ قرن رجوع بشر به معنویت شاید باشد و کسانی که در این عرصه حرفی برای گفتن دارند در این قرن بازی گری خواهند کرد. امروز جهان خالی از اخلاق شده است و علم همراهی با اخلاق ندارد و نابرابری بسیار شدت یافته است چرا که ۱۰٪ مردم جهان ۹۰٪ ثروت انرا در اختیار دارند. حال قرن ۲۱ را چه پایانی خواهد بود انچه مسلم است اینکه تغییرات شگرفی در راه است و شدت تغییرات دیجیتالی خواهد بود. خدایا عاقبت ما را ختم به خیر کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۹ ساعت 17:5 شماره پست: 64
دهلی نو ۱۶ جولای ۲۰۱۰
چند وقت قبل اقای عبدالجبار کاکایی (از شعرای نامدار ایران در عصر حاضر) در برنامه که در خرداد ماه در خانه فرهنگ ج.ا.ایران در دهلی نو شرکت کرده بودُ در سخنرانی خود به امام خمینی ره و ادبیات و اشعار امام (ره) اشاراتی خوبی داشت این شاعر توانمند کشورمان که در جمع اوری اشعار امام خمینی با موسسه نشر اثار امام همکاری داشته است و در این زمینه اگاهی خوبی داشت و ذکر خاطراتی از این دوران هم داشت گفت :
ادبیات دهه شصت شمسی (یا دهه هشتاد میلادی) را باید به عصر ادبیات بی صله نام نهاد. ایشان در تشریح این سخن خود عنوان داشت که در این عصر شعرای ناموری در وسعت ادبی ایران که بسیار هم متعدد و وسیع به لحاظ بینش می باشند در مدح امام خمینی ره شعر گفتند این در حالی بود که صله ای هم دریافت نمی داشتند. (لازم ذکر است که تاریخ پر است از ادبا و شعرای که در مدح حکام دوره خود سروده های بلند دارند و این چندان عجیب هم نیست چرا که انان پس از هر سروده ای صله خود را از حاکم وقت دریافت می کردند و به مزد خود نقدا می رسیدند)
ایشان در ادامه به جایگاه شعر در بین فقهای مسلمان اشاره کرده و از فارابی (ره) میر فندرسکی (ره) و امام خمینی (ره) در این زمینه نام بردند و گفتند که شعر امام در این بین جایگاه ویژه ای دارد.
انچه در توضیح باید گفت این که امام از تعریف و تمجید خود بیزار بود و برخوردی که امام خمینی ره در همان اوایل انقلاب با استاد گرامی و سخنور ارجمند اقای فخرالدین حجازی کرد که در حضور ایشان لب به تمجید و تعریف از امام گشوده بود مثال زدنی است و علیرغم این که همه می دانند که اقای فخرالدین حجازی البته سخنی به گزاف نگفته بود ولی امام که روی این قضایا بسیار حساس بودند در مقابل این اقدام اقای حجازی اواکنش نشان داد.
لذا از این برخورد حضرت امام ره متوجه باید شد که بزرگترین خطری که نهضت امام خمینی ره را تهدید می کند هوای نفس است که نخبگان را به زمین خواهد زد و بزرگان را به زانو در خواهد اورد و امام این را به خوبی درک کرده و حتی در برابر سخنان درست اقای فخرالدین حجازی که تعریف و تمجید بود تاب نیاورد و دلش انچنان از خودش لرزید که در همان لحظه از ان جلوگیری کردند.
خداوند او را با انبیا (ص) و نبی مکرم اسلام (ص) محشور فرماید که در مراقبه اول مرد روزگار خود بود.
امام با عظمت ما اسلام را از گوشه محراب و کنج سجاده ها به اجتماع اورد و تلقی اسلام فردی را به اسلام اجتماعی و فرهنگی و جمعی تبدیل کرد.
این روح با عظمت که روح الله بود فنا فی الله بود امام خمینی ره راه دیگران را طی نکرد بلکه مستقل به امور نگاه می کرد و در حرکت خود معتقد بود که نباید به دیگران نگاه کرد باید به درستی راه اندیشید و بس.
امام بود و ازادیُ امام بود و دین مداری ُ امام بود و استقلال ُ امام بود و حد شناسیُ امام بود و حق شناسی و... خداوندا روحش را شاد و راهش را پر رهرو قرار ده
دهلی نو - ۱۵ جولای ۲۰۱۰
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۹ ساعت 16:47 شماره پست: 63
به نام عزت دهنده
امروز ۱۳ خرداد روز تولد حضرت امام خمینی رحمه الله علیه است که همزمان با مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چنین روزی (برابر با تقویم هجری قمری) دیده به جهان گشود.
فردا ۱۴ خرداد نیز روز رحلت جانسوز این ابر مرد آزادی خواهی جهان بشریت در عصر حاضر است (که قسم به عصر) که ظهورش در پهنه نقشه سیاسی جهان بسیاری از برنامه های جهان مادیت را بهم ریخت و به عصر مذکور چهره ای انسانی ُ معنویُ مهربانانهُ دلسوزانه و نرم نشان داد و به دنیا نشان داد که خارج از دایره غرب و شرق هم می توان پناهگاهی یافت.
اما برخی در همین سرزمین ایران که گهواره پرورش خمینی کبیر ره بوده است قصد دارند این چهره را مخدوش و یا کم اثر کنند که زهی خیال باطل :
چراغی که خدا وند بیفروختُ خواجه را خاموش کردن نشاید.
خواجه رفت که انرا خاموش کند ریشش نیز بسوخت.
امروز و هر زمانی دیگر گفتار ُ اعتقادات و شیوه عمل امام خمینی ره به واسطه وجود عدم فردیت طلبی ُ روح الهیُ عدم خود بینیُ تقوی و ... راهی تازه ُ ماندگار و ساری و جاری خواهد بود و کید مکاران سیاسی و مذهبی متحجر به خاک خواهد خورد و رسوایی برای انان و تازگی و رونق برای راه تفکر و شیوه امام ادامه دار خواهد بود.
این نادره قرن خواهد درخشید حتی اگر خفاشان تاب دیدن درخشش او را نداشته باشند چون خداوند او را برگزید و حمایت کرد و عزیز نمود. انشاالله
تولد فاطمه ی پیامبر رحمت و مهربانی (ص) و فرزند برومندش امام خمینی ره مبارک باد
دهلی نو - ۳ جون ۲۰۱۰
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:22 شماره پست: 62









