مردم هند امروز با پیکر نخست وزیر فقید خود، معمار رشد و توسعه و پیشرفت هندِ جدید، آقای مان موهان سینگ (1932-2024) وداع کردند، او که در 92 سالگی میراث حکمرانی، و زندگی خود را رها، و به ابدیت پیوست. سینگ به اقلیت دینی «سیک» ها، در جامعه متکثر فرهنگی، مذهبی، نژادی و زبانی هند تعلق دارد، اما او توانست پله های ترقی را در نظام تکثرگرا، سکولار و دمکراتِ هند طی کند، و به این ترتیب یک مهاجر متولد پاکستان (دشمن)، به معلمی در یک ایالت مرزی پنجاب هند تبدیل، و با رشد و پیشرفت علمی، و کسب مدارج دانشگاهی، به عنوان یک اقتصاددان در خدمت دولت در آمده، و در نهایت به سبب توانایی هایش، به مقام وزارت، و سپس به نخست وزیری، که بالاترین و موثرترین مقام در نظام سیاسی هند است، دست یافت.
مان موهان سینگ برای دو دوره متوالی (از 2004 تا 2014)، همزمان با دولت اصلاحات به رهبری سید محمد خاتمی، و خنثی کننده اصلاحات او، محمود احمدی نژاد در ایران، هند را در مقام نخست وزیری هدایت و راهبری نموده، و ثبات حاکمیتی را به کشور و دولت های ناپایدارش بازگرداند، و بعد از رهبرِ بزرگ، انقلابی و کاریزماتیکی همچون جواهر لعل نهرو، اولین نخست وزیری بود که سکان دولت را با ثبات و قوام در درست گرفت، و در پهنه داخلی و جهانی موفقیت هایی را کسب کرد،
و هند بعد از دهه ها، ثبات را حس نمود، چرا که اکنون نخست وزیر و به واقع راهبری داشت که معتقد بود هندی ها در «مسیر ممکن است متفاوت» باشند، اما در «هدف» یکی اند، رشد و توسعه و پیشرفت، هدف کشور شد، چنین نخست وزیری، با چنین افکاری، کنسرت دولت ائتلافی اش را با کمک همکارانش در حزب کنگره، همگرا می کند، چرا که هدفی را انتخاب کرده، که در میان هندی هایِ متنوع و متکثر، هدفی مشترک و موضوعی وحدت آفرین است، که همه می توانند حول آن جمع شده، و یکپارچه حرکت کنند.
البته حضور امثال مان موهان سینگ در قدرت، مرهون ایده پاک و درست بنیانگذاران انقلاب آزادیبخش هند علیه بریتانیا است، چراکه طراحان قانون اساسی هندِ جدیدِ بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند مردم هند علیه سلطه خارجی و فرهنگ منحط داخلی، از جمله دکتر بهیم رائو امبادکار، چنان قانون اساسی انقلابی و مترقی نوشتند که، ریل گذاری لازم را نمود تا تمام مردم هند، فارغ از نوع دین [1] ، جنیست، محل تولد، زبان و فرهنگ، می توانستند، در امور کشور خود دخیل شوند و در بالاترین مقامات کشور قرار گیرند، و چرخه قدرت بر اساس رای مردم، همیشه جاری و متحول باشد، و مقام مادام العمری (الا به رای مستقیم مردم) وجود نداشته باشد، که خود و افکارش را مستبدانه بر تمام ساختار کشور تحمیل کند و...،
این بود که مردی از میان اقلیتی که حتی داعیه جدایی طلبی دارند، و در این راه حتی به ترور خانم ایندرا گاندی نخست وزیر مقتدر هند، و فرزند جواهر لعل نهرو نیز دست زده است، و یک مهاجر پاکستانی [2] است، که معتقد است که « هیچ دلیلی، توسل به تروریسم را توجیه نمی کند»، سکان هدایت کشور را عهده دار شد، و نقش زیبایی در کشوری زد که اکنون خانه او شده بود، هر چند از کشور دشمن (پاکستان) آمده بود، اما خود را در اشل معمار اقتصاد، و رشد و توسعه و پیشرفت هند جدید قرار داد، که در اثر ریل گذاری های اصلاحی او، هند در طول بیش از دو دهه و نیم گذشته، رشد مداوم اقتصادی را تجربه کرده و می کند.
مان موهان سینگ وقتی در اوایل دهه 1990 به عنوان یک وزیر اقتصادی وارد کابینه دولت شد، هند در شرایط بسیار بد و نابسامان اقتصادی غوطه می خورد، مثل همان شرایطی که کشور ما اکنون تجربه می کند، و دولت دکتر مسعود پزشکیان، در اولین روز ورود خود به دولت، با آن دست به گریبان است، که ورشکستگی های (ناترازی) مختلف و ناگواری در بسیاری از امور خود داشت، [3] چرا که اسارت اقتصاد هند، در سیاست های سوسیالیستی دیرپا، که طی یک دوره 5 دهه ایی بعد از استقلال از بریتانیا، هند را از حرکت و رشد باز داشت، و از قافله توسعه و پیشرفت دور کرده بود، چنین شرایطی دامنگیر هند بود، به طوری که آنان را به یک ملت اِعانه بگیر در جهان تبدیل کرده بود [4]،
اما با ابتکارات آقای مان موهان سینگ، سدهای توقف اقتصادی هند شکسته شد، و در فرصت مسئولیت خود در مناصب اقتصادی، قوانین و سیاست هایی مبتنی بر آزاد سازی اقتصادی اتخاذ کرد، استارت رشد و توسعه و پیشرفت دوباره هند [5] را زد، و از آن زمان تا کنون این تغییر ریل در سیاست داخلی و خارجی، باعث شده است، تا این کشور به ارقام رشد و توسعه بالایی دست یابد، و به یکی از ده اقتصاد اولِ برتر جهانی مبدل شود.
آنچه باعث پیروزی اصلاح طلبان [6] و سیاستمداران اصلاح طلبی همچون مان موهان سینگ در نظام هند می شود، عدم دوگانگی حاکمیتی در سیستم نظام قدرت در این کشور است، و از این روست که، وقتی دولتی با رای مردم روی کار می آید، دولتی در سایه، و قدرتی دیگر در نظام حاکمیتی آن نیست که به صورت مانع و سد راه منتخبین مردم عمل کند، و در قالب اقداماتِ غیر دمکراتیک خود، طرح های دولت برخاسته از رای مردم، و دمکراسی هند را خنثی و بی اثر نماید، و آنرا به ضد خود تبدیل کند، از این رو در سیستم حاکمیتی هند، وقتی مجلس، نخست وزیر و دولت برخاسته از آن، به تصمیمی می رسند، این تصمیم اجرایی می شود، و به غیر از دشمنان خارجی، کسی در داخل، خارج از روند دمکراتیک، توانایی سد کردن تصمیمات دولت را ندارد.
این بود که وقتی یک بوروکرات (متخصص و کارشناس و کارآگاه) در بدنه ی دولت هند، به عنوان یک اقتصاددان، متوجه تغییرات جهانی، و لزوم اصلاحات داخلی می شود، و تاکید بر ادامه سیاست های یکپارچه سوسیالیستی سابق را، مانع رشد و توسعه کشورش، و عامل بدبختی مردم و کشور می یابد، با طراحی قوانینی، جدایی از آن سیاست ها را، در مسیر قانونی و پارلمانی رقم زده، به سوی تنش زدایی با بلوک غرب و سنت بازار آزادش پیش می رود، و راه سرمایه گذاری را در کشور خود باز، و شرایط آن را مهیا می کند، و این سیاست او، با سد قدرت های موازی در داخل حاکمیت هند مواجه نمی شود، و لذا اجرایی می گردد، و کشور و مردم هند از ثمره آن بهره مند می شوند، و رشد خیره کننده ای رقم می خورد.
مشکلی که ما در ایران بدان دچاریم، و مثلا دولت دکتر حسن روحانی مشکل کشور را متوجه می شود، و در جهت گیری های خود با زحمت فراوان، و طی یک پروسه بسیار طولانی و چند ساله، مذاکرات فشرده و نفس گیری را با دنیا انجام می دهد، و با آنان به توافق می رسد، و علاوه بر آن، بر نیروهای داخلی و خارجی غلبه می کند، و قراردادی بزرگ به نام برجام را با جهان به امضا می رساند، و آنرا از سد پارلمان کشور نیز می گذراند، اما در همین حاکمیت، قدرت های مافوق قانون و موازی، نامرئی و مرئی وجود دارند که، تجارت و تبادلات اقتصادی منتج از این قرارداد برجام را سد می کنند، و بزرگترین، موثرترین و بی بدیل ترین طرف خارجی برجام، یعنی امریکا را از بهره مندی از منافع تجاری برجام محروم می کنند،
و در نتیجه ی آن دونالد ترامپ (رئیس جدید جمهور امریکا)، بلافاصله وقتی در قدرت قرار می گیرد، این شرایط را بر نمی تابد، و در اقدامی تلافی جویانه، از برجام خارج می شود، و همه دیدیم که برجامِ بدون امریکا، چه ماهیتی داشت، و کار 5 عضو دیگر برجام نیز، کاملا مختل و بی اثر گردید، و جهان در مقابل این حرکت امریکا آچمز شد، و این ایران بود که به تعهدات خود عمل کرد، و اما دیگر کشوری قادر نبود به تعهدی که سپرده بود، در مقابل مخالفت امریکا، عمل کند، و بدین ترتیب بزرگترین قرارداد صلح بین ایران و جهان (غرب و شرق)، که حاصل تلاش های کامل یک دولت، با تمام امکانات موجود کشور بود، بی اثر شد، و دولتی که با رای بالا، و امید فراوان ملی، برای اصلاحات و تغییر، روی کار آمده بود، در مدت مسئولیت خود آچمز و کیش و مات دست و پا زد، و تلاش هایش به جایی نرسید و هشت سال تلاشش به فنا رفت و...
و این سیل شکست ها و ورشکستگی های اقتصادی و بین المللی بود که زان پس، دامن کشور را گرفت، تا به جایی برسیم که حتی تمامیت ارضی کشور هم در معرض خطر قرار گیرد، که جهان (اروپا، چین، روسیه و...) در بحث مناقشه ارضی ایران و امارات متحده عربی، بر سر جزایر ما در خلیج فارس، جانب سابقه دارترین کشور متمدن منطقه و جهان را رها کرد، کشوری که به واسطه قدمت خود می تواند، بر تمام کشورهای پیرامونی خود ادعای ارضی داشته باشد، و جانب کشوری را گرفتند که تنها 50 و چند سال از موجودیت آن می گذرد!
اما در هند، که همسایه تمدنی ایران است، اوضاع چنین نبوده و نیست، و دمکراسی ناشی از انقلاب آزادیبخش آنان باعث گردید، که قدرت بر اساس رای مردم تقسیم شود، و جایگاه و میزان قدرت حزب اپوزیسیون و حزب حاکم را، رای مردم تعیین می کند، و آقای مان موهان سینگ بدون این همه مذاکرات فشرده ی برجامی با طرف های خارجی، تنها با تنظیم چند قانون، و گذراندن آن از پارلمانی که مردم کرسی هایش را به حزب او و همپیمانانش سپرده بودند، تغییر ریل اقتصادی و... را رقم می زند،
و کاری کرد که نه تنها نیروهای شرق گرا (جبهه چپ موتلف با حزب کنگره) در هند که کم هم نیستند، در ایجاد سد در این راه، ره به جایی نبردند، بلکه حتی وقتی بعدها احزاب اپوزیسیون (BJP) نیز روی کار آمدند، به علت اینکه قوانین گذرانده شده در زمان دولت او (حزب کنگره)، مطابق با منافع و امنیت ملی هند بود، حتی بیشتر از دولت تنظیم کننده این قوانین، آنرا دنبال کردند و بدان وفادار ماندند، و بدین ترتیب هند در بیشتر از دو دهه، خود را از یک کشور اعانه بگیر و ورشکسته (ناتراز)، به اقتصاد پنجم جهان تبدیل کرد، و از بریتانیا (که مستعمره اش بود)، فرانسه و ایتالیا در حجم اقتصاد، پیش افتاد، و پیش بینی ها حکایت از این دارد که با این سرعت رشد و ثروت سازی، تا سال 2028، حتی رقبای آلمانی و ژاپنی خود را هم پشت سر خواهد گذاشت، و در کنار امریکا و چین، جایگاه سومین اقتصاد جهانی را از آن خود خواهد کرد.
این چنین است که باید گفت ایران به مان موهان سینگ ها نیاز ندارد، چرا که از این گونه افراد در کشور فراوانند، اما نظام حکمرانی دوگانه، باعث می گردد نیروهای جامعه نتوانند توان خود را در ایجاد تغییر به عمل در آورند، چرا که نیروهای دوگانه همدیگر را خنثی می کنند، و هیچ تغییر ریلی در کشور اتفاق نمی افتد، و به رغم این که همه بر لزوم تغییر و تحول واقفند و گاه حتی اصرار و اعتراف دارند، اما کاری نمی شود کرد، و همه با هم، ایران را تا پرتگاه سقوط همراهی می کنند، و شاهد خنثی کردن همدیگرند، و کسی را یارای مقابله با سد اصلی رشد و توسعه و پیشرفت در نظام ایران نیست.
چرا که در ایران، حتی اگر تغییر ریلی هم احساس شود و رخ دهد، نیروهایی در قدرت های غیر دمکراتیک هستند که، رای مردم در تغییر آنان اثری ندارد، و اینان از چنان قدرت غیر پاسخگو و زیادی برخوردارند که می توانند، روندها را به سوی تغییر و تحول و اصلاح خنثی کنند، از این روست که مثلا شورای غیر قانونی همچون «شورای عالی فضای مجازی» می تواند، طرح ها و وعده های انتخاباتی یک رئیس جمهور، و بالاترین مقام انتخابی کشور را سد کند و در مقابل برداشتن فیلترینگ از اینترنت در ایران مقاومت نماید، و دولتی که مردم تا حدودی به آن امید دارند را خنثی و بی اثر کند!
یا بین دشمنان تغییر در ایران، در تل آویو و تهران، یک اتحاد یکپارچه می بینیم، و همانقدر که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل که در دشمنی با ایران گوی سبقت را از همه دشمنان موجود ربوده است، و برای عدم موفقیت برجام تلاش کرد و می کند، همزمان با او، در ایران امثال حسین شریعتمداری هم وجود دارند که به عنوان یک مقام مادام العمر در روزنامه کیهان، که دست رای مردم برای تغییرش کوتاه است، در مقابله با برجام احساس تکلیف شدیدی کرده، و با مصونیت کامل عمل می کند، شاید هم بیشتر از روزنامه معاریو در اسراییل، برای عدم موفقیت قرارداد برجام و مذاکره کنندگان آن و...، تولید محتوا و تلاش مطبوعاتی می کند، و حقد و کینه می ورزد.
و چنین است که امروز مان موهان سینگ با کارنامه ای موفق و سربلند دنیای سیاست کشور خود را با آبرو ترک می کند، اما مردان بزرگ و آبرومند این کشور، در اثر خنثی سازی نیروهای شان توسط جناح های داخلی، ناموفق و با سرشکستگی در کُنج خانه های خود در حصر، ممنوع التصویری، ممنوع الکاری و... منتظر مرگند، و هیچ دولتی نمی تواند، طرح های خود را در کشور اجرایی، و کارنامه موفقی از خود بر جای بگذارد، همه در این جامعه خنثی، ناموفق و بی اثر می شوند.
مان موهان سینگ یکی از غیر سیاسی ترین نخست وزیران هند است که از بدنه دولت، و با شایسته سالاری بالا آمده است، رویای توسعه و رشد کشورش را در سر داشت، و آن رویا را به حقیقت پیوند داد، او معتقد بود «بازنده کسی است که "رویاهایش را رها کرده است"، و «تا زمانی که تلاش می کنی، هنوز شکست نخورده ای!» و در مقابل شماتت گرانش، خود را «نخست وزیر ضعیفی» ندانست و ارزیابی عملکرد خود را «به عهده مورخان» قرار داد، تا «قضاوت کنند»، و امروز تاریخ می تواند قضاوت کند که او هند را در مسیر توسعه قرار داد، و هند بعد از او، به پیش تاخت و می تازد، و جایگاه های جهانی را یکی از پی دیگری کسب می کند، و همه (مردم، دولت، منطقه و جهان) از آن سود می برند.
[1] - مان موهان سینگ معتقد بود که « اتحاد و سکولاریسم شعار حکومت خواهد بود. ما نمی توانیم سیاست تفرقه انگیز در هند را تحمل کنیم.»
[2] - مان موهان سینگ، که رشد و پیشرفت اقتصادی هند، وابسته به این فرزند آواره از پاکستان است، که در جابجایی های جمعیتی خونین زمان استقلال هند (1947)، که این کشور و مردمِ اهل عدم خشونت را به نام مذهب تکه پاره کردند، و آنقدر خون ریختند و کشتند، که هندوستان در خونابه این جنایات غرق شد، و از آن خونابه ها، جزایری بر اساس مذهب شکل گرفت، جزایری مثل پاکستان، بنگلادش، میانمار، مالدیو و...، او به علت تعلق به جامعه سیک که در پاکستان از دشمنان به حساب می آمدند، مجبور شد به هند مهاجرت کند، و آنجا را آباد نماید.
[3] - تا آنجا که مان موهان سینگ گفت : «ذخایر ارزی ما زمانی که من آن را تحویل گرفتم بیش از یک میلیارد دلار نبود. یعنی تقریبا معادل دو هفته واردات هند»
[4] - مان موهان سینگ به موقعیت کشور و مردمش آگاه بود که گفت : « هند یک کشور ثروتمند است که در آن افراد بسیار فقیر زندگی می کنند.»
[5] - مان موهان سینگ : «چشم انداز ما فقط رشد اقتصادی نیست، بلکه رشدی است که زندگی مردم عادی را بهبود بخشد.»
[6] - مان موهان سینگ معتقد بود «اصلاحات یک اتفاق نیست، یک فرآیند است» و باید «به پیشبرد اهداف اصلاحات» ادامه داد.
قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.
این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.
صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.
از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.
از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.
اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها
او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2]
چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»
خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه میدارند.»
خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمیکنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاهها، جادهها، کارهای راهآهن تنها به یک نفر داده میشود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»
خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»
و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونهای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر میکنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی میترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان میدهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکردهاند. قانون اساسی تضمین میکند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»
سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :
«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»
وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیتها» هم هست، و گفت : ارزشهای تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.
او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرنها بردگی را به تصویر میکشد...».
راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.
راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی میگفتند که کنگره آنها را فرقه ایی مینامید.»
و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»
راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولتهای کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»
راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»
در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :
« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.
آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمیتوانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت می رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیونها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود میدانم، و سعی میکنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»
.png)
کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند
[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.
[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP) می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،
[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...
[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح میکند.
[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam
[6] - شرکتهای بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولتهای ایالتی است.
[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.
[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.
[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.
[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.
«آزادی بدون قدرت حمایت از آن، و در صورت لزوم دفاع از آن، یک توهم بیرحمانه خواهد بود. قدرت دفاع از آزادی تنها ناشی از صنعتی شدن گسترده، و تزریق علم و فناوری مدرن به زندگی اقتصادی کشور میسر است.»
جمشید نوشیروان تاتا (1839-1904 م)
موج مهاجرت ایرانیان به کشورها و مناطق دیگر همچنان ادامه دارد، و شدت بی سابقه ایی هم به خود گرفته است، و این روزها سخن از چندین میلیون ایرانی است، که در یک روندِ چند دهه ایی کشورهای نیم کره غربی را پناهگاهی مناسب برای خود در نظر گرفته، آرزو و آینده خود، و فرزندان شان را در آنجا جستجو کرده و می کنند.
ایرانیانی که امید از بهبودِ اوضاع در سرزمین خود بریده، هرچه داشتند را رها کرده، راهی سرزمین دیگران شده و می شوند، تا در آنجا زندگی خود را بر اساس استانداردهایی که آن فرهنگ و سرزمین جدید به آنان، زندگی و فرزندان شان تحمیل می کند، بسازند، و تن به این امر هم می دهند، چرا که خود را مجبور می بینند، فرایندی که بارها دامنگیر این مردمان شده است.
وقتی موبدان و پادشاهان امپراتوری ساسانی، در کنار هم وحدت هدف یافتند، و اولویت اول شان حفظ دین و سازمان شان، که به اوجب واجبات شان تبدیل شد، و مردم شان در درجه چهارم اهمیت قرار دادند، زمینه شکست ایران و ایرانیان را فراهم کردند، و بدین ترتیب ویرانی ملک و ملت کلید زده شد، و مهاجمانی در آن سوی مرزهای ایران را، به طمع تسخیر این مُلک انداخت، و در این جدایی بین حاکمیت و ملت بود که پیروزی مهاجمانی از راه رسیده، تضمین شد، و نه شاه ماند، نه موبد، و حتی نه دین؛ و فاتحین ماندند و این مردمِ به حاشیه رانده شده از قبل، و مشتخور کسانی که مست پیروزی و قدرت هر چه خواستند با این مردم کردند و...
اما گروه هایی از این مردم، تسلیم مهاجمان نشدند، راه مهاجرت را در پیش گرفتند، پارسیان متواری از ایران، در 1200 سال قبل، از آن دسته ایرانیان اند، که در راه گریز وقتی به ساحل گجرات، در هندوستان رسیدند، مجبور شدند شروط و استانداردهای حاکم این منطقه را، از جمله بکارگیری زبان گجراتی، پوشیدن سبک لباس زنان منطقه و... را بپذیرند، تا اجازه یابند، در این سرزمین بیگانه اقامت گزینند، و البته دین و مرام و سازمان قومی خود را بتوانند حفظ کنند؛ و چقدر غمناک است که انسانی برای حفظ دین و مرام، و یا تفکر خود، مجبور شود سرزمین آبا و اجدادی اش را رها کند، و تن به خطرات راه سفری این چنین دراز، دشوار، و با آینده ایی نامشخص دهد.
به هر تقدیر ایرانیان نشان داده اند، هر جا که رفته اند، آنرا آباد کرده و ساخته اند، و آثاری گرانقدر از خود بر جای نهاده اند، و در این میان، این تنها مام میهن، ایران عزیز بود، که از این تاراج، که بر مُلک و مردمش رفت، متضرر گردید، و البته این میزبانان مهاجرپذیر بودند، که از برکت این مهاجرت ها، و مهاجرینِ با کیفیت، و صاحب فکر و تمدن، به بلنداها دست یافتند.

تولید اتومبیل، ابزار دفاع و نظامی، جواهرات، مواد شیمیایی، محصولات الکترونیکی، لوازم خانگی، انرژی، فناوری اطلاعات، خدمات هواپیمایی، خدمات مشاوره، هتلداری، تنها بخشی از خدمات هلدینگ بزرگ تاتا (TATA Sons) است که با 100 شرکت وابسته، و با بیش از یک میلیون کارمند، در آمدی در حدود 165 میلیارد دلار را، تنها برای سال 2024 برای آن پیش بینی کرده اند، رقمی که از کل در آمد سالانه کنونی کشور ایران نیز بیشتر است.
محصولات این شرکت تمام مناطق هند، یعنی پرجمعیت ترین کشور جهان را، در زیر سیطره نفوذ و گسترش خود دارد؛ خانواده تاتا، یکی از هزاران خانواده مهاجر ایرانی به هند هستند، که همچنین در بنیانگذاری برنامه هسته ایی، راه آهن، تا پایه گذاری بنیان های علمی و صنعتی هند همچون ذوب آهن، و یا هتل سازی و... نیز دخالت موثر داشته اند،
که در زمینه هتلداری تنها هتل «تاج محل» ساخته شده در ساحل منطقه کولابا، یا همان منهتن شهر بمبیی را، می تواند نماد هتل سازی هند، نگین ارزشمند انگشتر شهر بمبیی و خانواده تاتا در هند دانست، که شوکت و عظمت خود را از زمان ساخت و افتتاح آن در سال 1903، تاکنون حفظ کرده، و میزبان بسیاری از رهبران ارشد جهان همچون، محمد علی جناح، بیل کلینتون، ملکه ویکتوریا، محمد رضا شاه پهلوی، باراک اوباما و... بوده است، و این چنین است که خاندان تاتا در هر زمینه ایی دست گذاشتند، هند را مدیون این خانواده پارسی و زرتشتی ساختند، یعنی چند نسل از خاندان تاتا که آمدند و به هند خدمت کردند و رفتند.
این حقیقت خیره کننده را، این روزها در واکنش ها به مرگ آقای راتان تاتا، یکی از بزرگان این خاندان می توان دید، که در چرخه صنعت و اقتصاد هند، متوازعانه، چه نقش برجسته ایی داشته و دارد، و این نشان می دهد که هندی ها با پذیرش مهاجرانی از برادران آریایی خود از ایران، زمینه رشد و توسعه کشور خود را نیز، توسط این مهاجرین مستاصل، فراهم کردند، و امروزه میوه محبت خود در حق مهاجرانی متواری را، که پناه می خواستند، و پناه شان دادند را، بر می چیند.
(قابل توجه هموطنان ایرانی ام، که از حضور برادران همزبان، همکیش، هم نسل، هم فرهنگ، هم تاریخ و... و متواری خود، از سرزمین خراسان باستان ایران (افغانستان)، که موقتا از ظلم طالبان فاشیست، قومیت گرا، خشک مغز و سخت گیر فرار کرده، و ایران را مقصدِ پناه و فرارِ خود قرار داده اند، و در این سو با بی مهری برخی، در ایرانیان مواجهه می شوند.)
اعلام یک روز عزای عمومی، نیمه برافراشته نگه داشتن پرچم هند، در ایالت بزرگ و راهبردی مهاراشترای هند، که اگر دهلی را پایتخت سیاسی هند در نظر بگیریم، بدون شک شهر بمبئی (مرکز این ایالت) پایتخت اقتصاد، سرمایه و صنعت هند محسوب می شود، که به همراه ایالت جهارکند، به احترام این صنعتگر بزرگ هندی که «ایالت عقب مانده ایی همچون جهارکند را شهرت جهانی بخشید» اعلام عزای عمومی کردند.
مرگ آقای راتان ناوال تاتا (2024-1937)، مدیر ارشد و بزرگ خاندان پارسی تاتا که "یک رهبر واقعاً غیر معمول بود که مشارکت فوق العاده او نه تنها گروه تاتا، بلکه ساختار ملت هند را نیز شکل داد" [1] ، جامعه صنعتی، اقتصادی و دلسوزان سیاسی این کشور را عزادار کرد.
او که در روز چهارشنبه 18 مهرماه 1403 در 86 سالگی دیده از جهان فرو بست، اما واکنش ها به خبر مرگ او در جامعه هند و بین الملل، از نفوذ شخصی او که خود را "وقف بشردوستی و توسعه جامعه" هند کرده بود، حکایت دارد، نفوذ این خاندان زرتشتی، و اقلیت ناچیز اما قدرتمند پارسی در ساختار اقتصاد، صنعت، علم، خدمات و فن آوری هند را نشان داد. راتان تاتا از سال 1991 تا 2012 راهبری گروه عظیم تاتا را عهده دار شد، که این ریاست را به کوروش میستری از شرکای دیگر زرتشتی خود محول نمود، اما در سال 2016 با برکناری میستری توسط هیات مدیره شرکت، به عنوان رئیس موقت، دوباره به مدیریت خود بازگشت.
ایرانیان عمدتا در سه مقطع تاریخی، هندوستان را به عنوان یک کشور مهاجرپذیر، در همسایگی شرقی خود به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب کردند، و جمعیت قابل توجهی، عمدتا برای حفظ دین و مرام خود، که در اثر محدودیت هایی که در کشور خود با آن مواجه بودند، به ناچار راهی سرزمین «بهارات» شدند، تاریخ گواهی می دهد که در هر سه مقطعِ مهمِ برخاستن موج مهاجرت ایرانیان به هند، فاکتور مذهب در اوج نقش آفرینی خود در جامعه ایران بود، و ناچار باید اعتراف کرد که تبدیل به یکی از دلایل عمده مهاجرت ایرانیان به هند گردید؛
حداقل در نخستین موج مهاجرت ایرانیان زرتشتی به هند، که در سده دوم هجری اتفاق افتاد، موضوع دین و مذهب نقش اصلی را داشت، و این زمانی است که حملات اعراب به منطقه طبرستان و ایالت هیرکانا (گلستان و مازندران فعلی)، برای تبدیل این آخرین مناطق ایران به سیطره سرزمین های فتح شده اسلامی جریان داشت، تا پس از به انقیاد درآمدن این مناطق باقی مانده از امپراتوری ساسانی که تن به تسلیم نمی دادند، پس از تسخیر، تبدیل ایران زرتشتی، به سرزمینی اسلامی شدت گیرد، و این باعث شد که آن دسته از ایرانیان معتقد به دین زرتشت، که تا پیش از این، یک امپراتوری از جمعیت زرتشتی را تشکیل می دادند، و اکنون حاضر به تغییر دین خود، به دین اسلام نبودند، مجبور به فرار و مهاجرت از سرزمین خود شوند.
برخی از این ایرانیان هند را مقصد اقامت جدید خود برگزیدند، در حالی که هرگز نمی دانستند همین مهاجرت، بعدها آنان را به بزرگترین جزیره زرتشتیان جهان تبدیل خواهد کرد، و از این رو بود که یکی از شاخه های زرتشتی مهاجر به هند، عده ایی از اهالی ایالت هیرکانای باستان، و از منطقه شهر ساری کنونی اند، که به ایالت گجرات هند مهاجرت کرده، و شهر نوساری (Navsari) را که همان ساری جدید است را، در آنجا برای خود بنا نهادند، اینان اکنون به پارسیان هند مشهورند، و کسانی را شامل می شوند، که در واقع بزرگترین تجمع زرتشتیان جهان را تشکیل داده اند، در حالی که تنها 70 هزار نفر بیش نیستند!
تاسفبار است که جمعیت زرتشتیان در کل جهان آنقدر آب رفته است، که اکنون تنها سیصد هزار نفر بیشتر تخمین زده نمی شود، که نزدیک به سی درصد این جمعیتِ محدودِ بازمانده از یک امپراتوری بزرگ از زرتشتیان، که در زمان ساسانیان بر بخش بزرگی از جهان متمدن آنروز حاکم بودند، یعنی حدود 70 هزار نفر را در ایالت مهاراشترا و شهر بمبئی و اطراف در خود جا داده است [2] اما حضور اندک پارسیان باقی مانده از ایران باستان، در این منطقه، بسیار بارز و البته مهم است، چرا که از نظر اقتصادی اقلیتی با نفوذ در ساختار اقتصاد و صنعت هند به شمار میآیند.
چنین آماری تاسفباری، خود نشانگر آب رفتن جمعیتی بزرگ از پیروان زرتشت یکتاپرست تاریخ ایران است، که زمانی به وسعت یک امپراتوری بزرگ و بی نظیر در جهان بودند، و اکنون به جزیره هایی بسیار کوچک، از جوامع دینی و فرهنگیِ ناچیز تقلیل یافته اند، که متاسفانه جمعتی 70 هزار نفره، بزرگترین اجتماع آنان در جهان به شمار می رود! ایرانیانی که مرام و فرهنگ ایران باستان خود را حفظ کرده اند؛ کسانی که خود را از بهدینان می دانند، و توانسته اند بر هویت فرهنگی و دینی خود باقی مانده، آن را تحویل آیندگان دهند.
چرا که از انسجام خاصی برخوردار بودند، و سیاست مناسبی را برای بقای اقلیت خود در جامعه اکثریت هند اتخاذ کردند، و با گذشت نزدیک به ۱۲۰۰ سال، بسیاری از سنن ایرانی را حفظ و نگهداری می کنند. اما متاسفانه همین جمعیت ناچیز هم، در معرض خطر نابودی قرار دارد، چرا که امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه آنان به روی غیر پارسیان و پارهایی علل و عوامل دیگر، روز به روز در حال کوچکتر شدن است.
موج دوم مهاجرت ایرانیان به هند، در زمان حاکمیت سلسله صفویان در ایران صورت گرفت، که این سلسله را می توان اوج شیعه گری در ایران دانست، مهاجران جدید ایرانی به هند شامل شهروندان، اندیشمندان، شعرا، دانشمندان و ایرانیانی بود که دربار گورکانیان (که به مغولان نامیده می شوند) هند را مقصد مهاجرت خود انتخاب کردند، امپراتوری پارسی زبانی که، هند را به عرصه فرهنگ و زبان پارسی تبدیل کرد، و تولیدات پارسی این دوره، در زمینه زبان و ادب پارسی خیره کننده و بس عظیم است، و در همین زمان بود که هند، بعد از اسلام، به یکی از خیره کننده ترین سیستم های حاکمیتی، از لحاظ ثروت و سیستم حکومتی، با آثار و تولیدات عظیم فرهنگی تبدیل شد، بناهای این دوره، امروزه سمبل هند هستند، مثل بنای مهم تاج محل در شهر آگرا و... که این مهاجرت ها تا زمان قاجار نیز کم و بیش ادامه یافت، و از جمله، از جمعی از مردم یزد می توان یاد کرد، که به مهاجرین دیگر ایرانی در هند پیوستند و...
و آخرین موج مهاجرین ایرانی به هند را، متقاضیان تحصیلات عالی تشکیل دادند که با وقوع انقلاب اسلامی و برخاستن خیزش کسب مدارج علمی، و عدم وجود ظرفیت دانشگاهی کافی در کشور، به واسطه اجرای انقلاب فرهنگی، اخراج اساتید و...، دانشگاه های هند را به مقصد تحصیل خود تبدیل، و در آنجا اقامت گزیدند.
اما آنچه برجسته ترین جامعه ایرانیان را، در بزرگترین دمکراسی، و پرجمعیت ترین کشور جهان، یعنی هند به رخ می کشد، نقش بزرگی است که در اقتصاد، صنعت و فناوری هند دارند. در این بین یکی از بزرگترین خاندان های زرتشتی، خاندان «تاتا» هستند، که بعد از مهاجرت به هند، برای 800 سال جامعه ایی کشاورزی را در هند تاسیس و اداره کردند، اما با ورود صنعت به هند، در زمان حاکمیت بریتانیایی ها، در این زمینه نیز بسیار فعال شدند، و خود یک ستون صنعتی شدن هند بودند، و با تحرک جناب جمشید تاتا [3] ، گروه تاتا به مرور شکل گرفت، و پیش رفت تا به این مرحله از رشد و شکوفایی دست یافت، باشد که از گزند روزگار محفوظ بماند.
این گروه صنعتی که در سال 1868 م توسط شخص وی شکل گرفت، امروز تنها بخشی از خانواده عظیم تاتا را تشکیل می دهد، چرا که به یک شرکت خوشه ایی و چند ملیتی تبدیل شده است که با مرکزیت شهر بمبئی فعالیت دارد. تاتا اکنون بزرگترین هلدینگ خصوصی هند است، که از شرکتهای شناخته شده این گروه میتوان به شرکت های تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتلهای تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو و... اشاره کرد. [4]
شرکت پسران تاتا، شرکت هلدینگ سرمایه گذاری اصلی و حامی شرکت های تحت نظر تاتا است. 66٪ از سرمایه سهام این شرکت توسط تراست های بشردوستانه، در بخش آموزش، سلامت، تولید، معیشت، هنر و فرهنگ حمایت می کنند، و البته هر شرکت در مجموعه تاتا، به طور مستقل، تحت هدایت و نظارت هیئت مدیره خود، فعالیت دارند.
فقدان راتان تاتا در چهارشنبه گذشته، یکبار دیگر پارسیان هند را در دید و نظر دیگران قرار داد، و واکنش هایی را برانگیخت که روح انسان مدارانه ایرانیان را هم به رخ جهانیان کشید، به طوری که پیام های تسلیت رهبران اقتصاد، سیاست و صنعت هند، بار دیگر به فروتنی، جوانمردی، انسان دوستی، نوع جویی، فرهنگ کار و تلاش ایرانی و... متوجه شد، و این عنصر قدرتمند در خاندان تاتا که در واقع ویژگی فرهنگی ایرانیان نیز در مجموع می باشد، تاکید دارد.
در مراسم تشیع او که در محل برگزاری رسمی اینگونه مراسمات در ورلی (Worli) در شهر بندری و بزرگترین شهر هند یعنی بمبئی صورت گرفت، ابتدا با ادای احترام نظامی پلیس و تشریفات ایالتی همراه بود، و تابوت حامل جسد وی در گل های سپید (رنگ سپید نماد ایرانیان اصیل است) پیچیده شده و از خانه او به این مکان حمل شد، تا برای ادای احترام عمومی به این مرد عرصه صنعت، اقتصاد و فن آوری هند آماده شود، او که بیمارستان بریچ کندی بمبئی را آخرین ایستگاه سفر این دنیایی خود قرار داد.
نخست وزیر هند آقای نارندرا مودی همانروز در تماس با برادرش، نوئل تاتا (Noel Tata) این حادثه را تسلیت گفت، و راتان را «یک رهبر تجاری بینا، یک روح دلسوز و مهربان، و یک انسان فوق العاده» توصیف کرد، و به او ادای احترام کرد و از منحصر به فردترین جنبههای شخصیتی او یعنی «اشتیاق به رویاهای بزرگ» یاد کرد، که «در صف مقدم اهدافی مانند آموزش، مراقبت های بهداشتی، بهداشت و رفاه حیوانات» در هند بود.
مودی گفت تاتا رهبری پایداری را برای یکی از قدیمیترین، و معتبرترین مجموعه های تجاری هند به نام گروه تاتا فراهم کرد و در عین حال سهم او بسیار فراتر از اتاق هیات مدیره بود. نخست وزیر هند افزود، «او به لطف فروتنی، مهربانی و تعهد تزلزل ناپذیرش برای بهتر کردن جامعه، خود را در خدمت بسیاری از مردم ما قرار داده است» نارندرا مودی اضافه کرد «زمانی که سروزیر بودم، اغلب در گجرات او را ملاقات می کردم و در مورد موضوعات مختلف تبادل نظر کردیم. دیدگاه های او را بسیار غنی یافتم. این تعاملات زمانی که به دهلی آمدم (نخست وزیری) ادامه یافت. درگذشت او به شدت دردناک است. در غم او من با خانواده، دوستان و ستایشگران او در این ساعت غم انگیز شریکم، روحش را خداوند شاد کند.» نخست وزیر به دلیل شرکت در اجلاس کشورهای «آسه آن» عازم خارج از کشور بود، لذا در مراسم تشییع راتان تاتا شرکت نکرد و آمیت شاه، فرد دوم کابینه دولت حزب BJP به نیابت از نخست وزیر در این مراسم حضور یافت.
حزب کنگره، حزب اپوزیسیون در مجلس هند، و از جمله سکاندار آن آقای راهول گاندی و دیگر مقامات اصلی آن، از جمله مان موهان سینگ، نخست وزیر سابق این حزب و... نیز ضمن اعلام غم عمیق خود از راتان تاتا به عنوان «غول صنعت هند، و بشردوستی که چشم انداز شرکت های هندی را شکل داد» یاد کردند.
گروه های ملیگرای هندو که اینک حاکمیت را در دهلی به دست دارند نیز، به این مرگ و فقدان واکنش نشان دادند، گروه هایی که در فلسفه سیاسی و فرهنگی خود، طبق تعالیم بنیانگذاران آن، مذاهبی با خاستگاه غیرهندی را «دیگران» می دانند، و خواهان پاکسازی هند از اینگونه فرهنگ و مذاهب (اسلام، مسیحیت و...) هستند، که باید هندی های گرویده به این ادیان را، به دین های هندی خود باز گرداند و...،
و از جمله گروه اصلی و مادر آنها، یعنی گروه RSS به این مرگ و فقدان، برخوردی مثبت داشتند، چرا که زرتشتیان و هندوها، عموزاده های هم فرهنگ، هم کیش و هم نژاد تلقی می شوند، این دو خود را از نژاد آریایی اصیل، و با فرهنگ مشترک باستانی می دانند، و از یک ریشه که در عمق تاریخ به هم اتصال می یابد، هستند.
در همین رابطه موهان بهاگوات رهبر گروه داوطلبان ملی (RSS)، فقدان این رهبر صنعتی هند را که به خاطر اقدامات و تفکر منحصر به فردش، الهام بخش خواند، آن را تسلیت گفت و عنوان داشت که راتان تاتا «به رغم دست یافتن به قله ها (ثروت و موقعیت)، سبک سادگی و فروتنی اش مثال زدنی بود» و هند گوهری گرانقدر را از دست داد. «او که استانداردهای بسیار خوبی را در بخش های مهم صنعت همراه با ابتکارات جدید و موثر ایجاد کرد. همکاری و مشارکت مستمر ایشان در انواع کارها به نفع جامعه باقی ماند. چه در مسئله وحدت و امنیت ملی باشد و چه هر جنبه ای از توسعه یا رفاه کارکنان شاغل؛ جناب راتان با تفکر و کار منحصر به فرد خود الهام بخش باقی ماند. ما تهنیت و احترام قلبی خود را تقدیم ایشان کرده و از خداوند خواهان آرامش برای روح از بدن جدا شده اش هستیم.»
لازم به ذکر است که راتان تاتا، بهاگوات را در هیجده آوریل 2019 در دفتر مرکزی سازمان RSS در شهر ناگپور ایالت مهاراشترا ملاقات کرده بود، شهر ناگپور یکی از مناطق فعالیت آغازین شرکت تاتا، در زمان بنیانگذاری این شرکت توسط سِر جمشید تاتا بوده است. که این دومین دیدار این صنعتگر هندی از این دفتر بود. اولین دیدار مربوطه به 28 دسامبر سال 2016، در تولد 79 سالگی تاتا، وقتی اتفاق افتاد که در یک نبرد تلخ در اتاق هیئت مدیره تاتا با کوروش میستری، رئیس برکنار شده این شرکت بود، و کار مدیریت گروه تاتا قفل شده بود.
پس از درگذشت راتان تاتا، رئیس افسانهای گروه تاتا، جامعه تجاری در ایالت بنگال غربی، اودیسا و سراسر هند در سوگواری به سر میبرد. و ادای احترام رهبران صنعت و سازمان ها به او جریان یافت، و ابراز تاسف عمیق و تحسین خود را برای میراث تاتا ابراز می دارند. رهبری تحول آفرینی که درآمد گروه تجاری تاتا را از 4 میلیارد دلار در زمان آغاز کار خود، به بیش از 100 میلیارد دلار، در دوره مدیریت خود افزایش داد.
برای مردم شهر صنعتی جمشیدپور، که بنای این شهر توسط جمشید تاتا، بنیانگذار این شرکت گذاشته شد، تاتا فقط یک شرکت نیست، بلکه یک هویت اولیه است. کارمندان شرکت تاتا از مرگ او با اندوهی عمیق یاد می کنند. شهری که به هنگام بنیانگذاری اش، بنیانگذارش آقای جمشید تاتا، به آقای دواراب، فرزند خود عنوان داشت :
«حتما خیابانهای وسیع و کاشته شده با درختان سایه دار، از همه انواع دیگر که سریع رشد میکنند، قرار دهید. مطمئن شوید که فضای کافی برای چمنها و باغها وجود دارد. مناطق زیادی را برای فوتبال، هاکی و پارکها رزرو کنید. مناطق مشخص برای معابد هندو، مساجد محمد و کلیساهای مسیحی در نظر بگیرید.»
راتان تاتا، یک طراح با قابلیت بود، و آروزی ایر ایندیا را محقق کرد. در همکاری با شرکت ایرآسیا هند، و سپس با ویستارا که یک شرکت ایرلاین در ارتباط با سنگاپور ایرلاین است در بخش هواپیمایی نیز فعال شد. «ایر ایندیا»، «ایر ایندیا اکسپرس» و «ویستارا» در روز پنجشنبه به یاد پدرسالار گروه تاتا، راتان تاتا، که هوانوردی به طور ویژه در قلب او بود، در اعلامیههای حین پرواز خود، یاد او را گرامی داشتند. این مقامات روز پنجشنبه گفتند که سه شرکت هواپیمایی مذکور که بخشی از گروه تاتا هستند، در پروازهای خود در طول روز، او را بزرگ خواهند داشت.
راتان تاتا یک رهبر شاخص تجاری بود که به واقع مجسمه انسانیت نیز بود، که روح مهربانی سرمایه داری را متبلور کرد، جاناتان رینولدز، وزیر بازرگانی و تجارت دولت بریتانیا، به راتان تاتا به عنوان «تیتان» دنیای تجارت که نقش بزرگی در شکلدهی صنعت بریتانیا ایفا کرد، ادای احترام کرده است «از شنیدن خبر درگذشت راتان تاتا متأسفم. او واقعاً غول دنیای تجارت و کسی بود که نقش بزرگی در شکل دادن به صنعت بریتانیا داشت». رینولدز گفت: «افکار و دعای من با دوستان، خانواده و همه اعضای گروه تاتا است.»
سونتا ردی، مدیر عامل، بیمارستان های آپولو در هند نیز گفت : «آقای تاتا راه را برای همه شرکت ها نشان داد، تا سود را با هدف و مهر ترکیب کنند. من راه و سیاست مردم دوستانه گروه تاتا را تحسین می کنم. در طی جلسات شخصی، او علاقه عمیق خود را به حمایت از تحقیقات بهداشتی، و یافتن راه حل های بهتر برای درمان سرطان ابراز کرد. چشم انداز مراقبت های بهداشتی عالی هند، برای همه، توسط هر دو شرکت ما (تاتا و آپولو) مشترک بود. وقار و فروتنی او، او را به یک رهبر تجاری مورد احترام جهانی تبدیل کرد.»
وزیر کشور هند، آقای امیت شاه، سروزیر ایالت مهارشترا اکنات شینده، و معاونش دویندرا فدناویس، سروزیر ایالت گجرات، بهوپندارا پاتل، وزیر اقتصاد دولت مرکزی، پیوش گویال، در مراسم احترام نظامی پلیس ایالت مهارشترا در ورلی شرکت کردند، و بر پیکر راتان تاتا ادای احترام نمودند.
امیت شاه در یک پست توئیتری نوشت : «به میلیونها هندی ملحق شدهایم که در مرگ غمانگیز جناب راتان تاتا غمگین شدند. همچنین از طرف نخست وزیر حضرت نارندرا مودی تاج گل گذاشتم».
وزیر خارجه هند، جیشنکار مرگ راتان تاتا را «پایان یک دوره» ارزیابی کرد، او تاتا را در ارتباط عمیق با مدرنیزاسیون صنعت هند دانست، « درگذشت راتان تاتا پایان یک دوران است. او عمیقاً با نوسازی صنعت هند مرتبط بود. و حتی بیشتر از آن با جهانی شدن هند»
سیدارتا موهنتی رئیس شرکت بیمه هند (LIC) نیز عنوان داشت : «حضرت راتان نیوال تاتا، نماد صنعت هند و شخصیت جهانی خیرخواه و با بینش است که زندگی خود را وقف حفظ میراث تاتا کرد، و آن را به نیروگاهی از شیوه های تجاری اخلاقی، نوآوری و بشردوستی تبدیل کرد. از دست دادن او خلایی ایجاد می کند که هرگز نمی توان آن را پر کرد، اما روح او همچنان به جهان الهام می بخشد.»
خاندان امبانی هم به راتان تاتا ادای احترام کردند، ثروتمندترین فرد هندی، آقای موکش امبانی، در آخرین مراسم وداع راتان تاتا در محل برگزاری مراسم عمومی، به همراه خانواده اش حاضر شد ادای احترام کرد و تاج گلی را تقدیم نمود، آقای پیوش گویال وزیر اقتصاد هند را نیز در این مراسم همراهی کرد، او همچنین بلافاصله بعد فوت آقای تاتا، در بیمارستان بریج کندی نیز حاضر شد.
کرتیواسان رئیس شرکت مشاوره ایی تاتا (TCS) عنوان داشت : «خرد، شفقت و تعهد او به ارتقای زندگی میلیون ها نفر، او را در سراسر جهان مورد احترام قرار داد. رهبری قابل توجه او، با ترکیبی منحصر به فرد از فروتنی و اعتماد مشخص شده است، او موهبتی نادر برای ایجاد احساس ارزشمندی و شنیدن در اطرافیانش داشت، و تحسین و احترام همه کسانی را که افتخار آشنایی با او را داشتند را به دست آورد. رویکرد او به رهبری، همراه با مراقبت واقعی او از مردم، اثری محو نشدنی بر هر یک از ما بر جای گذاشته است.»
شاپور میستری رئیس گروه پالونجی شاپورجی از دیگر پارسیان همکار با تاتا عنوان داشت: «خاندان میستری همکاری و ارتباط درازی را با گروه تاتا و آقای راتان تاتا داشتند، مرگ ناگوار آقای تاتا نشانگر پایان یک دوره است. او همیشه به عنوان یک رهبر که اثری ماندگار در تکامل گروه تاتا از خود به یادگار گذاشت شناخته شده است. این ضایعه را به خانواده او، فرزندان عزیز، و کل برادران تاتا تسلیت قلبی می گوییم. روحش قرین آرامش باد.»
رئیس جمهور هند، و دیگر مقامات برجسته هندی، در سراسر این کشور، نیز فقدان صنعتگر بزرگ پارسیان هند را تسلیت گفته، و به این مرگ واکنش نشان دادند.
روحش شاد که تبلور یک ایرانی اصیل در غربت بود.

[1] - https://thewire.in/news/ratan-tata-no-more
[2] - هند بزرگترین جمعیت زرتشتیان جهان را در خود دارد که با حدود 70 هزار نفر در رده اول است، ایران با 25 هزار نفر زرتشتی در رده دوم، امریکا به 11 هزار نفر در رده سوم، افغانستان با 10 هزار نفر در رده چهارم، کانادا، پاکستان هر کدام با 5 هزار نفر در رده پنجم، سنگاپور با 4500 نفر در در رده ششم، بریتانیا با 4 هزار نفر در رده هفتم، استرالیا با 2700 نفر در رده هشتم، کشورهای حوزه خلیج فارس با 2200 نفر رده نهم، و نیوزیلند و ج. آذربایجان هر کدام با 2 هزار نفر در رده دهم، پذیرایی این بازماندگان امپراتوری ایران قرار دارند.
[3]- جمشید نوشیروان تاتا (۱۸۳۹ – ۱۹۰۴) از پیشگامان صنعت مدرن هند بوده است. او در یک خانواده پارسی در شهر نوساری ایالت گجرات زاده شد. از او که بنیانگذار گروه صنعتی تاتا محسوب می شود با لقب «پدر صنعت هند» یاد می کنند امروزه قسمتی از این تشکیلات اقتصادی عظیم، به وسیلهٔ افراد خاندان تاتا اداره می شود
[4] - شرکت های گروه تاتا عبارتند از : Indian Hotels Company ، Tata Chemicals ، Tata Communications, Tata Projects ، Tata Consultancy Services ، Tata Elxsi ، Tata Global Beverages ، Tata Investment Corporation ، Tata Motors ، Tata Power ، Tata Steel ، Titan Company ، Trent, Air India, ، Voltas ، Cromā and BigBasket
گویا آسیا قصد ندارد رنگ صلح، آرامش و همزیستی مسالمت آمیز فارغ از تفکر و مذهب را به خود گیرد؛ تنش و چالش نیز قصد رخت بر بستن از این منطقه تمدنخیز را ندارد، به غیر از جنگ های پراکنده جاری، جنگ هایی عمده و گسترده با مایه و اساس مذهبی، فرهنگی و تمدنی هر لحظه ما را در این منطقه تهدید می کنند، هر جمهوریِ تشکیل شده بر پایه دینِ اکثریت، به محدودیت و یا اخراج اقلیتِ غیر از خود فکر می کند، مصیبتی که دنیای مذهبزده شرق را به آتش می کشد، خون ها جاری می کند و آوارگانی بر جای می گذارد، که هجوم این آوارگان ناشی از نارواداری و جنگ به سرزمین های دیگران، لکه ننگی بر دامن شرقِ مدعی اخلاق، انسانیت، دین و... است.
با ایجاد جمهوری اسلامی پاکستان در سال 1947، و جمهوری اسلامی ایران در سال 1357، و بدنبال آن جمهوری اسلامی افغانستان، و در پی آن ایجاد امارت مخوفِ اسلام طالبانی در افغانستان، نشانه های بروز "بیداری اسلامی" خود را به مردم منطقه نشان داد، که با گسترش و توسعه این نوع بیداری مذهبی و ملیگرایی مبتنی بر پایه دین اسلام، زنگ های خطر برای دیگر مذاهب و فرهنگ ها هم به صدا در آمد و آنان نیز خود را در معرض خطر "تهاجم فرهنگی" دیگران دیده، و به حفظ و حراست از خود اندیشیدند،
نمونه ی چنین تفکری را در ملیگرایی مذهبی و فرهنگی هندو داریم، که با تلاش های ملیگرایان افراطی متمرکز بر فرهنگ، مذهب و زبان هندی، و تفکر "هندوتوا"(روح نهفته در هندی بودن و...)، در کنار جمهوری های اسلامی بازگفته، بال و پر گرفته، و تسلط و حاکمیت بلامنازع خود را بر ساحت هندوستان، به عنوان پرجمعیت ترین کشور، و بزرگترین دمکراسی جهان تحمیل می کند، این نشان می دهد که بیداری اسلامی در کنار خود، بیداری هندویی، بیداری یهودی و... را نیز در پی داشته، و یا بالعکس، و این چنین است که وجه خطرناکی از نبرد مذهبی – تمدنی قاره مذهبسازِ آسیا را تهدید می کند.
همانگونه که اسلام در قامت یک دین و مذهب مهاجم، خود را جهانشمول و با ماموریت جهانی و کل بشریت می داند، که دنیا را باید تحت سیطره مکتب و تفکر خود داشته باشد، مکتب هندویسم نیز خود را ازلی و ابدی دانسته، و رسالت خود را محدود به مناطق هندو نشین ندانسته و هندوئیسم را دین جهانی می داند، و مردم جهان را در عددِ خادمان، مخلصان و معتقد به خدایان خود می خواهد، لذا به دنبال استقلال هند از حاکمیت بریتانیایی ها در سال 1947، نوعی ملیگرایی دینی و فرهنگی هندویی نیز در بعد ملی و جهانی شکل گرفت و رشد بیش از پیش یافت،
امروز مذهب هندو در سراسر آسیا، امریکا، اروپا و اقیانوسیه گسترش دارد و جای جای عالم مملو از مسیونرها و معابد هندویی است، در بُعد داخلی نیز به عنوان یک حرکت مهاجم، به تشکیل "جمهوری هندو" [1] در داخل شبه قاره هند می اندیشد، جمهوری که غیرهندوان در آن "دیگران" در نظر گرفته می شوند و اکنون دهه هاست که طرفداران این مقصد سیاسی - فرهنگی، در هند قدرت گرفته و به عنوان یک جنبش پیشرو، مبارزه دامنه داری را با دیگر مذاهب در هند را دنبال می کنند، به خصوص اسلام و مسیحیت و... که آنان، آنرا بعنوان ادیان وارداتی و مهاجم در خاک مقدس هندوها نظر گرفته، و بعنوان مثال اقلیت بیش از دویست میلیون نفری مسلمانان و در کنار آن مسیحیان و... را به عنوان "دیگرانی" خاص تعریف و محدودیت ها و محرومیت هایی را در حق پیروان آنان اعمال می کنند.
نظریه تشکیل "جمهوری هندو" اساس قانون اساسی سکولار، دمکرات و سوسیال و... ناشی از دستاورد های انقلاب رهایبخش هند را هدف گرفته و آنرا به مرور دچار استحاله کرده، و وجوه حقوق بشری و روادارانه آن را به محاق خواهد برد، قانون مترقی که تنوع و تکثر فرهنگی، مذهبی و زبانی هندی ها را به خوبی به رسمیت شناخته، و به اقلیت های موجود در آن پوشش قانونی، انسانی و اخلاقی داده است، و اینک با این نوع تفکر مذهبی با چالش مواجه شده، و حقوق اقلیت های بیشمار آن به محاق خواهد رفت؛ این چنین است که زنگ های خطر برای اهل تفکر در این کشور به صدا در آمده، و این امر و روند موجود، مورد مخالفت اندیشمندان و انقلابیون پیرو رهبران بزرگی همچون نهرو، مهاتما گاندی، دکتر آمبدکار و... قرار گرفته، کسانی که تفکر هندِ دمکرات، سکولار و سوسیال را پاسخگوی نیاز به وحدت ملی، توسعه و قدرت می دانند،
امریتا سن [2] دانشمند برجسته و اقتصاددان هندی و برنده جایزه نوبل اقتصاد از جمله اندیشمندان هندی است، که به دنبال نزول اقبال و آرای احزاب ملیگرای مذهبی در هند، که به رهبری نارندرا مودی (نخست وزیر) و تحت هدایت و کنترل حزب هندویی و افراطی BJP تشکیل "جمهوری هندو" را دنبال می کنند، طی اظهار نظری به این امر اشاره کرد و مخالفت خود را با این روند ابراز داشت :
"نتایج انتخاباتی (مجلس عوام اخیر هند، لوک سابها در سال 2024) نشان داد که هند یک جمهوری هندو نیست. بعد از هر انتخاباتی ما انتظار تغییر داریم، اما برخی از روندهای سابق (در دوره حاکمیت حزب BJP بر دولت مرکزی) همچون معطل نگه داشتن مردم پشت درب دادگاه ها بدون محاکمه، و افزایش شکاف بین فقیر و غنی هنوز ادامه دارد که باید متوقف شود.
من اعتقادی به نظریه تبدیل هند به جمهوری هندو ندارم و آنرا تایید نمی کنم. کابینه دولت جدید همان کپی کابینه قبلی است. وزرا همان برنامه های سابق را دنبال می کنند. علیرغم تغییر جزئی، قدرتمندان سیاسی همچنان قدرتمند هستند.
در جوانی (دوره حاکمیت بریتانیایی ها) دایی ها و عموهایم را بدون محاکمه زندانی می کردند، امیدوار بودیم که هندِ بدون این پدیده (را بعد از استقلال) داشته باشیم. حزب کنگره (INC حزب سکولار دمکرات و...) نیز باید مورد شماتت قرار گیرد که این روند را در دوره حاکمیت خود متوقف نکرد. آنها این وضع را تغییر ندادند ... اما، این وضع در دوره دولت فعلی (حزب BJP) شدت یافته است.
برای ساخت معبد رام (ساخته شده بر خرابه های مسجد تاریخی بابری) هزینه زیاد صرف شد ... تا با ساخت این معبد تشکیل جمهوری هندو را در ذهن متبادر سازد، چنین امری در کشور مهاتما گاندی (رهبر قیام استقلال هند)، رابیندارنات تاگور (شاعر و متفکر بنگالی برنده جایزه نوبل ادبیات) و رهبری چون جناب سوبهاش چاندرا بوس (از رهبران مبارز هند علیه سلطه بریتانیا) نباید اتفاق بیفتد. این نشان از تلاش هایی دارد که به دنبال انزوای هویت واقعی هند است، و این وضع باید تغییر کند".
[1] - Hindu Rashtra نظریه سیاسی - اجتماعی که بر روح هندویی حاکم بر شبه قاره هند تاکید دارد، این نظریه اکنون توسط گروه های هندویی افراطی RSS ، VHP و به خصوص از جنبه سیاسی از سوی حزب مردم هند (BJP) که به گروه های زعفرانی مشهورند، تحت تفکر هندوتوا (Hindutva) که واجد اندیشه ملیگرایی هندویسم در دوره جدید خود می باشد، دنبال می شود.
[2] - پروفسور Amartya Sen متولد 1933 اقتصاد دان و فیلسوف هندی و استاد دانشگاه های مطرح دنیاست که در سال 1998 موفق به دریافت مدال نوبل در علوم اقتصادی شد، و اکنون نزدیک به 90 سال سن دارد.
راستگرایان مذهبی [1] به سان مصیبتی مخمورگر برای جوامع بشری اند، آنان بشریت را از تعالی و رشد باز می دارند، چرا که گاه در نقش حافظان وضع موجود، و در اکثر مواقع بشریت را به سوی واپسگرایی سوق می دهند، بعنوان مثال ایرانیان در نبرد بدست آوردن حق تعیین سرنوشت، سه انقلاب بزرگ را از نهضت پیشگام و مهم مشروطه، تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس انقلاب بزرگ1357 تجربه کردند، و این راستگرایان بودند که ایرانیان را بعد از پیروزی، همواره به شرایط پیش از انقلاب، و نهضت خونین خود، و بلکه مخوف تر از آن سوق دادند،
البته چپگرایان که نام "مترقی" را همواره با خود یدک می کشند نیز، از آنها کم نمی آورند (که اینجا محل بحث عملکرد آنان نیست، پس از آن عبور می کنم)، و دنیا همواره گرفتار مردم فریبیِ راستگرایان، و به قول خودشان اصولگرایان بوده و هست، و گویا رهایی از آنها تاکنون وجود نداشته و ندارد، تنها راه کشف شده برای رهایی انسان، که توسط تجربه جمعی جامعه ی انسانی کشف و میسور گشته است، تا از این دایره بسته مد نظر راستگرایان، انسان خلاص شود، تفکر و شرایطی است که در دوره برقراری سیستم دمکراسی [2] واقعیِ مبتنی بر رای عموم مردم نهفته، و جاری می شود، که رای دهندگان در یک انتخابات آزاد، و با شرکت نمایندگان واقعی مردم، با یک رای می توانند فردی را بر کرسی قدرتِ حاکمیت خود بنشانند، و از آن مهمتر، و اساسی تر، اینکه، بتوانند با یک رای دیگر، او را از صندلی قدرت به زیر کِشند، ور نه در غیر این صورت، سابقه دیکتاتوری در جامعه ی بشری طولانی، نهادینه، و به نام های مختلف ادامه داشته، و خواهد داشت.
آنچه روشن است بواقع حکومت و حاکمیت یک ضرورت دنیای مدرن و برای ایجاد سهولت و رفاه در زندگی و در اجتماع بشری است، و حاکمیتی که پس از استقرار، آزادی، کرامت، عزت و رفاه بشر را لگدمال کند، و مردم را به خدمتِ تفکر و سیستم خود کشیده، برده قدرت فائقه شان سازد، نقض غرض است، و این مصیبت تنها در بستر وجود اصولی شکل می گیرد که عده ایی به آن معتقد می شوند و آنرا فصل الخطاب تلقی کرده، و حکومت را کم کم بر پایه آن شکل می دهند، و بدین وسیله قدم به قدم حکومتی را که باید در خدمت مردم و در راه حفظ کرامت و اخلاق آنان موجودیت یابد را به عکس به بلای جان جامعه تبدیل می کنند، به جای پاسداری از حقوق مردم، به عکس مردم را به پاسداران اصول و سیستم خود تبدیل، و در این راه اعمالی را مرتکب می شوند که شمارش و توصیف آن، مو را بر تن هر انسانِ منصفی سیخ می کند، و عرق شرم را بر پیشانی انسانیت و اخلاق می نشاند.
راستگرایان مذهبی نوعی از این نحله فکری اند که برای قرار گرفتن در قدرت، گاهی به رای مردم نیازمند می شوند، لذا خود را به هر دری می زنند تا این امر میسر شود، آنان از جمله خود را به خداوند خالق هستی متصل کرده، و رایِ به خود را، رای به خدا جلوه می دهند، تا بدینوسیله با سو استفاده از ظرفیت خدا در اذهان مردم، رای آنان را به نام خدا، در کیسه خود بِرُبایند، و در توبره قدرت، و اهل آن در جناح خود بریزند، و چون بر کرسی قدرت قرار گرفتند، همه چیز، از جمله وظایف حکمرانی خود را فراموش کرده و راه و نظر خود را در پیش می گیرند، و "ولی نعمتان" خود را "رعیت" دیده، و کرامت و عزت شان را فراموش، و لگدمال می کنند؛ اینان خدا و خلق را طعمه و قربانی قدرت طلبی، و استمرار قدرت شان می بینند، و می خواهند.
در این مسیر آنان حتی اگر قصاب انسانکشی باشند، که در راه سلطه خود دست هایی تا مرفق در خون انسان ها آلوده داشته باشند، خود را خدایی جلوه داده و می بینند، و آبروی خدای مورد ادعای خود را، خرج بی آبرویی های فکری، عملی و تشکیلاتی خود می کنند، خدایی که دیرینه ترین مفهوم ذهنی برای بشر، از هزاره ها قبل، با بشر همراه بوده، و هنوز هم سلطه ذهنی قالبی بر تفکر بشر دارد.
حزب مردم هند (بی جی پی BJP یا همان بهاراتا جاناتا پارتی) [3] از جمله احزاب راستگرای مذهبی و بسیار فعال در جهان است، که بانک رای خود را از میان اهل اعتقادات مذهبی، در میان معتقدین به دین و مرام و مکتبِ هندویی می جوید، و پشت خدایان بیشمار هندو، به خصوص مشهورترین و عام ترین آنان، یعنی جناب رام (Ram) سنگر گرفته و نان سیاست و قدرت خود را در تنور داغ اعتقادات مذهبی معتقدین به آن خدای افسانه ایی هندوها می پزد.
هند به تازگی از انتخابات سراسری برای تعیین 543 عضو مجلس عوام خود (موسوم به لوک سابها) [4] فارغ گردید، مجلس هیجدهم هند که دولت از آن بیرون می آید، و اداره کشور را برای 5 سال آینده به عهده خواهد گرفت؛ و این حزب که پیروزی های خود را از دهه 1990 میلادی تا کنون، مرهون پیگیری تخریب مساجد اقلیت مسلمان [5] ، و ساخت معبد رام بر ویرانه های یکی از این مساجد، یعنی مسجد 400 ساله موسوم به "بابری مسجد"، در شهر فیض آباد، یا همان آیودیا می باشد، و با ویرانی این مسجد در آن سال هایِ خونین، بر موج احساسات ملی گرایانه مذهبی مردم سوار شد و کرسی های خود را در این مجلس اضافه کرده، و نهایتا در سال گذشته، معبد مذکور را که بعنوان محل تولد خدای رام تبلیغ می شود را، بر ویرانه های مسجد بابری ساخته، و آنرا پیش از پایان کاملِ ساخت و ساز، به فوریت توسط نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی افتتاح کردند، تا میوه های این افتتاح زود هنگام را در انتخابات آتی مجلس هیجدهم، در سه ماهه بعد جمع آوری کنند؛
در حالی که به لحاظ مذهبی و سیاسی، یعنی قانون اساسی هند و عرف مذهبی این کشور، نخست وزیر به عنوان عالیترین مقام انتخابی در کشور سکولار - دمکرات هند نباید در امور مذهبی اینچنین وارد شود، اما او که به نیابت از تمام احزاب و تشکل های سیاسی و مذهبی هندویی راستگرای افراطی همچون RSS ، VHP و ... قانون اساسی و آداب مذهبی معابد در کشور هند را نادیده گرفته، و در نقش یک سیاستمدار عالیرتبه، و در قالب یک مرد مذهب و در مقام یک روحانی هندو این معبد را چند ماه قبل از انتخابات در 22 ژانویه 2024 افتتاح کرد، و انتظار داشت، وقتی با ژستی مملو از خضوع و اخلاص، و البته پیروزمندانه و متکبر، سینی پر از هدایا و گل خود را پیشکش مجسمه خدای رام در این معبد تازه ساز، که بر خون های بیشماری بنا شده است، می کند، این حضور پیروزمندانه ناشی از غلبه بر اقلیت مغلوب، نظر مومنان هندو را به او و حزبش جلب، آرای آنان را در انتخابات آتی، روانه کیسه او و موتلفینش نماید، و او را در مقابل رقیب سکولار - دمکرات و دیرینه اش، یعنی حزب کنگره (INC) [6] و موتلفین آن در ائتلاف INDIA کمک کند، اما تمام پوپولیسم و عوام فریبی او و همکارانش گرچه باعث پیروزی آنان گردید، اما به واقع دکمه روند نزول آنان را کلید زد، [7]
آنان در این حرکت آخر، به هر وسیله ایی دست یازیدند تا نظر و رای مردم را به خود جلب کنند، و مردم هند را در راستای شعارهای ملیگرایی مذهبی و فرهنگی هندویی خود به حرکت در آورند، از تغییر در بندهایی از قانون اساسی که به نفع اقلیت های غیر هندو بود، گرفته، تا اعمال نفوذ در نهاد قضاوت، برای کسب مجوز قانونی دادگاه هند، برای ساخت معبد بر ویرانه های یک مسجد از آنِ اقلیت، که در پیش چشم جهانیان ویران و با اعمال زورگویی آشکار، بر آن معبد ساختند.
در آخرین حرکت، پوپولیست های راستگرای مذهبی، برای کسب محبوبیت در بین مردم معتقد هند، ادعای الوهیت بود که آنرا از زبان نارندرا مودی جاری کردند، و او نیز مثل بسیاری از رهبران پوپولیست مذهبی جهان، ادعای ارتباط با خدا را بارها و بارها به اشکال مختلف تکرار کرد، و خود را فرستاده و نظر کرده خالق متعال نامید، و این مرد اهل سیاست و مذهب که در زمان سروزیری خود در ایالت گجرات به "قصاب گجرات" مشهور بود، چرا که دست او در خون بیش از دو هزار تن از اقلیت بیگناه مسلمان که در این ایالت در سال 2002 توسط هندوهای افراطی سلاخی شدند، آلوده بود، با چنین پیشنه ی غیر انسانی، آنقدر در نقش معنوی که از سوی جامعه سیاسی - مذهبی خود به عهده گرفته بود، فرو رفت که در تبلیغات انتخاباتی اخیر در 14 ماه می 2024 در حوزه انتخابیه شهر بنارس (وارانسی) [8] در ایالت اوتارپرادش، در مصاحبه ایی با خبر ساعت 18 شبکه تلویزیونی گنگا [9] وقتی قصد داشت فرم کاندیداتوری خود برای انتخابات مجلس لوک سابها در این حوزه را ارایه دهد، در اوج تکبر سیاسی – مذهبی و توهم ناشی از این تکبر، مدعی وجود انرژی خاص و ویژه الهی [10] در خود شد، و خود را فرستاده خدا برای انجام ماموریت خاص اعلام، و با شدت بیشتری از قبل، از نردبان نسبت دادن الوهیت به خود بالا رفت و از خلقت خدایی خود گفت :
"در زمان حیات مادرم، به تولد بیولوژیکی خود معتقد بودم. اما پس از مرگ او، با تأمل در جمله ی تجربیات زندگی ام، متقاعد شدم که خدا مرا فرستاده است. این انرژی موجود در من نمی تواند از بدن بیولوژیکی من نشات گرفته باشد، بلکه از طرف خداوند است که به من عطا شده است. من معتقدم خدا برای هدفی، این توانایی ها، الهامات و نیت های خوب را به من داده است... البته من چیزی جز یک ابزار نزد خداوند نیستم. به همین دلیل است که هر وقت کاری انجام میدهم، معتقدم این خداست که مرا راهنمایی میکند. این پاسخی به سوال اهالی رسانه است که بارها از من پرسیده اند، چرا شما خسته نمی شوید؟!" [11]
اما با تمام این اقدامات راستگرایان هندو، به رهبری نارندرا مودی، که مکتب صلح جویانه و روادار هندوئیسم را در خدمت سیاست های خشن و تهاجمی خود علیه دیگران گرفته اند، بعد از این همه اقدامات عوام فریبانه، ضد مردمی، ضد اقلیت، ضد دمکراسی، ضد قانون اساسیِ دمکرات و سکولار هند و... این حزب در این انتخابات در مقایسه با انتخابات قبل، 64 کرسی از دست داده است، یکی از این کرسی های مهم و سمبلیک که حزب BJP در این انتخابات از دست داد، کرسی شهر فیض آباد یا همان آیودیا است؛ شهری که مسجد بابری در آن ویران، و به جایش معبد رام را میان تبلیغات جهانی بر ویرانه هایش ساخته و افتتاح کردند،
در واکنش به این نتیجه ی انتخاباتی، یک سیاستمدار هندی این عاقبت را برای حزب BJP، سیلی خدای رام به نارندرا مودی تحلیل کرد، رهبر حزب راشتریا جاناتا دال [12] آقای تجاشیوی یادو [13] عنوان داشت : "من از روز اول می گفتم که سیاست نفرت برانگیزی (علیه اقلیت) توسط حزب BJP گسترش داده می شود. نخست وزیر نارندرا مودی از الفاظ مسموم و سمی علیه مسلمانان استفاده کرد، و امروز حضرت رام به او درسی مهم داده است." و در شهر رام، و آیودیا متحمل این شکست انتخاباتی شد.
[1] - اعتقاد به نابرابری افراد در برخورداری از ثروتها و همچنین اعتقاد به نابرابری افراد در مشارکت در امور مملکتداری و قدرت و حقوق اجتماعی، از جمله نظریات گروههای راستگرا بهشمار میرود. دکتر محمد مسجد جامعی در خصوص رشد راستگرایان مذهبی در جهان عنوان داشته است : "راستگرایی دینی در واقع نوعی ناسیونالیسم دینی و بحث هویتی است. راستگرایی دینی در حال حاضر در سطح جهان بسیار قوی است. جهان در حال حاضر فوقالعاده و به صورت غیر قابل توصیفی به لحاظ دینی و سیاسی، راستگرا شده است. در حال حاضر راستگرایی دینی مربوط به هندوها، حتی بوداییها که معمولاً گرایشهای بنیادگرایانه ندارند، در بین مسیحیان مفصل است و در میان یهودیان نیز بسیار مفصل است. در میان همه ادیان، شاهد نوعی راستگرایی هستیم. در بسیاری از موارد، راستگرایی یک زمینه ایدئولوژیک دارد اما این زمینه مخصوصاً در دوران کنونی، بهانه است و در نهایت، دلواپسی آن، دین نیست بلکه سیاست است. راستگرایان در حال حاضر غیر خودشان را عمیقاً منفعل یا ساکت میکنند و بعضاً تحت تأثیر قرار میدهند. به دلیل آنکه راستگرایی یک مکتب منفعل و روشنفکرانه نیست بلکه مکتبی است که عملاً حضور فعال دارد و عملاً بسیار جسور است و در مقابل طرف مقابلش میایستد و او را منفعل میکند."
[2] - استیون رادلت به ما بشارت میدهد که دموکراسی به رغم همه کمبودها و نقایصش، امروزه تبدیل به هنجار شده و بدون وجود آن هیچ توسعه اقتصادی و اجتماعیای ممکن نیست و هیچ راه میانبری وجود ندارد. رادلت میگوید که دوران دیکتاتورهای مصلح و غیرمصلح گذشته و حالا فقط حرکت به سوی دموکراسی است که میتواند توسعه و رفاه به همراه بیاورد. هر چه حرکت به سمت دموکراسی بیشتر باشد رفاه و ثروت جامعه بیشتر خواهد شد و دیکتاتوری چیزی جز فقر و تباهی به همراه نخواهد آورد (https://t.me/mohandesmirhosseinmousavi). برگرفته از کتاب "موج عظیم" نوشته استیون رادلت ترجمهی بیژن اشتری
[3]- the Bharatiya Janata Party (BJP)
[4] - هندوستان دارای دو پارلمان است. لوکسابا (مجلس عوام) ۵۴۵ نماینده دارد، که ۵۳۰ نفر با رای مستقیم شهروندان و ۱۳ نفر از ۷ فرمانداری کل انتخاب و به مجلس عوام راه پیدا میکنند. ۲ نفر را نیز رئیسجمهور از میان بریتانیاییهای هندیتبار برمیگزیند. معرفی و رسمیت نخستوزیر از طریق حزب حاکم یا ائتلاف احزاب در مجلس عوام (لوکسابا) صورت میپذیرد
[5] - هندوهای افراطی معتقدند مسلمانان آن را بر ویرانه های معابد آنان در هنگام سلطه بر هند بنا نهاده اند،
[6] - حزب کنگره هند در سه انتخابات گذشته عملکری به این شرح داشته است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 با 44 کرسی و مجموع 19.31% آرا، انتخابات سال 2019 با 52 کرسی و مجموع 19.46% آرای کلی، و در انتخابات ماه گذشته 2024 نیز با 99 کرسی و 21.19% کل آرا توان تشکیلاتی خود را بهبود بخشید.
[7] - حزب BJP با شعار کسب 400 کرسی مجلس هند و حمله به قانون اساسی سکولار – دمکرات – سوسیال هند پا به عرصه انتخابات اخیر گذشت، در عین پیروزی و تشکیل دولت، اما به واقع شکست بزرگی را متحمل گردید، عملکرد این حزب در سه انتخابات گذشته به این صورت بوده است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 حزب BJP با 282 کرسی و 31% آرای کلی، پیروزی خود را جشن گرفت، انتخابات مجلس هند در سال 2019 با 303 کرسی و مجموع 37.3% آرای کل نتایج خود را بهبود بخشید، در انتخابات سال 2024 مجلس هند این حزب با نزول 63 کرسی نسبت به انتخابات سابق با 240 کرسی و مجموع 36.5% آرا، گرچه تفوق خود را همچنان حفظ کرد، ولی به رغم این پیروزی شکست بزرگی را متحمل گردید.
[8] - the Varanasi Lok Sabha constituency
[9] - News18, on the Ganga
[10] - the special ‘divine’ energy
[11] - “When my mother was alive, I used to believe that I was born biologically. After she passed away, upon reflecting on all my experiences, I was convinced that God has sent me. This energy could not be from my biological body, but was bestowed upon me by God. I believe God has given me abilities, inspiration, and good intentions for a purpose… I am nothing but an instrument. That’s why, whenever I do anything, I believe god is guiding me.)” [Emphasis added]. This was an answer to a question which the same journalist had asked five years ago, “Aap thakte kyun nahi hain? (Why don’t you get tired”?)”
[12] - Rashtriya Janata Dal (RJD)
[13] - Tejashwi Yadav

