دوست دارم زنده بمانم و فرصت دیدن بیشتری را بیابم، اما چه کنم که شمشیر بدستی به نام مرگ، دنبالم کرده و در پسم میدود، و به عجله ام می اندازد تا حتی از دیدن و لذت بردن از آنچه در آن غرقم نیز بازم دارد. مرگ اندیشی با ما این چنین کرد، حال آنکه باید لذت زندگی را چشید.
ناقوس دمادم مرگ، ما را دچار ندیدن، و دوری از لذت زندگی می کند
آخرینها از مصطفی مصطفوی
- زندگانمان بیش از مردگانمان به خطابِ «بِشنو و بِفهم» نیاز دارند
- آیا می توان پرید؟ «دشواریِ اصلی نه در پروراندنِ ایدههای نو، بلکه در رهایی از ایدههای کهنه نهفته است»
- در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخواهم کرد
- در برهوت حال به هم خوردنها و گیج زدنها، آدمیت را فریاد زدن
- آیا کشتار، جنایت و ویرانی را برای خاورمیانه پایانی هست؟








