این دیگر طهارت نیست، پاکسازی کشور از بزرگان و نخبگانش است
  •  

17 دی 1401
Author :  
علی دایی نخبه متواضع ورزش کشور و جهان

 

این باد کز خزان، بدین خاک می وزید،       پاییز سرد هم، به باغی نبرده است،

خاک خالی از بزرگان، نخبگان و مردمش، دیگر چه ارزشی برای حتی نگاهی و قدمی بر آن خواهد داشت، این خاک بدون آنها، مثل تمام خاک های بی حاصلِ خالی از زندگی خواهد بود، که دنیا حتی به آن نگاه هم نخواهد کرد، مثل تمام خاک های فراموش شده در کویر، که دریغ گویان در آرزوی حتی جای پایی بر خود خواهد ماند، حال آنکه بر این آرزو خواهد مُرد، و آن را نخواهد یافت؛

این طرز فکر طرد کننده و خالص ساز، تمامیت خواه، خودخواه، که تمام وجدان، اخلاق و انسانیت را به کناری می نهد، و تمام افراد مخالف، منتقد، معترض و... به خود را نیست و نابود و فراری از وطن می خواهد، از کجا گریبانگیر این خاک غریب، و این مردم مظلوم گردید؟!

مغولان هم چنین بر این مردم نخواستند، آنان در موقع هجوم هر که را دم تیغ خود یافتند کُشتند، و بعد از غلبه آنانی که ماندند را، در تیول خود حفظ کردند، و ایران را از ایرانیان "تطهیر" نکردند، بعدها این ایرانیان نخبه مغلوب، و مغولان غالب، دست در دست هم تمدن های شکوفایی را بر این خاک در خون آلوده ساختند، و علم و هنر را به اوج رساندند، حال این چه دیدگاهی است که مرتب بر بلندگوهای رسانه ایی که آن را "ملی" می نامند و به واقع بوقی "میلی" و تنفرپراکن در دست سرکردگانش می باشد، کاهی از مردم می خواهد پاسپورت بردارند و بروند، و یا در این مورد اخیر بی شرمانه از "تطهیر" این آب و خاک از نخبگان و مردمانش می گوید! [1]

این حجم از قلع و قمع و نابودی سرمایه های ملی را تنها در ایدئولوژی و مرام حکمرانی مردان تمامیت خواه و قدرت طلبانی همچون استالین، مائو، هیتلر، موسیلینی و... می توان یافت، که هرکه از دشمن، مخالف، معترض و... یافتند خواهان نابودی اش شدند، و آنان را که بیمناک شدند، حتی اگر از دوستان شان هم بودند، از پیش پای خود برداشته، و همه را به پای حزب، ایدئولوژی و قدرت خود تسویه، کشتار، ترور شخصیت، و یا در ارودگاه های کار اجباری در سیبری، به سرمای مرگ آورش سپردند.

ستاره درخشان ورزش ایران را که رسم پهلوانی، مروت، جوانمردی، عزت و... او در دل مردم ایران موج می زند، و سوار بر قالیچه اندیشه و عمل نیک و خیرپراکنش، به اقصی نقاط ایران رسیده است، و حتی بعد از افتادنش از اسب سرکش شهرت و غرور ورزشی، هنوز دنیای ورزش و پهلوانی جهان به پای او تمام قد می ایستند، و قدر او را بهتر از ما می شناسند، تا آنجا که حتی رقبای ورزشی اش نیز، قدردان وجود ذیقیمت هستند، چگونه بر بوق رسانه ایی که باید ملی باشد، این چنین مورد بی مهری چون شماهایی قرار می گیرد، که گویا درد وطن هم دارید و...

یادم هست وقتی در سال 1388 که به حج رفته بودم، روزی خواستم دامنه دیدار خود از مکه را کمی گسترش دهم، و تنها بین هتل و حرم محدود نشوم، و کمی هم در خیابان های اطراف آن نیز بگردم، در یکی از این خیابان ها جهت خود را گم کردم، و برای بازگشت به جایی که خود را دوباره در آن باز یابم، مجبور به پرس و جو شدم، از جوانی اهل این شهر راه پرسیدم، زبان انگلیسی نمی دانست، از این رو تنها کلمه عربی را که بلد بودم، و در آن لحظه به ذهنم آمد، یعنی "حرم" را چند بار تکرار کردم، و در دل و البته نه بر زبان، خواهان راهنمایی به سوی این مقصد شدم، او هم بلافاصله متوجه سوالی که در دلم بود، شد، و مسیر را در هوا، با انگشت هایش برایم رسم کرد، و در آخر با زبان بی زبانی که بین ما وجود داشت، متوجه ام کرد، که او هم از من سوالی دارد، و اینکه من اهل کدام کشورم، گفتم ایران، با شنیدن نام ایران، او هم به تعدادی که من حرم حرم کرده بودم، نام "علی دایی" را با لحن عربی خاصی تکرار کرد.

آری کسانی در دنیا هستند که ایران را با نام این اسطوره ورزش ایران می شناسند، نامش را معادل ایران می دانند، و برایش احترامی باورنکردنی قائلند، و وقتی این شهروند حدود 24 ساله عربستان سعودی نام "علی دایی" را ادا می کرد احترام و علاقه را در صورت و چشم هایش می توانستم، حس کنم، حال آنکه "علی دایی" رقیب مقتدر تیم ملی کشورش بود، و "الدعایه" (دروازه بان قهار تیم ملی عربستان، از نام علی دایی، لرزه بر اندامش می افتاد) و مدافعان تیم ملی عربستان و هر تیم دیگری، که علی دایی خط حمله تیم رقیبش بود، به همین احساس خوف و خطر مبتلا می شدند، اما شهروند منصف عربستانی به این رقیب ملی خود عشق می ورزید!

چراکه برای او علی دایی دیگر رقیب ورزشی نبود، بلکه این مردانگی، بزرگواری و... که در وجود این مرد یافته بود، بر تنفر ناشی از رقابت غلبه کرده، و حس رقیب بودن را از دل او زدوده و به کناری نهاده بود، و گویا علی دایی را سمبل ورزش غرب آسیا می دانست، یا اینکه نماینده پرجلال و جبروت خود می دید، که وقتی در مقابل تیم های مطرح شرق آسیا گل می زد، انگار به جای تیم ملی کشور آنان نیز قهرمانی و ابراز وجود می کرد، که این چنین محبوب قلب یک جوان عربستانی طرفدار فوتبال شده بود.

علی دایی نه دشمن است و نه کافر، او مردی از پرشمار مردان بزرگ، و افتخار آفرین ایران و این مردم مظلوم است که در این روزهای پر از اعتراض و... حق را در جانب مردمانی می بیند که به اموری در این کشور معترضند، و تو تریبون دار جبهه ایی شده ایی که مقابل این مردم قرار گرفته اند و...، اما حرمت نگهدار و او را ... ندان، که خاک کشور را از وجودش تطهیر کنی، طهارت اگر این است، لعنت خداوند به هر چه طهارتی و...،

به یکدیگر توهین و تکفیر نکنید، و در سایه گفتگو حق و ناحق را مشخص کرده، توهین و ... را به کناری نهاده، تا به اسطوره های تو نیز توهین نشود، وقتی به اسطورهای هنری، ورزشی، سیاسی، فرهنگی، علمی و... که در جبهه مقابل خود یافتی، توهین می کنی، آنان نیز این حق را برای خود محفوظ داشته، به تو و اسطوره هایت بی احترامی خواهند کرد.

 پیام زیر را بخوان، سخن یک رزمنده و جانباز جنگ هشت ساله است، [2] که هر چه جنگ بود، او هم در جنگ نبرد کردف وقتی تو به علی کریمی، علی دایی و... توهین می کنی، اهالی ورزش نیز به بزرگانی از شما، این چنین توهین می کنند، بخوان تا متوجه شوی چه بذر نفرتی را در دل این مردم می کاری، وقتی به انسان های ارزشمند آنان توهین می کنید :

"سلام

من فوتبال رو دوس دارم ولی از دیروز نسبت به این ورزش متنفر شدم

در آستانه سالروز شهادت مرد قرن

دلاوری بی همتا

فرمانده هشت سال دفاع مقدس

نابود کننده داعش

دوست بچه ها

عزیز همه قشر مردم

هر چی از این دلاور بگم کم گفتم

شهید سردار حاج قاسم سلیمانی

دو روز گذشته که عکس این ابر مرد را در مستطیل سبز زمین فوتبال گذاشته بودند تا بازیکنان قبل از شروع بازی با احترام به عکس این شهید بزرگوار و گذاشتن گل جلوی عکس.، قدردان آن شهید که امنیت جان و ناموس ما را تامین کرده، باشند..

 ولی  تعدادی از بازیکنان با روی گرداندن از عکس شهید و بی اعتنایی از کنار آن رد شدند و تعدادی گل را به صورتی به سمت عکس پرتاپ کردند که مانند سنگی به طرف دشمن می‌زنند

 من اصلا مرد سیاسی نیستم و اصلا علاقه ای به سیاست یا سیاست دانستن را ندارم ولی جگرم سوخت وقتی این برخورد را نسبت به عکس این مرد که خونش به خاطر امنیت تک تک ما ناجوانمردانه و غریبانه به زمین ریخت را دیدم

واقعا مشگل کجاست ؟

من می‌دانم

فقط این را می‌دانم مشگل اصلی دشمن نیست

مشگل خود ماییم

حالا تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

والسلام

التماس دعا"

بذر نفرتی که با این اظهارات در صدا و سیما می کارید، اینجا در زمین فوتبال خود را نشان می دهد، قاسم سلیمانی اسطوره نظامی ایران و علی دایی اسطوره ورزش ایران است، شما با این گفتار نفرت انگیز خود، طرفداران آنها را در مقابل هم می گذارید.

[1] - مهیمان برنامه جهان آرا در شبکه افق در خصوص علی دایی عنوان داشت : "من ایشون را به عنوان قهرمان نمی دانم، خدا بهش یک قد بلند داد، و هر کسی یک سانتی می کشید، می خورد توی سرش و می رفت توی گل، بعد این ها می گویند ما قهرمانیم، نه اینها قهرمان های ما نیستند، و حالا من به مزاح می گویم، که قوه قضائیه و نهادهای امنیتی این ها را ممنوع الخروج نکنند، بزارید این ها بروند یک قدری کشور تطهیر بشود."

[2] - پیامی برگرفته از کانال تلگرامی "آلبوم عکس هشت سال دفاع مقدس "

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (3)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

عمادالدین باقی, [12/21/2024 11:17 AM]
حقوق مخالفان و وفاق در سالیاد آیت الله منتظری

متن کامل گزارش منتشر شده در انصاف نیوز جمعه۳۰ آذر۱۴۰۳ و روزنامه‌های: شرق ص۲و۴، سازندگی ص۸ ، هم میهن ص۴و۵ شنبه ۱ دی۱۴۰۳ ، مجله صدا،شماره۲۱۳ شنبه‌ ۱ دی ص۱۶ و خبرآنلاین شنبه۱ دی۱۴۰۳

پنجمین نشست علمی بررسی اندیشه های آیت الله منتظری به مناسبت پانزدهمین سالگرد رحلت ایشان در تهران برگزار شد.
موضوع این نشست : "آیت الله منتظری حقوق مخالفان و وفاق ملی" بود.
آقای سعید منتظری به نمایندگی از بیت آیت الله, دکتر محمد مهدی جعفری، مهندس لطف الله میثمی، مهندس محمود حجتی وزیر دولت‌های خاتمی و روحانی، مهندس مصطفی طاهری نماینده اسبق مجلس، علی اکبر جعفری نماینده مجلس ششم، دکتر بنی اسدی دبیرکل نهضت آزادی ایران، آیت الله ایازی، حجت الاسلام والمسلمین سعیدی تاجیک و محمدعلی ابطحی و چندتن دیگر از روحانیون، دکتر محسن آرمین، دکتر حسین راغفر، جواد مظفر، محمود دردکشان, علیزاده طباطبایی، مهندس زرکوب، غلامعلی رجایی، خسرو منصوریان، مینو مرتاضی لنگرودی، فاطمه گوارایی، زهره حری, خانم آقا محمدیان و از اساتید دانشگاه رضا احمدی, دکتر میرطاهر موسوی، دکتر محمود حسینی، دکتر حسین اعتمادی، دکتر مرتضی فرجی و عده ای دیگر از شخصیت‌های مختلف فرهنگی-اجتماعی و دانشگاهی و کنشگران مدنی در این برنامه حضور داشتند.
در ابتدا عمادالدین باقی به عنوان دبیر علمی نشست سخنانی ایراد کرد و ضمن بیان پیشینه گفت و گو با مخالفان و به رسمیت شناختن مخالف در سنت فکری پیشوایان شیعه و نقل دیدگاه های خوارج در تکفیر و قتل مخالفان به بیان دیدگاه آیت الله منتظری و دیگر تدوین کنندگان قانون اساسی درباره حقوق مخالفان پرداخت و از ضرورت توجه به حقوق مخالفان در فضای امروز ایران عنوان پیش شرط وفاق ملی واقعی مراحل برای عبور از گردنه پرخطر و بحرانی کنونی گفت.
عمادالدین باقی دبیر علمی نشست با نقل فرازی از سخنان آیت الله منتظری در مجلس خبرگان قانون اساسی سال ۱۳۵۸ درباره اینکه نباید برگزاری تجمعات را موکول به اجازه دولت کنیم چون بعدها دست دولت را باز می‌گذارد تا به هر بهانه‌ای جلوی تجمعات مردم را حتی در مساجد بگیرد، اشاره کرد نمونه این نگرانی ایشان نشست امروز خود ما ۴۵ سال بعد از همان مذاکرات قانون اساسی است که چون برای برگزاری یک نشست علمی در سالگرد یک فقیه بزرگ و بزرگداشت او به ما چنین اجازه ای نمی‌دهند ناگزیریم در محیط بسته‌ای مانند خانه که نیاز به مجوز نداشته باشد با این فشردگی و با محدودیت دعوت به خاطر محدودیت ظرفیت مکان برگزار کنیم اما این حق ماست که بتوانیم به صورت آزادانه در مکان‌های وسیع‌تری مراسم را برگزار کنیم.
پس از آن دکتر علی اکبر گرجی استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی سخنرانی اش را تحت عنوان "حقوق مخالفان در اندیشه آیت الله منتظری"ایراد کرد و ضمن بیان توجه به حقوق مخالفان در تدوین قانون اساسی از ضرورت و بدیهی بودن آزادی اندیشه و بیان سخنرانی گفت و افزود: آیت الله منتظری شخصیتی بود که سطه گرا و اقتدار طلب نبود. او مخالف حکومت استصوابی بود و گفته است مدل حکومت استصوابی مخالف با توحید است زیرا حکومت استصوابی فراتر از نظارت استصوابی در انتخابات است. گرجی افزود: گرجی با بیان اینکه رجوع به رأی مردم و رفراندوم اصلی اساسی است و نیاز به اجازه کسی ندارد افزود آیت الله منتظری برای مخالف فکری خود بهره ایی از حقیقت را قایل بود.
پس از آن دکتر سعید حجاریان که به دلیل اشتغال به درمان و مشکل تکلم ناشی از عوارض ترور او در سال ۱۳۷۸ سخنانش را به صورت مکتوب ارائه کرده بود و توسط خانم فاطمه فرجی ارایه شد گفت: ایت الله منتظری در تدوین ولایت فقیه دچار دوگانه قدرت واخلاق بود که در دوران قائم مقامی ادامه داست هرچند با برکناری او در سال۶۸ این دوگانگی نه "حل" بلکه "منحل" شد. حجاریان افزود: رعایت اخلاق بهای سنگین از دست دادن قدرت و حصر و محدودیت های بعدی را برای وی داشت. در پایان خاطره جالبی درباره حل مشکل نشت آب باران در خرپشته خانه آیت الله منتظری را در دوران حصر که به شورای امنیت ملی کشید بیان کرد.
پس از آن مریم باقی حقوقدان، که علاوه بر مدیریت جلسه، جزو سخنرانان بود فرازهای کوتاهی از مقاله اش را بیان کرد که در قسمتی از آن آمده است: مهمترین نظر آیت الله که در جریان استقرار حکومت دینی با آن مواجه شد، این بود که نمی شود در اجرای حکومت، میان شهروندان با یکدیگر تفکیک و تبعیض قایل شد چون حکومت قرار است به همه افراد خدمات بدهد. اگر برای تامین امنیت و عدالت برقرار است، برای همه است و موافق و مخالف حکومت و با دین و بی دین نمی شناسد.

جامعه تنها از مومنان و مقلدان تشکیل نمی شود و وقتی این دایره به تمام جامعه گسترده می شود، نه فقط ادیان ابراهیمی که حتی الحادی هم در برمی گیرد و وضعیت متفاوت می شود.
آیت الله منتظری دریافتند که انسان بما هو انسان باید مورد توجه قرار گیرد.
این نگاه آیت الله منتظری در دو دهه پایانی عمر ایشان حتی بسیار مترقی تر از بحث حقوق مخالفان است زیرا در نظر ایشان حقوق مخالفان بر مبنای "حق" بود نه "رحم" و معیار حق و عدل، اصولی تر از رحم است. با این حال،  آیت الله پیش از نگاه های جدید تر خود نسبت به حقوق انسان حتی در بحث های فقهی گذشته هم بابی را به مقوله " حقوق مخالفان" اختصاص داده بودند، عنوانی که بسیاری از فقیهان به آن بی توجه بودند. در کتاب "مبانی مردم سالاری در اسلام" که توسط آقای بهرام شجاعی از شاگردان ایشان ترجمه شده، بحث مستقلی را به موضوع "حقوق مخالفان" اختصاص داده اند.
خانم مینو مرتاضی لنگرودی نیز خاطره‌ای از دیدارها با آیت الله منتظری در سال‌های قبل و بعد از انقلاب و حسن معاشرت و برخورد ایشان ذکر کرد از جمله واکنش ایشان نسبت به این انتقاد که چرا از نظر فقهی قائل به تصدی پست ریاست جمهوری توسط زنان نیستند.
سخنران بعدی دکتر علی اکبر علیخانی استاد دانشگاه و پژوهشگر دین و تاریخ اسلام بود که سخنانش را تحت عنوان" ریشه اندیشه های آیت الله منتظری در رعایت حقوق مخالفان" بیان کرد. نویسنده کتاب "اسلام و همزیستی مسالمت آمیز" ابتدا درباره چگونگی شکل گیری علوم اسلام در قرون ابتدایی اسلام و جا ماندن بسیاری از معارف اسلامی در حیطه فقه و اخلاق سخن گفت و غلیظ شدن فقه در عمل و بی توجهی به اخلاق و بی توجهی فقه سنتی نسبت به حقوق مخالفان را ناشی از جا ماندن فقه و اخلاق از اصول و معارف نخستین اسلام دانست و افزود آیت الله منتظری گرچه یک فقیه سنتی بود اما ریشه مداراجویی، گرایش به حقوق بشر و دفاع از حقوق مخالفان در اندیشه متاثر از فقه نبود بلکه ریشه اندیشه حقوق بشری او در انس با نهج البلاغه بود. امام علی مخالفان را کافر و منافق نام گذاری نمی کرد و می گفت خوارج برداران دینی ما هستند که بر ما شورش کرده اند و تفاوت ها ریشه در فهم ها و اندیشه ها و برداشت ها دارد نه در عناد با حق. علیخانی افزود: برخی از فتاوای فقهی خشن و مخالف حقوق بشر متاثر از فقه اهل سنت است که در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس شکل گرفته است.
️سخنران بعدی حجت الاسلام و المسلمین محمود صلواتی، زندانی سیاسی قبل و بعد از انقلاب و از شاگردان آیت الله منتظری و مسئول مدارس ایشان، ترجمه آهنگین سوره الم نشرح و تفسیر ان را محور قرار داد و گفت سعه صدر در حکومت ویژگی پیامبر اسلام بود. وی به
نقش سعه صدر در حل مشکلات پر اخت و نمونه هایی از افرادی با سعه صدر را ذکر کرد مانند آیت الله طالقانی و مسأله شوراها، بازرگان و تلاش برای وفاق روحانیون و دانشگاهیان، سیدمحمد خاتمی با شعار زنده باد مخالف من و آیت الله سیستانی و حمایت از امنیت و تمامیت عرضی عراق و نهی روحانیت از ورود به مسائل اجرایی به نحوی که حتی اجازه نداد روحانیون تولیت حرم را داشته باشند، و نیز مهندس لطف الله میثمی و مدارا و هم فکری او در زندان شاه در برابر مسعود رجوی و تفکر خودخواهانه اش. صلواتی به ریشه یابی شکل کیری سعه صدر در شخصیت آیت الله منتظری پرداخت.
سخنران اختتامیه، حجت‌الاسلام والمسلمین هادی قابل بود که ضمن جمع‌بندی مباحث ارائه شده و بیان ضرورت توجه به شخصیت علمی آیت الله منتظری و چگونگی شکل گیری نشست های علمی بررسی اندیشه های آیت الله منتظری و گزارش کار پنج نشست علمی برگزار شده به اهمیت حرمت دشنام به انسان ها فارغ از ایمان و کفر و دین آنها در دیدگاه آیت الله منتظری و دلسوز ی ها و تذکرات خیرخواهانه ایشان پرداخت. قابل با ذکر مثال‌هایی نشان داد که آیت الله منتظری از کسانی بود که وفاق را در عمل پیاده می‌کرد هرچند در آن زمان بعضی از جوانان انقلابی مانند ما را خوش نمی‌آمد و به ترکیب متنوع اعضای شورای استفتا دفتر آیت الله منتظری که مرکب از موافقان تا مخالفان ایشان بود همچنین نمایندگان وی در دانشگاه‌ها و باز بودن درب بیت ایشان برای همه افراد و گروه‌ها اشاره کرد.
دکتر علیرضا علوی تبار هم یکی دیگر از سخنرانان بود که به دلیل عارضه ناگهانی و عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا در روز قبل، در بیمارستان بستری بود و نتوانست حضور یابد.
در میانه نشست، سه کلیپ کوتاه از سخنان آیت الله منتظری در مورد مذمت تندروی، رواداری با مخالفان و اهمیت جذب و خودداری از طرد دیگران پخش شد. آنچه برای حضار جالب توجه بود تاریخ این سخنان یعنی سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ بود
دنباله گزارش: در پایان رونمایی از سه جلد کتاب جدیدالاننتشار تحت عنوان "آیت الله منتظری و نهج البلاغه" انجام شد این کتاب مجموعه مقالات و بحث‌های اولین سلسله نشست‌ها است که پس از فراز و نشیب‌های طولانی و سخت اخذ مجوز از وزارت ارشاد توسط انتشارات سرایی چاپ شده است. دکتر محمد مهدی جعفری از استادان بنام و نهج البلاغه شناسان برجسته در ضمن رونمایی از این کتاب سخنانی ایراد کرده و گفتند به عنوان کسی که سالیان سال است نهج البلاغه را تدریس می‌کند و با همه شروح فارسی و عربی نهج البلاغه آشنا است به جرات ادعا می‌کند که شرح نهج البلاغه آیت الله منتظری یکی از جامع‌ترین دقیق‌ترین و مفیدترین شرح های نهج البلاغه است.
کانال گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi

This comment was minimized by the moderator on the site

تابلو مملکت را هم بکنید جمهوری مارکسیستی ایران که ربطی به اسلام ندارید!

شهاب الدین حائری شیرازی

«در خبر (https://t.me/ShahabedinHaeriGoftoGo/10173?single) است که پیامبر از مدینه اموالی به نزد ابوسفیان فرستاد و گفت انرا بین فقراءقریش توزیع کن ابوسفیان با تعجب مال را گرفت وگفت از این مرد(پیامبر) نیک رفتار تر و بخشنده تر ندیدم ما به دنبال ریختن خون او هستیم و او صله وهدایا می فرستد!»
پیامبر با دشمنش که از نفاق او مطلع بود چنین کرد حال مقایسه کنید شما با منتقد خود چه می کنید با اساتید دانشگاه که جرمشان صداقت است و نقد، چه می کنید؟ با خانمی که به ظلم حکومت معترض است چه می کنید با جوان ۱۸ ساله با کودکان چه کردید؟!
با معترضین به عملکردهایتان با هم کیشانتان که حقشان را از شما مطالبه کردند یا با مخالفان خود در خیابانها در این سه ماه چه کردید؟!

رفتار این حکومت که منسوب به دین و روحانیت است نه در سیاستگذاری که محورش ضدیت با امریکا و اخیرا دوستی با روسیه شده ربطی به دین محمد(ص) دارد نه در رفتار با کسانی که به حق خواهی، اعتراض می کنند به سوءتدبیرهای شما، همان بهتر است نام حکومت را بکنید جمهوری مارکسیستی ایران که همه رقم با سیاستهای ضد امریکایی و برخورد ظالمانه با معترضین سازگار است و به دین محمد(ص) هم لطمه نمی زند کارهایتان!

This comment was minimized by the moderator on the site

در شرایطی که خشم و نفرت عمومی مردم روز به روز افزایش پیدا می کنه و عوامل اعتراضات اخیر، همانند آتش زیر خاکستر آماده کمترین تحرک برای راه افتادن در خیابان ها است، صدا و سیمای جمهوری اسلامی به جای ساخت برنامه هایی که بر وفاق ملی تاکید کند و یا علل وقوع حوادث خونبار را بررسی نماید تا نشان دهد صدای مردم خودش را شنیده، در برنامه مبتذل پاورقی نمک بر زخم آنها می پاشد و با حربه تمسخر با آن مواجه می شود.
وقتی مردمی که غالبا از شیوه مدیریت کشور ناراضی هستند اما به هر علتی به خیابان نیامدند، حرف های سخیف مجری که با لحن زننده دائم می گوید : خب چه خبر از جنبشتون یا جای دیگر با لبخند زهرآلود می گوید، جنبشتون همه رهبر به خودش دیده از رقاصه تا بدکاره و... را می شنوند، چه حس و حالی بهشان دست می دهد؟
بله چنین برنامه هایی که مزاج حزب الهی های حکومتی و اصولگرایان و پایداری چی های خشونت طلب، خوش می آید، معلوم است که جز نفرت و کینه بیشتر در دل مردم زخم خورده دردمند نمی کارد.
جمهوری اسلامی با ساخت چنین برنامه هایی در رسانه رسمی خودش چه پیامی به ملتش می دهد؟
@Falaakhon

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...