مصطفوی

مصطفوی

امروز روز جهانی زمین است، زمینی که از بدو بوجود آمدنش به سمت شرایطی رفت که بتواند پذیرای موجودات زنده باشد، هر روز شرایط خود را به سمت ترمیمی سازنده برد، تا مناسب ترین شرایط را برای زیستن موجودات از جمله موجودات نازنازیی مثل انسان ها فراهم نماید، و امروز همین انسان کار را بجایی برده است که احتمال از بین رفتن زمین در هر لحظه وجود دارد؛ آنقدر بمب اتمی و هیدروژنی توسط این انسان دوپا ساخته و انبار شده است که برای نابودی چند کره زمین مثل این کره خاکی، کافی است.

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

"جعبه سیاه" !

باز دلت را به باد سپردی و بازیچه بازی های کودکانه اش شدی؟

تو بازی خورده آسمان و زمینی،

تو را به امتحان، به ناکجا آباد می برند،

تا اصل و نسبت را هم فراموش کنی،

و تو را به میزان خود می کشند،

و تو چون "رفوزه های ته کوزه"،

باز هم این بازی روزگار را می بازی،

و من در این هوای بد، هوای "کولاک" کرده ام،

کاش تو را به گفتگوی سنگ ها راهی بود،

کاش تو را به گاهِ خشمُ خشونتِ موج ها راهی بود،

کاش با غرش نیروهای آسمانی همکلام می شدی،

کاش آنی نبودی که هستی،

کاش همان بودی که می خواستی،

اما افسوس که از کاشتن این کاش هیچ نرویید.

باخته lost 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

این همه باران هم نمی تواند انباشت غم و سیاهی را از دلم بشوید، روزگاری قطراتی چند می شست و می برد، به نمی ترنمی روان می شد، اما اکنون ساعت ها و روزها بر من می بارد، اما انگار نباریده است، قلبم می خواهد از گلویم بیرون بیاید، انگار می خواهم خیلی از چیزها را بالا بیاورم، اما گیر کرده است، نه بالا می آید و نه پایین می رود، مثل یک حُناقِ اختناق آور دارد خفه ام می کند؛

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

استاد و معلم خوبم امروز روز توست، باید اعتراف کنم هر روزِ من روزِ توست، تو و گفته هایت هر لحظه با منید، تا دم مرگ، و شاید در پس آن نیز همانی را با خود ببرم که آموخته ام، و بسیاری از آنچه دارم و خواهم برد را از تو دارم، این را از درس ابوریحان بیرونی گرفتم، که در لحظه رفتن هم مساله می پرسید و می خواست، دانسته دوستان و دنیا را ترک کند. 

استاد خوبم تو هرگز از من دور نبودی که بخواهم امروز تو را یاد کنم، با منی و خواهی بود. باید بگویم بخش زیادی از آنچه من اکنون هستم، به واسطه توست، من اینم، زیرا تو آن بودی، بعد از خودم، این تویی که امروزم را رقم زدی، آنگاه که مرا شیوه زیستن آموختی، درس تفکر دادی، راهنمایم به متون و روشی بودی که مرا بسازد، از همه مهمتر درس "پرسیدن و سوال" دادی،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

سده هاست که شمشیرهای عمود و کمانی است که  از ما می کُشند؛ زیرا تجارت خون پر سود ترین تجارت است، هم قدرت می آورد و هم ثروت؛ و تو گویی راز این سودا را تمام ظالمان و مستبدین خوب فهمیده اند؛ در مرام و مسلک آنان انگار خون را خدا برای ریختن آفرید؛ شاید هم فکر می کنند، این رگ ها برای بریده شدن و شکافتن است، تا قدرت و شوکت و ثروتشان را آبیاری کند؛

بوی جنگ که می آید، خوب می فهمی که نقشه ی خون کشیده اند؛ باز از دُردانه ها و نازگُل های شیردل این منطقه لعنتی، لاله های پرپر و نخل های بی سر می خواهند؛ خدایا این چه سودایی بود، سودای خون؛ نمی دانم این بار در آن سوی خاکریزها، با سربازان کدام همسایه به سلاخی همدیگر خواهیم پرداخت.

این را فقط می دانم که ده ها قرن است که در هر رویارویی در این خاک جنگ خیز، هر دو طرف کتابی مقدس در یک دست، و شمشیری در دست دیگر داشتیم، و زین پس هم با این سطح آگاهی که داریم، باز خواهیم داشت، و از خدای این کتاب ها همواره درخواست کمک و یاری برای غلبه بر همدیگر خواهیم کرد؛ چون صلاح الدین ایوبی که قرآن در دست داشت، و ریچارد اول که انجیل را پناهگاه خود کرده بود،

غافل از این که خدای قرآن و انجیل آنرا برای هدایت بشر بسوی انسانیت ارسال داشت، ولی چه سود که اکنون این کتاب ها و پیروانش به پناهگاه کشورگشایان و زیاده خواهان تبدیل شده، و دو طرف در کتاب، شمشیر و هدف مشترکند، وجه اشتراک دیگرشان خونی است که از شمشیرهای کمانی و یا عمود شان از ما می ریزد.

و ما مردم، که چون مرغ ها، قربانی جشن و عزای آنانیم، هم در جشن ها از سر شعف و تکبر سرمان را بریدند و هم در عزا، غضب شان ما را بی سر کرد، تا خوراک نفس سرکش شان شویم.

قدرت و ثروت، در سایه کتاب و شمشیر

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی،

و همین لرزه بر اندامم می اندازد،

نکند این نشان از رفتنت باشد،

من از این تماشایی شدن ها خاطره خوبی ندارم،

نکند حکایت مرگت را رقم می زنند،

می دانم،

این روزها زیبایی های چهره ات، با دردهای درونت در هم آمیخته اند،

در حالیکه باران های بهاری بعد از آن زمستان خشک و بی بارش،

تو را می شوید و پاک می کند،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

خانواده خرگوش ها، موش ها، گنجشک ها، کبک ها، عقاب ها، روباه ها و... بی توجه به بچه هایی که از آنها طی قرن ها در سنین بسیار کم، بی آنکه حتی زندگی را ببینند و چیزی از مفهوم آن بفهمند، در لانه ی خود، نسل ها در پی نسل ها، لقمه لذیذ و خوراک مارها شدند، کاندیدا شدن مار سیاه جوان را برای خزانه داری جواهرات دره سرسبز و غنی "بیدر"، پذیرفتند؛

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

این پیروزی به جمیع برادران همسو در دشمنی با برجام و در یک کلام شرایط آرامش و صلح جهانی مبارک باد، به خصوص برادران دلواپس اصولگرا که خیلی برای تحقق این پیروزی چند ملیتی زحمت کشیدند، به خصوص صدا و سیما که ارگان رسمی و تبلیغاتی آنها علیه برجام بود و برای این لحظه ثانیه شماری و تبلیغ کردند، برادران قاچاقچی که بازارشان داغ خواهد شد، برادارن مجاهد که در خیانت علیه ملت خود با بدترین دشمنان همیشه همسو و دست در دست هستند، برادران کیهان نشین که از پول این مردم علیه صلح، آرامش، امنیت و بزرگان این مردم دایم استفاده می کنند، تا به اهداف جناحی خود برسند، امامان جمعه که علیه برجام و دست اندر کاران به فرجام رسیدن برجام سنگ تمام گذاشتند، برادران طرفدار مدیریت بی مبنا، غیر علمی، فراقانونی، یله و رها، احمدی نژادی، خودسر که کشور را به این روز سیاه نشاندند، برادر صهیونیست نتانیاهو که با وجود برادران تند و آتشین خود در داخل ایران هرگز در رسیدن به اهداف خود تنها نبود، برادر بن سلمان که همیشه همسایه ایی مزاحم و در دشمنی با ایران حاضر است دست هر نامردی را بفشارد، برادران جمهوریخواه امریکا و...که سفره رنگین آنها از خون ملل منطقه همیشه رنگین است و همیشه و در هر موقع که دست مردم ایران در تعیین سرنوشت خود محکم تر حرکت می کند، آنان دستپاچه می شوند و افراطی تر تصمیم می گیرند و یا با کودتا و یا با این نوع خیانت به عهد و عهدمداری و پیمان و پیمانداری، دست غارتگران عزت و سربلندی مردم ایران را در داخل ایران باز می کنند و آنان را از شکست نجات می دهند، و مردم ایران را زیر یوغ جماعت حقیر می خواهند، و کلی برادرها و خواهرهای دیگر که تمام مساعی خود را در این راستا به کار بردند، تا برجام به فرجام نرسد، و صلح و آرامش هرگز شکل نگیرد و مردم ایران و منطقه همیشه نان خود را در خون قاتق کنند؛

همه شما برادران و خواهران می توانید این پیروزی بزرگ جنگ طلبی و تمامیت خواهی خود را در پرونده خود علیه ملت ایران ثبت و درج کرده در تاریخ بدان فخر بفروشید.

ترامپ قرارداد برجام را یکطرفه پاره کرد

اما به یاد داشته باشید که پیش از این صدام حسین هم مغرورانه و بی شرمانه تر از شما جشن پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر را جلوی دید همه جهانیان با شلیک گلوله به ما برپاکرد، اما چند سالی بیش نگذشت (چند سالی که از نظر تاریخ چشم بهم زدنی بیش نبود)، که به زباله دان تاریخ پیوست، و تاریخ خسارات او را به عراق و کشورهای همسایه اش فراموش نخواهد کرد؛ و البته این قانون طبیعت است که "عهدشکنان چوب بدعهدی خود را به حتم بخورند"، "دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد"؛ قطعی است که "ظالمین به کیفر ظلم خود مجازات شوند"، و به حتم "چرخ روزگار خواهد چرخید"، ایستادن برای این چرخ محال است؛

اما این برجامی که پاره شد، تا صلح و امنیت جهان را فاتحه بخواند و عرصه را به جنگ طلبان دهد، حاصل خیانتی بود که دشمنان داخلی و خارجی این کشور، بر این آتش خروارها هیزم و نفت ریختند، تا این "رییس جمهور تاجرپیشه" کبریت بر آن کشد، البته من از ترامپ انتظاری ندارم که او بنا به منافع خود عمل کرد، همچنین به نتانیاهو، و بن سلمان حق می دهم تا بنا بر منافع خود عمل کنند، هر چند دنیای سیاست با همه کثافت و لجنی که در خود دارد، و بسیاری را به لجن و کثافت کشیده است، گاه مردان مردی را هم به خود دیده که بر اساس انسانیت و موازین اخلاق عمل کرده اند، و پا روی خواست و منافع خود نهادند، و حال که ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان نمی خواهند بر چنین معیاری باشند، بگذار آنها هم چون دیگر بد عهدها و پیمان شکنان تاریخ، اسب چموش قدرت طلبی و تمامیت خواهی خود را بتازند تا در لیست جباران تاریخ جایگاهی بهتری برای خود ردیف کنند.

اما کسانی که خوشه از خرمن خون ملت خود بر می چینند، به خصوص آقای حسین شریعتمداری، مریم رجوی، کوچک زاده ها، زاکانی ها، علم الهدی ها، خاوری ها، مرتضوی ها و... و بی شمار برادران قاچاقچی، اختلاس گر، غارتگران بیت المال و مدافعین آنها در تمام ارکان نظامی که سنگر به سنگر فتح کرده اید، باید بگویم که این خیانت شما را تاریخ و مردم ایران هرگز فراموش نخواهند کرد، که این ملت، انقلاب و کشور را به بازهای کودکانه قدرت طلبی و ثروت طلبی و تمامیت خواهی خود گرفتید و هر چه توانستید برای نابودی برجام انجام دادید، برجامی که به دنبال دور کردن جنگ و خون ریزی و صلح بود و می رفت تا شرایط کشور را آرام کند و شرایطی را ایجاد کند، که شفافیت، قانونمداری، اخلاق و... وجه قالب صحنه کشور شود، اما ترامپ به مدد شما دوستان داخلی خود و دشمنان برجام آمد و آن را با قلدری تمام مقابل چشم همه جهانیان پاره کرد، تا دوباره ثروت و خون جوانان این مرز و بوم به خدمت اهداف حقیر قدرت طلبی و ثروت جویی چون شماها که دشمنان صلح جهانی و برادری و آرامش هستید، قرار گیرد و..

باید به شما دست مریزاد گفت، خوب با هم حرکت کردید و به هدف هم رسیدید، تبریک به شما؛ اینک شرایط به دوران دولت های نهم و دهم برگشت می توانید، حوزه های سلطانی را دوباره شکل دهید، سلطان شکر، سلطان سیگار، سلطان ماشین های راه سازی، سلطان دارو و... حوزه های سلطانی بسیاری را می توانید به راه اندازید و برای واردات هر کدام از اقلام نیازمندی این مردم، می توانید حوزه های سلطانی تشکیل دهید و خون این مردم را در شیشه سیری ناپذیر خود بریزید و بساط رانت خواری و بخور بخورهای هزاران هزار میلیاردی خود را دوباره در بستر تعطیلی قانون، بلبشو ارز و سکه، تحریم، شرایط فوق العاده بعد از برجام و... راه اندازی کنید و حسابی کیف کنید، و هر کس گفت "آزادی" ، "جمهوریت" ، "گردش آزاد اطلاعات" ، "حقوق شهروندی" ، "قانومداری" و... توی دهنش بزنید که امروز که "امریکا در مقابل ماست سخن از این حرف های سسول بازی ممنوع".

 اکنون می توانید قوه مجریه را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهید، تا ناکارمدی سکاندارش را در پرتو کمک بزرگ "عمو سام" ثابت کنید، و بدین طریق هر چه بیشتر رکن جمهوریت را در مقابل سنگرهایی که تا کنون از آن خود کرده اید، نحیف تر کنید و عرصه داری کشور را به بهانه "مقابله با دشمن" ، "دور زدن تحریم" و... عهده دار شوید و نقش نمایندگان مردم را به "مترسک های سر جالیز" کاهش دهید و بکوبید بر هر طبل بد آهنگی که می خواهید، و هم کاندیدای خود را بی دغدغه بر کرسی ریاست جمهوری آتی، کرسی های سبز مجلس و شوراها بنشانید و... عقده ها بگشایید و بساط همان بشود که در دولت های نهم و دهم داشتید و کشور را به این روز سیاه نشاندید و... پس می توانید تیترهای شادی بر تارک "کیهان" ، "جام جم" ، "رسالت" و... بزنید و حال کنید.

اما امثال من چه شما یزیدها سر کار باشید و چه هر نانجیب و ناخلف دیگری همچون شما، اگر چنانچه سربازی امریکایی، اسراییلی، سعودی و... پا بدین سوی مرز نهد خیالتان راحت، بی توجه به حضور بی مقدارتان در قدرت، در جبهه ها حاضر خواهیم شد، تا بلکه بتوانیم قسمتی از خسارت اعمال ناشایست و سیاست های قدرت و ثروت طلبی شما را برطرف کنیم، و کشور و ملت را از تسلط بیگانه نجات دهیم؛ و در این حرکت به سیره امام سجاد تاسی خواهیم کرد، که آن امام در زمانی مرزبانان سرزمینش را دعا می کرد، که زمان سلطه معاویه و یزید بود، و آنان سربازان آن ظالمین، و برای آن امام فرق نمی کرد این مرزداران خلیفه علی، و یا معاویه اند، و لذا در هر جنگی که شما و امثالهم رقم زنید، در صحنه هر نبردی علیه متجاوز خارجی مجبور بحضوریم، زیرا حساب آنروز، حساب کشور است نه حساب بی مقدارهایی مثل شماها.

 اما حساب این خیانت های شما باشد به قیامت و اگر در این دنیا وصال داد، که محکمه ایی آزاد و غیر وابسته به ارباب زر و زور تشکیل شد، که به محاکمه کشیده خواهید شد، و اگر وصال نداد، باز هنوز معتقد به قیامت هستیم و به برپا شدن قیامت و حساب و کتاب را فارغ از عملکرد شما امری منطقی و اعتقادی می دانیم و منتظر حساب کشی از شما خواهیم بود.

اما سخن دیگری با مردم ایران که "چندلغاز پولی در انبان دارند"، و وسوسه می شوند در این معرکه معرکه داران خطرناکی مثل این برادران، ثروت ناچیز خود را در "گرگدره ارز و طلا" بریزند، باید بگویم که این بازار هم در دست همین برادران است، و در این گرگدره نرفتن خیلی بهتر است، تا اینکه خود را طعمه این گرگان کرد، آنان طعمه ها برای شما گذاشته اند، تا غارت تان کنند، ثروت های بی حد و حسابی که از اشک دیده و خون دل این مردم برای خود جمع کرده و از هر گونه حساب و کتاب قانونی، چشم رکن چهارم دمکراسی (مطبوعات آزاد)، نمایندگان مردم در نهاد های قانونی، خارجند در این بازار مکاره این گرگدره، بازی گری می کند، شما مردم وارد این بازی کثیف و ضد ملی آنهایی نشوید که در تعطیلات نوروز بازار آرام ارز را بهم ریختند تا ما را غارت کنند، و ثروت ما را نصف کردند، تا دولت رقیب را زمین گیر کنند، این هایی که به منافع ملی و کشور و مرکبی که خود بر آن نشسته اند (انقلاب و کشور) رحم نمی کنند، به شما مردم و ثروت های ناچیزتان نیز رحم نخواهند کرد؛ یادتان نرود که همین ها بودند که موسسات اعتباری و صندوق هایی جورواجور را با نام های مقدس تشکیل دادند، و پول های شما را گرفتند و به غارت بردند، و پرداختش را به دوش بیت المال انداختند، تا دولت از جیب خودتان، پول به غارت رفته اتان را بپردازد؛ لذا در این بازار ورود نکنید که گرگدره ایی است با گرگ هایی دندان تیز که به موقع جیب تک تک شما را خالی خواهند کرد، از بازار مشابهی که از ارز و سکه در دولت های نهم و دهم راه انداختند عبرت بگیرید، بازنده های آن بازار هم تنها من و شما بودیم، و برندگانش را من که نمی شناسیم، آن موقع هم همین بازار را راه انداختند و عرصه داران آن بازار، ثروت خرده پاها را در یک چشم بهم زدنی غارت کردند، پس عبرت بگیرید و وارد این بازی کثیف دست های ناپاک غارتگران نشوید.

مصطفوی! ناله و روضه بس کن، این روزها روز شادی این برادران است، پس بگذار به شادی خود برسند و به ثروت و قدرت خود بیفزایند، اما همه می دانیم که این درب بر یک پاشنه نخواهد چرخید، کید و مکر شان به آنان باز خواهد گشت، و سیل و زلزله ایی بالاخره از آسمان هم که باشد، فرود خواهد آمد و قارون و گنجش را دفن خواهد کرد.    

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ارتباط با ما

مصطفی مصطفوی 

Mostafa Mostafavi

متولد   (1970)  1349

   کارشناسی ارشد مطالعات هند

M.A Indian Studies

                                                                                                                                                                                   

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...