مقدمه مترجم : (سایت یادداشت های بی مخاطب)

جامعه زنده و پیشرو را باید از اندیشمندان آن شناخت، که بی توجه به بندهای زنجیر امنیتی، ترور، سیاسی، اقتصادی، تعصب و... به انعکاس حقیقتی می پردازند که آن را خود، یافته اند، و رهیافت خود از تجارب و علم خود را بدون لکنت، و بیم قطع نان و ناز، بیان می دارند، خانم آروندیتی روی [1] به عنوان یک نویسنده مشهور هندی، هم جامعه خود، و هم جامعه جهانی را در این سخنرانی به محاکمه ایی منصفانه کشید، در نقد او از وضعیت جهان، هم عیب جامعه خودش دیده می شود، و هم بدون نقاب و سانسور، در قلب لندن، سیاست های غرب و بریتانیا را، در حضور اساتید حاضر در این جلسه، به چشم لندن نشینان می کشد، مثل آینه ایی که مقابل بسیاری از صاحبان قدرت، باید گرفت، او این آینه را مقابل راهبران کشورمان نیز گرفته، تا خود را در نگاه دیگران، خوب ببیند، مطلبی که می آید سخنرانی خانم روی در لندن در بزرگداشت جامعه شناس مشهور بریتانیایی، استوارت هال، ابراز شده است که نکات روشنی را در خصوص آنچه در جهان می گذرد، در خود دارد. و از آزادگی و نقش آزادی بیان در رهیافت اصلاح جهان، نکته ها در خود دارد، دنیا به اصلاح طلبانی اندیشمند و چنین آزاد اندیش نیاز دارد، سخنرانی او نکته های بسیار در خود دارد، و درس آزاد اندیشی و زیست آزادانه به انسان می آموزد.

 و اما سخنرانی او :

آروندیتی روی از چیزهایی که می توان و نمی تواند گفت، می گوید :

برداشت حجاب از جهان، آنچنان که ما می دانیم. [2]

همبستگی، صدا بلند کردن برای حمایت از غیر پنداشته شده ها، امروز اهمیتش از هر زمانی بیشتر است. گرچه این فعالیت به یک اقدام مخاطره آمیز تبدیل شده است، این را نویسنده مشهور گفت.

  

از چپ به راست، ادوارد اسنودن، ولادیمیر پوتین، آروندیتی روی، نارندرا مودی و تستا استلواد 

06/OCT/2022

متن کامل سخنرانی انجام شده در یادبود آقای استوارت هال [3] ، در سالن کانوُی در تاریخ  8 مهر ماه 1401(30 سپتامبر 2022).  

 تشکر از این که مرا دعوت کردید تا امروز در یادبود استوارت هال سخن بگویم. انگار سال هاست که برای تحقق این نشست تلاش کرده ایم. من هرگز در آینده، خوشی بودن در یک مکان با تعداد زیادی از اساتید را دست نخواهم داد. همه گیری کرونا برخی از چیزها را کم رنگ کرد، اما تعدادی از ما هنوز در تلاشند تا بر این زخم که بر ما زده، فائق آیند. من هرگز آقای استوارت را ندیدم. اما مطالعه آثار او به من این احساس را داده است که انگار مدت ها با هم نشسته ایم و در مورد بسیاری از موضوعات گفتیم و خندیده ایم.  

عنوان اصلی سخنانم موضوعاتی که می توان و نمی توان گفت، است، و این عنوان کتاب کوچکی است که آنرا با هنرمند جان کوزاک [4] نوشتیم. این کتاب در خصوص سفر ما به روسیه در دسامبر 2013 برای دیدار از ادوارد اسنودن [5] در مسکو نوشته شد. همراه دیگر ما در این سفر، دانیل الیسبرگ [6] بود، برای کسانی که کم سن و سالند، باید توضیح دهم که او اسنودن زمان خود بود؛ و خطاکاران جنگ ویتنام را لو داد، و اعمال آنان را بر اساس اسناد پنتاگون، عمومی و افشا کرد.

اسنودن، کسی است که سال ها قبل به ما هشدار داد که ما در حال حرکت خوابگرد گونه در یک کشور، تحت تسلط کامل اطلاعاتی و امنیتی هستیم، همین اسنودن، در زمان دیدار ما، داشت زندگی خود را در تبعیدگاه مسکو می گذراند. و ما نیز به همراه او در آن زمان عمیقا در کشوری مسلط به ابزارهای اطلاعاتی و امنیتی فرو افتاده بودیم، که او شرایط حاکم بر آن را قبلا به ما هشدار داده بود، از طریق یک تلفن همراه کوچک، که اکنون ضروری ترین و نزدیک ترین به ما، که به سان ضروری ترین اُرگان، در بدن ما تبدیل شده است، که از ما جاسوسی می کند، حرف های ما را ضبط، و منتقل می نماید، شخصی ترین اطلاعات ما که، توسط این اطلاعات ما می توانستیم به زنجیر کشیده شده، کنترل، استاندارد و اهلی و رام شویم. نه تنها توسط این کشور، بلکه همچنین به وسیله دیگران.

تصور کنید که کبد یا کیسه صفرای شما عملکرد خوبی در قبال قلب شما نداشته باشند، دکتر به شما خواهد گفت که شما بیمار هستید. این زنجیره ایی از ریسمان ها بود که ما خود را در میان آن احساس می کردیم. ما کاری بدون آنها نمی توانستیم بکنیم، و آنها هم کارشان را می کردند.

بخش نخست سخنان من در مورد چیزهایی است که می توان و نمی توان گفت. در بخش دوم به پرده برداری و حجاب برداری از جهانی خواهم کوشید که ما از آن اطلاع داریم.

امسال سال بسیار بدی برای کسانی بود که از "چیزهایی که نمی توان در مورد آن گفت" را گفتند و یا انجام دادند. در ایران،  مهسا امینی، دختر 22 ساله در حین  بازخواست در پلیس اخلاقی به اتهام نپوشیدن روسری استاندارد، و مورد نظر حکم رسمی، کشته شد. در اعتراضاتی که به دنبال آن شکل گرفت و در جریان است نیز تعداد زیادی از مردم کشته شدند.

در همین حال، در هند، در ایالت جنوبی کارناتاکا، دختر مسلمان دانش آموز مدرسه ایی، که می خواست هویت خود به عنوان یک زن مسلمان، در کلاس درس حفظ کند، با حجاب در کلاس حاضر شد، که مورد هجوم فیزیکی مردان وابسته به راستگرایان افراطی هندو قرار گرفت. اینجا ایالتی است که مسلمانان و هندوها برای قرن ها در کنار هم زندگی کرده اند، اما اکنون به طرز خطرناکی فضای اجتماعی این ایالت دو قطبی شده است.

هر دو مثال – اجبار پوشیدن حجاب در ایران، و ممنوعیت حجاب در هند و دیگر کشورها – ممکن است به خشونت کشیده شود، اما در حقیقت چنین موضوعی نباید چنین ظرفیت خطرناکی داشته باشد. در موضوع اجبار یک زن برای پوشیدن حجاب، یا اجبار دیگری برای کنار گذاشتن آن، موضوع، موضوع حجاب نیست، اینجا بحث، بحث اجبار و کنترل جامعه است، بحث به بند کشیدن اوست، سیاست پوشاندن او، لخت کردن او، ملاحظه ی کنترل و تسلط بر زن را در خود دارد.

در ماه آگوست، سلمان رشدی به صورت خشونت آمیزی در ایالت شمالی نیویورک توسط یک اسلام گرای افراطی به خاطر کتابش، آیات شیطانی [7] مورد حمله قرار قرار گرفت، کتابی که اولین بار در سال 1988 به چاپ رسید. در سال 1989 آیت الله خمینی، رهبر انقلابی ایران، و اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران، فتوایی صادر کرد و خواستار مرگ رشدی شد. تمام سال های بعد از آن، فقط همان زمانی که به نظر می رسید، که عصبانیت بر انگیخته شده، کاهش یافته، و رشدی از مخفیگاه خود خارج شد، این حمله نیز بلافاصله صورت پذیرفت.

بعد از اخبار اولیه که سلمان رشدیِ هفتاد و پنج ساله، از این حمله جان سالم به در برده، و روحیه خوبی هم دارد، دیگر هرگزی خبری از او در بیرون درز نکرد. تنها امیدی که می توان داشت این است که او در حال بازیابی سلامت خود است و این که او با قدرت کامل، به کیان ادبیات جهانی باز خواهد گشت. رهبران کشورهای اروپایی و امریکایی، قدرتمندانه در حمایت از رشدی ظاهر شدند، برخی نیز در جملاتی کوتاه گفتند، "نبرد او، نبرد ماست".

در همین حال جولیان اسانژ [8] ، کسی که موارد جرایم جنگی غیر محرمانه سربازان همین کشورها، در جنگی که صدها هزار نفر در آن مردند را منتشر کرد، او اکنون غرق در مشکلات سلامت جسمی، در زندان بلمارش به دام افتاده، و منتظر است تا به امریکا مسترد شود، جایی که ممکن است حکم مرگ، یا چند حکم زندان ابد او را انتظار کشند.

بنابراین، ما باید این حمله تنفر برانگیز به رشدی را، در خلال توقف بیان فرازهای کلیشه ایی همچون "جنگ تمدن ها" [9] و "آیات تاریک دمکراسی" [10] متوقف می کردیم. چرا که میلیون ها نفر در خلال تجاوزاتی کشته شدند، که توسط همین اونجلیست های دارای آزادی بیان هدایت می شدند، که در میان این میلیون ها نفر کشته، نویسندگان، شعرا و هنرمندان و... نیز بودند.

در خصوص اخبار این چنینی که از هند می رسد، در ماه جون، نوپور شارما [11] ، سخنگوی حزب بی.جی.پی، حزب حاکم ملیگرای هندو، یک بار برای همیشه، قربانی سخنان ناخواسته خود علیه محمدِ پیامبر، در یک برنامه گفتگوی تلویزیونی شد، یک گفتگوی چالشی، که او خیلی تهاجمی و با انگیزه در آن وارد شد، و به یک هرج و مرج بین المللی و تعدادی تهدیدات مرگ، مواجه گردید، که مجبور به خروج از زندگی در بین عموم مردم، شد. اما دو مرد هندو که در حمایت از سخنان او برخواسته بودند، به طرزی خشن سر بریده شدند. در روزهایی که به دنبال آن مسلمانان افراطی جمع شدند و شعار "جدایی سر از بدن" [12] را فریاد زدند، و از دولت هند خواستند که قانون کفر و توهین به مقدسات را از مجلس بگذراند. به نظر نمی رسد، که این برای آنان اتفاق افتاده، و نمی تواند کشور را بدین امرر راضی کنند.

همچنین در این زمینه مقاله "در اپزود نوپور شارما، مذهبی بودن بر انسانیت پیروز شد"  را بخوانید.

آنها تنها کسانی نبودند که سانسور و ترور را در هم آمیختند. اوایل این ماه، در شهر بنگلور بودم تا در پنجمین سالگرد ترور دوستم خانم گوری لانکش [13] سخن بگویم، روزنامه نگاری که توسط متعصبین هندو درست در بیرون از منزلش به او شلیک شد که ترور این زن، در ارتباط با یک سری ترورهایی بود که با هم مرتبطند. دکتر نارندرا دابولکار [14] ، پزشکی مشهور، و متفکری منطقی که در سال 2013 کشته شد; دوستش، گویند پنسار [15] ، نویسنده و عضو حزب کمونیست هند که در فوریه 2015 به قتل رسید و استاد زبان کانادا (گویش ایالت کارناتاکا)  ام.ام کابورگی [16] که در ماه آگوست همان سال به قتل رسید.

ترور البته شکلی از سانسور است که ما تجربه کرده ایم. در سال 2022، هند جایگاه 150 را بین 180 کشور جهان در خصوص شاخص های آزادی مطبوعاتی کسب کرد، حتی پایین تر از کشورهایی مانند پاکستان، سریلانکا و میانمار. ما نه تنها به وسیله دولت تحت نظر و کنترل بودیم، بلکه توسط جمعیتی که در خیابان ها توده وار فعالند، و شاخ های فعال در شبکه های اجتماعی، و به وسیله خود رسانه ها، همچنین.

در صدها کانال تلویزیونی که بیست و چهار ساعته برنامه پخش می کنند، که اغلب به آنها به عنوان "رادیو رواندا" [17] خطاب می کنیم، گویندگانِ طیف وسیعی از تلویزیون های خریداری شده ایی، که علیه مسلمانان (اقلیت هند) و "عناصر ضد ملی" (عنوانی برای اقلیت مسلمان)، برای دستگیری، اخراج و تنبیه آنان دعوت می کنند. آنها در آزادی و بی مسئولیتی مطلقی که به آنها اعطا شده است، زندگی و شخصیت بسیاری را ویران می کنند. هر روزه فعالین، شعرا، روشنفکران، حقوقدانان، دانشجویان دستگیر می شوند. همچنان که در ایالت کشمیر – دره ایی که از آن هیچ خبری به بیرون درز نمی کند – که به یک زندان بزرگ تبدیل شده است. که در آن عدد نظامیان (هندی) از اهالی آن بیشتر است.

هر گونه ارتباط کشمیری ها، خصوصی یا عمومی، حتی آهنگ نفس های آنها توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رصد می شود. در مدارس تحت نام آموختن عشق به مهاتما گاندی (رهبر قیام مردم هند علیه بریتانیا) سرودهای مذهبی هندوها را به دانش آموزان مسلمان یاد داده می شود. این روزها وقتی در مورد کشمیر فکر می کنم، به یاد اقدام برخی کشاورزان در نقاط جهان می افتم، که هندوانه های گرد را در جعبه های مکعب مربع پرورش می دهند، تا هندوانه گرد، به صورت مکعب عمل آید، تا بهتر بتوانند آن را نگهداری کنند. بنابر این به نظر می رسد که آنچه در دنیا روی هندوانه ها تجربه می شود، در دره کشمیر روی انسان ها آزمایش و تجربه می شود، در یک هدفگاه تفنگ ها.

در دشت های جغرافیایی پایین تر – در کمربند گاو – [18] در شمال  هند، جمعیت های شمشیر بدست هندو، که توسط مردان خدا [19] ، هدایت می شوند، افرادی که توسط رسانه ها به دلایلی بعنوان "غیبگو" ها نامیده می شوند، و مردم هندو را آزادانه به نسل کشی مسلمانان و تجاوز به زنان آنان فرا می خوانند.

ما شاهد شکنجه و کشتار مسلمانان در روز روشن، و نسل کشی بیشتر از هزار مسلمان (منابع غیر دولتی این مقدار را تا دو هزار نفر هم ذکر کرده اند) در ایالت گجرات در سال 2002 و همچنین صدها نفر در شهر مظفرآباد ایالت اتارپرداش در سال 2013 بوده ایم، و جالب این که هر دو کشتار دسته جمعی مذکور، بلافاصله پیش از برگزاری یک انتخابات صورت گرفته است.  

دیده ایم که مردی که تحت سروزیری او در ایالت گجرات این کشتار جمعی انجام شد، نارندرا مودی، موقعیت خود را تحکیم می کند تا به عنوان امپراتور قلب هندوها [20] ایستاده، و بالاترین کرسی رسمی کشور را اشغال کند. او هرگز نسبت به این جریان نه عذرخواهی و نه ابراز شرم کرد.  دیده ایم که او سرمایه سیاسی خود از پوزخندها و بیانات خطرناک و ضد مسلمانان جمع می کند. دیده ایم که بالاترین دادگاه در کشور او را، قانونا و اخلاقا، به صورت مطلق از پاسخگویی مستثنی کرد، اظهارات تهوع آور کشورهایی که تحت عنوان دنیای آزاد از آنها یاد می شود را، هم دیده ایم که او را به عنوان یک رهبر دمکرات مورد تشویق قرار می دهند.

ماه گذشته، هند هفتاد و پنجمین سالگرد استقلال خود از بریتانیا را جشن گرفت. نارندرا مودی از تریبون بلند خود در قلعه سرخ [21] در دهلی، از رویاهای خود برای قدرت بخشی به زنان هند گفت. او با حرارت و مشت گره کرده، سخن می گفت. عمامه ایی نیز بر سر داشت که با رنگ های پرچم ملی پیچیده شده بود.

 

نخست وزیر نارندرا در حال دست تکان دادن به حاضرین

در خلال سخنرانی خود در هفتاد و پنجمین سالروز استقلال هند

در قلعه تاریخ سرخ در دهلی نو، 15 اگوست 2021  

قدرتمند کردن زنان در جامعه ایی که بر اساس سیستم طبقاتی هندو شکل گرفته، جایی که برای قرن ها قدرت به مردان داده شده و این سیستم تجربه شده است! که مردانش معتقد به داشتن حقوق خاصی بر بدن زنان دالیت ها و ادیواسی [22] هستند، از این رو قدرتمند کردند زنان فقط موضوع مرتبط به سیاست نیست. این موضوع وابسته به اجتماعی شدن، و سیستم اعتقادی هم مرتبط است.

این روزها شاهد افزایش گراف جرم علیه زنان، در هند هستیم، و هند در جایگاه یکی از خطرناک ترین کشورها برای زنان قرار دارد. سورپرایز این روزها این است که ببینیم که چه موقع جرم کسانی که در حال حکمرانی هستند، علیه زنان آشکار خواهد شد. در چنین شرایطی، ما شاهد راهپیمایی هایی به نفع متجاوزین به عنف هستیم. در آخرین مورد از این موارد، یک دختر 19 ساله مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد، اما یک رهبر محلی هندو، پدر این دختر را به خاطر “پخش شیر خام به گربه های گرسنه” مورد شماتت قرار داد.

در همان زمانی که نارندرا مودی نخست وزیر حزب بی.جی.پی در حال سخنرانی روز استقلال خود بود، دولت ایالتی این حزب در گجرات، روز بزرگداشتی برای 11یازده مردی که برای تجاوز و قتل دختر 19 ساله مسلمان بلقیس بانو در سال 2002 برگزار کرده بودند، کسانی که قاتل او و 14 عضو دیگر خانواده این خانم بودند، که حکم حبس ابد دریافت داشته اند، و مقتول های این پرونده، شامل مادر این دختر، خواهرانش، برادران خردسالش، عمه ها و عمویش، دائی هایش، کودک یک ساله دائی اش، و صالحه، دختر سه ساله بلقیس، که سرش را با سنگ له کردند.

این جنایت وحشتناک یکی از جنایات متعدد از این دست بود که در خلال حرکت سال 2002 بر ضد اقلیت مسلمانان، در کشتار جمعی آن سال صورت گرفته، که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. در این نشستِ حزب بی.جی.پی، آنان خواهان آزادی چنین افرادی شدند، تعداد زیادی از اعضای این حزب در آن شرکت داشتند، از جمله یکی از نمایندگان مجلس از این حزب، که در سخنرانی ضبط شده اش که بعد بیرون آمد گفت که، از آنجا که برخی از این افراد از جامعه برهمن [23] با "فرهنگ بالا" [24] هستند، به نظر نمی رسد که در اساس و در کل مجرم باشند.

در پرونده های بازجویی شده توسط واحد مرکزی بررسی و تحلیل [25] همچنان که در یک مورد هم انجام شد، به لحاظ قانونی هر گونه عفو و یا تصمیم برای بخشش اینها، باید توسط دولت مرکزی صورت می پذیرفت، که البته اکنون این دولت تحت اختیار نارندرا مودی است. بنابراین باید گفت که اجازه عفو آنها داده شده است.

وقتی این مجرمین از زندان بیرون آمدند، بیرون از دیوارهای زندان از آنها به عنوان قهرمان، توسط افراد مرتبط با گروه های متعدد هندویی و مرتبط با حزب بی.جی.پی (این "گستردگی" و تنوع گروهی، قدرت حاشا و انکار آنها را بالا می برد) که با هم "سنگ پریوار" [26]  را می سازند، که مجموعه یک خانواده سیاسی و... را تشکیل می دهند، مورد استقبال قرار گرفتند – بر گردن این مجرمین حلقه های گل انداختند، شیرینی پخش کردند، و به احترام، پای آنها را لمس کردند – در چند ماه آینده ایالت گجرات شاهد انتخابات خواهد بود. 

در هند، اقدامات عجیب درست قبل از انتخابات آزاد و منصفانه ما اتفاق می افتد. این دوره زمانی قبل از انتخابات، خطرناک ترین دوره زمانی در هند است.

این مقاله را نیز بخوانید : ‘من برای آینده خود بیمناکم: شوهر بلقیس بانو، بعد از آزادی این 11 مجرم

همچنانکه متجاوزین جمعی به زنان و قاتلین به جایگاه خود به عنوان افراد مورد احترام در جامعه باز گشتند، خانم تستا استالواد [27] ، یک فعال سیاسی که سازمان او "شهروندان برای عدالت و صلح" [28] ، اعتراضی را با یک برج بلند از شواهد و قرائن، ناظر بر نقش حمایتی دولت ایالتی گجرات به صورت عمومی، و شخص نارندرا مودی به خصوص، در کشتار جمعی سال 2002 ارایه نمود، او دستگیر و متهم به سند سازی شد، شواهد از بین برده شد، و حزب بی.جی.پی تلاش کرد تا ظرف فرقه ایی را همچنان جوشان نگه دارد.

این شرایط کشوری است که ما در آن زندگی و کار می کنیم. و چیزهایی گفته شد که نباید گفته شود. در سخنرانی ها، همچنان که در هر جای دیگر، قانون به صورت انتخابی، بسته به طبقه، مذهب، جنسیت و کلاس اجتماعی فرد مجرم، که در مقابل آنها قرار می گیرد، جاری می شود، یک مسلمان (اقلیت) نمی تواند آنچه را که یک هندو می تواند بگوید، را ابراز کند. یک کشمیری چیزهایی که دیگران می توانند بگویند را نمی تواند بیان کند. ابراز همدردی، و صدا بلند کردن برای حقوق "دیگران" (Others) مهمتر از هر چیز دیگری است. اما چنین اقدامی تبدیل به یک فعالیت بسیار خطرناک شده است.

در هند، مثل دیگر کشورها، هویت به یک سلاح تبدیل گردیده است، که هویت تفکیک، و به اتم های ریز ریز در دسته های ریزتر تقسیم شده، و این خود به یک ماشین تنبیه تبدیل شده، که به شکار مرتدین و اهل الحاد، نسبت به قوانین شرعی خود اقدام می کند. حتی چنین هویت های کوچکی هم در بین خود، باز سلسله مراتب قدرتِ توسعه یافته دارند. الیت کپچر [29] در کتاب خود، فیلسوف اولوفمی او. تایوو [30] توضیح می دهد که چگونه افرادی، تبدیل به موجود با اهمیت و ارزشمند در میان گروه خود می شوند، افرادی که معمولا در کشورهای قوی، در شهرهای بزرگ، در دانشگاه های بزرگ هستند، افرادی با سرمایه اجتماعی بر روی شبکه اینترنت، که بعدها بنیادها، شرکت ها و رسانه ها، پلتفرم در اختیار آنان قرار می دهند، تا به نمایندگی از جامعه ایی که به آن تعلق دارند تصمیم بگیرند و یا سخن بگویند.

این یک پاسخ قابل فهم، به دردِ تاریخیِ تحقیر و احساس حقارت است. اما این یک پاسخ انقلابی نیست. جذب خرده نخبگان [31] تنها پاسخ لازم به جذب نخبگان درشت [32] نخواهد بود. همچنان که تحقیقات تجربی نشان داده است، وقتی ما یک فرهنگ ممنوعیت پراکن و سانسور کننده را اتخاذ می کنیم، در حقیقت، این انتخاب باعث عدم تناسب جامعه خواهد شد. تحقیقات اخیر توسط موسسه پن [33] از کتاب های ممنوع شده در مدارس امریکا نشان می دهد، که بخش اعظم متون کتاب های ممنوعه، شامل مطالبی است که به صورت روشن و آشکاری، روی موضوع جنیست و نژاد مطالبی نوشته و مانور زیادی داشته اند (از این لحاظ ممنوع شده اند).

مهر و موم کردن ها در جوامع، کاهش و صاف و صوف کردن هویت ها و تجمیع آن در سیلوها (یکدست سازی)، می تواند خطرناک و  باعث توقف جریان همبستگی اجتماعی شود. – چیزی که بر عکس در هند، چنین روندی بوده و هست، و هدف غایی سیستم طبقاتی هندو است – تقسیم مردم در یک سلسله مراتب اجتماعی طبقات، در سیلوهای غیر قابل دسترسی به هم، که هیچ یک از اعضای جامعه نمی تواند درد دیگران را حس کنند، چراکه همه در یک درگیری و چالش دائم با هم قرار دارند. این شرایط مثل یک فرایند خودکار عمل می کند، ارتباط پیچیده ایی در مکانیسم حاکمیت/کنترل کننده که در آن، جامعه خود کنترل/ اداره کننده است، و در پروسه ایی قرار دارد که باید مطمئن بود، که هدف نهایی این ساختار، باقی ماندن و پابرجا ماندن این شرایط طبقاتی است. همه اعضای جامعه، به جز آنهایی که در بالاترین و پایین ترین طیف جامعه قرار می گیرند (و قسمت هایی از جامعه که به صورت نزدیک گرفتار شده اند) توسط دیگران در حال ظلم و ستم دیدن هستند، یا خود به عده ایی در حال ظلم و ستم کردن می باشند.

وقتی این ماز پر از تله برداشته شود، تقریبا هیچکس نمی تواند از امتحان خلوص و درستی، سربلند سر برآورد. در حقیقت، هیچ چیزی باقی نخواهد ماند، آنچه که در ادبیات فاخر خوب در نظر گرفته می شوند، نه شکسپیر مطمئن خواهد بود، نه تولستوی  (تصور کنید که آیا او ذهن آن زن، که آنا کارنینا نامید، را درک خواهد کرد). نه داستایوفکسی، که زنان پیر را "عجوزه" می نامید. در استاندارد سازی او، من به عنوان یک عجوزه خواهم بود. اما من هنوز شبیه دیگر مردم، نوشته هایش را می خوانم، و این استاندارد سازی ها از زنان، در هر کتاب مقدس، در هر مذهبی هست، بدون این که به آزمایش و گردآوری و همایش در آمده باشند، و امتحان خود را پس داده باشند.

بر اساس آنچه در گفتمان عمومی مطرح است، به سرعت به سمت یک بن بست فکری و آکادمیک می رویم. همبستگی هرگز به صورت یک امر واقع و ذاتی نیست، چیزی است که باید به چالش کشیده شود، در خصوص آن بحث شود، پیشنهاد داده شود و تصحیح شود. با توقف این فرایند، ما بسیاری از موارد را به عنوان مواردی که باید علیه اش نبرد کرد، در خواهیم آورد.

اکنون می خواهم برگردم به زیر عنوان سخنم، "پرده برداری از جهانی که ما آن را می شناسیم". دوست دارم کمی در خصوص ملکه ها و تشییع جنازه ی آنان سخن بگویم. وقتی  ملکه مرد برخی از روزنامه های بریتانیا از من خواستند تا قطعه ایی در خصوص این درگذشت بنویسم. من کمی بر این درخواست خیره شدم، شاید به این دلیل که من در انگلستان زندگی نکردم، ملکه الیزابت دوم، حتی در مرزهای ذهن من نیز موجود بود، بنابراین، گفتم البته که می نویسم، اما نه آن ملکه ایی که شما در موردش فکر می کنید.

ملکه ایی که من در موردش فکر می کردم، مادرم بود، که یک دبیرستان را بنیانگذاری و اداره کرد، و اوایل همین ماه درگذشت، خوب یا بد، منحصر به فردترین، تاثیر را روی زندگی من داشت. ما حریف سرسخت، در همان حال بهترین دوست با هم بودیم. او مانع و جلودار سرعتی بود که من از دوره جوانی خود را حول و حوش آن شکل داده بودم. اکنون او از پیش ما رفته است، اما او مرا نه با قلبی شکسته، بلکه با یک قلب محکم بر جای گذاشت، به نظر نمی رسد که ساخت و شکل فرد اولی، بیشتر از این، احساسی را ایجاد کند. من به این بحث پیوستم تا این سخنرانی را به سمت سیاستِ در پس این دو تشییع  ببرم. یکی تشییع در سطح جهانی (ملکه)، و دیگری در یک شهر کوچک در جنوب هند. اما من مقابل این فریبندگی و اغواگری مقاومت خواهم کرد. شاید، اکنون زمانیست برای من، که اولین نکته ایی که نباید گفته شود را بگویم، چیزی که لااقل اکنون اینجا، و در لندن نباید گفت، اما من خواهم گفت.

نمی توانم اعتقادی به این نمایش پرشکوه و جلال داشته باشم که به صورت بی وقفه ایی برای روزها تلویزیون ها مناسک و تشریفات تشییع  او را پوشش دادند، من مبهوت و میخکوب فرمانبرداری و تملق و احترام ارایه شده توسط آن مردم تاریک و عوام، که او آنان را در مستعمره های سابق خود داشت، که اکنون به عنوان مشترک المنافع شناخته می شوند، و هیچ اشتراکی در منافع وجود نداشته است. من افشرده و مچاله بودم. و این در یک جهت می دوید. ما در مستعمرات برای این سنت ها، برای این پوشش ها، برای این جواهرات، برای این ابزار و لباس های طلایی هزینه ها داده ایم.

چیزهای زیادی در خصوص مستعمرات و استعمار و سلسله های های پادشاهی که حاکمیت خود را در دوره بربریت تاریخ اعمال کردند، قابل گفتن است. چه کسی بهتر از استوارت هال (جامائیکایی)، تا از این شرایط، برای ما داستان ها بگوید؟ اما این شرایط چه بود -  فقط قسمتی از این دیوار نوشته غمناکی که بر کاروان گذشته ثبت شده است؟ تاریخ دان مایک دیویس [34] برآورد می کند در یک چهارم پایانی قرن نوزدهم، بین 30 تا 60 میلیون از این مردم در جامعه مرد سالار مستعمره های هند، چین و برزیل از گرسنگی مردند، او آن را هولوکاست ویکتوریای بزرگ [35] می نامد.

چرا ما به کسانی که، ما را غارت کرده اند، عشق می ورزیم؟ این همان سیاست وابستگی است، و به همان میزان شخصیت وابسته، و البته سوال زمان ما.

همچنین این گزارش را در این خصوص بخوانید : ارتباط سخت جنوب آسیا با پادشاهی بریتانیا

عذرخواهی می کنم سخنانم به بیانیه ایی علیه استعمار تبدیل شد. من در این جایگاه و بر این هدف نیستم، اما نمی خواهم همچون اندیشمندانی از کشورم شمرده شوم، که علیه استعمار سخن می گویند، اما نسبت به مسایل ناجور و بد جاری در سرزمین خود سکوت کرده اند. برای مثال سیستم طبقاتی هندویی، یک سیستم ظالمانه از سلسله بندی اجتماعی، که در جهان شناخته می شود. تعدادی آن را به عنوان بروز استعمار یاد می کنند، که در آن زمان، در هند مستعمره، ساری و جاری بود، و حتی اکنون نیز استمرار دارد. سیستم طبقاتی موتور حرکت هند مدرن باقی مانده است.

این نکته قابل توجهی است که چه تعداد از نویسنده ها و اندیشمندان تلاش می کنند تا این سیستم را از جامعه هند پاک کنند. برای ندیدن چیزی که همواره جلوی چشم ماست، هر لحظه، هر روز، آنان باید ادبیات و یا سبک آکادمیکی را اتخاذ کنند که با دقت و حساسیت تمام فریبکاری یوگا سنا [36] را ببینند. همه این ها موضوع بسیاری از نوشته های من است، بنابر این می خواهم برگردم به ابهامات و درگیری های ذهنی ام در پیرامون تشییع  ملکه. چه حقیقتی در آن بود؟ فردی کمک کند آن را بیرون کشیم، چرا که من نمی فهمم.

من نمی توانم این میزان مراسم تشییع برای یک اهل سلطنت 96 ساله در یک کشور جزیره ایی کوچک را درک کنم، که برای نگه داشتن قسمت های واقع شده در سرزمین خود، همچون اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی هم مشکل دارد (جدایی طلبی و استقلال طلبی ها). آیا این فقط یک بازگشت به نیایشی نوستالژیک، یا احضار ارواح بود، یا رجز یک شبح امپراتوری، که خورشید هرگز در سرزمینش غروب نمی کرد؟ یا این چیزی فرای این هاست، آیا این به گذشته مرتبط است، یا این که به آینده ارتباط می یابد؟ در زمانی که وضعیت جنگ در اوکراین هنوز روشن نشده، و جهان مدرن آنچنان که ما آنرا می شناسیم، در یک سو کنار هم آمده اند. آیا همه اینها در حقیقت اجرای یک پانتومیم واقعی است. یک خودنمایی، یک رژه و سان از دوستان و همپیمانان، برای یک نبرد، که هنوز به پایان نرسیده؟

این یک بخش باز مانده از نوشته باربارا تاچمن در کتاب [37] سلاح های آگوست [38] در خصوص رهبری جنگ جهانی اول است، که نوشت :

"نمایش تشییع در ماه می 1910 با شکوه و پر زرق و برق بود، زمانی که 9 پادشاه در تشییع  ادوارد هفتم از انگلستان اسب های خود را می راندند، در حالی که جمعیت، در سکوت کامل منتظر، مشکی پوش و پر هیبت، نمی توانست نفس بریده بریده کارگزاران را باز گرداند. سرخ، آبی، سبز و بنفش، سه به سه پادشاهانه از درب های قصر بیرون می آمدند، با کلاه های آراسته، حاشیه لباس های طلایی، شال کمر های قرمز، و شال های طلاکاری شده، که در خورشید می درخشید. بعد از آنها هفت ملکه ... و پراکنشی از سفرای مخصوص از کشورهای غیر پادشاهی. در کنار هم هفتاد ملت را، در یک گردهم آیی شاهانه، و رده بالا که تاکنون در یک جا گردهم آمده بودند، و این آخرین از این نوع، تا این زمان بود، نمایندگی می کردند. ساعت بیگ بن، ساعت 9 را با زبان بی زبانی اعلام می کرد، که ملتزمین قصر را ترک کردند، اما بر روی ساعت تاریخ، این افول خورشید بود، و خورشید این جهان پیر، مرگ دنیایی از غرور را رقم می زد که دیگر هرگز دیده نخواهد شد".

سیاست استقبال از احتمال جنگ و مخاطره، در موضوع اوکراین، در حالی بازی است، و به نوعی مخلوط با صدایی از پروپاگاندا و تبلیغات توسط دو طرف ابراز می گردد.  اما ساعت تاریخ، می تواند به خوبی به سمت افول سرعت گیرد. نقطه نظرات متفاوت از جنگ، نسبتا با سایه روشن، دیده می شود – برخی دیدن ها و ندیدن های نسبتا رادیکال – بسته به این که شما تصمیم بگیری خود را کجا قرار دهید. تعداد زیادی در جبهه چپ نمی توانند خود را در موقعیتی ببینند که از اشغال و تجاوز روسیه به اوکراین سخن بگویند. آنان بر این باورند که تقصیرهای اوکراینی ها علیه روسیه، نهایتا توسط امپریالیسم غرب کاشته و آماده شده است. قحطی دهه 1930 اوکراین، دوباره اتفاق نخواهد افتاد. آنان منکر این می شوند که میلیون ها اوکراینی – تاریخ نویس تیموتی سیندر [39] رقم آنها را 5 میلیون نفر برآورد کرد – در آن قحطی مردند. قحطی که تحت سیاست های جوزف استالین به اوکراینی ها تحمیل شد. آنها تجاوز روسیه به اوکراین را به عنوان یک جنگ دفاعی، در برابر تهدید موجود ناتو علیه خود می بینند. این یک نظر نادرست نیست. این که روسیه با یک تهدید جدی روبروست، غیر قابل انکار است. اما شلیدن این استدلال در این است که، جنگ دفاعی آنها، به یک جنگ تهاجمی در خاک اوکراین علیه مردم اوکراین تبدیل شده است.

وقتی جنگ جهانی به پایان رسید، غیر نظامی کردند و خلع السلاح اتمی باید آغاز می شد. در مقابل، ناتو به عکس عمل کرد. سلاح های بیشتری انبار کرد، جنگ های بیشتری را انجام داد، از سرزمین های متحدین خود سود جست، برای جنگ نیابتی برای هجوم به جلو، و چالش و جابجایی موشک و سربازان. اگر روسیه اقدامات نیابتی در اروپا و امریکا انجام داد، ناتو چه کاری می توانست انجام دهد، شک کمی در این خصوص وجود دارد که ما باید بیانات اخلاقی رسانه های غربی که در خلال پوشش اخبار، که درون خود را بیرون می ریزند را، ببینیم. 

هیچ کدام از این ها ولادیمیر پوتین را انقلابی ضد امپریالیست و یا یک دمکرات از هر نوعش، نمی سازد. هیچ کدام از این دگروار کردن ها، حقیقت این که او معتقد به مواجهه با فاشیست، ضد یهودیت، ضد همجنس بازی، ایدئولوژی ملی گرای مسیحی ( که او آن نازی زدایی [40] می نامد) که توسط دو ایدئولوگ مورد علاقه اش الکساندر دوگین [41] و الکساندر پروخانوف [42] بیان شده است، را نمی پوشاند.

اعلام مواضع او در خصوص اوکراین، کریمه و بلاروس که سرزمین های غیر قابل جدایی از روس باستان [43] است، تئوری است که بر اساس افکار هزاره ایی مسیحیت توسط ولادیمیر [44] در کریمه در سال 988 بیان شد، که اکنون به صورت درستی با حقیقت تصادم می یابد.

اما ما باید بپرسیم، اگر این تصرف های تاریخی، از سوی پوتین، درست و مباح است، پس چرا همنوایی کمتری، در همین نوع استدلال حضور به وجود می آید، وقتی سخن از رفتار اسراییل با فلسطینیان و راه حل اسراییل پیش می آید، و آن ها سرزمین موعود باستانی [45] برای یهودیان را اعلام می کنند که به زبان مدرن به "دولت - ملت یهود" [46] ترجمه می شود.

یا در هند، موقعی که سازمان راشتریا سویامسواک سنگ (آر.اس.اس) [47] یک میلیشیای هندو ملیگرا، و هادی فرهنگی نخست وزیر، که نارندرا مودی یکی از اعضای آن است، اعلام "هند بزرگ" [48] می کند، یک سری تصویر سازی ها که هم شامل گذشته می شود و هم اهداف آینده را در خود دارد، که آینده هند باستان، که شامل پاکستان و بنگلادش نیز می شود، که باید اشغال شوند، و توسط هندوها حکمرانی شوند.

مردم عادی در اروپا، آماده رویارویی با زمستانی سخت هستند، که به زودی آنها را در بر خواهد گرفت، با گرمایش کمی که در اختیار دارند، در حالی که روسیه در پاسخ به تحریم های آنها تهدید به قطع گاز خود به اروپا کرده است، همچنان که جنگ اوکراینی ها با شدت و دلاوری، و در حالی که شانس مذاکره و رفع مشکل دور از دسترس است، در جریان است، ترس از گسترش جنگ هم دیده می شود.  پوتین سخن از حرکت محدود [49] می کند، فراخوان سیصد هزار نیروی ذخیره توسط پوتین، هر معنی می تواند داشته باشد. شاید امریکا به اندازه کافی دور و البته به اندازه کافی امن باشد، اما تمام اروپا و روسیه و قسمت هایی از آسیا می تواند، تهدید جنگ را حس کنند، جنگی که در آن هیچ برنده ایی نمی تواند باشد.

آیا زمان آن نرسیده که همه بازگشت کنند؟ آیا زمان آن نرسیده است که گفتگو واقعی پیرامون رویارویی اتمی آغاز شود؟ 

همچنین این گزارش را بخوانید : روسیه و اوکراین : خطر قبول مخاطره رویارویی اتمی   

دوستان خوب، روسیه در حال برنامه ریزی برای استفاده از منطق امریکا، برای رویکرد استفاده از سلاح هسته ایی است. در یک مقاله تحت عنوان  اگر یک بمب اتمی نباید استفاده شود که در دسامبر 1946 توسط کارل ک. کاپشن [50] فیزیکدان و رئیس سابق دانشگاه ام.آی.تی [51] امریکا، نوشته و منتشر شد، او در این مقاله نوشت که "بمب اتمی که روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد، جان صدها هزار نفر را نجات داد – شاید چندین میلیون -  زندگی ژاپنی و امریکایی؛ که بدون این بمب، جنگ باید ماه ها ادامه می داشت".  منطق او این بود که ژاپنی ها، حتی شکست هم می خوردند، تسلیم نمی شدند و، اگر بمب روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته نمی شد، که صدها هزار نفر کشته شدند، ژاپنی ها تا آخرین نفرات می ایستادند و می جنگیدند تا کشته شوند. کاپشن از خود می پرسد: "آیا استفاده از بمب اتمی غیر انسانی است؟" سپس خود پاسخ می دهد "تمام جنگ ها غیر انسانی است".  آیا این پاسخ و قوت قلب دادن به خود بود. این مقاله در نشریه آتلانتیک چاپ شده است. رئیس جمهور ترومن هم، این منطق را به کار برد.

سال ها بعد، ژنرال ویلیام وستمورلند [52] این منطق را در خلال جنگ ویتنام به کار برد و گفت : "شرقی ها به میزانی که غربی برای زندگی هزینه های گزاف کرده اند، سرمایه نگذاشتند. زندگی فراوان است. زندگی در شرق ارزان است".  به بیان دیگر، ما به عنوان آسیایی ها برای زندگی مان ارزش قایل نیستیم، و بنابراین ما جهان سفیدپوست را مجبور می کنیم، تا بار سنگین نسل کشی ما را تحمل کنند.

و پس از ایشان، آقای روبرت مک نامارا [53] هستند، که یک سمبل موفقیت بودند، اول بعنوان برنامه ریز بمباران توکیو در سال 1946، که دویست هزار نفر را در حملات مختلف کشتند، و بعد به عنوان رئیس کمپانی فورد موتور، و بعد هم به عنوان وزیر خارجه امریکا در طول جنگ ویتنام که در آن سربازان امریکایی دستور یافتند که "هر جنبنده ایی را بکُشند" که در نتیجه آن سه میلیون ویتنامی جان خود را از دست دادند.

آخرین مشغولیت مک نامارا مراقبت از فقر جهانی بود که تحت ریاست بانک جهانی آن را دنبال کرد، در آخرین سال های عمر، در یک برنامه مستند توسط ارول موریس [54] که به نام ابر جنگ [55] او یک سوال دردناک پرسید : "در راستای خوب عمل کردن، چقدر باید شیطانی عمل کرد؟" [56]

 همچنان که شما هم باید جمع کرده باشید، من یک کلسیونر از این جواهرات هستم. اجازه بدهید رئیس جمهور اوباما را که یک لیست کشتار را دارد، را از لیست نیندازم، و مادلین آلبرایت، که جو بایدن اخیرا او را به عنوان "یک نیرو برای خوبی، عشق و نجابت برای آزادی" تعبیر کرد. وقتی از او در خصوص نیم میلیون بچه های عراقی که به دلیل تحریم های اقتصادی امریکا مردند، پرسیدند، پاسخ داد "من فکر می کنم این یک انتخاب سخت است، اما هزینه ایی، که ما در موردش فکر می کنیم، هزینه ایی گران تر است".[57]

ما از کجا هدایت می شویم؟ حتی افرادی از ما، که مستقیما با مردم اوکراین علیه تجاوز روسیه علیه کشورشان ایستاده، نمی توانند کمکی کنند، اما در شگفتی از شدت و ضعف تن صدا و مدل پوشش رسانه های غربی از جنگ اوکراین، و دولتمران نفس بند آمده، که به پوشش تجاوز امریکا و ناتو به عراق و افغانستان، که در آن صدها هزار تن از مردم کشته شدند. در همین ژانویه، تونی بلر بعنوان آتشی مزاج ترین پراکننده اخبار بی اساس در خصوص سلاح های کشتار جمعی ناموجود در عراق، که همین اخبار تجاوز به عراق را توجیه می کرد، و بهترین متحد رئیس جمهور جورج بوش کوچک، در این تجاوز بود، به دریافت نشان گارتر که بالاترین نشان سلطنتی انگلستان و قدیمی ترین نشان شوالیه دلاور [58] از دست ملکه، مفتخر شد.

تماشای مراسم تشییع ملکه، در روزی دیگر، مرا نزدیک به مرحله شوک برد، وقتی در حال صرف نوشیدنی بودم که یکی از سر اسقف ها، شبیه کسانی که تنها وفادار به ثروت و قدرتند، در حضور همه گفت ملکه الیزابت دوم، به خاطر "یک عمر خدمت گذاری"، همواره دوست داشته، و در خاطر خواهند ماند. فرزند ملکه، شاه جدید انگلستان، مالک ثروت و موقعیت او خواهد بود. زندگی شاهانه اش، توسط ثروت خصوصی اش، که بیشتر از میلیاردها دلار است، تامین نخواهد شد، بلکه این خرج ها از محل اموال عمومی، به وسیله مردم بریتانیا تامین خواهد شد، که به گفته روزنامه گاردین، میلیون ها نفر از آنها (به دلیل گرانی انرژی و تورم) از یک وعده غذایی خود صرف نظر می کنند، تا چراغ منزل خود را روشن نگه دارند. فهم این خاکساری و عشق مرموز مردم بریتانیا به سیستم پادشاهی شان، شاید برای ما و دیگر مردم جهان سخت باشد. شاید این باید به خاطر احساس هویت ملی، و یا غرور ملی است که باید از اقتصاد عوام الناس برداشته شود، اما اجازه دهید تا من، این افراط عوامانه را برای یک ثانیه یا دو ثانیه انجام دهم.

تحلیل اخیر روزنامه فایننشیال تایمز، این مطلب را در خود داشت که تفاوت برابری درآمد در امریکا و انگلستان، خیلی زیاد است، اینجا در انگلستان می توان جامعه را به "جامعه فقیر، و برخی خیلی ثروتمند" کلاس بندی کرد. آنان شبیه ما، کشورهای جهان سومیِ [59] متکی به صادرات مواد اولیه [60]، سطح ثروت ثروتمندان شان، سر به آسمان کشیده، و سطح ثروت فقرای شان از سطح دریا هم پایین تر افتاده است.

مطالعه اکسفام [61] در سال 2022 بیان می دارد که ثروت 98 ثروتمند هندی، برابر است با دارایی 552 میلیون فقیرترین مردم این کشور. در پاسخ به این گستاخی آکسفام، در اعلام این آمار، دفتر اکسفام در هند توسط دپارتمان درآمد های مالیاتی هند مورد هجوم واقع شد، و شاید در آینده بسته شود. شبیه آنچه برای دفتر سازمان عفو بین الملل، و سازمان های دیگر از این دست، که از دولت مودی انتقاد کرده اند، و بسته شدند.

همچنین این مطلب را بخوانید :  دفتر عفو بین الملل در هند بسته شد، انتقاد از انتقام دولت هند  

اگر ثروت شاه چارلز سوم انلگستان را در نظر بگیریم، ممکن است در برابر گوتام ادانی [62] شاید انسان مفلسی به نظر آید. او سومین مرد ثروتمند جهان، صاحب شرکت تایکون در ایالت گجرات هند، و دوست نارندرا مودی نخست وزیر است. ثروت ادانی 137 میلیارد دلار برآورد می شود. این ثروت در طول دوره همه گیری کرونا بارها چند برابر شد.

در سال 2014 وقتی برای اولین بار نارندرا مودی بعنوان نخست وزیر هند انتخاب شد، مودی از احمدآباد، شهر محل سکونتش، به دهلی را با جت اختصاصی ادانی پرواز کرد، در حالی که این هواپیما با نام و لوگی ادانی مزین بود. در طول نه سال حاکمیت مودی بر هند، ثروت هشت میلیارد دلاری ادانی در سال 2014 (سال ابتدای حکومت مودی)، به مقدار فعلی آن افزایش یافته است، افزایشی برابر با 129 میلیارد دلار. من فقط این را می گویم، لطفا شما به عمق معنی آن نروید. ثروت ادانی از معدنکاری ذغالسنگ، مدیریت بنادر و فرودگاه ها بدست می آید. در آخرین حرکت، او درگیر بدست آوردن اکثریت سهام ان.دی.تی.وی [63] تنها کانال مهم تلویزیونی ملی شده است، که همین امر، باعث انتقاد از رژیم مودی گردیده است. بیشتر رسانه های دیگر هند قبلا خریداری و بهای آن پرداخته شده است.

شرکت هایی که رشته کوه ها را منفجر می کنند، جنگل ها را از درخت خالی می کنند، صخره ها دریایی را از مرجان ها پاک می کنند. همچنین همزمان میزبان کنفرانس های "سعادت و خوشبختی" [64] ، رویدادهای ورزشی، فستیوال های فیلم و ادبیات هستند. پلتفرم هایی برای نویسنده های قهار، فراهم می کنند تا حمله به آزادی بیان را، در طی آن محکوم کرده، و بیانیه های التزام به صلح، عدالت و حقوق بشر را بنویسند.

و چیزهایی که نمی شد گفت، تمام شد.

نظام سرمایه داری در آخرین حرکت بازی شطرنج خود قرار دارد، مهره های زیادی برای بازی ندارد. بد بختانه هر چه آنها غرق می شوند، این سیاره را نیز با خود به زیر می برند. بین ستیزه گران اتمی، و شرکت های معدن کاری، یک مسابقه به سمت انتها در جریان است.

در این میان، برای مشغولیت های آشکار، اجازه دهید تمام نبرد، پیرامون اینکه چه خدایانی باید پرستیده شوند، چه پرچم هایی باید تکان داده شود، چه سرود هایی باید خوانده شوند، ادامه یابد. در شرایطی که شما را با حس افسردگی و حزن ترک می کنم، اجازه دهید ایمیلی را برای شما بخوانم، که در پاسخ به یکی از شنوندگان این مجلس نوشتم، که مرا به نرمی مورد انتقاد قرار داد. برای ابراز طنین مثبت انگاری و امید، وقتی من از خاطره گوری لانکش گفتم : اگر شما هیچ امیدی نداشتید، اجازه دهید همه بنشینند و تسلیم شوند، برای ما میلیون ها دلیل عالی، برای این که منفی نگر باشیم وجود دارد. به همین دلیل است که من توصیه می کنم، ما باید امید را طلاق دهیم، امید باید دیوانه، غیر منطقی و غیر قابل دسترس باشد.

در هر خطی که نوشتم، هر کلمه ایی که گفتم، آنچه حقیقتا گفته شد، این است که، ما برابر صفر نیستیم، شما ما را شکست نداده اید.

برای میلیون ها در جهان، که پشت به دیوار داده و ایستاده اند، این گفتار در خصوص امید، و یاس و ناامیدی، لاکچری است. حتی اینجا، در بخش تحتانی بوی بخار ثروت، در شهر لندن، دیدار کننده یک احساس نگرانی و بیم را می بیند، ارتعاش عدم آرامش را می بیند، صدای ریز و سنگین شکایت را از زیر قدم های شما، وقتی که یک قطار به سمت سکو روی می آورد، می شنود.

هیچ کدام از اینها، موضوعیتی در حادثه جنگ اتمی نخواهند داشت. این به سادگی ما را به اتمام خواهد رساند، اکنون زمانی برای دو طرف است که عقب بنشینند، و باقی دنیا قدم پیش بگذارند. آخر الزمان، بندی برای دومین شانس در خود ندارد.

منبع :  https://thewire.in/rights/arundhati-roy-stuart-hall-memorial-lecture

[1] - روی، آرونْداتی (۱۹۶۱)(Roy, Arundhati) نویسندۀ هندی. نخستین رمان او خدای چیزهای کوچک، برندۀ جایزۀ بوکر۱۹۹۷ شد. در بنگال به‌دنیا آمد، فرزند زنی مسیحی اهل ایالت کرالا و پدری هندو از مردم بنگال بود. در کرالا بزرگ شد و در مدرسۀ معماری دهلی تحصیل کرد؛ فیلم‌نامه‌هایی نیز نوشت، از جمله در آنچه ‌انی آن‌ را به آن‌ها داد (۱۹۸۸) و ماه برقی (۱۹۹۲). روی نخستین زن هندی برندۀ جایزۀ بوکر است، اما کتاب او بحث‌هایی را درپی داشت. این اثر موضوع محاکمه‌ای در کرالا بود، که در آن نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاقی عمومی متهم می‌شود. در این اثر او به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود پرداخته است. روی در اوت ۱۹۹۹ سخنگوی معترضان محیط‌زیست بود که برضد برنامه‌های دولت در ساخت سد سرور، بخشی از طرح درۀ نارمادا، مبارزه می‌کردند. این طرح، که تولید برق و آبیاری را فراهم می‌کرد، سبب آواره‌شدن ۳۰۰‌هزار نفر از مردمی بود که در درۀ رودِ نارمادا در هند غربی زندگی می‌کردند.

[2] - Arundhati Roy on Things that Can and Cannot Be Said: The Dismantling of the World as We Know It

[3] - استوارت هال (Stuart Hall  ۱۹۳۲ –۲۰۱۴) جامعه‌شناس، نظریه‌پرداز فرهنگی و فعال سیاسی مارکسیست بریتانیایی با تبار جامائیکایی، که به همراه ریچارد هاگارت و ریموند ویلیامز، به عنوان یکی از چهره‌های بنیانگذار مکتب فکری است که اکنون به عنوان مطالعات فرهنگی انگلستان یا مدرسه مطالعات فرهنگی بیرمنگام شناخته می‌شود.

[4] - John Cusack

[5] - Edward Snowden فاش کننده اسناد امریکایی در خصوص اقدامات آنها در دنیا

[6] - Daniel Ellsberg

[7] - The Satanic Verses کتاب مشهور سلمان رشدی که موجب شد حکم ارتداد وی صادر و مرگ او به جایزه گذاشته شود

[8] - Julian Assange یکی از افشا کنندگان اسرار

[9] - Clash of Civilisations نظریه ایی که توسط فوکویاما مطرح گردید و مقابل آن گفتگوی تمدن ها توسط سید محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران در سازمان ملل اعلام شد که مورد استقبال جهانیان قرار گرفت و آن سال به عنوان سال گفتگوی تمدن ها نام گرفت. تا فریاد صلح طلبی ایرانیان به گوش جهانیان برسد

[10] - Democracy versus Darkness

[11] - Nupur Sharma  سخنگوی حزب بی.جی.پی که در پی سخنان خود در خصوص همسران پیامبر اسلام از سوی حزب اخراج گردید و فعالیت او به تعلیق درآمد

[12] - tan se sar juda” (separate the head from the body) متاسفانه در ادبیات مسلمانان تنها چیزی که در برابر مخالف به نظرشان می رسد بریدن سرش هست که این تصویری بسیار بد از مسلمانان در دنیا ترسیم کرده است.

[13] - Gauri Lankesh روزنامه نگار و فعال سیاسی اهل ایالت کارناتاکا در جنوب هند متولد 1962 که در سال 2017 ترور شد. در زمان ترور او فردی برجسته در انتقاد از گروه های راستگرای هندو بود که همین امر انگشت اتهام این ترور را به تروریست های وابسته به گروه های هندوی افراطی برد. او مخالف ملیگرایی هندوتوا بود که برای پاکسازی هند از اغیار فعال است.

[14]- Dr Narendra Dabholkar متولد 1945 نویسنده، فعال اجتماعی که در سال 2013 در شهر پونا ایالت مهاراشترا ترور شد.

[15]Govind Pansare سیاستمدار چپگرای هندی متولد 1933، یکی بهترین نویسندگان به زبان مراتی، از حزب کمونیست هند، در سال 2015 توسط جوخه های ترور توسط دو موتور سوار از طریق شلیک گلوله کشته شد.

[16]M.M. Kalburgi از نویسندگان زبان کانادا، زبان ایالت کارناتاکا متولد 1938 ، 

[17] - رواندا به عنوان کشوری که در آن کشتار عظیمی در مسایل نژادی و فاشیستی انجام شد مشهور است

[18] - به واقع این منطقه به کمربند هندویی که زبان فرهنگ هندو و هندی دارند مشهور است که به واسطه تمرکز هندویسم افراطی روی فقه عدم مصرف گوشت گاو کشتار آنان در این رابطه که کسانی که این حکم شرعی هندویی را نقض می کنند را مورد شکنجه و کشتار قرار می دهند، از این منطقه به عمد کمربند گاو خطاب می کند.

[19] - منظور روحانیت هندوست که جمعیت توده هندو را علیه دیگر پنداشته شده و اقلیت ها همواره در سخنرانی های تند و آتشین خود تحریک می کنند. آنان هر جرم آشکاری حتی نسل کشی قسمتی از جامعه را از تریبون های مذهبی خود فریاد می زنند و سیستم قضایی و امنیتی هند با آنها کاری ندارد و تحت یک نوع آپارتاید و مصونیت هر حرفی را می زنند و هر کاری را انجام می دهند و کسی از آنها بازخواست نمی کند و جرات این را ندارد.

[20] -  Hindu Hriday Samrat نارندرا مودی که اکنون در زمان سروزیری ایالت گجرات در سال 2002 موجب کشتار اقلیت مسلمان با حمایت اعضای دولت او گشت به قصاب گجرات مشهور بود، اما او اکنون به این عنوان در مقام نخست وزیری خطاب می شود. او از هندوهای افراطی است که نقش زیادی در به قدرت رسیدن حزب بی جی.پی در سال 2014 داشت، 

[21] - بنایی تاریخی از دوره اسلامی در دهلی که مراسم بزرگداشت روز ملی هر ساله در مقابل آن برگزار می شود

[22] - Dalit and Adivasi پایین ترین طبقه در بین جامعه طبقاتی هندو که طبق شرع مذهب هندویی نجس انگاشته شده و ارتباط با آنها ناپاکی می آورد و کفاره دارد، زیرا آنها در وجود خود ناپاکی هایی ذاتی دارند که به شما در خلال این ارتباط منتقل می شود.

[23] - Brahmin جامعه روحانیت هندو، که بالاترین طبقه در بین طبقات باستان هندو قرار دارند.

[24] - good sanskar’ (good upbringing)

[25] - the Central Bureau of Investigation یکی از سازمان های امنیتی هند وابسته به حاکمیت مرکزی هند.

[26] - the ‘Sangh Parivar’ مجمعی از گروه های هندوی افراطی که حول فلسفه هندوتوا و ملیگرایی هندویی تجمع یافته و اکنون شاخه سیاسی این گروه ها حزب بی.جی.پی قدرت را در این کشور در دست دارد.

[27] - Teesta Setalvad متولد 1962، فعال حقوق بشری و روزنامه نگار هندی، که در جریان پیگیری حقوق اقلیت مسلمان اقدام به فعالت کرد و طعمه نفوذ هندوهای افراطی در سازمان های امنیتی و سیاسی هند شد و به خاطر اقدامات خود توسط سازمان های ضد تروریسم دستگیر و در سال 2022 زندانی شد.

[28] - Citizens for Justice and Peace

[29] -  Elite Capture

[30] - the philosopher Olufemi O. Taiwo

[31] - Micro-Elite Capture

[32] - Macro-Elite Capture

[33] - PEN

[34] - Mike Davis

[35] - the Great Victorian Holocaust

[36] - yoga asana

[37] - Barbara Tuchman

[38] - The Guns of August

[39] - Timothy Snyder

[40] - de-Nazification

[41] - Alexander Dugin

[42]- Alexander Prokhanov

[43] - Ancient Rus

[44] - Volodymyr/Valdemar

[45] - the ancient Promised Land

[46] - the Nation-State of the Jewish people

[47] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)

[48] - Akhand Bharat یا Akhand Hindustan که مفهومی شامل کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، نپال، بوتان، سری لانکا، مالدیو و میانمار است که به عنوان یک ملت در نظر گرفته می شوند.

[49] - partial mobilisation

[50] - Karl K. Compton

[51] - MIT

[52] - William Westmoreland

[53] - Robert McNamara

[54] - Erroll Morris

[55] - he Fog of War

[56] - How much evil must we do in order to do good?

[57] - I think that is a very hard choice, but the price, we think, the price is worth it.

[58]- Order of the Garter

[59] - Third Worlders

[60] - Banana Republics

[61] - Oxfam

[62] - Gautam Adani

[63] - NDTV

[64] -‘happiness conferences

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

هند دهه هاست با فراز و فرودهایی زیادی، درگیر پدیده مخوف و دهشتناک ملیگرایی مذهبی افراط گرایان هندو است، که اقلیت ها را به عنوان "دیگران" در جامعه خود تعریف کرده (حال آنکه تنها در بُعد مذهبی، اقلیت مسلمانان نزدیک به یک پنجم جمعیت بیش از یک میلیارد نفری هند را تشکیل می دهند، دیگر جوامع مذهبی به کنار)، و تمام آنچه در توان دارند، را در محدود سازی اقلیت ها روا می دارند، اخیرا نیز آشکار و رسمی، سخن از کشتار نژادی و پاکسازی قومی آنان است، حزب BJP و یا "بهارتیا جاناتا پارتی" که خود شاخه سیاسی گروه مادر، یعنی RSS تلقی می شوند، و قدرت را به صورت یکپارچه در دهلی نو، از آن خود کرده است، تحت رهبری و زعامت آقای نارندرا مودی، که اکنون چند سالی است، در مقام نخست وزیری هند قرار دارد، فشارهایی را قانونی و غیر قانونی علیه هرگونه مخالف و یا معترض به این شرایط و روند موجود اعمال می نمایند.

و هند سکولار، دمکرات و کثرتگرا، به سمت یک دیکتاتوری مذهبی تک قرائتی هندویی که ایده های آن را ایدئولوگ های گروه RSS تعیین می کنند، در حرکت است، که این ایده مخوف تا کنون پایه های قانون اساسی انقلابی آن کشور را سست کرده، و می رود تا عرصه را بر تنوع فرهنگی، مذهبی و فکری هندیان تنگ کند، و ارزش های سکولار، کثرت گرا و دمکرات بزرگترین دمکراسی جهان را استحاله و دگرگون نماید.

جنبش هندوتوا یا ملیگرایی هندویی که گروه RSS آن را راهبری می کند، می رود تا از طریق انقلاب در انقلاب، دستاوردهای قیام استقلال طلبانه و آزادیخواهانه و ضدخشونت مهاتما گاندی (رهبر انقلاب هند علیه سلطه بریتانیا) و همکارانش در حزب کنگره، و نتایج درخشان آن کار جمعی مردم هند در آن حرکت بزرگ را گام به گام استحاله کرده، و یک نوع بازگشت به شرایط طبقاتی ظالمانه که در دوره باستان، در هند ساری و جاری بود را دوباره تجربه کنیم، که در طی آن طبقات منحل شده اجتماعی، که به واسطه ممنوعیت های زمان حاکمیت بریتانیا و به دنبال آن قوانین ناشی از انقلاب 1947 هند بدست آمد، و در قانون اساسی و عمومی هند، به عنوان اصول سکولار، دمکرات و کثرت گرایی و... لغو امتیازات طبقاتی و... شدند را به شیوه ایی خزنده و تدریجی به جایگاه های ظالمانه خود، با حقوق مندرج در فرهنگ باستانی هندویی، احیا و باز گرداند. مهمترین طبقه ایی که در این فرایند احیا می شود، طبقه روحانیون هندو یا جامعه برهمنان است، که اکنون در گروه های مختلف زیر گروه این تفکر، دست برتر را دارند، و در واقع صحنه گردان اصلی این حرکت هستند، این روند معترضینی دارد که یکی از آنان جامعه طنز پرداز هند است که در این مقاله به قلم پرفسور شمس الاسلام، به شباهت های برخورد با طنزپردازان بین حاکمیت هندوهای افراطی، و نازی های هیتلری در آلمان پرداخته می شود:

 

آیا هند مسیری را طی می کند که نازی ها در آلمان پیمودند؟

حکام و طبقه سردمداران هندی مدهوش از شراب قدرت، همچون دیگر هم قطاران جهانی اشان، شقاوتبار در منکوب و سرکوب هر اپوزیسیونی، که مقابل شان قرار گیرد عمل می کنند.

نویسنده : پورفسور شمس الاسلام [1] پنجم مارس 2021

 

چیزی را نشنو، چیزی را نبین و چیزی را نگو

(به او) دروغ گفته، در معرض خطر قرار گرفته، غارت شده، فریب داده شده

به سمت مسیرهای کوچه باغ، و در کوچه های تاریکی هدایت کن

چیزی را نشنو، چیزی را نبین و چیزی را نگو

(بخشی از یک قطعه موسیقی در سال 1982، اجرا توسط گروه موسیقی Discharge) [2]

حکام و طبقه سردمداران هندی مدهوش از شراب قدرت، همچون دیگر هم قطاران جهانی اشان، شقاوتبار و ظالمانه در منکوب و سرکوب هر اپوزیسیون و مخالفی، که مقابل اعمال غیر مجازشان قرار گیرند، عمل می کنند. این نه تنها خصوصیت حرکت های انبوهه هاست، اما در اینجا حتی بیان ادبیات مخالفت، و به شیوه کمدی هم شامل برخورد آنان می شود.

 بر حسب مطالب مندرج در کتاب "دایره المعارف بریتانیکا" هجو و طنز گویی یک شکل از هنر است : "عمدتا در شکل ادبی و دراماتیک است، که انسان ها یا افراد کنهکار، احمق، دارای نقطه ضعف، و مورد سو استفاده واقع شده ها، و به صورت جمعی و فردی با استفاده از روش های ریشخند، مسخره کردن، ادا و اصول در آوردن، طعنه زدن، مضحکه، کاریکاتور کشیدن، و دیگر روش ها مورد سرزنش قرار می گیرند، در این هنر به دنبال تحریک به سمت یک تغییر اجتماعی با استفاده از این پتانسیل هستند".

در بعضی مواقع نیز طنز قالب هنر اجرا به خود می گیرد، در آن از افراد شریر، احمق، مورد سو استفاده واقع شده، و افراد دارای نقطه ضعف، استفاده می شود، تا بدین وسیله گروه ها، شرکت ها، دولت های مدنظر توسط طنز پرداز به تمسخر گرفته شوند، و به سمت ایجاد جوامع قدرتمند، حرکت گردد. تاریخ مدرن هند شاهد محنت ها و سرکوب کمدین ها و طنزپردازان به صورت عادی و ساری و جاری بوده است، مدارک آن به صورت گسترده ایی در اسناد باقی مانده از دوره حاکمیت بریتانیایی ها در هند (قبل از 1947) به جای مانده است.

در اسناد باقی مانده از زمان حکمرانی حکام خارجی حاکم بر هند، که در مرکز اسناد ملی هند [3] در دهلی نگهداری می شود، یک بخش مجزا وجود دارد که از آن به عنوان "ادبیات تبعیدی" [4] نام گذاری شده است، که شامل صدها کتاب، مقاله، جوک، شعر، نمایشنامه است که در دوره حکام بیگانه حاکم بر هند، ممنوع اعلام شده بودند. منابعی از متون ادبی ممنوع شده که نشان می دهد، 138 متن به زبان هندی، و 68 مورد به زبان اردو، به صورت مجزا توسط این حاکمیت ها ممنوع اعلام شدند. با نظرداشت متون نوع شعر، 264 اثر به زبان هندی، و 58 مورد به زبان اردو، این متون به تبعید و در نتیجه به حاشیه فرستاده، و انتشار ممنوع اعلام گردیدند.

در این مرکز همچنین مواردی از ادبیات تبعیدی که به زبان انگلیسی و دیگر زبان های محلی هندی نگاشته شده اند نیز، نگهداری می شود. قابل گفتن است که حکام بریتانیایی مرکز اسناد منطقه ایی نیز تاسیس کرده بودند، که شامل تعداد بسیاری از متون ادبی ممنوع شده در دیگر زبان های مختلف رایج در هند است. 

غمگینانه این که، هند استقلال یافته (بعد از غلبه بر حکام بریتانیایی) نیز، شاهد ادامه ایپدمی عدم تحمل ادبیات و کارهای هنری از این نوع بوده، که ممنوع شدند، و نویسندگان و هنرمندان آن یا در زندان هستند و یا مجبور به مهاجرت به دیگر کشورها گردیدند.

آزار و اذیت به چنین افراد و اقشاری از جامعه هند، با روی کار آمدن دولت آر.اس.اس – بی جی پی (هندوهای افراطی) به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) در سال 2014، شدت و گسترش یافت، غیر طبیعی و تعجب آور نیست که آقای مودی شخصی با مشخصه مشهور تنفر از دمکراسی (مردم سالاری) بروز کرده است، چرا که او بعنوان یک شخصیت بارز ملیگرای هندو [5] ، تحت نفوذ و درس آموخته مکتب ایدئولوژیک، رهبر شاخص و مبرز RSS آقای ام.اس. گولوالکار [6] هستند. چنین تنفری از دمکراسی و مردم سالاری ناشی از عقایدی است که جناب گولوالکار در خلال سخنرانی خود در جمع 1350 نفر از کادرهای رده بالای گروه آر.اس.اس در مرکز ریاست گروه RSS در رامش باغ [7] در سال 1940 بیان داشت :  

"آر.اس.اس ملهم از یک پرچم، یک رهبر، یک ایدئولوژی، و روشن کننده چراغ تفکر هندوتوا [8] ، در اقصی نقاط این سرزمین بزرگ است". [9]

با چنین رویکرد و تفکری است که حاکمیت شش ساله اخیر نارندرا مودی بر دولت مرکزی، برای هنرمندان اهل طنز و کمدین های هند یک دوره دردناک و رنج زا بوده است. طنز نویس های بلند آوازه ایی همچون کونال کارما [10]، منور فاروقی [11] ، تانمای بات [12] ، اگریما جوشا [13] ، کیکو شاردا [14] و کاپیل شارما [15]  که طنزهای را در مورد (شخصیت، رفتار و سیاست های) نارندرا مودی، آمیت شاه [16] ، فساد و اختلاس، ریا و سالوس مابی عناصر مذهبی هندو، سکوت و بی عملی دستگاه قضا، به خصوص دادگاه عالی هند در مقابل حملات خشن و تجاوز (دولت افراط گرای هندو و...) به بندهای مدافع وجه دمکرات – سکولار و کثرت گرا در قانون اساسی هند، حقوق بشر، دستگیری های گسترده با سو استفاده از قوانین ضد ترور، به اشتراک گذاشتند، و در مقابل با درجه بالایی از خشونت علیه خود مواجه شده، و می شوند، و تعدادی از آنها دستگیر شدند؛ حتی برخی از این هنرمندان توسط عناصر غیر مسئول (لباس شخصی های) وابسته به رهبران مذهبی و حاکم هندو، به صورت گروهی و فردی شکنجه شدند، و زنان هنرمندی هم هستند که توسط عناصر متعصب وابسته به تفکر هندوتوا، حتی به تجاوز جنسی، و ضرب و شتم فیزیکی تهدید شدند.

این عجیب و بغرنج نخواهد بود که زعامت و نخست وزیری آقای نارندرا مودی، به نوع حکمرانی هیتلر در آلمان منتسب می شود، که در رابطه با اهل هنر طنز هر دو این چنین برخورد کرده و می کنند.

 

کمدین ها و اهل طنز ممنوع شده در حکومت نازی ها در آلمان

کمدی و طنز در هر شکلی که رهبری و رژیم نازی را هدف بگیرد، مشمول ریسک بزرگی شده، و نتایج جدی را متوجه اهل هنر کرده، و حتی به مرگ و اعدام طنزگویان منجر می شد. در آرشیو سازمان مخوف اطلاعات و امنیت نازی ها [17] و هیتلر جوک های سیاسی ثبت شده است که توسط آلمان ها ساخته و منتشر می شد. برخی از این طنزهای سیاسی ارزش دانستن را دارند :

"چه تفاوتی بین خورشید و هیتلر هست؟ خورشید از شرق طلوع می کند، اما هیتلر در شرق می رود (در شرق سقوط می کند)".

"چه تفاوتی بین هند و آلمان هست؟ در هند یک شخص (مهاتما گاندی) به جای همه ی مردم گرسنگی می کشد، در آلمان همه مردم برای یک شخص (هیتلر) گرسنگی می کشند".

زارا لندر (یک خواننده مورد اقبال در حکومت نازی ها در آلمان) هر روز به مراکزی احضار می شد، چرا؟ چون او مرتب می خواند که "می دانم روزی یک معجزه رخ خواهد داد".

بذله های زیر که در مورد هیتلر گفتند، فردی از شهر فرانکفورت را به دو سال زندان در سال 1943 فرستاد، چرا که گفته بود :

"او کسی بود که مثل روس ها حکومت می کرد

موهایش را به شیوه فرانسوی ها مرتب می شد

سیبیل هایش را در مد انگلیسی ها قرار می داد

و خودش در آلمان متولد نشده بود

او قصابی، به شیوه رومیان را به ما می آموخت

از همسران ما درخواست به دنیا آوردن بچه های زیادی می کرد

اما خودش نمی توانست حتی یک فرزند بیاورد

او رهبر آلمان بود".

یک کشیش کاتولیک به نام پدر جوزف مولر، در ماه جولای 1944 به خاطر به زبان آوردن داستان زیر به مرگ محکوم و اعدام گردید :

"سرباز مجروحی در بستر مرگ درخواست کرد که برای آخرین بار می خواهد کسانی را ببیند که زندگی اش را به اینجا ختم کردند. پرستاران عکس پدر آلمان (هیتلر) را در سمت راست او قرار دادند. سپس عکس اچ.وی گورینگ (فرمانده نیروهای نظامی هیتلر) را در سمت چپ او قرار دادند، آن حال، سرباز گفت که اکنون مثل عیسیِ مصلوب بین دو مجرم خواهم مرد". [18]

خانم پاپسه پانو [19] ، بازیگر سرشناس که در مقابل سرکوب اهل طنز به واکنش برخواسته بود در یک توئیت در 4 فوریه 2021 نوشت :

"اگر یک توئیت وحدت شما را به جغ جغ می اندازد، یک جوک اعتقاد شما را سست می کند، یا اجرای یک هنرمند، اعتقادات مذهبی شما را به لرزه می اندازد، پس این شما هستید که باید روی ضعف سیستم ارزشی خود کار کنید و آن را تقویت کنید، نه اینکه برعکس، خود معلم تبلیغ دیگران شوید".

به دنبال این توئیت، زمان زیادی نگذشت تا "به او درسی بیاموزند". و در تاریخ سوم ماه مارس سال 2021 محل زندگی و دفترش به وسیله افسران سازمان های اطلاعاتی دستگاه اداری مودی مورد هجوم و بازرسی قرار گرفت، و این عملیات تا 24 ساعت ادامه یافت. او تنها فرد نبود که با چنین هجومی مواجه شد، بلکه محل زندگی و دفتر کار دو کارگردان معتبر و مشهور دیگر به نام های انورانگ کشیاپ [20] و ویکاس بال [21] نیز به همین شیوه زیر ضربه سازمان های اطلاعاتی رژیم مودی قرار گرفتند. جرم هر دوی آنان بیانی مخالفت با اقدامات ضد مردمی پلیس دولت آقای مودی بود.

با این حجم داستان هایی که از سرکوب نازیوار اهل طنز و هنر، دولت آقای مودی از خود بر جای می گذارد، زمان دوری نخواهد گذشت که هند به معلم و مدرس جهانی سرکوب تبدیل شود!

 

[1] - این مقاله توسط پرفسور  Shamsul Islam از اساتید دانشگاه دهلی در تاریخ 5 مارس 2021 منتشر گردید که اصل این مقاله را در آدرس  https://gaurilankeshnews.com/is-india-following-the-path-of-nazi-germany/ می توان یافت

[2] - بندهای این موسیقی اشاره هایی دارد به شیوه و متد برخورد با قربانیان گروه های هندوتوا در هنگام افتادن این طعمه ها به چنگ، که گفته می شود موقع تنبیه آنان صدای ضجه آنها را نشنو، با آنها هنگام تنبیه همنوا نشو، او را به مکان های خلوت ببر و ...  که بالاترین حد خشونت، حتی در مورد کودکان را تجویز می کند و به آنان آموزش می دهد :                                                                      Hear nothing

See nothing

Say nothing

Lied to,

Threatened

Cheated and deceive

Led up garden paths and into blind alleys

Hear nothing see nothing say nothing

در قسمت دیگری از این موسیقی خوانده می شود که :     چیزی نشنو، چیزی نبین و چیزی نگو     -  خواب آشفته و خشن ادامه یابد     - آخرین حد حمام خون    -   اعتراض، و مشاهده اعتراض قربانی -  من در این ثبت نام نمی کنم -  نوشیده از شراب قدرت    - در همین حال  -  یک جهنم روی زمین   -   گریه هایی برای کمک     -    احتمال نابودی زندگی   -  سوال :  حتی بچه ها؟   - پاسخ :  و بچه ها  هم   -  سرخی خون روان   -  آزادی بیان برای افراد گنگ و لال  -  پایان    

[3] - the National Archives of India [NAI]

[4] - Proscribed literature

[5] - Hindu nationalist

[6] - MS Golwalkar رهبر و بنیانگذار گروه آر.اس.اس که در دهه 1930 زمانی که مردم هند در حال مبارزه با بریتانیایی ها بودند و استقلال هند را دنبال می کردند او ایدئولوژی هندوتوا یا همان ملیگرایی هندو را بنیان نهاد.

[7] - Resham Bagh

[8] - Hindutva تفکری که معتقد است هند به مذهب هندو شناخته شده و تعلق دارد و اینجا سرزمین هندوهاست و باید همه هندو باشند، ادیان وارداتی از جمله اسلام، مسیحیت، پارسیان، یهودیان و.... باید یا به هندوها بازگردند و یا این سرزمین را ترک کنند و...

[9] - [MS Golwalkar, Shri Guruji Samagar Darshan (collected works of Golwalkar in Hindi), vol. 1, Bhartiya Vichar Sadhna, Nagpur, p. 11.]

[10] - Kunal Kamra

[11] - Munawar Faruqui

[12] - Tanmay Bhat

[13] - Agrima Joshua

[14] - Kiku Sharda

[15] - Kapil Sharma

[16] - Amit Shah نفر دوم در دولت حزب بی جی پی به نخست وزیری آقای نارندرا مودی

[17] - SD (Sicherheitsdienst des Reichsführers-SS),

[18] - [Haste, Cate, Nazi Women: Hitler’s seduction of a nation, Channel 4 Books, London, 2003, pp. 207-8.] اشاره ایی است به حادثه شام آخر که عیسی بین دو تن از حواریون خود، که او را به دشمنانش لو داده بودند، نشست و آخرین شام خود را خورد و دستگیر و اعدام شد

[19] - Taapsee Pannu,

[20] - Anurag Kashyap

[21] - Vikas Bahl

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

اکنون در کنار مرزهای شرقی ما در پاکستان، بنیادگرایی مذهبی اسلامی، هم در داخل پاکستان جنایت می آفریند و هم در افغانستان سیل افراد وابسته به گروه طالبان و دیگر گروه های تروریستی بین المللی از این نوع، را به جان مردم این منطقه انداخته، و ریشه صلح و امنیت در آسیای میانه و افغانستان را مورد هدف، و خطر جدی قرار می دهد،

بنیادگرایی هندویی نیز کمی آنطرف تر در هند، ریشه های خود را هر روز محکم تر می کند، و در نتیجه آن صلح منطقه ایی و البته همزیستی جهانی را با خطر مواجه خوهد کرد.

ایالت گجرات نمونه خوبی برای ارزیابی شرایط سیاسی و رویکرد هند در این ارتباط باشد، همانگونه که مهاتما گاندی رهبر بزرگ انقلاب هند و الگوی مبارزه مسالمت جویانه در جهان، اهل این ایالت بود و حرکت سیاسی خود را از آنجا آغاز کرد، و حزب کنگره را با ارزش های انسانی بر هند مسلط نمود، اکنون رقیب فکری و سیاسی گاندی بزرگ، آقای نارندرا مودی نیز در این ایالت سروزیر شد، و در ادامه، خیزش خود را برای به قدرت رساندن حزب BJP در کل کشور از آنجا استارت زد، و هر دوT در این حرکت خود موفق بودند!

تفکر هندوتوا به عنوان دکترین مسلط بر جریان بنیادگرایی هندوی افراطی، که چند سالی است، قدرت را زیر پرچم حزب BJP در هند به دست گرفته اند، به سمت سست نمودن قواعد و قوانین اساسی حاصل از انقلاب 1947 هند به رهبری مهاتما گاندی و دیگر رهبران برجسته حزب کنگره همچون جواهر لعل نهرو، حرکت نموده و این حزب با تهی کردن جامعه هند از دستاوردهای اصلی انقلاب هند، همچون دمکراسی، سکولاریسم، تکثرگرایی و... را که حاصل زحمت انقلاب و مردم هند علیه استبداد داخلی و سلطه خارجی بریتانیا بر هند بود را، که در قانون اساسی این کشور به طرز مناسبی جایگذاری شده بود، و بعد از استقلال حضوری پررنگ داشت، را در حال کمرنگ نمودن، و نابودی است، و علنا رهبران این حزب اعلام داشته اند که وقتی اکثریت مردم هندو هستند چرا باید کشور سکولار و تکثرگرا باشد. [1]

تقابل این حزب در ایالت گجرات، با دیگر مخالفین خود، نمونه ایی از وزن کنونی این حرکت خطرناک ملی گرایی مذهبی است که عرصه را بر دیگران تنگ می کند و می رود تا اژدهایی از خشنونت و تحمیل را بر قریب به یک هفتم مردم جهان که در هند زندگی می کنند، فراگیر و مستحکم نماید. اقلیت های زیادی در این کشور در این روند کشته، بی خانمان و آواره شده اند و یا اکنون به لحاظ فکری و عملی تحت فشار تفکر هندویی متعصب قرار دارند.

این گزارش به آخرین نشست رهبران حزب بی جی پی در ایالت گجرات اشاره دارد که برای ما نیز درس آموز خواهد بود.

گجرات : نشست هسته سخت هندوتوا، در زمانی که حزب BJP حس انتخاباتی به خود گرفته است [2]

بیانیه حزب BJP اقدام به محکومیت همه "طرفداران دروغین سکولاریسم که از فرایند ساخت معبد رام حمایت نمی کنند" پرداخت و اعلام کرده که حزب کنگره [3] در زبان چینی ها و پاکستانی ها سخن می گوید.

 

وزیر دفاع هند آقای راجنات سیگ [4] ، سروزیر ایالت گجرات ویجای روپانی [5]

و دیگر رهبران حزب  بی.جی.پی  در نشست این حزب در شهر کوادیا [6] به تاریخ دوم سپتامبر 2021 

احمدآباد: هندوتوای [7] مهاجم با بازوانی بیشتر به ایالت گجرات [8] باز گشتند. که این به دلیل اولین روز نشست اعضای اجرایی حزب بی جی پی [9] است، که وزیر دفاع هند آقای راجنات سینگ روز پنج شنبه در شهر کوادیا در آن شرکت کرد.

از آنجا که تا انتخابات مجلس تنها 16 ماه باقی است، روشن بود که حزب بی جی پی نیز شروع به کسب آمادگی نماید، تا در ایالت گجرات بهتر ظاهر شود، مشی این حزب بر این امر قرار گرفته که بهتر از گذشته در گجرات ظاهر شوند، چرا که این ایالت هند به نوعی به عنوان، قلمرو انحصاری حزب بی جی پی تعریف می شود.

در کوادیا، شهری که مجسمه وحدت هند، در آن ایستاده است، هر سخنرانی بارانی از تشکر را بر نخست وزیر هند نارندرا مودی سرازیر خواهد کرد – که از او بعنوان برادر نارندارا یاد می شود - ، تشکر برای همه چیز از "ریشه کنی تروریسم" [10] تا "احیای اعتماد به نفس هند، و احیای غرور ملی در سطح کشور"، و البته برداشتن بند 370 قانون اساسی [11] ، پایه گذاری راهی که به ساخت معبد خدای رام در آیودیا [12] منتهی خواهد شد.

این ها شواهدی است که نشان می دهد حزب بی جی پی همچون سابق و در انتخابات سال 2017، به همان شعارهای سابق همچون توسعه و پیشرفت [13] و روزهای خوش [14] تکیه خواهد کرد، و از همان شعارها برای تجدید حرکت خط هندوتوا در انتخابات آینده به شدت استفاده خواهد کرد.

هفتم سپتامبر رییس حزب بی جی پی در ایالت گجرات آقای سی.آر. پاتیل، عنوان داشت که به مناسبت هفتاد و یکمین سالروز تولد نخست وزیر مودی، مراسم نیایش [15] خاصی در هفت هزار و یک معبد خدای رام، در تمام نقاط ایالت گجرات برگزار می شود. پاتیل ادامه داد اگر معبد رام نتوانستید بیابید، تنها تصویری از خدای رام را مقابل خود قرار داده و این نیایش را بجای آورید.

مودی ریشه تروریسم را خشکاند : راجنات

راجنات سینگ عنوان داشت :"نه تنها مودی عزیز ریشه تروریسم را خشکاند (در کشور)، بلکه اکنون هند در مسیری است که به یکی از صادر کنندگان سلاح تبدیل شود. در حقیقت امسال هفده هزار کرور [16] ارزش صادرات نظامی داشتیم". او اعلام کرد که در حقیقت حزب بی جی پی نزدیک به 26 سال است که در ایالت گجرات در قدرت است – تنها با یک وقفه کوتاه در بین آن – و این خود موید علاقه مندی به این حزب است، "آنچنان که دیگران می گویند، ما بهره مدیریت [17] خود را نبردیم، ما انتخابات را بردیم به این دلیل که مردم ما را می خواهند، و مردم به ما اعتماد دارند". راجنات سینگ وزیر دفاع هند این مطلب را در میان تشویق شدید حضار بیان داشت.

حزب کنگره به چینی و پاکستانی سخن می گوید

شاخه ایالتی حزب بی.جی.پی قطعنامه ایی در این نشست صادر کرد که : "تحت دینامیک قدرتمند و توسعه ایی رهبری آقای نارندرا مودی، حزب بی جی پی به پیش می رود تا یک هند امن و امان، مملو از اعتماد به نفس و با غرور ملی بنیاد نماید".

این بیانیه از نخست وزیر برای برداشتن تمام این قدم ها برای ساختن هند به عنوان الگو و یک رهبر جهانی، تقدیر شد؛ و نسبت به برجسته سازی تمام اقداماتی که توسط حزب بی جی پی، برای قدرتمند سازی زنان انجام شده است، اشاره گردید، [18] به خصوص آن اقداماتی که در رابطه با قدرتمند سازی زنان مسلمان در هند انجام شد که اشاره دارد به قوانینی که دولت هند علیه قانون اسلامی "سه طلاقه کردن" زنان تصویب کرده است.

این بیانیه به صورت رسمی از "نخست وزیر برادر نارندرا" به خاطر "به حقیقت پیوند دادن آرزوی سراسری هندی ها که همانا ساختن معبد بر جایگاه تولد خدای رام است، تشکر و قدردانی نمود".

شاخه اجرایی حزب بی جی پی در ایالت گجرات در بیانیه خود "همه سکولار نمایانی که از ساخت معبد رام در آیودیا حمایت نمی کنند و در این مورد دروغ پراکنی می کنند" را محکوم کرد؛ این بیانیه اعلام داشت که احزاب اپوزیسیون به شدت سعی می کنند "هندی ها را اغوا کرده" و علیه دولت مودی به خاطر حذف قانون 370 که به جامو و کشمیر موقعیت خاص می داد، برانگیزاند.

بیانیه مذکور نوشت که حزب کنگره "به زبان چینی ها و پاکستانی ها" سخن می گوید،

به نظر می رسد که این بیانیه قرار است توسط شاخه های حزب بی.جی.چی در سراسر هند به نوعی بعنوان یک متن حزبی منعکس شود.

 

اعضای حزب بی جی پی در نشست شاخه های اجرایی حزب در ایالت گجرات

نشست کوادیا دوم سپتامبر 2021

Photo: Twitter/@Bhupender Yadav

ارابه قدرتمند انتخابات به حرکت در آمده است

در کنار حرکت گروه های هندوتوا، شواهدی موجود است که حزب بی جی پی ماشین قدرتمند انتخاباتی خود را برای یک بمباران تبلیغات انتخاباتی در ایالت گجرات به حرکت در آورده است؛ رییس حزب بی جی پی در ایالت گجرات آقای سی.آر. پاتیل که خود بهترین عملکرد را در سطح ملی، در جریان انتخابات مجلس ملی هند (لوک سابها) گذشته داشته، و به عنوان "پدر اتاق مدیریت" در ایالت گجرات محسوب می شود، عنوان داشت که اعضای اجرایی حزب باید به سمتی هدایت شوند که خود هر یک فعال باشند و در شبکه های مجازی اجتماعی و در نشست ها با مردم مسایل آنان را حل کنند.

او عنوان داشت که : "ما آماده مبارزه انتخاباتی در هر انتخاباتی هستیم، حتی در انتخابات بخش صنعت، ما در زیر پرچم حزب، مبارزه انتخاباتی خواهیم کرد، و همچنین از همانجا دستورات انتخاباتی را صادر خواهیم کرد. از این جهت است که ما متعهد و متضمن برای پیروزی همه شما هستیم".

 در تبلت هایی که به فعالین حزب بی جی پی در این اجلاس داده شد، حزب برنامه و نحوه اجرایش را ارایه داد. در محتویات این تبلت همچنین گذری به تاریخ گروه RSS و حزب BJP ارایه زده بود، داده های دیگر موجود در این تبلت، شامل متن سخنرانی نمایندگان حزب بی جی پی در مجلس ملی هند، و مجلس ایالتی گجرات نیز بود، و پاتیل قول داد که ده هزار تبلت دیگر نیز بین اعضای حزب تقسیم نماید.

یکی از رهبران حزب کنگره (رقیب اصلی بی جی پی در هند) برای وایر [19] روشن ساخت که حزب بی جی پی برای انتخابات سال 2022 وارد آمادگی انتخاباتی شده است، در حالی که "ما حتی رییس حزب در سطح ایالت و ملی نداریم و حتی کنگره دبیرکل نیز ندارد".

حزب بی جی پی درست شبیه انتخابات گذشته، که بزرگترین حزب تاریخی هند (کنگره)، در حالی وارد جنگ انتخاباتی شد که دچار تفرقه و تصمیمات ناپخته سیاسی شده بود، احساس خطری از ناحیه حزب کنگره نمی کند.

یکی از وزرای ارشد حزب بی جی پی به وایر عنوان داشت که :  "حزب کنگره انتشار یادداشت های مطبوعاتی خود را کاهش داده است. آنان حضوری در گجرات ندارند و چیز چشمگیری در آنجا به جای نگذاشته اند. آنها حتی روزنه تنفسی هم در گجرات ندارند. حضور حزب کنگره در ایالت گجرات، از قبال ایتالیایی ها و امریکایی هاست تا اهالی گجرات".

حضور حزب مردم عادی [20] به نظر می رسد نزد مردم گجرات پیشرو تر از حزب کنگره در این ایالت هست، چه در بین مردم دهات و چه شهر. بنابراین به نظر می رسد این حزب در ایالت گجرات به چالش با حزب BJP برخیزد، تا حزب کنگره.

 

رییس حزب بی جی پی و دیگر رهبران ارشد در زمان مبارزات انتخاباتی

برای انتخاب اعضای بدنه انتخاباتی در احمد آباد مرکز ایالت گجرات هند

بازگشت به ریشه ها

بوق حرکت برای بازگشت تهاجمی و راهبردی هندوتوا به صدا در آمده است. ایالت گجرات همواره لابراتواری برای تمامی تمرینات و تجربیات تمام گروه های وابسته به گروه های هندویی افراطی موسوم به جبهه هندتوا که به گروه های "زعفرانی" در کل کشور مشهورند، بوده است.

به استثنای فساد اداری، حوادث دردناکی که مسبب آن انسان بود یا طبیعت، و مورد اخیر آن کاهش ارزش پول، بحث ارزاق عمومی، و اختلاس خرید سلاح های کمپانی رافائل، همه گیری کرونا، ایالت گجرات از سال 1995 تا کنون به نفع حزب بی جی پی رای داده است،و آن موقعی بود که کشابای پاتیل [21] دولت اکثریت را در این ایالت تشکیل داد. یک وقفه کوتاه نیز وجود داشت آن هم موقعی که شنکر سینگ واگلا [22] به حزب خود یعنی بی جی پی معترض شد. حزب بی جی پی با حمایت خارج حزبی، از حزب کنگره بر گجرات حاکمیت خود را در سال 1997 ادامه داد. بعد از آن کشابایی پاتیل دوباره با یک اکثریت به عنوان سروزیر ایالت گجرات انتخاب شد.

فراموش شده ها و بخشیده شده ها :

به نظر می رسد که تصویر ویجای روپانی سروزیر ایالت گجرات در خلال مدیریت موج دوم بحران کرونا مخدوش گردید. بر حسب مطالعات صورت گرفته شده توسط محققان دانشکده چان دانشگاه هاروارد [23]، و بخش سلامت عمومی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، که در خصوص 54 بخش شهری در گجرات انجام شد، نشان از شانزده هزار مرگ دارد که بین مارس 2020 و آوریل 2021 در مقایسه با ژانویه 2019 تا فوریه 2020 اتفاق افتاد. گزارشی از بررسی این یافته ها، به وسیله وایر منتشر شد، نشان می دهد که مرگ های ناشی از کرونا در این دوره 27 برابر قبل بوده است.

به نظر می رسد که گجرات فراموش و بخشیده شده است.  

 وایر با 65 نفر از افراد بعد از صدور این بیانیه صحبت کرده است که 61 نفر از آنان معتقد به وقوع "اشتباه بزرگ" در این زمینه بودند که باید از آن در شرایط همه گیری صرف نظر می شد، حزب بی جی پی به صورت استثنا خوب عمل کرد و تمام اقدامات خود را انجام داد تا مطمئن گردد که از شرایط و اثرات سخت کرونا به سرعت بازیابی و خلاص شود.

در حقیقت حزب بی جی پی نیاز دارد تا این تضمین را از توانایی خود در ساخت این تصویر موفقیت آمیز را ارایه دهد. مدیریت دیدگاه ها، به خصوص در پیرامون شاخه حزب بی جی پی در گجرات به صورت ادامه داری از سال 2001 ادامه داشته است. بنابراین گزارشات ملی و بین المللی این توجه را داشته اند که آنچه دولت ایالتی در خصوص آمار فوتی ها، بیمارستان ها، دستگاه های تنفسی و مدیریت سیستم آمبولانس اعلام می نماید، چگونه است. گزارش این نشست حزب بی جی پی نیز به تشویق دولت آقای روپانی در مدیریت کرونا پرداخت، و آن را یک ایالت نمونه در این زمینه معرفی کرد.

 

خانواده ها و بعنوان کارکنان بخش سلامت در حال هل دادن حمل کننده بدن کسی هستند

که در به واسطه بیماری کرونا در بخش مرده سوزانی در احمدآباد به تاریخ 8 ماه می 2021 نشان می دهد

Photo: Reuters/Amit Dave

انگشت اتهام به سمت راهول و مامتا

راجنات سینگ از راهول گاندی به عنوان یک "هم معنی با اعتراض" یاد کرد، "هرچه در کشور اتفاق می افتد، او شغلی برای خود انتخاب کرده که آن اعتراض است". راجنات سینگ به حزب کنگره توصیه کرد تا که سخت کار کنند به جای اینکه در پناهگاه های خود در مراکز حزب در سراسر کشور محفوظ بنشینند. "حزب کنگره باید همواره تحمل را به حزب خود تزریق کند، در حالی که ترسی از تحمل در حزب بی جی پی نیست".  البته آقای راجنات سینگ اشاره ایی به تعداد زیادی از سروزیرها نکرد که از حزب کنگره به حزب بی جی پی تزریق شدند، و یا نمایندگان مجلس ملی و ایالتی که از وظیفه خود اعراض کرده اند.  

این همچنین امر روشنی است که حزب بی جی پی هنوز در حال سوختن است که ایالت بنگال غربی را در انتخابات مجلس ایالتی جدید، به خانم مامتا بانرجی باخته است. بیانیه بخش اجرایی حزب بی جی پی در ایالت گجرات، حزب کنگره ترینامول [24] وابسته به خانم مامتا بانرجی را به دلیل "حوادث خشونت باری که با تحریک حزب کنگره در بنگال" رخ داده است محکوم کرد. "آنها به اموال کسانی که به حزب بی جی پی رای داده بودند، صدمه زدند." در بیانیه خوانده شده حزب تاکید شده است که "بیشترین کشته شده ها در ایالت بنگال غربی، کسانی بودند که به قبایل جامعه عقب مانده هند تعلق داشتند".

[1]معاون سروزیر ایالت گجرات آقای نیتین پاتل در سخنانی که در یک برنامه با حضور مدافعین ارشد قانون اساسی هند ایراد گردید، ضمن شرم آور خواندن حرکت گروه های اجتماعی مدنی، از آنان خواست که واقف باشند که دمکراسی و سکولاریسم در هند فقط موقعی می تواند وجود داشته باشد که اکثریت ملت هندو باشند، اگر هندوها به اقلیت کاهش یابند، یا در حقیقت جمعیت مسلمانان فقط افزایش یابد، چنین سخنانی جمع خواهد شد و باید جمع شود و هیچ چیز باقی نخواهد ماند.

[2] -  Gujarat: Hard Hindutva Takes Centre Stage at Executive Meet as BJP Gets Into Election Mode به قلم خانم Deepal Trivedi

[3] - حزب کنگره هند قدیمی ترین حزب و راهبر این کشور در روند مبازه، انقلاب و هدایت کشور بعداز پیروزی بر انگستان بوده است اکنون مدتی است که حکومت مرکزی و ایالتی را  به حزب بی جی پی واگذار کرده است.

[4] - Rajnath Singh

[5] - Vijay Rupani

[6] -  Kevadia شهری که در آن حزب بی جی پی بزرگتری مجسمه سردار پاتیل وزیر کشور هند با تفکرات هندویسم افراطی را در آن اخیرا ساخته اند او که در تحرکات بعد از تقسیم هند در سال 1947 و اقدامات علیه اقلیت ها سهیم بود و او را مرد آهنین می نامند.

[7] - Hindutva واژه ایی که اولین بار توسط رهبر و بنیانگذار گروه بنیادگرای هندویی RSS به کار برده شد که حاوی فلسفه بنیادگرا و ملی گرای خشن هندویسم است که اکنون به فاشیسم هندویی تبدیل شده است و گروه های زیادی را تاسیس و فعالند که شاخه سیاسی آنان حزب بهاراتیا جاناتا پارتی یا BJP است که عناصر سیاسی این دکترین را در خود جای داده است.

[8] - ایالت گجرات مدت زیادی است که توسط حزب بی جی پی کنترل و راهبری می شود و آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) سابق بر این سروزیر این ایالت بود و در اثر اقدامات او در این ایالت قدرت در دست این حزب ماندگار شد و به پاس خدماتش اکنون نخست وزیری را دو دور است که در این کشور از آن خود کرده است، او خود از اعضای گروه RSS است که تندروی ها و کشتار اقلیت ها در کجرات در زمان سروزیری او مشهور است.

[9] - حزب حاکم بر هند به نخست وزیری آقای نارندرا مودی که شاخه سیاسی گروه RSS  یعنی گروه مادر بین هندوهای افراطی است

[10] - در ادبیات این گروه از سیاست مداران هندویی، تروریسم به حرکت اقلیت مسلمان عموما اطلاق می شود

[11] - بندی در قانون اساسی هند در خصوص ایالت کشمیر، که بر اساس توافق طرفین درگیر در این رابطه، از جمله مردم کشمیر، به مجلس کشمیر این حق را می داد که با استفاده از این بند، برای خود تعیین سرنوشت کنند. حزب بی.جی. پی این بند را از قانون اساسی حذف کرد، و این حق داده شده را از آنان سلب نمود.

[12] - ساخت معبد رام بر خرابه های مسجد بابری که در دهه نود توسط هندوهای افراطی ویران شد و اکنون با روی کار امدن دولت حزب بی جی پی ساخت معبد بر آن آغاز می شود.

[13] - vikas

[14] - acchhe din

[15] - aarti

[16] - هر کرور معادل 10 میلیون می باشد

[17] - Earned Value Management (EVMs)

[18] -  بر خلاف رقیب پاکستانی و مسلمانان منطقه، که زنان را از عرصه اجتماع به گوشه خانه ها هل می دهند، هند و هندوهای افراطی سعی می کنند از ظرفیت زنان برای آبادی کشور و فعالیت حزبی و اجتماعی استفاده حداکثری نمایند، این است که به رغم جامعه مردسالار فرهنگ هندی، که هندوهای افراطی نیز قاعدتا باید مثل رقیب مسلمان خود زنان را محدود کند، اما در سطوح مختلف حزبی و دولتی، از زنان به وفور استفاده شده و می شود.

[19] - The Wire

[20] - the Aam Aadmi Party

[21] -  Keshubhai Patel

[22] - Shankersinh Vaghela

[23] - Harvard TH Chan School

[24] - Trinamool Congress

صفحه3 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...