مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

قانون اساسی هر کشوری مَرجع رُجوع، هنگام اختلاف و خطر است، کشورهایی که قانون و یا قانون اساسی در آن حاکم است، قانونمند شمرده شده، و از ثبات بسیاری برخوردارند، و بسیار کمتر از دیگران دچار انقلاب‌ و جراحی‌های خونینِ دگرگون کنندهِ خسارتبارِ اجتماعی، و یا شورش‌های ویرانگر و پر از کشتار، و مجادلات بی سرانجام خواهند ‌شد،

در اینگونه کشورها افکار عمومی و جهت‌گیری رای مردم، تغییر دهنده، و تصحیح کننده روند حرکت کشور، و رفتار مسئولان و نهادهای آن خواهد بود، تمام دست اندرکاران از بالا تا پائین، کرسی مسئولیت خود را انتخابی، و همواره موقت می‌بینند، و از این رو، برای جهت‌گیریِ افکار عمومی و رای و خواست مردم خود ارزش زیادی قائل بوده، و نظری دقیق و اساسی بر آن دارند، و تصمیم‌های خود را با آن تراز کرده، مطابق با نظرسنج‌ها، رفتار حال و آینده خود را با خواستِ مردمِ خود تطبیق می‌دهند.

از این روست که امسال امریکا دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال، و حاکمیت جمهوری فدرال دمکرات خود را بر اساس سیستم آزاد و متکثر جشن می‌گیرد، و در این 250 سال گذشته، شاهد کمترین قیام‌ها و خیزش‌های مردمی بوده، و روند قدرت‌گیری علمی، سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و... خود را در ثبات داخلی دنبال کرده، و همواره پیشرو، غیر قابل توقف و سرآمد جهان خود را نشان داده است، چرا که مردم و مسئولان آن، التزام خود را به قانون نشان داده، و به پیش می‌تازند، حال آنکه در کشورهایی که خواست افراد، طبقات اجتماعی، ایدئولوژی حاکمیتی و قدرتمندان ملاک تصمیم‌سازی و رفتار حاکمیتی شد، ثبات اجتماعی از آن جوامع رخت بر بسته، در نبرد بقا برای همیشه غرق شده، و آن کشورها یا در دوره ایستایی مرداب‌وار قرار می‌گیرند و یا همواره در تلاطم و خیزش، اعتراض و ناآرامی سیر می‌کنند و سال‌های عمر می‌شمارند.

شاید نمونه بارز چنین پدیده‌ایی ایران خود ما باشد که در طی نزدیک به صد سال گذشته، حداقل سه خیزش بزرگ و انقلاب‌های اساسی (جنبش خونین مشروطه، نهضت پر از ناآرامی ملی شدن صنعت نفت، و انقلاب بزرگ و سراسری 1357) را تجربه کرده است، که هر کدام برای دهه‌ها ایرانیان و ایران را در بی ثباتی، ناآرامی، و ایستایی فرو برد، و در سال‌های بین این سه خیزش بزرگ نیز، ده‌ها قیام خونینِ بزرگ و کوچک مردمی را نیز شاهد بودیم، تا این مردم بتوانند رای، خواست و نظر خود را بر رهبران و سیستم فرمانروایی حاکم بر خود تحمیل نمایند، که همواره نیز از پذیرش آن امتناع شد، و رهبران و سیستم‌ها تمام امکانات خود و ملی را به خدمت گرفتند تا راه گریز جسته، خواست مردم را برنتابند.

شاید از این روست که جامعه ایران همواره متلاطم، و مستعد خیزش‌های بزرگ و خونین بوده، و در بی ثباتی خسارتباری باقی ماند، تا رقبای منطقه‌ایی و جهانی ایران مرزهای ثبات و پیشرفت را همواره در نوردیده، به پیش بتازند، و جامعه درونی ایران همچنان درگیر به مهمیز کشیدن قدرتِ سیستم و حاکمان خود در دایره قانون تلاش می‌کند، و به همان میزان که این خواست مردمی ادامه دارد، از ثبات، توسعه و پیشرفت باز مانده، تا جایی که اکنون ایران برای کسب حق حیات، با قدرت‌های منطقه‌ایی و جهانی در نبرد است، که اگر ثبات داخلی وجود داشت، شاید اکنون دچار درگیری خارجی نمی‌شد.

یکی از دلایل عمده این روندِ بی پایان، قانون ناپذیری سیستم و رهبران ایران، در طول تاریخ آن بوده است، چراکه قانون مشروطه به امضای مظفرالدین شاه قاجار رسید، اما نه قاجارها، و پی آن نه پهلوی‌ها نخواستند که در جایگاه حکمرانی مشروطه خود محصور بمانند، و امور کشور را به مجلس و مجریان انتخابی بسپارند، لذا جنگ مردم ایران و نمایندگان آنان در احزاب و در مجالسِ گوناگون، همواره با حاکمیت خود ادامه داشته است، و این خود یکی از دلایل بی ثباتی یکصدساله گذشته ایران بوده است،

روندی که هرگز پایان نپذیرفت و حتی بعد اعلام سیستم جمهوری، بعد از انقلاب 1357 نیز، با قدرت‌گیری راستگرایان تمامیت‌خواه، خالص ساز و یکدست طلب، در مراجع بالادستی، و تفسیر قانون اساسی در کشورمان، بدنه جمهوریت قانونی همواره نحیف و لاغرتر شد، به طوری که در پی آن، "رئیس جمهور" در یک روندی چند دهه‌ایی به "رئیس قوه مجریه"، و از "بالاترین مقام رسمی کشور" در قانون اساسی انقلاب، به یکی از "سران سه قوه"، تقلیل جایگاه داده شده است، که کنترلی بر روند قدرت، تصمیم سازی و اجرا در کشور ندارد، و این "رئیسِ" "جمهور" ایرانیان از ابزار قدرت و اِعمال آن تهی شد، تا جایی که هم اکنون وسیله ارتباطی با "جمهور ایرانیان" ندارد، و صدا و سیما ساز خود را می‌زند و دولت‌ها ساز دیگری، و حتی رئیس جمهور را هم اگر بخواهد سانسور و از دیدرس جمهور ایرانیان خارج می‌سازند، و به جایش، این سکوی ارتباطات ملی به یک باند اقلیت سپرده، تا هر مخالف خود، حتی رئیس جمهور و مجلس را هم به سخره گرفته، و مجریان صدا و سیما برای مردم ایران رجز بخوانند که هرکه این وضع را نمی‌خواهد و برنمی‌تابد، می‌تواند کشور را ترک کند، و از ایران برود و...

یا "مجلس" نیز از "راس امور" بودن به زیر کشیده شده، و قدرت قانون گذاری کشور بین مراکز مختلف از جمله شوراهای پرشمار انتصابی تقسیم گردید، به طوری که اکنون مصوبات این شوراها به عنوان اسناد نهادهای بالادستی، ملاک عمل قانون‌گذاری مجلس، و تصمیم سازی، بخشنامه نویسی، و صدور دستورالعمل توسط دولت و وزرا تبدیل شده است، و دست و پای رئیس جمهور و ارکان دولت و مجلس، بعنوان عالیترین نمایندگان این مردم را در مانور تصمیم سازی، قانون گذاری و اجرا می‌بندد.

این است که کشور همواره در آشوب و اعتراض غرق می‌شود و راهکاری برای تمکین جزایر قدرت، بر خواست مردمی که روزگاری از آنان بعنوان "ولی نعمت" همه مسئولان یاد می‌شد، یافته نمی شود، و اینجاست که در حالیکه از 13 عضو صاحب رای در شورای عالی امنیت ملی کشور 12 نفر، به تفاهم با امریکا و صلح رای می‌دهند، آن یک نفرِ مخالف آنقدر در مراکز اصلی قدرتِ تصمیم‌ساز نفوذ و کنترل دارد، که می‌تواند فراتر از رای رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، و تمام آن 12 نفر، که نماینده نهادهای مختلف کشورند، کشور را مطابق با نظر خود، به گروگانِ خواست خود بگیرد.

چنین مشکلی تنها در ایران هم نیست، این پدیده نامیمونی‌ست که در کشورهایی دیگر هم مصادیق آنرا می‌توان دید، کشورهایی که عمدتا راستگرایان افراطی، قدرت را در دست گرفتند، نمونه بارز این پدیده شوم، هند است، که نزدیک به 80 سال بعد از پیروزی انقلاب آزادیبخش خود، و چشیدن طعم قانون، دمکراسی و آزادی، که هندی‌ها را از سلطه خارجی (بریتانیا)، و قوانین ظالمانه ناشی از بالانشینی و خاکسترنشینی مردمانِ یک و نیم میلیاردی‌اش، در تقسیم بندی ظالمانه طبقات سنتی مذهب و فرهنگ هندو خلاص کرده بود، و همه را از برهمن (روحانی هندو)، تا خاکسترنشینان در پایین‌ترین طبقات هندو یعنی دالیت‌ها، که در فرهنگ هندو، نجس انگاشته شده، و نباید حتی نیایش مذهبی را بخوانند و بشنوند، و با دیگر طبقات هم‌غذا شوند و...، در برابر قانون سوشیال، سکولار، دمکرات و تکثرگرای ناشی از قیام مردم هند به رهبری مهاتما گاندی، در تساوی قرار داد،

اما امروز با قدرت‌گیری راستگرایان مذهبی هندو، اساس حرکت و تصمیم حاکمیت راستگرایان هندو، بر خدمت به فرهنگ و دین هندو قرار می‌گیرد، و دیگران در جمله اغیار (Others) نگریسته شده، به شهروند درجه دوم تقلیل می‌یابند، و این چنین است که حداقل یک پنجم جمعیت هند، یعنی اقلیت مسلمان و... آن، به عنوان "غیر" و خارجی در نظر گرفته شده، دین و آئین شان مهاجم، و لایق محدودیت و نابودی، و حقوق شان پایمال، و شهروندان درجه دوم نگریسته، مساجدشان یک به یک به دلایل واهی ویران، و بر ویرانه‌های آن معابد هندو ساخته می‌شود و... و همین است که این بزرگترین و باثبات‌ترین دمکراسی جهان، به سوی شورش و انقلاب رهنمون می‌گردد.

آقای دونالد جان ترامپ، به عنوان یک راستگرای ملیگرای فاشیست، که بر فرمانروایی و والاتباری سفیدها، مسیحیان، یهودیان، جنس مرد و... اعتقاد دارد، بعد از 250 سال که امریکایی‌ها از شاه و سیستم شاهی رهایی یافته‌اند، و این لنگرگاه دمکراسی، آنان را به ثبات رسانده است، در جایگاه چهل و هفتمین رئیس جمهور امریکا، تمایل خود برای "شاه" بودن، به جای "رئیس جمهور" بودن را مخفی نکرده، و در روش حکمرانی خود، از دایره اختیارات داخلی و البته جهانی خارج شده، و نوعی دیکتاتوری، تمامیت خواهی، افسارگسیختگی، بی قانونی و... در رفتارِ حکمرانی او، چه در داخل امریکا و در صحنه بین الملل بروز داده می‌شود،

از هر کنوانسیون بین المللی که نپسندد خارج می‌شود، هر نهاد و قانون بین المللی و داخلی را که مزاحم خود ببیند، کنار می‌گذارد، و از معاهدات تبعیت نمی‌کند، هر تصمیمی که بخواهد، بی توجه به الزامات قانونی و توافقات داخلی و جهانی و افکار عمومی اتخاذ می‌کند و... از این رو جامعه جهانی و افکار عمومی امریکا را دچار واکنش کرده است، نامه سرگشاده پرفسور جفری ساکس [1]، استاد مُبَّّرَز و مشهور دانشگاه کلمبیا، به اعضای پارلمان امریکا، در سوم مهر 1405، بیانگر همین دغدغه، و واکنشی به قانون گریزی رئیس جمهور، و دعوت کنگره امریکا، به انجام وظیفه نمایندگی در کنترل قدرت اوست.

 

مجلس نمایندگان آمریکا به پایان دادن به جنگ علیه ایران رأی می‌دهد.

عکس: مارک راین‌ستاین

جنگ "شاه دونالد دیوانه" را با ایران پایان دهید [2]

نامه ایی سرگشاده به اعضایی کنگره ایالات متحده

جفری ساکس

25 سپتامبر 2026

اعضای محترم کنگره!

دونالد ترامپ در اظهاراتی به‌راستی نامعقول خطاب به رهبران جهان در سازمان ملل، اعلام کرد که «تصمیم بزرگی پیش رو دارد» : اینکه آیا با ایران توافق کند یا در عوض «جمهوری اسلامی را نابود سازد» و ایران را «بدون هیچ‌گونه شانس بقا، به جهنم بفرستد».

او این موضوع را به عنوان انتخابی شخصی مطرح کرد. مخالفت قاطع مردم آمریکا با جنگ‌طلبی ترامپ، هیچ اهمیتی برای او ندارد. و در مورد رأی‌دهندگان نیز افزود که برای انتخابات میان‌دوره‌ای پیشِ رو، در تصمیم‌گیری‌های خود و تعیین سرنوشت ایران، «هیچ‌گونه اعتباری قائل نیست».

هیچ‌چیز این رئیس‌جمهور را مهار نمی‌کند. او نه پایبند قانون است، نه قانون اساسی، نه منشور سازمان ملل و نه افکار عمومی در داخل و خارج از کشور. وقتی در آغاز سال از او پرسیدند که آیا قدرتش حد و مرزی دارد، گفت: «بله، یک چیز هست: اخلاقیات خودم. ذهن خودم. این تنها چیزی است که می‌تواند جلوی مرا بگیرد.»

ترامپ سخنرانی خود را با اشاره به دویست و پنجاه‌مین سالگرد «اعلامیه استقلال» و ستایش آزادی آمریکا آغاز کرد [3]. واقعیت این است که خوی استبدادی ترامپ بسیار فراتر از رفتار «جورج سوم» ــ پادشاهی‌ که مستعمرات علیه او شوریدند ــ است. یکی از اتهاماتی که بنیان‌گذاران آمریکا به آن «پادشاه دیوانه» (جورج سوم) وارد می‌کردند، این بود که او کوشیده بود نهاد نظامی را مستقل از قدرت غیرنظامی و برتر از آن قرار دهد؛ با این حال، «پادشاه دیوانه»ی ما نیز به این نتیجه رسیده است که بقای یک تمدن [4] کامل، تنها در دستان اوست.

جسارت ترامپ در ابراز تحقیر نسبت به کنگره ناشی از آن است که اعضای جمهوری‌خواه کنگره، در حالی که از رئیس‌جمهور خود هراس دارند، از انجام وظایف قانونی‌شان شانه خالی کرده و به خاطر منافع مالی انتخاباتی حاصل از «آیپک» [5]  و مجتمع نظامی-صنعتی [6]، پشت به موکلان خود کرده‌اند.

قانون اساسی در خصوص مسئولیت کنگره هیچ‌گونه ابهامی ندارد. اصل یکم، بخش هشتم، اختیار انحصاری اعلام جنگ را به کنگره — و نه رئیس‌جمهور — واگذار کرده است. این موضوع یک انتخاب یا گزینه اختیاری نیست؛ قانون اساسی نمی‌گوید که کنگره می‌تواند خود را به مردن بزند و اجازه دهد رئیس‌جمهور اعلام جنگ کند. تدوین‌کنندگان قانون اساسی آگاهانه چنین تصمیمی گرفتند، زیرا صراحتاً با اختیار پادشاه برای کشاندن کشور به جنگ مخالف بودند.

(الکساندر) همیلتون در مقاله ۶۹ فدرالیست [7] به عموم مردم امریکا اطمینان داد که اختیارات جنگی رئیس‌جمهور بسیار کمتر از اختیارات پادشاه بریتانیا (در زمان استعمار امریکا) خواهد بود. مدیسون این اصل را در نامه‌ای به (رئیس جمهور) جفرسون در سال ۱۷۹۸ به صراحت بیان کرد: «قانون اساسی بر این فرض استوار است — فرضی که تاریخِ تمامی حکومت‌ها نیز آن را اثبات می‌کند — که قوه مجریه آن شاخه‌ای از قدرت است که بیشترین علاقه و تمایل را به جنگ دارد؛ از همین رو، با دقتی سنجیده، اختیار تصمیم‌گیری درباره جنگ را به قوه مقننه واگذار کرده است.»

طراحی دقیقِ بنیان‌گذاران [نظام سیاسی]، به دلیل سرسپردگیِ مغایر با قانون اساسیِ اعضای جمهوری‌خواه کنگره (پارلمان امریکا) در برابر ترامپ و «مجتمع نظامی-صنعتی-دیجیتال» از میان رفته است. و البته، در دوران ریاست‌جمهوری دموکرات‌ها نیز، هنگامی که آن رؤسای‌جمهور تصمیم به جنگ می‌گرفتند، اکثر اعضای دموکرات کنگره نیز چشم خود را بر این ماجرا می‌بستند.

جنگ با ایران حماقت ترامپ است، اما ناتوانی کنگره در جلوگیری از آن، مایهٔ شرمساری این نهاد به شمار می‌رود. این جنگی بی‌هدف است که رنج و مصائب گسترده‌ای را برای مردم ایران به بار آورده، ده‌ها میلیارد دلار هزینهٔ مستقیم تحمیل کرده و آسیب‌های سنگینی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در هشت کشور خاورمیانه وارد ساخته است. بسته شدن تنگه هرمز نیز موجب جهش قیمت جهانی و داخلی نفت، گاز، کودهای شیمیایی و سایر اقلام شده است. افزون بر این، جهانیان به خوبی دریافته‌اند که ایران قادر است در برابر تجاوزگری ایالات متحده ایستادگی کند؛ هرچند این مقاومت به بهای تحمل رنج و فداکاری‌های عظیم مردم ایران و منطقه تمام شده است.

میدان نبردِ مبتنی بر هوش مصنوعیِ آمریکا — که بسیار هم بر آن مانور داده می‌شد — به هولناک‌ترین شکل ممکن رسوا شد. در نخستین روز جنگ، یک موشک آمریکایی به مدرسه‌ی ابتدایی دخترانه‌ای (میناب) در آنجا اصابت کرد و جان بیش از ۱۵۰ نفر را گرفت که اکثرشان دختران هفت تا دوازده‌ساله بودند؛ بنا بر گزارش‌ها، تحقیقات خودِ ارتش نشان داد که اتکای بیش‌ازحد به هوش مصنوعی در تعیین این هدف نقش داشته است. ترامپ مسئولیت را متوجه «ایران یا کس دیگری» دانست و اکنون، پس از گذشت هفت ماه، دولت نه یافته‌ای ارائه کرده، نه عذرخواهی‌ای کرده و نه غرامتی به خانواده‌ها پرداخته است.

تهدید رئیس‌جمهور مبنی بر نابودی یکی از کشورهای عضو سازمان ملل متحد که از تریبون مجمع عمومی بیان شد، ترامپ را در برابر جهانیان رسوا کرد. این اقدام همچنین ناقض ماده ۲ (بند ۴) منشور سازمان ملل بود؛ ماده‌ای که حتی تهدید به استفاده از زور علیه کشوری دیگر را ممنوع می‌سازد. تقریباً تمام جهانیان در بهت و حیرت فرو رفته‌اند.

من برای شما می‌نویسم چون نمی‌توانید به سادگی از بی‌ملاحظگی ترامپ بگذرید و سرتان را در سکوت تکان دهید. شما وظیفه‌ای دارید که باید انجام دهید، پس آن را انجام دهید. حزب جمهوری‌خواه بزدل باید حداقل شجاعتی پیدا کند تا به ترامپ بگوید: «نه، تو قدرت نابودی ایران را نداری. هر جنگی با ایران به ما بستگی دارد و ما از تو حمایت نمی‌کنیم و رأی‌دهندگان ما می‌خواهند این جنگ متوقف شود.» اکثریت قاطع آمریکایی‌ها با این جنگ مخالفند و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که مخالفت با جنگ رو به افزایش است. چند جمهوری‌خواه این شجاعت را پیدا کرده‌اند. هفته گذشته سه جمهوری‌خواه دیگر از صفوف حمایت از جنگ خارج شدند. همکاران آنها باید از آنها پیروی کنند.

بسیاری از شما از پیمانکاران نظامی و شرکت‌های فناوری که عمیقاً درگیر جنگ هستند، کمک‌های مالی دریافت می‌کنید. بسیاری از شما از آیپک، که حامی جنگی است که نتانیاهو برای آغاز آن بسیار تلاش کرد، پول دریافت می‌کنید. این باید متوقف شود، زیرا این یک کوتاهی در انجام وظیفه قانونی شما و نقض سوگند شماست.

کنگره قدرت بودجه را در دست دارد. سال مالی در 30 سپتامبر به پایان می‌رسد و هر لایحه‌ای که پنتاگون را تأمین مالی می‌کند، فرصتی برای شماست تا بودجه عملیات تهاجمی غیرمجاز علیه ایران را ممنوع کنید.

مسیر درست برای ایالات متحده ساده است: کنگره باید بودجه را قطع کند و آمریکا نیز باید از انجام حملات بیشتر دست کشیده و نیروهای خود را به خانه بازگرداند. برای پایان دادن به جنگی که خودمان آغاز کرده‌ایم، نیازی به توافق با ایران یا هیچ‌کس دیگری نداریم. با خاتمه دادن به این جنگ، بلافاصله نوعی عقلانیت و ثبات به بازارهای جهانی انرژی و زنجیره تأمین مواد غذایی بازمی‌گردد و وضعیت قیمت‌ها برای آمریکایی‌ها و مردم سراسر جهان بهبود می‌یابد.

آمریکا چه افولی را تجربه کرده است؛ آن هم نسبت به آن لحظه باشکوه که جان اف. کندی در ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۳، پس از مذاکره بر سر «پیمان منع جزئی آزمایش‌های هسته‌ای» با اتحاد جماهیر شوروی، پشت همین تریبون در سازمان ملل ایستاد. او خطاب به رهبران حاضر گفت که این پیمان می‌تواند همچون یک اهرم عمل کند؛ و می‌گویند ارشمیدس هنگام تشریح اصول اهرم، خطاب به دوستانش گفته بود: «جایی به من بدهید تا بر آن بایستم، آن‌گاه جهان را تکان خواهم داد.» ای هم‌ساکنانِ این سیاره: بیایید ما نیز در اینجا، در این مجمعِ ملت‌ها، موضع خود را استوار کنیم و ببینیم آیا می‌توانیم در عصر خویش، جهان را به سوی صلحی عادلانه و پایدار سوق دهیم.

اعضای کنگره، برای حفظ شرافت کشور و قانون اساسی‌مان، باید به وظیفه خود در متوقف کردن این جنگ و جلوگیری از تلاش گستاخانه، ویرانگر و مغایر با قانون اساسی ترامپ برای تصاحب قدرت عمل کنید.

با احترام،

جفری دی. ساکس

استاد دانشگاه کلمبیا

 

[1] - Jeffrey Sachs جفری دی. ساکس استاد اقتصاد با شهرت جهانی، نویسنده آثار پرفروش، آموزگاری نوآور و از پیشگامان جهانی در حوزه توسعه پایدار است.

[2] - Stop Mad King Donald’s Iran War

[3] - سخنرانی ترامپ در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: «برای من افتخار بزرگی است که هم‌زمان با جشن ۲۵۰ سالگی شکوه، آزادی و استقلال، جهان را به آمریکا دعوت کنم؛ دو قرن و نیم پس از آنکه آرمان آزادی جایگاه حقیقی خود را در این قاره پیدا کرد. با افتخار اعلام می‌کنم که آمریکا بازگشته و کشور ما امروز قدرتمندتر از هر زمان دیگری است. اقتصاد ما مایه مباهات جهان است. ارتش ما قدرتمندترین نیروی نظامی روی کره زمین به شمار می‌رود. فناوری ما برتر از هر فناوری دیگری است. انرژی ما جهان را به حرکت درمی‌آورد. آمریکا در حال رشد است، ملت ما شکوفا می‌شود، قدرت ما رو به گسترش است، کشورمان در بهترین وضعیت تاریخ خود قرار دارد و آینده‌ای بسیار درخشان در پیش داریم."

[4] - 7 آوریل 2026 – "دونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال تمدن ایران را به نابودی تهدید کرد. آقای ترامپ در این پست خود نوشت: «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت؛ تمدنی که هرگز دوباره بازنخواهد گشت. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالا رخ خواهد داد.» ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمام‌عیار رسیده‌ایم، جایی که ذهن‌هایی متفاوت، باهوش‌تر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفت‌انگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی می‌داند؟ امشب خواهیم فهمید.» او در پایان نوشت: « یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ، سرانجام پایان خواهد یافت.»"

[5] - AIPAC کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل یک گروه لابی‌گری آمریکاییِ حامی اسرائیل است که از سیاست‌های تقویت‌کننده روابط ایالات متحده و اسرائیل حمایت می‌کند. این سازمان که در سال ۱۹۵۴ با نام «کمیته صهیونیستی آمریکا برای امور عمومی» تأسیس شد، در سال ۱۹۵۹ نام کنونی خود را برگزید. آیپک یکی از تأثیرگذارترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده محسوب می‌شود.

[6] - military-industrial complex صاحبان سرمایه در صنایع جنگی که سیاست و جنگ را در امریکا هدایت میکنند.

[7] - Federalist «فدرالیست» مجموعه‌ای متشکل از ۸۵ مقاله و نوشته است که توسط الکساندر همیلتون، جیمز مدیسون و جان جی و با نام مستعار مشترک «پوبلیوس» برای ترویج تصویب قانون اساسی ایالات متحده نگاشته شدند. این نوشته‌ها از قرن نوزدهم به بعد، در مجموع با عنوان «مقاله‌های فدرالیست» شناخته شدند.

#نه_به_جنگ

#نه_به_دیکتاتوری

#نه_به_قانون‌گریزی

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

مرغ در فرهنگِ کوچه بازار ما یادآورِ "قربانی شدن" است، که در جشن و عزا سرش را می‌بُرند، تا بساط مد نظر اهل دنیا را مطابق با حال آن لحظه‌شان فراهم سازد، ایران و ایرانیان در نظر بیگانگانِ غربی و شرقی، گاهی به نظر می‌رسد، در نقش چنین بازیچه‌ایی دیده شده‌اند، تا آنجا که در نبرد بین غرب و شرق، و یا بین خودشان، ایرانیان مرغ‌وار، همواره قربانی شدند، و تاوانی سنگینی پرداختند.

نمونه روشن آن، فراهم کردن موجبات قتل عام نیمی از ایرانیان در قحطی‌ ساختگی بین سال‌های 1917-1919  [1] و در خلال جنگ جهانی اول بود، و یا اشغال خسارتبارِ کشورمان در خلال جنگ‌ جهانی دوم و... [2] که توحش مدرن، کل دنیا را به آوردگاه جنایت، کشتار، ویرانی، تمامیت خواهی خود کشید، و ما نیز از جمله‌ی ملت‌های به کنار ایستاده از این جنگ ویرانگر بودیم، که تاوان سنگین این جنایت آنان را سخت و گران پرداختیم،. رنج دامنه‌دار و کنونی مردم فلسطین نیز، یک دیگر از نمونه میراث این جنگ‌ها، و مانور قدرت آنان در تقسیم جهان بود، که سرزمین‌ها و ملت‌های زیادی را دچارِ خود کرد.

امروزه نیز رویارویی جدید غرب و شرق، باز می‌رود تا ایران را دوباره قربانی فرایند ظالمانه‌ی خود کند، و ایرانیان تاریخ خسارتبار گذشته خود را به تکرار بنشینند، همچنان که غرب و به ویژه دونالد ترامپ، اکنون پرونده هسته‌ایی ایران  [3] را دستمایه و بهانه تازه تجاوز خود به حقوق ایران و ایرانیان ساخته، سال‌ها له شدن ما زیر چرخ قلدری و زیاده خواهی غرب و شرق را به فراموشی سپرده، و از «51 سال قلدری ایران» سخن می‌گوید!  [4]

دونالد ترامپ که در نقش یک فاشیست ملیگرای امریکایی، ویرانگر انسانیت، قانون، دمکراسی، اخلاق، تمدن پیشرو بشری، ساختارها، قوانین و نهادهای بین المللی و... شده است، قلدری، تمامیت‌خواهی، فساد و دیگر رذایل انسانی از این دست را به اوج رسانده، و اکنون پرچمدار یک به هم ریختگی جدید و گسترده جهانی‌ست، تا با شعار «امریکا را به اوج بریم» [5] ، دیگرانِ بسیاری، و از جمله ایران را، باز دوباره زیر چرخ حرکتِ غیر انسانی و غیرقانونی خود له کند،

و در این فرایند است که از زمان به قدرت رسیدن این قلدرِ هنجارشکن و منفورِ جهانی، سازمان ملل بی خاصیت‌تر از قبل شده، معاهدات و قوانین آن زیر پا نهاده شد، و به فراموشی می‌روند، نهادهایش تضعیف و از صحنه خارج می‌شوند و... و کار به جایی ‌رسید که حتی، قلدرهای جهانی همچون ترامپ، تمام موازین و عرف جهانی را آشکارا زیر پای نهاده، رجزخوانی نابودی دیگران را از پشت این تریبون رسمی سر داده، از تسلیم دیگران به زورگویی خود گزارش داد (ونزوئلا [6]، گرینلند [7] و...)، و از ادامه و تشدید جنگِ خارج از قوانین بین الملل خود علیه ایران و ملت‌های دیگر (چون کوبا [8])، و تضعیف بیش از پیش سازمان ملل گفت [9] ، و وقیحانه از روند "نابودی ایران" سخن ‌راند، و فرایند این نابودی را مو به مو توضیح داد [10] 

او که پیش از این گاه از نابودی ملت ایران [11] ، گاه از نابودی تمدنی ایران [12] ، گاه از نابودی زیرساخت‌های اقتصادی آن، گاه از ویرانی زیرساخت‌های باستانی و فرهنگی آن [13] ، و گاه از نابودی زیرساخت‌های فن آورانه‌ی آن، و بازگشت دادن ایرانیان به «عصر حجر» [14]  به کرات گفته بود، و مرجعی چون سازمان ملل و... نبوده و نیست که بگوید شما طبق کدام موازین و مجوزِ سازمان‌های بین المللی، چنین کرده‌اید؟!

و یا این چنین از الحاق کشورها به خاک امریکا و بعنوان استان پنجاه و یکم امریکا (الحاق ونزوئلا، کانادا، گرینلند و...) ، و یا از سرنگونی دولت‌های دیگر (ونزوئلا، کوبا، ایران و...)، و یا راهزنی‌های دریایی، غارت ثروت و امکانات ملت‌ها، فرو بردن ملت‌های در خشن‌ترین تحریم و محاصره برای گرسنگی دادن آنان و شکستن اراده‌ی آزادیخواهانه آنان (کوبا، ایران و...) می‌گویید، و امنیت و بقای ملت‌ها در جهان را به سخره گرفته‌اید؟!، و امروز در حضور نمایندگان والارتبه تمام جهان در نیویورک، که در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی رهبران جهان، در سازمان ملل گردهم آمده‌اند، از فرستادن ایران به قعر جهنم و... [15] سخن می‌گویید؟!

اما گذشته از واقعیت ترامپیسم و خوی تجاوزگریش برای بشریت و جهانیان، این که چه کسانی در داخل و خارج ایران، مقدمات قرار گرفتن چهره‌های مخوفی همچون دونالد ترامپ را در راس قدرت جهانی فراهم کرده‌اند، و این که چه کسانی نیروهای میانه‌رو و متمدن جهانی را به حاشیه راندند، تا مقدمات فرمانروایی چنین تندروها، افراطگرایان، راستگرایانِ پوپولیست و ضد انسانیت و... را در قدرت فراهم ساختند، وقتی به بازیگران مقصر در این وضعیت، در خارج از ایران، نظری می‌اندازیم، بیشک یکی از فراهم آوران این صحنه کثیف، امثال جناب الکساندر دوگین [16] بودند، که ساختار تئوریک، و ذهن راهبردی رهبران روسیه را برای تجاوز به همسایگان خود (همچون اوکراین، گرجستان، قفقاز و...) آماده کردند، و با اینگونه تجاوزات بود، که به واقع در جبهه مقابلِ آنان در غرب نیز، راه ورود راستگرایانی ساختارشکن و غیرقابل اتکا همچون دونالد ترامپ و... به صحنه قدرت باز شد،

و این جنایتی بود که جنگ طلبان و فراهم آوردندگان درگیری‌هایی این چنینی مرتکب شدند، حضور راستگرایانی ویرانگر در قدرت، در گوشه گوشه این جهان نتیجه حرکت نظریه پرداز‌انی همچون دوگین بود، که در کشورهای مختلف نظیر او وجود دارند، و از قضا دغدغه آخرت و اعتقاد به جهان باقی دارند، و طوری حرکت می‌کنند و سخن می‌گویند که به زعم‌ خود، در آن جهانِ باقی، بهشتِ خداوندی را از آن خود ساخته، همانگونه که ترامپ نیز چون آنان چنین دغدغه ایی در ذهن پیر و آماده به مرگ خود دارد [17] ، و از خدمات خود به افراط‌گرایان صلیبی مدرن، و صهیونیسم جنایتکار در فلسطین، در جهت کسب جایگاهی شایسته در سرای باقی، و ورود به بهشت خداوندی را در نظر دارد،

در حالیکه اگر بهشت جایگاه صالحان باشد، خدمتگزاران به جنایت، کشتار، ویرانی و... و ویرانسازان زندگی انسان‌ها را چه به بهشت؟! و اگر بهشت نیز کلوپ تجمع جنایتکاران در آن دنیاست، که خدمتگذاران به مسیحیت و یهودیت چون ترامپ و نتانیاهو، خدمت گذارانی به اسلام همچون بن لادن، ملاعمر، ابوبکر البغدادی، صدام حسین و...، باید آنرا نیز از آنِ خود بدانند، و به وجود خود آلوده کنند.

نیم میلیون کشتاری که تنها از جوانان روسی در خلال تجاوز سه ساله ولادیمیر پوتین به اوکراین روی دست خانواده‌های مظلوم روسی نهاده شد [18] ، تنها بخش ناچیزی از نتایج بزرگ و خسارتبارِ کار نظریه پردازانه‌ی ملیگرایانِ معتقد به مذهب، و راستگرایانِ ملیگرای روسی همچون الکساندر دوگین بوده و هست، که امروز در این مقاله خود از ظهور منجی، و بهشت خداوندی برای ما ایرانیان سخن می‌گوید، و از رزمِ رزم‌آوران ایرانی در برابر "اژدها" یاد کرده، و شکست و پیروزی را برای آنان، برابر دیده، و از بهشتی سخن به میان می‌آورد که در صورت شهادت، انتظارشان را می‌کشد. او که خود توسعه طلبی رهبران روس را بر انگیخت، تا مرتکب تجاوزاتی از این دست شوند، و ملت‌های روسیه، اوکراین، ایران و البته جهان را در یک به هم ریختگی خسارتبار غرق کنند.

با این مقدمه، به ترجمه مقاله این اندیشمند راهبردی روس می‌پردازم، که در 21 مارس 2026 منتشر شد و نگاهی به نبردی دارد که دامن ایران و ایرانیان را هم اکنون گرفته، و ایران را در سرپنجه‌ امثال ترامپ و نتانیاهو گرفتار کرد، که از هیچ جنایتی حتی نسل کشی، ویرانی تمدنی و گرسنگی دادن، و نابودی ملت‌ها ابا ندارند، کسانی که نشان داده‌اند اهداف شومی دارند و بی‌محابا از نابودی دیگران و آبادی فاشیستی خود می‌گویند:

ایران و سرنوشت تمدن [19]

ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» است. جایگاه دولت-تمدن اسلامی اکنون خالی است. هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری محق خواهد بود که هستهٔ مرکزی آن باشد.

الکساندر دوگین

۲۱ مارس ۲۰۲۶

نگرش ما به تاریخ، یونان‌محور و هلنیستی [20]  است؛ از این‌رو ایران را با چشمِ دشمن می‌بینیم. اگر زاویه دید خود را تغییر دهیم (آن‌گونه که هانری کربن ما را به آن فرا می‌خواند)، جهانِ عظیمِ نبوغ ایرانی را کشف خواهیم کرد. فلسفه، دین، تاریخ، متافیزیک، مفهوم زمان، نور و دوگانگی، همگی ماهیتی ایرانی دارند.

دین ایرانی در یهودیتِ پس از دوران بابل و همچنین در مسیحیت، نقشی بنیادین ایفا کرده است. تأثیر ایران بر تمدن هلنی و امپراتوری روم، تأثیری تعیین‌کننده داشته است. برجسته‌ترین جنبه‌های سنت اسلامی — شامل فلسفه، تصوف، تشیع، فرهنگ، شعر و علم — عمدتاً ریشه‌هایی ایرانی دارند. ایران، والاترین است.

ایران چیزی فراتر از صرفاً «ایران» یا «تشیع» است؛ ایران یک «دولت-تمدن» [21]  است. امروزه جایگاهِ «دولت-تمدنِ اسلامی» خالی مانده است؛ و هنگامی که ایران پیروز شود، بیش از هر کس دیگری مُحِق خواهد بود که هسته و کانونِ این تمدن باشد.

شجاعت مردم ایران شگفت انگیز/عالی است. اگر بر اژدها پیروز شوید، استاد نهایی می‌شوید. حتی اگر ببازید، در بهشت ​​پیروز می‌شوید. کسانی که در مسیر مهدی (منجی) قرار می‌گیرند، برمی‌خیزند و پرواز می‌کنند. زمانی که پیروزی فرا رسد، نه تنها در آنجا، بلکه در اینجا نیز خواهد بود. به این می‌گویند ظهور.

در حالیکه شما آنچه از دست رفته‌ [22] را با پول و مادیت محاسبه کرده و می‌شمارید، فرشتگان روح‌ صالحانی [23]  را می‌شمارند که شهید شده‌اند. اینجا دو نوع اقتصاد وجود دارد. غرب مادی‌گرا و محکوم به فنا است. بهتر است تکنیک تاکو (TACO غیر قابل پیش بینی بودن، ضربات سخت و...) [24] را انجام دهید. و با فرشتگان درگیر نشوید.

ضمناً مفاهیم "فرشته" و "بهشت" ​​نیز ایرانی هستند. "سنت فریسیان عذرا [25] ایرانی است. از جمله "نژادپرستی عرفانی یهودی" [26]  نیز ایرانی است. ایده "مسیح" (منجی) ایرانی است، زرتشتی (پادشاه-ناجی - سوشیانت). "نظریه زمان خطی" [27] ایرانی است.

مفهوم "خدا" به عنوان عقل (اهورامزدا، مینو)، مفهوم "علت" [28] در فلسفه، ایرانی است. ایده "نور" ایرانی است. ایده "رستاخیز" ایرانی است. و ایده "شیطان" نیز ایرانی است. تقریباً هر چیزی که سنت غربی بیشترین ارزش را برای آن قائل است، ریشه ایرانی دارد.

بسیاری از آنچه که ما – سامی‌ها، یهودیان و اعراب (یا آرامی‌ها) - دوست داریم، ایرانی هستند. ویژگی‌های به اصطلاح "شرقی"  [29] در هلنیسم ایرانی هستند. ما می‌توانیم با همان حق و اعتبار، از هلنیسم یا از عنصر ایرانی سخن بگوییم.

بسیار غم‌انگیز و تراژیک است که ایران را در جنگ علیه آن (هلنیسم) کشف می‌کنیم. ایران به عنوان ایده، به عنوان مأموریت، به عنوان قدرت متافیزیکی جهانی، به عنوان تمدن آریایی (= ایرانی) پیروز خواهد شد.

هویت عمیق ایرانی به طور کامل و هماهنگ در دکترین سیاسی "ولایت فقیه" جای گرفته است. بنابراین بیهوده است که رژیم آیت‌الله را در مقابل ایران شاه قرار دهیم. رضا پهلوی یک شبیه‌ساز، چهره اپستین[30]، ابزار سیا (CIA) و موساد (Mossad) است. او هیچ ارتباطی با ایران واقعی ندارد

[1] - قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری خورشیدی یا قحطی بزرگ ایران (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی سراسری بود که تلفات جانی فراوانی در ایران گرفت این اتفاق همزمان با شیوع آنفلوانزای اسپانیایی در جهان بود که درآن بیش از ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۱٫۵ میلیاردی جهان جان باخت. در آن زمان به جز ایران، آسیای مرکزی، اتیوپی و مستعمره‌های گوناگونی چون لبنانِ عثمانی، تانزانیای آلمان و رواندای بلژیک قحطی را تجربه کردند. ۱۰ سال پیش از آن، چین یکی از بزرگ‌ترین قحطی‌های تاریخش را تجربه کرد. پس از آغاز جنگ جهانی اول و اعلام بی‌طرفی ایران، بخش‌هایی از کشور توسط نیروهای روسیه، عثمانی و بریتانیا اشغال شد و در همین زمان درگیری‌های داخلی نیز قدرت مرکزی را در ایران تضعیف کرده بود. در مورد تعداد ایرانیانی که در این زمان جان باختند، اطلاعات زیادی در دست نیست و ارقام مورد مناقشه است. مورخان براین باورند که علاوه بر قحطی، مجموعه‌ای از رخدادها چون شیوع وبا، دنیاگیری ۱۹۱۸ آنفلوانزای اسپانیایی و اعتیاد فراگیر به تریاک سبب بالارفتن آمار مرگ و میر در ایران شد. دربارهٔ رقم کشته‌ها بین مورخان اختلاف وجود دارد و رای غالب بین ۲ تا ۹ میلیون نفر است.

[2] - با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد. با این حال، پس از حملهٔ آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و به دلیل هم‌مرزی گستردهٔ ایران با شوروی، بی‌طرفی ایران برای متفقین کافی به نظر نمی‌رسید. نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با استناد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان و همچنین با ارجاع به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی که به شوروی در شرایطی خاص اجازهٔ حضور نظامی در ایران می‌داد، به ایران حمله کردند و بخش‌های گسترده‌ای از کشور توسط نیروهای بریتانیا و شوروی اشغال شد. لازم به ذکر است دلیل متفقین برای حضور نظامی در ایران مبنی بر حضور کارشناسان آلمانی بهانه‌ای برای اشغال ایران بود؛ زیرا هدف اصلی ایجاد مسیری برای رساندن مهمات جنگی به جبهه شوروی از سوی متفقین بود.

[3] - ترامپ  22 سپتامبر 2026: « من هرگز اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» «در جریان عملیات «چکش نیمه‌شب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هسته‌ای آن‌ها را که زیر کوه‌هایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. بار دیگر از ایران خواستم به یک توافق دست یابد و آن‌ها باز هم مخالفت کردند. این حکومت به ساخت زرادخانه بزرگی از موشک‌ها و پهپادها ادامه داد که امنیت تک‌تک نظامیان آمریکایی و دیگر ساکنان منطقه را تهدید می‌کرد. آن‌ها همچنین موشکی ساختند که قادر به هدف قرار دادن اروپاست و به آن افتخار می‌کردند. امیدوارم اروپایی‌ها درک کنند که هدف ایران، تکمیل برنامه جنون‌آمیز دستیابی به بمب هسته‌ای در پناه این موشک‌های بالستیک متعارف بود.»

[4] - ترامپ 31 شهریور 1405: « ایران برای 51 سال قلدر خاورمیانه بود.» «هیچ نمونه‌ای آشکارتر از رژیم جمهوری اسلامی ایران به عنوان بنیان‌گذار اصلی تروریسم وجود ندارد؛ رژیمی متعصب که ۵۱ سال است با خون‌ریزی و کشتار جمعی حکومت کرده و مرگ و هرج‌ومرج را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن گسترش داده است.»

[5] - MAGA  ترامپ  22 سپتامبر 2026: «در حالی که دیگران صرفاً سخن گفته‌اند، من اقدام کرده‌ام. در حالی که دیگران از صلح گفته‌اند، من صلح برقرار کرده‌ام. در حالی که دیگران تهدید ها را نادیده گرفته‌اند، من با آنها مقابله کرده‌ام. در حالی که دیگران از شجاعت سخن گفته‌اند، آمریکا آن را در عمل به نمایش گذاشته است. در حالی که دیگران وعده قدرت داده‌اند، من از آن استفاده کرده‌ام تا آمریکا را به قدرتمندترین کشور جهان تبدیل کنم.»

[6] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: «در ماه ژانویه، به دستور من، نیروهای مسلح ایالات متحده عملیات نظامی گسترده‌ای را در عمق کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، به انجام رساندند. این نیروها به یک پایگاه مستحکم نظامی نفوذ کردند و نیکلاس مادورو، حاکم مستبد و مجرم این کشور، را بازداشت نمودند. این یک نبرد بود، اما شاید بزرگ‌ترین توافق تاریخ از دل آن رقم خورد؛ غنایم از آن پیروز میدان است. اقدامات ما در ونزوئلا ثابت کرد که ایالات متحده دیگر اجازه نخواهد داد تهدیدات علیه منافع آمریکا در هیچ نقطه‌ای از نیم‌کره غربی شکل بگیرد. در صورت لزوم، از تمام توان نظامی‌مان برای حراست از منافع ملی ایالات متحده استفاده خواهیم کرد. ونزوئلا پیشرفته‌ترین تجهیزات اهدایی سایر کشورها را در اختیار داشت، اما همان‌طور که دیدید، هیچ‌کدام نتوانستند مانع ما شوند.»

[7] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: « ایالات متحده توافقی تاریخی درباره مرزهای شمالی آمریکای شمالی یعنی سرزمین راهبردی گرینلند به امضا رسانده است. این پیمان با پادشاهی دانمارک منعقد شده و کنترل دائمی امنیت و سایر امور بنیادین آن پهنه را به ایالات متحده واگذار می‌کند. بدین ترتیب توان دفاعی لازم برای صیانت از قاره آمریکا، اروپا و سایر نقاط را در اختیار خواهیم داشت. هیچ دشمنی اجازه حضور نظامی در گرینلند یا سرمایه‌گذاری حساس در آنجا را بدون تأیید صریح ما نخواهد داشت. ما بلافاصله استقرار نظامی خود را آغاز می‌کنیم و دو پایگاه نظامی بسیار مهم در آنجا خواهیم ساخت.»

[8] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: «دولت من همچنین به دنبال تحولی بنیادین در کوباست؛ جایی که رژیم کمونیستی زیر شدیدترین فشارها قرار دارد و به عنوان دولتی ورشکسته در آستانه سقوط است. مارکو روبیو سرگرم هدایت این مذاکرات است.

[9] - ترامپ در هشتاد و یکمین نشست سازمان ملل در 22 سپتامبر 2026: « با کشورهای متعدد برای اجرای گسترده‌ترین اصلاحات در ساختار سازمان ملل همکاری کرده‌ایم. در خصوص نهادی موسوم به دیوان کیفری بین‌المللی (ICC)، ما هرگز اجازه نخواهیم داد نیروهای مسلح آمریکا یا شهروندان ما توسط دادگاهی که فاقد هرگونه صلاحیت قضایی بر ماست تحت پیگرد قرار گیرند. من از تمامی اعضای این دادگاه می‌خواهم فوراً از این نهاد ناکارآمد خارج شوند. پذیرفتنی نیست که نهادهای حقوق بشری سازمان ملل ... وقت خود را صرف انتقاد از آمریکا ... کنند. این یک تناقض آشکار است که سازمانی چون یونسکو به منظور حفاظت از میراث فرهنگی فعالیت کند، اما جهانی‌گرایان با ترویج مهاجرت‌های انبوه، اصیل‌ترین فرهنگ‌ها و میراث غنی تاریخی را به ورطه نابودی بکشانند. ایالات متحده ایجاد سازوکارهای جهانی برای کنترل هوش مصنوعی را کاملاً رد می‌کند؛»

[10] - ترامپ 22 سپتامبر 2026 در سازمان ملل: « من از قدرت برای تبدیل آمریکا به مقتدرترین کشور جهان استفاده کردم. در جریان عملیات «چکش نیمه‌شب» (Midnight Hammer)، ارتش آمریکا برنامه هسته‌ای آن‌ها را که زیر کوه‌هایی از بتن پنهان شده بود نابود ساخت. در نتیجه عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury)، اکنون تمامی ۱۵۹ فروند شناور ناوگان آن‌ها در قعر دریا قرار دارد. نیروی هوایی‌شان از بین رفته است. رادارهایشان نابود شده‌اند. تجهیزات ضدهوایی‌شان منهدم شده و توانمندی تولید موشک و پهپاد آن‌ها تقریباً از میان رفته است. اقتصادشان فروپاشیده و تنها چیزی که باقی مانده، نرخ تورم ویرانگری است که بالای ۳۰۰ درصد برآورد می‌شود.»

[11] -31 شهریور 1405 ترامپ: « امیدوارم پیش از آنکه خیلی دیر شود، هرچه سریع‌تر کار درست را انجام دهند. می‌دانید، زمانی فرا می‌رسد که دیگر خیلی دیر شده است و ما فرصتی برای اینکه اجازه دهیم آن‌ها به عنوان یک ملت باقی بمانند، نخواهیم داشت.»

[12] - 7 آوریل 2026 – "دونالد ترامپ، در پستی در حساب خود در شبکه تروث سوشال تمدن ایران را به نابودی تهدید کرد. آقای ترامپ در این پست خود نوشت: «یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت؛ تمدنی که هرگز دوباره بازنخواهد گشت. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالا رخ خواهد داد.» ترامپ در ادامه نوشت: «با این حال، اکنون که ما به یک تغییر رژیم کامل و تمام‌عیار رسیده‌ایم، جایی که ذهن‌هایی متفاوت، باهوش‌تر و کمتر افراطی حاکم هستند: شاید اتفاقی واقعا شگفت‌انگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی می‌داند؟ امشب خواهیم فهمید.» او در پایان نوشت: « یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ، سرانجام پایان خواهد یافت.»"

[13] - پانزدهم دیماه 1398 "دونالد ترامپ در این رشته توییت با اشاره به وعده مقامات کشورمان برای پاسخ دادن به جنایت آمریکا در ترور سردار سلیمانی آورده است: ایران با جسارت زیاد درباره حمله به منافع آمریکا سخن می‌گوید، اگر ایران به هر آمریکایی یا منافع آمریکایی حمله کند ۵۲ سایت ایرانی -به نمایندگی از ۵۲ گروگان آمریکایی که سال‌ها پیش توسط ایران گروگان گرفته شدند- هدف قرار می‌گیرند."

[14] - 13 فروردین 1405 دوم آوریل 2026: "ترامپ در بخشی از سخنرانی‌اش گفت: «در دو تا سه هفته آینده ضربات سختی به آن‌ها وارد خواهیم کرد. آن‌ها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برمی‌گردانیم.»" 

[15] - عبارت‌هایی که او برای تهدید به نابودی به کار برد شامل «annihilate the Islamic Republic» و «drive them into hell with no chance of survival» است. اتحادیه دانشمندان نگران یا UCS، یکی از سازمان‌های آمریکایی فعال در حوزه سیاست‌گذاری و امنیت هسته‌ای پس از سخنرانی ترامپ اعلام کرد که اظهارات او را «تهدید ضمنی» به استفاده از نیروی هسته‌ای علیه ایران و مردم این کشور می‌داند.

[16] - آلکساندر گلییویچ دوگین، متولد ۷ ژانویه ۱۹۶۲) دانشمند علوم سیاسی اهل روسیه ‌است. دوگین برای نظرات اوراسیاگرایی شناخته شده‌است دوگین رهبر و بنیان‌گذار «حزب اوراسیا» در روسیه به‌شمار می‌آید. او، بانفوذترین ایدئولوگ ناسیونالیسم در میان روس‌هاست وی استاد افتخاری دانشگاه ملی اوراسیا به نام ل.ن. گومیلیف و دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه فدرال جنوبی، پژوهش‌گر ارشد در دانشگاه فودان (شانگهای) است. به زبان‌های روسی، انگلیسی و آلمانی صحبت می کند. در سال ۲۰۱۴، کارزاری علیه الکساندر دوگین در روسیه به راه افتاد که منجر به برکناری او از ریاست دپارتمان جامعه‌شناسی روابط بین‌الملل در دانشگاه دولتی مسکو شد. دلیل این مسئله آن بود که او در یک مصاحبه صراحتاً خواهان قتل‌عام اوکراینی‌های مخالف روسیه شده بود. او دیدگاهی همراه با انقلاب اسلامی ایران و مواضعی مخالف لیبرالیسم و حتی کمونیسم دارد. الکساندر دوگین از مهمترین مشاوران ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه است. در سال ۲۰۱۴، مجله آمریکایی فارین پالیسی، دوگین را در رده صد «متفکر جهانی» دوره معاصر و در رده «آژیتاتورها (آشوبگران)» قرار داد. الکساندر دوگین را ایدئولوگ راشیسم می دانند. از سال ۲۰۱۴ در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا و از سال ۲۰۱۵ در فهرست تحریم‌های آمریکا و کانادا قرار گرفته است.

[17] - دونالد ترامپ در مصاحبه تلفنی با فاکس نیوز در سخنانی گفته بود: «دلم می‌خواهد به بهشت بروم، اگر ممکن باشد. شنیده‌ام وضعم خوب نیست و می‌گویند در پایین‌ترین جایگاه هستم. اگر روزی به بهشت برسم، یکی از دلایلش همین کار خواهد بود.»

[18] - 13 سپتامبر 2026: «سر ریچ نایتون، فرمانده نیروهای مسلح انگلستان، در گفتگو با شبکه خبری اسکای نیوز اعلام کرد که شمار تلفات نظامی روسیه در جنگ با اوکراین به حدود ۵۰۰ هزار نفر رسیده است.»

[19] - Iran and the Destiny of Civilisation

[20] - هلنیسم یا یونانی‌سازی، پذیرش فرهنگ، مذهب، زبان و هویت یونانی توسط مردمان نایونانی است. در دورهٔ باستان، استعمار اغلب به یونانی شدن مردمان بومی انجامید. در دوره هلنیستی، بسیاری از سرزمین‌هایی که توسط اسکندر مقدونی فتح شده بودند، هلنیزه شدند

[21] - Civilisation-State

[22] - the wastes  تلفات

[23] - righteous

[24] - در زمینه سیاسی گسترده‌تر استراتژی مذاکره در مقابل بلوف زدن: حامیان و دولت ترامپ از این اقدامات به عنوان تاکتیک‌های مذاکره‌ای پرخطر دفاع کرده‌اند - شروع با حداکثر فشار قبل از تنظیم شرایط، پس از آمدن سایر کشورها یا نهادها به میز مذاکره. با این حال، تحلیلگران بازار از "TACO" به صورت تحقیرآمیز یا به عنوان مخفف غیرقابل پیش‌بینی بودن سیاست استفاده می‌کنند. فراتر از تعرفه‌ها: از آن زمان، این اصطلاح توسط مفسران برای توصیف تغییرات ناگهانی یا عقب‌نشینی‌های تاکتیکی درک شده در سایر بن‌بست‌های ژئوپلیتیکی پرفشار، مانند لفاظی‌های پیرامون تصمیمات سیاست خارجی یا درگیری‌های بین‌المللی، مورد استفاده قرار گرفته است.

[25] - The Pharisees tradition of Ezra فریسیان (به معنای «جداشدگان») یک جنبش اجتماعی و مکتب فکری یهودی در منطقه شام ​​(لوانت) در دوران یهودیتِ «معبد دوم» بودند. پس از ویرانی معبد دوم در سال ۷۰ میلادی، باورهای فریسی به شالوده و مبنای اعتقادی، عبادی و آیینیِ «یهودیتِ ربانی» بدل شد. اگرچه این گروه دیگر وجود خارجی ندارد، اما سنت‌های آنان برای جنبش‌های گوناگون مذهبی یهودیت از اهمیت بسزایی برخوردار است

[26] - the Jewish mystical racism

[27] - The theory of linear time

[28] - Logos همان که فیلسوفان از آن برای توصیف اصل عقلانی و هدایتگر یا نظم پنهانِ جهان هستی استفاده می‌کردند.

[29] - oriental

[30] - جفری ادوارد اپستین : Epstein؛ ( ۱۹۵۳ –۲۰۱۹) سرمایه‌گذار، متجاوز جنسی به کودکان، تجاوزکار زنجیره‌ای و قاچاقچی انسان آمریکایی بود. شبکه‌ای از افراد نخبه و از لحاظ اجتماعی بانفوذ پیرامون خود ایجاد کرد و دست‌کم ۱٬۰۰۰ دختر زیر سن قانونی، نوجوان و زن جوان را قَوّادی می‌کرد که همگی به‌طور مکرر توسط او و نزدیکانش مورد تجاوز جنسی و خشونت جنسی قرار می‌گرفتند در سال ۲۰۰۵ والدین یک دختر ۱۴ ساله در پام بیچ، فلوریدا گزارش دادند که اپستین دخترشان را مورد سوءاستفادهٔ جنسی قرار داده است. به دنبال آن پلیس تحقیقات خود را دربارهٔ اپستین آغاز کرد. مقامات فدرال سی و شش دختر را شناسایی کردند که برخی از آن‌ها ۱۴ سال سن داشتند و گفته می‌شد اپستین از آن‌ها سوءاستفادهٔ جنسی کرده بود. اپستین در سال ۲۰۰۸ از سوی دادگاه ایالتی فلوریدا به جرم فراهم کردن یک کودک برای فحشا و نیز جلب یک تن‌فروش، مجرم شناخته شد و در ۱۰ اوت ۲۰۱۹ در سلول زندانش درگذشت. پزشکی قانونی چرایی مرگ او را خودکشی با دار زدن اعلام کرد وکلای اپستین در مورد این حکم اختلاف نظر دارند و تردیدهای چشمگیری در میان عموم دربارهٔ علت حقیقی مرگ او وجود دارد که منجر به تئوری‌های توطئه شده است رفاقت او با چهره‌های سرشناسی از جمله دونالد ترامپ، اندرو مونتباتن-وینزر، بیل کلینتون و پیتر مندلسون جنجال‌های زیادی را برانگیخته است. اسنادی که در سپتامبر ۲۰۲۵ توسط انجمن دموکرات‌های مجلس نمایندگان منتشر شد نشان می‌دهد که او ارتباطاتی با پیتر تیل، ایلان ماسک، بیل گیتس، لارنس سامرز و استیو بنن داشته است.

#نه_به_جنگ

#نه_به_ویرانی

#صلح_آزادی

هجوم تجاوزکارانه روسیه به مردم مظلوم اوکراین، که اوج خیز دوباره خوی تجاوزگری و پلشتی زیاده‌خواهانه شرق را، بعد از یک دوره فطرت، به یادها آورد، و به دید جهانیان کشید، غرب نیز که امید می‌رفت لنگرگاه صلح و مبارزه با تجاوز و توسعه طلبی ارضی در قرن 21 باشد، در این پلشتی با شرق همقدم و همراه شد، و نظرداشت‌های خود را نسبت به ثروت و خاک ایران، اروپا، امریکای شمالی و جنوبی و... را آشکارا و بی‌پروا بیان داشت [i]

به ویژه با روی کار آمدن دولت جدید امریکا به رهبری دونالد ترامپ، که در آغاز سخت روی شعار دوری از جنگ، و قصد خود برای پیگیری کارهای صلح جویانه در جهان مانور داد، و حتی با ولع تمام، چشم به کسب مدال "صلح نوبل" داشت و...، اما! به عکس وجه پلشتی تجاوز و زیاده‌خواهی خود را با آغاز جنگ علیه ایران و ایرانیان، به چشم‌های نگران مردم ایران و دیگر ملت‌ها در 5 قاره جهان کشید، و بعد از حمله شگفتی‌آور نیروهای نظامی امریکا به کاراکاس، و دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا، که با انتقال غیرقانونی نیکولاس مادورو به خاک امریکا، روند جدیدی از هنجارشکنی‌های بین المللی، اینبار توسط سرمدار غرب یعنی امریکا رقم ‌خورد، که آنرا می‌توان آغاز دور جدیدی از هرج و مرج، ساختارشکنی و...، در جهان بیقرار و شکننده کنونی دانست.

جنگ‌ها و دخالت‌های نظامی استعماری که در پایان یک‌چهارم اول قرن بیست و یکم توسط امریکا رقم می‌خورند، هیچ مجوزی از سوی مراجع قانونی جهانی از جمله سازمان ملل نداشته و ندارند، و از قضا برای پشتیبانی از جنایتکارترین رژیم‌های متخلف جهانی، یعنی دولت راستگرایان جنایتکار صهیونیست، به رهبری بنیامین نتانیاهو صورت گرفت، در حالیکه همگان شاهد و ناظر فرایندِ نسل‌کشی، انتقام کور، جنایت و ویرانگری افسارگسیخته او و همفکرانش علیه فلسطینیان، در غزه و کرانه باختری رود اردن و... بودند، و فشار شدید افکار عمومی جهانی، باعث محکومیت این رژیم و رفتارش، در نظام قانونی قضایی بین الملل گردید، تا آنجا که حکم دستگیری نخست وزیر این رژیم، از سوی دادگاه صالحه جهانی، به خاطر جنایات پرشمار جنگی‌اش صادر شد و...،

دولتی که برای نزدیک به 75 سال، با افت و خیز، در فرایند حمله، ترور، خشونت، جنگ و قانون شکنی جهانی، به یک "غده سرطانی" علیه هنجارهای اخلاقی، قانونی و انسانی در مسیر حذف یک ملت از صفحه روزگار، تبدیل شده است، و حضور جدی و ادامه‌دار آنان در این پروژه‌ی جنایتکارانه‌ی بزرگ، و از جمله تجاوز و چشمداشت به خاک همسایگان (سوریه، لبنان و...)، و پیش از آن حمله پیشدستانه به بسیاری دیگر از کشورها، که در سابقه ترورهای تاریخی عوامل پیدا و پنهان این رژیم، دیگر بر کسی پوشیده نیست و...

با این حقایق از امریکا در این دوره از تاریخ، بعید بود که در این زشتی آشکار شریک شود، اما در میان بهت تمام مردم دنیا، زیر فرماندهی دونالد ترامپ صلحجو! به طور باورنکردنی در این فرایند جنایت به طور رسمی وارد شدند، و در تله نیرنگ صهیونیسم جهانی، امریکا را نیز شریک ساختند، و در زنجیره‌ایی پردامنه از اقدامات غیرقانونی [ii]، نابخردانه مشارکت داده شدند، که از جمله آن حمله به سیستم، و رهبری ایران بود، که در کنار تجاوز به خاک ایران خودنمایی می‌کند؛

فارغ از این که سیستم رهبری و شخص رهبر و رفتار او، در اندیشه آنان و دیگران درست و یا نادرست و... باشد و یا نباشد، باید این جایگاه، در عرف جنگ، محترم شمرده می‌شد، اما این قانون‌شکنی کم نظیر، در روند تاریخ جنگ‌های جهان، از قضا در اولین ساعات این حمله صورت گرفت، و در روز 9 اسفند 1404، جهانیان شاهد این هنجارشکنی جنگی بودند، و این جنگ با این روند غیرقابل دفاع در نظم جهانی، توسط مهاجمان امریکایی و اسراییلی آغاز گردید و...، و همین‌ها باعث گردید تا امریکا و اسراییل در این جنگِ رسوا تنها ماندند، و دنیا تا آنجا که در توان داشت و... تن به کمک به آنان در این نبرد ندادند و ائتلافی در کنار آنان شکل نگرفت.

در این جنگ است که ترامپ و نتانیاهو، چهره سیاه ولادیمیر پوتین، دیگر همتای مهاجم و جنایتکار شرقی، و همکارِ پیشرو خود در جنگ افروزی‌های جهانی عصر حاضر را، از این بابت سفید کردند، چرا که پوتین با وجود یک جنگ دامنه‌دار چهارساله با مردم مظلوم و خلع سلاح شده اوکراین، اما هنوز مرتکب چنین قانون‌شکنی آشکاری نشده، و رهبر اوکراینی‌ها در این جنگ (آقای ولودمیر زلنسکی)، همچنان از حمله و ترور روس‌ها در امان مانده، و به کار خود در رهبری جنگ و ملت خود ادامه می‌دهد، و از این جهت، روس‌ها، درس انسانیت و رعایت قانون در جنگ و جنایتگری را، به رقیب جنایتکار غربی خود، که مدعی قانون، تمدن، دمکراسی، انسانیت و... است، دادند، و به همین دلیل روشن است که پوتین از این لحاظ دیگر مشکلی ندارد، که هر موقع خواست، حداقل در پشت خاکریزهای جبهه مقابل، کسی را باقی گذاشته است، که بتواند با او مذاکره کند!

اما ترامپ امروز به اشتباه خود در همراهی با اوج بی تعهدی به قانون و هنجارهای بین المللی توسط صهیونیسم، پی برده است و علاوه بر اعتراف به جنایات نابهنجارِ خود در جنگ علیه ایرانیان، به مشکل خودساخته نیز اقرار دارد که امروز کسی را در ایران باقی نگذاشته‌اند که بتوانند با او مذاکره کنند، و به صلح بنشینند، و سیاست‌های خود را، در شرایط اضطرار پیش برند.

و این یک حقیقت است که جنایتکاران معمولا بعد از ارتکاب به جنایت است که به خود می‌آیند و می‌فهمند حتی جنایتگری هم قانون، هنجار و منطق خود را دارد، جنگ افروزی جنایت است، اما حتی همین جنگ افروزی هم باید و نبایدهای خود را داشته، که یکی از آنان عدم حمله متقابل به سیستم و رهبری کشورهای مورد مخاصمه است و...، که تجربه گرانسنگ بزرگی است که یک تاریخ آدمیت و فرزانگی پشت آن نهفته است، که نباید رهبران را از بین برد؛ در نبرد نظامی نیز منش نظامیان باید نظامند و هنجاری باشد، و باید این نظم، قانون و هنجار را رعایت کرد.

او امروز این اعتراف را اینگونه در سخنان خود بازتاب داد:

رئیس جمهور امریکا:

«آن‌ها (ایرانیان) هیچ رهبری‌ای ندارند. رهبری‌شان از بین رفته است. دسته اول (رهبری)‌شان تمام شده (کُشتیم)، دسته دوم (رهبران‌)شان هم تمام شده (کشتیم)، و نیمی از دسته سومِ (رهبری)شان نیز از دست رفته است (کشته شدند)» و سپس افزود: «این یکی از مشکلات من است؛ کسی نیست که با او مذاکره کنم. این یک مشکل است.» [iii]

 

 

گورهای دسته جمعی اهالی غزه که در محاصره کامل، توسط صهیونیست‌ها کشتار می‌شوند

#نه_به_جنگ

#نه_به_قانون_شکنی

#نه_به_ویرانی

#حفظ_تمامیت_ارضی

#ایران

[i] - ترامپ گفت: «پس از آنکه کار شکست دادن ایران را - که به‌شدت در حال شکست خوردن است - به پایان برسانیم، به‌زودی تنگه هرمز را قلمرو ایالات متحده اعلام خواهم کرد.»

“After we finish defeating Iran, which is being very badly defeated, pretty soon I’ll be declaring the Hormuz Strait a territory of the United States,” Trump said.

[ii] - ترامپ گفت: «آن‌ها ۲۱۲ فروند هواپیمای بسیار خوب داشتند؛ هواپیماهایی که برخی از آن‌ها به شکلی عالی و در دوران اوباما — باراک حسین اوباما — از ایالات متحده خریداری شده بودند. و تک‌تک آن هواپیماها سرنگون شده و از بین رفته‌اند.» که در نظام بین الملل سرنگونی و حمله به هواپیماهای غیر نظامی ممنوع و جنایت جنگی محسوب میشود، اما آشکارا از حمله به این نوع هواپیماها خبر داده و مژده نابودی آن را می دهد.

[iii] - - “They have no leadership. Their leadership is gone. Their first tour is gone. Their second tour is gone. The third tour is half gone,” Trump said “That’s one of my problems, there’s nobody to negotiate with. It is a problem,” he added.

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:

در دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال امریکا از استعمار بریتانیا، که آزادیخواهان امریکایی، نبرد آزادیخواهانه خونینی را هم تجربه کردند، پادشاه بریتانیا در بحرانی‌ترین زمان روابط امریکا و اروپا، از امریکا دیدار می‌کند، مثل این که رئیس جمهور امریکا، بعدها در سالگرد حمله 9 اسفند، به ایران سفر کند، تو گویی که می‌خواهند در جشن سالگرد جنایات کشور خود، شریک شود، این پیچیدگی فرهنگ سیاسی، و از بیشرمی سیاستمداران حکایت دارد، روزنامه "هندو" چاپ دهلی نو (هندوستان) به این سفر، اینچنین واکنش نشان داد و نوشت:

«پادشاه بریتانیا، چارلز، و ملکه کامیلا، روز دوشنبه برای یک سفر چهار روزه وارد ایالات متحده شدند، سفری که پس از تیراندازی شام خبرنگاران [1] کاخ سفید و در میانه اختلاف نظر بین متحدان نزدیک، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این سفر رسمی، که تاکنون پر سر و صداترین و مهمترین سفر در دوران سلطنت چارلز بوده است، دویست و پنجاهمین سالگرد اعلام استقلال ایالات متحده از حکومت بریتانیا را گرامی می‌دارد و اولین سفر یک پادشاه بریتانیایی به این کشور در دو دهه اخیر است. این سفر با یک دیدار خصوصی با رئیس جمهور دونالد ترامپ، که خود را طرفدار سلطنت می‌داند، آغاز می‌شود و شامل سخنرانی در کنگره و یک شام مجلل در کاخ سفید است.» [2]

این در حالیست که نبرد امریکایی‌ها علیه استعمار بریتانیایی‌ها به حدی شدید بود که رسانه کانادایی "آتش" یکی از این نبردها را این چنین به تصویر کشید: «۲۷ اپریل ۱۸۱۳؛ روزی که ۱۸۰۰ نیروی آمریکایی با ورود به یورک (تورنتوی فعلی)، این شهر را اشغال کردند. روز ۲۷ اپریل ۱۸۱۳، نبردی در یورک (تورنتوی فعلی) بین نیروهای بریتانیایی و نیروهای آمریکایی رخ داد که به «نبرد یورک» The Battle of York شهرت دارد. در این روز، آمریکایی‌ها با ناوگانی متشکل از ۱۶ کشتی و ۱۸۰۰ نفر نیرو، وارد کانادا شدند و پس از پیشروی به سمت یورک و شکست دادن پادگان انگلیسی‌ها که تنها ۷۰۰ سرباز داشت، کنترل شهر را به دست گرفتند. در این زمان، Sir Roger Hale Sheaffe، ژنرال بریتانیایی به نیروهای خود دستور عقب‌نشینی داد. آنها نیز در هنگام ترک یورک، آذوقه‌های خود را آتش زدند تا باروت که در آن زمان بسیار ارزشمند بود به دست آمریکایی‌ها نیفتد. در این هنگام، یک انفجار مهیب رخ داد که باعث کشته و زخمی شدن بیش از ۲۰۰ آمریکایی شد. آمریکایی‌ها نیز برای تلافی کردن این اتفاق، یورک را غارت کردند و ساختمان‌های پارلمان Upper Canada را به آتش کشیدند. البته، این تهاجم و غارت آمریکایی‌ها بدون پاسخ نماند. نیروهای بریتانیایی در ۱۸۱۴ به تلافی این اقدام، به شهرهای بوفالو و واشنگتن حمله کردند و این شهرها را به آتش کشیدند.»

در چنین شرایطی، راستگرای ویرانگر مناسبات جهانی همچون ترامپ که ایده‌های مذهبی و ایدئولوژیک مسیحی-یهودی را در برنامه‌های حکمرانی خود دارد و در آرزوی شاه بودن هم هاست، از نردبان دمکراسی امریکا بالا رفته، و آرزو دارد با ویرانی این نردبان، دیگر کسی غیر از خود و فرزندانش از این نردبان بالا نیایند و حکومت را خاندانی و موروثی کند، تا باز هم بعد از 250 رهایی از سیستم پادشاهی بریتانیا، در امریکا نیز تخم و ترکه این و آن بودن، به پایه اشغال پست رهبری امریکا تبدیل شود.

این البته مصیبت جامعه بشری است که حتی بعد از رهایی از سیستم‌های دیکتاتوری فردی و پادشاهی، باز هر لحظه در معرض موروثی شدن قدرت، در پس نبردهای خونین رهایی‌بخش بوده و هست، و امریکا که داعیه آزادی و دمکراسی و مردم سالاری دارد نیز، اکنون با رهبری مواجه است که بیشتر دوست دارد در جایگاه شاه باشد تا رئیس جمهور، آن هم که در کشوری که امید می‌رفت لنگر مردم سالاری و دمکراسی در جهان باشد، اما اکنون گرفتار راستگرایانی شده است که در جهانِ اندیشهِ ویرانگرِ راستگرایانه خود، مردم آزاد خود را، رعیت و یا مرید خود می‌خواهند.

باعث تاسف است که هجوم راستگرایان به جریان آزادیخواهی و رهایی‌طلبی ملت‌ها، و مبارزه با آزادی و مردم سالاری که در جوامع عقب مانده دنیا (از جمله اینجا در خاورمیانه) شدیدا جریان دارد، حتی در جهان رها شده از این بلیه نیز دیده می‌شود، رگه‌هایی از تحجر و بازگشت به ظلم و تعدی به حقوق بشر در این نقاط مهم جهان هم دیده می‌شود، و زنگ‌های این خطر را حتی در خاکریزهای نخست لیبرالیسم نیز می‌توان شنید، چه رسد به بنیادهای نوپای آزادیخواهی که مثل کِش، احتمال بازگشت آنان به پادشاهی و زعامت موروثی خاندانی هست.

نهال‌های نوپایی آزادی و دمکراسی که زیر پای راستگرایان بیشرم، له می‌شود، چکمه‌هایی که بر خون هزاران آزادیخواه پای می‌گذارند و حق حاکمیت بر بشر را از عموم شهروندان دهکده جهانی گرفته، و به خاندان‌های فرمانروایی می‌سپارند، و بیشرمانه از "فَرِّ ایزدی" بر شانه‌های خود و فرزندان‌شان می‌گوید و رنگ مذهب و خدا هم بر این تمامیت خواهی و ظالمانه و خودخواهانه می‌پاشند، تا ننگ بردگی‌خواهی آدمیان را به دامن خدا هم بپاشند و بیالایند، و بگویند که انسان‌ها در نظام خلقت خداوند هم طبقه بندی شده‌ آفریده شده‌اند و کسانی به واسطه تولد از ژن برخی مخلوقات او، حق الارث پادشاهی و راهبری می‌یابند و...

شاهرود - سه شنبه 8 اردیبهشت 1405، 28 آوریل 2026، 60 مین روز از جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 22 آتش بس

[1] - شامگاه ۲۵ آوریل ۲۰۲۶، در نزدیکی محل اصلی بازرسی امنیتی شام سالانه خبرنگاران کاخ سفید در هتل واشینگتن هیلتون در واشینگتن دی.سی.، صدای تیراندازی شنیده شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، ملانیا ترامپ، بانوی اول، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و اعضای کابینه به‌وسیلهٔ سرویس مخفی ایالات متحده از مکان خارج شدند. این اولین شام خبرنگاران کاخ سفید بود که ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور در آن شرکت می‌کرد.

[2] - King Charles jets to U.S. for trip overshadowed by Iran war, White House Correspondents’ dinner shooting

Britain’s King Charles and Queen Camilla arrived in the United States on Monday for a four-day trip, a tour which ‌has taken on even greater prominence after the White House Correspondents’ dinner shooting and amid ​acrimony between the close allies. The state visit, by far the most high-profile and ⁠consequential of Charles’s reign, marks the 250th anniversary of the U.S. declaration of independence from British rule, and is the first to the country by a British monarch for two decades. It begins with a private meeting with self-proclaimed royal fan President ‌Donald Trump, and includes an address to Congress and a lavish dinner at the White House.

صفحه1 از4

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.