مصطفی مصطفوی

مصطفی مصطفوی

استاد و معلم خوبم امروز روز توست، باید اعتراف کنم هر روزِ من روزِ توست، تو و گفته هایت هر لحظه با منید، تا دم مرگ، و شاید در پس آن نیز همانی را با خود ببرم که آموخته ام، و بسیاری از آنچه دارم و خواهم برد را از تو دارم، این را از درس ابوریحان بیرونی گرفتم، که در لحظه رفتن هم مساله می پرسید و می خواست، دانسته دوستان و دنیا را ترک کند.

استاد خوبم تو هرگز از من دور نبودی که بخواهم امروز تو را یاد کنم، با منی و خواهی بود. باید بگویم بخش زیادی از آنچه من اکنون هستم، به واسطه توست، من اینم، زیرا تو آن بودی، بعد از خودم، این تویی که امروزم را رقم زدی، آنگاه که مرا شیوه زیستن آموختی، درس تفکر دادی، راهنمایم به متون و روشی بودی که مرا بسازد، از همه مهمتر درس "پرسیدن و سوال" دادی،

و این تو بودی که می گفتی، در کلاس، خودت را به من بسپار، گوش هایت کافی نیست، ذهنت را هم درگیر کلاسم کن، آنچنان درگیر کلاسم باید باشی که هزار سوال در ذهنت ایجاد شود، و تو به دنبالش بروی تا به پاسخ برسی، پاسخی که شاید من معلم هم نرسیده باشم؛ معماهایی حل کنی که شاید من معلم به حلش واقف نباشم؛ و...

و خوب مرا در سوال افکندید، می گردم و نمی یابم، یا می یابم و این یافتن چنان پایه هایم را می لرزاند که انگار دارم فرو می ریزم، و گاه پا پس می کشم، و گاهی نیز شجاعت کرده پیش می روم، اما می ترسم که هرآنچه تو، او و من ساخته ایم، زیر این سوال ها و یافته ها فرو ریزد، و آنروز در پس آن فرو ریزی، امیدوارم که مرا به دیوانگی و انحراف متهم نکنید، که جستن در این وادی هولناک حقیقت بسیار ترسناک است، فرو می ریزد آنچه را تو، او، من و اسلاف چیده ایم،

آیا می توانید با چنین صحنه ایی مواجهه شوید، آیا توان دیدنش را دارید؟ آیا آن موقع هم می توانید هنوز دست محبت خود را بر یک "ویرانه" بکشید، ویرانه ایی که دیگر بشکلی که دیده بودید، و یا توقع داشتید، نیست، متفاوت و شاید هم بی پایه و اساس بنظر رسد و...

اما به خاطر هر آنچه بمن آموختید، خرسند و شکر گزارم، و اطمینان دارم که دلی همچون دریا خواهید داشت آن موقع که با آنچه انتظارش نداشتید، مواجهه شدید، مطمین هستم که ظرفیت و بزرگی باور نکردنی از خود نشان خواهید داد، آخر شما اگر تحمل نکنید، کدام ذهن پاک اندیشی حقیقت را خواهد دید و تحمل خواهد کرد.

روزتان مبارک – روزگارتان به شادی و شعف – دوام تان بلند - دوستتون دارم -  شاگرد همیشگی شما

روز معلم

معلمی یک حرفه شریفی است که شخصیت، کیفیت، توانایی و آینده هر فرد را رقم می زند

اگر مردم مرا به عنوان یک معلم خوب یاد کنند،این بزرگترین افتخار برای من خواهد بود

عبدالکلام (رییس جمهور و پدر موشک هند)

 

روز معلم 1397

(ترجمه)

متشکرم معلم

برای این که الگوی زندگی ام هستی

وقتی همه اون چیزهایی را که به من آموختی را به یاد می آورم

و انعکاس می دهم به این که تو چه انسانی هستی

آرزو می کنم همچون تو باشم

باهوش، جالب و با روابط خوب، مثبت اندیش،

با اعتماد به نفس، ساده وبی آلایش

می خواهم مثل تو باشم

آگاه و قابل فهم

تویی که قلب و مغرت یکی و همراهند

چنان با شخصیت ما را به انجام بهترین ها تشویق می کنی

با حساسیت و عمق نگری

می خواهم همچون تو باشم

که وقت، تحمل و انرژی ات را به ما می دهی

تا روشن ترین آینده ی ممکن را برای هر کدام مان رقم زنی

متشکرم معلم

برای این که به من هدف دادی تا به سویش حرکت کنم

من هم می خواهم همچون تو باشم

 

روز معلم 1397

خداوند معلمان را خلق کرد، زیرا:

خداوند عطش ما را برای دانستن می دانست، و نیازمان برای هدایت توسط یک انسان عاقلتر، و این که به کسی نیاز داریم که قلبش مملو از مهربانی باشد، و این که ما به یک مشوق نیاز داریم، و یک فرد صبور، خدا می دانست که ما یه کسی نیاز داریم که بی توجه به طرف مقابلش چالش ها را بپذیرد، کسی که بتواند پتانسیل ها را دیده و به وجود بهترین ها در دیگران ایمان داشته باشد، با این شرایط بود که خدا معلمان را خلق کردLinda S. Glaz

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

سده هاست که شمشیرهای عمود و کمانی است که  از ما می کُشند؛ زیرا تجارت خون پر سودترین تجارت است، هم قدرت می آورد و هم ثروت؛ و تو گویی راز این سودا را تمام ظالمان و مستبدین خوب فهمیده اند؛ در مرام و مسلک آنان انگار خون را خدا برای ریختن آفرید؛ شاید هم فکر می کنند، این رگ ها برای بریده شدن و شکافتن است، تا قدرت و شوکت و ثروتشان را آبیاری کند؛

بوی جنگ که می آید، خوب می فهمی که نقشه ی خون کشیده اند؛ باز از دُردانه ها و نازگُل های شیردل این منطقه لعنتی، لاله های پرپر و نخل های بی سر می خواهند؛ خدایا این چه سودایی بود، سودای خون؛ نمی دانم این بار در آن سوی خاکریزها، با سربازان کدام همسایه به سلاخی همدیگر خواهیم پرداخت.

این را فقط می دانم که ده ها قرن است که در هر رویارویی در این خاک جنگ خیز، هر دو طرف کتابی مقدس در یک دست، و شمشیری در دست دیگر داشتیم، و زین پس هم با این سطح آگاهی که داریم، باز خواهیم داشت، و از خدای این کتاب ها همواره درخواست کمک و یاری برای غلبه بر همدیگر خواهیم کرد؛ چون صلاح الدین ایوبی که قرآن در دست داشت، و ریچارد اول که انجیل را پناهگاه خود کرده بود،

غافل از این که خدای قرآن و انجیل آنرا برای هدایت بشر بسوی انسانیت ارسال داشت، ولی چه سود که اکنون این کتاب ها و پیروانش به پناهگاه کشورگشایان و زیاده خواهان تبدیل شده، و دو طرف در کتاب، شمشیر و هدف مشترکند، وجه اشتراک دیگرشان خونی است که از شمشیرهای کمانی و یا عمود شان از ما می ریزد.

و ما مردم، که چون مرغ ها، قربانی جشن و عزای آنانیم، هم در جشن ها از سر شعف و تکبر سرمان را بریدند و هم در عزا، غضب شان ما را بی سر کرد، تا خوراک نفس سرکش شان شویم.

 

قدرت و ثروت، در سایه کتاب و شمشیر

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

بیانیه خبرگان 'گفته است که رییس جمهور عذرخواهی کند، اما خبرگان عزیز! مصائب و خسارت های بزرگ در اثر سیاست ها و عملکرد خبرگان و بزرگان است، و از خیلی ها بر نمی آید که این چنین عمیق و وسیع خسارت بزنند؛ پس اگر بنا به عذرخواهی و توبه باشد، خبرگان و بزرگانی با شغل های نظارتی، قانونی و مادام العمری چون شما برای شرایط فعلی، در ردیف اول و اولویت عذرخواهی هستید؛

اما حقیقت دردناک اینکه، وقتی مدافعان مرزهای دین، قانون و اهل نظارت و... در سِلک سیاست بازانی حزبی و جناحی تبدیل می شوند، شوی خنده دار تحرکات سیاسی فاش آنان هم، چنان خاکی می کند، که چشم هر دلسوزی را کور، و دل هر دشمنی را بدین بازی رسوا، و این نمایش فاش شاد و خرسند و امیدوار می کند؛

و در حالی که بازیگران و سیاست بازانی چون اینان، بزعم خود بازی جناحی خود را پیش می برند، و به دور از شان، وظیفه و جایگاهی که باید، و دارند، و به فریب بی خبران چشم دوخته اند، در همان حال آنان که الفبای سیاست را می دانند، از خنده (و بواقع از گریه) روده بُر می شوند؛ و بازی رسوایی چنین سیاست بازانی را که بسیار ناشیانه به امید تاثیر بر افکار عمومیِ بی خبر از واقعیت ها، را نگاه می کنند از خود، نظام و اهداف فراموش شده در پای سیاست و تزور ناامید می شوند.

و همچنین از اینکه چنین بازیگرانی بر کرسی های سرنوشت سازِ خبرگانِ ملتی تکیه زدند، که باید بر بیش از شصت – هفتاد درصد قدرت کشور، و شاید بر تمام سیاست کلی جاری بر کلیت نظام و کشور نظارت کنند، و البته در هنگامه خطر هم به دادشان برسند، آنگاه است که آه از نهاد هر دلسوز و زحمت کشیده ایی برای این انقلاب و کشور بلند می شود و البته دشمنان هم به تسلط چنین انسان های، بر ارکان قدرت در طرف مقابل خود، خرسند و امیدوار تر خواهند شد.

 

بنا به عذرخواهی و توبه باشد، خبرگان در ردیف اولند

 

خبرگانی امروز از رییس جمهور ایران، عذرخواهی طلب می کنند که روزگاری بسیاری از آنان، تمام مسولیت ها، منع قانونی و بی طرفی خود را در نهادهای نظارتی مهم کشور، و در مسندهای متعددی که دارند را به فراموش سپردند، و برای رسیدن ریاست دولت های نهم و دهم به معجزه هرازه سوم سنگ تمام گذاشتند، در بی محلی تمام به قانون و اصول بی طرفی ناظر، تمام قد ایستادند، تا این رَجُلی که هرگز رَجُل نبود را بر تارک ریاست بر جمهور مردم ایران بنشانند، و این همه فجایع بر سر کشور فرود آید و کشور، انقلاب و مردم را تا ورطه نابودی ببرد، و با این حال نه آن روزها از این آقایان خبرگان صدایی بیرون آمد و نه امروز که تشت رسوایی اش بر زمین افتاده، قصد عذر خواهی دارند، که چرا ایران را بدین روز انداخته اند، آن روزها که هر دلسوزی مرگ قانون، کشور، انقلاب، روابط خارجی، اقتصاد، سیاست، اخلاق و... را می دید و هشدار می داد و بزرگان هشدار دهندگان دلسوز را به "فتنه" متهم کردند و خود با این همه اشتباه یکه تاز مبارزه با فتنه شدند، و امروز که فتنه اصلی بر ملا شده هم، به روی مبارک خود نیاوردند، که اقتصاد، سیاست، اخلاق، جوانمردی، مروت، مسلمانی و... همه را پای این مجری اوامر ملوکانه خود، و یاغی امروز، فدا کردند.

این خبرگان معظم با آن اشتباهات بزرگ، امروز در نقش طلبکار از دولتی بازخواست می کنند که در ترمیم آن همه ویرانی آبرو و تمام وقت خود را گذاشت، و عمق ویرانی ها آنقدر وسیع است که شاید چند دولت دیگر هم بیایند و نتوانند جور این همه ویرانی را که از هشت سال جنگ هم وسیع تر و عمیق تر بود، را بکشند، و همین آقایان فراموشکارِ مدافعِ این مدیر پرکار جهادی شان! امروز دچار نسیان و فراموشی (و شاید هم به فراموشی زدن) شده و تمام آن خسارات را نادیده گرفته، و "مو از ماست کسی می کشند" که یک تنه در این همه گرفتاری تنهایش گذاشتند تا زمین بخورد و در دور آینده بتوانند احمدی نژاد دیگری را بر این مردم غارت شده مسلط کنند. دست مریزاد خبرگان عزیز! که نظارت خود را به آن همه صحنه داران امروز کشور رها کرده اید و از بیکاری و دوری از وظیفه ذاتی خود، به جریان سیاسی کاری های جریان اصولگرایی پیوسته و اهداف جناحی آنرا وجه همت خود قرار داده اید، این است حق امانت نظارتی که ملت به شما سپرد؟!!.

کلاه خود را اگر قاضی کنید و به تقوا روی بیاورید نیک خواهید دید که الگوی مناسبی برای نظریه شهید مدرس که می گفت "سیاست ما عین دیانت ماست، و دیانت ما عین سیاست ماست"، نیستید؛ حال وقتی این اقدامات سیاسی کاری های جناحی شما را که الگوهای دینی – سیاسی باید باشید را می بینم، انسان متوجه می شود که "آخوند خراسانی" در یک قرن و نیم قبل چقدر زود امثال شما را عمیق دیدند، که مخالف "دخالت دین در سیاست بودند"، انگار ایشان امروز شما را دیده بودند که شما با دین و سیاست چه خواهید کرد.

جناب آقایان احمد جنتی، سید احمد خاتمی و همه خبرگانی که در دبیرخانه خبرگان نشستید و این بیانیه سیاسی را انشا و منتشر کردید، اگرچه از وظایف شما نبود که این بیانیه سیاسی را صادر کنید و کار شما دادن بیانیه برای اشتباهات نهادها و اشخاص دیگریست، که مردم از شما انتظار نظارت و پیگیری دارند و جایی برای تظلم خواهی از عملکرد آنها نمی یابند، مثلا نمی دانند از یک قاضی خطاکار به کدام همکارش شکایت برند که دادرسی کند، و یا از صاحبان "پول، رسانه و اسلحه" به که شکایت کنند، که حریف شوند، و... حال انکه از دولت و دیگران به هزار جا می توان شکایت برد و البته هم سریع رسیدگی می شود و شهردار تازه انتخاب شده ایی که از شما نیست یک شبه، به جرم گل افشانی چند کودک به دادگاه احضار و دادستان حکم به استعفایش می دهد وگرنه....

 

 

اما با این حال شما خبرگان امانت دار رای مردم که جز به تقوا از شما انتظار نیست، درست می گویید، آقای رییس جمهور باید عذر خواهی کند، اما نه در خصوص برجام که برگ زرینی است در تاریخ مظلومیت ملت ایران و حکایت گر "منطق، عهد مداری و مردانگی ایرانی" در مقابل "زور گویی و بدعهدی جهانی" که البته تا همین جا هم، فواید کوتاه مدت و بلند مدت آن را شما که از خبرگانید و در مصدر کارید، بهتر از ما مردم و آقای ترامپ می دانید (که در مقام دشمن) برجام را بدترین تعهد امریکا در تاریخ دیپلماسی کشورش خواند، و علیرغم اینکه او آنرا پیروزی ایران می داند، شما خبرگان! آنرا لایق عذرخواهی و با این بیانیه انگار همه دانسته های خود را نادیده گرفتید، و در نقش عوام، بازی سیاسی خود را پیش می برید.

اما جناب جنتی عزیز و همکاران! شما در مورد عذرخواهی دقیق فرمودید،

آقای دکتر روحانی باید عذرخواهی کند، اما عذرخواهی او باید از عدم تحقق وظایف و شعارهای یک رییس جمهور در شان جمهوری و مردم ایران باشد، که یا نمی گذارید و یا نمی تواند، بنا به قسمی که خورده عمل کند، و جلوی زیاده خواهی های کسانی که قانون اساسی و بندهای مربوط به جمهوریت و مردم ایستاده اند، قد علم کند تا نتوانند آن اصول را بی اثر کنند و از اجرا باز دارند.

او باید عذر خواهی کند که عده ایی این اساس و اصول را به هیچ گرفته، و فرد اول سیاسی - رسمی و رییس مردم ایران را به یک "رییس قوه مجریه" تقلیل داده اند، که قوه قضاییه در وظایف و حدودش آشکارا دخالت و عمل می کند، و این رییس شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و... به اصطلاح جمهور مردم ایران جایی را نمی یابد و وسیله ایی در دست ندارد تا برای حفاظت از حقوق مردم ایران بدان مراجعه و یا اتکا کند (جز مردم، که اگر به صحنه بخواند، فوری شما او را فتنه خواهید نامید، در... تعلل نخواهید کرد)، در حالی که در حضور همه شما و نمایندگان ملت، بدان قسم خورده است، یک قسم روشن و واضح.

او باید عذر خواهی کند که چرا نمی تواند به عنوان نماینده جمهور مردم ایران، کسانی را که نمی گذارند بندهای متعدد اجرا نشده قانون اساسی، اجرا شود، و او نه ابزاری برای معرفی و نه نشاندن آنان سر جایشان ندارد، و اصول بر زمین مانده قانون اساسی اجرایی نمی شود.

او باید به جای شما، جواب دهد که چرا یک طرف دعوا اکنون در حصر هفت – هشت ساله است، و طرف دیگر راست راست می گردد، بست می نشیند، غوغا می کند (به حق و ناحق)، کسی را نه توان تعرض به اوست و نه کسی به دادش می رسد، در حالی که حاصل خون شهدای انقلاب علیه دیکتاتور قبلی این بود که "همه در مقابل قانون برابر باشند" نه این که برخی از هر قانونی مستثنی شوند و فرای هر قانونی قرار گیرند.

دکتر روحانی باید جواب دهد که این اصل "برابری و حکومت عدل علی (ع)" کجاست چرا به فراموشی رفته است؛ بله رییس جمهور و نمایندگان مجلس، و شما نمایندگان خبرگان باید از ملت عذرخواهی کنید که چه کسی و با چه قانونی، بدون گرفتن نظر مردم و یا نمایندگان آنها، نیمی از مردم ایران (چهل میلیون کاربر) برخوردار از وسیله ارتباطی "تلگرام" را با شش خط "حکم" ، از یک وسیله ارتباطی (درست و یا غلط) وسیع محروم می کند.

آقای روحانی باید عذر خواهی کنند که چرا شکایت آقای مصطفی تاجزاده، رییس بخش اجرایی انتخابات وزارت کشور وقت، از شخص شما جناب آقای جنتی، در راستای استیفای حقوق رای دهندگان، هیچ گاه منجر به بررسی و حکمی در دادگاه نمی شود، و شاکی هر چه فریاد می زند، اصلا گوشی به فریادش بدهکار نیست، علی (ع) در دادگاه مورد درخواست شاکی یهودی خود حاضر و محکوم می شود، و شما هرگز؟

آقای روحانی باید عذرخواهی کند که چرا این همه پرونده اختلاس و غارت های هزاران میلیاردی که از دوران سیاه معجزه هزاره سوم، به دستگاه قضا رفته، چرا به سرانجام نمی رسد، چرا برملا کننده غارت "املاک نجومی شهرداری تهران"، باید به زندان برود و در مقابل حتی تحقیق و تفحص از شهردار محبوب تان، جناب سردار قالیباف تاکنون هیچگاه اجرایی نمی شود، و هر زمزمه ی تحقیق و تفحصی در این خصوص هم در گلوها می ماند، و خشک می شود، و کسی نمی داند این سردار معظم و همکارانش در کدام قلعه آهنین قرار دارند، که کسی را یارای نزدیکی به عملکرد بیش از یک دهه ایی او در شهرداری تهران که به اندازه چند وزارت خانه بودجه و امکانات دارد، نیست؟!! این است عدالت علوی شما؟

جنابان خبرگان معظم! آنقدر موارد برای عذرخواهی هست که حساب ندارد، اگر بنا به عذرخواهی و توبه باشد، البته شماها با پست های مادام العمر خود، در ردیف اول عذرخواهی و توبه در مقابل خداوندگار و ملتی خواهید بود، که در اثر سیاست ها و اعمال تان له شدند. پس درخواست توبه و عذرخواهی آقای روحانی "این وارث ویرانی هایتان" را بگذارید، به بعد از توبه و عذرخواهی خودتان، خود بدین امر لازمِ توبه و عذرخواهی مستحق ترید، که حافظِ حکیم در شان شما متقاضیان توبه و عذرخواهی دیگران می فرماید، "توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی،

و همین لرزه بر اندامم می اندازد،

نکند این نشان از رفتنت باشد،

من از این تماشایی شدن ها خاطره خوبی ندارم،

نکند حکایت مرگت را رقم می زنند،

می دانم،

این روزها زیبایی های چهره ات، با دردهای درونت در هم آمیخته اند،

در حالیکه باران های بهاری بعد از آن زمستان خشک و بی بارش،

تو را می شوید و پاک می کند،

در حالیکه خداوندگارم، سوراخ های بارش باران های پاک و غسل دهنده را بر کوه و دشتت باز کرده است،

در حالیکه مدت هاست به همت ابرهای زیبا و پاک،

رسیدن آفتاب داغ، را بر بدن زخمی ات سد کرده اند،

تا بیش از این در داغی نفس های ناپاک نسوزی،

در همین حال، موریانه ها سخت از درون پاره پاره می کنند،

و از برون به تیکه تیکه کردنت همت گماشته اند،

آرشی نیست که تیری بلند و سهمگین اندازد،

رستمی نیست که یل سیستان شود،

و یعقوب لیثی که به نان و پیازی قناعت، و دامن از خلیفه ظالم بغداد ورکشد،

و تو در سکوت رستم و یعقوب لیث،

و در نبود آرش دلیر،

صبورانه بر لقمه هایی که مدام از تن رنجورت می کنند، نگاه می کنی،

و با دردی جانکاه، به حماقت شان می خندی،

که چنین "بر شاخه نشسته و بُن می بُرند"،

چقدر ناجوانمردانه بر پیکر نحیف و رنجورت تازیانه می نوازند،

تا لذت نفسِ بد خوی و سرکش شان را تامین کنند،

چقدر آزارت می دهند،

و بر داشته هایت نقشه ها کشیده اند،

اکنون تو ماندی و من،

و نمی دانیم با خود چه کنیم.

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
صفحه107 از107

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...