مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

شرق زادگاه و پرورش دهنده دیدگاه‌های مهم عرفانی، و از سرچشمه‌های اندیشه و شناخت بشری‌ست، و بی‌شک نقش تمدن هند، در کنار چین و ایران در عرفان و معرفت شرق، نمودارگر یک تاریخ افت و خیزهای بزرگ است. بخشی از عرفان شرق ریشه در دیدگاه اندیشورانی بزرگ در فرقه‌های دینی شبه قاره، از جمله هندوئیسم، بودیسم، جینیسم، سیکیسم، با صدها شاخه‌ی مختلف آن دارد.

عرفان معتقد به جهان بینی زاهدانه، بهزیستی فردی، ژرف اندیشی شهودی، توسعه درونی و فردی‌ست، که از طریق سلوک و انزوای فردی، خلوت گزیدن، و با قناعت و ریاضت زاهدانه، با پرهیز از دنیاطلبی و برخورداری‌های آن، برای دستیابی به فنا، و وصول به حقیقت تلاش کند،

اما جامعه عرفانی، با همه آزادی و آزادسازی خود از همه چیز، حتی خود، به رغم این پایه‌های اندیشه و رفتار، تاریخ قابل تاملی در رفتار داشته و دارد، گریزندگان از دنیا، گاه به دام شیفتگان قدرت و ثروت، و دنیاطلبان افتادند و می‌افتند، و خود به هیولایی در دنیا طلبی تبدیل شدند، و یک تاریخ انحراف را از اندیشه شایسته و بایسته عرفانی را برای خود ثبت کرده و می‌کنند، و سخت به محک روزگار کشیده شده و می‌شوند، و در مطامع دنیا، با دنیاطلبان شریک شدند، و بازی روزگار آنان را نیز، طعمه بازار "زر و زور و تزویر" خود ساخت، و به قول مولانا جلال الدین بلخی، به یکی از بنّاهای"سنگ بنای آخورِ" دنیا و دنیاطلبان تبدیل شدند.

جامعه سادوها [1] ، یا سالکان مکتب هندو، و یوگی‌ها [2] و برهمنان (روحانیت هندو) در تاریخ خود، بارها به دستمایه سو استفاده اهل سیاست، و حتی خود به اهل سیاست تبدیل شدند، و به عمله‌های قدرت، برای تصاحبِ بیشتر ثروت و قدرت مبدل شدند، و از جمله مالکان، صاحبان پول و ثروت در هند شدند، که نبرد بر سر سیطره بر این ثروت عظیم صد‌ها سال است که دامنگیر جامعه آنان نیز شده، و اوقاف معابد، حوزه‌های دینی (آخاراها، آشرام‌ها و...) به بهانه‌ایی برای جنگ و کشتار بین آنان نیز تبدیل شده، و رقابتِ داشتن، از جامعه عوام، به جامعه اهل معنا و مذهب نیز راه یافت، روند جاری در مافیای جنایت، به طبقه عرفان و مذهب نیز وارد شده، حذف فیزیکی و نبرد خونین، در این جامعه نیز گسترش یافته است.

نوشتاری که ترجمه آن می آید، نگاهی تاریخی به سیر سو استفاده از اهالی سیر و سلوک و عرفان، در هند دارد، که چگونه در آخرین ایستگاه کنونی این فرایند، اهل عرفان و معرفت و ریاضت به سربازان نبرد ظالمانه و تمامیت خواهانه ملیگرایی فلسفه هندوتوا [3] تبدیل شدند، و در خدمت گروه‌ها و سازمان‌های تعقیب کننده این ایدئولوژی، در گروه های شبه نظامی، گروه های فشار، لباس شخصی و... سازماندهی و از سوی مراکز قدرت هندوئیسم افراطی به کار گرفته شدند تا در توسعه قدرت شاخه سیاسی سازمان نیمه مذهبی، نیمه مخفی، مخوف، شبه نظامی و البته گسترده فاشیستی RSS [4] کمک کنند، و در خدمت پروژه‌ها و اهداف سیاسی حزب BJP (شاخه سیاسی سازمان RSS)، اندیشه‌ی توسعه طلبی و زیاده خواهانه هندویی قرار گیرند،

این مقاله به سو استفاده از این بستر معنوی و با نفوذِ و موثر و قدرتمند از دوره دولت گورکانیان هند (۱۵۲۶–۱۸۵۷ میلادی)، تا سلطه بریتانیا (1857-1947)، دوره انقلاب آزادیبخش (1947تا1856)، و بعد از آن در جامعه سکولار، تکثرگرا و دمکرات دولت‌های بعد از پیروزی انقلاب آزادیبخش هند (1947 تا 2014)، و اکنون در دولت راستگرایان هندوتوا، به رهبری حزب BJP (2014 تا کنون) می‌پردازد، که به نیابت از گروه‌های مادر ملیگرا و راستگرای هندو، به ویژه RSS، تامین کننده نیروی پیشبرنده سیاستِ سیاستمداران کهنه کار در این دو تشکیلات مخوف و قدرتمند شده‌اند، تا روند سیاست در هندِ بعد از استقلال را، از آزادی، دمکراسی و تکثر، به سوی تکصدایی و ملیگرایی و تمامیت خواهی مذهبی، و حاکمیت بیچون و چرای هندوئیسم پیش برند، و پروژه پاکسازی شبه قاره هند از اغیار (اسلام، مسیحیت و...) را محقق سازند،

و در بلند مدت، با رجعت به سوی اوج باستانی فرهنگ هندو، راهبری هندوستان را به طبقه برهمنان هندو بازگردانند، و بعد از یک دوره‌ی دراز زدودن فرهنگ ظالمانه طبقاتی جامعه هندو، جامعه کاستی، سنتی و باستانی هندو را با سازوکارهای آرمانی‌اش بازسازی کنند، تا بیش از یک و نیم میلیارد انسان‌هایی که اکنون طبق قانون اساسی مدرن و پیشرو هند، در تمام طبقات اجتماعی، در برابر قانون برابرند، به جایگاه سنتی خود در جایگاه عالی تا پایین‌ترین طبقات در هرم طبقاتی هندو بازگشت دهند، و طبقه‌ایی از روحانیت هندو (طبقه برهمن)، به نمایندگی از خدایان، نظام و هرم طبقاتی سابق را، راهبری و هدایت کنند، و هند، هندوئیسم و هندوها را به جایگاه آرمانی خود در شبه قاره، و بلکه جهان باز گردانند، این مکتب باستانی و فکری که مدعی سرمداری و نجات بشریت است، در این راه، به اهتزاز پرچم‌های زعفرانی خود، بر بام‌های بلند جهان، که به واقع عرصه حرکت و عملیات خدایان افسانه‌ایی خود می‌داند، می‌اندیشد،

تا پیش از تحقق این آرمان بلند، این شبه قاره هند است که باید از اغیار پاکسازی شود، تا "پاکستان هندو" در کشور هند تحقق یابد، تا در مرحله بعد، به جهانی هندویی اندیشید، که تحقق آن با زور، و بدون زور در حال انجام است. حضورِ شتابان هندوئیسم و برهمنان جهان آرمانِ آن، در قاره‌های مختلف جهان، نشانگر شروع حرکتی بزرگ برای داشتن دنیایی معتقد به فرهنگ و خدایان باستانی هندوست که، هر کدام از آن خدایان، حلول قبلی در دیگری است، و نقشی در خلقت و بازآفرینی انسان و غیر انسان و جهان داشته، و در دوره‌های چند میلیون ساله، ظهورهای متفاوتی را، به نام‌های مختلف داشته، و البته خواهند داشت.

اندیشه سیاسی و فرهنگی و ملیگرای هندوتوا، امروزه خود را به عنوان نماینده هندوئیسم در کل مطرح، و سعی دارد، کل هندوئیسم، با تکثر باورنکردنی‌اش را، با خود یکی دانسته و یا جلوه دهد، و خود را سردمدار و احیاگر آن در عصر مدرن بداند، از این رو در راه تصرف سنگرهای مختلف اجتماعی در جامعه هندو، دست به هر اقدامی زده و می‌زند، که از جمله آن، می‌توان به خدمت گرفتن عرفان و عرفای تارک دنیا، در روند توسعه طلبی و تمامیت خواهانه دنیای هندو دانست.

استفاده سروزیر جدید ایالت بنگال غربی از سالکان و زاهدان ناگا، برای اهداف سیاسی بهانه ایی شد تا آریجیت موکرجی [5]  نگاهی به تاریخ سو استفاده سیاسی از اینان بیندازد، وقتی زهر سیاست دامن اهالی دین و عرفان را مسموم می‌کند :

 

 

زاهدان مسلح و افسانه‌ی هندوُتوای ستیزه‌جو [6]

روایت سادوهای ناگا

Sep 10, 2026 (19 شهریور 1405)

سادوهای ناگا، در مقابل مهمترین دانشگاه بنگال غربی هند

چهره لخت به خدمت گرفتن عرفا، در راستای منافع سیاسی حاکمیتی حزب حاکم BJP

سرکوب دانشجویان توسط گروه های فشار کف خیابان

مردم عادی برای اهل زهد و پارسایان احترام و حرمتی عمیق قائل‌اند؛ این پاسداشتی جهانی است که در همه‌جا دیده می‌شود. هندوها نسبت به سادوهای خود، احترامی توأم با هراس دارند. مسیحیان مؤمن برای کشیشان احترام قائل‌اند و مراسم انتخاب پاپ جدید، خود به تنهایی رویدادی تماشایی و پرشکوه است. بسیاری از مسلمانان نیز برای مولوی‌ها (روحانیون)، هر کاری می‌کنند؛ و به همین ترتیب در دیگر مذاهب هم همین است. شاید نگاه عقلانی به این پدیده، شما را به حیرت وادارد، اما آنچه روشن است نمی‌توانید چنین واقعیتی را در جهان انکار کنید.

همین دیروز، سروزیر جدید [7] ایالت بنگال غربی [8] ، تجمعی [9] را راهبری کرد که طی آن راهپیمایی می‌خواست به دانشجویان گستاخ فریادگر «آزادی» در دانشگاه جاداوپور [10] - معروف‌ترین موسسه دانشگاهی ایالت - ، درسی در مورد هندوئیسم بدهد، اوه! ببخشید، در مورد هندوتوا ، همانطور که آقای آدیکاری و دستیارانش ترجیح می‌دهند آن را بنامند.

بنابراین، او انبوهی از زاهدان تیره ناگا  را به این تجمع آورد - آنها در حالی که تقریباً برهنه، در روز روشن، در خیابان‌های جلوی دانشگاه رژه می‌رفتند، دیده شدند. برای بسیاری این سرگرمی بود، و برای بسیاری خشم را به همراه داشت. پیام اصلی این راهپیمای، در حضور زاهدان ناگا [11] نهفته بود - که، اکثر هندوها فکر می‌کنند، و البته به آنها یاد داده می‌شود، که فکر کنند، که قرن‌هاست همین سادو‌ها بودند که سلاح در دست، هندوئیسم را از نابودی نجات می‌دهند.

حدود دو یا سه سال پیش، گزارشی در روزنامه «آناندبازار پاتریکا» [12] منتشر شد: دو گروه از سادوها (زاهدان هندو) بر سر اختیارِ کنترل معبدی در «آیودیا» [13] با یکدیگر درگیر شده و به سوی هم بمب پرتاب کرده بودند. سادوها — یا همان سانیاسی‌ها [14] — که طبق تعریف سنتی فرهنگ «ساناتانی» باید نمادهای وارستگی و بردباری باشند، حالا بر سرِ در اختیار گرفتن معبد با هم می‌جنگیدند. این ماجرا قطعاً عجیب به نظر می‌رسد؛ اما پیشینه‌ای طولانی در پسِ آن نهفته است. این، داستان زاهدان «ناگا» است.

روزنامه نگار اهل دهلی، دیرندرا کومار جا [15]، که کتاب‌ها و مقالات متعددی در مورد ساز و کار مکتب هندوتوا نوشته است. در یکی از این کتاب‌ها "بازی‌های زاهدانه: سادو‌ها، آخاراها [16] و شکل‌گیری بانک رأی هندو" [17] که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات کانتکست منتشر شد، بر اساس بیش از یک دهه تحقیق - با بررسی اطلاعات فرقه‌های مختلف سادوها و آخاراهای مخفی پراکنده در شمال هند - نشان داد که چگونه ویشوا هندو پریشاد [18] و گروه‌های وابسته به آن به طور سیستماتیک در تلاش بوده‌اند تا کل جامعه سادو را در خدمت دستور کار راستگرایان هندو "هندی-هندو-هندوستان" [19] گیرند. فریب، قتل، بازی‌های ثروت چنان جایگاهی یافته است که معنویت در درجه دوم اهمیت قرار دارد و این تجارت واقعی زمین و املاک است که در بین آنان جریان می‌یابد. در برخی موارد، این مبارزه برای بدست آوردن کنترل زمین و املاک توسط این آقایان اهل معنویت چنان وسعت می‌گیرد که، چهره دنیای مخوف و بیرحم مافیای مشهورِ زیرزمینی شهر بمبئی (مرکز ایالت مهاراشترا) را نیز سپید کرده، از شرمندگی خارج می‌کند.

همچنان که خود آقای Jha می‌نویسد:

"آنچه در «هانومان‌گراهی» [20] یافتم، نه دنیایی برخاسته از قدرت معنوی اهل زهد، بلکه فضایی شکل‌گرفته بر پایهٔ زورِ عریانِ باندهای سادوی مسلح بود؛ کسانی که برای کسب ثروت و قدرت با یکدیگر می‌جنگند و گاه حتی کارشان به نبردهای آشکار و علنی می‌کشد. آن‌ها در عین حال که پیوندی تنگاتنگ با بخش‌های تجاری، نهادهای حکومتی و جریان آشکارا فرقه‌گرای راستِ هندو برقرار می‌کنند، مراقب‌ند تا خدشه‌ای به ظاهرِ زاهدانهٔ هانومان‌گراهی وارد نشود."

پیش از فرو رفتن در جزئیات این تاریخچه، لازم است مقدمه‌ای کوتاه درباره این حوزه‌ها (akharas) ارائه دهم. حوزه‌هایی که در شهرهایی همچون الله‌آباد، بنارس (واراناسی) یا آیودیا می‌بینید — نظیر ماهانیروانی، جونا، نیرانجانی، دیگامبار، نیروانی و غیره [21] — در اصل اردوگاه‌های سادوهای (زاهدان) که اساسا پیرو خدای شیوا یا ویشنو هستند. در میان آن‌ها، برخی به طریقت «ده‌گانه» (Dasnami) [22] تعلق دارند؛ گروهی که خود را جانشینان شانکاراچاریا می‌دانند. واژه داسنامی به ده نامِ رایج در طریقت «سانیاسی» (زاهدانِ تارک دنیا) اشاره دارد — یعنی تیرتها، آشراما، وانا، آرانی، گیری، پارواتا، ساگارا، ساراسواتی، بهاراتی و پوری  [23]— که این نام‌های دهگانه حقیقی تارکان دنیا (سانیاسی‌ها) محسوب می‌شوند. تنها سانیاسی‌هایی که یکی از این نام‌ها را دارند، جانشینانِ چهار شاگرد اصلی شانکاراچاریا به شمار می‌آیند. با این حال، اصطلاح «دسنامی» پیش از قرن نوزدهم در متون دیده نمی‌شود. می‌توان گفت که انتساب این گروه به شانکاراچاریا، امری متأخر است و احتمالاً به دوره‌ای بازمی‌گردد که تلاش‌هایی برای گردآوری سنت‌های معنویِ پراکنده و گوناگونِ هندو در شمال هند، زیر چتری واحد و یکپارچه صورت می‌گرفت. در درون طریقت دسنامی، شاخه‌ای افراطی وجود دارد که شامل «ناگا سادها» (Naga sadhus) می‌شود؛ زاهدانی که عریان پرسه می‌زنند و گفته می‌شود که فرآیند تشرف و ورود به فرقه ناگا، از نظر جسمانی بسیار خشن و طاقت‌فرساست.

نزاع بر سر زمین، ملک و اعتبار در میان سادوهای حوزه‌های مختلف پدیده جدیدی نیست - تاریخ آن باستانی است و به آغاز سلسله ناگا برمی‌گردد. اما مکتب هندوتوا با آمیختن این درگیری با معنویت، یک افسانه محبوب خلق کرده است - افسانه‌ای که در آن این سادوهای مسلح ناگا هزاران سال است که علیه حاکمان یا مهاجمان «بی‌ایمان» می‌جنگند تا از هندوئیسم (ساناتانا دارما) محاصره‌شده محافظت کنند. به لطف رسانه‌های راست‌گرا، رسانه‌های اجتماعی و دانشگاه واتس‌اپ، این افسانه به هر خانه‌ای سرایت کرده است. در پشت آن دو هدف اصلی نهفته است: نخست، تثبیت دائمی این نظریه که آیین هندو قرن‌هاست که آماج حمله قرار داشته است؛ و دوم، معرفی این «ناگا سادوها» به عنوان «قهرمان» — یعنی نمادهای «هندوتوای» ستیزه‌جو. و هدف این نوشتار، فراتر رفتن از آن روایت اسطوره‌ای است تا به بازیابی تاریخ واقعی دست یافت.

این باورِ افسانه‌آمیزِ «حفاظت از آئین» از کجا آغاز شد؟

ماجرا در واقع از سال ۱۹۲۵ آغاز می‌شود؛ سالی که سازمان «راشتريا سوایام‌سواک سنگ» (RSS) تأسیس شد. در همان سال، مبلغی مسیحی و اسکاتلندی به نام «جی.ان. فارکوهار» دو مقاله درباره سادوهای (زاهدان) مسلحِ قوم «ناگا» نوشت — با عناوین «زاهدان جنگجوی هند» و «سازمان سانیاسی‌های ودانتا» — که هر دو تا به امروز در محافل «هندوتوا» محبوبیت دارند. بر اساس این روایت، تا قرن شانزدهم، فقیرهای (درویشان) مسلمانِ مسلح هرگاه درگیر جنگی نبودند، به سانیاسی‌های هندو حمله می‌کردند و سانیاسی‌های صلح‌جو و غیرخشونت‌طلب نیز کاری از دستشان برنمی‌آمد. در آن دوران، سادویی به نام «مادهوسودان ساراسواتی» در این باره به اکبر (سومین پادشاه گورکانی که از 1556 تا 1605 حکمرانی کرد) دادخواهی کرد و اکبر و بیربال به او پیشنهاد دادند که مردانی از غیرِ طبقه برهمن را به جرگه تارکان دنیا (سانیاسی‌ها) وارد و برای محافظت از سانیاسی‌های برهمن، آن‌ها را مسلح کند. در پی این ماجرا، مادهوسودان ساراسواتی پذیرش اعضایی از طبقات «کشاتریا» (طبقه نظامیان هندو) و «ویشیا» (طبقه بازرگانان و صنعتگران هندو) را در فرقه سانیاسی‌ها آغاز کرد و سلاح در اختیارشان قرار داد. نکته قابل‌توجه اینکه خودِ فارکوهار در نوشته‌اش اذعان کرده است که نظریه‌اش برگرفته از داستان‌هایی بوده که از برخی سادوهای فرقه «ساراسواتی» در بنارس و فرقه «گیری» در الله‌آباد شنیده بود، و اینکه او هیچ‌گونه شواهد تاریخی مبنی بر دیدار میان مادهوسودان ساراسواتی و اکبر نیافته است.

این روایت توسط کتاب دیگری که مورد توجه هواداران و حامیان ایدئولوژی ستیزه‌جوی «هندو‌توا» قرار دارد، تقریباً به بخشی از تاریخ رسمی بدل شده است: کتاب « تاریخ ده طریقت تارک دنیا» [24] اثر مورخ، سِر جادونات سرکار [25] و شری نیراد بوشان روی [26]. این کتاب که در دهه ۱۹۵۰ نوشته شده، با حمایت مالی «شورای حوزه‌های ماهانیروانی» [27] در الله‌آباد و با هدف بزرگداشت سه تن از سادوهای (زاهدان) مشهورِ فرقه «گوساین» [28] این حوزه — یعنی راجندراگیری و شاگردانش آنوپ‌گیری و عمرائوجیری — تألیف شد؛ کسانی که نامشان گهگاه در وقایع قرن هجدهم به چشم می‌خورد. بخش نخست کتاب تماماً به قلم خودِ سِر جادونات است که در آن به خاستگاه ده طریقت، آداب و رسوم مذهبی، فرقه‌های گوناگون و روابط میان آن‌ها می‌پردازد؛ او همچنین اشاره می‌کند که روایت شفاهی و سنتیِ خودِ حوزه، ریشه‌اش را به دوران «آدی شانکاراچاریا» منتسب می‌کند، ادعایی که سِر جادونات آن را «محل تردید» می‌داند. بخش‌های دیگر کتاب توسط نیراد بوشان و عمدتاً بر اساس یادداشت‌هایی از اثر چهارجلدی سِر جادونات با عنوان «سقوط امپراتوری مغول» [29] نگاشته شده است. اگرچه این بخش می‌کوشد شکوه و عظمت گوساین‌ها را به تصویر بکشد، اما شواهد تاریخیِ موجود در خودِ کتاب — به‌ویژه اسناد متعدد فارسی و مراتی — آشکار می‌سازد که این سادوهای مسلح، از اواخر دوران مغول تا عصر استعمار بریتانیا، همچون مزدور و در ازای دریافت پول یا زمین می‌جنگیده‌اند. سِر جادونات رد پای حضور این سادوهای پیرو خدایان شیوا و ویشنو را در دربار حاکمان بومی گوناگون — از جمله اودای‌پور، جی‌پور، جیسالمر، جودپور، بیکانر، بارودا، ماروار و غیره — دنبال می‌کند. تاریخ، آنوپ‌گیری را با نام «همت بهادر» می‌شناسد و مسلم است که زمانی راجندراگیری، آنوپ‌گیری و عمرائوجیری فرماندهی حدود ۴۰ هزار سرباز سواره‌نظام و پیاده‌نظام (از میان همان سادوها) را بر عهده داشته‌اند.

شرح مفصل تاریخچه این سه گوساین — به‌ویژه آنوپ‌گیری و عمرائوجیری — را می‌توان در کتاب «زاهدان جنگجو و امپراتوری‌های هند» [30] اثر ویلیام آر. پینچ [31] یافت که در سال ۲۰۰۶ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است؛ اثری که حاصل بیش از یک دهه پژوهش در زمینه سنت‌های شفاهی، سکونتگاه‌های گوساین‌ها، مصاحبه با اعضای حوزه، و اسناد آرشیوی است. به گفته پینچ، روایتی که فارکوهار از «مادهوسودان ساراسواتی» ارائه داده، با رویدادی که از نظر تاریخی مستند شده است، تناقض دارد. در واقع، منشأ آن افسانه مربوط به «سانیاسی»های جنگجو، واقعه‌ای است که در کتاب‌های «طبقات اکبری» اثر نظام‌الدین احمد و «اکبرنامه» اثر ابوالفضل ثبت شده است.

داستان در سال ۱۵۶۷ آغاز می‌شود؛ یعنی یازده سال پس از آنکه اکبر در دهلی بر تخت سلطنت نشست. ارتش اکبر در مسیر بازگشت از لشکرکشی پنجاب به آگرا، در «تانِشوار» [32] اردو زد. تانِشوار زیارتگاهی مشهور بود؛ جایی که سادوهای پیرو شیوا و صوفیان گرد هم می‌آمدند تا در حوضچه‌ای مقدس غسل کنند. در ۹ آوریل ۱۵۶۷، هم‌زمان با وقوع خورشیدگرفتگی، صوفیان، سادوها و بسیاری از زائران ثروتمند برای انجام غسل آیینی گرد هم آمده بودند. میان دو گروه از سادوهای پیرو شیوا، بر سرِ حق تقدم در غسل و همچنین مالکیت سکه‌های طلا و نقره‌ای که توسط ارادتمندان اهدا شده بود، اختلاف درگرفت. بنا بر روایت «اکبرنامه»، یک گروه شامل حدود پانصد نفر از یوگی‌ها بود و گروه دیگر بسیار کوچک‌تر، یعنی کمتر از نصفِ شمارِ گروه نخست، جمعیت داشت. رهبر گروه کوچک‌تر، «کیشو پوری»، نزد امپراتور شکایت برد که یوگی‌ها — که دیرتر به آنجا رسیده بودند — آن‌ها را کنار زده‌اند؛ او اظهار داشت که با وجود کمتر بودنِ تعدادشان، حاضرند به نام خدا با سلاح به نبرد با یوگی‌ها برخیزند و یا جان خود را فدا کنند و یا غاصبان را بیرون برانند. در مقابل، یوگی‌ها مدعی بودند که آن منطقه موروثیِ آن‌هاست و «سانیاسی»های گروه پوری به‌تازگی در آنجا ساکن شده‌اند و اکنون قصد دارند با بیرون راندنِ یوگی‌ها، قلمرو خود را بازپس گیرند. توصیه اکبر مبنی بر حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلاف از طریق مذاکره — به تعبیر ابوالفضل — مصداقِ «ریختن مروارید پیش خوک» بود. سرانجام اکبر که صبرش لبریز شده بود، به طرفینِ درگیر فرمان داد تا کار را با نبرد یکسره کنند. دو گروه در میدان تانِشوار در دو سوی مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند. نبرد ابتدا با شمشیر، سپس با تیر و کمان و در نهایت با سنگ‌پرانی و درگیری تن‌به‌تن ادامه یافت... دیری نپایید که آشکار شد گروه کوچک‌ترِ سانیاسی‌های پوری به‌سرعت در حال نابودی و تلفات سنگین هستند. در این لحظه، اکبر به شماری از سربازانش دستور داد تا به یاریِ گروه ضعیف‌تر بشتابند. با ورود سربازان گورکانی به معرکه، یوگی‌ها به‌سرعت شکست خوردند و رهبرشان، «آناند کور»، کشته شد؛ و بنا بر روایت «نظام‌الدین احمد» — شاهد عینی ماجرا و نویسنده کتاب «طبقات اکبری» — اکبر با اشتیاق و لذت فراوان به تماشای این صحنه نشست.

ماجرای «تانِشوار» در چهار روایت جداگانه‌ی فارسی — اثر نظام‌الدین احمد، بدائونی، ابوالفضل و نویسنده‌ای ناشناس — شرح داده شده است. با وجود تفاوت‌های جزئی، روایت‌های اصلی با یکدیگر هم‌خوانی دارند: (۱) اکبر در تانِشوار با دو گروه از زاهدان سیار (سانیاسی‌ها) هندو دیدار کرد، (۲) کانون ماجرا حوضچه‌ای مقدس بود که زائران از سراسر شمال هند برای غسل در آن گرد می‌آمدند، (۳) پس از بی‌نتیجه ماندن تمام تلاش‌ها برای میانجی‌گری، اکبر به سانیاسی‌ها گفت که اختلاف خود را از طریق نبرد حل ‌و فصل کنند، و (۴) در جریان نبرد، سربازان اکبر به دستور او به گروه کوچک‌تر یاری رساندند و همان گروه پیروز شد. روایت «فارکوهار» اما کاملاً متفاوت است. از آنجا که هیچ سند تاریخی دال بر دیدار «مادهوسودان ساراسواتی» و اکبر وجود ندارد، فارکوهار با استدلالی نه‌چندان محکم فرض را بر این گذاشت که این دیدار باید دست‌کم دو سال پیش از ماجرای تانِشوار — یعنی در سال ۱۵۶۵ — رخ داده باشد. او درباره‌ی واقعه‌ی تانِشوار نیز چنین نوشت: «این ماجرا چنان با آن سنت روایی هم‌خوانی دارد که یقین دارم هر ذهن تاریخ‌شناسی بی‌درنگ اذعان خواهد کرد که باید آن را تأییدی کامل بر آن داستان دانست»؛ وی همچنین خاطرنشان کرد که اکبر لابد لبخندی کنایه‌آمیز بر لب داشته است، آن‌گاه که تنها دو سال پس از توصیه به سانیاسی‌های هندو برای برداشتن سلاح علیه فقیران (زاهدان) مسلمان، شاهد نبرد آنان با یکدیگر بوده است.

کانون روایت فارکوهار، نظریه‌ای دیرینه درباره شکاف میان هندوها و مسلمانان است. بیشتر مفسران بریتانیایی آن دوران و شماری از مفسران هندی بر این باور بودند که منازعات فرقه‌ای میان هندوها و مسلمانان در جنوب آسیا، با ظهور اسلام در قرن هشتم آغاز شده است. با این حال، مورخان امروزی به کاستی‌های این نظریه کلی‌نگر درباره تقابل، اشاره کرده‌اند؛ چرا که شکاف‌های مذهبی و درگیری‌های فرقه‌ای امری تغییرناپذیر و ثابت نبودند و در هندِ قرون وسطی، این دو سنت مذهبی اغلب مکمل یکدیگر تلقی می‌شدند. برای نمونه می‌توان به طریقت ریشی [33] (صوفی) در کشمیر اشاره کرد که بر پایه فلسفه شیوایسم [34] بنا شده بود، یا به آثار ریچارد ایتون [35] در کتابش "ظهور اسلام و مرزهای بنگال ۱۲۰۴-۱۷۶۰" [36] و یا نوشته‌های سودیر چاکرابارتی [37] در کتاب "باول فقیر کاتا" [38] و "گابیر نیرجان پاته" [39] که به توصیف سنت باول ِفقیر می‌پردازند. از این رو، تصور می‌شود ادعاهای مطرح‌شده در آثار مفسران دوران مدرنِ آغازین، درباره تقابل هندوها و مسلمانان، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیتِ تاریخیِ گذشته باشد، منعکس‌کننده جهان‌بینی خودِ آن مفسران است.

اگر نظریه تقابل فرقه‌ای میان هندوها و مسلمانان را کنار بگذاریم، همچنان می‌توان شباهت‌هایی میان تاریخ دوره مغول (کورکانیان هند) در قرن شانزدهم و روایت‌های اوایل قرن بیستم یافت. نخست اینکه، مناقشه میان دو فرقه از زاهدان سالک هندو در جریان بود. دوم، مذاکراتی میان امپراتور اکبر و نمایندگان این سالکان برای حل ‌و فصل این اختلاف صورت گرفت. سوم، اکبر پیشنهاد کرد که این مناقشه از طریق نبرد مسلحانه حل شود. تفاوت میان روایت‌های این دو دوره در زمان و علتِ دست ‌به ‌سلاح شدن اهل زهد نهفته است؛ در روایت‌های عصر مغول، زاهدان سالک از پیش مسلح بودند، اما در روایت‌های قرن بیستم، آن‌ها تازه به توصیه اکبر سلاح به دست می‌گیرند. به عبارت دیگر، این روایت که زاهدان صلح‌جو صرفاً برای مقابله با مهاجمان مسلمان سلاح به دست گرفتند و اینکه طبقه شودرا [40] نیز در کنار طبقات بالا در طریقت «دهگانه» جای داشتند، متعلق به اوایل قرن بیستم است؛ یعنی دقیقاً زمانی که ایده «هندی-هندو-هندوستان» در شمال هند در حال شکل‌گیری بود و کلیشه‌های فرهنگیِ «هندوی صلح‌جو» [41] و «مسلمانِ پرخاشگر و خشن» [42] رواج می‌یافت.

توصیف سالکانِ مسلح به پیش از تانشوار برمی‌گردد. اولین اشاره تاریخی به آن در کتاب "هارش آچاریتا" [43] ی بانابهاتا [44] آمده است، جایی که دو شاگرد کاپالیکا بهیراو اچاریا، شایویت معروف، به دستور مرشد خود، به گارد شخصی جد هارشا، پادشاه پوشپابوتی از تانشوار، پیوستند و مهارت قابل توجهی در نبرد نشان دادند. پس از سال ۱۵۰۰، مسافران اروپایی نیز در زمان‌های مختلف از یوگی‌های مسلح نوشتند. روایت یک مسافر ایتالیایی از یک «یوگی راجا» در گجرات و پیروان مسلح او - که با لباس سالکان، با نیروی مسلح سفر می‌کردند و درآمد جمع‌آوری می‌کردند - یاد می‌کند. به درخواست حاکم مسلمان کالیکوت، این یوگی راجا و پیروانش، به گروهی از بازرگانان پرتغالی حمله کردند و آنها را کشتند. همچنین روایت‌هایی از یوگی‌های غیرمسلح در تاریخ وجود دارد - برهنه، پابرهنه، آغشته به خاکستر، که در اطراف دهلی پرسه می‌زدند و صدقه التماس می‌کردند. به طور کلی، این یوگی‌ها به صورت گروهی سفر می‌کردند که شامل مردان مسلح و غیرمسلح می‌شد. تاجر انگلیسی، پیتر مندی، با دیدن چنین ترکیبی از یوگی‌ها در واراناسی، با شگفتی نوشت:

«مسلمانان یا مورها و هندوها، و سپس یوگی‌ها، خاک‌مالیدگان (آشمن‌ها) و دیگر هندوها؛ اینان مردانی متمول بودند که به خاطر زهد و عبادت، از همه چیز دست شسته و فقرِ خودخواسته را برگزیده بودند.»

سی سال پس از مندی، گزارش‌های برنیه [45] نیز توصیفات مشابهی ارائه می‌دهند.

با مقایسه همه این روایت‌ها، یک نکته حیاتی آشکار می‌شود: ملاقات اکبر و سالکان هندو تغییر قابل توجهی در فرقه سالکان ایجاد کرد و ظهور یک جامعه مسلح و سازمان‌یافته از سالکان از این زمان آغاز شد. از اینجاست که می‌بینیم ادعای "دفاع مسلحانه از هندوئیسم (ساناتانا دارما)" [46] صد در صد افسانه ایی بیش نیست.

ابوالفضل با توصیف نبرد تانشوار، سلاح‌های سادوهای گیری و پوری - شمشیر، چاقو، چوب، تیر و کمان، دیسک‌های فلزی و در نهایت سنگ - همه سلاح‌های سرد به جز تیر و کمان را نیز فهرست کرد. تا قرن بعد، توصیفات تاورنیه نشان می‌دهد که این سانیاسیس‌های سرگردان نه تنها به کمان، تیر و شمشیر، بلکه به تفنگ و نیزه نیز مسلح بودند - و تعداد آنها همراه با شکوه و جلالشان چندین برابر شده بود. تا قرن شانزدهم، دسته‌های سرگردان و بی‌بند و بار یوگی‌ها در عرض صد سال به پیاده‌نظام و سواره‌نظام ناگا تبدیل شدند که خود را با روش‌های متغیر جنگ وفق می‌دادند - و مثل همیشه، برای نان روزانه خود می‌جنگیدند.

در مناطق وابسته به اقتصاد کشاورزی شمال و مرکز هند، بارندگی هرگز قطعی نبود - و وقتی طبیعت نامهربان می‌شد، دهقانان هیچ شبکه امنیت اجتماعی نداشتند. بین سال‌های ۱۵۵۴ تا ۱۷۰۴ - از اکبر تا جهانگیر، شاه جهان و اورنگ زیب - شمال هند حداقل شاهد چهار قحطی بزرگ بود: آگرا/دهلی/هاریانا (۱۵۵۴-۱۵۵۶)، گجرات (۱۶۳۰-۱۶۳۲)، بیهار (۱۶۷۰-۱۶۷۱) و دکن (۱۷۰۲-۱۷۰۴)، همراه با کمبودهای غذایی محلی کوچک‌تر بی‌شمار. مانند امروز، پسران خانواده‌های دهقان شمال هند برای امرار معاش به ارتش‌ها می‌پیوستند. در آن زمان، ارتش یا ارتش مغول بود، یا به عنوان عضوی از حوزه‌ها به نیروهای آن می‌پیوستند. این تلاش برای غذا و پوشاک باعث شد که سالکان ناگا این حوزه‌ها به تدریج به عنوان واحدهای نظامی سازمان‌یافته به نیروهای حاکمان منطقه‌ای بپیوندند.

در سال ۱۷۵۱، راجندرا گیری گوساین به نیروهای صفدرجنگ — نواب اوده (لکنوی فعلی) و وزیرِ احمدشاه، امپراتور گورکانی — پیوست و تا سال ۱۷۵۳ در خدمت او بود. در سال ۱۷۵۳، دو تن از شاگردان راجندرا گیری به نام‌های آنوپ‌گیری و عمرائوجیری، خدمت خود را در دربار صفدرجنگ و بعدها در دربار جانشین او، شجاع‌الدوله، آغاز کردند. در این دوران، نیروهای آنوپ‌گیری و عمرائوجیری به فرمان امپراتور گورکانی به بنارس — که در آن زمان تحت حکومت پادشاهی هندو به نام بالوانت سینگ بود — حمله کردند. هنگامی که شجاع‌الدوله با افغان‌ها متحد شد، این نیروها به عنوان بخشی از آن ارتش مشترک، علیه ماراتاها جنگیدند. گفته می‌شود که پیش از نبرد سوم پانی‌پت در سال ۱۷۶۱، افغان‌ها از دیدن بخش‌های پایینی بدن و باسنِ عریانِ این سربازان به‌شدت آزرده‌خاطر شدند؛ چنان‌که گروهی از افغان‌ها از مشاهده ارتشِ عریانِ شجاع‌الدوله — که «اندام‌های تناسلی و باسنشان نمایان بود» — «بسیار خشمگین و ناراحت» شدند.

نیروهای «ناگا سادو» تحت فرماندهی «آنوپ‌گیری» و «عمرائوگیری» در تاریخ نبرد «بکسار» [47] در سال ۱۷۶۴ — به عنوان بخشی از نیروی مشترک مغول‌ها، پتان‌ها، روهیلاها و راجپوت‌ها — حضور داشتند. ویلیام دالریمپل در کتاب خود با عنوان «هرج‌ومرج» [48] توصیف دقیقی از این ماجرا ارائه داده است. پس از پیروزی بریتانیا در بکسار، این دو سالک مدتی (۱۷۶۴-۶۵) به عنوان مزدور در خدمت «جواهر سینگ» — زمین‌دار قوم جات [49] — بودند و سپس در سال ۱۷۶۷ به خدمت حاکم ماراتا، «راگونات رائو» [50] ، درآمدند. در همین دوران، آن‌ها از غیبت کارفرمای خود برای غارت منطقه «بوندل‌کند» [51] بهره بردند. در سال ۱۷۶۷، این دو برادر به اردوگاه «شجاع‌الدوله» بازگشتند و تا سال ۱۷۷۵ در خدمت او ماندند. سپس، به مدت حدود پانزده سال، در حالی که به حاکمان مختلف خدمت می‌کردند، در اطراف دهلی به تاخت‌ و تاز و غارت پرداختند. بین سال‌های ۱۷۸۹ و ۱۸۰۲، آن‌ها در ازای تصرف بوندل‌کند برای «علی بهادر» (از حاکمان ماراتا)، مبلغ یک میلیون و سیصد هزار روپیه (با ارزش پولی آن زمان) پاداش دریافت کردند؛ اما بلافاصله تغییر موضع داده و به جبهه بریتانیا پیوستند و «شمشیر بهادر»، پسر علی بهادر، را از قدرت برکنار کردند. سرانجام در سال ۱۸۰۳، در دوران فرمانداری کل «لرد ولزلی»، توافقی با آنوپ‌گیری حاصل شد؛ توافقی که برای بریتانیا اهمیت راهبردی فوق‌العاده‌ای داشت. باید به خاطر داشت که این دوران مصادف با جنگ‌های انگلیس و ماراتا بود. در نتیجه‌ی این توافق با بریتانیا، آنوپ‌گیری امتیاز انحصاری منطقه بوندل‌کند را به دست آورد؛ امری که موجب حفظ خطوط تدارکاتی بریتانیا در امتداد رودخانه یامونا (نزدیک الله‌آباد) در برابر حملات ماراتاها شد. بی‌شک می‌توان گفت که بقای سلطه بریتانیا در هند در آن مقطع زمانی، مرهون اقدامات آنوپ‌گیری بود.

ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. توافق‌نامه سال ۱۸۰۳ پیامد عمده دیگری نیز داشت؛ و برای درک آن، باید نگاهی به شورش مشهور «سادوها (سالکان هندو)- فقیران (سالکان مسلمان)» در تاریخ بیندازیم؛ همان شورشی که بانکیم [52] در مراحل اولیه آن (۱۷۷۰-۱۷۷۱) در اثر خود، «آناندامات» [53] ، توصیف کرده است. اگرچه بانکیم شورش سالکان هندو را عمدتاً قیامی هندو و ناشی از قحطی و ستم حاکمان مسلمان به تصویر کشید، اما شواهد تاریخی بعدی ثابت می‌کند که ماهیت این شورش اساساً اقتصادی بوده و فقیران مسلمان و دهقانان تهیدست نیز به این سادوها پیوسته بودند. در قرن هجدهم، بسیاری از سادوهای متعلق به طریقت‌های «دهگانه» ــ به‌جز طریقت‌های «تیرتها»، «آشراما» و «ساراسواتی» ــ همچون گروه‌های «آنوپ‌گیری» و «اومراوگیری»، به سوی لذت‌های دنیوی و تجارت روی آورده بودند. «حوزه‌ها» (مرکز تجمع و فعالیت) گروه «گیری» در میرزاپور، پیوندهای تجاری با نپال، سورات، دکن و حتی تبت برقرار کرده بود و به داد و ستد ابریشم خام، ابریشم مرشدآبادی، شال‌های پشمینه، تریاک، مس و انواع ادویه‌جات می‌پرداخت. پس از نبرد باکسار، هنگامی که کمپانی هند شرقی امتیاز جمع‌آوری مالیات (دیوانی) بنگال، بیهار و اوریسا را ​​به دست آورد، به‌تدریج انحصارهایی ایجاد کرد و تجارت انحصاری را در پیش گرفت. بر اساس گزارش‌های هیئت‌مدیره کمپانی، پیش از سال ۱۷۷۰، حدود بیست هزار «موند» (واحد وزن) ابریشم از مسیر میرزاپور به سورات حمل می‌شد. تا سال ۱۷۸۹، این حجم به سختی به هزار موند کاهش یافت و سال بعد، تجارت ابریشم سالکان هندو به‌کلی متوقف شد. هم‌زمان، از سال ۱۷۷۴، کمپانی شروع به افزایش مطالبات مالیاتی از «زمین‌داران» کرد و نظام اراضی «دِووتار» (زمین‌های وقفی متعلق به معابد یا زاهدان) را که در اختیار سادو‌ها بود، لغو نمود. با از میان رفتن تجارت ابریشم، آخرین منبع درآمد سادو‌ها نیز ناپدید شد. قحطی سال‌های ۱۷۷۰-۱۷۷۱، مالیات‌های سنگین و از دست رفتن تجارت، همگی دست‌به‌دست هم دادند تا وضعیتی جهنمی در ایالت بنگال پدید آورند؛ وضعیتی که به شورش سادو‌ها، فقیران و دهقانان انجامید؛ شورشی که خاکستر آن تا بیش از یک قرن همچنان گداخته و فعال باقی ماند.

در سال ۱۸۰۳، پس از توافق «ولسلی» [54] با «آنوپ‌گیری»، شورش «سانیاسی-فقیر» ناگهان فروکش کرد. نوشته‌های «فرانسیس بوکانان» [55] نشان می‌دهد که بسیاری از سادو‌های مناطق بنگال و بیهار به نیروهای آنوپ‌گیری پیوستند و راهی «بوندل‌کند» شدند. بریتانیایی‌ها که عموماً از سادو‌های «ناگا» دلِ خوشی نداشتند، به‌تدریج آنوپ‌گیری را پذیرفتند؛ چرا که او شروع به حفاظت از منافع بریتانیا در سرزمین‌های خشک بوندل‌کند کرده بود.

از آن زمان به بعد، تقریباً تمام «سادوهای مسلح سلاح‌های خود را کنار گذاشتند و به کشاورزی و پرداخت وام روی آوردند. حتی امروزه تخمین زده می‌شود که تنها سادوهای فرقه «دهگانه» مالک حدود ۲۵۰ هزار هکتار زمین هستند. زمانی تمام منطقه «گیرنار» در گجرات تحت کنترل حوزه‌ی «جونا» قرار داشت. حتی اکنون نیز نزدیک به نیمی از اراضی آیودیا و «هری‌دوار» در اختیار حوزه‌های مختلف پیرو خدای ویشنو و شیوا است. درگیری میان این حوزه‌ها بر سر همین زمین‌ها و املاک رخ می‌دهد و شمار تلفات آن نیز کم‌شمار نیست؛ درست مانند دنیای زیرزمینی و تبهکاران بمبئی.

از منجیان دین تا مهره‌های هندو‌توا

سیاست‌های هندوتوا از سوی ویشو هندو پریشاد (VHP) و متحدانشان بدین امور تزریق شده است. اینگونه تلاش‌ها پیرامون استقلال هند از بریتانیا (1947) آغاز شد. سرانجام، پس از دهه ۱۹۸۰، با تثبیت اقتدار خود بر حوزه‌های مختلف دینی در آیودیا و هریدوار، جریان هندوتوا توانستند سادوها را پشت سر برنامه خود بسیج کنند. در نتیجه، کومبه ملا [56] و سایر نماد‌های نیایشی گروهی ملی هندو، امروزه عملاً زمین‌ بازی هندوتوا هستند. با این حال، زمانی در هند مستقل وجود داشت که دولت مانع این تلاش‌های انحصارگرایانه می‌شد. اجازه دهید این داستان سادوهای ناگا را با حادثه‌ای از آن زمان به پایان برسانم.

در ۲۲ ژانویه ۱۹۶۶، سازمان «ویشوا هندو پریشاد» (VHP) نخستین کنفرانس جهانی هندوها را در جریان جشنواره «کومبه‌ملا» در شهر الله‌آباد برگزار کرد. زاهدان و راهبان از فرقه‌ها و حوزه‌های گوناگون سراسر کشور در این رویداد حضور یافتند. میزبان این مراسم، یک راهب و زاهد پیرو مکتب ویشنو به نام «پرابوداتا برهماچاری» [57] بود؛ کسی که پیش‌تر در نخستین انتخابات مجلس عوام (لوک‌سابها) از حوزه انتخابیه «فول‌پور» به عنوان نامزد ملی‌گرای هندو در برابر نهرو رقابت کرده بود. سازمان VHP با مشاهده این گردهمایی بزرگِ زاهدان، تشویق شد تا خود را به عنوان نماینده آیین هندو تثبیت کند و در اواخر همان سال، جنجالی را پیرامون مسئله کشتار گاوها به راه انداخت. در ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۶، کمیته‌ای با نام SGMS [58] به ریاست پرابوداتا برهماچاری تشکیل شد. کمیته راهبری این جنبش، علاوه بر VHP، شامل سازمان‌هایی همچون RSS، «هندو ماهاسابها»، «رام راجیا پریشاد» و «آریا ساماج» بود و همچنین عناصری از حزب کنگره با گرایش‌های «هندوتوا» (ملی‌گرایی هندو) در آن حضور داشتند؛ از جمله «گولزاری‌لال ناندا»، وزیر کشور کابینه ایندیرا گاندی، که تحت حمایت او سازمان «بهارات سادو ساماج» نیز بخشی از این کمیته محسوب می‌شد. در ۷ نوامبر ۱۹۶۶، به فراخوان SGMS، حدود صد هزار زاهد و راهب در خیابان پارلمان دهلی گرد هم آمدند و برای محاصره ساختمان پارلمان به سمت آن هجوم بردند. در مسیر این راهپیمایی خشونت‌آمیز و پرهرج‌ومرج، دست‌کم بیست خودرو و دوازده اتوبوس به آتش کشیده شد و به چندین خانه نیز خسارت وارد گردید. در پی تیراندازی پلیس، هفت نفر کشته و حدود ۱۴۰ تن زخمی شدند. عصر همان روز، ارتش وارد عمل شد و مقررات منع آمدوشد برقرار گردید. گولزاری‌لال ناندا با ادعای اینکه این حادثه ناشی از سخنرانی تحریک‌آمیز «شانکاراچاریا»ی منطقه پوری، یعنی «سوآمی رامشوارا ناندا» بوده است، موقعیت خود را حفظ کرد؛ با این حال، دو روز بعد از سمت خود برکنار شد.

همانگونه که دیرندرا جا، آنرا توصیف کرده است :

"موضع قاطعانه ایندیرا گاندی (نخست وزیر وقت هند)، ساد‌وها را دست‌خالی و بی‌نتیجه رها کرد. آن‌ها مورد تعقیب، ضربات باتوم، بازداشت و حتی شلیک گلوله قرار گرفتند. حتی سه ساعت گروگان گرفتنِ «خیابان پارلمان» نیز هیچ دستاوردی برایشان نداشت؛ بلکه ثابت کرد که آن قدرتِ متکی بر زور و بازو که به اعمالش عادت داشتند، در هندِ دموکراتیک جایی ندارد".

پرابوداتا برهماچاری و پیشوای مذهبی (شانکر اچاریا) فرقه پوری دست به اعتصاب غذا زدند، اما دولت کوتاه نیامد. سایر سادوها با مشاهدهٔ اوضاع، به آشرام‌های (حوزه‌های سازمانی) خود بازگشتند. تا ژانویهٔ ۱۹۶۷، اعتصاب غذا پایان یافته بود. در دههٔ بعد، همایش‌های هندو که توسط VHP برگزار می‌شد توجه چندانی را به خود جلب نکرد و سادوها نیز تا حد زیادی از این سازمان دوری می‌جستند.

تسلیم شدن در برابر بنیادگرایی هندو از اواسط دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. ابتدا راجیو گاندی، سپس ناراسیما رائو... همزمان، سوایام‌ساواک‌ها [59] و پراچاراک‌های [60] RSS در پوشش سادو‌ها شروع به نفوذ به حوزه‌های دینی مختلف کردند - و فهمیدن اینکه این یک استراتژی با دقت برنامه‌ریزی شده بود، به تلاش زیادی نیاز ندارد. VHP شروع به کنترل معابد اصلی آیودیا کرد - با شروع از هانومان گراهی - و از آنجا، جنبش ساخت معبد رام احیا شد و همه ما می‌دانیم که بعداً چه اتفاقی افتاد. چیزی که ما نمی‌دانیم داستان دنیای زیرزمینی جنایتکار پشت همه اینهاست - جنگ‌های خونین باندها که در آن باندها حوزه‌های دینی هستند و اعضای باندها سادو‌ها، و به اصطلاح چهره‌های هندوئیسم - ماهانت‌ها [61] و ماهاماندالشوارها [62] - هستند. و ما از محاسبه‌ی آرای هندوها که ریشه‌ی همه اینهاست، بی‌خبریم - محاسبه‌ای که منشأ آن به آن شب دسامبر ۱۹۴۹ برمی‌گردد، زمانی که آبهیرام داس [63] از هانومانگراهی، مجسمه‌ی خدای رام را مخفیانه وارد تالار مرکزی مسجد بابری کرد... محاسبه‌ای که از همان بدو تولد RSS برنامه‌ریزی شده بود.

شیفتگی مفرط «سوبهندو آدهیکاری» نسبت به این زاهدان، همان میوهٔ زهرآگینِ درآمیختنِ دین با سیاست را به بار می‌آورد.

شعار نویسی خیابانی در هند علیه فاشیسم

«فاشیست خوب، فاشیست مرده است»

منابع :

(1) Ascetic Games: Sadhus, Akharas and the Making of the Hindu Vote, Dhirendra Kr. Jha, Context Publications, 2019

(2) Farquhar, J. N. (1925). The fighting ascetics of India. Bulletin of the John Rylands Library, 9(2), 431-452.

(3) Farquhar, J. N. (1925). The Organization of the Sannyasis of the Vedanta. Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 3, 479–486.

(4) A History of Dasnami Naga Sanyasis, Sir Jadunath Sarkar and Nirad Bhushan Roy, Sri Panchayati Akhara Mahanirvani, Allahabad, 1959

(5) Warrior Ascetics and Indian Empires, William R. Pinch, Cambridge University Press, April 2006

(6) Chatterjee, S. (1984). New Reflections on the Sannyasi, Fakir and Peasants War. Economic and Political Weekly, 19(4), PE2–PE13.

 

[1] - Sadhu (साधु) مرد مقدس، حکیم یا زاهد. درویش، سالک، تارک دنیا، یا همان قدیسانی هستند که در اثر مراقبه و سختی هایی که به تن و جان خود روا می دارند، سعی دارند به مقامات معنوی برسند به زاهد، درویش یا هر فرد مقدسی در آیین‌های هندوئیسم و ​​جینیسم گفته می‌شود که از زندگی دنیوی دست کشیده است. گاهی از آن‌ها با عناوینی همچون یوگی، سانیاسی یا وایراگی نیز یاد می‌شود. واژه سادو به معنای کسی است که طریق «سادانا» (تمرین و انضباط معنوی) را در پیش گرفته است. اگرچه اکثریت قریب به اتفاق سادوها یوگی هستند، اما همه یوگی‌ها سادو محسوب نمی‌شوند. زندگی یک سادو صرفاً وقف دستیابی به «موکشا» (رهایی از چرخه مرگ و تولد دوباره) — که چهارمین و آخرین مرحله از مراحل زندگی یا «آشراما» است — از طریق مراقبه و تفکر در باب «برهمن» می‌شود. سادوها اغلب لباس‌های ساده‌ای بر تن می‌کنند؛ برای نمونه، در هندوئیسم لباس‌هایی به رنگ زعفرانی و در جینیسم لباس‌های سفید (یا حتی بدون پوشش) می‌پوشند که نمادی از «سانیاسا» (ترک تعلقات دنیوی) در آن‌هاست. به زنان زاهد در آیین‌های هندوئیسم و ​​جینیسم اغلب «سادوی» (sadhvi) و در برخی متون «آریکا» (aryika) گفته می‌شود.

[2] - «یوگی» به کسی گفته می‌شود که یوگا تمرین می‌کند؛ این اصطلاح شامل «سانیاسین» (زاهد) یا تمرین‌کنندگان مراقبه در ادیان هندی نیز می‌شود. از قرن دوازدهم میلادی، واژه یوگی همچنین به پیروان سنت «نات سیدا» در آیین هندو و نیز به تمرین‌کنندگان «تانترا» در آیین‌های هندو، بودایی و جین اطلاق شده است. در آیین هندو، شیوا (ایزد) و پارواتی (ایزدبانو) به عنوان زوجی نمادین از یوگی و یوگینی (مونث) به تصویر کشیده می‌شوند

[3] - Hindutva هندوتوا یا همان هندو بودن، فلسفه تشکیل سازمان شبه نظامی و گسترده RSS در هند است که مدعیان این فلسفه هندوستان را سرزمین هندوها دانسته که باید از وجود اغیار و فرهنگ غیر نجات داده و پاکسازی گردد، این است که ظلم بیش از حدی در مورد اقلیت‌ها و مخالفان آن از سوی مومنین به این فلسفه اعمال می شود و آنان در مسیر راهبرد خود حتی به مهاتما گاندی رهبر خیزش آزادیخواهی مردم هند علیه استعمار نیز رحم نکردند و او را نیز یکی از اعضای همین سازمان چندماه بعد از پیروزی در سال 1948 ترور کرد، چرا که او را نیز از دایره تنگ تفکر خود خارج می دیدند و مزاحم پیشرفت و توسعه تفکر راستگرای افراطی خود می دانستند. هندوتوا یک ایدئولوژی سیاسی ملی‌گرایانه هندو است. این ایدئولوژی که نخستین بار توسط وینایاک دامودار ساوارکار در کتاب «اصول هندوتوا» (Essentials of Hindutva) در سال ۱۹۲۳ تدوین شد، عمدتاً مورد حمایت سازمان‌هایی همچون «راشتریا سوایام‌سواک سنگ» (RSS)، «ویشوا هندو پریشاد» (VHP)، حزب حاکم «بهاراتیا جاناتا»  (BJP)و دیگر سازمان‌هایی است که در مجموع با نام «سنگه پریوار» شناخته می‌شوند.

[4] - Rashtriya Swayamsevak Sangh یا سازمان داوطلبان ملی یا راشتریا سوام سواک سنگ، «اتحادیه ملی داوطلبان» یا «سپاه ملی داوطلبان» (RSS)، یک سازمان شبه‌نظامی داوطلبانه هندی با گرایش راست‌گرا و ایدئولوژی «هندوتوا» است. این سازمان، بنیان‌گذار و رهبر مجموعه‌ای بزرگ از سازمان‌های هندوتوا موسوم به «سنگ پریوار» (به هندی: خانواده سانگ) است؛ شبکه‌ای که در تمامی ارکان جامعه هند حضور یافته و شامل «حزب بهاراتیا جاناتا» (BJP) — حزب سیاسی حاکم به رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند — نیز می‌شود. در حال حاضر، «موهان باگوات» سمت «سارسانگ‌چالاک» (به‌معنای رهبر عالی) و «داتاتریا هوساباله» سمت «سارکاری‌وا» (به‌معنای دبیرکل) را در این سازمان بر عهده دارند

[5] - ARIJIT MUKHERJEE

[6] - The Armed Ascetics and the Myth of Militant Hindutva

The tale of the Naga Sadhus

[7] - سووندو آدیکاری (Suvendu Adhikari) سیاستمدار هندی است که از ۹ مه ۲۰۲۶ به عنوان نهمین سروزیر بنگال غربی خدمت می‌کند. او اولین سروزیر بنگال غربی از حزب BJP است.

[8] -  ایالت بنگال غربی تا کنون تحت سیطره هندوهای افراطی طرفدار حزب BJP نبود، اما در آخرین انتخابات، در چندماه گذشته، این ایالت نیز زیر سیطره حاکمیت راستگرایان هندو قرار گرفت، خانم مامتا بانرجی سروزیر سابق این ایالت بعد از 15 سال کرسی سروزیری را به طرفدران راستگرای هندو در RSS  و BJP تحویل داد، او که از حزب کنگره ترینامول بود. اینکه حزب بی جی پی در حال شکل دادن این ایالت در شکلی است که افراط گرایان هندو آن را می پسندند، از این رو استفاده از نیروهای کف خیابان، از جمله سادوهای ناگا با خشونتی که دارند، در نظر سیاستمداران حزب مناسب به نظر رسیده است.

[9] - Gerua Samman Yatra  به معنی راهپیمایی وحدت بخش زعفرانی ها (رنگ سازمانی هندوهای افراطی)

[10] - Jadavpur

[11] -  Naga Sadhu این قدیسان و مرتاض‌های مرموز، مظهر الوهیت روی زمین شناخته می‌شوند، غالبان لخت و سلاح در دست سفر میکنند، در حالی که تن دادن به اعمال سخت و توانفرسا آنان را واجد نیروی معنوی‌ میکند که این نیرو آنانرا برای زندگی در زیر آسمان باز در آفتاب، باران و سرما مهیا کرده و به کار می‌گیرند. ناگا سادوها با آیین‌ها، اعمال معنوی، توبه و روش زندگی خاص خود همچنان یک راز باقی مانده‌اند. تبدیل شدن به یک ناگا شجاعت می‌خواهد. پس از انجام توبه بزرگ (تاپا)، مجردهای معمولی به ناگا منصوب می‌شوند. بسیاری حتی پس از وقف تمام عمر خود نیز نمی‌توانند ناگا شوند. اعمال و توبه ناگا از بدترین تمرینات نظامی نیز سخت‌تر است. به دلیل قدرت‌ها و دلاوری‌های خارق‌العاده‌شان، در بین توده مردم هند مورد احترامند. اعمال سخت، این زاهدان را بسیار معنوی و الهی می‌کند که انجام آن برای یک مرد عادی دشوار است.

[12] - Anandabazar Patrika

[13] - Ayodhya یا همان شهر فیض آباد در ایالت اتارپرادش قرار دارد، که اخیرا توسط دولت هند به آیودیا تغییر نام داده شد که این تغییر نام‌ها در واقع همان زدودن فرهنگ اسلام از هند است که هندوهای افراطی آن را تهاجم فرهنگی اغیار به فرهنگ هندو می دانند، این همان شهری است که مسجد تاریخی بابری با بیش از 400 سال قدمت، در دهه 1990 تحت راهبری رهبران حزب BJP ویران شد و بر ویرانه‌های آن معبد خدای رام، در حال ساخت می باشد، ویرانی این مسجد و ساخت معبد رام در واقع نمایش سیاسی – مذهبی و پروژه سیاسی راستگرایان سیاست پیشه هندو بود تا قدرت را به نام خدا از آن خود کنند و در کرسی قدرت قرار گیرند.

[14] - sanyasi تارِک دنیا و تارک هوا و هوس. در فرهنگ اهالی ترک دنیا، سانیاسا خود یک وسیله و یک هدف است. وسیله‌ای است برای کاهش و در نهایت پایان دادن به همه نوع وابستگی. و در عین حال وسیله‌ای است برای رسیدن به روح و معنا.

[15] - Dhirendra Kumar Jha

[16] - حوزه‌های درسی و دینی و مراقبه، «آخارا» یا «آخادا» (अखाड़ा) واژه‌ای هندی برای اشاره به مکانی جهت تمرین و مراقبه است که امکاناتی برای اقامت، اسکان و آموزش برای پیروان دارد.

[17] - Ascetic Games: Sadhus, Akharas and the Making of the Hindu Vote

[18] - Vishwa Hindu Parishad و یا VHP در واقع همان شاخه امور روحانیت هندو، وابسته به گروه مادر یعنی سازمان RSS است که بر امور معابد و روحانیت هندو راهبری و نظارت دارد. این سازمان توسط یکی از رهبران بزرگ RSS به نام گلوالکار در سال 1964 تاسیس شد.

[19] - پاکسازی نژادی و فرهنگی هند از اغیار

[20] - Hanumangarhi یکی از معابد مهم هندو در مجموعه معابد هندو در شهر فیض آباد در ایالت مهم برای هندوئیسم یعنی اوتارپرادش است، هانومان خود یکی از خدایان هندوست و مکتب هانومان خود یک مکتب فکری در هندوئیسم می باشد، مکتب کسانی که خدا را در انجام کارهای خدایی اش کمک می کنند، هانومان دستیار قدرتمند خدای رام در مبارزه با دشمنان خدای رام بود، او را در شمایل میمونی قوی پنجه در رامایانا و افسانه رام به تصویر می کشند.

[21] - Mahanirvani, Juna, Niranjani, Digambar, Nirvani, etc.

[22] - Dasnami دهگانه

[23] - Tirtha, Ashrama, Vana, Aranya, Giri, Parvata, Sagara, Saraswati, Bharati, and Puri

[24] - A History of Dasnami Naga Sanyasis، Dashnami Sannyasin عنوانی برای زاهدان هندو و پیرو مذهب شیواپرستی است که به یکی از ده طریقت تعلق دارند؛ طریقت‌هایی که توسط فیلسوفی به نام «شانکارا» در قرن هشتم میلادی بنیان‌گذاری شدند و امروزه نیز در هند همچنان فعال و پررونق هستند. این ده طریقت عبارت‌اند از: آرانیا، آشراما، بهاراتی، گیری، پارواتا، پوری، ساراسواتی، ساگارا، تیرتها و وانا. هر یک از این طریقت‌ها به یکی از چهار صومعه (ماتا) — که آن‌ها نیز توسط شانکارا در نواحی شمالی، جنوبی، شرقی و غربی هند تأسیس شده‌اند — وابسته است. این صومعه‌ها عبارت‌اند از: جیوتی (یا جوشی) ماتا (در بادرینات، نزدیک هاری‌دوار در ایالت اوتار پرادش)، شرینگری ماتا (در شرینگری، ایالت کارناتاکا)، گوواردانا ماتا (در پوری، ایالت اوریسا) و شارادا ماتا (در دوارکا، ایالت گجرات). رؤسای این صومعه‌ها «ماهانت» نامیده می‌شوند (البته رئیس «شرینگری ماتا» با عنوان «جاگادگورو» یا «معلم جهان» شناخته می‌شود)؛ از آن‌ها همچنان در مسائل مربوط به آموزه‌های دینی مشورت گرفته می‌شود و هم پیروان زاهدشان و هم عموم مؤمنان هندو، بالاترین میزان احترام را برایشان قائل هستند.

[25] - Sir Jadunath Sarkar

[26] - Sri Nirad Bhushan Roy

[27] - the Mahanirvani Panchayati Akhara

[28] - Gosain

[29] - The Fall of the Mughal Empire مغول همان گورکانیان هند هستند.

[30] - Warrior Ascetics and Indian Empires

[31] - William R. Pinch

[32] - Thaneshwar

[33] - Rishi

[34] - Shaivite شیوائیسم برای شماری از سنت‌های مذهبی هندو است که در آن‌ها «شیوا» به عنوان وجود متعال پرستش می‌شود. جمعیت آن‌ها به حدود ۳۸۵ میلیون نفر می‌رسد که عمدتاً در جنوب آسیا، به‌ویژه در کشورهای هند، سری‌لانکا و نپال ساکن هستند. شیوائیسم در نتیجهٔ تلفیق ادیان و سنت‌های پیشاآریایی، شخصیت «رودرا» در متون ودایی و سنت‌های پس از دوره ودایی شکل گرفت این آیین به سنت مذهبی غالب در چندین پادشاهی هندو تبدیل شد. شیوائیسم اندکی پس از آن به آسیای جنوب شرقی راه یافت و منجر به ساخت هزاران معبد شیوا در جزایر اندونزی و همچنین در کامبوج و ویتنام گردید؛ در این مناطق، شیوائیسم همگام با آیین بودا تکامل یافت.

[35] - Richard Eaton

[36] - The Rise of Islam and the Bengal Frontier

[37] - Sudhir Chakrabarti

[38] - Baul Fakir Katha

[39] - Gabhir Nirjan Pathe

[40] - Shudra یکی از چهار وارنا (varna) یا طبقه و نظام اجتماعی هندو در هند باستان است، شودراها طبقه‌ای مانند کارگران را تشکیل می‌دادند. که محرومیت های فراوانی بر آنان اعمال شده بود از جمله از مطالعه و شنیدن متون «وِدا» منع شدند، محرومیت از انجام قربانی‌های ودایی و برپایی آتش‌های مقدس ودایی. مجازات‌های سنگین‌تر برای جرایم خاصی همچون آمیزش جنسی، زنا، تجاوز، و افترا یا تهمت زدن به فردی از طبقه (وارنای) بالاتر. دوره طولانی‌ترِ ناپاکی (نجاست آیینی) به مدت یک ماه در هنگام مرگ یا تولد یکی از اعضای خانواده. محرومیت از تصدی مقام قضاوت یا تبیین و تفسیر احکام دینی (دارما). محرومیت از اهدای هدایا به برهمن‌ها، مگر در شرایط اضطراری و خاص. برهمن‌ها عموماً از پذیرفتن غذا از شودراها منع می‌شدند، مگر آنکه آن شودرا در استخدام برهمن باشد. مجازات (کفاره) قتل یک شودرا کمتر از مجازات قتل فردی از طبقات بالاتر بود و... با وجود این محدودیت‌ها، شودراها از مزایای بسیاری نیز برخوردار بودند؛ آن‌ها از قید و بندِ جزئیاتِ قوانین، مقررات و آیین‌های مداومی که بر طبقات (وارناهای) بالاتر تحمیل می‌شد، آزاد بودند

[41] - pacifist Hindu

[42] - the aggressive, violent Muslim

[43] - Harshacharita

[44] - Banabhatta

[45] - Bernier

[46] - sanatana dharma آئین هندوئیسم

[47] - Buxar نبرد بوکسار بین ۲۲ و ۲۳ اکتبر ۱۷۶۴، بین نیروهای کمپانی هند شرقی بریتانیا، به فرماندهی سرگرد هکتور مونرو، علیه ارتش‌های ترکیبی شاه عالم دوم، امپراتور امپراتوری مغول؛ میر قاسم، نواب بنگال؛ بالوانت سینگ، مهاراجه ایالت بنارس؛ شجاع الدوله، نواب عوض، درگرفت

[48] - The Anarchy

[49] - Jat

[50] - Raghunath Rao

[51] - Bundelkhand

[52] - Bankim

[53] -  Anandamath

[54] - Wellesley

[55] - Francis Buchanan

[56] - Kumbh Mela

[57] - Prabhudutta Brahmachari

[58] - Sarvadaliya Goraksha Maha-Abhiyan Samiti (SGMS)

[59] - Swayamsevak کادرهای سازمان RSS

[60] - pracharak روسای سازمان آر. اس. اس

[61] - «ماهانت» (Mahant) یک مقام عالی‌رتبه مذهبی، به‌ویژه رئیس یک معبد یا سرپرست یک صومعه در ادیان هندی است

[62] - mahamandaleshwar عنوانی است که توسط برخی از راهبان هندو از طریقت «دشانامی» (گروهی از سوامی‌ها) که توسط شانکاراچاریا بنیان‌گذاری شده، استفاده می‌شود. واژه ماهاماندالشوار به معنای «رئیس صومعه‌های بزرگ و/یا متعدد» یا «رئیس یک ناحیه یا استان مذهبی» است؛ این عنوان بر جایگاه یک رهبر معنوی بزرگ دلالت دارد.

[63] - Abhiram Das

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط توده‌ها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهه‌های اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیده‌ایی، و زیر نام‌هایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار می‌کنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.

متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده‌، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیت‌خواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملت‌ها تبدیل می‌کنند، و روندی را در پیش گرفته‌، که ملت‌های آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمه‌ها و توده‌هایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسه‌های گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنان‌ها را، در مسیر اولویت‌های راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملت‌ها تبدیل کنند،

سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقاله‌ایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت می‌کند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و می‌کنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛

خشم نهفته ملت‌ها به یکباره زبانه می‌کشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکه‌های مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کرده‌اند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنش‌های گوناگونی از سوی اینان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیت‌های باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.

اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:

 Jul 31, 2026

 

 هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش می‌کنند،

به موانع امنیتی فشار می‌آورند. منبع عکس  Janta Newspix

آیا می‌توان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسک‌ها بیرون خزیده‌اند و جولان می‌دهند.

برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».

همه ما این ماجرا را می‌دانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو می‌کنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند، چه می‌شود؟» میلیون‌ها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک‌»  [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگه‌ی سوالات آزمون‌های سراسری به‌طور مرتب لو می‌روند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیون‌ها جوانی را که طی سال‌ها تلاش برای این آزمون‌ها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمون‌ها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شده‌اند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود»  [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانش‌آموزِ درمانده و ویران‌‌شده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.

هم‌زمان با تبدیل خشم "سوسک‌ها" به یک سونامی‌ در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یک‌راست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح‌ طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - به‌نام‌های نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادی‌بخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، «سوسک‌های» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک‌» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل باران‌های موسمی خود، بازگشایی شود - به‌سوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

اما سوسک‌ها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، ده‌ها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیده‌اند، قرار است آنچه را که نسل‌های والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.

معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه می‌کردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسک‌ها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.

با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانه‌ی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمه‌های نگران‌کننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامی‌ای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آن‌ها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوس‌ها و جاده‌ها و ایستگاه‌های مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آن‌ها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسک‌های جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت به‌سرعت کپی و منتشر می‌شدند، محتواهای رسانه‌ایی که شما را همزمان به خنده و گریه می‌انداخت، خنثی کردند.

در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده می‌شدند که بخشی از اعتراض بودند، خانم‌هایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت می‌کنند - اگرچه برخی از آن‌ها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم می‌آمدند، به یکدیگر یاری می‌رساندند و در برابر حملات پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آن‌ها به‌جای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانی‌های پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.

برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زرد‌رنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزموده‌شده‌اش را به میدان آورد: کامیون‌های مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آورده‌اند و پلیس در حال دفاع از خود است. آن‌ها لشکری ​​از اراذل و اوباش لباس‌شخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آماده‌سازی عملیات، اتیکت‌های نام خود را از روی یونیفرم‌هایشان کندند.

شبکه‌های تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغ‌ها را مخابره کنند. - برخی از آن‌ها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچ‌کدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بی‌محابا باتوم‌های خود را (بر تن و جان معترضین) فرود می‌آوردند، سر کودکان را می‌شکستند و استخوان‌هایشان را خرد می‌کردند. گاز اشک‌آور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همان‌جایی که گفته بودند که خواهند رفت.

هم‌زمان با پیشروی آن‌ها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگ‌های کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسک‌ها» همچنان پیش می‌رفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبنده‌ای را که مشت آهنین حکومت را پنهان می‌کرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همان‌گونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم می‌رانند، ندارند. کسانی که تنها نفرت‌ورزی را می‌شناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبرده‌اند.

هم‌زمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخست‌وزیرِ جسور و لاف‌زن ما از محل حکمرانی خود به‌سرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرق‌وبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانه‌ی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم‌ شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شب‌هنگام عقب‌نشینی کرد، «سوسک‌ها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برای‌شان کف زدند و تشویق‌شان کردند. و گفتند به‌به حضرت مودی! به‌به! (کارت عالیست!)

انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایه‌ها و تئوری‌های توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسه‌های سازمان سیا (CIA) شده‌اند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار می‌برد - و با افتخار اعتراف می‌کنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ به‌اصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیت‌های اولیه‌اش، در نهایت (مسبب روی کار آمدن حزب BJP شد و) میراث‌دارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بین‌المللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.

اما وقتی خصومت رسانه‌های جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آن‌ها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینان‌بخش‌ترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیت‌هاست (پایین ترین طبقه از طبقات سنتی هندو) و حتی خوشحال‌تر از اینکه هیچ‌کس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او می‌گوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همه‌چیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همه‌چیز - از جمله و به‌ویژه قانون- به‌طور یکسان شامل حال همه نمی‌شود. همه‌چیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهده‌ای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی می‌زد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» به‌جای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده می‌کنند - مرا بر آن داشت تا بی‌درنگ راهی جنتر منتر شوم.

همچنین می‌دانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان می‌آورد، به‌احتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که ​​همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر می‌برد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتش‌افروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل می‌کردند که یا بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواست‌های مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست داده‌اند.

کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،

که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند

همچنان که سوسک‌ها رژه می‌رفتند و تعدادشان بیشتر می‌شد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثر سوسک‌ها مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیت‌ها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان می‌شدند، کشته می‌شدند، تیر می‌خوردند، زندانی می‌شدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. اگر بودند ممکن است که اکنون کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات تیرهای ساچمه‌ای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غم‌انگیز است. با این حال، اوضاع می‌تواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» می‌نامد. گزارش‌هایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبه‌نظامی از ایالت‌های دیگر به دهلی دریافت می‌شود. ما نمی‌دانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.

این وضعیت ما را به کجا می‌رساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفته‌ها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکت‌های بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجان‌زده و بی‌وقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک‌» تنها می‌تواند به خود، و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایام‌سِواک سانگ»  [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بی‌جی‌پی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی‌ ساختگی بهره‌برداری انتخاباتی کند - «سوسک‌ها» هیچ حزب مخالفِ سازمان‌یافته‌ای را در پشت‌صحنه خود ندارند که آماده باشد تا کار آنان را پیش ببرد. این خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابت‌های قدرت‌طلبانه و مشاجرات حقیرانه بین خود را به کناری بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت می‌داند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بی‌تفاوت مانده، زیرا احساس می‌کند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولت‌ها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.

در حال حاضر، خیزش سوسک‌ها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسی‌ها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان جنگلی اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمت‌ها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانه‌های مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا می‌شود: خداباوران شیک‌پوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل می‌سازند، املاک و مستقلات برای خود جمع‌ می‌کنند، با خودروهای شاسی‌بلند رانندگی می‌کنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بی‌خبران، همچنان فربه می‌شوند. شاخک‌های فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.

آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبش‌های مردم محور در هند دلگرم‌کننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاه‌طلبی‌های کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، جنبش‌های مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیت‌ها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، جنبش‌های اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیست‌ها در ایالت‌های آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمین‌هایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گران‌قیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیره‌های غذایی در سطح بقا - کیسه‌های آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب می‌شود، مانند صدقه به گدایان از ماشین‌های در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.

متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتنِ حقِ رأی، و حقِ شهروندیِ خود تنزل یافته‌ایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت می‌کردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرست‌های انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامه‌های ما مدرک شهروندی نیستند. میلیون‌ها نفر از فهرست‌های انتخاباتی حذف می‌شوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاه‌های عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته می‌شوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیست‌ها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.

هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. برخی پیش‌تر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کرده‌اند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سری‌لانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکان‌پذیر باشد. عده‌ای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه می‌کنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاس‌ها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک‌» هیچ‌یک از آن موارد نیست؛ پدیده‌ای است منحصر‌به‌فرد و محصولی یگانه از زمانه‌ی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیب‌پذیر با حکومتی بی‌رحم و کینه‌توز است که نشان داده هیچ‌گونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بی‌تردید برنامه‌ای برای انتقام‌جویی در کار است و کسانی که حکومت آن‌ها را محرکان اصلی می‌داند، هدف این انتقام‌جویی قرار خواهند گرفت.

چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمی‌توان روی بی‌طرفی آن حساب کرد. دستگاه‌های مکانیزه شمارش آرا مدیریت شده‌اند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرست‌های انتخاباتی [32] اکنون میلیون‌ها نفر از افراد واقعی را از این لیست‌ها حذف، و میلیون‌ها نام خیالی را در بر می‌گیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، می‌توان به دادگاه‌ها برای تأخیر یا چشم‌پوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایده‌ای از بی‌طرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه می‌گیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود می‌آورند. مرزبندی حوزه‌های انتخابیه قرار است به‌گونه‌ای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بی‌جی‌پی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی کره زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب می‌تواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دست‌کم خودش چنین تصور می‌کند.

اما آیا این بازی می‌تواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا می‌توان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا می‌توان کشوری با جمعیت یک‌ونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کله‌ی «سوسک‌ها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کرده‌اند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازه‌های شهر مسدود شده‌اند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آن‌ها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسک‌هایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیه‌ای به ما داده‌اند؛ اکنون بر عهده‌ی همه‌ی ماست - تک‌تک ما - که کاری کنیم تا اقدام آن‌ها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.

وقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ناچار می‌شود از نظر سیاسی نیز بگریزد.

اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابان‌های پایتخت را برنمی‌تابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول می‌کشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانه‌ای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آن‌ها هر کاری از دستشان برآید می‌کنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود، در حالی که کمک کمک می کند

[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروه‌های مادر، و از گروه‌های راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی می‌داند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.

[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم می‌شود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتاب‌های دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.

[3] -  “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”

[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزش‌هایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.

[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهره‌گیری از نارضایتی‌های گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماه‌های پس از آن رقم زد.

[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاه‌وسومین رئیس دیوان عالی هند است.  

[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،

[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش

[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.

[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است

[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند

[12] - Ladakh

[13] - the All India Students Association (AISA)

[14] - Communist Party of India (Liberation)

[15] - memes

[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورش‌ها و کنترل جمعیت تشکیل شد.

[17] - Samvidhan Sansad

[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش می‌کنند.

[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبش‌هایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.

[20] - فارغ از ظرفیت‌های قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروه‌های فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروه‌های شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروه‌های فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت می‌شوند.

[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق می‌گرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.

[22] - Adivasis «آدی‌واسی» به گروه‌های قبیله‌ای گوناگونی در سراسر شبه‌قاره هند اطلاق می‌شود. واژه آدی‌واسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گسترده‌ای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار می‌رود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرست‌شده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیت‌های قومی» شناخته می‌شوند. آن‌ها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل می‌دهند.

[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگ‌های فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.

[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروه‌ها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالت‌ها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.

[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیت‌ها» یا «ناکسال‌ها» است؛ گروهی متشکل از تشکل‌های سیاسی و شورشی در هند که از گرایش‌ها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفته‌اند.

[26] - the Narmada Bachao Andolan

[27] - the National Rural Employment Guarantee Act

[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سال‌های ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامه‌هایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نام‌های «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته می‌شود) را تصویب کرد. این قانون وعده می‌داد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیت‌های مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بودایی‌ها، پارسیان، سیک‌ها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام به‌طور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.

[30] - the Third Reich

[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستی‌آزمایی و اصلاح فهرست‌های انتخاباتی از طریق سرشماری خانه‌به‌خانه، استفاده از فرم‌های از پیش‌تکمیل‌شده و بررسی اطلاعات پیشین رأی‌دهندگان انجام می‌شود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرست‌های انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که به‌طور دائم نقل‌مکان کرده‌اند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل می‌شود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.

[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.

[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندان‌های هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.

دیگ مانور قدرت دمکراسی در پر جمعیت‌ترین کشور جهان، به رغم سیلی‌های فراوانی که از مخالفان خود خورده و می‌خورد، همچنان زنده و جوشان است. روح قوانین برابری‌خواه، دمکرات، سکولار و تکثرگرای هند، بازمانده از انقلاب 1947 که در قانون اساسی این کشور تضمین شد، همچنان میداندار و کارساز است، قانونی که بوی آزادی، برابری و اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم هند و... از آن به هواست، که این مهم توسط انقلابیون آزادیبخشِ پاک نفس‌ِ طرفدار اعتماد به مردم، و اعطای این نقش به آنان در حکمرانی، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... چنان در قانون و نهادهای حاکمیتی این کشور جایگذاری و نهادینه شده است، که این قانون و این سیستم حکمرانی، حتی زیر سیطره درازدامن راستگرایان برهمن‌مسلک و رادیکال هندو نیز، هنوز همچنان پابرجاست و عرض اندام می‌کند.

گرچه راستگرایان ملیگرای مذهبی از طریق بازیگری‌های ماهرانه و پر از خدعه سیاسی راهبرانِ حزب مردم هند (BJP) [i] دهه‌هاست که برابری اجتماعی حاصل از منسوخ شدن نظام طبقاتی ظالمانه هندوئی را هدف گرفته، و بازسازی دوباره نظام طبقاتی هندو را هدف گرفته‌اند، که حاصل آن رهبری و بالانشینی طبقه برهمنان (روحانیت هندو) خواهد بود، و دیگران را به انقیاد و به ذیل آنان در خواهد کشید،

 برهمنیسم جدید تلاش دارد تا با فتح دو سوم کرسی‌های پارلمانی در مجلس قانونگذاری هند (لوک سابها)، مقدمات رسیدن به حد نِصابِ توان تغییر در قانون اساسی را فراهم، و این قانونِ برآمده از روح انقلاب و زحمت و رحمت انقلابیونِ هند در حق مردمان‌شان را، مطابق با اهداف فاشیسم مذهبیِ گروه‌های هندویی طرفدار خود، تنظیم، تفسیر، بازسازی و دوباره نویسی کنند، تا با آرمان و اندیشه‌ی رهبران رادیکالیسم هندو در گروه‌ها فراگیری و مرموز پنهانکاری همچون RSS  [ii] هماهنگ و همراه سازند،

و بدین سان، هندوستان با همه گونه گونی فرهنگی، زبانی، نژادی و... را به سوی پاگیری "جمهوری هندو" [iii]، مطابق با آرمانِ این رهبران، راهبری کنند، تا در کنار "جمهوری یهود" در اسراییل، و جمهوری‌های اسلامی در منطقه، هند سکولار، دمکرات و تکثرگرا را نیز بر اساس مذهب هندو، به یک دولت - ملت بر اساسِ بالانشینی طبقه برهمنان، و با سالاری مذهب و فرهنگ هندویی شکل دهند، و رهنمون سازند.

در چنین اَبَر پروژه‌ایی، دهه‌ها حضور در قدرت، و یا حاکمیت راستگرایان هندو باعث شد که، اینک علاوه بر دولت مرکزی، قدرت را در بسیاری از ایالت‌های این کشور، سنگر به سنگر فتح، و از آن خود کرده، که این به ویژه در قلب هندوئیسم، در کمربند شمالی آن کشور (که خاستگاه هندوئیسم شناخته می‌شود Hindu Heartland)، بیشتر نمودار است، و راستگرایان هر روزه دامنه قدرت خود را گسترش داده، و احزاب ملی و منطقه‌ایی رقیب و معترض به این روند را به عقب رانده، و می‌رانند، و خود جایگاه آنان را تصاحب کرده و می‌کنند،

که در آخرین آن، کسب سیطره بر ایالت مهم بنگال غربی بود، که آخرین حلقه در این زنجیره، در سمت شرقیِ این کمربند را تکمیل کرد، ایالتی که مدت‌ها بود در ذیل سیاست و اهداف حزب کنگره ترینامول به رهبری خانم مامتا بانرجی باقی مانده بود، اما این نیز اخیرا از آنِ حزب BJP گردید و...،

در نتیجه این پیروزی‌هاست و...، که غرور و تکبر، بی‌قانونی، ظلم طبقاتی و سخت‌گیری علیه اقلیت‌ها به طرز کم‌نظیری در رهبران این کشور بروز کرده و شدت گرفت، به طوریکه این تکبر را در ادبیات و رفتار رهبران آن، در قبال تمام و یا بخش‌هایی از مردم این کشور آشکارا می‌توان مشاهده کرد، که به دیده خفت به مردمِ تحت سیطره خود نگریسته، و با آنان بر همین مبنا رفتار می‌کنند، همان تجربه‌ایی که ما در ایران نیز شاهدیم، که عده‌ایی از رهبران راستگرا، گستره‌ایی از ایرانیان را "گوساله و بزغاله"، "خس و خاشاک" ، "علف‌های هرز" و... نامیدند و...

 

سوسکی که تمثال بی مثالِ مودی! را با تمام تکبر هندوئی اش به زیر کشید

نمونه‌ایی از بروز این نوع نگاه متکبرانه به مردم (در آخرین مورد آن) را، در سخنان سوریا کانت [iv] ، رئیس دیوان عالی قضایی هند می‌توان دید، که در پانزدهم می 2026، برخی فعالان و جوانان تحصیلکرده که در زمینه تحصیلی خود، شغلی نیافته، و لاجرم فعالیت در عرصه مبارزه و اعتراض در بستر پلتفرم‌های شبکه مجازی و اجتماعی در این کشور را انتخاب کرده‌اند، و در این بستر کار می‌کنند را، "سوسک" [v] و "پارازیت (انگل)" های جامعه [vi] نامید،

که این گفتمان، واکنش گسترده‌ایی در بین جوانان برانگیخت، از جمله آبجیت دیپک [vii] یک فعال جوان معترض به این نوع برخورد را بر آن داشت که آنرا به یک حرکت اعتراضی و یک جریان اجتماعی بزرگ تبدیل کرده، و در شبکه مجازی، به مقابله با آن برخیزد، و طنزگونه به این مقام هندی اشاره، و هشدار داد که «اگر همه سوسک‌ها دور هم جمع ‌شوند، چی؟» [viii]

و او و خیل میلیونی همراهانش، با این نوع پاسخ‌ها در فضای مجازی، حرکتی را پایه ریزی کردند، که دولت متکبر حاکم در دهلی را به عذرخواهی و تسلیم واداشت، او بعدها با برابری طنزگونه‌ایی، نام حزب حاکم (بهاراتیا جاناتا پارتی BJP) را مبنا قرار داد، و حزب و حرکت خود را (کاکروچ جاناتا پارتی CJP) [ix] نامید، «حزبی سیاسی برای مردمی که نظام فراموش کرده است آن‌ها را به حساب آورد»، "حزب مردمِ سوسک".

اینگونه ادبیات در گفتار رهبران دهلی، نشان از یکه تازی و زورگویی رادیکال‌های ملیگرای هندو در عرصه حکمرانی دارد، که زیر شعارها و اهداف مذهبی و فرهنگی، ذائقه هندیان روادار، کثرتگرا، سکولار، آرام و دمکرات را هدف گرفته، و آنرا با تمامیت‌خواهی، نارواداری، دیکتاتوری فرهنگی، فاشیسم، خشونت و یکه‌تازی آشنا و آلوده کرده، در‌آمیخته، تا موفق شوند سرزمین‌ها و مردمِ بیشتری، را در دامِ تله رادیکالیسم هندو انداخته، و فتح کنند،

گروهی که به طور منسجم، تشکیلاتی و گسترده در تمامی نسوج کشور فعالند و نفوذ کرده، و در قالب بزرگترین و قدیمی‌ترین تشکیلات فاشیستی در جهان، تار و پود و بنیان اندیشه و میراث ماندگار انقلابِ شکوهمند، و عزت آفرینِ هند را که بر پایه دمکراسی، تکثر، رواداری، سکولاریسم و برابری همه، فارغ از دین، زبان، طبقه اجتماعی و...، قانون نویسی و بنا شده بود، را جَوَیده، و به نابودی می‌برند.

این نشستگانِ در هنگامه‌ی انقلاب آزادیبخش علیه استعمار بریتانیا، که اکنون دهه‌ها بعد از پیروزی، با شعارهای ملیگرایانه با محوریت مذهبِِ هندو، قدرت را از انقلابیون سابق و تشکیلات‌ سکولارشان ربوده، و مدت‌هاست که بر سریر قدرت سوارند، و اندیشه‌ی نسلِ رهبرانِِ موثری همچون مهاتماگاندی و جواهر لعل نهرو و... با حزب سیاسی و اهداف روشن‌شان را، به چالش کشیده و به کنار رینگ قدرت برده، و مشت باران کرده، و بُروز تفکر کشتارگر و ویران‌ساز هنگامه استقلال هند را، به دید جهانیان می‌کشند، که میلیون‌ها هندی را به جرم نوع مذهب‌شان به کام مرگ و آوارگی کشیدند، و ویرانی و جنایت اتفاق افتاده در هنگامه استقلال هند را، به یک شاهد مثال ظلم و تعدی در فرهنگ سیاسی، و تنش فرهنگی - اجتماعیِ مذهب‌محور در جهان تبدیل کردند، تفکری که اکنون ناخن‌های تیز خود را، دوباره بر صورت اقلیت‌های فرهنگی، مذهبی و زبانی هندوستان کشیده، آنان را هر روزه زخمی، نابود و یا محدودتر می‌سازد، و به حاشیه می‌رانند و...،

اما در میانه همین پیروزی‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیِ رادیکالیسم هندو است که، به نظر می‌رسد نسل جوان هند (که البته پیش از این پیاده نظام چنین حرکتِ ملیگرایانه هندویی بودند، و بر بستر همین شبکه مجازی سوار شده، انقلابیون را با کمک شگردهای اعجاب برانگیزِ حزب BJP به حاشیه راندند، و شکست دادند)، اکنون راه خود را از این روند جدا کرده، و روند اعتراضی خود را به بود و باش چنین صحنه سیاسی- اجتماعی در هند را یادآور شده، و اندیشه و خواست‌های خود را به میدان اعتراض کشیده، و آنرا به کرسی می‌نشانند.

کنارهم آمدن این جوانان، با مردمِ معترضِ دیگرِ به اندیشه و رفتار دولت قدرتمند نارندرا مودی [x]، این حاکمیت بلامنازع را به لرزه انداخته، و برای اولین بار، او را در اوج، مجبور می‌سازد، برای حفظ تعادل و پایداری خود، دست از حمایت از قدرتمندترین وزرای کابینه خود بردارد، و برای فرو نشاندن آتش اعتراض جوانانی که عمری نزدیک به مدت تکیه زدن او بر کرسی نخست وزیری دارند، برترین وزرای کابینه خود را، پای اهداف حزب، اندیشه و دولت خود قربانی کند.

اکنون جوانانی که نمایندگی خود و برآوردنِ خواست‌های‌شان را در احزاب سنتی و قدرتمند هند همچون حزب کنگره، حزب مردم و احزاب منطقه‌ایی نیافتند، با استفاده از بستر فضای مجازی، از آن به عنوان یک سکوی وحدت‌ساز سود جستند، و تمام جدیت، سختی و تکبر رهبران راستگرای حزب حاکم را، با تولید محتوای طنز و شوخی و جدی شکستند، و به زانو درآوردند،

آنان از همان خطابی که سردمداران حاکمیت دهلی، آنان را نام نهادند، سود جستند، و خود را سوسک، بی مصرف و انگل نام نهاده، و با استفاده از ظرفیت‌های دمکراسی 75 ساله هند، خود را "حزب مردمِ سوسک" نامیده، و میداندار اعتراض به وضع موجود شدند، و با حضور معترضانه و پر تعداد خود در خیابان‌های دهلی و شهرهای دیگر هند، دولت قدرتمند و یکه‌تاز هند را مجبور به پذیرش خطاهای خود کردند.

دولتی که پیش از این، اعتراض قدرتمند کشاورزان، احزاب ملی و محلی و... را برنتافته بود، و آن اعتراضات را با بی اعتنایی متکبرانه‌ایی به سخره گرفته، و مغلوب و بی اثر ساخته بود، اکنون در برابر نسل Z، و این جوانان بی‌نام و نشان، و سوسک و بی مصرف پنداشته، و خطاب شده، زانوی شکست بر زمین زده است، و بدین ترتیب تکبر برهمنانه هندویی حاکمان دهلی، توسط این نسل، به تسلیم و عذرخواهی کشیده شد.

سوسکی در حال جویدن نماد سیاسی - مذهبی حزب حاکم BJP

 [i] Bharatiya Janata Party  حزب بهاراتیا جاناتا (BJP؛ به معنای تحت‌اللفظی «حزب مردم هند»)، یک حزب سیاسی ملی‌گرای هندو است که در کنار «کنگره ملی هند»، یکی از دو حزب سیاسی اصلی این کشور محسوب می‌شود و در طیف سیاسی، در جناح راست تا راست افراطی جای می‌گیرد. این حزب از سال ۲۰۱۴ و تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر کنونی، حزب حاکم هند بوده است. حزب بهاراتیا جاناتا پیرو ایدئولوژی «هندوتوا» (مرتبط با ملی‌گرایی فرهنگی) است و پیوندهای سازمانی با «راشتریا سوایام‌سواک سنگ» (RSS) — که یک سازمان داوطلبانه و شبه‌نظامی با گرایش هندوتواست — دارد. تا مارس ۲۰۲۶، این حزب از نظر میزان نمایندگی در پارلمان و همچنین مجالس قانون‌گذاری ایالتی، بزرگ‌ترین حزب سیاسی کشور به شمار می‌رود.

[ii] - Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)

[iii] - Hindu Rashtra هدف «راشتريا سوایام‌سواک سنگ» (RSS) تأسیس یک دولت هندو («هندو راشترا») در هند است. که در چنین دولتی، به‌جای برابریِ کنونیِ تضمین‌شده در قانون اساسی برای همه شهروندان فارغ از دینشان، هندوها از جایگاهی برتر نسبت به پیروان سایر ادیان - به‌ویژه مسلمانان که بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی کشور را تشکیل می‌دهند - برخوردار خواهند بود.

[iv] – Kant Surya در جریان یک پرونده قضایی ضمن توبیخ وکیلِ خواهان، به دلیل رفتار غیرحرفه‌ای، در خصوص ادبیات به‌کاررفته در شبکه‌های اجتماعی و طرح دعاوی واهی علیه دستگاه قضایی، میان این افراد و کسانی که پس از بیکاری به شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های جمعی و کنشگری عمومی روی می‌آورند، تا به نهادهای دولتی حمله کنند، قیاسی انجام داد، و آنان را «سوسک» و «پارازیت» نامید. او گفت : « هم‌اکنون انگل‌های اجتماعی وجود دارند که به نظام حمله می‌کنند و شما می‌خواهید با آن‌ها همدست شوید؟ جوانانی هستند که همچون سوسک‌اند؛ نه شغلی گیرشان می‌آید و نه جایگاهی در هیچ حرفه‌ای دارند. برخی از آن‌ها سر از رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی درمی‌آورند، برخی دیگر فعال حوزه «حق دسترسی به اطلاعات» (RTI) یا انواع دیگر کنشگری می‌شوند و شروع به حمله به همه می‌کنند... و شما هم دادخواست‌هایی مبنی بر «اهانت به ساحت قانون» (یا بی‌احترامی به مقام قضایی) ثبت می‌کنید.»

[v] - "cockroaches"

[vi] - “parasites of society”

[vii] - Abhijeet Dipke

[viii] - “What if all cockroaches came together?”

[ix] - The Cockroach Janta Party (CJP) Cockroach People's Party

[x] - Narendra Modi


مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

برای ما ایرانیان که بارها مهاجمانی با پرچمدارانی در پیشانی سپاهیانی گران، غرق در سلاح، از شرق به غرب، از غرب به شرق، از شمال به جنوب، و یا از جنوب به شمال، از روی اجساد ما گذشتند، و ما را زیر پای خود له کردند، و از ما برای سده‌ها ویرانه‌ای پر پهنا در زمین نبرد بر جای گذاشتند و...، برافراشتن هر پرچمی، هراس انگیز، اضطراب‌آور است، و زنگ‌های خطر را در گوش‌مان به صدا در می‌آورد.

چراکه هربار این پرچم‌ها را یا بر منارهایی از اجساد، یا سرهای بریده ما، و یا بر بلنداهایی برافراشتند، که از دسترسِ ما چنان به دور بود، که برای سده‌ها مجبور بودیم، آنرا چون خاری در چشم‌های صدمه دیده خود تحمل کنیم، و صدای خشنِ شلاق گونه ووُل خوردنش را میان باد و توفان‌های داغ و مسمومِ سلطه، اجبار، تحمیل، غارت، چپاول، تجاوز، زورگویی و... بشنویم، و از طنین دردناکش، در پائیزِ سرد و خشک زندگی خود زجر بکشیم، صدایی که ارباب زر، زور و تزویر را هر چه بیشتر بر ظلم و تعدیِ خود، حریص‌تر می‌کرد، و برای ما پیامی جز آمادگی برای دادن خون، مال و جان‌هایی بیشتر، یا تن دادن به عَمَلِگی ساخت و ساز بلنداهایی بلندتر، نداشت.

از این روست که برافراشتن چنین پرچم‌هایی، برای خاک نشینان این خاک بلازده، همواره ترسناک و دلهوره آور بوده است، چرا که برافراشته شدنش، نشان از پیروزی، غلبه، قوت قلب، غرور بیشتر ایدئولوک‌های سیطره و سلطه بود، و برای ما معنایی جز دمیدن در شیپورِ جنگ‌های جدید، خاک نشینی، و برخاک افتادن‌ها، آوارگی و ویرانی، و غارت و چپاولی بیشتر از قبل نداشت.

از این روست که برافراشتن پرچم، در دنیای ایدئولوژی‌زده ما خوف انگیز است، دنیایی که گاه مذهب و ایدئولوژی در نقش پرچمدار مردمانی در جهان ظهور می‌کنند، که بیشخواهی افراد و طبقاتی را در پس ماموریت‌هایی از سوی خداوندی آسمانی دنبال می‌کنند، تا خونریزی و ظلم و بیدادِ خود را مشروع نشان داده، فسادش در زمین را توجیه، و به پای خدایی بنویسند، که برای دفاع از خود و خلایق گرفتار آمده‌اش در این بیداد، وعده داده است منجیانی اعزام کند، که برای برخی از ما زمینیان بعد از چند هزاره، هزاران نسل از ما، چشم به افقِ آمدن‌شان سپید گردید، و همچنان در کنار دیگرانی از این دست، منتظر آمدن منجی مانده‌ایم، و این انتظار دیگر همچون ژنی ثابت قدم، در تن ما زمینیان، از نسلی به نسل دیگر، منتقل می‌شود، و ما را دیوانه‌وار مدهوش دوران بعد از ظهور، ندبه‌گرِ ظهور کرده است و... که شاید در پسِ فردایی بیاید، و جهان را پر از داد کند، وز بیداد پاک نماید.

به ویژه در بین پیروان آئین هندو، یهود، مسلمان، مسیحی و... که بر یک رقابت نانوشته تاریخی، هزاره‌هاست که پای می‌فشارند، تا چنین برافراشتنی را بر گوشه گوشه‌ی جهان محقق نمایند، چراکه هر یک خود را حق مطلق، شایسته وسعتی جهانی، و خدایی بر زمین می‌دانند، و از این رو در فرایند کارهای سیاسی رهبران‌شان، مشق آمادگی نبرد، ایجاد شور در بین جنگجویان، برای نبردی شورانگیز همواره بوده است، که بر اجساد این و آن، پیروزی و سیطره خود را جشن باید گرفت؛

بردن رهبران سیاسی میهمان به زیارت «دیوار ندبه» در بیت المقدس/اورشلیم، برای کسانی که از اسراییل دیدار می‌کنند، یا حاضر شدن نارندرا مودی نخست وزیر هند، در مراسم افتتاح ساختمان معبد خدای رام در سال 2023، که بر ویرانه‌ی مسجد 460 ساله ظهیرالدّین محمّد بابر (۱۴۸۳ – ۱۵۳۰ میلادی/ ۸۸۸ – ۹۳۷ ه‍.ق) در شهر فیض آباد (آیودیا) ایالت اوتارپردادش ساخته شد، و اینک حضور او در مراسم برافراشتن پرچم بزرگ و زعفرانی این معبد در چهارم آذرماه (25 نوامبر 2025) گذشته، اوج حضور مذهب در حکومت بود،

تا آنجا که نخست وزیر یک کشور با قانون اساسی سکولار، پلورال (تکثرگرا) و دمکرات، که پای بر اصول سکولاریسم، آزادی مذهبی، و برابری شهروندانش را بر اساس قانون اساسی ناشی از انقلاب آزادیبخش هند تضمین کرده است، اما به عکس در کار مذهب هندو آنقدر غرق می‌شوند که حتی در برافراشتن پرچم معبدی پر از حرف و حدیث نیز، در حد بالاترین مقام رسمی، شخصا در کنار سروزیرِ برهمن (روحانی هندو) بزرگترین و پر جمعیت ترین ایالت خود، و همقدم با رئیس بزرگترین تشکیلات راستگرای افراطی، خواهان مجد و عظمت مکتب هندو شده، از التیام دردهای افراطگرایان، بعد از 500 سال که از برقراری و سپس ویرانی این مسجد می‌گذرد، گفته و از غلبه و پیروزی فرهنگ هندو دم می‌زند، و پیام خیزش جهانی برای عظمت هندوئیسم را می‌دهد!

اما از این مرد سیاست باید پرسید، مگر تطور تاریخی ویران کردن معبدی از یک مذهب، و ساختن معبدی بر ویرانه‌های آن، از مذهبی دیگر را پایانی هست؟! کاری که در این دنیای بخت برگشته ما، تمامی نخواهد داشت، به قول آن فرزانه پارسیگوی ایالت خراسان باستانی‌ام، نتیجه‌ایی ندارد جز این که بگویند: "گفتا که، «کِرا کُشتی تا کُشته شدی زار؟ تا باز کِه او را بُکشد آنکه تو را کُشت!»" [1] مگر در این تفکر که جان آدمیان به ارزانی قربانی بر پی معابد، این چنین ارزان است، مَگر معبد کُشی را پایانی است؟!

و یا آن هموطن‌ِ متهور و تریبون‌دار ما، که دلی پرشور برای تاختن و تازیدن دارد، اما حتی الفبای تاختن را نیز نمی‌داند، و بی محابا لاف سخن تازیدن تا دل ثروت و قدرت این و آن می‌زند، و از آرزوهایی که معمولا باید در پس پرده، و یا در گوشه‌ی دل‌های تمامیتخواه و توسعه طلب خود نگهدارند، جار می‌زند، و در نتیجه به تحریک دیگران مشغول است، و نتیجه عملِ چنین لاف‌زنانی این است که امروز دنیا (اروپا، امریکا و...)، با همه اختلافات خود با هم، در احساس خطر از چنین تفکراتی در کشورمان، وحدت یافته، و در کنار اسراییل، ایران و ایرانیان را نقطه‌ایی کثیف می‌ببینند، [2] که توسط ناپاکی همچون بنیامین نتانیاهو، باید از صفحه روزگار پاک شود!

 و این آرمان‌داران بیخرد، چنان از منویات دل خود، با همه‌ی جزئیاتش، در ملا عام سخن می‌گویند، و از آمادگی خود برای برافراشتن چنین پرچم‌هایی، بر فراز کاخ‌های دیگران (کاخ سفید مقر رهبری امریکا)، و یا تبدیل آن به حسینیه می‌گویند، [3]  که گویا می‌خواهند همه دنیا را بر علیه ایران و ایرانیان بشوارنند، چرا که همه را به هماوردی در میدانی فرا می‌خوانند، که حتی آمادگی دفاع از خود را نیز، به اندازه کافی در آن ندارند، و آدم شک می‌کند که این بیخردان در این هماورد طلبی‌ها، و رقابت‌جویی‌های مذهبی، به دنبال چه هستند، که این چنین رجزخوان شده اند؟! آیا به نابودی خود و اطرافیان‌شان نظر دارند، یا به نابودی دیگران می‌اندیشند؟! آیا اینان از جواسیس دشمن‌ند، که بهانه برای جنگ و نبرد او می‌تراشند، و یا به لو دادن طرح‌های بلندمدتِ خود و همفکران خود، اینچنین بی‌موقع، حریف را به آمادگی فرا می‌خوانند؟!

دنیای اهداف این برافراشته کنندگان پرچم‌های مخوف و خونین، تن انسانیت را می‌لرزاند، و آدمی را به اندیشه وا می‌دارد، که آرمان‌های خونین و خطرناک آنان برای رونق معابد، و توسعه قدرت خود، چطور صلح و آرامش بشر را به خطر انداخته، در حالی که به قول شیخ بهایی در این معابد « جمعی به تو (خداوند) مشغولُ و تو غایب ز میانه»، [4] حال آنکه روزی آدمی باید دست از کندن چاه‌ و چاله‌های عمیق از مسیر زیست انسانی بردارد، و به دیگران اجازه دهد، در فضایی بهتر، با ذهنی آسوده و فارغ از چنین جنگ‌های بی حاصلی، راه درست زندگی کردن را بیابد، در چنین بستری، زندگی بسازد، نه اینکه همواره با مرگ و نابودی و ویرانی دست به گریبان باشد.

چه کسی بهتر از نارندرا مودی (نخست وزیر هند)، می‌داند، که چگونه اقلیت مسلمانِ شهر کوچک فیض آباد (آیودیا)، و بعدها کل جامعه اقلیت بزرگ مسلمان هند، اسیر و گرفتار خدعه و نیرنگ سیاسی راستگرایان همکار او در حزب BJP شدند، تا راستگرایان افراطی هندو، موج سیاسی‌ایی به پا کنند، و بر این موج سوار شده، در پناه شعار احیای آئین هندو در هند، و افروختن آتشِ ملیگرایی مذهبی، در دلِ توده‌های پاکدل هندو، زمینه ساز کسب قدرت سیاسی برای خود شوند،

و البته هم موفق شدند تا سوار بر این موج خدعه و نیرنگ، قدرت را در قبضه خود گرفته، و اکنون سوار بر اسب چموش قدرت، بر بدن انسانیت بتازند، پرچم‌های مخوفِ مردم فریب را، برافراشته ساخته، مناره‌ها، بلنداها و کنگره‌ها را به تسخیر در آورند، و در زمین فتنه خیز مذهب، تغارِ کسبِ قدرت سیاسی خود را بِقاچند، کاری که هم دنیای سیاست، و هم مذهب را به خدعه و نیرنگ خواهد آلود، و به تمام نابود خواهد کرد، و این رنسانس فرهنگی که نخست وزیر هند از آن سخن می‌گوید، به واقع در پس این تزویر، اتفاق خواهد افتاد تا هند نیز بار دیگر از وجوه ستمگری مذهب، دوری جسته، آن را از این بلیه بِزُداید.

سیاستمدار کهنه‌کاری همچون نارندرا مودی فراموش می‌کند که او نخست وزیر و رهبری برای هندی‌هاست، از هندو، مسلمان گرفته تا همه شهروندان دیگر در زیر حاکمیت او، که هر چند ممکن است در دین و آئین با او گونه گون باشند، اما در انسانیت یکی خواهند بود، و ویران کردن مسجدی (1992)، و ساختن معبدی بر جای آن (2023)، و برافراشتن پرچمی با این همه تشریفات (2025)، بر کنگره آن، به واقع انگشت در زخم دیگران کردن است، و تخم کینه‌ای را خواهد کاشت که بعدها شاید هزاران خون را در پی داشته باشد.

همانگونه که ظهیرالدین بابر گورکانی هم وقتی مسجدی را میان خیل معابد هندو بنا می‌نهاد، که چون انگشتی در زخم آنان بود، و باید می‌دانست که تخم عداوتی می‌کارد که 460 سال بعد، بهای آن را دیگرانی خواهند پرداخت، که هیچ نقشی در ساخت و ساز این معبد و مسجد نداشتند، و این چرخه‌ایی از خون و دشمنی است که هر از چند سده، حمامی از خون، برکه‌هایی از جنایت و غارت و چپاول جان‌ها در پی خواهد داشت.

حال ببینیم در مراسم برافراشتن پرچم بر کنگره‌ی معبد رام، توسط این بالاترین مقامات رسمی و اجرایی هند، چه گفته شد، گزارش زیر را ارگان رسمی سازمان RSS (راستگرایان افراطی هندو) از این واقعه سیاسی – مذهبی تهیه، و در سایت خود "ارگانایزر" منتشر کرده است:

 تهران - 6 آذرماه 1404 برابر با 27 نوامبر 2025

برافراشتن پرچم آیودیا : سخنان مهم نخست وزیر مودی هنگام سخنرانی در مورد رنسانس فرهنگی و شکوه تمدن هند  [5]

پس از برگزاری مراسم برافراشتن پرچم بر فراز معبد زادگاه حضرت خدای رام در آیودیا، نخست وزیر نارندرا مودی پیام رنسانس فرهنگی و احیای شکوه تمدن باستانی هند را انعکاس داد. در اینجا بخش‌های محوری سخنان نخست وزیر برای جهانیان جهت ارتباط با میراث مذهبی و بزرگداشت آن آمده است!

نخست وزیر هند نارندرا مودی در حال سخنرانی 

در مراسم برافراشتن پرچم معبد رام

25 نوامبر 2025 (4 آذر 1404) ایالت اتارپرادش هند

آیودیا : سرزمین مقدس بهارات (هند) امروز 25 نوامبر شاهد لحظه‌ای تاریخی در تاریخ تمدن خود است، زیرا پرچم زعفرانی رنگ [6] در سرزمین مقدس زادگاه خدای رام، آیودیا، برافراشته می‌شود. این رویداد، احیای شکوه تمدنی و فرهنگ هند را نشان می‌دهد. در طول این رویداد تاریخی، پیام نخست وزیر نارندرا مودی نمادی از بیداری فرهنگی است. نخست وزیر درباره عظمت میراث دینی صحبت کرد. در اینجا بخش‌هایی از سخنان مهم نخست وزیر خطاب به جهانیان از سرزمین مقدس آیودیا آمده است.

 

رنگ زعفرانی، (ذکر) "اوم" (ॐ) و تصویر درخت آبنوس کوهی [7]، شکوه حاکمیت رام را مجسم می‌کند

«این پرچم مقدس فقط یک پرچم نیست. این پرچم تجدید حیات تمدن هند است. رنگ زعفرانی، نشان سوریاوانش [8] ، کلمه «اوم» و درخت کوویدارا، نماد ملت خدای رام هستند این پرچم یک تصمیم، یک موفقیت، داستانی از مبارزه برای آفرینش، شکلی فیزیکی از مبارزه صدها ساله است. برای هزاران قرن آینده، این پرچم فریادگر ارزش‌های خدای رام خواهد بود. حقیقت دارما [9] است [10] . نباید هیچ تبعیض یا دردی وجود داشته باشد و صلح و شادی برقرار است. نباید فقری وجود داشته باشد و هیچ‌کس درمانده باشد».

نماد تمدن هند

«امروز، نتیجه چند سده عبادت است، که شعله مقدس آن به مدت ۵۰۰ سال بدون تزلزل در ایمان یا فداکاری‌اش روشن ماند. انرژی الهی حضرت خدای رام اکنون به شکل این پرچم مقدس در معبد بزرگ محفوظ است. این پرچم صرفاً یک نماد نیست، بلکه نمایانگر تجدید حیات تمدن هند است. امروز، آیودیا شاهد یک لحظه تاریخی از بیداری فرهنگی است. ملت هند و جهان غرق در ارادت به خدای رام هستند. قلب هر پیرو خدای رام سرشار از رضایت عمیق، سپاسگزاری عظیم و شادی الهی است، زیرا زخم‌های چند صد ساله در حال التیام هستند.»

معابد ساپت منعکس کننده آرمان‌های خدای رام است

«من از همه شهروندان می‌خواهم که هنگام بازدید از معبد رام، از ایوان‌های ساپت [11] نیز دیدن کنند. این ایوان‌ها ارزش‌های ایمان، دوستی، وظیفه و هماهنگی اجتماعی را تقویت می‌کنند.»

آرمان‌های خدای رام به غلبه بر تأثیر مکالی [12] کمک می‌کند

«تا سال ۲۰۴۷، زمانی که صدمین سالگرد استقلال هند را جشن می‌گیریم، باید یک هند توسعه‌یافته را تضمین کنیم. چند روز پیش گفتم که در ۱۰ سال آینده، هدف ما رهایی هند از ذهنیت بردگی است. متأسفانه، تأثیر آنچه مکالی تصور کرده بود، حتی گسترده‌تر شد. ما به استقلال رسیدیم اما نتوانستیم خود را از احساس حقارت رها کنیم. ما کم‌کم به این باور رسیدیم که هر چیزی که منشأ خارجی داشته باشد برتر است و هر چه مال خودمان باشد پست‌تر.»

دموکراسی در دی‌ان‌ای هند است؛ خدای رام رونق اقتصادی را به آیودیا آورد.

«گفته می‌شد که قانون اساسی ما از قوانین اساسی خارجی الهام گرفته شده است، اما حقیقت این است که هند مادر دموکراسی است. دموکراسی در DNA ماست. از زمان قرار گرفتن تجسم خدای رام در معبد (pran pratishtha)، نزدیک به 450 میلیون نفر از پیروان معبد رام از آیودیا بازدید کرده‌اند. [13] این سرزمین مقدس شاهد ورود 450 میلیون نفر بوده است که تحول اقتصادی قابل توجهی را برای آیودیا به ارمغان آورده است.»

 

معبد رام، ساخته شده بر ویرانه های مسجد بابری 

در شهر فیض آباد (آیودیا) در ایالت اوتارپرداش هند

 

[1] - آنچنان که فرزانه خراسان، ناصر خسرو قبادیانی سرودند که :   «چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت     نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت              این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند      انگور نه از بهر نبید است به چرخشت        عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده       حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت     گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟      تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!»     انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس          تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت»

[2] - «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان در حاشیه نشست «گروه هفت» در کانادا با شبکه تلویزیونی ZDF آلمان به نقش مُخرب رژیم صهیونیستی در خاورمیانه اذعان کرد و گفت: «این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام می‌دهد.»

[3] - دکتر حسن عباسی (زادهٔ ۱۳۴۵ ازنا) سخنران و نظریه‌پرداز توطئه ایرانی است. (مدیر اندیشکده یقین) : «ما باید کاخ سفید را به حسینیه بدل کنیم دوم بر سر زنان شأن حجاب می‌کنیم سوم کلیات دین اسلام را می‌بایست بپذیرند، چهارم قانون همجنس بازی را باید ملغی کنند، پنجم سیستم فساد را باید جمع کنند، شش اینکه امسال فرانسه تصویب کرد که محارم حتی بتوانند با هم ازدواج کنند به شرط اینکه بیش از ۱۵ سال داشته باشند باید ملغی شود زیرا جمهوری اسلامی ایران این انحطاط اخلاقی و فساد را بر نمی‌تابد.»

[4] - تا کی به تمنای وصال تو یگانه       اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه      خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟        ای تیر غمت را دل عشاق نشانه     جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه        رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد          دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد          در میکده رهبانم و در صومعه عابد         گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد            یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه          روزی که برفتند حریفان پی هر کار          زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار          من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار          حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار           او خانه همی‌جوید و من صاحب خانه            هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو          هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو              در میکده و دیر که جانانه تویی تو        مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو           مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه            بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید      پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید        عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید        یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید        دیوانه نیم من که روم خانه به خانه       عاقل به قوانین خرد راه تو پوید        دیوانه برون از همه آیین تو جوید         تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید       هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید     بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه      بیچاره بهائی که دلش زار غم توست       هرچند که عاصی است ز خیل خدم توست         امید وی از عاطفت دم به دم توست      تقصیر «خیالی» به امید کرم توست          یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

[5] -  Ayodhya Dhwajarohan: Top quotes of PM Modi as he gives message on cultural renaissance & civilizational glory of Bharat

[6] – روزنامه هندو: «معبد آیودیا رام: نخست وزیر مودی پرچم زعفرانی را به نشانه اتمام ساخت و ساز برافراشت، نخست وزیر نارندرا مودی روز سه شنبه پرچم زعفرانی - دارما داوج - را در معبد رام در آیودیا به نشانه اتمام ساخت معبد رام برافراشت. آقای مودی پرچم زعفرانی مثلثی قائم الزاویه، به ارتفاع 10 فوت و طول 20 فوت، که تصویر خورشید تابان نماد شجاعت خدای رام، یک "اوم" (ذکر مقدس هندوها) و درخت کوویدارا را بر خود داشت، برافراشت. راشتریا سوایامسیواک سانگ (RSS)، سارسانگچالک (رئیس) موهان باگوات و یوگی آدیتانت، سروزیر اوتار پرادش نیز در این مراسم حضور داشتند.»

[7] - درخت کوویدارا (Kovidara) یک گونه گلدار مهم است که در سراسر شبه قاره هند و چندین بخش از آسیای جنوب شرقی یافت می‌شود. این درخت با نام‌هایی مانند آبنوس کوهی و درخت ارکیده شناخته می‌شود. اهمیت اکولوژیکی، فرهنگی، دارویی و گیاه‌شناسی آن، آن را به یک گونه گیاهی مهم تبدیل کرده است.

[8] - نام سوریاوانشی، که ریشه عمیقی در تاریخ و اساطیر هند دارد، به معنای واقعی کلمه به "نسل خورشید" یا "متعلق به سلسله خورشیدی" ترجمه می‌شود. این نام از کلمات سانسکریت "سوریا" (خورشید) و "وانشا" (سلسله یا دودمان) گرفته شده است. در سنت هندو، دودمان سوریاوانشی یکی از دو سلسله سلطنتی اصلی است که ریشه آن به سوریا، خدای خورشید، برمی‌گردد. این دودمان از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا اعتقاد بر این است که بسیاری از حاکمان افسانه‌ای و صالح، از جمله خدای رام، یکی از خدایان مهم در هندوئیسم، از آن برخاسته‌اند.

[9] - آئین، باید و نبایدهای اخلاق فردی، نظم و سنتی که زندگی این جهانی را ممکن می‌سازد، شامل وظایف، حقوق، قوانین، ارتباطات و... زندگی درست

[10] - Truth is Dharma

[11] - معابد ساپت (Sapt Mandapam) نمایانگر راهنمایان، مریدان و همراهان محترمی هستند که نقش‌های محوری در زندگی خدای رام ایفا کردند، اصحاب آن حضرتند.

[12] -  Thomas Babington Macaulay (1800–1859) مکالی‌گرایی به سیاست معرفی سیستم آموزشی انگلیسی به مستعمرات بریتانیا اشاره دارد. این اصطلاح از نام سیاستمدار بریتانیایی توماس بابینگتون مکالی (۱۸۰۰-۱۸۵۹) گرفته شده است، که در شورای فرماندار کل خدمت می‌کرد و نقش مهمی در تبدیل زبان انگلیسی به زبان آموزش عالی در هند داشت. پروفسور کاپیل کاپور (دانشگاه جواهر لعل نهرو) در سخنرانی خود در سمینار ملی «استعمارزدایی از آموزش زبان انگلیسی» در سال 2001، تأکید کرد که آموزش زبان انگلیسی رایج در هند امروز، تمایل به «به حاشیه راندن یادگیری موروثی» و ریشه‌کن کردن دانشگاهیان از «شیوه‌های فکری سنتی هندی» داشته و در آنها «روحیه خودکم‌بینی» را القا کرده است. بسیاری از ملی‌گرایان هندی از مکالی‌گرایی انتقاد کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این مکتب، سنت‌های هندی را در بخش‌هایی مانند امور مالی ریشه‌کن کرده و آنها را با یک سیستم خارجی جایگزین کرده است که کاملاً برای هند نامناسب است. علاوه بر این، آنها ادعا می‌کنند که مکالی‌گرایی باعث شده است که سیستم‌های فکری خارجی بر سیستم‌های فکری هندی، به ویژه سیستم‌های فکری هندو، اولویت پیدا کنند.

[13] - گزارش های منتشر شده توسط مقامات وابسته به حکومت حزب BJP بیانگر آن است که معبد رام در سال 2023 تا قبل از تکمیل شدن 57 میلیون نفر بازدیدکننده داشته است، این آمار در سال 2024 به 160 میلیون بازدید کننده افزایش یافته است، و در ششماهه نخست سال 2025 نیز 230 میلیون نفر از آن بازدید کردند. که این حجم توریست در این شهر کوچک، یک و نیم درصد از GSDP هزار میلیارد دلاری ایالت اوتارپرادش را به خود اختصاص داده است.

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

«انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشه‌دار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد.

بردگیِ تن و نیروی کار انسان‌ها، ابتدایی‌ترین نوع بردگی رایج است، بردگانی اسیرترند که در پس دیوارِ ایده‌ها گرفتارند، زندانی با دیوارهایی بلندتر، که اسرایش انسانیت خود را خواهند باخت، و به رَمِگانی با هیکل انسان، و به قول مرحوم پدرم حیوانی در "غلاف انسان" تبدیل خواهند شد، چراکه تن‌بردگان تنشان بیشتر از روحشان خواهد فرسود، اما بردگان اندیشه، روح انسانی‌شان ذره به ذره نابود خواهد شد، و تن‌بردگی شاید به ارث نرسد، اما بردگی در اعتقاد و ایده احتمالِ به ارث رسیدنش هم بیشتر است، چراکه ورود به ایده و یا هر دینی، گاهی آسان و آزادانه است، اما خروج از آن، سخت و جانکاه، و گاه همراه با باختن جان، و تحمل رنج بسیار خواهد بود.

هندوئیسم همزاد با دین زرتشت، و این دو از یک ریشه، برادر و در بسیاری از اندیشه و ساختار برابرند، که هر دو در دو تمدن دیرپا و باشکوه همسایه‌ی هم، یعنی ایران و هند متولد، و رشد یافتند، هجوم مسلمانان به امپراتوری ساسانی در ایران، دین و قلمرو آئین زرتشت را نابود کرد، تا جایی که اکنون به جزایری اندک و ناچیز محدود شده‌اند، که اکثرا در سرزمین هند، و عدد کم‌تری در ایران و سپس از آن دو کمتر، در آغوش کشورهای غربی باقی مانده‌اند، و زندگی خود را نیم‌بند ادامه می‌دهند.

 ایرانیان زرتشتی با شکست نظامی در برابر سپاه برآمده از شبه جزیره عربی، در درازای یکهزاره و چهار سده گذشته، و به ویژه در زمان حاکمیت خلفای اسلامی، به دین اسلام در آمدند، و به جز جزایر کوچکی از آنان که همچنان زرتشتی باقی مانده‌اند، و در مناطقی از جمله یزد، در ایران زندگی می‌کنند، باقی محو شدند.

اما هندوئیسم، با هجوم مستقیمِ سپاه اسلام رودررو نگردید، بلکه این اسلامی ایرانیزه شده بود، که بعدها حامل فرهنگ اسلامی به شبه قاره هند گردید، چند سده جهاد اسلامی برای مسلمان کردن ایرانیان، نیروی بسیاری از مهاجمان مسلمان را فرسود، و در این بین، ایرانیان زیردست، کم کم توانستند مسلمانان مهاجم را، تا حدودی در فرهنگ غنی خود، اصلاح و تا حد زیادی روادار نموده، لذا سلطه اسلام بر هندوستان، که بعد از سلطه بر ایران صورت گرفت، هرگز گَزَندگی سابق، و خوی تهاجم، کشتار، ویرانگری و... و به ویژه تغییر مذهبی که در ایران به دنبال داشت را، در پی نداشت،

از خشونت آن بسیار کاسته شد، و سپس به هندوستان رسید، از این جهت، فرهنگ هندو از نابودی نجات یافت، و ورود اسلام به هند، بسیار مسالمت آمیزتر بود، و باعث نشد تا شاهد یک ویرانی فرهنگی گسترده، آنچنان که بر فرهنگ و تمدن ایران رفت، در هند تکرار شود، و به عکس، چند سده حاکمیت‌های اسلامِ ایرانیزه شده بر هند، در دوره بلند حاکمیت گورکانیان [1] و... باعث شکوفایی و آبادانی بسیار گردید، چرا که با رواداری خود، بقای فرهنگ هندو، و حتی حفظ و گسترش آن را تضمین کرد، ترجمه متون هندو، به زبان فارسی، باعث حفظ و انتقال فرهنگی آنان نیز گشت.

و هندی‌ها این شانس را هم داشتند که متعاقب رنسانس در اروپا، سلطه غرب بر هند، در دو سده پیش از استقلال هند در سال 1947 آغاز شد، و به ویژه حرکت انقلاب آزادیبخش هند علیه این سلطه، باعث شد، برخی از تیزی و گزندگی فرهنگ هندوئیسم نیز توسط غربی‌ها، و بعدها توسط انقلابیونی همچون گاندی، امبادکار (نویسنده قانون اساسی هند) و... اصلاح شود، که از جمله آن سست‌تر شدن رسوم ظالمانه و ضد انسانی نظام طبقاتی، فرهنگ های ظالمانه‌ایی مثل ساتی [2] و... بود، که از مواردی بودند که در دوره حاکمیت اسلام، غرب و سپس آزادیخواهان در هند، اصلاح گردیدند و...،

اما نهضت بازگشت به فرهنگ هندوئیسم، که با نوعی فاشیسم ملیگرایانه فرهنگی و نژادی همراه است، و حتی بازیابی نظام طبقاتی را به نظر می‌رسد که مد نظر دارد، از سال 1925، توسط رهبران سازمان بزرگ و گسترده و شبه نظامی RSS [3] و... رسما آغاز، و پی گرفته شد، کسانی که اکنون یکصدسالگی خیزش راستگرایانه خود را جشن گرفته‌اند، در حالی که حاکمیت این کشور را توسط شاخه سیاسی خود، یعنی حزب مردم هند (BJP) در دست دارند، مهمترین اهداف آنان حاکمیت مجدد فرهنگ و آئین هندو، از طریق غیرزدایی (اسلام زدایی، و مسیحیت زدایی و...) است که در هجوم خود به هند، فرهنگ و دین هندو را در معرض خطر قرار داده‌اند،

هندوئیسم خود را در حال مواجهه با تهاجم فرهنگی اسلام و بودیسم شرقی، و مسیحیت غربی، و اصلاح طلبان داخلی همچون بودیسم می‌بیند، از این رو، مبارزه با مظاهر حضور این ادیان در خاک هندوها را شدید و رقیق، قانونی و غیرقانونی و... پی گرفته است، اوج مبارزه با اسلام در هند، در نبرد هند با پاکستان بر سر سرزمین‌های مسلمان نشین شبه قاره، و مبارزه با بودیسم که به پاک کردن هند از حضور موثر بودائیان انجامید، و بودائیان را به عمق سرزمین‌های شرق و جنوب شرق آسیا متواری کردند، و مبارزه با مسیحیت نیز، که هجوم خزنده خود را از طریق گروه‌های تبشیری در هند دنبال می‌کند، که به گسترش مسیحیت در بین جامعه ظلم‌زده (هندو در تقسیم طبقاتی آن) منجر شده، دنبال می‌شود،  

خودخواهی ارباب معابد که خود را صاحب و راهنمای توده مردم، و نماینده ویژه خدایان در زمین می‌دانند، که در دین هندو، برهمنان (و یا همان موبدان) که کل خلقت انسان‌ها را به سان بدن انسان می‌بینند، و انسان‌ها را بر اساس حرفه آنان، به اعضای این بدن تقسیم می‌کنند، و از قضا خود را به مهمترین ارگان این تن انسانی، یعنی سر آن منتسب کرده، و در نظر گرفته و می‌دانند، و همان نقش را هم برای خود در بین دیگران قائلند.

اینان همچون دیگر ارباب معابد در دیگر ادیان، عدد پیروان آئین هندو را، نشانه عزت دینی خود تلقی کرده، خروج آنان را از این آئین، شکست خدای خود دانسته، و خود را مامور به حفظ عدد پیروان و افزایش آن می‌دانند، و طبقه روحانیت هندو، خود را به سان چوپانانی می‌بیینند که، رمه‌های بزرگ و پر تعدادشان، نشانه حقانیت، شکوه و ثروت آنان است، و بسیار مراقبند که از عدد رمه آنان کاسته نشود، و بلکه افزوده گردد.

از این رو آزادی و اختیار انسان‌ها در پذیرش اعتقاد، ایده و ادیان دیگر را، قربانی هوای نفس خود کرده، به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی رقیب، انسان‌های تحت سلطه خود را به بردگی و اسارت برده، هرگونه تغییر فرهنگ و دین را منافی جایگاه و اهداف خود دیده، و به مبارزه با آن بر می‌خیزند،

در حالی که در ظهور ایده‌های جدید، فرهنگ منحط آنان اصلاح می‌گردد، همچنانکه در دوره حاکمیت مسلمانان، هندِ متکثر و هزار فرقه، ثروتمندترین کشور دنیا بود، و در دوره استعمار و حاکمیت بریتانیا بر هند، گرچه این ثروت گرد آمده در زمان پارسیگویان مسلمان حاکم بر هند، به تاراج رفت، و فقیر و گرسنه، در سال 1947 وارد دوره آزادی شدند، اما صنعت و سیستم حکومتی جمهوری متکثر، سکولار و سوسیال بر جای ماند، که علاوه بر مبارزه با مظاهر ضد انسانی فرهنگ هندو، از جمله نظام طبقاتی و رسومی همچون ساتی و... اصلاحات رشک برانگیزی در این کشور صورت داد، به طوری که سیستم دمکراسی پارلمانی آنان امروز رشک برانگیز برای ملت های دچار دیکتاتوری در منطقه، و پیشرو بوده، هند را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار داده است.

و حال کسانی پیدا شده اند که کوس بازگشت می‌زنند! و علائم بازسازی نظام طبقاتی، جور و ظلم بردگی اعتقادی و جبر دینی را با تعدی علیه حقوق دیگران دنبال می‌کنند، اماکن دینی دیگران را ویران، بر خرابه‌های آن معابد خود را دوباره می‌سازند، اقلیت‌ها را از حقوق اولیه ساقط کرده، به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده، تا در اثر فشار اجتماعی، بلکه آنان را به دین آبا و اجدادی خود، یعنی هندوئیسم باز گردانند، و باقی آنان که به هندوئیسم نَگِروند را، به جرم ناپاک بودن از دین ملی، از سرزمین مقدس هندوها بیرون کنند و...

 از این نظر است که شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی توسط این نوع فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی، تنها معنی بلند کردن دیوارهای اسارت مذهبی دارد، که حرکت انسان‌ها را، در مسیر انتخاب آزادانه و اختیار خدادادی آنان سلب کرده، در دایره دین رسمی، حفظ می‌نماید.

مطلبی که ترجمه شده است، از سایت اورگانایزر، ارگان مطبوعاتی سازمان RSS در هند است، که گروهی مادر، از مجموعه‌ایی بزرگ از ملیگرایان هندوست، که نوعی فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی را در هند دنبال می‌کنند.

 لازم به ذکر است، برای یک ایرانی چنین نبردی در هند دو سر باخت خواهد بود، چرا که ضربه به هندوئیسم، ضربه به محتوای فکری و فرهنگی برادری دو قلو است، که قُل ایرانی آن پیش از این ذبح شده، و از بین رفته است، و نشانه‌های فرهنگ زرتشت را در قُل دیگر آن، یعنی هندوئیسم می‌توان دید و مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، هندوها با مسلمانان هند، به عنوان بزرگترین اقلیت مهاجم، در یک مبارزه فراگیر قرار دارند، نابودی مسلمانان هند نیز نابودی ایران و ایرانیت خواهد بود.

چرا که اسلام هند، سرریز ایران فرهنگی در هند است، و صدها سال، معماری، ادبیات، فرهنگ ایران، در زبان و منش مسلمانان هند موج می‌زند، و آنچه ایرانِ تحت سلطه اعراب نتوانست در خود حفظ کند، هندی‌های مسلمان در صنایع دستی، فرهنگ معنوی و عرفانی، معماری و منش و رسوم زندگی خود حفظ کرده‌اند،

 به عنوان نمونه، گروه عرفانی میرسید علی همدانی [4] که با ششصد مرید و همراه خود از همدان ایران، به مناطق کوهستانی کشمیر مهاجرت کردند، گروه بزرگی از مشاغل و حرفه‌ها ایرانی را به هند بردند و رواج دادند، که اکنون نیز در هند زنده است و دنبال می‌شود، در حالیکه در سرزمین مادری، این حرفه‌ها و صنایع، مرده و به خاک سپرده شده است، و اثری از آن در همدان نمی‌توان دید، حال آنکه صنعت کاغذ فشرده، در کشمیر همچنان به عنوان میراث همدانی، و در اتارپرادش به عنوان ظروف فلزی خیامی زنده است و بالنده؛ و برای مردم هند ثروت و صادرات به ارمغان می‌آورد و...،

نقاشی مینیاتور، شعر و لغت و اندیشه فارسی، عرفان ایران در حد وسیعی توسط حکومت‌های پارسیگوی گورکانی و... در هند پرورش یافت و همچنان باقیست، که گنجینه‌ایی بی نظیر از ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی است که هند در کالبد خود حفظ کرده است، بزرگترین جمعیت زرتشتیان ایرانی، که با هجوم خلفای اسلامی، از مناطق طبرستان و... به هند مهاجرت کردند، تا خود و دین و آئین خود را از خطر نجات دهند، امروز بزرگترین کُلونی جمعیتی هموطنان زرتشتی ما در جهان است، که در هند ادامه حیات داده‌اند.

باعث شرم است که چنین وسعت جمعیتی از زرتشتیان، حتی در سرزمین آبا و اجدادی آنان، در فلات تمدنی ایران، دیده نمی‌شود، اما برادران هندوی ما، چنان وسعت عملی به این برادران نژادی (آریایی) و فرهنگی خود داده‌اند که این ایرانیان، اکنون صاحب بزرگترین صنایع و تجارت هند می‌باشند، دستان با کفایت زرتشتیان ایرانی (که به پارسیان هند مشهورند) نسبت به تاسیس و اداره کمپانی‌هایی بزرگ تولید همچون تاتا، گودریج و... خود را نشان داده است، اینان موسس سیستم راه آهن، صنعت هسته ایی، سیستم دانشگاهی پیشرو و... در هند بوده، و از این نظر هند مدیون زرتشتیان است، همانگونه که زرتشتیان بقای خود را مدیون هند هستند.

اینگونه است که یک ایرانی آگاه به تاریخ خود، نه خواهان نابودی مسلمانانِ هند، و نه خواهان نابودی هندوها، و فرهنگ هندویی خواهد بود، چرا که هر دو از نژاد و فرهنگی با یک منشا، به ایران گره می‌خورند. اما چه می‌شود کرد، راستگرایان هندو در سازمان RSS و شاخه سیاسی آن حزب BJP برای حراست از فرهنگ هندویی، دست به خشونت و فشار علیه دیگران زده‌اند، و به تحمیل و اجبار دینی و فرهنگی روی آورده اند.

و در دنیایی که ارباب معابد، عدد پیروان خود را، مبنا و پایه‌ی حقانیت خود قرار داده‌اند، و کمتر به وجه انسان‌سازی ایده‌ها توجه دارند، فشار خود را به کسانی که مکتب هندو را رها می‌کنند، افزایش داده، و سعی دارند به اسم مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب (مسیحیت) و شرق (اسلام، بودیسم و...) دیگر اقلیت‌ها را سرکوب کنند، با این مقدمه تلخ و شیرین به ترجمه یک متن خبری کوتاه، از فعالیت راستگرایان هندو برای حفظ عدد جمعیتی خود، می پردازم.

اما باید توجه داشت که دین و آئینی که یک حکومت، با تمام نیروهای دولتی و شبه دولتی، با فشار و بسیج تدابیر حکومتی، و گروه‌های سیاسی فشار وابسته، عدد جمعیتی خود را حفظ کند، محرز است که با بحران استدلال وجودی، و ناکارامدی مفهومی مواجه است، که اینگونه حفظ و سرپا نگه داشته می‌شود،»

 تهران - شنبه 24 آبانماه 1404 برابر با 15 نوامبر 2025

بازگشت به خانه: 115 تن از جامعه قبایلی [5] منطقه کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم بازگشتند[6]

خانم باوانا بوهرا (نماینده مجلس ایالتی، از حزب مردم هند) [7] عنوان داشت، این تلاش‌ها باعث حفظ فرهنگ باستانی و اعتقادات مذهبی مردم ایالت خواهد شد.

Nov 12, 2025 (20 آبان 1404)

باوانا بوهرا و دیگران، در حال شستن پای بازگشت کنندگان به آئین هندو

منبع عکس: ANI

رایپور [8] : بیشتر از صد تن از مردم بخش پانداریا در کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم [9] تغییر دین دادند. بازگشت کنندگان در مراسم "بازگشت به خانه" [10] که در روز 11 نوامبر (2025) در روستای "نئور" برگزار شد، به سنت و اعتقاد اعقاب خود بازگشتند. تمام این 115 تن از جامعه قبایلی بودند که تحت برنامه "Sanskriti Gaurav Sammellan Evam Abhinandan Samaroh " به حقیقت یکتای [11] خود بازگشتند. آنان کسانی بودند که بازگشتی به آنچه داشتند، که از آن روی برگردانده بودند، و به مذاهب دیگر گرویده بودند. تمام این 41 خانوار، توسط نماینده مجلس ایالتی از حزب BJP، خانم باوانا بوهرا و دیگران با مراسم شستن پای‌شان، همراهی و خوش آمد گفته شدند، تا به دین اصیل و آبا و اجدادی خود باز گردند.

"کبیردام، چتیسگر: ۱۱۵ روستایی قبیله‌ای از مناطق جنگلی از مسیحیت به ساناتان دارما بازگشتند. باوانا بوهرا، نماینده مجلس از حزب بهاراتیا جاناتا، با شستن پاهایشان از آنها استقبال کرد؛ گفت برخی قبایل را از طریق کتاب‌های عهد جدید (انجیل)  فریب می‌دهند، تا فرهنگ آنان را به بیراهه برند."

این مطلب را نماینده قانونگذاری از حزب BJP در شبکه X (ایکس و یا توئیتر سابق) [12] به اشتراک گذاشت که "فرهنگ قبیلگی، تمدن و هویت میراث ماست." 

 بوهرا نوشت : « 115 نفر از جامعه قبیلگی، در اثر برنامه "بازگشت به خانه" در منطقه ونانچال به راه راست هدایت شدند و به اعتقاد اصیل خود دوباره بازگردانده شدند، و به ریشه‌های فرهنگ خودشان دوباره متصل شدند.»

او اضافه کرد : «در این مراسم، پاهای آنان شسته شد، و خوش آمد گفته شدند، و اعضای خانواده‌های قبیلگی در روستاهای Neur, Amania, Amlitola, Mahidabra, Khairahapara, Dafrapani, Damgarh,   Sarapani و  Birhuldih در این برنامه‌ی "بازگشت به خانه" هدایت شدند.»

بوهرا اشاره داشت که اینگونه تلاش‌ها برای حفظ فرهنگ و مذهب ایالت صورت می‌گیرد.

بوهرا همچنین از نخست وزیر (نارندرا) مودی و سروزیر  ایالت چتیسگر (ویشنو دیو سای) به خاطر طرح‌های رفاهی با هدف ارتقاء، خدمت و توسعه جوامع قبیله‌ای تقدیر کرد و اظهار داشت که این تلاش‌های انجام شده توسط آنان، باعث کسب هویت جدید، برای جامعه قبیلگی در جهان شده است.

بیشتر در مورد برنامه "بازگشت به خانه" بخوانید : « 240 خانواده در چتیسگر به هندوئیسم گرویدند»

او اشاره داشت که تنها در منطه پانداریا بیشتر از 3000 نفر تحت برنامه نخست وزیر برای خانه‌دار کردن جویندگان مسکن [13]، صاحب خانه شده‌اند. این رهبر حزب BJP عنوان داشت که "بیش از ۱۰۰ کیلومتر جاده آسفالته ساخته شده است و اعضای جامعه مذکور دیگر مجبور نیستند برای آوردن آب مسافت زیادی را طی کنند، زیرا آب آشامیدنی تمیز به همراه برق و دیگر مزایای رفاه دولتی به آنها تحویل داده می‌شود.»

او تاکید کرد که «این وظیفه ماست که از فرهنگ قبایلی خود محافظت کنیم که از آب، جنگل، و زمین محافظت می‌کند، و تلاش‌های ما در این زمینه بدون وقفه ادامه خواهد یافت.»

لازم به ذکر است که بخش‌هایی از مناطق با اکثریت قبایلی، مدت‌هاست که تحت تأثیر فعالیت‌های مرتبط با تغییر دین از طریق افرادی از جوامع قبیله‌ای قرار گرفته‌اند، و عده‌ایی اغلب به خیابان‌ها می‌آیند تا علیه فعالیت‌های غیرقانونی تغییر دین اعتراض کنند [14] و خواستار حذف مزایای عضویت در جامعه قبیله‌ایی توسط کسانی‌اند که دین دیگری را پذیرفته‌اند و هنوز از مزایایی که منحصراً برای این جامعه در نظر گرفته شده است، بهره‌مند می‌شوند.[15]

یک مرد متعلق به اقلیت مسلمان هندی، در حال عبور از مقابل یک دیوار نگاره با محتوای رواداری مذهبی،

که نشان دهنده تنوع ادیان در هند است، و با نام آنان (هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، سیکیسم، اسلام، مسیحیت)

و با حروف مشترکی از این ادیان، در یک وحدت، کلمه "هند" را ساخته‌اند

[1] - امپراتوری گورکانی یا گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته می‌شود، یک امپراتوری ترکی-مغولی، مسلمان و با فرهنگ ترکی-ایرانی و فرهنگ هندوپارسی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبه‌قاره هند بود. این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، با پشتیبانی صفویان و عثمانی در جهت تضعیف سلطان دهلی، ابراهیم لودی، به جنوب آسیا لشکر کشید و در نبرد نخست پانی‌پت دولت دهلی را به سختی شکست داد و بر شمال هند مسلط شد. با این حال، ظهور گورکانیان به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، حدوداً در سال ۱۶۰۰ میلادی و در دوران اکبر کبیر، نوهٔ بابر، روی داد. امپراتوری وسیع اکبر تا پایان حکومت اورنگ‌زیب، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، پا بر جا ماند و پس از مرگ او در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آنان آغاز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که این مسئله عملاً زمینه‌ساز سقوط نهایی آنان شد و سرانجام رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورش‌های سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبه‌قاره به راج بریتانیا واگذار شد.

[2] - رسم ساتی یک آیین مذهبی در میان جوامع هندی بود که در آن، زنی که شوهرش را به تازگی از دست داده بود، در مراسم سوزاندن بدن شوهرش، خودش را آتش می‌زد و هر دو با هم در آتش سوزانده می شدند، یکی زنده و یکی مرده. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی می‌شد. هر چند بیشتر ساتی‌ها به صورت داوطلبانه انجام می‌گرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وا می‌داشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب می‌شد. این سنت دینی از ۱۸۲۹م نادر و غیر قانونی اعلام شد

[3] - راشتریا سوایامسیوک سَنگْ به انگلیسی: Rashtriya Swayamsevak Sangh با سرواژهٔ آراس‌اس به انگلیسی: RSS) «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهن‌پرستی») یک سازمان داوطلبی شبه‌نظامی، ملی‌گرای‌ هندو و راست‌گرای هندی است که به‌طور گسترده شاخهٔ عملیاتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم هند، شناخته می‌شود. آراس‌اس رهبر شبکه بزرگی از سازمانها به نام «سنگه پریوار» است که در همه بخش‌های جامعه هند حاضرند. با ۶ میلیون عضو بزرگترین سازمان غیردولتی در جهان است. این سازمان، حکم بسیج مردمی را دارد و از افراد داوطلب و میهن‌پرست تشکیل می‌شود که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پای‌بند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمی‌تواند به هندوستان مهاجرت کند

[4] - امیر سید علی بن شهاب (۲۲ اکتبر ۱۳۱۴ – ۱۸ ژانویه ۱۳۸۵) معروف به میر سید علی همدانی، قطب سلسله ذهبیه، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در کشمیر هند و از بزرگان سلسله کبرویه بود. بیش از ۱۱۰ اثر به وی منسوب است. از وی به عنوان «امیر کبیر»، «شاه همدان» و «حضرت علی ثانی» نیز نام برده شده‌ است. پدر وی حاکم همدان و از سادات حسینی بود. از او آثاری در علوم غریبه به‌جای مانده‌ است. وی را جد اعلای سید روح‌الله خمینی دانسته‌اند. 

[5]- Tribal Community جامعه قبایلی از جمله جوامع عقب مانده جامعه هند است که در قانون به رسمیت شناخته شده، و قوانینی برای حمایت از این جامعه وضع شده است، یکی از این قوانین مراقبت از آنان در برابر تغییر مذهب است، که دستگاه قضایی هند روی تغییر دین این مردم بسیار حساس عمل کرده است، و سال گذشته دو کشیش مسیحی که روی ترویج مسیحیت در بین این جامعه فعال بودند را دستگیر و به زندان محکوم کرد، اما تغییر دین از اسلام، مسیحیت و... به آئین هندو خطی است که از سوی راستگرایان ملیگرا در حزب مردم هند (BJP) و سازمان ملیگرایان آر.اس.اس (RSS) و... دنبال می شود، تسلط راستگرایان بر ارکان قدرت در هند، مبانی قانون اساسی بازمانده از نهضت آزادیبخش مهاتما گاندی را سست کرده و کم کم آنرا از محتوا خارج می کند و حاکمیت هند در پی ترویج مبانی دینی هندوئیسم رفته و اقلیت ها را نابود و به سوی دین اکثریت باز می گرداند، و هندوئیسم به عنوان دین اکثریت مبنا می شود، یکی از ارزش‌های اساسی قانون اساسی انقلابی و آزادیبخش هند، سکولاریسم و جدایی دین از دولت بود که با روی کار آمدن ملیگرایان هندو، اصل متکثر بودن جامعه، به محاق می رود و رسما ترویج و تحکیم دین هندو، به عنوان یک رویه در اولویت دست اندرکاران حاکمیت هند قرار می‌گیرد.

[6] - Ghar Wapsi: 115 people from tribal community revert to Sanatan fold in Kabirdham of Chhattisgarh.

[7] - خانم Bhawna Bohra نمانده حزب BJP در مجلس ایالتی @BhawnaBohrabjp

[8] - Raipur مرکز ایالت چتیسکر

[9] - Sanatan fold و یا Sanatan Dharma یک واژه سانسکریت است که می‌توان آن را بعنوان "دین ماندگار" و یا "قانون مانا" ترجمه کرد که منظور همان آئین هندو است، که گفته می شود 15 هزار سال عمر دارد و قدیمی ترین نوشته های این فرهنگ مذهبی در کتاب های ودا و از جمله چهار کتاب ودای اصلی به جای مانده، که اشاره به روش، نژاد و نوعی زندگی خاص دارد، که در مسیر این فرهنگ، فرد به آزادی و بیداری دست می‌یابد (Moksha) و چرخه تناسخ رها می شود.

[10] - Ghar Wapsi (Returning Home) برنامه‌ای برای تغییر مذهب به هندوئیسم (و تا حد کمتری، سیکیسم) از اسلام، مسیحیت و سایر ادیان در هند است که توسط هندوهای هندی انجام می‌شود. سازمان‌هایی مانند ویشوا هندو پریشاد (VHP) و راشتریا سوایمسواک سنگ (RSS) و همچنین در خارج از کشور مانند اندونزی. این اصطلاح به ایدئولوژی ملی‌گرایانه هندو برمی‌گردد که همه مردم هند از اجداد هندو هستند و از این رو، تغییر به هندوئیسم نوعی «بازگشت به خانه» به ریشه‌های اجدادی خود است این برنامه در سال ۲۰۱۴ به موضوع بحث عمومی تبدیل شد. یوگی آدیتیانات از حزب بهاراتیا جاناتا ادعا کرده است که این کمپین ادامه خواهد یافت مگر اینکه تغییر دین به ادیان دیگر در کشور به طور کلی ممنوع شود. ویشوا هندو پریشاد و راشتریا سوایمسواک سانگ چندین رویداد از این نوع را در ایالت های تلانگانا، آندرا پرادش، کرالا و گوا ترتیب دادند. و اینک در چتیسگر

[11] - Mool Dharma دین یکتا، یا حقیقت یکتا 

[12] - pic.twitter.com/arOSk3vFQE — Treeni (@TheTreeni) November 11, 2025 

[13] - Pradhan Mantri Awas Yojana

[14] - گروه‌های ملیگرای هندو به صورت سازمان یافته با مظاهر حضور ادیانی که از خارج از سرزمین هند، به داخل شبه قاره آمده‌اند، مبارزه کرده و به حضور آنان اعتراض می‌کنند. با روی کار آمدن احزاب ملیگرا قوانینی در سطح ایالت ها برای غیر قانونی کردن تغییر دین تصویب کرده اند که هنوز در ابعاد ملی این قوانین به قدر کافی تصویب نشده است، از این لحاظ است که تغییر دین از هندوئیسم به دیگر ادیان را غیر قانونی اعلام می‌کنند، اما تغییر دین از دیگر ادیان به هندو کاملا قانونی و حتی ارزش تلقی می‌شود.

[15] - جامعه قبیله‌ای به عنوان یک جامعه عقب افتاده، در قانون اساسی هند، شامل مزایایی از جمله سهمیه کسب پست های اداری، دولتی و تحصیلی و... است که ملیگرایان، اعطای همین سهمیه را عامل فشار به کسانی قرار داده اند که از دین هندو خارج شده و به ادیان دیگر می گروند، و اعلام می کنند کسانی که دین خود را از آئین هندو تغییر دهند، این امتیازات اجتماعی را از دست خواهند داد، به واقع امتیازات اجتماعی که به واسطه عقب ماندگی این جامعه اعطا شده، به اهرم فشاری از سوی حکومت، برای منصرف کردن افراد از تغییر در دین تبدیل شده است.

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.