مقدمه مترجم : (سایت یادداشت های بی مخاطب)
جامعه زنده و پیشرو را باید از اندیشمندان آن شناخت، که بی توجه به بندهای زنجیر امنیتی، ترور، سیاسی، اقتصادی، تعصب و... به انعکاس حقیقتی می پردازند که آن را خود، یافته اند، و رهیافت خود از تجارب و علم خود را بدون لکنت، و بیم قطع نان و ناز، بیان می دارند، خانم آروندیتی روی [1] به عنوان یک نویسنده مشهور هندی، هم جامعه خود، و هم جامعه جهانی را در این سخنرانی به محاکمه ایی منصفانه کشید، در نقد او از وضعیت جهان، هم عیب جامعه خودش دیده می شود، و هم بدون نقاب و سانسور، در قلب لندن، سیاست های غرب و بریتانیا را، در حضور اساتید حاضر در این جلسه، به چشم لندن نشینان می کشد، مثل آینه ایی که مقابل بسیاری از صاحبان قدرت، باید گرفت، او این آینه را مقابل راهبران کشورمان نیز گرفته، تا خود را در نگاه دیگران، خوب ببیند، مطلبی که می آید سخنرانی خانم روی در لندن در بزرگداشت جامعه شناس مشهور بریتانیایی، استوارت هال، ابراز شده است که نکات روشنی را در خصوص آنچه در جهان می گذرد، در خود دارد. و از آزادگی و نقش آزادی بیان در رهیافت اصلاح جهان، نکته ها در خود دارد، دنیا به اصلاح طلبانی اندیشمند و چنین آزاد اندیش نیاز دارد، سخنرانی او نکته های بسیار در خود دارد، و درس آزاد اندیشی و زیست آزادانه به انسان می آموزد.
و اما سخنرانی او :
آروندیتی روی از چیزهایی که می توان و نمی تواند گفت، می گوید :
برداشت حجاب از جهان، آنچنان که ما می دانیم. [2]
همبستگی، صدا بلند کردن برای حمایت از “غیر پنداشته شده ها”، امروز اهمیتش از هر زمانی بیشتر است. گرچه این فعالیت به یک اقدام مخاطره آمیز تبدیل شده است، این را نویسنده مشهور گفت.
از چپ به راست، ادوارد اسنودن، ولادیمیر پوتین، آروندیتی روی، نارندرا مودی و تستا استلواد
06/OCT/2022
متن کامل سخنرانی انجام شده در یادبود آقای استوارت هال [3] ، در سالن کانوُی در تاریخ 8 مهر ماه 1401(30 سپتامبر 2022).
تشکر از این که مرا دعوت کردید تا امروز در یادبود استوارت هال سخن بگویم. انگار سال هاست که برای تحقق این نشست تلاش کرده ایم. من هرگز در آینده، خوشی بودن در یک مکان با تعداد زیادی از اساتید را دست نخواهم داد. همه گیری کرونا برخی از چیزها را کم رنگ کرد، اما تعدادی از ما هنوز در تلاشند تا بر این زخم که بر ما زده، فائق آیند. من هرگز آقای استوارت را ندیدم. اما مطالعه آثار او به من این احساس را داده است که انگار مدت ها با هم نشسته ایم و در مورد بسیاری از موضوعات گفتیم و خندیده ایم.
عنوان اصلی سخنانم موضوعاتی که می توان و نمی توان گفت، است، و این عنوان کتاب کوچکی است که آنرا با هنرمند جان کوزاک [4] نوشتیم. این کتاب در خصوص سفر ما به روسیه در دسامبر 2013 برای دیدار از ادوارد اسنودن [5] در مسکو نوشته شد. همراه دیگر ما در این سفر، دانیل الیسبرگ [6] بود، برای کسانی که کم سن و سالند، باید توضیح دهم که او اسنودن زمان خود بود؛ و خطاکاران جنگ ویتنام را لو داد، و اعمال آنان را بر اساس اسناد پنتاگون، عمومی و افشا کرد.
اسنودن، کسی است که سال ها قبل به ما هشدار داد که ما در حال حرکت خوابگرد گونه در یک کشور، تحت تسلط کامل اطلاعاتی و امنیتی هستیم، همین اسنودن، در زمان دیدار ما، داشت زندگی خود را در تبعیدگاه مسکو می گذراند. و ما نیز به همراه او در آن زمان عمیقا در کشوری مسلط به ابزارهای اطلاعاتی و امنیتی فرو افتاده بودیم، که او شرایط حاکم بر آن را قبلا به ما هشدار داده بود، از طریق یک تلفن همراه کوچک، که اکنون ضروری ترین و نزدیک ترین به ما، که به سان ضروری ترین اُرگان، در بدن ما تبدیل شده است، که از ما جاسوسی می کند، حرف های ما را ضبط، و منتقل می نماید، شخصی ترین اطلاعات ما که، توسط این اطلاعات ما می توانستیم به زنجیر کشیده شده، کنترل، استاندارد و اهلی و رام شویم. نه تنها توسط این کشور، بلکه همچنین به وسیله دیگران.
تصور کنید که کبد یا کیسه صفرای شما عملکرد خوبی در قبال قلب شما نداشته باشند، دکتر به شما خواهد گفت که شما بیمار هستید. این زنجیره ایی از ریسمان ها بود که ما خود را در میان آن احساس می کردیم. ما کاری بدون آنها نمی توانستیم بکنیم، و آنها هم کارشان را می کردند.
بخش نخست سخنان من در مورد چیزهایی است که می توان و نمی توان گفت. در بخش دوم به پرده برداری و حجاب برداری از جهانی خواهم کوشید که ما از آن اطلاع داریم.
امسال سال بسیار بدی برای کسانی بود که از "چیزهایی که نمی توان در مورد آن گفت" را گفتند و یا انجام دادند. در ایران، مهسا امینی، دختر 22 ساله در حین بازخواست در پلیس اخلاقی به اتهام نپوشیدن روسری استاندارد، و مورد نظر حکم رسمی، کشته شد. در اعتراضاتی که به دنبال آن شکل گرفت و در جریان است نیز تعداد زیادی از مردم کشته شدند.
در همین حال، در هند، در ایالت جنوبی کارناتاکا، دختر مسلمان دانش آموز مدرسه ایی، که می خواست هویت خود به عنوان یک زن مسلمان، در کلاس درس حفظ کند، با حجاب در کلاس حاضر شد، که مورد هجوم فیزیکی مردان وابسته به راستگرایان افراطی هندو قرار گرفت. اینجا ایالتی است که مسلمانان و هندوها برای قرن ها در کنار هم زندگی کرده اند، اما اکنون به طرز خطرناکی فضای اجتماعی این ایالت دو قطبی شده است.
هر دو مثال – اجبار پوشیدن حجاب در ایران، و ممنوعیت حجاب در هند و دیگر کشورها – ممکن است به خشونت کشیده شود، اما در حقیقت چنین موضوعی نباید چنین ظرفیت خطرناکی داشته باشد. در موضوع اجبار یک زن برای پوشیدن حجاب، یا اجبار دیگری برای کنار گذاشتن آن، موضوع، موضوع حجاب نیست، اینجا بحث، بحث اجبار و کنترل جامعه است، بحث به بند کشیدن اوست، سیاست پوشاندن او، لخت کردن او، ملاحظه ی کنترل و تسلط بر زن را در خود دارد.
در ماه آگوست، سلمان رشدی به صورت خشونت آمیزی در ایالت شمالی نیویورک توسط یک اسلام گرای افراطی به خاطر کتابش، آیات شیطانی [7] مورد حمله قرار قرار گرفت، کتابی که اولین بار در سال 1988 به چاپ رسید. در سال 1989 آیت الله خمینی، رهبر انقلابی ایران، و اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران، فتوایی صادر کرد و خواستار مرگ رشدی شد. تمام سال های بعد از آن، فقط همان زمانی که به نظر می رسید، که عصبانیت بر انگیخته شده، کاهش یافته، و رشدی از مخفیگاه خود خارج شد، این حمله نیز بلافاصله صورت پذیرفت.
بعد از اخبار اولیه که سلمان رشدیِ هفتاد و پنج ساله، از این حمله جان سالم به در برده، و روحیه خوبی هم دارد، دیگر هرگزی خبری از او در بیرون درز نکرد. تنها امیدی که می توان داشت این است که او در حال بازیابی سلامت خود است و این که او با قدرت کامل، به کیان ادبیات جهانی باز خواهد گشت. رهبران کشورهای اروپایی و امریکایی، قدرتمندانه در حمایت از رشدی ظاهر شدند، برخی نیز در جملاتی کوتاه گفتند، "نبرد او، نبرد ماست".
در همین حال جولیان اسانژ [8] ، کسی که موارد جرایم جنگی غیر محرمانه سربازان همین کشورها، در جنگی که صدها هزار نفر در آن مردند را منتشر کرد، او اکنون غرق در مشکلات سلامت جسمی، در زندان بلمارش به دام افتاده، و منتظر است تا به امریکا مسترد شود، جایی که ممکن است حکم مرگ، یا چند حکم زندان ابد او را انتظار کشند.
بنابراین، ما باید این حمله تنفر برانگیز به رشدی را، در خلال توقف بیان فرازهای کلیشه ایی همچون "جنگ تمدن ها" [9] و "آیات تاریک دمکراسی" [10] متوقف می کردیم. چرا که میلیون ها نفر در خلال تجاوزاتی کشته شدند، که توسط همین اونجلیست های دارای آزادی بیان هدایت می شدند، که در میان این میلیون ها نفر کشته، نویسندگان، شعرا و هنرمندان و... نیز بودند.
در خصوص اخبار این چنینی که از هند می رسد، در ماه جون، نوپور شارما [11] ، سخنگوی حزب بی.جی.پی، حزب حاکم ملیگرای هندو، یک بار برای همیشه، قربانی سخنان ناخواسته خود علیه محمدِ پیامبر، در یک برنامه گفتگوی تلویزیونی شد، یک گفتگوی چالشی، که او خیلی تهاجمی و با انگیزه در آن وارد شد، و به یک هرج و مرج بین المللی و تعدادی تهدیدات مرگ، مواجه گردید، که مجبور به خروج از زندگی در بین عموم مردم، شد. اما دو مرد هندو که در حمایت از سخنان او برخواسته بودند، به طرزی خشن سر بریده شدند. در روزهایی که به دنبال آن مسلمانان افراطی جمع شدند و شعار "جدایی سر از بدن" [12] را فریاد زدند، و از دولت هند خواستند که قانون کفر و توهین به مقدسات را از مجلس بگذراند. به نظر نمی رسد، که این برای آنان اتفاق افتاده، و نمی تواند کشور را بدین امرر راضی کنند.
همچنین در این زمینه مقاله "در اپزود نوپور شارما، مذهبی بودن بر انسانیت پیروز شد" را بخوانید.
آنها تنها کسانی نبودند که سانسور و ترور را در هم آمیختند. اوایل این ماه، در شهر بنگلور بودم تا در پنجمین سالگرد ترور دوستم خانم گوری لانکش [13] سخن بگویم، روزنامه نگاری که توسط متعصبین هندو درست در بیرون از منزلش به او شلیک شد که ترور این زن، در ارتباط با یک سری ترورهایی بود که با هم مرتبطند. دکتر نارندرا دابولکار [14] ، پزشکی مشهور، و متفکری منطقی که در سال 2013 کشته شد; دوستش، گویند پنسار [15] ، نویسنده و عضو حزب کمونیست هند که در فوریه 2015 به قتل رسید و استاد زبان کانادا (گویش ایالت کارناتاکا) ام.ام کابورگی [16] که در ماه آگوست همان سال به قتل رسید.
ترور البته شکلی از سانسور است که ما تجربه کرده ایم. در سال 2022، هند جایگاه 150 را بین 180 کشور جهان در خصوص شاخص های آزادی مطبوعاتی کسب کرد، حتی پایین تر از کشورهایی مانند پاکستان، سریلانکا و میانمار. ما نه تنها به وسیله دولت تحت نظر و کنترل بودیم، بلکه توسط جمعیتی که در خیابان ها توده وار فعالند، و شاخ های فعال در شبکه های اجتماعی، و به وسیله خود رسانه ها، همچنین.
در صدها کانال تلویزیونی که بیست و چهار ساعته برنامه پخش می کنند، که اغلب به آنها به عنوان "رادیو رواندا" [17] خطاب می کنیم، گویندگانِ طیف وسیعی از تلویزیون های خریداری شده ایی، که علیه مسلمانان (اقلیت هند) و "عناصر ضد ملی" (عنوانی برای اقلیت مسلمان)، برای دستگیری، اخراج و تنبیه آنان دعوت می کنند. آنها در آزادی و بی مسئولیتی مطلقی که به آنها اعطا شده است، زندگی و شخصیت بسیاری را ویران می کنند. هر روزه فعالین، شعرا، روشنفکران، حقوقدانان، دانشجویان دستگیر می شوند. همچنان که در ایالت کشمیر – دره ایی که از آن هیچ خبری به بیرون درز نمی کند – که به یک زندان بزرگ تبدیل شده است. که در آن عدد نظامیان (هندی) از اهالی آن بیشتر است.
هر گونه ارتباط کشمیری ها، خصوصی یا عمومی، حتی آهنگ نفس های آنها توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رصد می شود. در مدارس تحت نام آموختن عشق به مهاتما گاندی (رهبر قیام مردم هند علیه بریتانیا) سرودهای مذهبی هندوها را به دانش آموزان مسلمان یاد داده می شود. این روزها وقتی در مورد کشمیر فکر می کنم، به یاد اقدام برخی کشاورزان در نقاط جهان می افتم، که هندوانه های گرد را در جعبه های مکعب مربع پرورش می دهند، تا هندوانه گرد، به صورت مکعب عمل آید، تا بهتر بتوانند آن را نگهداری کنند. بنابر این به نظر می رسد که آنچه در دنیا روی هندوانه ها تجربه می شود، در دره کشمیر روی انسان ها آزمایش و تجربه می شود، در یک هدفگاه تفنگ ها.
در دشت های جغرافیایی پایین تر – در کمربند گاو – [18] در شمال هند، جمعیت های شمشیر بدست هندو، که توسط مردان خدا [19] ، هدایت می شوند، افرادی که توسط رسانه ها به دلایلی بعنوان "غیبگو" ها نامیده می شوند، و مردم هندو را آزادانه به نسل کشی مسلمانان و تجاوز به زنان آنان فرا می خوانند.
ما شاهد شکنجه و کشتار مسلمانان در روز روشن، و نسل کشی بیشتر از هزار مسلمان (منابع غیر دولتی این مقدار را تا دو هزار نفر هم ذکر کرده اند) در ایالت گجرات در سال 2002 و همچنین صدها نفر در شهر مظفرآباد ایالت اتارپرداش در سال 2013 بوده ایم، و جالب این که هر دو کشتار دسته جمعی مذکور، بلافاصله پیش از برگزاری یک انتخابات صورت گرفته است.
دیده ایم که مردی که تحت سروزیری او در ایالت گجرات این کشتار جمعی انجام شد، نارندرا مودی، موقعیت خود را تحکیم می کند تا به عنوان امپراتور قلب هندوها [20] ایستاده، و بالاترین کرسی رسمی کشور را اشغال کند. او هرگز نسبت به این جریان نه عذرخواهی و نه ابراز شرم کرد. دیده ایم که او سرمایه سیاسی خود از پوزخندها و بیانات خطرناک و ضد مسلمانان جمع می کند. دیده ایم که بالاترین دادگاه در کشور او را، قانونا و اخلاقا، به صورت مطلق از پاسخگویی مستثنی کرد، اظهارات تهوع آور کشورهایی که تحت عنوان دنیای آزاد از آنها یاد می شود را، هم دیده ایم که او را به عنوان یک رهبر دمکرات مورد تشویق قرار می دهند.
ماه گذشته، هند هفتاد و پنجمین سالگرد استقلال خود از بریتانیا را جشن گرفت. نارندرا مودی از تریبون بلند خود در قلعه سرخ [21] در دهلی، از رویاهای خود برای قدرت بخشی به زنان هند گفت. او با حرارت و مشت گره کرده، سخن می گفت. عمامه ایی نیز بر سر داشت که با رنگ های پرچم ملی پیچیده شده بود.
نخست وزیر نارندرا در حال دست تکان دادن به حاضرین
در خلال سخنرانی خود در هفتاد و پنجمین سالروز استقلال هند
در قلعه تاریخ سرخ در دهلی نو، 15 اگوست 2021
قدرتمند کردن زنان در جامعه ایی که بر اساس سیستم طبقاتی هندو شکل گرفته، جایی که برای قرن ها قدرت به مردان داده شده و این سیستم تجربه شده است! که مردانش معتقد به داشتن حقوق خاصی بر بدن زنان دالیت ها و ادیواسی [22] هستند، از این رو قدرتمند کردند زنان فقط موضوع مرتبط به سیاست نیست. این موضوع وابسته به اجتماعی شدن، و سیستم اعتقادی هم مرتبط است.
این روزها شاهد افزایش گراف جرم علیه زنان، در هند هستیم، و هند در جایگاه یکی از خطرناک ترین کشورها برای زنان قرار دارد. سورپرایز این روزها این است که ببینیم که چه موقع جرم کسانی که در حال حکمرانی هستند، علیه زنان آشکار خواهد شد. در چنین شرایطی، ما شاهد راهپیمایی هایی به نفع متجاوزین به عنف هستیم. در آخرین مورد از این موارد، یک دختر 19 ساله مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد، اما یک رهبر محلی هندو، پدر این دختر را به خاطر “پخش شیر خام به گربه های گرسنه” مورد شماتت قرار داد.
در همان زمانی که نارندرا مودی نخست وزیر حزب بی.جی.پی در حال سخنرانی روز استقلال خود بود، دولت ایالتی این حزب در گجرات، روز بزرگداشتی برای 11یازده مردی که برای تجاوز و قتل دختر 19 ساله مسلمان بلقیس بانو در سال 2002 برگزار کرده بودند، کسانی که قاتل او و 14 عضو دیگر خانواده این خانم بودند، که حکم حبس ابد دریافت داشته اند، و مقتول های این پرونده، شامل مادر این دختر، خواهرانش، برادران خردسالش، عمه ها و عمویش، دائی هایش، کودک یک ساله دائی اش، و صالحه، دختر سه ساله بلقیس، که سرش را با سنگ له کردند.
این جنایت وحشتناک یکی از جنایات متعدد از این دست بود که در خلال حرکت سال 2002 بر ضد اقلیت مسلمانان، در کشتار جمعی آن سال صورت گرفته، که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. در این نشستِ حزب بی.جی.پی، آنان خواهان آزادی چنین افرادی شدند، تعداد زیادی از اعضای این حزب در آن شرکت داشتند، از جمله یکی از نمایندگان مجلس از این حزب، که در سخنرانی ضبط شده اش که بعد بیرون آمد گفت که، از آنجا که برخی از این افراد از جامعه برهمن [23] با "فرهنگ بالا" [24] هستند، به نظر نمی رسد که در اساس و در کل مجرم باشند.
در پرونده های بازجویی شده توسط واحد مرکزی بررسی و تحلیل [25] همچنان که در یک مورد هم انجام شد، به لحاظ قانونی هر گونه عفو و یا تصمیم برای بخشش اینها، باید توسط دولت مرکزی صورت می پذیرفت، که البته اکنون این دولت تحت اختیار نارندرا مودی است. بنابراین باید گفت که اجازه عفو آنها داده شده است.
وقتی این مجرمین از زندان بیرون آمدند، بیرون از دیوارهای زندان از آنها به عنوان قهرمان، توسط افراد مرتبط با گروه های متعدد هندویی و مرتبط با حزب بی.جی.پی (این "گستردگی" و تنوع گروهی، قدرت حاشا و انکار آنها را بالا می برد) که با هم "سنگ پریوار" [26] را می سازند، که مجموعه یک خانواده سیاسی و... را تشکیل می دهند، مورد استقبال قرار گرفتند – بر گردن این مجرمین حلقه های گل انداختند، شیرینی پخش کردند، و به احترام، پای آنها را لمس کردند – در چند ماه آینده ایالت گجرات شاهد انتخابات خواهد بود.
در هند، اقدامات عجیب درست قبل از انتخابات آزاد و منصفانه ما اتفاق می افتد. این دوره زمانی قبل از انتخابات، خطرناک ترین دوره زمانی در هند است.
این مقاله را نیز بخوانید : ‘من برای آینده خود بیمناکم: شوهر بلقیس بانو، بعد از آزادی این 11 مجرم
همچنانکه متجاوزین جمعی به زنان و قاتلین به جایگاه خود به عنوان افراد مورد احترام در جامعه باز گشتند، خانم تستا استالواد [27] ، یک فعال سیاسی که سازمان او "شهروندان برای عدالت و صلح" [28] ، اعتراضی را با یک برج بلند از شواهد و قرائن، ناظر بر نقش حمایتی دولت ایالتی گجرات به صورت عمومی، و شخص نارندرا مودی به خصوص، در کشتار جمعی سال 2002 ارایه نمود، او دستگیر و متهم به سند سازی شد، شواهد از بین برده شد، و حزب بی.جی.پی تلاش کرد تا ظرف فرقه ایی را همچنان جوشان نگه دارد.
این شرایط کشوری است که ما در آن زندگی و کار می کنیم. و چیزهایی گفته شد که نباید گفته شود. در سخنرانی ها، همچنان که در هر جای دیگر، قانون به صورت انتخابی، بسته به طبقه، مذهب، جنسیت و کلاس اجتماعی فرد مجرم، که در مقابل آنها قرار می گیرد، جاری می شود، یک مسلمان (اقلیت) نمی تواند آنچه را که یک هندو می تواند بگوید، را ابراز کند. یک کشمیری چیزهایی که دیگران می توانند بگویند را نمی تواند بیان کند. ابراز همدردی، و صدا بلند کردن برای حقوق "دیگران" (Others) مهمتر از هر چیز دیگری است. اما چنین اقدامی تبدیل به یک فعالیت بسیار خطرناک شده است.
در هند، مثل دیگر کشورها، هویت به یک سلاح تبدیل گردیده است، که هویت تفکیک، و به اتم های ریز ریز در دسته های ریزتر تقسیم شده، و این خود به یک ماشین تنبیه تبدیل شده، که به شکار مرتدین و اهل الحاد، نسبت به قوانین شرعی خود اقدام می کند. حتی چنین هویت های کوچکی هم در بین خود، باز سلسله مراتب قدرتِ توسعه یافته دارند. الیت کپچر [29] در کتاب خود، فیلسوف اولوفمی او. تایوو [30] توضیح می دهد که چگونه افرادی، تبدیل به موجود با اهمیت و ارزشمند در میان گروه خود می شوند، افرادی که معمولا در کشورهای قوی، در شهرهای بزرگ، در دانشگاه های بزرگ هستند، افرادی با سرمایه اجتماعی بر روی شبکه اینترنت، که بعدها بنیادها، شرکت ها و رسانه ها، پلتفرم در اختیار آنان قرار می دهند، تا به نمایندگی از جامعه ایی که به آن تعلق دارند تصمیم بگیرند و یا سخن بگویند.
این یک پاسخ قابل فهم، به دردِ تاریخیِ تحقیر و احساس حقارت است. اما این یک پاسخ انقلابی نیست. جذب خرده نخبگان [31] تنها پاسخ لازم به جذب نخبگان درشت [32] نخواهد بود. همچنان که تحقیقات تجربی نشان داده است، وقتی ما یک فرهنگ ممنوعیت پراکن و سانسور کننده را اتخاذ می کنیم، در حقیقت، این انتخاب باعث عدم تناسب جامعه خواهد شد. تحقیقات اخیر توسط موسسه پن [33] از کتاب های ممنوع شده در مدارس امریکا نشان می دهد، که بخش اعظم متون کتاب های ممنوعه، شامل مطالبی است که به صورت روشن و آشکاری، روی موضوع جنیست و نژاد مطالبی نوشته و مانور زیادی داشته اند (از این لحاظ ممنوع شده اند).
مهر و موم کردن ها در جوامع، کاهش و صاف و صوف کردن هویت ها و تجمیع آن در سیلوها (یکدست سازی)، می تواند خطرناک و باعث توقف جریان همبستگی اجتماعی شود. – چیزی که بر عکس در هند، چنین روندی بوده و هست، و هدف غایی سیستم طبقاتی هندو است – تقسیم مردم در یک سلسله مراتب اجتماعی طبقات، در سیلوهای غیر قابل دسترسی به هم، که هیچ یک از اعضای جامعه نمی تواند درد دیگران را حس کنند، چراکه همه در یک درگیری و چالش دائم با هم قرار دارند. این شرایط مثل یک فرایند خودکار عمل می کند، ارتباط پیچیده ایی در مکانیسم حاکمیت/کنترل کننده که در آن، جامعه خود کنترل/ اداره کننده است، و در پروسه ایی قرار دارد که باید مطمئن بود، که هدف نهایی این ساختار، باقی ماندن و پابرجا ماندن این شرایط طبقاتی است. همه اعضای جامعه، به جز آنهایی که در بالاترین و پایین ترین طیف جامعه قرار می گیرند (و قسمت هایی از جامعه که به صورت نزدیک گرفتار شده اند) توسط دیگران در حال ظلم و ستم دیدن هستند، یا خود به عده ایی در حال ظلم و ستم کردن می باشند.
وقتی این ماز پر از تله برداشته شود، تقریبا هیچکس نمی تواند از امتحان خلوص و درستی، سربلند سر برآورد. در حقیقت، هیچ چیزی باقی نخواهد ماند، آنچه که در ادبیات فاخر خوب در نظر گرفته می شوند، نه شکسپیر مطمئن خواهد بود، نه تولستوی (تصور کنید که آیا او ذهن آن زن، که آنا کارنینا نامید، را درک خواهد کرد). نه داستایوفکسی، که زنان پیر را "عجوزه" می نامید. در استاندارد سازی او، من به عنوان یک عجوزه خواهم بود. اما من هنوز شبیه دیگر مردم، نوشته هایش را می خوانم، و این استاندارد سازی ها از زنان، در هر کتاب مقدس، در هر مذهبی هست، بدون این که به آزمایش و گردآوری و همایش در آمده باشند، و امتحان خود را پس داده باشند.
بر اساس آنچه در گفتمان عمومی مطرح است، به سرعت به سمت یک بن بست فکری و آکادمیک می رویم. همبستگی هرگز به صورت یک امر واقع و ذاتی نیست، چیزی است که باید به چالش کشیده شود، در خصوص آن بحث شود، پیشنهاد داده شود و تصحیح شود. با توقف این فرایند، ما بسیاری از موارد را به عنوان مواردی که باید علیه اش نبرد کرد، در خواهیم آورد.
اکنون می خواهم برگردم به زیر عنوان سخنم، "پرده برداری از جهانی که ما آن را می شناسیم". دوست دارم کمی در خصوص ملکه ها و تشییع جنازه ی آنان سخن بگویم. وقتی ملکه مرد برخی از روزنامه های بریتانیا از من خواستند تا قطعه ایی در خصوص این درگذشت بنویسم. من کمی بر این درخواست خیره شدم، شاید به این دلیل که من در انگلستان زندگی نکردم، ملکه الیزابت دوم، حتی در مرزهای ذهن من نیز موجود بود، بنابراین، گفتم البته که می نویسم، اما نه آن ملکه ایی که شما در موردش فکر می کنید.
ملکه ایی که من در موردش فکر می کردم، مادرم بود، که یک دبیرستان را بنیانگذاری و اداره کرد، و اوایل همین ماه درگذشت، خوب یا بد، منحصر به فردترین، تاثیر را روی زندگی من داشت. ما حریف سرسخت، در همان حال بهترین دوست با هم بودیم. او مانع و جلودار سرعتی بود که من از دوره جوانی خود را حول و حوش آن شکل داده بودم. اکنون او از پیش ما رفته است، اما او مرا نه با قلبی شکسته، بلکه با یک قلب محکم بر جای گذاشت، به نظر نمی رسد که ساخت و شکل فرد اولی، بیشتر از این، احساسی را ایجاد کند. من به این بحث پیوستم تا این سخنرانی را به سمت سیاستِ در پس این دو تشییع ببرم. یکی تشییع در سطح جهانی (ملکه)، و دیگری در یک شهر کوچک در جنوب هند. اما من مقابل این فریبندگی و اغواگری مقاومت خواهم کرد. شاید، اکنون زمانیست برای من، که اولین نکته ایی که نباید گفته شود را بگویم، چیزی که لااقل اکنون اینجا، و در لندن نباید گفت، اما من خواهم گفت.
نمی توانم اعتقادی به این نمایش پرشکوه و جلال داشته باشم که به صورت بی وقفه ایی برای روزها تلویزیون ها مناسک و تشریفات تشییع او را پوشش دادند، من مبهوت و میخکوب فرمانبرداری و تملق و احترام ارایه شده توسط آن مردم تاریک و عوام، که او آنان را در مستعمره های سابق خود داشت، که اکنون به عنوان مشترک المنافع شناخته می شوند، و هیچ اشتراکی در منافع وجود نداشته است. من افشرده و مچاله بودم. و این در یک جهت می دوید. ما در مستعمرات برای این سنت ها، برای این پوشش ها، برای این جواهرات، برای این ابزار و لباس های طلایی هزینه ها داده ایم.
چیزهای زیادی در خصوص مستعمرات و استعمار و سلسله های های پادشاهی که حاکمیت خود را در دوره بربریت تاریخ اعمال کردند، قابل گفتن است. چه کسی بهتر از استوارت هال (جامائیکایی)، تا از این شرایط، برای ما داستان ها بگوید؟ اما این شرایط چه بود - فقط قسمتی از این دیوار نوشته غمناکی که بر کاروان گذشته ثبت شده است؟ تاریخ دان مایک دیویس [34] برآورد می کند در یک چهارم پایانی قرن نوزدهم، بین 30 تا 60 میلیون از این مردم در جامعه مرد سالار مستعمره های هند، چین و برزیل از گرسنگی مردند، او آن را هولوکاست ویکتوریای بزرگ [35] می نامد.
چرا ما به کسانی که، ما را غارت کرده اند، عشق می ورزیم؟ این همان سیاست وابستگی است، و به همان میزان شخصیت وابسته، و البته سوال زمان ما.
همچنین این گزارش را در این خصوص بخوانید : ارتباط سخت جنوب آسیا با پادشاهی بریتانیا
عذرخواهی می کنم سخنانم به بیانیه ایی علیه استعمار تبدیل شد. من در این جایگاه و بر این هدف نیستم، اما نمی خواهم همچون اندیشمندانی از کشورم شمرده شوم، که علیه استعمار سخن می گویند، اما نسبت به مسایل ناجور و بد جاری در سرزمین خود سکوت کرده اند. برای مثال سیستم طبقاتی هندویی، یک سیستم ظالمانه از سلسله بندی اجتماعی، که در جهان شناخته می شود. تعدادی آن را به عنوان بروز استعمار یاد می کنند، که در آن زمان، در هند مستعمره، ساری و جاری بود، و حتی اکنون نیز استمرار دارد. سیستم طبقاتی موتور حرکت هند مدرن باقی مانده است.
این نکته قابل توجهی است که چه تعداد از نویسنده ها و اندیشمندان تلاش می کنند تا این سیستم را از جامعه هند پاک کنند. برای ندیدن چیزی که همواره جلوی چشم ماست، هر لحظه، هر روز، آنان باید ادبیات و یا سبک آکادمیکی را اتخاذ کنند که با دقت و حساسیت تمام فریبکاری یوگا سنا [36] را ببینند. همه این ها موضوع بسیاری از نوشته های من است، بنابر این می خواهم برگردم به ابهامات و درگیری های ذهنی ام در پیرامون تشییع ملکه. چه حقیقتی در آن بود؟ فردی کمک کند آن را بیرون کشیم، چرا که من نمی فهمم.
من نمی توانم این میزان مراسم تشییع برای یک اهل سلطنت 96 ساله در یک کشور جزیره ایی کوچک را درک کنم، که برای نگه داشتن قسمت های واقع شده در سرزمین خود، همچون اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی هم مشکل دارد (جدایی طلبی و استقلال طلبی ها). آیا این فقط یک بازگشت به نیایشی نوستالژیک، یا احضار ارواح بود، یا رجز یک شبح امپراتوری، که خورشید هرگز در سرزمینش غروب نمی کرد؟ یا این چیزی فرای این هاست، آیا این به گذشته مرتبط است، یا این که به آینده ارتباط می یابد؟ در زمانی که وضعیت جنگ در اوکراین هنوز روشن نشده، و جهان مدرن آنچنان که ما آنرا می شناسیم، در یک سو کنار هم آمده اند. آیا همه اینها در حقیقت اجرای یک پانتومیم واقعی است. یک خودنمایی، یک رژه و سان از دوستان و همپیمانان، برای یک نبرد، که هنوز به پایان نرسیده؟
این یک بخش باز مانده از نوشته باربارا تاچمن در کتاب [37] سلاح های آگوست [38] در خصوص رهبری جنگ جهانی اول است، که نوشت :
"نمایش تشییع در ماه می 1910 با شکوه و پر زرق و برق بود، زمانی که 9 پادشاه در تشییع ادوارد هفتم از انگلستان اسب های خود را می راندند، در حالی که جمعیت، در سکوت کامل منتظر، مشکی پوش و پر هیبت، نمی توانست نفس بریده بریده کارگزاران را باز گرداند. سرخ، آبی، سبز و بنفش، سه به سه پادشاهانه از درب های قصر بیرون می آمدند، با کلاه های آراسته، حاشیه لباس های طلایی، شال کمر های قرمز، و شال های طلاکاری شده، که در خورشید می درخشید. بعد از آنها هفت ملکه ... و پراکنشی از سفرای مخصوص از کشورهای غیر پادشاهی. در کنار هم هفتاد ملت را، در یک گردهم آیی شاهانه، و رده بالا که تاکنون در یک جا گردهم آمده بودند، و این آخرین از این نوع، تا این زمان بود، نمایندگی می کردند. ساعت بیگ بن، ساعت 9 را با زبان بی زبانی اعلام می کرد، که ملتزمین قصر را ترک کردند، اما بر روی ساعت تاریخ، این افول خورشید بود، و خورشید این جهان پیر، مرگ دنیایی از غرور را رقم می زد که دیگر هرگز دیده نخواهد شد".
سیاست استقبال از احتمال جنگ و مخاطره، در موضوع اوکراین، در حالی بازی است، و به نوعی مخلوط با صدایی از پروپاگاندا و تبلیغات توسط دو طرف ابراز می گردد. اما ساعت تاریخ، می تواند به خوبی به سمت افول سرعت گیرد. نقطه نظرات متفاوت از جنگ، نسبتا با سایه روشن، دیده می شود – برخی دیدن ها و ندیدن های نسبتا رادیکال – بسته به این که شما تصمیم بگیری خود را کجا قرار دهید. تعداد زیادی در جبهه چپ نمی توانند خود را در موقعیتی ببینند که از اشغال و تجاوز روسیه به اوکراین سخن بگویند. آنان بر این باورند که تقصیرهای اوکراینی ها علیه روسیه، نهایتا توسط امپریالیسم غرب کاشته و آماده شده است. قحطی دهه 1930 اوکراین، دوباره اتفاق نخواهد افتاد. آنان منکر این می شوند که میلیون ها اوکراینی – تاریخ نویس تیموتی سیندر [39] رقم آنها را 5 میلیون نفر برآورد کرد – در آن قحطی مردند. قحطی که تحت سیاست های جوزف استالین به اوکراینی ها تحمیل شد. آنها تجاوز روسیه به اوکراین را به عنوان یک جنگ دفاعی، در برابر تهدید موجود ناتو علیه خود می بینند. این یک نظر نادرست نیست. این که روسیه با یک تهدید جدی روبروست، غیر قابل انکار است. اما شلیدن این استدلال در این است که، جنگ دفاعی آنها، به یک جنگ تهاجمی در خاک اوکراین علیه مردم اوکراین تبدیل شده است.
وقتی جنگ جهانی به پایان رسید، غیر نظامی کردند و خلع السلاح اتمی باید آغاز می شد. در مقابل، ناتو به عکس عمل کرد. سلاح های بیشتری انبار کرد، جنگ های بیشتری را انجام داد، از سرزمین های متحدین خود سود جست، برای جنگ نیابتی برای هجوم به جلو، و چالش و جابجایی موشک و سربازان. اگر روسیه اقدامات نیابتی در اروپا و امریکا انجام داد، ناتو چه کاری می توانست انجام دهد، شک کمی در این خصوص وجود دارد که ما باید بیانات اخلاقی رسانه های غربی که در خلال پوشش اخبار، که درون خود را بیرون می ریزند را، ببینیم.
هیچ کدام از این ها ولادیمیر پوتین را انقلابی ضد امپریالیست و یا یک دمکرات از هر نوعش، نمی سازد. هیچ کدام از این دگروار کردن ها، حقیقت این که او معتقد به مواجهه با فاشیست، ضد یهودیت، ضد همجنس بازی، ایدئولوژی ملی گرای مسیحی ( که او آن نازی زدایی [40] می نامد) که توسط دو ایدئولوگ مورد علاقه اش الکساندر دوگین [41] و الکساندر پروخانوف [42] بیان شده است، را نمی پوشاند.
اعلام مواضع او در خصوص اوکراین، کریمه و بلاروس که سرزمین های غیر قابل جدایی از روس باستان [43] است، تئوری است که بر اساس افکار هزاره ایی مسیحیت توسط ولادیمیر [44] در کریمه در سال 988 بیان شد، که اکنون به صورت درستی با حقیقت تصادم می یابد.
اما ما باید بپرسیم، اگر این تصرف های تاریخی، از سوی پوتین، درست و مباح است، پس چرا همنوایی کمتری، در همین نوع استدلال حضور به وجود می آید، وقتی سخن از رفتار اسراییل با فلسطینیان و راه حل اسراییل پیش می آید، و آن ها سرزمین موعود باستانی [45] برای یهودیان را اعلام می کنند که به زبان مدرن به "دولت - ملت یهود" [46] ترجمه می شود.
یا در هند، موقعی که سازمان راشتریا سویامسواک سنگ (آر.اس.اس) [47] یک میلیشیای هندو ملیگرا، و هادی فرهنگی نخست وزیر، که نارندرا مودی یکی از اعضای آن است، اعلام "هند بزرگ" [48] می کند، یک سری تصویر سازی ها که هم شامل گذشته می شود و هم اهداف آینده را در خود دارد، که آینده هند باستان، که شامل پاکستان و بنگلادش نیز می شود، که باید اشغال شوند، و توسط هندوها حکمرانی شوند.
مردم عادی در اروپا، آماده رویارویی با زمستانی سخت هستند، که به زودی آنها را در بر خواهد گرفت، با گرمایش کمی که در اختیار دارند، در حالی که روسیه در پاسخ به تحریم های آنها تهدید به قطع گاز خود به اروپا کرده است، همچنان که جنگ اوکراینی ها با شدت و دلاوری، و در حالی که شانس مذاکره و رفع مشکل دور از دسترس است، در جریان است، ترس از گسترش جنگ هم دیده می شود. پوتین سخن از حرکت محدود [49] می کند، فراخوان سیصد هزار نیروی ذخیره توسط پوتین، هر معنی می تواند داشته باشد. شاید امریکا به اندازه کافی دور و البته به اندازه کافی امن باشد، اما تمام اروپا و روسیه و قسمت هایی از آسیا می تواند، تهدید جنگ را حس کنند، جنگی که در آن هیچ برنده ایی نمی تواند باشد.
آیا زمان آن نرسیده که همه بازگشت کنند؟ آیا زمان آن نرسیده است که گفتگو واقعی پیرامون رویارویی اتمی آغاز شود؟
همچنین این گزارش را بخوانید : روسیه و اوکراین : خطر قبول مخاطره رویارویی اتمی
دوستان خوب، روسیه در حال برنامه ریزی برای استفاده از منطق امریکا، برای رویکرد استفاده از سلاح هسته ایی است. در یک مقاله تحت عنوان اگر یک بمب اتمی نباید استفاده شود که در دسامبر 1946 توسط کارل ک. کاپشن [50] فیزیکدان و رئیس سابق دانشگاه ام.آی.تی [51] امریکا، نوشته و منتشر شد، او در این مقاله نوشت که "بمب اتمی که روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد، جان صدها هزار نفر را نجات داد – شاید چندین میلیون - زندگی ژاپنی و امریکایی؛ که بدون این بمب، جنگ باید ماه ها ادامه می داشت". منطق او این بود که ژاپنی ها، حتی شکست هم می خوردند، تسلیم نمی شدند و، اگر بمب روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته نمی شد، که صدها هزار نفر کشته شدند، ژاپنی ها تا آخرین نفرات می ایستادند و می جنگیدند تا کشته شوند. کاپشن از خود می پرسد: "آیا استفاده از بمب اتمی غیر انسانی است؟" سپس خود پاسخ می دهد "تمام جنگ ها غیر انسانی است". آیا این پاسخ و قوت قلب دادن به خود بود. این مقاله در نشریه آتلانتیک چاپ شده است. رئیس جمهور ترومن هم، این منطق را به کار برد.
سال ها بعد، ژنرال ویلیام وستمورلند [52] این منطق را در خلال جنگ ویتنام به کار برد و گفت : "شرقی ها به میزانی که غربی برای زندگی هزینه های گزاف کرده اند، سرمایه نگذاشتند. زندگی فراوان است. زندگی در شرق ارزان است". به بیان دیگر، ما به عنوان آسیایی ها برای زندگی مان ارزش قایل نیستیم، و بنابراین ما جهان سفیدپوست را مجبور می کنیم، تا بار سنگین نسل کشی ما را تحمل کنند.
و پس از ایشان، آقای روبرت مک نامارا [53] هستند، که یک سمبل موفقیت بودند، اول بعنوان برنامه ریز بمباران توکیو در سال 1946، که دویست هزار نفر را در حملات مختلف کشتند، و بعد به عنوان رئیس کمپانی فورد موتور، و بعد هم به عنوان وزیر خارجه امریکا در طول جنگ ویتنام که در آن سربازان امریکایی دستور یافتند که "هر جنبنده ایی را بکُشند" که در نتیجه آن سه میلیون ویتنامی جان خود را از دست دادند.
آخرین مشغولیت مک نامارا مراقبت از فقر جهانی بود که تحت ریاست بانک جهانی آن را دنبال کرد، در آخرین سال های عمر، در یک برنامه مستند توسط ارول موریس [54] که به نام ابر جنگ [55] او یک سوال دردناک پرسید : "در راستای خوب عمل کردن، چقدر باید شیطانی عمل کرد؟" [56]
همچنان که شما هم باید جمع کرده باشید، من یک کلسیونر از این جواهرات هستم. اجازه بدهید رئیس جمهور اوباما را که یک لیست کشتار را دارد، را از لیست نیندازم، و مادلین آلبرایت، که جو بایدن اخیرا او را به عنوان "یک نیرو برای خوبی، عشق و نجابت برای آزادی" تعبیر کرد. وقتی از او در خصوص نیم میلیون بچه های عراقی که به دلیل تحریم های اقتصادی امریکا مردند، پرسیدند، پاسخ داد "من فکر می کنم این یک انتخاب سخت است، اما هزینه ایی، که ما در موردش فکر می کنیم، هزینه ایی گران تر است".[57]
ما از کجا هدایت می شویم؟ حتی افرادی از ما، که مستقیما با مردم اوکراین علیه تجاوز روسیه علیه کشورشان ایستاده، نمی توانند کمکی کنند، اما در شگفتی از شدت و ضعف تن صدا و مدل پوشش رسانه های غربی از جنگ اوکراین، و دولتمران نفس بند آمده، که به پوشش تجاوز امریکا و ناتو به عراق و افغانستان، که در آن صدها هزار تن از مردم کشته شدند. در همین ژانویه، تونی بلر بعنوان آتشی مزاج ترین پراکننده اخبار بی اساس در خصوص سلاح های کشتار جمعی ناموجود در عراق، که همین اخبار تجاوز به عراق را توجیه می کرد، و بهترین متحد رئیس جمهور جورج بوش کوچک، در این تجاوز بود، به دریافت نشان گارتر که بالاترین نشان سلطنتی انگلستان و قدیمی ترین نشان شوالیه دلاور [58] از دست ملکه، مفتخر شد.
تماشای مراسم تشییع ملکه، در روزی دیگر، مرا نزدیک به مرحله شوک برد، وقتی در حال صرف نوشیدنی بودم که یکی از سر اسقف ها، شبیه کسانی که تنها وفادار به ثروت و قدرتند، در حضور همه گفت ملکه الیزابت دوم، به خاطر "یک عمر خدمت گذاری"، همواره دوست داشته، و در خاطر خواهند ماند. فرزند ملکه، شاه جدید انگلستان، مالک ثروت و موقعیت او خواهد بود. زندگی شاهانه اش، توسط ثروت خصوصی اش، که بیشتر از میلیاردها دلار است، تامین نخواهد شد، بلکه این خرج ها از محل اموال عمومی، به وسیله مردم بریتانیا تامین خواهد شد، که به گفته روزنامه گاردین، میلیون ها نفر از آنها (به دلیل گرانی انرژی و تورم) از یک وعده غذایی خود صرف نظر می کنند، تا چراغ منزل خود را روشن نگه دارند. فهم این خاکساری و عشق مرموز مردم بریتانیا به سیستم پادشاهی شان، شاید برای ما و دیگر مردم جهان سخت باشد. شاید این باید به خاطر احساس هویت ملی، و یا غرور ملی است که باید از اقتصاد عوام الناس برداشته شود، اما اجازه دهید تا من، این افراط عوامانه را برای یک ثانیه یا دو ثانیه انجام دهم.
تحلیل اخیر روزنامه فایننشیال تایمز، این مطلب را در خود داشت که تفاوت برابری درآمد در امریکا و انگلستان، خیلی زیاد است، اینجا در انگلستان می توان جامعه را به "جامعه فقیر، و برخی خیلی ثروتمند" کلاس بندی کرد. آنان شبیه ما، کشورهای جهان سومیِ [59] متکی به صادرات مواد اولیه [60]، سطح ثروت ثروتمندان شان، سر به آسمان کشیده، و سطح ثروت فقرای شان از سطح دریا هم پایین تر افتاده است.
مطالعه اکسفام [61] در سال 2022 بیان می دارد که ثروت 98 ثروتمند هندی، برابر است با دارایی 552 میلیون فقیرترین مردم این کشور. در پاسخ به این گستاخی آکسفام، در اعلام این آمار، دفتر اکسفام در هند توسط دپارتمان درآمد های مالیاتی هند مورد هجوم واقع شد، و شاید در آینده بسته شود. شبیه آنچه برای دفتر سازمان عفو بین الملل، و سازمان های دیگر از این دست، که از دولت مودی انتقاد کرده اند، و بسته شدند.
همچنین این مطلب را بخوانید : دفتر عفو بین الملل در هند بسته شد، انتقاد از انتقام دولت هند
اگر ثروت شاه چارلز سوم انلگستان را در نظر بگیریم، ممکن است در برابر گوتام ادانی [62] شاید انسان مفلسی به نظر آید. او سومین مرد ثروتمند جهان، صاحب شرکت تایکون در ایالت گجرات هند، و دوست نارندرا مودی نخست وزیر است. ثروت ادانی 137 میلیارد دلار برآورد می شود. این ثروت در طول دوره همه گیری کرونا بارها چند برابر شد.
در سال 2014 وقتی برای اولین بار نارندرا مودی بعنوان نخست وزیر هند انتخاب شد، مودی از احمدآباد، شهر محل سکونتش، به دهلی را با جت اختصاصی ادانی پرواز کرد، در حالی که این هواپیما با نام و لوگی ادانی مزین بود. در طول نه سال حاکمیت مودی بر هند، ثروت هشت میلیارد دلاری ادانی در سال 2014 (سال ابتدای حکومت مودی)، به مقدار فعلی آن افزایش یافته است، افزایشی برابر با 129 میلیارد دلار. من فقط این را می گویم، لطفا شما به عمق معنی آن نروید. ثروت ادانی از معدنکاری ذغالسنگ، مدیریت بنادر و فرودگاه ها بدست می آید. در آخرین حرکت، او درگیر بدست آوردن اکثریت سهام ان.دی.تی.وی [63] تنها کانال مهم تلویزیونی ملی شده است، که همین امر، باعث انتقاد از رژیم مودی گردیده است. بیشتر رسانه های دیگر هند قبلا خریداری و بهای آن پرداخته شده است.
شرکت هایی که رشته کوه ها را منفجر می کنند، جنگل ها را از درخت خالی می کنند، صخره ها دریایی را از مرجان ها پاک می کنند. همچنین همزمان میزبان کنفرانس های "سعادت و خوشبختی" [64] ، رویدادهای ورزشی، فستیوال های فیلم و ادبیات هستند. پلتفرم هایی برای نویسنده های قهار، فراهم می کنند تا حمله به آزادی بیان را، در طی آن محکوم کرده، و بیانیه های التزام به صلح، عدالت و حقوق بشر را بنویسند.
و چیزهایی که نمی شد گفت، تمام شد.
نظام سرمایه داری در آخرین حرکت بازی شطرنج خود قرار دارد، مهره های زیادی برای بازی ندارد. بد بختانه هر چه آنها غرق می شوند، این سیاره را نیز با خود به زیر می برند. بین ستیزه گران اتمی، و شرکت های معدن کاری، یک مسابقه به سمت انتها در جریان است.
در این میان، برای مشغولیت های آشکار، اجازه دهید تمام نبرد، پیرامون اینکه چه خدایانی باید پرستیده شوند، چه پرچم هایی باید تکان داده شود، چه سرود هایی باید خوانده شوند، ادامه یابد. در شرایطی که شما را با حس افسردگی و حزن ترک می کنم، اجازه دهید ایمیلی را برای شما بخوانم، که در پاسخ به یکی از شنوندگان این مجلس نوشتم، که مرا به نرمی مورد انتقاد قرار داد. برای ابراز طنین مثبت انگاری و امید، وقتی من از خاطره گوری لانکش گفتم : اگر شما هیچ امیدی نداشتید، اجازه دهید همه بنشینند و تسلیم شوند، برای ما میلیون ها دلیل عالی، برای این که منفی نگر باشیم وجود دارد. به همین دلیل است که من توصیه می کنم، ما باید امید را طلاق دهیم، امید باید دیوانه، غیر منطقی و غیر قابل دسترس باشد.
در هر خطی که نوشتم، هر کلمه ایی که گفتم، آنچه حقیقتا گفته شد، این است که، ما برابر صفر نیستیم، شما ما را شکست نداده اید.
برای میلیون ها در جهان، که پشت به دیوار داده و ایستاده اند، این گفتار در خصوص امید، و یاس و ناامیدی، لاکچری است. حتی اینجا، در بخش تحتانی بوی بخار ثروت، در شهر لندن، دیدار کننده یک احساس نگرانی و بیم را می بیند، ارتعاش عدم آرامش را می بیند، صدای ریز و سنگین شکایت را از زیر قدم های شما، وقتی که یک قطار به سمت سکو روی می آورد، می شنود.
هیچ کدام از اینها، موضوعیتی در حادثه جنگ اتمی نخواهند داشت. این به سادگی ما را به اتمام خواهد رساند، اکنون زمانی برای دو طرف است که عقب بنشینند، و باقی دنیا قدم پیش بگذارند. آخر الزمان، بندی برای دومین شانس در خود ندارد.
منبع : https://thewire.in/rights/arundhati-roy-stuart-hall-memorial-lecture
[1] - روی، آرونْداتی (۱۹۶۱)(Roy, Arundhati) نویسندۀ هندی. نخستین رمان او خدای چیزهای کوچک، برندۀ جایزۀ بوکر۱۹۹۷ شد. در بنگال بهدنیا آمد، فرزند زنی مسیحی اهل ایالت کرالا و پدری هندو از مردم بنگال بود. در کرالا بزرگ شد و در مدرسۀ معماری دهلی تحصیل کرد؛ فیلمنامههایی نیز نوشت، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (۱۹۸۸) و ماه برقی (۱۹۹۲). روی نخستین زن هندی برندۀ جایزۀ بوکر است، اما کتاب او بحثهایی را درپی داشت. این اثر موضوع محاکمهای در کرالا بود، که در آن نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاقی عمومی متهم میشود. در این اثر او به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود پرداخته است. روی در اوت ۱۹۹۹ سخنگوی معترضان محیطزیست بود که برضد برنامههای دولت در ساخت سد سرور، بخشی از طرح درۀ نارمادا، مبارزه میکردند. این طرح، که تولید برق و آبیاری را فراهم میکرد، سبب آوارهشدن ۳۰۰هزار نفر از مردمی بود که در درۀ رودِ نارمادا در هند غربی زندگی میکردند.
[2] - Arundhati Roy on Things that Can and Cannot Be Said: The Dismantling of the World as We Know It
[3] - استوارت هال (Stuart Hall ۱۹۳۲ –۲۰۱۴) جامعهشناس، نظریهپرداز فرهنگی و فعال سیاسی مارکسیست بریتانیایی با تبار جامائیکایی، که به همراه ریچارد هاگارت و ریموند ویلیامز، به عنوان یکی از چهرههای بنیانگذار مکتب فکری است که اکنون به عنوان مطالعات فرهنگی انگلستان یا مدرسه مطالعات فرهنگی بیرمنگام شناخته میشود.
[4] - John Cusack
[5] - Edward Snowden فاش کننده اسناد امریکایی در خصوص اقدامات آنها در دنیا
[6] - Daniel Ellsberg
[7] - The Satanic Verses کتاب مشهور سلمان رشدی که موجب شد حکم ارتداد وی صادر و مرگ او به جایزه گذاشته شود
[8] - Julian Assange یکی از افشا کنندگان اسرار
[9] - Clash of Civilisations نظریه ایی که توسط فوکویاما مطرح گردید و مقابل آن گفتگوی تمدن ها توسط سید محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران در سازمان ملل اعلام شد که مورد استقبال جهانیان قرار گرفت و آن سال به عنوان سال گفتگوی تمدن ها نام گرفت. تا فریاد صلح طلبی ایرانیان به گوش جهانیان برسد
[10] - Democracy versus Darkness
[11] - Nupur Sharma سخنگوی حزب بی.جی.پی که در پی سخنان خود در خصوص همسران پیامبر اسلام از سوی حزب اخراج گردید و فعالیت او به تعلیق درآمد
[12] - tan se sar juda” (separate the head from the body) متاسفانه در ادبیات مسلمانان تنها چیزی که در برابر مخالف به نظرشان می رسد بریدن سرش هست که این تصویری بسیار بد از مسلمانان در دنیا ترسیم کرده است.
[13] - Gauri Lankesh روزنامه نگار و فعال سیاسی اهل ایالت کارناتاکا در جنوب هند متولد 1962 که در سال 2017 ترور شد. در زمان ترور او فردی برجسته در انتقاد از گروه های راستگرای هندو بود که همین امر انگشت اتهام این ترور را به تروریست های وابسته به گروه های هندوی افراطی برد. او مخالف ملیگرایی هندوتوا بود که برای پاکسازی هند از اغیار فعال است.
[14]- Dr Narendra Dabholkar متولد 1945 نویسنده، فعال اجتماعی که در سال 2013 در شهر پونا ایالت مهاراشترا ترور شد.
[15] - Govind Pansare سیاستمدار چپگرای هندی متولد 1933، یکی بهترین نویسندگان به زبان مراتی، از حزب کمونیست هند، در سال 2015 توسط جوخه های ترور توسط دو موتور سوار از طریق شلیک گلوله کشته شد.
[16] - M.M. Kalburgi از نویسندگان زبان کانادا، زبان ایالت کارناتاکا متولد 1938 ،
[17] - رواندا به عنوان کشوری که در آن کشتار عظیمی در مسایل نژادی و فاشیستی انجام شد مشهور است
[18] - به واقع این منطقه به کمربند هندویی که زبان فرهنگ هندو و هندی دارند مشهور است که به واسطه تمرکز هندویسم افراطی روی فقه عدم مصرف گوشت گاو کشتار آنان در این رابطه که کسانی که این حکم شرعی هندویی را نقض می کنند را مورد شکنجه و کشتار قرار می دهند، از این منطقه به عمد کمربند گاو خطاب می کند.
[19] - منظور روحانیت هندوست که جمعیت توده هندو را علیه دیگر پنداشته شده و اقلیت ها همواره در سخنرانی های تند و آتشین خود تحریک می کنند. آنان هر جرم آشکاری حتی نسل کشی قسمتی از جامعه را از تریبون های مذهبی خود فریاد می زنند و سیستم قضایی و امنیتی هند با آنها کاری ندارد و تحت یک نوع آپارتاید و مصونیت هر حرفی را می زنند و هر کاری را انجام می دهند و کسی از آنها بازخواست نمی کند و جرات این را ندارد.
[20] - Hindu Hriday Samrat نارندرا مودی که اکنون در زمان سروزیری ایالت گجرات در سال 2002 موجب کشتار اقلیت مسلمان با حمایت اعضای دولت او گشت به قصاب گجرات مشهور بود، اما او اکنون به این عنوان در مقام نخست وزیری خطاب می شود. او از هندوهای افراطی است که نقش زیادی در به قدرت رسیدن حزب بی جی.پی در سال 2014 داشت،
[21] - بنایی تاریخی از دوره اسلامی در دهلی که مراسم بزرگداشت روز ملی هر ساله در مقابل آن برگزار می شود
[22] - Dalit and Adivasi پایین ترین طبقه در بین جامعه طبقاتی هندو که طبق شرع مذهب هندویی نجس انگاشته شده و ارتباط با آنها ناپاکی می آورد و کفاره دارد، زیرا آنها در وجود خود ناپاکی هایی ذاتی دارند که به شما در خلال این ارتباط منتقل می شود.
[23] - Brahmin جامعه روحانیت هندو، که بالاترین طبقه در بین طبقات باستان هندو قرار دارند.
[24] - good sanskar’ (good upbringing)
[25] - the Central Bureau of Investigation یکی از سازمان های امنیتی هند وابسته به حاکمیت مرکزی هند.
[26] - the ‘Sangh Parivar’ مجمعی از گروه های هندوی افراطی که حول فلسفه هندوتوا و ملیگرایی هندویی تجمع یافته و اکنون شاخه سیاسی این گروه ها حزب بی.جی.پی قدرت را در این کشور در دست دارد.
[27] - Teesta Setalvad متولد 1962، فعال حقوق بشری و روزنامه نگار هندی، که در جریان پیگیری حقوق اقلیت مسلمان اقدام به فعالت کرد و طعمه نفوذ هندوهای افراطی در سازمان های امنیتی و سیاسی هند شد و به خاطر اقدامات خود توسط سازمان های ضد تروریسم دستگیر و در سال 2022 زندانی شد.
[28] - Citizens for Justice and Peace
[29] - Elite Capture
[30] - the philosopher Olufemi O. Taiwo
[31] - Micro-Elite Capture
[32] - Macro-Elite Capture
[33] - PEN
[34] - Mike Davis
[35] - the Great Victorian Holocaust
[36] - yoga asana
[37] - Barbara Tuchman
[38] - The Guns of August
[39] - Timothy Snyder
[40] - de-Nazification
[41] - Alexander Dugin
[42]- Alexander Prokhanov
[43] - Ancient Rus
[44] - Volodymyr/Valdemar
[45] - the ancient Promised Land
[46] - the Nation-State of the Jewish people
[47] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)
[48] - Akhand Bharat یا Akhand Hindustan که مفهومی شامل کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، نپال، بوتان، سری لانکا، مالدیو و میانمار است که به عنوان یک ملت در نظر گرفته می شوند.
[49] - partial mobilisation
[50] - Karl K. Compton
[51] - MIT
[52] - William Westmoreland
[53] - Robert McNamara
[54] - Erroll Morris
[55] - he Fog of War
[56] - How much evil must we do in order to do good?
[57] - I think that is a very hard choice, but the price, we think, the price is worth it.
[58]- Order of the Garter
[59] - Third Worlders
[60] - Banana Republics
[61] - Oxfam
[62] - Gautam Adani
[63] - NDTV
[64] -‘happiness conferences
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
مسلمانان به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی در هند، یکی از مظلوم ترین، و در عین حال به وسیع ترین چالش برای اهل سیاست، در جناح ملیگرای هندو تبدیل شده اند، سازمان آر.اس.اس و حزب حاکم بی.جی.پی در هند، به عنوان سردمداران تفکر یکدست ساز، و تمامیت خواه مذهبی و فرهنگی هندو، که خواهان پاکسازی خاک و جامعه فرهنگی و مذهبی این کشور، از "اغیار" (Others) بوده، و یکی از این اغیار، هندی هایی هستند که در اثر هجوم مذاهب وارداتی به سرزمین هند (اسلام، مسیحیت، یهود و...)، بدین ادیان گرویدند، که باید آنان را به "خانه" اصیل فکری خود، یعنی هندویسم، و فرهنگ خاص آن، بازگرداند!
در این روند ملیگرایی فاشیستی فرهنگی و مذهبی، مبارزه آشکاری بین اکثریت هندوی متعصب حاکم، و اقلیت غیر برخوردار مسلمان در هند، ده ها سال است که در صحنه سیاسی این کشور ادامه دارد، مبارزه ایی که باعث ظلم و تعدی به جان، مال و ناموس این اقلیت و البته دیگر اقلیت های از این دست شده، و قوانین شدیدی بر آنان تحمیل، حقوق آنان تضییع، و قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی آنان مورد هجوم و تهدید و تحدید بی وقفه بوده، و هست،
در این روند، اما چند سالی است که موهان باگوات، حرکتی را برای نزدیکی به مسلمانان نیز آغاز کرده است، این حرکت ابهام برانگیز رئیس مخوف ترین سازمان فاشیستی زنده جهان، مورد مداقه اهل سیاست، و اجتماع در هند قرار گرفته، و چگونگی و اهداف آن را پیجویی کرده اند، مقاله زیر به ابعاد و اهداف این پدیده نوظهور، پرداخته و تا حدودی آن را روشن کرده است.
جویش BJP و RSS برای مسلمان قابل قبول
علی خان محمود آباد [1]
علاقه موهان باگوات [2] به این که چه کسی و چگونه تبدیل به یک "مسلمان قابل قبول" [3] می شود، گفتگوها را به این سمت می برد که آیا آر.اس.اس تغییر سیاست داده، یا اینکه، یک سیاست اتخاذ شده ناشی از شرایط زمانی است.
کارل لوگر [4] شهردار شهر وین بین سال های 1887 تا سال 1910 است، که به ساخت ساختمان ها مدرن در این شهر شناخته می شود. لوگرِ کاتولیک مذهب، در سخنرانی های سیاسی خود به روشنی از فراز های ضد یهودی سود می جست. اما ضدیت او با یهود، بومی، بی شیله پیله، منعطف بود، که در آلمان اینگونه ضدیت را gemütlich (راحت و در انواع قابل فهم) می گفتند. لذا این باغ پر تنوع، اغلب بعنوان وسیله ایی، باعث می شد که برغم این پیش داوری های سیاسی، حتی او را از داشتن دوستان یهودی هم باز ندارد. و وقتی در پیرامون این تفاوت اندیشه، و کردار مورد سوال واقع می شد، پاسخ لوگر این چنین بود که : "من تصمیم می گیرم که چه کسی یهودی است".
امروز جستجو برای یافتن "مسلمان قابل قبول" به یک گفتمان سیاسی، در سراسر دنیا تبدل شده است. چنین گفتمانی در چند سال گذشته، راهبرد احزاب مختلف سیاسی در هند نیز بوده و آنان را در این جهت به حرکت در آورده، و هدایت کرده است. از زمان روی کار آمدن در سال 2014، حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) [5] و نیای ایدئولوژیک آن سازمان راشتریا سویام سواک سنگ (RSS) فعال بوده اند تا از موضعی که تمام مسلمانان را بعنوان مرتد در بدنه سیاسی هند دیده می شدند، جدا شده، و به دیدگاهی برسند که انواع خاصی از مسلمانان به خاطر فرهنگ شان بیشتر "هندی" تصور شوند.
اتفاقا، این شیوه نگاه به انواع خاصی از مسلمانان، همچنین بعنوان سوژه، به هدف حملات سخنوران درون فرقه ایی، توسط دیگر مسلمانان، که این گونه مسلمانان خاص را بعنوان واجدان و حاملان لایه های فرهنگ هندویی می بینند، قرار می گیرند، که باید از جامعه اصیل اسلامی تصفیه شده، و به کیش درست و معتبر اسلامی بازگشت دهند. بنابراین، بازگشت به خانه [6] ، یا تغییر مذهب، و بازگشت به هندویسم خود در کنار این تفکر اسلامی مطرح است، شیعیان و صوفیه، به خصوص، سوژه های گلچین شده ایی در بین مسلمانان، به خاطر اعتقادات خاص خود، هستند که بیشتر قابلیت پذیرش در "هندی بودن" [7] را دارند.
علاوه بر آن، تقسیم بندی وجوه "طبقاتی" [8] مسلمانان، نیز اکنون به کار گرفته می شود، تا این گونه بیان شود که اکثریت قابل توجهی از مسلمانان از بازماندگان مردم بومی هند هستند که به اسلام تغییر مذهب داده اند، و به بیان دیگر، در حقیقت "هندی بودن" آنان توسط اعقاب آنان که هندو بوده اند، تداوم می یابد. این تغییر سیاست از آر.اس.اس از ستیز خصومت آشکار با مسلمانان، به ارتباط گزینشی با آنان از سوی افراط گرایان هندو، در اثر ارتباطات بین المللی از یک سو، و بایسته ها و ضروریات داخلی نشات می گیرد.
برای هشت سال گذشته، آر.اس.اس و بی.جی.پی به گسترش برنامه هایی اقدام کردند تا ارتباط با این جوامع اجتماعی و مذهبی را افزایش دهند. گروه آر.اس.اس قسمتی از تحرکات خود را از طریق سازمان های وابسته به خود دنبال کرد، از جمله گروه مسلم راشتریا مانچ (MRM) [9] گروهی که توسط رئیس سابق سازمان آر.اس.اس آقای کی.اس. سودارشان [10] با هدف تغییر و ترمیم چهره سازمان آر.اس.اس، که به صورت بنیادگرایانه یک تصویر خصومت آمیز و ستیزه جویانه با مسلمانان داشت، و با هدف نزدیکی بیشتر مسلمانان به هندوها بنیان نهاده شد. از آن زمان تاکنون، بی.جی.پی و آر.اس.اس سعی کرده اند که در مناسبت های مختلف، این پیام را بدهند که در حال فعالیتند، تا گفتگو با گروه خاصی از مسلمانان هند، را تشویق کنند، از جمله در این ارتباط می توان به برگزاری کنفرانس های بین المللی صوفی [11] اشاره کرد.
تازه ترین تلاشی که از سوی گروه آر.اس.اس انجام پذیرفت، سفر موهان باگوات رئیس سازمان آر.اس.اس به دهلی، و دیدار با عمر احمد الیاسی [12] ، در سالمرگ پدرش جمیل الیاسی [13] می باشد که به دلیل سفرش به اسراییل، و ملاقات با شیمون پرز [14] شهرت دارد. موهان باگوات در این دیدار از سوی کارگزار ارشد گروه آر.اس.اس و مسئول فعلی گروه MRM آقای ایندرش کومار [15] همراهی می شد.
وب سایت عمر الیاسی جوان، نشان می دهد که او وارث مباشر و ناظر بر سازمان ائمه جماعات تمام هند [16] است که "صدای مشروع نیم میلیون امام جماعات سراسر هند، که خود هدایت گر مذهبی و معنوی 210 میلیون مسلمان هندی هستند" را بر عهده دارد.
این دیدار خصوصی توسط روزنامه ها، به عنوان توسعه ارتباط آر.اس.اس با همه مسلمانان پوشش داده شد. دو روزنامه اصلی در عنوان مطالب خود نوشتند "رئیس آر.اس.اس برای توسعه ارتباط با مسلمانان با بدنه امامان ملاقات کرد" و "رئیس آر.اس.اس باگوات از مسجدی در دهلی دیدار کرد. ملاقات با رهبران مسلمانان" مقاله دوم اشاره به ملاقات های دیگر باگوات دارد که با رهبران اسلامی داشته است، که به این مطلب در ادامه بر خواهم گشت.
اکنون، خوانندگان هر دو روزنامه هندوستان تایمز [17] و تایمز آو ایندیا [18] (که دو مقاله فوق را زده اند) در بهت وا نهاده خواهند شد که چگونه در خصوص این سر تیترهای مطبوعاتی تفکر کنند، آیا این توسعه ارتباط با مسلمانان مبنایی و اصیل است، در حالی که به طور دائم مسلمانان به خاطر سو استفاده از آنان، مورد سرزنش واقع می شوند. اصولا، دیدار از یک مسجد و حوزه علمیه مسلمانان، و ملاقات با امامان مشهور مساجد، نور امید خوبی را در زمانی می درخشاند، که جامعه جهانی به طور فزاینده ایی، عدم تحمل مذهبی را در هند، مورد سرزنش قرار داده است.
گرچه شاید همزمانی ملاقات با الیاسی و انتشار اخبار گفتگو با رهبران مسلمان توسط رئیس آر.اس.اس، با حمله به رهبران گروه جبهه پاپولار فرانت آو ایندیا [19] که در سطح کل هند انجام گرفت، همزمانی معنی داری نداشته باشند. اهمیت آن در این است که ملاقات با بزرگان اسلامی در حقیقیت یک ماه قبل از آن صورت گرفت.
ملاقات با چهار تن از مسلمانان ارشد – اس. وای . قریشی [20]، نجیب جانگ [21]، ضمیرالدین شاه [22]، سعید شروانی [23] و شاهد صدیقی [24] - به یک موضوع بحث برانگیز و نگران کننده تبدیل شد. آقای قریشی به صورت متفاوتی این پنج نفر را بعنوان یک گروه "ناهمگن" [25]، و وابسته به گروه بازنشستگان مسلمان ارزیابی کرد.
همچنین مقاله "چه خبر از دیدار موهان باگوات از حوزه علمیه به ما از آر.اس.اس بگویید" را بخوانید
یک کمیسر سابق انتخابات؛ یک ژنرال سابق، فرماندار ایالتی، معاون رئیس دانشگاه ملی اسلامی؛ یک ژنرال بازنشسته و معاون رئیس دانشگاه اسلامی علیگره؛ یک تاجر معروف؛ یک سیاستمدار و ستون نویس و ادیتور مطبوعاتی، به سختی می توانند به عنوان یک گروه ناهمگن تعریف شوند. جزئیات این ملاقات ها در ابهام ماند تا این که آقایان قریشی و جانگ در یک شو تلویزیونی توسط کاران تاپار [26] در رسانه وایر [27] حارضر شدند ، و بدنبال آن برای روزنامه ایندین اکسپرس [28] سرمقاله ایی در این رابطه نوشته شد.
اینجا، مطلب مهمی که در ارتباط با این توسعه ارتباط سازمان آر.اس.اس با مسلمانان باید عنوان داشت، این که این فرایند از قبل آغاز گردیده بود، مهمترین فراز این این حرکت بر می گردد به ملاقات موهان باگوات با مولانا ارشد مدنی رئیس جمعیت العلمای هند [29] و از اعضای اصلی جامعه رهبری مسلمانان هند است. بنابراین، سال های بعد از این دیدار را، با دو روند می توان تشخیص داد.
روند اول آنچه که هلال احمد از آن تحت عنوان مشروطه گرایی هندوتوا [30] یاد می کند. به بیان دیگر، بی.جی.پی و آر.اس.اس در حال قانون گذاری هندوتوا در جامعه هستند، تا مشترکا هم از جهتی از این ساختار بهره جسته، و هم از جهتی آن را جایگزین کنند.
بنابراین، از زمان آخرین ملاقات باگوات با جانگ در سال 2019 حکم قضایی مسجد بابری صادر شد، قانون اعطای شهروندی هند [31] تصویب شد و قانون ثبت ثبت ملی شهروندان [32] ابلاغ گردید. و البته، برداشتن ماده 370 قانون اساسی، اعمال قانون جلوگیری از اقدامات غیر قانونی [33] و همچنین قانون سه طلاقه [34] که در اواخر تابستان تصویب شد.
و آخرین اقدام در این ردیف اقدامات، بحث برانگیز حق پوشش حجاب، بحث اختلافات در خصوص مسجد گیانواپی [35]و همچنین بحث اعمال قوانین یکسان مدنی [36] در برخی از ایالت های هند، همه نشان از این دارد که چگونه قوانین هندوتوا موجودیت خود را در جامعه یافته اند.
روند دوم که جاریست اینکه، دیگ اختلافات فرقه ایی همچنان توسط سیاستمداران حزب بی.جی.پی در سطح محلات، ایالات و مرکز جوشان نگه داشته می شود، چرا که بهره های انتخاباتی فراوانی از این جهت نصیب این حزب شود. لذا طبق همین سیاست و روند است که در دو سال گذشته شاهد فراخوان آنان بر بایکوت اقتصادی – اجتماعی مسلمانان و همچنینفراخوان آشکار آنان برای تجاوز و نسل کشی مسلمان بوده ایم. به صورت روشن باید گفت که، گرچه ارتباطاتی در سطوح بالا بین آر.اس.اس و بزرگان مسلمان وجود دارد، اما اعضای بی.جی.پی همچنان این خط انتخاباتی خود را ادامه می دهند تا از تحرکات ضد مسلمین، برای بهره برداری سیاسی انتخاباتی خود سود جویند.
هیات پنج نفره مسلمان حقایقی از جمله اینکه مسلمانان جهادی و پاکستانی نامیده می شوند را عنوان داشت، اما باگوات سوگنامه خود را متقابلا بیان داشت، که جمعیت مسلمانان به سرعت در هند در حال افزایش است، مسلمانان به احساسات هندو ها در خصوص تقدس گاو توجهی ندارند، و از کلمه کافر برای هندوها سود می جویند. این سخنان نشانگر آن است که قدرتمندان خود و جامعه متعلق به خود را قربانی اقدامات مسلمانان دانسته، و در عین حال از موضع روشن قدرت سخن می گویند.
مهمتر از آن، هیچکدام از موضوعات اساسی مطرح در بین جامعه مسلمانان شامل مهمترین آنها یعنی اعمال قوانین یکسان مدنی (UCC) و قانون اعطای شهروندی هند (CAA) در ملاقات و گفتگو با باگوات از سوی رهبران مسلمان مذکور مطرح نشده است، هر چند او سخن از نفوذ کم خود در صحنه سیاسی و عمل گفته است (به مصاحبه تاپار توجه کنید). در حقیقت، از سرفصل سخنان آقای قریشی به نظر می رسد که وی به این اعتقاد رسیده است که به رغم این حقیقت که قانون اساسی و ساختار همراه آن از سوی آر.اس.اس سو استفاده می شود تا جمهوری هندو [37] را شکل دهند، اما سخنان باگوات نشان از "تقدس قانون اساسی" [38]هند در نزد او داشت.
در چنین اتمسفری، این مهم است که به خاطر آورد که بی.جی.پی و آر.اس.اس در جستجوی ساخت دیدگاه مورد نظر خود در بین جامعه مدنی مسلمانان هستند، کسانی را می خواهند که بیانگر سخن آنان باشند. یک سازمان تحت عنوان "مسلمانان هند برای توسعه و اصلاح" (IMPAR) [39] هم اکنون در حال انجام مقدمات این حرکت است، و اخیرا اعضای هیات هایی از آنان در نشست های مختلف شرکت می کنند.
همچنان که دیده شده، یکی از بنیانگذاران IMPAR یکی از بنیانگذاران حزب صلح [40] در ایالت اتارپرادش است که از نزدیکان اهالی قدرتمند در حزب بی.جی.پی می باشد. اتفاقا این گروه اقدامات قابل توجهی در صحنه ایالت داشته، اما اعتبار آینده آنان، وابسته به این است که آیا به عنوان یک حرکت نیابتی و وابسته دیده شوند، یا خیر. در بیانیه مطبوعاتی دیدار باگوات، از این حرکت استقبال شده، و در عین حال از نخست وزیر خواسته شده است که فعالیت نیروهای فرقه گرا را کنترل کند. به بیان دیگر، افراد و سازمان هایی که با قدرت در ارتباط هستند، نیازمند این هستند که برچسب بدنام کننده ایی که به این گونه مسلمانان اطلاق می شود، که میخ کج حزب کنگره، و یا مسلمانان حکومتی [41] نامیده شوند، دور باشند.
سخنان باگوات در این نشست - و به دنبال آن در شیلونگ – که تمام هندی ها هندو هستند بازتابی از همان سخن لوگر است که در وین برای یهودیان عنوان داشت. هیات از بیان این عنوان مقاومت داشت، و به جای آن از واژه مجاور و نزدیک آن یعنی بهاراتیا مسلم [42] سود جست.
اینکه که چه کسی و چه چیزی، به در اندیشه باگوات بعنوان مسلمان قابل قبول مد نظر است و آیا آر.اس.اس سیاست خود را تغییر داده، یا این که به مقتضای زمان چنین رویکردی را اتخاذ کرده است مشخص نیست.
[1] - نویسنده مقاله The BJP-RSS's Quest for the 'Acceptable Muslim' آقای علیخان محمود آباد (Ali Khan Mahmudabad ) از اساتید دانشگاه آشوکا، و نویسنده مقالات مطبوعاتی به زبان های اردو و انگلیسی هستند، ایشان نویسنده کتاب ( Poetry of Belonging: Muslim Imaginings of India 1850-1950 (OUP)) و از اعضای حزب سماج وادی (Samajwadi) با آدرس توئیتری (@mahmudabad).
[2] - Mohan Bhagwat رهبر کنونی سازمان وسیع و قدرتمند آر.اس.اس که در واقع پایه و ایدئولوگ هندوئیسم افراطی و تفکر هندوتوا است که خواهان هند بعنوان سرزمینی پاک و خالص برای هندوئیسم و هندوهاست و لذا در صدد پاکسازی و تضمین چنین سرزمین برای هندوها می باشد.
[3] - acceptable Muslim
[4] - Karl Lueger
[5] - بهاراتیا جاناتا یا حزب مردم هند که در واقع شاخه سیاسی هندوئیسم افراطی هند می باشد و در مقابل حزب کنگره و احزاب سکولار قرار می گیرد که خواهان کثرتگرایی، دمکراسی، سوسیالیسم و رواداری مذهبی و زبانی و نژادی در کشورند، قرار می گیرد.
[6] - ghar-wapsi کلمه ایی هندی به معنی بازگشت به خانه، که حکایت بازگشت هندی هایی است که توسط ادیان خارج از فرهنگ هندی مثل اسلام و مسیحیت از ادیان هندی جدا شده و به این ادیان پیوسته اند که باید به دین باستان خود باز گردند.
[7] - Hinduness یا هندو بودن واژه ایی که در تفکر هندوتوا مطرح است که معتقد است هند سرزمین پاک هندوهاست و باید مهاجمان به این فرهنگ و دین از جمله مسلمانان و... به دین و آبا و اجدادی و فرهنگ اصیل هندی بازگشت کنند. ملیگرایی هندویی که توسط حزب بی.جی.پی و سازمان آر.اس.اس دنبال می شود.
[8] - caste سیسم کاستی یا طبقاتی هندویی باستان که از بالاترین طبقه یعنی برهمن ها و ساختار روحانی مذهبی آغاز می شود و تا دون پایه ترین طبقات یعنی نجس ها (دالیت ها و...)که نحس و نجس بوده و باید از آنان دوری کرد، ادامه می یابد این سیستم طبقاتی که اکنون طبق قانون اساسی هند ممنوع است در حال بازیابی خود در تفکر هندویسم افراطی می باشد.
[9] - the Muslim Rashtriya Manch (MRM). گروهی ساخته و پرداخته گروه آر.اس.اس که سیاست ارتباطی این سازمان را در ارتباط گیری با برخی مسلمانان دنبال می کند.
[10] - K.S. Sudarshan
[11] - international Sufi conferences
[12] - Umer Ahmed Ilyasi پدرش جمیل الیاسی چهره و تفکری متفاوت از دیگر روحانیت هند داشت و لذا به رغم نظر بسیاری از مسلمان هند، معتقد به نوعی مدارا بود و به تنش زدایی معتقد بود لذا به اسراییل هم سفر کرد و با سران این کشور دیدار کرد که واکنش هایی در جامعه مسلمان هند برانگیخت
[13] - Jameel Ilyasi
[14] - Shimon Peres رئیس جمهور اسبق اسراییل
[15] - Indresh Kumar
[16] - All India Imam Organisation در هند گروه های زیادی هستند که نام های بزرگی دارند ولی در افراد شمولیت یافته در این گروه ها بسیار اندک است اگرچه این سازمان از تمام ائمه جماعات هند سخن گفته می شود، ولی افراد تحت سیطره و طرفدار این گروه بسیار اندکند
[17] - Hindustan Times
[18] - Times of India
[19] - Popular Front of India (PFI) گروهی واکنشی به اقدامات شبهه میلیشایی و نظامی گروه های تحت کنترل هندوتوا است که از سوی دولت هند ممنوع اعلام شده است رهبران این گروه عبارتند از اوما عبدالاسلام، ای.ام عبدالرحیم، انیس احمد می توان اشاره کرد. http://www.popularfrontindia.org/ ارگان این گروه می باشد.
[20] - S.Y. Quraishi
[21] - Najeeb Jung
[22] - Zameeruddin Shah
[23] - Saeed Shervani
[24] - Shahid Siddiqui
[25] - motley
[26] - Karan Thapar
[27] - The Wire
[28] - Indian Express
[29] - Jamiat Ulama-e Hind از گروه های مهم اسلامی که دارای حوزه علمیه بزرگی در شمال هند است و در بحث های سیاسی نیز مرجعیت دارند.
[30] - Hindutva constitutionalism فلسفه هندوتوا بر ملیگرایی هندویی استوار است که از سوی رهبران پایه گذار گروه RSS مورد تاکید قرار دارد این فلسفه بر هند به عنوان سرزمین هندوها، و تقدس آن تاکید دارد و خواهان پاکسازی آن از اغیار می باشد، آنان نازیسم در اروپا و صهیونیسم در آسیا را مصداق پیروی برای این بینش دیده و نزدیکی های فکری و عملی با آنان احساس می کنند.
[31] - the Citizenship Amendment Bill قانونی که به درگیری های بسیار در بیش از یک سال گذشته در هند انجامید و مسلمانان زیادی به این قانون اعتراض کردند، که در این قانون حزب بی.جی.پی از دادن شهروندی به تمام افرادی که از کشورهای همسایه به هند مهاجرت کرده اند تن داد، مگر کسانی که مسلمان هستند و به این ترتیب دادن شهروندی به مسلمانان ممنوع گردد.
[32] - National Register of Citizens در این قانون نیز بحث های مذهبی لحاظ شد و به ضرر مسلمانان این قانون رقم زده شد.
[33] - Unlawful Activities (Prevention) Act قانونی که به مقامات امنیتی و پلیس هند امکان می دهد تا به دستگیری و زندانی کردن افراد بدون طی تشریفات قضایی اقدام کنند و این نیز به ضرر و مورد سو استفاده مقامات امنیتی و پلیس برای تهدید و تحدید مسلمانان و اقلیت ها منجر شد
[34] - Triple Talaq bill گرچه قوانین حاکم بر اقلیت مسلمان در هند از سوی سازوکار قانونی تحت عنوان all India Muslim personal law board تنظیم می شود ولی دولت هند قانون سه طلاقه کردن زنان را ضد انسانی دانسته ودر این مورد دخالت کرده است.
[35] - Gyanvapi mosque نام مسجدی در هند که اخیرا هندوها در خصوص آن ادعا کرده و مثل مسجد بابری در حال اقدامند تا آن را نیز از آن خود کنند.
[36] - Uniform Civil Code هندوهای افراطی معتقدند که سازوکار قانونی حاکم بر احکام مدنی خاص اقلیت ها نباید وجود داشته باشد و باید همه برابر قانون مساوی باشند لذا به جای سازوکارهایی مثل all India Muslim personal law board و... که قوانین خاص برای اقلیت ها تعیین می کنند خواهان تسری قوانین کلی هند بر تمام جوامع داشته و لذا قانون یکسان مدنی برای همه را تجویز می کنند.
[37] - Hindu Rashtra جمهوری هندو در مقابل دیگر هم نام های آن در دنیای معاصر از جمله جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و.... به عنوان یک هدف برای راستگرایان هندو مد نظر است.
[38] -"Constitution was sacrosanct" قانون اساسی هند یک قانون سکولار، پلورال، سوسیال دمکرات است که در بخش سکولار و تکثرگرای آن در تناقض با ایده آر.اس. اس است و اقداماتی برای تغییرات در قانون اساسی انجام داده است که از جمله آن همین بحث قانون یکسان مدنی برای تمام هندی هاست و...
[39]- Indian Muslims for Progress and Reform (IMPAR)
[40] - Peace Party
[41] - sarkari (official) Muslims روحانی حکومتی اشاره به دست نشانده بودن و... دارد
[42] - ‘Bhartiya Muslim’ هندوهای افراطی کلمه هند را یک واژه نادرست برای کشور خود تلقی کرده و از واژه بهارات به جای آن استفاده می کنند.
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
چه خون ها، ویرانی ها، اختلافات، درگیری هایی که هرگز لازم نبود، رخ دهند، اگر انسان ها به اعتقادات دیگران احترام می گزاردند، و خود را حق مطلق نمی انگاشتند، و تنها حق را با خود قرین و همراه نمی دانستند، و در صورت احساس توهین، جسارت و یا نقد و مخالفت با اعتقاد خود، صبر و متانت پیشه کرده، با این امر، برخوردی خارج از روند احساسی، و بلکه با لحاظ منطق، انسانیت و... می داشتند، خود را وکیل مدافع حق و حقوق خداوند و یا خدایان نمی دانستند، و استیفای این حق را به صاحب حق، و خود خداوند می سپردند، در آن شرایط بود که جامعه انسانی امن تر، و مناسب تر برای زندگی خلق الله بود، و بسیاری از گرفتاری های کنونی بشر، در این دنیای بی رحم کنونی، هرگز شاید اتفاق نمی افتاد و اکنون نبود.
وقتی یک جوان پرشور و به انگیزش در آمده ی "مسلمان"، به خود این اجازه را می دهد، که در قلب دنیای متکثر، سکولار، و بهشت فعالیت رسانه های جور واجور اجتماعی، و البته با اکثریت قاطع ساکنان مسیحی، یعنی در نیویورک، و در یک نشست ادبی، مقابل چشم بسیاری از اصحاب ادب و فرهنگ، که گرد هم آمده اند، تا از ادب، ادبیات و قلم بشنوند، چاقوی خود را از غلاف بیرون می کشد، و نویسنده مشهور مسلمان زاده و هندی تبار، اهل انگستان را، آن هم در امریکا، به خاطر آنچه که او (خوب یا بد) نگاشته، به قصد کُشت، با چاقو مورد حمله و جراحت قرار می دهد، از سرهای داغ دیگر این چنینی، که در دیگ جوشان اعتقادات افراطی مذهبی هندوها، در هند غلیان داده، و جوشانده و برانگیخته می شوند، تا غیرت دینی بالایی از خود نشان داده، از حد و حدود مقدسات دینی و اعتقادی و خدایان پر تعداد خود دفاع کنند و... چه انتظاری غیر از این می توان داشت، که کرده و می کنند؟!!
چگونه می توان انتظار داشت که جمعیت هندوی متعصب به جوشش در آورده شده، که هر روزه خطر اقلیت مسلمان و...، توسط روحانیون هندو، به آنان گوشزد می شود، و احساسات آنان علیه خطر مسلمانان و اعتقادات شان به غلیان در می آید، که "آی! بشتابید، که به خدا، مقدسات، سرزمین و فرهنگ تان جسارت و حمله می کنند و..."، انتظار داشت که با افراد اقلیت مسلمانِ بی دفاع در بین خود، از راه مدارا و رحم و شفقت برخورد کنند،
از این سو نیز، وقتی فعالین در جامعه اسلامی نیز مدارا و تسامح و تساهل خود را در جامعه ایی که خود در اکثریت هستند، با دگر اندیشان و دگر باشان به کناری نهاده، با افرادی از این دست، در بین خود، و حتی در سرزمین دیگران، این چنین برخورد می کنند، در چنین شرایطی چرا آن جوانان هندو که در اکثریت جمعیتی خود، احساس قدرت، غرور و غیرت دینی (چون ما و بلکه بیشتر) می کند، باید به منزل و زندگی مسلمانی که در اقلیت قرار دارد، و متهم به حمله به مقدسات و خدایان اوست، با دیده ترحم و احترام نگاه کند، حد و حدود آنان را نگه داشته، در حالی که متهم به حمله به اعتقادات بهتر از جان او! هستند؟!!
بله این دور باطلی از نزاع و اختلاف خشونتبار مذهبی است که اگر همه گیرتر و عمومی تر شود، همه از آن متضرر می شوند، قربانی و قربان کننده، هر دو بازنده این صحنه جرم و جنایت خواهند بود. وقتی تجربه زندگی مسالمت آمیز، و آکنده از تحمل، مدارا، تسامح و تساهل و...، در اجتماع بشری، که از سوی بزرگان ادب و اخلاق، تاکید و اهمیت آن گوشزد شده است، از سوی معتقدین مدعی به ادیان، نادیده گرفته می شود، به مفاد بندهای حقوق بشر، و حد و حدود آزادی بیان، تحمل اهل مذاهب و تفکرات متنوع دیگران، وقعی نمی نهیم، و در کنار آن تقویت اخلاق انسانی نیز صورت نمی گیرد، تا برای رعایت حقوق دیگران، و تمکین به حق و حقوق شهروندی خلق الله، و از جمله حق مخالف و موافق، اعتقادی نباشد، و آن را مقدس نشماریم، و...، اینجاست که این نابهنجاری ها، خود را در جامعه بشری نشان می دهد، و گرد تاثر و غم را، از بی کسی ها، بی رحمی ها، بی دفاع مانده ها و... بر چهره هر انسانی، از این مظلومیت های می نشاند.
حال به یک خبر دردناک از جامع با اکثریت هندو بشنویم، که شنیدنش، برای هر انسان آزاده ایی، سخت و ناگوار است، اما برای افراد بر ساحل امن نشسته، و در اکثریت، که برای هر مخالف فکری و عملی خود "هل من مبارز" می طلبند، و رجز مبارزه خونین و خشونت بار می خوانند، شاید مفید باشد، تا کمی بر آتش افراط خود آب اخلاق، مدارا، مصلحت، تسامح و تساهل دینی، انسانیت و... بپاشند :
مادیاپرادش:
فعالین هندوتوا، به خاطر یک پست فیس بوکی، به منزل پست نویس و خویشاوندانش حمله،
و آن را ویران و اموال شان را به تاراج و غارت بردند
خواسته مردانی برای حمله به این محل مسکونی، موقعی بالا گرفت، که او متهم به نوشتن یک پست فیس بوکی علیه یکی از شخصیت های مقدس هندوها گردید، وقتی تجمع این مردم در مقابل پاسگاه پلیس، با عدم اعتنای پلیس مواجه شد، جمعیت عصبانی خودسرانه حکم را داده، و خود آنرا همان زمان اجرا کردند، و به محل سکونت آنان حمله کردند، و آن را غارت و ویران کردند.
11 ساعت قبل
بوپال [1] : نزدیک به صد مرد، متعلق به گروه های هندوتوا، [2] روز چهارشنبه 16 اگوست 2022 (26 مرداد ماه 1401)، به سه واحد مسکونی متعلق به سه خانواده مسلمان در ایالت مادیا پرادش حمله کرده، ضمن غارت و چپاول دارایی آنان، این منازل را ویران کردند، این اقدام موقعی صورت گرفت که یکی از اقوام آنان، متهم به نوشتن پست فیس بوکی، و حمله و توهین به یکی از الهه های مقدس هندوها گردید.
این پست فیس بوکی توسط بیت الغدیر [3] نوشته شد که در همان روز توسط پلیس دستگیر گردید، این واقعه، به طرز عجیبی، فضای شهر دانپوری [4] و بخش شهدول [5] را در ایالت مادیاپرادش متشنج کرده است.
این افراد (حمله کنندگان) آموخته اند که، در صورت عدم اقدام مقتضی و مناسب مقامات شهری و کشوری، وظیفه خود را به موقع انجام داده و برای ویرانی [6] منزل غدیر، بعد از دستگیری اش، خود راسا اقدام کنند. این اعتراض در میدان اصلی شهر شکل گرفت و همانجا، فراخوان جمعیت برای ویرانی منزل غدیر، اعلام، و جمعیت برای به انجام رساندش به حرکت در آمدند.
جمعیتی بیشتر از 90 نفر از افراد وابسته به راستگرایان افراطی مذهبی هندو، که به خاطر سخنانی که از سوی غدیر علیه یکی از خدایان مقدس هندو در فیس بوک در تاریخ 16 اگوست منتشر شد، به منزل او، و دو تن از خویشاوندانش، که در مجاورت منزلش ساخته شده بودند،حمله کرده، اموال این سه خانه را به غارت و چپاول برده، و آنان را ویران کردند. این اقدام وقتی صورت گرفت که مسئولین منطقه شهدول، بعد از دستگیری غدیر، از انجام درخواست دیگر معترضین مبنی بر ویرانی منزلش، خودداری ورزیده، و به این درخواست معترضین توجهی نکردند.
بر حسب گزارش پلیس، غدیر ساکن بخش قدیم شهر دنپوری، در صبح چهارشنبه 16 آگوست 2022 یک پست ستیزه جویانه علیه یکی از الهه های هندو، در فیس بوک منتشر می کند، که این پست همچون ویروسی به گروهی از افراد متعلق به گروه های هندوتوا منتقل شده، و یک گروه از آنان، در مقابل پاسگاه پلیس دنپوری تجمع کرده، و شکوائیه ایی کتبی، همانروز بعد از ظهر، علیه این اقدام نوشته، و خواهان برخورد شدید با عامل این اقدام، به خاطر "جریحه دار کردن احساسات مذهبی" [7] خود می شوند.
بر اساس این شکواییه که به قلم آنیل سینگ سنگار [8] (38 ساله) نگاشته شده، که بر اساس پروفایل فیس بوکی شاکی، او از افراد متعلق به "گروه خدمت گذاران ملی" (RSS) [9] است که بر اساس همین شکایتنامه نیز، پلیس طبق بندهای 153-A (اتهام گسترش دشمنی بین گروه های مذهبی، قومی، نژادی، محل سکونت، تولد، زبان و... و اقدامات ویرانگر و برهم زننده نظم و تناسب اجتماعی) [10] و همچنین ماده قانون 295-A قانون سراسری هند (اقدامات سنجیده و تنفر برانگیز، که با حمله و توهین به مذهب و اعتقادات مذهبی هر طبقه ایی، احساسات آنان را جریحه دار کرده) [11] و همچنین بند 66-A قانون مربوط به تکنولوژی اطلاعات، به زودی توسط پلیس، در همان روز، اقدام به دستگیری غدیر نموده است.
معاون سر بازرس پلیس شهدول آقای موکش ویشای [12] به رسانه وایر به صورت تلفنی عنوان داشت : "به دنبال این پست جنجال برانگیز، سریع و به موقع پرونده ایی توسط پلیس تشکیل، و اتهام متوجه متهم گردید". وی اضافه نمود که پلیس خواستار اقدام سریع و اعمال شدید قانون سازمان امنیت ملی [13] ، علیه غدیر که بیشتر از شش پرونده، علیه وی در پاسگاه های مختلف پلیس در شهر شهدول ثبت شده است، گردید.
یکی از اقوام غدیر که خواست نامش محفوظ بماند اعلام داشت، حساب کاربری فیس بوکی که گفته می شود، این پست علیه یکی از الهه های هندو، از طریق آن منتشر شده است، از سال 2020 (دو سال پیش)، غیر فعال بوده. آخرین پستی که از این حساب کاربری نوشته شده مربوط به سال 2020 است. او ادامه داد که : "پلیس به خانواده اش اطلاع داده است که آی.پی پست جنجال برانگیز مذکور، با آی.پی حساب کاربری غدیر هماهنگ نیست. از این نظر با یک دسیسه و خدعه روبرو هستیم. ما به تحقیقات پلیس اطمینان داریم، و حقیقت به زودی روشن خواهد شد".
معاون سر بازرس پلیس موکش ویشای تایید کرد که غدیر توسط پلیس به خاطر این پست جنجال برانگیز، دیروز دستگیر شده است. اما در با این حال گروهی مشکل ساز به منزل غدیر و خویشاوندانش حمله کرده اند، پلیس علیه این افراد پرونده اتهامی تشکیل داده است. او ادامه داد که "شرایط تحت کنترل است".
پلیس اعلام داشت که ساعت ها بعد، یک گروه که بیشتر از صد نفرند، میدان اصلی شهر (میدان آزادی) را مسدود کرده، خواستار ویرانی منزل غدیر می شوند، در حالی که مسئولین در حال توصیه و توجیه این افراد به نظم و قانون هستند، گروهی مسلح به چماق و دیلم به خانه غدیر و دو خانه فامیل او که به این خانه چسبیده است، حمله و آن را ویران و غارت می کنند، که یکی از این خانه ها بر اساس فراخوان عمومی نخست وزیری هند [14] برای خانه دار شدن اقشار آسیب پذیر، به تازگی ساخته و تحویل شده است.
ویدئویی که مرتب در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، نشان می دهد که مهاجمین منزل غدیر را ویران کرده اند، و سقف خانه های اطراف را نیز فرو آورده اند. شاهد عینی این حمله عنوان داشت که به دنبال نزدیک شدن این اجتماع از حمله کنندگان به سوی خانه غدیر، اعضای خانواده و همسایگانش، با حس این حمله، از محل منزل خود فرار کردند، بنابراین حمله کنندگان با فراغ بال به غارت جواهرات و پول و... موجود در منازل مذکور مشغول شده، اموال منزل را نیز به بیرون پرتاب کردند و...، شاهد عینی این واقعه عنوان داشت که این وقایع در حضور پرسنل پلیس رخ داد.
معاون کمیسر پلیس شهدول آقای ساغر به رسانه وایر عنوان داشت که : "تمام شهروندان حق اعتراض دارند، اما حمله به منزل اشخاص را نمی توانیم اجازه دهیم. قانون اعمال خواهد شد. به همین دلیل بازرس پلیس شهر دنپوری ناربات سینگ دوروه [15] ، از این امر ناراضی، و پرونده اتهامی علیه حمله کنندگان تشکیل شده است".
آقای ساغر ادامه داد که : پرچم حاکمیت قانون و نظم به حرکت در آورده شده، و بعلاوه مسئولین محلی با اعضای هر دو جامعه (هندو و مسلمان) در ارتباط هستند، تا از هر گونه واقعه جدید جلوگیری کنند، و امنیت تقویت و تحکیم شود".
بر اساس یک شکوائیه ممتاز بیگم، پلیس پرونده ایی برای 12 تن از افراد گروه هندوتوا با نام، و 50 تن دیگر از افراد که ناشناس و بدون نام می باشند، بر اساس بندهای 147، 148، 427، 452 و دیگر قوانین کمیسری پلیس هند، تشکیل داده، که تا کنون منجر به دستگیری هیچکدام از متهمین نگردیده است.
منبع : https://thewire.in/communalism/madhya-pradesh-hindutva-baidul-kadir-post-ransack
[1] - Bhopal مرکز ایالت مادیا پرادش هند، این ایالت یکی از کانون های مبارزه گروه های هندویی با اقلیت مسلمان است،
[2] - هندوتوا فلسفه فکری بنیانگذاران گروه RSS است که گروه مادر از گروه های افراطی مذهبی هندوست که معتقد به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر هجوم فکری و فرهنگی دیگر فرهنگ ها و مذاهب وارداتی به هند از جمله اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... هستند، و در این راه معتقد به روش نازی ها در آلمان، برای برخورد با مخالفین خود در جامعه هند می باشند. این گروه های افراط گرای مذهبی اکنون قدرت را مرکز و بسیاری از ایالت های هند، تحت زعامت حزب BJP در دست دارند و نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی از اعضای RSS و این حزب می باشد.
[3] - Baidul Kadir
[4] - Dhanpuri
[5] - Shahdol
[6] - دولت وابسته به هندوهای متعصب مذهبی در حزب BJP، اخیرا در یک اقدام ابتکاری جدید، در مبارزه با فعالین اقلیت مسلمان، به جهت تنبیه و سرکوب آنان، منزل مسکونی آنان را، به بهانه های مختلف، از جمله خلاف های ساخت و ساز و... مورد حمله قرار داده و با وسایل سنگین، فی المجسل ویران می کند، این امر اکنون در بخش های مختلف این کشور رواج یافته، به طوری که فعالین اجتماعی هندو، و متعصب نیز در صورت عدم اقدام دولت، خود به صورت خودسر و آتش به اختیار، به این عمل ظالمانه دست می زنند.
[7] - ‘hurting religious sentiments.’
[8] - Anil Singh Sengar
[9] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملی گرایان مذهبی هندوست که به طرز آشکاری رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندوی خود باز گردند، وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و...، شاخه سیاسی این گروه ها BJP، بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، احساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت مرکزی و بسیاری از ایالت ها را در هند در دست دارد. این گروه مذهبی – سیاسی، گروهی پایه ایی با تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد. بجرانگ دال گروه جوانان مسلح، اقدامات سطح خیابان را برای این گروه به انجام می رساند که کار حملات و... به اقلیت ها را سازمان داده و اجرا می کند، بخش های اقتصادی، صنعت، آموزش و... نیز هر کدام متولی خاص خود را دارند و برای این گروه مادر نقش آفرینی می کنند.
[10] - promoting enmity between different groups on grounds of religion, race, place of birth, residence, language, etc., and doing acts prejudicial to maintenance of harmony
[11] - Deliberate and malicious acts, intended to outrage religious feelings of any class by insulting its religion or religious beliefs
[12] - Mukesh Vaishya
[13] - National Security Act (NSA)
[14] - فراخوان ماموریت دولت هند برای خانه دار شدن افراد نیازمند (Pradhan Mantri Awas Yojana – Urban (PMAY-U)) در 25 ماه جون سال 2015 بر اساس کمبود مسکن در مناطق شهری، که شامل زاغه نشینان هم می شد، به مورد اجرا در آمد که دولت را موظف می کرد تا سال 2022 در هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب هند (در سال 1947)، پایان یابد و یکی از این منازل طبق همین فرمان ساخته و تحویل این خانواده مسلمان شده بود، که به این وسیله ویران گردید.
[15] - Narbat Singh Dhurve
سال گذشته در چنین روزهایی، نیروهای طالبان دوباره سیطره و سلطه مستبدانه و خشن خود را بر مردم مظلوم و رنج دیده افغانستان و باشندگان سرزمین متمدن و فرهنگ خیز خراسان باستان، تحمیل کردند، آنان با تمسک به نوعی تروریسم خشن و خونریز، از طریق انفجار، ترور، راه بندان، حمله و فرار، انتحار و کشتار، کوچ دادن اقلیت ها و... برای مدت ها حاکمیت جمهوری نوپای افغانستان و حامیان نظامی او، که از کل جهان برای حراست از این نهال نوپای دمکراسی و حاکمیت مردم بر خود، بعد از سرنگونی حکومت جابر و ظالم طالبان، گردهم آمده بودند را مورد حمله قرار داده، و در نهایت آنان را به نوعی مستهلک، و تسلیم سیاهی خود کردند، و ملت افغانستان در یک گیجی و تحیر به استقبال بخت ناکام خود رفتند.
طالبان در یک زد و بند سیاسی با قدرت های منطقه ایی و جهانی، به میزبانی اعراب خلیج فارس و همکاری و مشارکت موثر امریکایی ها (موسوم به مذاکرات دوحه)، نظام جمهوری متکی به رای و انتخابات سراسری در افغانستان را، به نظام خلافت طالبانی (و حاکمیت طبقه روحانیت وابسته به ایده خود) تبدیل، و "امارت اسلامی افغانستان" را به جای "جمهوری اسلامی افغانستان" بر کرسی حکمداری این کشورِ جنگ و دهشت زده نشادند، و پست انتخابی "ریاست جمهوری افغانستان" با حاکمیت "امیرالمومنین" انتصابی توسط دست های پشت پرده قدرت دخیل در ایجاد "امارت اسلامی افغانستان" جایگزین گردید، که هرگز روشن نیست این امیرالمومنین کیست و چگونه و با چه معیاری بدین جایگاه دست یافته است.
در این میان نیز مردم افغانستان حق حاکمیت بر خود را، از دست دادند، تعیین سرنوشت آنان به دست کسانی افتاد که به زور سلاح بر آنان مسلط شدند، بعلاوه از تمامی کمک های خیریه جهانی محروم شدند، و در گرسنگی و فلاکت و فقر و کمبود، توسط حاکمیت طالبان، و کمک کنندگان خارجی رها شدند. زنان از عرصه اجتماعی افغانستان دوباره طرد شده، بهار زندگی پر شور آنان، بعد از لمس آزادی و شکوه حضور در عرصه اجتماع، خزان شد، و از تحصیل در مدارس علوم جدید (بیشتر از کلاس ششم)، و کار و تاثیر گذاری، محروم گردیده، نوع خاصی از پوشش اجباری به آنان تحمیل شد،
و بسیاری از اندیشمندان، تکنوکرات ها، دانشمندان، نظامیان، قضات، اهل فن و صاحبان حرفه و تفکر و ثروت و... این کشور را ترک کرده، و راهی تبعیدی خود ناخواسته، ناشی از سلطه روحانیون مدارس علمیه آنسو و این سوی خط دیوراند، که به "طالبان" مشهورند، گردیده اند، این کشور اسیر رهبری شد که حتی در حاکمیت طالبان، از نشان دادن چهره او به رعایایش، از طریق تلویزیون هم دریغ می کنند، چه رسد به دسترسی به او، که مردم بتوانند، از ظلمی به او به شکایت بگویند، و شکواییه ببرند، که افراد در رکاب و مریدش، بر این مردم، هر روزه چه ها که روا نمی دارند.
اکنون بعد از یک سال که از 24 مرداد ماه 1400 (15 آگوست 2021) می گذرد، و طالبان آن را به عنوان روز "فتح کابل" و آغاز دوباره حاکمیت جور طالبانی، تعطیل عمومی اعلام کرده اند، روزها "عاشورا" و بزرگداشت "نوروز" و آغاز سال نو خورشیدی، از تعطیلات این مردم حذف گردید، و طالبان بدین وسیله چهره ضد فرهنگی، ضد ملی و ضد اقلیت های خود را آشکارتر کردند، زبان فارسی را که زبان بیش از نصف جمعیت افغانستان است را، از صحنه کشور پاک می کنند، و حتی در مناطق فارسی زبان تابلوها را به زبان پشتون (زبان اکثریت و رهبری طالبان) می نگارند، که تنها زبان یک قوم، از میان اقوام فراوان و متکثر این کشور است، و اکنون زبان پشتو به زبان حاکمیت، و تابلوها و مکاتبات اداری مبدل گردیده است.
زورگویی فرهنگی، زبانی، قومی، مذهبی، اعتقادی، نظامی و... از مشخصات این گروه مذهبی متعصب اسلامی است، که خود را طالبان علوم دینی اسلام می دانند، که رهبر و رهروان گروه طالبان به این زورگویی در دوره حاکمیت گذشته، و اکنون خود، مشهور بوده و هستند، و از این نظر است که عبد السلام حنفی (معاون اداری نخست وزیر طالبان) در سخنرانی رسمی مراسم روز فتح کابل در 24 مرداد ماه 1401 (در روز گذشته)، معترف می شود که "بعضی مردم این روز را روز سیاه می نامند"، هر چند "این روز برای مجاهدین و ملت مجاهد روز افتخار" است.
ولی چه افتخاری؟! با آمدن این حاکمیت تحمیلی، که بر ترور، زورگویی و با تکیه بر اسلحه، و تحمیل مذهبی و فکری، فتح خود را صورت داد، همچنان مثل زمان مبارزه آنان، اقلیت ها در این کشور با ترور و بمب گذاری و انتحار کشته می شوند، نصف جمعیت این کشور یعنی زنان از حق کار و تحصیل و حضور اجتماعی محروم شده اند، اکثریت پارس زبان این کشور، به اقلیت تبدیل، و از حق فرهنگی و اجتماعی خود حتی داشتن تعطیلات نوروز هم محروم گردیدند. فقر و فلاکت به حدی رسیده است که مردم برای زنده ماندن و رفع گرسنگی، فرزندان خود را در بازار کنیزی و غلامی دارایان به فروش گذاشته اند و...
ولی چه حیف که این داستان غمبار برای یک "طالب" و طالب مسلکانی از این دست، مثل روضه ایی بدون گریه است، چرا که آنان تنها به اجرای احکام شریعت خود، دل خوشند، و کاری به این که بر سر خلق خدا چه می آید، ندارد. سلطه این تفکر بر خلق خدا، و روز تسلط آنان "روز سیاه" و حاکمیت شان تبلور گسترش سیاهی است، نه "روز افتخار"، تفاوت نمی کند شما از جمله باشندگان آن دیار لعن و نفرین شده باشی، یا شاهد بر این ظلم، این سیاهی است، نه افتخار و روشنی.
اما به نظر نمی رسد این مردم مظلوم اما شجاع و زنده، که روزگاری در مقابل ارتش متجاوز روس و ایدئولوژی مهاجم و مستبد کمونیسم بین الملل آنچنان ایستاد و آزاد شد، در مقابل این تحجر و بازگشت به سیاهی و تهاجم و استبداد نو، بنشیند و تماشا کند، هم زمان با جشن طالبان در کابل، به خاطر این فتح مسلحانه و خشن، کوه های سر فراز افغانستان صحنه حضور رزمندگانی است که برای رهایی از جان خود گذشته و می رزمند. آنان نیز چون دیگران، روزی رها خواهند شد، امیدوارم آن روز دیر نباشد، به امید رهایی تمام ملت های تحت سلطه منطقه از استکبار و استبداد.
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
بلندگوها را موقعی ساختند که برخی بر آن شدند، تا صدایی را در فرای بلندای همه ی صداها، غالب بر فضای صوتی جامعه کرده، به همه ی گوش ها، تحمیلش کنند، از این رو، نوعی خودشیفتگی و خودپرستی، در بنیان نگرش ساخت بلندگوها دیده می شود، چرا که صدایی که به واقع در حد همه صداهای موجودِ دیگر بود، باید آنچنان به صورت مصنوعی بلند و رسا نشان داده می شد، که بر دیگر صداها غلبه داده شود، تا بزرگ دیده، و شنیده شود.
از این سو نیز، زمینه برای حاکمیت بلندگوها و صاحبان آن مهیا بود، چرا که همیشه خیل انسان هایی تهی از خود، خالی از معنا، بوده اند که منتظر صدایی و پیامی اند، تا معنایی یافته، خود را از نوعی تهی شدگی، و خلا معنایی برهانند، و وجود خالی خود را، از معنا پر کرده، تا بلکه احساس شادی و آرامش کنند، و قرار روحی و روانی یابند، این بود که گوش هایی نیز بودند، تا خود را بدین بلندگوها و صاحبان این صداها بسپارند.
اما گذشته از مزاحمت ها و تحمیل هایی که این پدیده فنی - اجتماعی برای جوامع انسانی دارد، به نظر می رسد روزی خواهد رسید که تمام وسعت جامعه انسانی، از وجود بلندگوها پاک شوند، تا تجاوز و تحمیل به حریم شنیداری انسان ها پایان یابد، و صداها و پیام ها در یک روند طبیعی، متناسب با حدِ در خور شان، منتشر شده، و جامعه خود را پوشش دهند، تا هم این آلودگی صوتی، و این تحمیل جبارانه، و این شکستن سکوت یا فضای طبیعی موجود جمع شود، و همه دوستداران آرامش و سکون، به مقصود خود، یعنی آلودگی زدایی صوتی از جامعه دست یابند.
اما آنچه موضوع این ترجمه است، جمع آوری بلندگوها از اماکن مذهبی در جامعه ایی است که توسط جریان قدرت جبار و فائق هندوهای مذهبی افراطی، در جامعه هند، دنبال می شود، که در راستای این نیت خیر، یعنی نرمالیزه کردن جامعه، و خلاص کردن آن از آلودگی صوتی نبوده، و نیست، چرا که آنان خود کارناوال های پر طمطراق و پر سر و صدایی را، همواره در مناسبت های جشن مذهبی خود داشته و دارند، که به هنگام حرکت، شهرها را در سیطره صدا و حرکت خود قرار می دهند،
و لذا به نظر می رسد این حرکت هندوهایی افراطیی همچون آدیتیانات [1] ، راج تاکری [2] و... در راستای خاموش سازی و محدود کردن امکانی صورت می گیرد که در اختیار "غیر" قرار دارد، که باید ستانده شود، تا فضای جامعه هند به طور یکدست و کامل در اختیار یک تفکر، یک مذهب، یک منش سیاسی و... قرار گیرد، مبارزه هندوهای افراطی با بروز و ظهور دیگران (به خصوص اقلیت مسلمان و...) در جامعه خود، پاک کردن وجوه بارز دیگران، و ناظر بر وجود تکثر و پلورالیسم حاکم بر جامعه هندی است، امری درازدامن، که آنان همواره سعی کرده اند، جامعه هند را از "غیر" از خود پاک کنند، که اینجا منظور از "غیر" نزد آنان، ادیان وارداتی به هند، مثل اسلام، مسیحیت، یهود، زرتشتی ها و... است، که افراط گرایی هندویی و مجریان این تفکر در گروه های هندوتوا، در جامعه هند، به صورت اصولی و اساسی دنبال می کنند.
این است که، مثل هر جامعه بسته ایی، با حاکمیت های دیکتاتوری مذهبی، ایدئولوژیکی، سیاسی و... که اقلیتی را به عنوان "اغیار" تعریف و اکثریت را علیه آنان می شورانند، در دنیا کسانی را می بینیم که، به پاکسازی مذهبی، قومی، نژادی، سیاسی و... مشغولند، تا پاکستان های هندو، مسلمان، یهودی، روس، چینی، حنفی، وهابی و... ایجاد کنند، که در این روند :
روس ها در حال پاکسازی اوکراین از غیر روس زبانانند و...،
حکومت "امارت اسلامی طالبانی و داعش"، در حال پاکسازی افغانستان و... از تاجیک ها، هزاره ها، شیعیان و... است،
سعودی ها در حال پاکسازی یمن از حوثی ها هستند،
اسراییلی ها در حال پاکسازی فلسطین از اعراب و... هستند،
چینی ها در حالی پاکسازی سین کیانگ از ایغورها هستند،
بودایی های برمه در حال پاکسازی میانمار از روهینگاها هستند،
و در حالی که تفکر تکفیری، و نژاد پرستانه ملیگرایی دینی، ایدئولوژیک، سیاسی و... افراطی، دنیا را به محل تاخت و تاز نوع خطرناکی از فاشیسم تبدیل کرده، و این است که منازعه، جنگ، غارت و تجاوز دنیا را فرا گرفته است، هندوهای افراطی نیز در حال پاکسازی هندوستان از مسلمانان و دیگر اقلیت ها هستند.
بر اساس دستورات آدیتیانات، ایالت یوپی نزدیک به یازده هزار بلندگو را از اماکن مذهبی جمع کرد [3]
مجریان رسمی اجرای قانون اعلام داشتند که بلندگوها "از تمام اماکن مذهبی بدون تبعیض جمع آوری شدند".
28 آوریل 2022
دهلی نو : دولت ایالتی اوتارپرداش اعلام داشت که به دستور سروزیر این ایالت آقای آدیتیانات 10،923 بلندگو را از اماکن مذهبی، در سراسر ایالت جمع آوری کرده اند. مقامات اجرایی این حکم، اشاره داشته اند که این بلندگوها "غیرقانونی" و "بدون مجوز" بوده، و بدون کسب اجازه از مقامات محلی نصب شده بودند. این دستور دولت ایالتی از باقی 35،221 بلندگویی نیز سخن می گوید که مطابق با لحاظ "محدودیت های قابل قبول" همچنان در جامعه باقی مانده اند.
"حرکت سراسری در ایالت در جریان است تا بلندگوهای بدون مجوز را از مکان های مذهبی جمع آوری، و صدای دیگر بلندگوها نیز در یک حد مجاز محدود شود". این مطلب را معاون رئیس پلیس (قانون و نظم) آقای پراشنت کومار در گفتگو با آژانس خبری PTI عنوان داشت. او اضافه کرد که بلندگوها "از تمام اماکن مذهبی بدون هرگونه تبعیض جمع آوری شده اند".
این اقدام دولت ایالتی اوتارپرادش بدنبال بیانات آقای آدیتیانات سروزیر ایالت انجام شد که در دیدار با روسای دستگاه های قانون و نظم در ایالت عنوان داشت که : "بنابراین میکروفن می تواند استفاده شود، اما باید مطمئن شد که صدای آن از محدوده مجاز خارج نخواهد شد. مردم نباید با مشکلی مواجهه شوند".
معاون رئیس امنیت ایالت اوتارپرداش (وزیر ایاتی کشور) اوانیش کومار اواشتی [4] به روزنامه ایندین اکسپرس عنوان داشت که دولت ایالتی از مقامات محلی درخواست داشته که قانون صادره در سال 2018 در پیرامون محدودیت دسیبل [5] مجاز را، اجرایی کنند. بخش قانون و نظم، درخواست داشته است که به گزارش های اعتراضی موجود در بخش های ایالتی، پیرامون برداشتن بلندگوها از اماکن مذهبی، تا 30 آوریل توجه شود. قانون استاندارد آلودگی صوتی (تنظیم و کنترل)، مربوط به سال 2000 نیز منتشر و عمومی شود.
آقای کمار در پاسخ به روزنامه ایندین اکسپرس که از چگونگی فرایند دنبال کردن دستور آدیتیانات در این زمینه پرسید، پاسخ گفت : "نکته مورد اشاره این قانون این است که صدا نباید بیشتر از مقدار مجاز باشد، به عنوان مثال اگر اجازه نامه، 5 بلندگو را مجاز می داند، بیشتر از سه تا بلندگو را باید برداشت، تا مطمئن شد که قانون صدای مجاز رعایت شده است، این در حالی است که مردم قادر خواهند بود فعالیت عبادتی و مذهبی نرمال خود را در داخل اماکن مذهبی به خوبی داشته باشند".
تنش در ایالت مهاراشترا
تصمیم دولت ایالت اوتارپرادش زمانی به اجرا در آمد که بحث بلندگوی مساجد به یک موضوع سیاسی تبدیل شده. رئیس گروه "شیوسنا" در ایالت مهارشترا آقای راج تاکری [6] اوایل این ماه درخواست نمود که بلندگوهای مساجد تا سوم ماه می برداشته شوند، که این برنامه با شکست مواجه شد، چرا که کارناوال های جشن های هندویی هانومان (خدای میمون صورت) بلندگوهای خود را با آخرین صدا در خارج از مساجد باز کردند.
معاون رئیس پلیسT آقای کمار عنوان داشت که قوانین دادگاه در خصوص بلندگوها در این برنامه مورد توجه بوده اند، اما به صورت روشن مشخص نکرد که کدام دستور دادگاه مد نظر اوست.
روزنامه "ایندیا تودی" در تاریخ 15 می 2020 گزارش داد که، "دادگاه الله آباد" عنوان داشت که اذان می تواند توسط موذن از طریق مناره مساجد بدون استفاده از بلندگو و آمپلی فایر گفته شود، اما هر زمانی این حکم دادگاه به صدور احکامی توسط دادگاه ها منجر شد. بعد از این که دادگاه استفاده از بلندگوها را از ساعت ده شب تا شش صبح، کاملا ممنوع اعلام کرد. حکم دادگاه عالی در سال 2005 مقرر نمود که، بلندگوها در 15 روز از سال، تا نیمه شب، در مناسبت فستیوال های مذهبی استفاده شوند،
بر اساس اطلاعات ارایه شده توسط بخش مربوطه در پلیس به خبرگزاری PTI در روز چهارشنبه، بیشترین تعداد بلندگو ها، 2395 عدد، از بخش های مختلف شهر لکنو [7] جمع آوری شده اند. این قانون در شهر گرگپور (با 1788 عدد)، وارانسی (1366 عدد) و شهر میروت [8] (با 1204 عدد) نیز به دنبال آن به اجرا در آمد.
در خصوص پایین کشیدن سطح ولوم صدای بلندگوها همچنین، منطقه لکنو در بالای لیست قرار دارد، که این مورد نیز در خصوص 7397 بلندگو به انجام رسید، بعد از آن شهر بریلی [9] (6257)، و میروت (5976) در رده های بعدی قرار دارند.
این قانون توسط تیم مشترکی از مقامات شهرداری و پلیس شهر لکنو به انجام رسید.
برنامه جمع آوری بلندگوها از روز سه شنبه آغاز، و اکنون نیز در جریان است. "ما این برنامه را در مجموعه ایی با شرکت اعضای کمیته های صلح، و رهبران مذهبی، از گروه مختلف مذهبی به اجرا در آوردیم، بنابراین، در اجرای این برنامه با مخالفتی مواجه نشدیم"، این مطلب را معاون کمیسر پلیس (قسمت غربی)، آقای سومن برما عنوان داشت.
مولانا خالد رشید فرنگی محلی [10] روحانی اهل سنت شهر لکنو، و روحانی هندو معبد شکتی پت دیویپاتان [11] در منطقه بالرامپور، آقای میتیش نات یوگی [12]، در بین رهبران مذهبی هستند، که بیانیه ایی صادر، و از دولت ایالتی برای این حرکت تجلیل کردند.
[1] - Adityanath روحانی افراط گرای هندو و سروزیر ایالت مهم و بزرگ اوتارپرداش هند می باشد که وابسته به حزب هندویی افراطی حاکم بر این کشور، به نخست وزیری نارندرا مودی یعنی BJP است، که در واقع شاخه سیاسی گروه های موسوم به "سنگ پریوار" یا گروهای احیای تفکر و فرهنگ هندویسم، در هند هستند، که هند را به عنوان سرزمین خاص هندوها می دانند، و با فلسفه هندوتوا (هندو بودن)، حرکت خود را سال هاست در صحنه سیاسی و مذهبی هند دنبال می کنند.
[2] - Raj Thackeray راج تاکری فرزند مرحوم بال تاکری، از رهبران مهم و موسس حزب افراطی هندویی "شیوسنا" است، که خود را خدمتگذاران خدای هندو "شیوا" می دانند و بیشتر نفوذ آنان در ایالت مهم و اساسی، و در واقع پایتخت اقتصادی هند یعنی مهاراشترا به مرکزیت شهر بمبئی است، که وی نیز اخیرا در شهر اورنگ آباد تهدید کرد که اگر مساجد بلندگوهای خود را خاموش نکنند، با بلندگو و... هیات ها جنش خیابانی موسوم به (Hanuman Chalisa) در بیرون از مساجد کارشان را مختل خواهد کرد
[3] - On Adityanath's Orders, UP Removes Nearly 11,000 Loudspeakers From Religious Places
[4] - Awanish Kumar Awasthi
[5] - واحد اندازه گیری قدرت صداها
[6] - Raj Thackeray
[7] - Lucknow مرکز ایالت اوتارپرادش
[8] - Meerut
[9] - Bareilly
[10] - Khalid Rasheed Firangi Mahali
[11] - Shakti Peeth Devipatan temple
[12] - Mithilesh Nath Yogi

