بی توجه به اطراف، آنچه از دل بر آید باید خلق کرد

10 اسفند 1397
Author :  
سرت به کار خود باشد که هر که را کاریست

اما شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد، که چرا دیگر، حافظ، سعدی، مولانا، غزالی، فردوسی، ابن سینا و... نداریم و چرا دیگر این رادمردان عرصه ادب، هنر، علم و حکمت ایران تکرار نمی شوند؛ چرا اینگونه زمین گیر و عقیم شدیم، چرا مادر وطن نمی تواند دوباره چون آنان بزاید، یا می زاید و نمی توانند که ظهور کنند؟!!‎

آنچه برای من روشن است اینکه بازار هر کالایی باید مملو از اجناس گونه گون باشد، و صاحب هنر و خلق کننده و تولید کننده ایی، به میزان توان، هنر، عشق و شرایط خود باید بیافریند، نه این که هنرمند و خالق آثار به بازار چشم به بازار داشته، که بازار از چه خوشش می آید‎، شاید همین گرفتاری در قالب های تحمیل شده به خالقان اثر، و نگاه دنباله روی از بازار، ما را در وضع فعلی گرفتار کرده است؛   ‎

امروز شما نه در بازار رشت، نه در بازار ری، نه در بازار خراسان، نه در بازار یزد، نه در بازار همدان، نه در بازار شوش و... متاع متفاوت نمی بینی، انگار این بازارها را از روی هم کپی زده اند، و همه را یکدست باب مشتری ساخته، و عرضه می کنند. لذا دیگر دلت هوای سفر به قصد یافتن بازاری نو نمی کند، چون هر بازاری را که در این کشور سر بزنی، همان خواهی یافت که در بازار سر کوچه شماست. ‎

حال آنکه روزگاری تجار برای هر بازار برنامه ایی و کالایی داشتند و از هر بازاری باری بر می داشتند و یا باری بر زمین می نهادند، بازار ری، با بازار بلخ متفاوت بود، تبریز از کرمانشاه، اهواز از شیراز، گمبرون از سیستان، توس از نیشابور و اصفهان از کرمان و... همه از هم متفاوت بودند، زیرا هر بازاری بسته به شرایط و سلایق خود تولید می کرد، ‎

مدرسه نظامیه بغداد، با دانشگاه جندی شاپور متفاوت بود، نظامیه نیشابور از مدارس بخارا متمایز بود، حلب مکتب خود را داشت، مدرسه گرگان را با حوزه هرات متفاوت بود، امروز دیگر سیلابس های درسی دانشگاه تهران با دانشگاه شیراز در معماری یکیست، لذا هیچ انگیزه ایی برای حرکت نیست، همه یک قالب می خورند و تنوع نخواهی دید، ساختمان های تهران و شیراز یکی است، همانی که در تبریز ساخته می شود، در سیستان هم به همان سبک می سازند و...

اما به نظر من صاحبان هنر و خلق کنندگان آثار و سازندگان ابزار و... باید بی توجه به این یک دستی، و نگاه به حکم بازار و فراری از قالب های یکدست کننده، به خلق آنچه بپردازند که علم شان با دل شان حکم می کنند، و هرکس بر دکان خود، به عرضه محصولی بنشیند که خود تولید کرده است و خالقان و تولید کنندگان، خود را با حکمت و هنرشان به بازار تحمیل کنند، تا بتوان انسانیت را شکوفا کرد.

پس اگرچه ذائقه و علایق و خواست بازار هر عصری محترم است، ولی هر نویسنده ایی باید بی توجه به قالب ها، و تحمیل ها، روایتگر وحی و الهام درونی، در تلفیق با عقل و علم خود باشد، دل خود را بنویسد و آنچه را از آن می تراود، خلق کند، و نترسد از این که آثارش را کسی نخرد و یا پذیرا نباشد، که او خود به قیمت آن سخت آگاه است، هرچند مردمان عصر "ون کوک" نه از آثار نقاشی او سر در آوردند، و نه این آثار برای این هنرمند ثمری مادی داشت، اما بالاخره دنیای هنر او را کشف کرد؛

سخن فردوسی را در وقت نوشتنش کسی به ریالی نخرید، اما او حکمت و تاریخ ایران را ثبت و ضبط کرد، مولانا برای دل خود سرود و سروده هایش را دیگران بعدها کشف کردند که چه دریایی از عرفان و حکمت است، ملاصدرا نظریه علمی خود را داد، هرچند به آوارگی اش انجامید و کم نمانده بود که چون حلاج، سهروردی و عین القضات و... فتوا در حقش اعمال کنند و به دارش کشند، اما بالاخره قدر سخنش را شناختند و...

لذا هنرمند و صاحب سخن باید بی توجه به اطراف، فارغ از قضاوت دیگران، به الهامات دل خود، گوش فرا دهد، و پیش رود تا شاید نقشی نو، یا حکمتی دقیق، یا نگاری بدیع و... را خلق کند و راهگشای راهی شود. هنرمندِ اسیر بازار تنها به تکرار پژواک دل اهل بازار اقدام خواهد کرد و سرودی تکراری و خسته کننده، می سراید که تنها حقایق موجود است، که بسیاری دوباره آن را خواهند سرود.

 یکی از خوانندگان سیاه مشق هایم، برایم نوشت :  " وقتی مطالب خود را در شبکه های اجتماعی قرار می دهی، در واقع این یک جور دعوت به خواندن دل نوشته هاست، ‎پس ‎به علایق آنان احترام بگذار،‎ (به طنز) و قدری به مخاطبان خود بیندیش، درست است که اینها یادداشت هایی است بی مخاطب‎ و..."

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
سید مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

یکی از خوانندگان این پست برایم نوشت :
‎خیلی پست خوب و جانداری بود و مرسی‎
خاص هستید و خاص می نگارید‎
زلال اندیشه تان هماره ، جاری باد‎
هرچند برای دل خود می نگارید‎
اما نه آنچنان که تیتر زده‌اید، چندان هم بی مخاطب نیستید‎
و به یقین تاثیری شگرف دارد این یاداشت های بی مخاطب ، برای مخاطبانش‎
قلمتان نویسا‎
در پناه حق تعالی‎
راستی کاریکاتور منتخب ، برای این پست نیز کاملن گویا بود‎
درود

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر