خالقا! حس حریصانه ایی به سخن با تو دارم

خدایا حس می کنم که مدت هاست که رهایم کردی

و گوشی برای شنیدن حرف های گاه و بی گاهم نداری

انگار می خواهی فراموشم کرده، به خود واگذاری

بی هیچ گونه آلارمی و ناقوسی که برای لحظه جدایی نواخته شود

اما فراموش نکن که همانقدر که تو بر خواسته هایت توانایی

با موجودی مواجه ای که بر همه چیزش ناتوان است،

به رغم این،

باز میل سخن با تو دارم، میلی سیری ناپذیر از سخنانی تکراری اما از اعماق دل

نمی دانم شاید این همه پرگویی نشان از لحظه ترک و جدایی است و یا از علایم خروج

این فرصت را غنیمت می شمرم و باز با تو سخن می گویم

که هنگام ریزش دیوار شکسته ام سخن ناگفته ایی نماند، تا در حسرت نگفتنش بسوزم

حال که مهلت می دهی، باید گفت که به وقت تمامی مهلت دیگر التماسِ فرصتی تازه، بی فایده خواهد بود

حس حریصانه ایی به سخن با تو دارم،

و از تو و مخلوقت به خودت فرار می کنم

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...