رازگویی و نیازگویی به دانای مطلق؟!
به رسم شکرگزاران بر این باران و بارش شاکرم
بار امانت آزادی و کرامت انسانی را بر دوش کدام منجی نهادی
چه موقع بر صورت تو از قربانی شدن ما رنگ رضایت نشست
در پس همین جدایی هاست که به غارت و چپاول ناکسان رفتیم
ایزدا! بگذار نخواسته و نگیریم!
پروردگارا! وقتی به خود احسن می گفتی نگاهت به کجا بود
در آشوب دل است که خلق می شود
راه سختُ دور استُ، تیغ خرمهره داران آخته
می خواهم از آن من باشی