مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
مرغ در فرهنگِ کوچه بازار ما یادآورِ "قربانی شدن" است، که در جشن و عزا سرش را میبُرند، تا بساط مد نظر اهل دنیا را مطابق با حال آن لحظهشان فراهم سازد، ایران و ایرانیان در نظر بیگانگانِ غربی و شرقی، گاهی به نظر میرسد، در نقش چنین بازیچهایی دیده شدهاند، تا آنجا که در نبرد بین غرب و شرق، و یا بین خودشان، ایرانیان مرغوار، همواره قربانی شدند، و تاوانی سنگینی پرداختند.
نمونه روشن آن، فراهم کردن موجبات قتل عام نیمی از ایرانیان در قحطی ساختگی بین سالهای 1917-1919 [1] و در خلال جنگ جهانی اول بود، و یا اشغال خسارتبارِ کشورمان در خلال جنگ جهانی دوم و... [2] که توحش مدرن، کل دنیا را به آوردگاه جنایت، کشتار، ویرانی، تمامیت خواهی خود کشید، و ما نیز از جملهی ملتهای به کنار ایستاده از این جنگ ویرانگر بودیم، که تاوان سنگین این جنایت آنان را سخت و گران پرداختیم،. رنج دامنهدار و کنونی مردم فلسطین نیز، یک دیگر از نمونه میراث این جنگها، و مانور قدرت آنان در تقسیم جهان بود، که سرزمینها و ملتهای زیادی را دچارِ خود کرد.
امروزه نیز رویارویی جدید غرب و شرق، باز میرود تا ایران را دوباره قربانی فرایند ظالمانهی خود کند، و ایرانیان تاریخ خسارتبار گذشته خود را به تکرار بنشینند، همچنان که غرب و به ویژه دونالد ترامپ، اکنون پرونده هستهایی ایران [3] را دستمایه و بهانه تازه تجاوز خود به حقوق ایران و ایرانیان ساخته، سالها له شدن ما زیر چرخ قلدری و زیاده خواهی غرب و شرق را به فراموشی سپرده، و از «51 سال قلدری ایران» سخن میگوید! [4]
دونالد ترامپ که در نقش یک فاشیست ملیگرای امریکایی، ویرانگر انسانیت، قانون، دمکراسی، اخلاق، تمدن پیشرو بشری، ساختارها، قوانین و نهادهای بین المللی و... شده است، قلدری، تمامیتخواهی، فساد و دیگر رذایل انسانی از این دست را به اوج رسانده، و اکنون پرچمدار یک به هم ریختگی جدید و گسترده جهانیست، تا با شعار «امریکا را به اوج بریم» [5] ، دیگرانِ بسیاری، و از جمله ایران را، باز دوباره زیر چرخ حرکتِ غیر انسانی و غیرقانونی خود له کند،
و در این فرایند است که از زمان به قدرت رسیدن این قلدرِ هنجارشکن و منفورِ جهانی، سازمان ملل بی خاصیتتر از قبل شده، معاهدات و قوانین آن زیر پا نهاده شد، و به فراموشی میروند، نهادهایش تضعیف و از صحنه خارج میشوند و... و کار به جایی رسید که حتی، قلدرهای جهانی همچون ترامپ، تمام موازین و عرف جهانی را آشکارا زیر پای نهاده، رجزخوانی نابودی دیگران را از پشت این تریبون رسمی سر داده، از تسلیم دیگران به زورگویی خود گزارش داد (ونزوئلا [6]، گرینلند [7] و...)، و از ادامه و تشدید جنگِ خارج از قوانین بین الملل خود علیه ایران و ملتهای دیگر (چون کوبا [8])، و تضعیف بیش از پیش سازمان ملل گفت [9] ، و وقیحانه از روند "نابودی ایران" سخن راند، و فرایند این نابودی را مو به مو توضیح داد [10]
او که پیش از این گاه از نابودی ملت ایران [11] ، گاه از نابودی تمدنی ایران [12] ، گاه از نابودی زیرساختهای اقتصادی آن، گاه از ویرانی زیرساختهای باستانی و فرهنگی آن [13] ، و گاه از نابودی زیرساختهای فن آورانهی آن، و بازگشت دادن ایرانیان به «عصر حجر» [14] به کرات گفته بود، و مرجعی چون سازمان ملل و... نبوده و نیست که بگوید شما طبق کدام موازین و مجوزِ سازمانهای بین المللی، چنین کردهاید؟!
و یا این چنین از الحاق کشورها به خاک امریکا و بعنوان استان پنجاه و یکم امریکا (الحاق ونزوئلا، کانادا، گرینلند و...) ، و یا از سرنگونی دولتهای دیگر (ونزوئلا، کوبا، ایران و...)، و یا راهزنیهای دریایی، غارت ثروت و امکانات ملتها، فرو بردن ملتهای در خشنترین تحریم و محاصره برای گرسنگی دادن آنان و شکستن ارادهی آزادیخواهانه آنان (کوبا، ایران و...) میگویید، و امنیت و بقای ملتها در جهان را به سخره گرفتهاید؟!، و امروز در حضور نمایندگان والارتبه تمام جهان در نیویورک، که در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی رهبران جهان، در سازمان ملل گردهم آمدهاند، از فرستادن ایران به قعر جهنم و... [15] سخن میگویید؟!
اما گذشته از واقعیت ترامپیسم و خوی تجاوزگریش برای بشریت و جهانیان، این که چه کسانی در داخل و خارج ایران، مقدمات قرار گرفتن چهرههای مخوفی همچون دونالد ترامپ را در راس قدرت جهانی فراهم کردهاند، و این که چه کسانی نیروهای میانهرو و متمدن جهانی را به حاشیه راندند، تا مقدمات فرمانروایی چنین تندروها، افراطگرایان، راستگرایانِ پوپولیست و ضد انسانیت و... را در قدرت فراهم ساختند، وقتی به بازیگران مقصر در این وضعیت، در خارج از ایران، نظری میاندازیم، بیشک یکی از فراهم آوران این صحنه کثیف، امثال جناب الکساندر دوگین [16] بودند، که ساختار تئوریک، و ذهن راهبردی رهبران روسیه را برای تجاوز به همسایگان خود (همچون اوکراین، گرجستان، قفقاز و...) آماده کردند، و با اینگونه تجاوزات بود، که به واقع در جبهه مقابلِ آنان در غرب نیز، راه ورود راستگرایانی ساختارشکن و غیرقابل اتکا همچون دونالد ترامپ و... به صحنه قدرت باز شد،
و این جنایتی بود که جنگ طلبان و فراهم آوردندگان درگیریهایی این چنینی مرتکب شدند، حضور راستگرایانی ویرانگر در قدرت، در گوشه گوشه این جهان نتیجه حرکت نظریه پردازانی همچون دوگین بود، که در کشورهای مختلف نظیر او وجود دارند، و از قضا دغدغه آخرت و اعتقاد به جهان باقی دارند، و طوری حرکت میکنند و سخن میگویند که به زعم خود، در آن جهانِ باقی، بهشتِ خداوندی را از آن خود ساخته، همانگونه که ترامپ نیز چون آنان چنین دغدغه ایی در ذهن پیر و آماده به مرگ خود دارد [17] ، و از خدمات خود به افراطگرایان صلیبی مدرن، و صهیونیسم جنایتکار در فلسطین، در جهت کسب جایگاهی شایسته در سرای باقی، و ورود به بهشت خداوندی را در نظر دارد،
در حالیکه اگر بهشت جایگاه صالحان باشد، خدمتگزاران به جنایت، کشتار، ویرانی و... و ویرانسازان زندگی انسانها را چه به بهشت؟! و اگر بهشت نیز کلوپ تجمع جنایتکاران در آن دنیاست، که خدمتگذاران به مسیحیت و یهودیت چون ترامپ و نتانیاهو، خدمت گذارانی به اسلام همچون بن لادن، ملاعمر، ابوبکر البغدادی، صدام حسین و...، باید آنرا نیز از آنِ خود بدانند، و به وجود خود آلوده کنند.
نیم میلیون کشتاری که تنها از جوانان روسی در خلال تجاوز سه ساله ولادیمیر پوتین به اوکراین روی دست خانوادههای مظلوم روسی نهاده شد [18] ، تنها بخش ناچیزی از نتایج بزرگ و خسارتبارِ کار نظریه پردازانهی ملیگرایانِ معتقد به مذهب، و راستگرایانِ ملیگرای روسی همچون الکساندر دوگین بوده و هست، که امروز در این مقاله خود از ظهور منجی، و بهشت خداوندی برای ما ایرانیان سخن میگوید، و از رزمِ رزمآوران ایرانی در برابر "اژدها" یاد کرده، و شکست و پیروزی را برای آنان، برابر دیده، و از بهشتی سخن به میان میآورد که در صورت شهادت، انتظارشان را میکشد. او که خود توسعه طلبی رهبران روس را بر انگیخت، تا مرتکب تجاوزاتی از این دست شوند، و ملتهای روسیه، اوکراین، ایران و البته جهان را در یک به هم ریختگی خسارتبار غرق کنند.
با این مقدمه، به ترجمه مقاله این اندیشمند راهبردی روس میپردازم، که در 21 مارس 2026 منتشر شد و نگاهی به نبردی دارد که دامن ایران و ایرانیان را هم اکنون گرفته، و ایران را در سرپنجه امثال ترامپ و نتانیاهو گرفتار کرد، که از هیچ جنایتی حتی نسل کشی، ویرانی تمدنی و گرسنگی دادن، و نابودی ملتها ابا ندارند، کسانی که نشان دادهاند اهداف شومی دارند و بیمحابا از نابودی دیگران و آبادی فاشیستی خود میگویند:
ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» است. جایگاه دولت-تمدن اسلامی اکنون خالی است. هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری محق خواهد بود که هستهٔ مرکزی آن باشد.
الکساندر دوگین
۲۱ مارس ۲۰۲۶
نگرش ما به تاریخ، یونانمحور و هلنیستی [20] است؛ از اینرو ایران را با چشمِ دشمن میبینیم. اگر زاویه دید خود را تغییر دهیم (آنگونه که هانری کربن ما را به آن فرا میخواند)، جهانِ عظیمِ نبوغ ایرانی را کشف خواهیم کرد. فلسفه، دین، تاریخ، متافیزیک، مفهوم زمان، نور و دوگانگی، همگی ماهیتی ایرانی دارند.
دین ایرانی در یهودیتِ پس از دوران بابل و همچنین در مسیحیت، نقشی بنیادین ایفا کرده است. تأثیر ایران بر تمدن هلنی و امپراتوری روم، تأثیری تعیینکننده داشته است. برجستهترین جنبههای سنت اسلامی — شامل فلسفه، تصوف، تشیع، فرهنگ، شعر و علم — عمدتاً ریشههایی ایرانی دارند. ایران، والاترین است.
ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» [21] است. امروزه جایگاهِ «دولت-تمدنِ اسلامی» خالی مانده است؛ و هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری مُحِق خواهد بود که هسته و کانونِ این تمدن باشد.
شجاعت مردم ایران شگفت انگیز/عالی است. اگر بر اژدها پیروز شوید، استاد نهایی میشوید. حتی اگر ببازید، در بهشت پیروز میشوید. کسانی که در مسیر مهدی (منجی) قرار میگیرند، برمیخیزند و پرواز میکنند. زمانی که پیروزی فرا رسد، نه تنها در آنجا، بلکه در اینجا نیز خواهد بود. به این میگویند ظهور.
در حالیکه شما آنچه از دست رفته [22] را با پول و مادیت محاسبه کرده و میشمارید، فرشتگان روح صالحانی [23] را میشمارند که شهید شدهاند. اینجا دو نوع اقتصاد وجود دارد. غرب مادیگرا و محکوم به فنا است. بهتر است تکنیک تاکو (TACO غیر قابل پیش بینی بودن، ضربات سخت و...) [24] را انجام دهید. و با فرشتگان درگیر نشوید.
ضمناً مفاهیم "فرشته" و "بهشت" نیز ایرانی هستند. "سنت فریسیان عذرا [25] ایرانی است. از جمله "نژادپرستی عرفانی یهودی" [26] نیز ایرانی است. ایده "مسیح" (منجی) ایرانی است، زرتشتی (پادشاه-ناجی - سوشیانت). "نظریه زمان خطی" [27] ایرانی است.
مفهوم "خدا" به عنوان عقل (اهورامزدا، مینو)، مفهوم "علت" [28] در فلسفه، ایرانی است. ایده "نور" ایرانی است. ایده "رستاخیز" ایرانی است. و ایده "شیطان" نیز ایرانی است. تقریباً هر چیزی که سنت غربی بیشترین ارزش را برای آن قائل است، ریشه ایرانی دارد.
بسیاری از آنچه که ما – سامیها، یهودیان و اعراب (یا آرامیها) - دوست داریم، ایرانی هستند. ویژگیهای به اصطلاح "شرقی" [29] در هلنیسم ایرانی هستند. ما میتوانیم با همان حق و اعتبار، از هلنیسم یا از عنصر ایرانی سخن بگوییم.
بسیار غمانگیز و تراژیک است که ایران را در جنگ علیه آن (هلنیسم) کشف میکنیم. ایران به عنوان ایده، به عنوان مأموریت، به عنوان قدرت متافیزیکی جهانی، به عنوان تمدن آریایی (= ایرانی) پیروز خواهد شد.
هویت عمیق ایرانی به طور کامل و هماهنگ در دکترین سیاسی "ولایت فقیه" جای گرفته است. بنابراین بیهوده است که رژیم آیتالله را در مقابل ایران شاه قرار دهیم. رضا پهلوی یک شبیهساز، چهره اپستین[30]، ابزار سیا (CIA) و موساد (Mossad) است. او هیچ ارتباطی با ایران واقعی ندارد
[1] - قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری خورشیدی یا قحطی بزرگ ایران (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی سراسری بود که تلفات جانی فراوانی در ایران گرفت این اتفاق همزمان با شیوع آنفلوانزای اسپانیایی در جهان بود که درآن بیش از ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۱٫۵ میلیاردی جهان جان باخت. در آن زمان به جز ایران، آسیای مرکزی، اتیوپی و مستعمرههای گوناگونی چون لبنانِ عثمانی، تانزانیای آلمان و رواندای بلژیک قحطی را تجربه کردند. ۱۰ سال پیش از آن، چین یکی از بزرگترین قحطیهای تاریخش را تجربه کرد. پس از آغاز جنگ جهانی اول و اعلام بیطرفی ایران، بخشهایی از کشور توسط نیروهای روسیه، عثمانی و بریتانیا اشغال شد و در همین زمان درگیریهای داخلی نیز قدرت مرکزی را در ایران تضعیف کرده بود. در مورد تعداد ایرانیانی که در این زمان جان باختند، اطلاعات زیادی در دست نیست و ارقام مورد مناقشه است. مورخان براین باورند که علاوه بر قحطی، مجموعهای از رخدادها چون شیوع وبا، دنیاگیری ۱۹۱۸ آنفلوانزای اسپانیایی و اعتیاد فراگیر به تریاک سبب بالارفتن آمار مرگ و میر در ایران شد. دربارهٔ رقم کشتهها بین مورخان اختلاف وجود دارد و رای غالب بین ۲ تا ۹ میلیون نفر است.
[2] - با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد. با این حال، پس از حملهٔ آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و به دلیل هممرزی گستردهٔ ایران با شوروی، بیطرفی ایران برای متفقین کافی به نظر نمیرسید. نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با استناد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان و همچنین با ارجاع به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی که به شوروی در شرایطی خاص اجازهٔ حضور نظامی در ایران میداد، به ایران حمله کردند و بخشهای گستردهای از کشور توسط نیروهای بریتانیا و شوروی اشغال شد. لازم به ذکر است دلیل متفقین برای حضور نظامی در ایران مبنی بر حضور کارشناسان آلمانی بهانهای برای اشغال ایران بود؛ زیرا هدف اصلی ایجاد مسیری برای رساندن مهمات جنگی به جبهه شوروی از سوی متفقین بود.
[3] - ترامپ 22 سپتامبر 2026: « من هرگز اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هستهای دست یابد.» «در جریان عملیات «چکش نیمهشب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هستهای آنها را که زیر کوههایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. بار دیگر از ایران خواستم به یک توافق دست یابد و آنها باز هم مخالفت کردند. این حکومت به ساخت زرادخانه بزرگی از موشکها و پهپادها ادامه داد که امنیت تکتک نظامیان آمریکایی و دیگر ساکنان منطقه را تهدید میکرد. آنها همچنین موشکی ساختند که قادر به هدف قرار دادن اروپاست و به آن افتخار میکردند. امیدوارم اروپاییها درک کنند که هدف ایران، تکمیل برنامه جنونآمیز دستیابی به بمب هستهای در پناه این موشکهای بالستیک متعارف بود.»
[4] - ترامپ 31 شهریور 1405: « ایران برای 51 سال قلدر خاورمیانه بود.» «هیچ نمونهای آشکارتر از رژیم جمهوری اسلامی ایران به عنوان بنیانگذار اصلی تروریسم وجود ندارد؛ رژیمی متعصب که ۵۱ سال است با خونریزی و کشتار جمعی حکومت کرده و مرگ و هرجومرج را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن گسترش داده است.»
[5] - MAGA ترامپ 22 سپتامبر 2026: «در حالی که دیگران صرفاً سخن گفتهاند، من اقدام کردهام. در حالی که دیگران از صلح گفتهاند، من صلح برقرار کردهام. در حالی که دیگران تهدید ها را نادیده گرفتهاند، من با آنها مقابله کردهام. در حالی که دیگران از شجاعت سخن گفتهاند، آمریکا آن را در عمل به نمایش گذاشته است. در حالی که دیگران وعده قدرت دادهاند، من از آن استفاده کردهام تا آمریکا را به قدرتمندترین کشور جهان تبدیل کنم.»
[6] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: «در ماه ژانویه، به دستور من، نیروهای مسلح ایالات متحده عملیات نظامی گستردهای را در عمق کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، به انجام رساندند. این نیروها به یک پایگاه مستحکم نظامی نفوذ کردند و نیکلاس مادورو، حاکم مستبد و مجرم این کشور، را بازداشت نمودند. این یک نبرد بود، اما شاید بزرگترین توافق تاریخ از دل آن رقم خورد؛ غنایم از آن پیروز میدان است. اقدامات ما در ونزوئلا ثابت کرد که ایالات متحده دیگر اجازه نخواهد داد تهدیدات علیه منافع آمریکا در هیچ نقطهای از نیمکره غربی شکل بگیرد. در صورت لزوم، از تمام توان نظامیمان برای حراست از منافع ملی ایالات متحده استفاده خواهیم کرد. ونزوئلا پیشرفتهترین تجهیزات اهدایی سایر کشورها را در اختیار داشت، اما همانطور که دیدید، هیچکدام نتوانستند مانع ما شوند.»
[7] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: « ایالات متحده توافقی تاریخی درباره مرزهای شمالی آمریکای شمالی یعنی سرزمین راهبردی گرینلند به امضا رسانده است. این پیمان با پادشاهی دانمارک منعقد شده و کنترل دائمی امنیت و سایر امور بنیادین آن پهنه را به ایالات متحده واگذار میکند. بدین ترتیب توان دفاعی لازم برای صیانت از قاره آمریکا، اروپا و سایر نقاط را در اختیار خواهیم داشت. هیچ دشمنی اجازه حضور نظامی در گرینلند یا سرمایهگذاری حساس در آنجا را بدون تأیید صریح ما نخواهد داشت. ما بلافاصله استقرار نظامی خود را آغاز میکنیم و دو پایگاه نظامی بسیار مهم در آنجا خواهیم ساخت.»
[8] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: «دولت من همچنین به دنبال تحولی بنیادین در کوباست؛ جایی که رژیم کمونیستی زیر شدیدترین فشارها قرار دارد و به عنوان دولتی ورشکسته در آستانه سقوط است. مارکو روبیو سرگرم هدایت این مذاکرات است.
[9] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: « با کشورهای متعدد برای اجرای گستردهترین اصلاحات در ساختار سازمان ملل همکاری کردهایم. در خصوص نهادی موسوم به دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، ما هرگز اجازه نخواهیم داد نیروهای مسلح آمریکا یا شهروندان ما توسط دادگاهی که فاقد هرگونه صلاحیت قضایی بر ماست تحت پیگرد قرار گیرند. من از تمامی اعضای این دادگاه میخواهم فوراً از این نهاد ناکارآمد خارج شوند. پذیرفتنی نیست که نهادهای حقوق بشری سازمان ملل ... وقت خود را صرف انتقاد از آمریکا ... کنند. این یک تناقض آشکار است که سازمانی چون یونسکو به منظور حفاظت از میراث فرهنگی فعالیت کند، اما جهانیگرایان با ترویج مهاجرتهای انبوه، اصیلترین فرهنگها و میراث غنی تاریخی را به ورطه نابودی بکشانند. ایالات متحده ایجاد سازوکارهای جهانی برای کنترل هوش مصنوعی را کاملاً رد میکند؛»
[10] - ترامپ 22 سپتامبر 2026 در سازمان ملل: « من از قدرت برای تبدیل آمریکا به مقتدرترین کشور جهان استفاده کردم. در جریان عملیات «چکش نیمهشب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هستهای آنها را که زیر کوههایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. در نتیجه عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury)، اکنون تمامی ۱۵۹ فروند شناور ناوگان آنها در قعر دریا قرار دارد. نیروی هواییشان از بین رفته است. رادارهایشان نابود شدهاند. تجهیزات ضدهواییشان منهدم شده و توانمندی تولید موشک و پهپاد آنها تقریباً از میان رفته است. اقتصادشان فروپاشیده و تنها چیزی که باقی مانده، نرخ تورم ویرانگری است که بالای ۳۰۰ درصد برآورد میشود.»
[11] -31 شهریور 1405 ترامپ: « امیدوارم پیش از آنکه خیلی دیر شود، هرچه سریعتر کار درست را انجام دهند. میدانید، زمانی فرا میرسد که دیگر خیلی دیر شده است و ما فرصتی برای اینکه اجازه دهیم آنها به عنوان یک ملت باقی بمانند، نخواهیم داشت.»
[12] - 7 آوریل 2026 – "دونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال تمدن ایران را به نابودی تهدید کرد. آقای ترامپ در این پست خود نوشت: «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت؛ تمدنی که هرگز دوباره بازنخواهد گشت. من نمیخواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالا رخ خواهد داد.» ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمامعیار رسیدهایم، جایی که ذهنهایی متفاوت، باهوشتر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفتانگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی میداند؟ امشب خواهیم فهمید.» او در پایان نوشت: « یکی از مهمترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ، سرانجام پایان خواهد یافت.»"
[13] - پانزدهم دیماه 1398 "دونالد ترامپ در این رشته توییت با اشاره به وعده مقامات کشورمان برای پاسخ دادن به جنایت آمریکا در ترور سردار سلیمانی آورده است: ایران با جسارت زیاد درباره حمله به منافع آمریکا سخن میگوید، اگر ایران به هر آمریکایی یا منافع آمریکایی حمله کند ۵۲ سایت ایرانی -به نمایندگی از ۵۲ گروگان آمریکایی که سالها پیش توسط ایران گروگان گرفته شدند- هدف قرار میگیرند."
[14] - 13 فروردین 1405 دوم آوریل 2026: "ترامپ در بخشی از سخنرانیاش گفت: «در دو تا سه هفته آینده ضربات سختی به آنها وارد خواهیم کرد. آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برمیگردانیم.»"
[15] - عبارتهایی که او برای تهدید به نابودی به کار برد شامل «annihilate the Islamic Republic» و «drive them into hell with no chance of survival» است. اتحادیه دانشمندان نگران یا UCS، یکی از سازمانهای آمریکایی فعال در حوزه سیاستگذاری و امنیت هستهای پس از سخنرانی ترامپ اعلام کرد که اظهارات او را «تهدید ضمنی» به استفاده از نیروی هستهای علیه ایران و مردم این کشور میداند.
[16] - آلکساندر گلییویچ دوگین، متولد ۷ ژانویه ۱۹۶۲) دانشمند علوم سیاسی اهل روسیه است. دوگین برای نظرات اوراسیاگرایی شناخته شدهاست دوگین رهبر و بنیانگذار «حزب اوراسیا» در روسیه بهشمار میآید. او، بانفوذترین ایدئولوگ ناسیونالیسم در میان روسهاست وی استاد افتخاری دانشگاه ملی اوراسیا به نام ل.ن. گومیلیف و دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه فدرال جنوبی، پژوهشگر ارشد در دانشگاه فودان (شانگهای) است. به زبانهای روسی، انگلیسی و آلمانی صحبت می کند. در سال ۲۰۱۴، کارزاری علیه الکساندر دوگین در روسیه به راه افتاد که منجر به برکناری او از ریاست دپارتمان جامعهشناسی روابط بینالملل در دانشگاه دولتی مسکو شد. دلیل این مسئله آن بود که او در یک مصاحبه صراحتاً خواهان قتلعام اوکراینیهای مخالف روسیه شده بود. او دیدگاهی همراه با انقلاب اسلامی ایران و مواضعی مخالف لیبرالیسم و حتی کمونیسم دارد. الکساندر دوگین از مهمترین مشاوران ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه است. در سال ۲۰۱۴، مجله آمریکایی فارین پالیسی، دوگین را در رده صد «متفکر جهانی» دوره معاصر و در رده «آژیتاتورها (آشوبگران)» قرار داد. الکساندر دوگین را ایدئولوگ راشیسم می دانند. از سال ۲۰۱۴ در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا و از سال ۲۰۱۵ در فهرست تحریمهای آمریکا و کانادا قرار گرفته است.
[17] - دونالد ترامپ در مصاحبه تلفنی با فاکس نیوز در سخنانی گفته بود: «دلم میخواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد. شنیدهام وضعم خوب نیست و میگویند در پایینترین جایگاه هستم. اگر روزی به بهشت برسم، یکی از دلایلش همین کار خواهد بود.»
[18] - 13 سپتامبر 2026: «سر ریچ نایتون، فرمانده نیروهای مسلح انگلستان، در گفتگو با شبکه خبری اسکای نیوز اعلام کرد که شمار تلفات نظامی روسیه در جنگ با اوکراین به حدود ۵۰۰ هزار نفر رسیده است.»
[19] - Iran and the Destiny of Civilisation
[20] - هلنیسم یا یونانیسازی، پذیرش فرهنگ، مذهب، زبان و هویت یونانی توسط مردمان نایونانی است. در دورهٔ باستان، استعمار اغلب به یونانی شدن مردمان بومی انجامید. در دوره هلنیستی، بسیاری از سرزمینهایی که توسط اسکندر مقدونی فتح شده بودند، هلنیزه شدند
[21] - Civilisation-State
[22] - the wastes تلفات
[23] - righteous
[24] - در زمینه سیاسی گستردهتر استراتژی مذاکره در مقابل بلوف زدن: حامیان و دولت ترامپ از این اقدامات به عنوان تاکتیکهای مذاکرهای پرخطر دفاع کردهاند - شروع با حداکثر فشار قبل از تنظیم شرایط، پس از آمدن سایر کشورها یا نهادها به میز مذاکره. با این حال، تحلیلگران بازار از "TACO" به صورت تحقیرآمیز یا به عنوان مخفف غیرقابل پیشبینی بودن سیاست استفاده میکنند. فراتر از تعرفهها: از آن زمان، این اصطلاح توسط مفسران برای توصیف تغییرات ناگهانی یا عقبنشینیهای تاکتیکی درک شده در سایر بنبستهای ژئوپلیتیکی پرفشار، مانند لفاظیهای پیرامون تصمیمات سیاست خارجی یا درگیریهای بینالمللی، مورد استفاده قرار گرفته است.
[25] - The Pharisees tradition of Ezra فریسیان (به معنای «جداشدگان») یک جنبش اجتماعی و مکتب فکری یهودی در منطقه شام (لوانت) در دوران یهودیتِ «معبد دوم» بودند. پس از ویرانی معبد دوم در سال ۷۰ میلادی، باورهای فریسی به شالوده و مبنای اعتقادی، عبادی و آیینیِ «یهودیتِ ربانی» بدل شد. اگرچه این گروه دیگر وجود خارجی ندارد، اما سنتهای آنان برای جنبشهای گوناگون مذهبی یهودیت از اهمیت بسزایی برخوردار است
[26] - the Jewish mystical racism
[27] - The theory of linear time
[28] - Logos همان که فیلسوفان از آن برای توصیف اصل عقلانی و هدایتگر یا نظم پنهانِ جهان هستی استفاده میکردند.
[29] - oriental
[30] - جفری ادوارد اپستین : Epstein؛ ( ۱۹۵۳ –۲۰۱۹) سرمایهگذار، متجاوز جنسی به کودکان، تجاوزکار زنجیرهای و قاچاقچی انسان آمریکایی بود. شبکهای از افراد نخبه و از لحاظ اجتماعی بانفوذ پیرامون خود ایجاد کرد و دستکم ۱٬۰۰۰ دختر زیر سن قانونی، نوجوان و زن جوان را قَوّادی میکرد که همگی بهطور مکرر توسط او و نزدیکانش مورد تجاوز جنسی و خشونت جنسی قرار میگرفتند در سال ۲۰۰۵ والدین یک دختر ۱۴ ساله در پام بیچ، فلوریدا گزارش دادند که اپستین دخترشان را مورد سوءاستفادهٔ جنسی قرار داده است. به دنبال آن پلیس تحقیقات خود را دربارهٔ اپستین آغاز کرد. مقامات فدرال سی و شش دختر را شناسایی کردند که برخی از آنها ۱۴ سال سن داشتند و گفته میشد اپستین از آنها سوءاستفادهٔ جنسی کرده بود. اپستین در سال ۲۰۰۸ از سوی دادگاه ایالتی فلوریدا به جرم فراهم کردن یک کودک برای فحشا و نیز جلب یک تنفروش، مجرم شناخته شد و در ۱۰ اوت ۲۰۱۹ در سلول زندانش درگذشت. پزشکی قانونی چرایی مرگ او را خودکشی با دار زدن اعلام کرد وکلای اپستین در مورد این حکم اختلاف نظر دارند و تردیدهای چشمگیری در میان عموم دربارهٔ علت حقیقی مرگ او وجود دارد که منجر به تئوریهای توطئه شده است رفاقت او با چهرههای سرشناسی از جمله دونالد ترامپ، اندرو مونتباتن-وینزر، بیل کلینتون و پیتر مندلسون جنجالهای زیادی را برانگیخته است. اسنادی که در سپتامبر ۲۰۲۵ توسط انجمن دموکراتهای مجلس نمایندگان منتشر شد نشان میدهد که او ارتباطاتی با پیتر تیل، ایلان ماسک، بیل گیتس، لارنس سامرز و استیو بنن داشته است.
#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#صلح_آزادی
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط تودهها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهههای اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیدهایی، و زیر نامهایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار میکنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.
متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیتخواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملتها تبدیل میکنند، و روندی را در پیش گرفته، که ملتهای آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمهها و تودههایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسههای گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنانها را، در مسیر اولویتهای راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملتها تبدیل کنند،
سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقالهایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت میکند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و میکنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛
خشم نهفته ملتها به یکباره زبانه میکشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکههای مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کردهاند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنشهای گوناگونی از سوی اینان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیتهای باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.
اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:
Jul 31, 2026
هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش میکنند،
به موانع امنیتی فشار میآورند. منبع عکس Janta Newspix
آیا میتوان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسکها بیرون خزیدهاند و جولان میدهند.
برای نخستین بار پس از سالها، هندی بودن حس فوقالعادهای دارد. درست زمانی که به نظر میرسید امید از دست رفته است، آنها از راه رسیدند؛ سوسکهای جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».
همه ما این ماجرا را میدانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو میکنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسکها با هم متحد شوند، چه میشود؟» میلیونها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک» [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگهی سوالات آزمونهای سراسری بهطور مرتب لو میروند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیونها جوانی را که طی سالها تلاش برای این آزمونها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمونها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شدهاند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود» [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانشآموزِ درمانده و ویرانشده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.
همزمان با تبدیل خشم "سوسکها" به یک سونامی در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یکراست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - بهنامهای نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادیبخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصابکنندگان، «سوسکهای» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل بارانهای موسمی خود، بازگشایی شود - بهسوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
اما سوسکها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش مییافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، دهها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیدهاند، قرار است آنچه را که نسلهای والدین و پدربزرگ و مادربزرگهایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.
معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرسایندهای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه میکردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسکها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.
با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانهی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمههای نگرانکننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامیای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آنها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوسها و جادهها و ایستگاههای مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آنها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسکهای جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت بهسرعت کپی و منتشر میشدند، محتواهای رسانهایی که شما را همزمان به خنده و گریه میانداخت، خنثی کردند.
در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده میشدند که بخشی از اعتراض بودند، خانمهایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت میکنند - اگرچه برخی از آنها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیکها، بوداییها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم میآمدند، به یکدیگر یاری میرساندند و در برابر حملات پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آنها بهجای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانیهای پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.
برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زردرنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزمودهشدهاش را به میدان آورد: کامیونهای مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آوردهاند و پلیس در حال دفاع از خود است. آنها لشکری از اراذل و اوباش لباسشخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آمادهسازی عملیات، اتیکتهای نام خود را از روی یونیفرمهایشان کندند.
شبکههای تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغها را مخابره کنند. - برخی از آنها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچکدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بیمحابا باتومهای خود را (بر تن و جان معترضین) فرود میآوردند، سر کودکان را میشکستند و استخوانهایشان را خرد میکردند. گاز اشکآور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همانجایی که گفته بودند که خواهند رفت.
همزمان با پیشروی آنها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگهای کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسکها» همچنان پیش میرفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبندهای را که مشت آهنین حکومت را پنهان میکرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همانگونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم میرانند، ندارند. کسانی که تنها نفرتورزی را میشناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبردهاند.
همزمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخستوزیرِ جسور و لافزن ما از محل حکمرانی خود بهسرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرقوبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانهی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شبهنگام عقبنشینی کرد، «سوسکها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برایشان کف زدند و تشویقشان کردند. و گفتند بهبه حضرت مودی! بهبه! (کارت عالیست!)
انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمدهای منجر شود، سادهلوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیلش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوتهفکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایهها و تئوریهای توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسههای سازمان سیا (CIA) شدهاند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار میبرد - و با افتخار اعتراف میکنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ بهاصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیتهای اولیهاش، در نهایت (مسبب روی کار آمدن حزب BJP شد و) میراثدارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بینالمللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.
اما وقتی خصومت رسانههای جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آنها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینانبخشترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیتهاست (پایین ترین طبقه از طبقات سنتی هندو) و حتی خوشحالتر از اینکه هیچکس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او میگوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همهچیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همهچیز - از جمله و بهویژه قانون- بهطور یکسان شامل حال همه نمیشود. همهچیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهدهای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی میزد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» بهجای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده میکنند - مرا بر آن داشت تا بیدرنگ راهی جنتر منتر شوم.
همچنین میدانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان میآورد، بهاحتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر میبرد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتشافروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل میکردند که یا بیتفاوت نظارهگر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواستهای مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست دادهاند.
کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،
که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند
همچنان که سوسکها رژه میرفتند و تعدادشان بیشتر میشد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثر سوسکها مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیتها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان میشدند، کشته میشدند، تیر میخوردند، زندانی میشدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. اگر بودند ممکن است که اکنون کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات تیرهای ساچمهای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غمانگیز است. با این حال، اوضاع میتواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» مینامد. گزارشهایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبهنظامی از ایالتهای دیگر به دهلی دریافت میشود. ما نمیدانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.
این وضعیت ما را به کجا میرساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفتهها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکتهای بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجانزده و بیوقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک» تنها میتواند به خود، و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایامسِواک سانگ» [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بیجیپی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی ساختگی بهرهبرداری انتخاباتی کند - «سوسکها» هیچ حزب مخالفِ سازمانیافتهای را در پشتصحنه خود ندارند که آماده باشد تا کار آنان را پیش ببرد. این خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابتهای قدرتطلبانه و مشاجرات حقیرانه بین خود را به کناری بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت میداند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بیتفاوت مانده، زیرا احساس میکند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولتها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.
در حال حاضر، خیزش سوسکها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسیها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان جنگلی اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمتها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانههای مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا میشود: خداباوران شیکپوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل میسازند، املاک و مستقلات برای خود جمع میکنند، با خودروهای شاسیبلند رانندگی میکنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بیخبران، همچنان فربه میشوند. شاخکهای فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.
آیا انرژی سوسکها میتواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبشهای مردم محور در هند دلگرمکننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاهطلبیهای کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهههای شصت و هفتاد میلادی، جنبشهای مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیتها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهههای هشتاد و نود میلادی، جنبشهای اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیستها در ایالتهای آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمینهایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گرانقیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیرههای غذایی در سطح بقا - کیسههای آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب میشود، مانند صدقه به گدایان از ماشینهای در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.
متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتنِ حقِ رأی، و حقِ شهروندیِ خود تنزل یافتهایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت میکردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرستهای انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامههای ما مدرک شهروندی نیستند. میلیونها نفر از فهرستهای انتخاباتی حذف میشوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمیدانیم کجا ایستادهایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاههای عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته میشوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیستها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.
هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسکها» ببندیم. برخی پیشتر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کردهاند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سریلانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکانپذیر باشد. عدهای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه میکنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاسها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک» هیچیک از آن موارد نیست؛ پدیدهای است منحصربهفرد و محصولی یگانه از زمانهی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیبپذیر با حکومتی بیرحم و کینهتوز است که نشان داده هیچگونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بیتردید برنامهای برای انتقامجویی در کار است و کسانی که حکومت آنها را محرکان اصلی میداند، هدف این انتقامجویی قرار خواهند گرفت.
چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب میشود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی دادهاند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس میکند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمیتوان روی بیطرفی آن حساب کرد. دستگاههای مکانیزه شمارش آرا مدیریت شدهاند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرستهای انتخاباتی [32] اکنون میلیونها نفر از افراد واقعی را از این لیستها حذف، و میلیونها نام خیالی را در بر میگیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، میتوان به دادگاهها برای تأخیر یا چشمپوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایدهای از بیطرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه میگیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود میآورند. مرزبندی حوزههای انتخابیه قرار است بهگونهای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بیجیپی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی کره زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب میتواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دستکم خودش چنین تصور میکند.
اما آیا این بازی میتواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا میتوان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کلهی «سوسکها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کردهاند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازههای شهر مسدود شدهاند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آنها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسکهایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیهای به ما دادهاند؛ اکنون بر عهدهی همهی ماست - تکتک ما - که کاری کنیم تا اقدام آنها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.
وقتی نخستوزیری عملاً و فیزیکی میگریزد، دیری نمیگذرد که ناچار میشود از نظر سیاسی نیز بگریزد.
اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابانهای پایتخت را برنمیتابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول میکشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانهای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آنها هر کاری از دستشان برآید میکنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا جلوی آنها را بگیریم.

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود، در حالی که کمک کمک می کند
[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروههای مادر، و از گروههای راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی میداند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.
[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم میشود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتابهای دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.
[3] - “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”
[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزشهایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.
[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحتاللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته میشود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهرهگیری از نارضایتیهای گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماههای پس از آن رقم زد.
[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاهوسومین رئیس دیوان عالی هند است.
[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،
[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش
[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.
[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است
[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند
[12] - Ladakh
[13] - the All India Students Association (AISA)
[14] - Communist Party of India (Liberation)
[15] - memes
[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورشها و کنترل جمعیت تشکیل شد.
[17] - Samvidhan Sansad
[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش میکنند.
[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبشهایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.
[20] - فارغ از ظرفیتهای قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروههای فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروههای شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروههای فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت میشوند.
[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق میگرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.
[22] - Adivasis «آدیواسی» به گروههای قبیلهای گوناگونی در سراسر شبهقاره هند اطلاق میشود. واژه آدیواسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گستردهای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار میرود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرستشده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیتهای قومی» شناخته میشوند. آنها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل میدهند.
[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگهای فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.
[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروهها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالتها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.
[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیتها» یا «ناکسالها» است؛ گروهی متشکل از تشکلهای سیاسی و شورشی در هند که از گرایشها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفتهاند.
[26] - the Narmada Bachao Andolan
[27] - the National Rural Employment Guarantee Act
[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سالهای ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامههایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نامهای «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته میشود) را تصویب کرد. این قانون وعده میداد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیتهای مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بوداییها، پارسیان، سیکها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام بهطور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار میگیرند.
[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.
[30] - the Third Reich
[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستیآزمایی و اصلاح فهرستهای انتخاباتی از طریق سرشماری خانهبهخانه، استفاده از فرمهای از پیشتکمیلشده و بررسی اطلاعات پیشین رأیدهندگان انجام میشود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرستهای انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که بهطور دائم نقلمکان کردهاند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل میشود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.
[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.
[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندانهای هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.
امروز پنجم مرداد 1405 [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران میگذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخصها و توافقنامههای بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگانهایشان و... کلید زدند، میانهاش نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پلها، ویران کردن نیروگاهها و زیرساختهای انرژی و... ایران است.
جنگی که فصل جدیدی از روشهای تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بیقانون، و جهانِ زیر سلطه زیادهخواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیتخواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبتاللهها و... سقوط میکند و کشورها و ملتهای بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشههای ناپاکِ ضدآدمیت میآفتد، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بیرحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایهداران آغاز دوران بردگی جمعی آدمها، در عصر جدیدند.
امروز 111 روز از آتش بسی میگذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، و بارقههای امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیادهخواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیریهای خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت میبینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،
دورهایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازهایی را رقم زد، که اهدافش به زیرساختها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیادهخواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،
سیاستمدار مغرور و ناپختهایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پَستخویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را، در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و میشود، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکمترین جمعیت جهانی، در محاصرهایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمبهای سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیستهاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهیهای خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده زورمداران اسراییلی را به ثبت رساندهاند،
و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازیها میگویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراشهای جهانی بر زمین میاندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنده، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درندهایی در کیش شخصیت بودهاند،
و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان (چه در دوره سیاه تفتیش عقاید کلیسایی و چه در جنگ جهانی دوم)، غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره، در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حقخواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بیحد و حصر خود از صهیونیسم آلودند.
جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شدهاند را، همین یهود با همین اتهام به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانهایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات بنیامین نتانیاهو و صهیونیستهای بیرحمی همچون او در دولت اسراییل شراکت تمام عیار داشته و دارد،
این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملتهای ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیتخواهانهی او در امان نیستند، و همه را به بازیهای رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیادهخواهیهای زورگویانه او، همهی جهانیان خونِ دل میخورند، و تحمل میکنند و روز میشمارند تا بلکه روزی دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوریاش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزشهای انسانی، گروهبندیها، توافقنامههای جهانی و... و بلکه بشریت از خُوی قانونگریز، ساختارشکن، فاسد، مغرور، فرصتطلب و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است
و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است
اروپاییها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ و مظلومنماییهای گرگصفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کرده، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنهی این بحران باز دوباره به سوی آنان بازگشته، و بالهای پرواز آرمانها و اهداف والای اروپایی را نیز میسوزاند.
دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دستهای قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزشهای گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادیخواهی، صلح و پیشرفتجویی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربینها، و مقابل چشم جهانیان به سخره میگیرد، رهبر افسار گسیختهایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهدهدار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان تمدن بشری، روح انسانیت و کرامتجویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان تشنه ارزشهاست،
و تنها در یک پرونده، از دهها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزشهای انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهادهاند، تا برای حق داشتن دسترسی به فنآوریهای روز جهانی، حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگوییهای قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور و مظلوم را دهههاست ظالمانه در تحریمهای کمرشن، و محاصره همه جانبه غرق کردهاند و...، و اینگونه است که به دلیل زورگوییهای از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تلهی خودنهاده، فرو انداختهاند، و متجاوزین راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در باتلاق جنایات بیشترِ جنگی، و رسوایی گستردهتر، و گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.
نکبت پروندههای باز دوره استعمار اروپایی، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیادهخواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی میتوان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در کنار پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده میشود، و اروپایی که میرفت تا با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشههای بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجه است،
نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی میبرند
و تمام ارزشهای والای انسانی را به سخره گرفتهاند
اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر، و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیادهخواهی شوروی سابق را نمایندگی میکنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار دادهاند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دستساخته اروپای استعماری، یکه تازی میکنند، و تشت رسوایی طرحهای استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قارهها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین میاندازند و جار میزنند، و اوراقی در تاریخ جنایات ضد بشر ثبت میکنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و همصداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشههای شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنواییهایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه کردند و میکنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزشهای اروپا فرو بشنانند.
آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2014، کلید بیداری غولهای تمامیتخواه و راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که نبرد آزادیخواهی فلسطینیان را به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور آلود، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند و زنده ساخت، و بال و پر و میدان داد. انتخاب راستگرای فاسد و تمامیتخواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پروندهها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی میسوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزشهای بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامتجویی انسان، آزادیخواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزشها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کردهاند.

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپردهاند، نمیتوانند تاریخ سازی کنند.»
دکتر بهیم رائو امبادکار (معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال)
شاید دنیای نویسنده نامدار امریکایی جناب مارک تواین هم به همین کثیفی دنیای امروز ما بوده است، آنگاه که نوشت :
«هرچه بیشتر آدمیان را میبینم، بیشتر سگم را ترجیح میدهم.»
نامهها، مارک تواین

#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#نه_به_انتقام
[1] - 27 July 2026
[2] - “forever war”
بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:
نامه [1] بتسی رید [2] سردبیر بخش امریکایی [3] روزنامه بریتانیای «گاردین» [4] که با خوانندگانش از لنگرگاه جهان آزاد و لیبرال صادر میشود، از روند و وضعیت آزادی رسانهها و دمکراسی در این جامعه میگوید، جالب و اندیشه برانگیز است.
گاردین به رسم معمول رسانههای غیر وابسته به خزانه ثروتمندِ دولتها، از هزاران خواننده خود در سراسر جهان تقاضای کمک مالی نمود، و برای متقاعد کردن آنان به این کمک، از وضعیت خود در جامعه رسانهایی امریکا و همکارانش گفت، تا توان استمرار فعالیت مستقل رسانهایی خود را، خارج از دایره قدرت فرمانروا و فرمانروایی تضمین نماید.
نکات آمده در این نامه، نشانگر ارزش دمکراسی و نبردی دارد که حتی در کشورهای آزاد و لیبرال جهان، برای بود و باش آن جریان دارد. او به نقش بود و باش رسانههای آزاد بعنوان رکن پایه در تداوم مردم سالاری اشاره دارد که در نبود آن مردمسالاری هرگز شکل نخواهد گرفت، و اینکه حتی در مهد دمکراسیهای پایای جهان نیز در خطر است، و نیاز به پاسداشت دارد، چه رسد به جامعه استبدادزده، که ناپایداری و حمله به جریان آزاد رسانهایی مستقل، یک عادت معمول، و مشخصه جامعه استبداد زده آنان است.
گاردین با پیشینه بیش از دو سده [5] کار رسانهایی، که نشان از پایداری و ثبات آن در جامعه بریتانیا دارد، که چنین رسانههایی توانستهاند بود و باش خود را ادامه، و گذر از توفانهای بزرگ را با بقای خود نوید دهند، پدیدههایی که حتی از بزرگترین جنگهای ویرانگر جهانی، هم عبور کردهاند، نبردهایی که بنیانهای بسیاری را زیر و رو کرد، در حالیکه جامعه رسانه، یکی از ضربه پذیرترین بخشهاست، که به هر بادی میلرزند، و هر توفان که بر آزادی و دمکراسی وزید، ابتدا آنان را ناکار کرد، و زبان صاحبان سخن را لال، و چشمهای بینای جامعه یعنی رسانهها و احزاب را کور کرد، تا ملتها نفهمند و ندانند که چه بر سر آنان آمده و میآید، احزاب و رسانهها رکن پایه فرایند و کارکرد چشم و زبان هر جامعه زنده و آزاد هستند، و وضعیت آنان شاخصی بنادین در سنجش میزان آزادی و دمکراسی در هر جامعهایی.
بقای بیش از 200 ساله گاردین، ماندگاری این چشم و زبان را به چشمان جهانیان میکشد، همزمان گویای این واقعیت هم هست که همین رسانه با این سابقه نیز اکنون در معرض خطر هضم در هجوم راستگرایان ضد دمکراسی، حتی در امریکا قرار دارد و این اعلام خطر را در بین کلمات نامه [6] بتسی رید (سردبیر بخش امریکایی گاردین) میتوان دید و حس کرد.
او نیز حتی در آن نقطه امید جهانی به بقای آزادی و دمکراسی، از «کورسوی امید» برای جامعه دمکراسیخواه جهان میگوید، و در لنگرگاه دمکراسی جهان، از آثار چکمههای استبداد بیشرم ترامپیسم داد سخن دارد، که امریکا را نیز به جمع «دموکراسیهای درگیر جنگِ» بقا سقوط داده است، که با پیروزی راستگرایان گستاخ، فاسد و تمامیتخواهی همچون دونالد ترامپ، که تمام هنجارهای انسانی، قانونی و اخلاقی را در جهان به چالش کشیده، و در مسیر تندباد خطر جدی قرار داده است، که حتی مردمسالاری امریکا که نقطه امید دمکراسیخواهان جهان است خود «درگیر جنگ» بقا شده، اما او در عین حال از این امید میگوید که «هنوز هم میتوان از حقوق و آزادیها (ی شهروندان جهان) دفاع کرد، حتی در برابر دولتهایی که مصمم به از بین بردن آنها هستند.»
گرچه مستبدان فهمیده اند که «خفه کردن مطبوعات آزاد از جمله موثرترین روشها ... برای حفظ قدرت (ظالمانه) است» اما با زنده نگه داشتن جریان آزاد اندیشه و اطلاع رسانی، هرچند ناچیز از حقایق جامعه خود به صورتی پایدار، و حتی با «تعداد انگشتشماری از رسانههای خبری مستقل و شجاع» میتوان ناامید نشد و «شکست قطعی» را به مخالفان آزادی و دمکراسی چشاند، و پیروزی را در آغوش کشید، چراکه استبداد خلاف شان و جایگاه آدمیت است و با روح اخلاقی، انسانی مخالف است و هرچند دوران دور و دراز بقای استبداد، درصد بزرگی از جامعه را آلوده خود کرده باشد، و قدرت با « آزار و اذیت و حذف فیزیکی» به نبرد با آزادیخواهان و جریان آزاد اندیشه برخیزد.
دمکراسی و آزادی لازم و ملزوم یکدیگرند، بود و باش هر یک، بودن دیگری را پایدار میکند. اما حتی در جامعه امریکا هم «رسانههای خبری با تهدیدها، دعاوی حقوقی و تحقیقات جنایی از سوی دولت ترامپ روبرو هستند»، ولی همچنان رسانهها و افرادی وجود دارند که به رغم این شرایط به کار خود ادامه میدهند، و کورسوی امید به بقای آزادی و دمکراسی را روشن نگه میدارند، همچنان که گاردین مدعی است که «مصمم است تا با ارائه گزارشهای صادقانه و بیطرفانه از قدرتمندان - از ترامپ گرفته تا اوربان، نتانیاهو تا پوتین و فراتر از آن -» روند حرکت اینانرا به جهانیان بشناساند.
گزارشهای خبری و تحلیلی گاردین در جریان جنگ نابرابر، غیرقانونی، خطرناک و ویرانگر امریکا و اسراییل علیه ایران که از 9 اسفند 1404 تا کنون ادامه داشته است، نشانگر حرکت مناسب این رسانه بریتانیایی است، که سردبیر بخش امریکایی این رسانه به این جمعبندی رسیده است که «طبق گزارش معتبرترین نهاد ناظر بر دموکراسی در جهان، دموکراسی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۶۰ در معرض خطر است و این امر با کاهش شدید آزادی مطبوعات مشخص میشود. تلاش حسابشده برای تضعیف رسانههای مستقل، مستقیماً از سوی رژیم اوربان - که آشکارا مورد تحسین و تقلید ترامپ و متحدانش قرار گرفته است - صورت میگیرد و کارشناسان خاطرنشان میکنند که دولت ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوریاش، این کار را با سرعتی بسیار فراتر از دولت مجارستان (به رهبری ویکتور اوربان) انجام میدهد. با توجه به اینکه شبکه خبری سیبیاس اکنون در مالکیت یکی از متحدان ترامپ است، تصاحب قریبالوقوع سیانان توسط همان میلیاردر، تهدید ایبیسی به از دست دادن مجوزهای تلویزیونیاش از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) که همسو با ترامپ است، به دلیل یک شوخی جیمی کیمل و ادامه تعدیل بودجه و مداخلات سردبیری جف بزوس در واشنگتن پست، رسانههای خبری مانند گاردین که خود را وقف پوشش این دولت با شفافیت اخلاقی و واقعیِ سازشناپذیر کردهاند، کمیابتر و حیاتیتر از همیشه شدهاند.»

شاهرود- دوشنبه 14 اردیبهشت 1405، 4 می 2026، روز 66 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 28 آتش بس
[1]-
Betsy Reed
US editor, the Guardian
Annual press freedom appeal: help us reach our goal of 60,000 acts of support
Dear reader,
Seeing last month’s footage of elated Hungarians filling the streets to celebrate the overwhelming defeat of their authoritarian leader, one couldn’t help but feel a glimmer of hope for the world. For those of us living in our own embattled democracies – the US among them – it offered a reminder that rights and freedoms can still be defended, even against governments determined to dismantle them.
Over his 16 years as prime minister, Victor Orbán found that choking the free press was among his most effective methods of retaining power. He tightened his grip to the end, with allies seizing control of the country’s largest newspaper months before the election. By the time of his ouster, 80% of Hungary’s media was under government control.
Yet a handful of brave independent news outlets held on, and Orbán’s decisive defeat was due in no small part to their efforts. They reported on opposition leader Péter Magyar’s campaign when official media refused to mention or air him. They endured harassment and physical removal when covering Orbán’s stage-managed, state-media-only events.
Democracy is best served by a robust, thriving free press. But when that freedom is under attack, even a determined few news organizations can ensure the full truth still reaches the public. As the number of US news outlets facing threats, lawsuits and criminal investigations from the Trump administration grows, the Guardian remains resolute in our mission to provide honest, unflinching scrutiny of the powerful – from Trump to Orbán, Netanyahu to Putin, and beyond – paywall-free to the world.
When I wrote to you during our press freedom campaign last year, we were just 100 days into Trump’s second term, with only a preview of what was to come. According to the world’s most credible democracy watchdog, US democracy is now more imperiled than at any point since the 1960s, marked by a precipitous decline in press freedom. The calculated effort to weaken independent media comes straight from the Orbán regime – penly admired and imitated by Trump and his allies – with experts noting that Trump’s second-term administration is executing it at a pace that far exceeds Hungary’s own.
With CBS News now owned by a Trump ally, the impending takeover of CNN by the same billionaire, ABC being threatened with losing its TV licenses from the Trump-aligned FCC over a Jimmy Kimmel joke and Jeff Bezos’s continued cuts and editorial interventions at the Washington Post, news outlets like the Guardian, dedicated to covering this administration with uncompromising moral and factual clarity, are rarer and more vital than ever.
What gives me hope, and deep gratitude, is the unwavering support we’ve seen from readers in the US and around the world. It is no exaggeration to say that we are here because of you, and a critical proportion of our funding comes from people’s generous response to emails like this. Reader funding not only powers our work but, more importantly, it safeguards the financial independence that underpins our editorial freedom and courage.If you haven’t supported us before, we would be hugely grateful for your backing on this global day of solidarity for independent journalism. Anything you can spare goes directly toward our work – not into the pockets of a billionaire or corporation with other interests at heart.
Support the Guardian
Yours,
Betsy
[2] - Betsy Reed
[3] - US editor
[4] - the Guardian
[5] - گاردیَن (به انگلیسی: The Guardian ) یک روزنامهٔ بریتانیایی است که از سال ۱۸۲۱ میلادی منتشر میشود. این روزنامه ابتدا در شهر منچستر منتشر شد.
[6] - گاردین
درخواست سالانه آزادی مطبوعات: به ما کمک کنید تا به هدف ۶۰،۰۰۰ اقدام حمایتی خود برسیم
بتسی رید
سردبیر آمریکایی، گاردین
خواننده گرامی،
با دیدن فیلم ماه گذشته از مجارستانیهای سرخوش که خیابانها را پر کرده بودند تا شکست قاطع رهبر مستبد خود را جشن بگیرند، نمیتوانستیم کورسوی امیدی برای جهان احساس نکنیم. برای کسانی از ما که در دموکراسیهای درگیر جنگ خود - از جمله ایالات متحده - زندگی میکنیم، این یادآوری بود که هنوز هم میتوان از حقوق و آزادیها دفاع کرد، حتی در برابر دولتهایی که مصمم به از بین بردن آنها هستند.
ویکتور اوربان در طول ۱۶ سال نخست وزیری خود دریافت که خفه کردن مطبوعات آزاد از جمله موثرترین روشهای او برای حفظ قدرت است. او تا پایان، قدرت را در دست گرفت و متحدانش ماهها قبل از انتخابات، کنترل بزرگترین روزنامه کشور را به دست گرفتند. در زمان برکناری او، ۸۰ درصد رسانههای مجارستان تحت کنترل دولت بودند.
با این حال، تعداد انگشتشماری از رسانههای خبری مستقل و شجاع به کار خود ادامه دادند و شکست قطعی اوربان تا حد زیادی به تلاشهای آنها بستگی داشت. آنها در حالی که رسانههای رسمی از ذکر یا پخش اخبار رهبر مخالفان، پیتر ماگیار، خودداری میکردند، کمپین او را گزارش میدادند. آنها هنگام پوشش رویدادهای صحنهسازیشده و صرفاً رسانههای دولتی اوربان، مورد آزار و اذیت و حذف فیزیکی قرار گرفتند.
دموکراسی به بهترین شکل توسط مطبوعات آزاد قوی و پررونق خدمت میکند. اما وقتی این آزادی مورد حمله قرار میگیرد، حتی تعداد کمی از سازمانهای خبری مصمم نیز میتوانند اطمینان حاصل کنند که حقیقت کامل همچنان به مردم میرسد. با افزایش تعداد رسانههای خبری ایالات متحده که با تهدیدها، دعاوی حقوقی و تحقیقات جنایی از سوی دولت ترامپ روبرو هستند، گاردین همچنان در ماموریت خود برای ارائه بررسی صادقانه و بیچون و چرای قدرتمندان - از ترامپ گرفته تا اوربان، نتانیاهو تا پوتین و فراتر از آن - به جهانیان، بدون پرداخت هزینه، مصمم است.
امروز روز جهانی آزادی مطبوعات است و ما به دنبال ۶۰،۰۰۰ خواننده هستیم تا با ۵ دلار یا بیشتر از فراخوان سالانه ما حمایت کنند. آیا شما توانایی مالی دارید که یکی از آنها باشید؟ ما به ویژه از هر کسی که بتواند کمک مالی ماهانه را تنظیم کند، سپاسگزاریم: بودجه قابل اعتماد برای ادامه حیات ما در طول این دوره خطرناک، تا پایان آن، حیاتی است.
سال گذشته، وقتی در جریان کمپین آزادی مطبوعات برای شما نامه نوشتم، تنها ۱۰۰ روز از دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ گذشته بود و تنها پیشنمایشی از آنچه قرار بود در پیش باشد، داشتیم. طبق گزارش معتبرترین نهاد ناظر بر دموکراسی در جهان، دموکراسی ایالات متحده اکنون بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۶۰ در معرض خطر است و این امر با کاهش شدید آزادی مطبوعات مشخص میشود. تلاش حسابشده برای تضعیف رسانههای مستقل، مستقیماً از سوی رژیم اوربان - که آشکارا مورد تحسین و تقلید ترامپ و متحدانش قرار گرفته است - صورت میگیرد و کارشناسان خاطرنشان میکنند که دولت ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوریاش، این کار را با سرعتی بسیار فراتر از دولت مجارستان انجام میدهد.
با توجه به اینکه شبکه خبری سیبیاس اکنون در مالکیت یکی از متحدان ترامپ است، تصاحب قریبالوقوع سیانان توسط همان میلیاردر، تهدید ایبیسی به از دست دادن مجوزهای تلویزیونیاش از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) که همسو با ترامپ است، به دلیل یک شوخی جیمی کیمل و ادامه تعدیل بودجه و مداخلات سردبیری جف بزوس در واشنگتن پست، رسانههای خبری مانند گاردین که خود را وقف پوشش این دولت با شفافیت اخلاقی و واقعیِ سازشناپذیر کردهاند، کمیابتر و حیاتیتر از همیشه شدهاند.
آنچه به من امید و قدردانی عمیق میدهد، حمایت بیدریغ خوانندگان در ایالات متحده و سراسر جهان است. اغراق نیست اگر بگوییم که ما به خاطر شما اینجا هستیم و بخش مهمی از بودجه ما از پاسخهای سخاوتمندانه مردم به ایمیلهایی از این دست تأمین میشود. بودجه خوانندگان نه تنها به کار ما قدرت میدهد، بلکه مهمتر از آن، استقلال مالی را که زیربنای آزادی و شجاعت تحریریه ماست، حفظ میکند.
اگر قبلاً از ما حمایت نکردهاید، از حمایت شما در این روز جهانی همبستگی برای روزنامهنگاری مستقل بسیار سپاسگزار خواهیم بود. هر چیزی که بتوانید دریغ کنید، مستقیماً به کار ما اختصاص مییابد - نه به جیب یک میلیاردر یا شرکتی که منافع دیگری در سر دارد.
از گاردین حمایت کنید
با احترام،
بتسی
بالا گرفتن دوباره جنگ قدرت در داخل، در شرایط توقف جنگ گرم با خارج
هر چه از جنگ 12 روزه [1] و آتش بس حاصل از میانداری رئیس جمهوری امریکا آقای دونالد ترامپ و... بین ایران و اسراییل، فاصله میگیریم، به رغم تاکید و سفارشِ سکاندارانِ مدیریتِ شرایط سختی که کشور [2] در آن گرفتار آمده است، مبنی بر اقدام موضعگیری بر اساس تقویت «انسجام ملی» در برابر هجوم خارجی، اما جنگ جناحهای دخیل در قدرت، در بدنه ج.ا.ایران، بیشتر بالا میگیرد، حال آنکه از شرایط خسارتبار «نه مذاکره، نه جنگ»، به شرایط «هم مذاکره و هم جنگ»، و سپس به شرایط خسارتبار دیگری به نام «نه جنگ، نه صلح» شیفت کرده، و تغییر فازمان دادهاند،
که عملا امور کشور را فِریز (حالت یخ زدگی و انجماد)، و در یک شرایط حیران و سرگردان رها کرده، و به یک ایستایی خسارتبار دیگر مبتلا کردهاند، و با اینحال هرچه میگذرد، راهبرد وفاق [3] اعلامی از سوی رئیس جمهوری، بین مجلس و دولت رنگ میبازد، و حملات جناحها به هم افزایش مییابد تا این گزاره دهشتناک که «جنگ نعمت است»!، دوباره چهره تلخ خود را در جامعه ایران نمایان کند.
جملهایی تامل برانگیز و دردناک، که نشان از شرایط بیمار و هولناک جامعه ایرانی بعد از انقلاب دارد، که کثیفترین، خونینترین و خشونتبارترین چهرهی وجه حیوانیتِ جامعه آدمیزاد، یعنی جنگ، باید به کمک ما ایرانیان بیاید، تا جامعه ما را به سوی آرامشی نسبی ببرد، و اینگونه است که حتی جنگ نیز برای این مردم و کشور به یک "نعمت" تبدیل میشود، چرا که جنگ و شرایط خسارتبار جنگی، خود بازدارندهی دعواهای داخلی بوده، و از سطح تنش، دعوا و درگیری در کشورمان خواهد کاست!
تا پیش از این جنگِ تن به تن با اسراییلیها، شاهد اوج گیری شکافی داخلی در جامعه ایران بودیم، که به رویارویی خونینی بین بدنه مردمی و حاکمیت، در جنبش «زن، زندگ، آزادی» منجر شد، دعوایی که بر سرِ تحمیل یک سبک زندگی، و برای حاکم کردن «حجاب اجباری» [4] درگرفت؛ و این رویارویی از سوی حاکمیت، با تصویب قوانین سختگیرانه [5] ، راه اندازی گشت خسارتبار و خشونتبار ارشاد، تصویب قانون مشکوک حجاب و عفاف [6] ، اعزام حجاببانها به اماکن عمومی و خیابانها و... پی گرفته شد، و در سوی دیگر مردمی بودند که با نافرمانی مدنی، به این وضع پاسخ میدادند، و از سطح آزادیهای فردی و اجتماعی خود دفاع کردند، و بدین ترتیب نوعی وزن کشی، زیر پوست جامعه ایرانی، میان آزادیخواهی (داشتن حق انتخاب و تعیین سرنوشت)، و تحمیل اجبار [7] در پوشش و سبک زندگی و...، در جریان بود،
و همین سطح از دعوای سیاسی نیز، همزمان در بدنه حاکمیتی ج.ا.ایران در جریان بوده و هست، نبردی بین جناحهای سیاسی موسوم به راستگرایان که مراکز انتصابی حاکمیتی و... را گاه مادم العمر در اختیار دارند، و جریان اصلاحات که تنها متکی به رای مردمند، و در آخرین حرکت در پهنه نبرد انتخاباتی، موفق شدند، از روزنهایی کمسو، سود جسته، و با پیروزی نسبی در انتخابات ریاست جمهوری، این وزن کشی سیاسی داخلی را به اوج برسانند، که باز دوگانگی در تقسیم قدرت رخ داد، و مجلس اقلیتِ [8] در اختیار راستگرایان (که بروندادی از دخالت نظارت استصوابی، و آرایی اندک است که نمایندگانی کسب کردند و بر کرسیهای سبز مجلس تکیه زدند، و خود را بر قوه قانونگذاری مسلط کردند و...)، به تقابل با دولت انتخابی جدید پرداختند،
جنگ 12 روزه و تجاوز امریکا و اسراییل به کشورمان، تا حدودی باعث فروکش کردن این دو تقابل بزرگ، بین ملت و حاکمیت، و جناحها و باندهای سیاسی حاکم شد. اما مصیبت از آنجا آغاز شد که هرچه از وقوع آتش بس بین ایران و اسراییل، فاصله میگیریم، آتش تنشهای داخلی دوباره بالا میگیرد، و این روزها مسئولین طراز اول ج.ا.ایران، وجه درست بودن این گزاره را، دوباره نشان میدهند، که انگار بقای ساختار سیاسی موجود در ایران بر وجود بحران و درگیری استوار است [9]، و از جمله این جنگ است که به عنوان بحرانیترین رخداد اجتماعی میتواند جامعه توفانزده سیاسی کشور را آرام کند، و به عبارتی «موجیم که آرامش ما، عدم ماست».
این روزها دعواهای سیاسی دوباره اوج گرفته، صدا و سیما [10]، روزنامههای حاکمیتی (افسارگسیختگان و دست گشادههایی) همچون روزنامه کیهان و...، نمایندگان جبهه پایداری و تندروهایی از این دست، و... کم بودند، تریبون مجلس، در حد رئیس آن هم به صحنه درگیری پیوسته و با بیانیهخوانی از تریبون مجلس علیه منتقدین، و دمیدن در جنگ و نبرد داخلی، به یک طرف دعوا، در دنیای دو قطبی جناحهای قدرت در ج.ا.ایران بدل شده، و محمد باقر قالیباف در نقش وکیل مدافع سفارت روسیه در تهران [11]، حملات انتقادی خود را متوجه دکتر حسن روحانی، و دکتر محمد جواد ظریف کرد [12].
آنانیکه انتقاداتی را مطابق با تجربه مسئولیت خود، از جمله تجربه مذاکراتی که در روند ایجاد برجام کسب کردند، کشور را متوجه خطرات تکیه به روسیه کرده، و نسبت به جلب و جذب شدن در سیاست مزورانه روسها هشدار دادند، و سیاست خارجی شرقگرایانه کنونی را به چالش کشیدند، و محمد باقر قالیباف هم به زعم خود، در زمین روسیه نقش بازی کرده، تا بلکه بتواند زمین را برای منتقدان سیاستِ تکیه به شرق مین گذاری کرده، و منتقدان را به سکوت وادارد و...
جنگ 12 روزه به عنوان یک خطای راهبردی از ناحیه غرب علیه ایران بود، که از سوی آنان آغاز شد، و اسراییل و امریکا علیه توان هستهایی، و نیروی دانش و توان پیشبرنده علمی ایران، و توان و زیرساخت دفاعی کشور و... دست به اقدام زدند، و در مسیر قتل و ترور ناجوانمردانه دانشمندان، فرماندهان و بیش از هزار و دویست تن از مردم ایران گام برداشتند، و میلیاردها دلار خسارت به ایرانیان تحمیل کردند،
کمترین بهرهایی که این هجوم آنان داشت، انسجام ملی ایرانیان بود، که در گرداگرد موجودیتی به نام "ایران" شکل گرفت و آنرا قوت بخشید [13] ، اما هر چه از آن جنگ دور میشویم، این انسجام بیشتر مورد حمله و خدشه قرار میگیرد، و دوره سکوت و آتش بس داخلی ناشی از صحنه هولناک جنگ، کشتار و ویرانی نیز، به پایان خود نزدیک شده، دعواها، و چنگ کشیدنهای جناحی نیز اوج میگیرد، و چهره لخت و کراهتبار جنگ قدرت در داخل، خود را بیشتر نشان میدهد،
بله متاسفانه با داشتن چنین روند سیاسی، و در سایه حضور مسئولینی چنین در صدر امور کشور، جنگ نیز نعمت میشود! تا ویرانی، کشتار و وحشت به داد مردم ایران رسیده، و چندی آنان و نخبگانش را از گزند درگیریها و حملات ایادی قدرت، در داخل نجات دهد، درگیریهایی که باید بعد از هر انتخاباتی به صورت طبیعی پایان پذیرد، و کار در اِشلِ ملی توسط دست اندرکاران کشور پی گرفته شود، اما دیگر دهه هاست که نبردهای جناحی بدون وقفه شده، و در تمام سطوح کشور جریانی دائم دارد، و پایانی بر آن نیست، و این درگیریها توسعه و پیشرفت، صلح عمومی، روان جامعه را هدف گرفته، و در گروگان خود نگه داشته، و در معرض خطر جدی قرار داده، و وحدت ملی را پایمال از حضور خود میکند،
و چقدر جامعه و مردم ایران مظلومند که حاکمان آنان، تنها در شرایط اوجِ جنگ و نبرد است که دست از یقه همدیگر، و ملت خود میکشند، و این تنها کشتار و حمله دشمن است که قادر است، شمشیر مراکز قدرت و ثروت را تا حدودی به غلاف فرو برد؛ اما در نبود جنگ، میدان رقابت سیاسی داخلی خونین بوده، و بازار تصویب و اِعمال قوانین ضد آرامش و رضایت مردم (قوانینی همچون حجاب و عفاف و...) گرم خواهد بود.
تهران - 6 آبان 1404 برابر با 28 اکتبر 2025
[1] - جنگ ایران و اسرائیل یا جنگ ۱۲ روزه، درگیری مسلحانهای بود که با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد. نیروهای اسرائیلی برخی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هستهای و سیاستمداران ایران را ترور کردند و به سامانههای پدافند هوایی و برخی تأسیسات هستهای و نظامی ایران آسیب رساندند یا آنها را تخریب کردند.[۲۲] ایران در پاسخ موشکهایی را به سوی پایگاههای نظامی و شهرهای اسرائیل شلیک کرد. حوثیهای یمن نیز چندین موشک به سمت اسرائیل پرتاب کردند. ایالات متحده آمریکا علاوه بر دفاع از اسرائیل در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی، در روز نهم جنگ با حمله به سه سایت هستهای ایران اقدام تهاجمی انجام داد.
[2] - «علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، در نامهای با دستخط خود خطاب به مدیران رسانهها، بر نقش مهم رسانهها در حفظ انسجام ملی و مقابله با دوقطبیهای کاذب تأکید کرد. در این نامه خطاب به رسانهها آمده است: «سلام علیکم، برای دفع خطرات از کشور سرافرازمان ایران، دو نکته مهم است: یکی تقویت نیروهای مسلح که پیگیری آن با ماست، و مهمتر، حفظ انسجام ملی و سد کردن راه گسترش دوقطبیهای کاذب تا مسیر توسعه ملی فراهم گردد.پیگیری و کمک درباره این موضوع با شما اهالی معزز رسانههاست» لاریجانی در این نامه، رسانهها را عامل مؤثر در حفظ وحدت ملی و پیشگیری از تنشهای سیاسی و اجتماعی دانسته و از آنان خواسته است در مسیر تقویت همبستگی و ثبات کشور گام بردارند»
[3] - علی مجتهدزاده وکیل دادگستری با انتقاد از تخصیص بودجه به طرحهای مرتبط با امر به معروف گفت: «مقابله با تندروها اراده میخواهد. اگر دولت واقعاً دولت باشد، میتواند جلوی این بودجهها را بگیرد، اما در دولت آقای پزشکیان چنین ارادهای نمیبینم. آقای پزشکیان به نام وفاق از حقوق ملت کوتاه میآید و این باعث جسارت تندروها شده است. وقتی رئیسجمهور باید پاسدار قانون اساسی باشد، چرا اجازه میدهد بودجه ۸۰ هزار نیروی امر به معروف از بیتالمال تأمین شود؟ این حیفومیل اموال مردم است. قوه قضاییه باید با کسانی که امنیت ملی و روانی جامعه را مختل میکنند برخورد کند. کشور در شرایط حساسی است و چنین اقدامات مشکوکی نگرانکنندهاست. دولت پزشکیان در عمل به وعدههایش، از سیاست خارجی تا رفع فیلترینگ، ضعیف عمل کرده است. برای مقابله با جریانهای تندرو، ارادهای جدیتر از وضع موجود لازم است؛ ارادهای که در دولت فعلی دیده نمیشود.»
[4] - سردار حسین علائی از فرماندهان عالیرتبه پیشین در جنگ ۸ ساله: «ما باید در سیاست داخلیمان تجدیدنظر کنیم. بابا! مردم را راضی کنید. گفتم این گشت ارشاد را رها کنید، شما باعث بیحجاب رسمی میشوید و الآن بیحجابی رسمی شده، کاری هم نمیتوانند بکنند. زنها خودشان راه ورزشگاه را باز کردند. گفتم همه کسانی که در خارج و در زندان علیه اسرائیل موضع گرفتند را باید به کشور برگردانید و زندانیان را آزاد کنید»
[5] - « این ملت در این جنگ ۱۲ روزه با همه قدرت در کنار ایران ایستاد نه در کنار ما حاکمان. فلان چیز، فلان مسأله را مجلس تصویب کرده است. مگر مجلس رأی چند درصد مردم را دارد؟ حالا اگر رأی هم داشته باشند. کار آنها هم قانونی باشد. اگر یک موضوعی برای ما روشن باشد که ۸۰ درصد مردم مخالف آن هستند، قانونگذاری در مقابل نظر ۸۰ درصد مردم یعنی چه؟ این که قانون نیست. اصلاً وقتی یک چیزی را ۹۰ درصد مردم مخالفند، میشود بگوییم چون در مجلس رأی داده و شورای نگهبان هم امضا کرده پس همه باید مطیع باشند؟ چه ارزشی دارد کار شما؟ (سایت حسن روحانی، ۱ آبان ۱۴۰۴). »
[6] - « خیالتان آسوده! در حالی که کشور در شرایط سخت و بحرانی پس از جنگ ۱۲روزه و بازگشت تحریمها به سر میبرد، و امنیت ملی و تمامیت ارضی مورد تهدید قرار گرفته است، به جای مدیریت بحران و دوری از هرگونه نزاع، متاسفانه دو اقدام غیرمنطقی توسط تندروها از یک سو و رئیس مجلس از سوی دیگر، جامعه را با التهاب و نگرانی بیشتر روبرو کرد! تندروها، برغم مصوبه شورای عالی امنیت ملی و تصمیم سران قوا برای توقف اجرایی شدن قانون موسوم به حجاب و عفاف، راسا وارد عمل شده و به مردم در داخل پیام میدهند، به تنظیمات کارخانه باز خواهیم گشت، خیالتان راحت! یعنی حجاب اجباری را اجرا میکنیم! بدون اینکه به تبعات اجتماعی و سیاسی چنین اقدام خودسرانه ای توجه کنند. از دیگر سو، باقر قالیباف، با ادعایی بدون سند، روحانی و ظریف را به دامن زدن بر فضای ضد روسی و حرکت بر خلاف سیاستهای کلان کشور متهم کرد. یعنی به نوعی غیرمستقیم، ضمن دفاع از همسایه شمالی به آنان پیام داد که سیستم در مقابل غربگرایان ضد روسیه خواهد ایستاد، خیالتان آسوده....! اینها فقط دو نمونه از رفتارهای ضد انسجام ملی است، اما عاملان آن، با فرافکنی، به دنبال مقصر و دشمن میگردند!» بهرام گلزاده
[7] - صادق زیباکلام در مناظره با هاشمی گلپایگانی، دبیر سابق ستاد امر به معروف: « مسئله حجاب برای جریان رادیکال، مسئله قدرت است، نه خدا و پیغمبر؛ اگر به خاطر خدا و پیغمبر بود چرا یک بار آیتالله سیستانی در نجف و کربلا که قلب تشیع است، نگفت که حجاب باید رعایت شود؟!.»
[8] - «به نام خدا و با سلام، آقای قالیباف خجالت نکشید این مدل حکمرانی شماست. رسانه خبر فوری از قول آقای قالیباف گفت: "خجالت میکشم بگویم که ۵ سال قبل از محل معادن سهم دولت ۶ هزار میلیارد تومان بوده ولی مابهالتفاوت قیمت گازوییلی که به معادن میدادیم ۴۰ هزار میلیارد تومان بوده است! این طور کار کردن که مدیر نمیخواهد، رهایش کنید بهتر نتیجه خواهد داد. آقای قالیباف خجالت نکش برادر، این مدل حکمرانی شماست. مگر در هولدینگ یاس چه اتفاقی افتاد لطفا یک مروری کنید ببینید از وضعیت معادن بدتر نبود؟ مگر در ساخت بیمارستان تخصصی مغز در منطقه ۲۲ چه اتفاقی افتاد؟ چرا خودتان را تبرئه و دیگران را متهم میکنید؟ شما در انتخابات ریاست جمهوری خود را کاندیدای ۹۶ درصدی ها می دانستید و گفته بودید که آمدید تا جلوی پیروزی چهار درصد زالوصفت را بگیرد امروز بر صندلی ریاست مجلسی نشستهاید که به مجلس چهار درصدیها شهرت پیدا کرده است؛ خود شما با ۵/۷ درصد رای رئیس قوه مقننه شدهاید . آقای قالیباف در گفتار بیشتر دقت کنید چرا که ۹۴/۳ درصد مردم تهران شما را نماینده خودشان نمیدانند . فاصله شما با بدنه مردم بسیار زیاد است و انشاالله به فکر ترمیم آن باشید .» سیداحمد نبوی فعال سیاسی
[9] - «وقتی مجلس کشور را به هم میریزد. درحالیکه مسعود پزشکیان و حسن روحانی در روزهای اخیر حرفی درباره روسیه نزدند و محمد جواد ظریف هم در پیام اینستاگرامی نوشت، به صورت یکجانبه سکوت کردهام تا خدشهای به منافع ملی وارد نشود، محمدباقر قالیباف در اقدامی بیسابقه به تنشها دامن زد و بیمورد از روحانی و ظریف انتقاد کرد.» خبرستان «ظریف: ما مدتی لب از سخن دوختیم..! جوادظریف،با این پست، ازسکوت خود خبر داد و نوشت: "سلام دوستان؛ هفته گذشته متن مستدل و متوازنی را برای حمایت از روابط همسایگی وهمکاریهای بینالمللی درکنار روشنگری در برابر سوءاستفادههای مغرضانه از اظهارات یک همکار قدیمی تهیه کرده بودیم و قصد داشتیم در روز یکشنبه و پس از اجرایی شدن بند 8 قطعنامه 2231 آن را منتشر کنیم. در این میان، پنجشنبه شب گذشته و در جلسهای که از مدتها قبل تنظیم شده بود، به احترام پرسش چندین نفر از حضار، ناگزیر از ارائه توضیحات مختصری شدم.پس از آن به توصیه دوستان و بزرگان، از انتشار متن مزبور خودداری کردم و در طول هفته گذشته در برابر موج گسترده هجمه سازماندهیشده، که علیرغم توصیهها هنوز ادامه دارد، به صورت یکجانبه سکوت کردهام تا خدشهای به منافع ملی وارد نشود: ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم. دوست و برادر دانشمند و هنرمندم، دکتر محمدابراهیم انصاری لاری، با خط زیبای خود زبان حالم را ترسیم فرمودهاند که حیف است آن را نبینید." تندرست و شاد و سربلند باشید»
[10] - انتقاد صریح محمدخاتمی از بازگشت صداوسیما به رویکرد قبل از جنگ ۱۲روزه/ نکند اشتباه کنیم و بگوییم، مردم ما را تایید کردند! بلکه مردم ایران را تایید کردند ایران، برای همه ایرانیان است. هدف ایران آباد و آزاد است و اسلام و انقلاب اسلامی هم ساختن ایران و پیشرفت آنرا تایید می کند. ایران برای همه ایرانیان است، اما باعث تاسف است که امروز از تمام شاخص های سند چشم انداز بیست ساله عقب افتادیم. مردم (در جنگ ۱۲روزه) خیلی خوب نشان دادند که در هنگام خطر کنار همدیگر هستند. حتی مخالفان جمهوری اسلامی هم برای ایران و در محکومیت تجاوز اطلاعیه دادند و اظهارنظر کردند. نکند اشتباه کنیم و بگوییم مردم ما را تایید کردند! نه؛ مردم ایران را تایید کردند و این ما هستیم که باید به سمت ایران حرکت کنیم.» خاتمی با انتقاد از عملکرد صداوسیما خاطرنشان کرد: « حتی سرودهایی که برای ایران خوانده شد، نیز خوب بود، اما مدتی بعد از جنگ صداوسیما دوباره به رویکردهای سابق خود برگشت. »
[11] - « تاریخ قاجاری؛ به بهانه سخنان قالیباف علیه روحانی و ظریف، از تریبون مجلس
"یاسر هاشمیرفسنجانی"، در یادداشتی نوشت: «وقتی رئیس مجلس ایران با لحنی هشدارآمیز از « لطمه همکاری با روسیه » سخن میگوید، انگار انعکاس صدای ناهنجار تاریخ قاجاری است، که از لابهلای کلمات برمیخیزد تا به دلسوزان ملی هشدار دهد که مبادا باز املای سفارت ، انشای سیاست شود. با جمله شگفتانگیز «مواضع حسن روحانی و محمدجواد ظریف به همکاریهای ایران و روسیه لطمه زده است»، چنان بوی کهنگی تاریخ در فضا پیچد که گویی تاریخ ایران در تقویم دهکده جهانی سال ۲۰۲۵ به جای همراهی با دنیای مدرن، در چرخشی عجیب به روزگارانی برگشت که سایهٔ سرد سفارت روس و انگلیس چنان بر دیوار سیاست ایران سنگینی میکرد که شاه شهید قاجاری! پس از دسیسه روسی-انگلیسی با مهدعلیایی در شهادت امیرکبیر، در توصیف آن دوران میگوید: "به جنوب میخواهم بروم باید از کنسول انگلیس اجازه بگیرم و به شمال میخواهم بروم باید از کنسول روسیه اجازه بگیرم، ای مرده شوی این سلطنت را ببرد." در اوراق دفتر تاریخ ایران وقتی به ۲۵ تیر سال ۱۲۸۸ می رسیم، "محمدعلیشاه" پس از شکست از نیروهای مشروطهخواه، از کاخ گلستان گریخت و به سفارت روسیه در زرگنده پناه برد، درست چون دیوانهای که از ترس مرگ، خودکشی می کند. آن پناهندگی، نه تصمیمی سیاسی برای تحکیم پایههای حاکمیت قاجار، که پایان آن سلسله در ایران و نقطه عطفی برای تحقیر ملی بود، لحظهای که شاه ایران در آغوش بیگانه آرام گرفت، هم قدرت از سلطنت قاجاری و هم اقتدار از جماعت ایرانی رخت بربست. تن پناهندگی برای همسایه زیادهخواه و فرصتطلب تزاری چنان شیرین بود که دو سال بعد، در آذر ۱۲۹۰، با لحنی تهدیدآمیز، به دولت مشروطه دستور اخراج مستشار آمریکایی میدهد و در تهران نیز گروهی از رجال روسگرا مجلس را به تمکین نشاندند تا قزاقان روس، با دستچین کردن شهرهای ایران، تبریز، رشت و مشهد را اشغال کنند و خون مشروطهخواهان بر خاک وطن بخشکد، غافل از آنکه آن واقعه، شکست یک دولت نبود؛ شکست استقلال ملی بود.اکنون بیش از یک قرن گذشت و قدرت در جهان برمدارهای هوش مصنوعی و دیپلماسی چندوجهی میچرخد. دراین شرایط، هشدار«لطمه به همکاری با روسیه» نمیتواند نشانهٔ دلسوزی باشد و اگر یک تسویه حساب جناحی و کینه انتخاباتی نباشد، پژواکی ازهمان ذهنیت روسمداری دوران قاجار است. که میرزاده عشقی را به فریاد واداشته بودند که بگوید: "وطنفروشی از آن روز مد شد در ایران که هرکه پست گرفت، ازسفارت آمد"»
[12] - واکنش توییتری بهرام پارسایی، نماینده شیراز در مجلس دهم، به اظهارات قالیباف علیه حسن روحانی و محمد جواد ظریف: «رئیس مجلس در کدام تیم بازی میکند؟! بدعت دفاع عجیب و خارج از عرف از اجانب در برابر مقامات رسمی پیشین از تریبون مجلس! حمایت رئیس مجلس ایران از روسیه در جدل با رئیس جمهور و وزیر امور خارجه پیشین ایران، یادآور به توپ بستن مجلس و تداوم استبداد در برابر مشروطه توسط لیاخوف روسی است!»
[13] - سیدمحمدخاتمی: «اشتباه نکنید! مردم در جنگ ۱۲روزه ایران را تایید کردند نه ما را»


