×

Warning

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading component: com_users, Component not found

Error loading component: com_jmap, Component not found

Error loading component: com_users, Component not found

Error loading component: com_users, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

ایزدا! بگذار نخواسته و نگیریم!
  •  

15 May 2020
Author :  
آتشی که خود بر دیگ زندگی خود می افروزیم

 ایزدا!

همانگونه که تو در حال خودی، این اجازه را به ما هم بده، تا در حال خود باشیم!

چی میشه که هر کدام به راه خود برویم، تو که قادر متعالی، بی رقیب، و کسی را بر شما سلطه و غلبه ایی نیست، اما در مقابل، ما ضعیف ترین هاییم، که حتی پشه ها هم هر آنچه می خواهند، بر ما روا می دارند، پس بگذار تو خدایی خود را کنی، و ما هم در دریای ضعف خود غوطه ور، بدین سو، و آن سو برده شویم، بی آنکه که ما در این هنگامه توفان های ناتمام زندگی خود، از تو نجات بخواهیم، و تو در عین قدرت، در سنت و قوانین خلقت خود محصور، و ما را بدان سنن سپرده، کاری نکنی، تا رها در سیلاب ها بالا و پایین شویم، و امتحان زندگی خود را پس دهیم.

گویند می خواهی در آخر بفهمی که ما در چه درجه ایی هستیم! اما کاش نمره را همان اول، با مراجعه به علم غیب خود می دادی، و ما را دچار این همه امتحان های بی پایان نمی کردی!

گویند این روزها، زمان نیایش است، و صد البته دل من هم به سان میلیاردها انسان دیگر گرفته است، و دوست دارم نیایشی وصف ناشدنی داشته، فریاد بزنم، داد و بیدادی در حد وضع نابهنجارم، به راه بیندازم، تا کمی دلم از این همه دلتنگی های عارض شده، رها شود، اما گذشته به من آموخت "که آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است" و گویا در این هنگامه زندگی، نه فریاد به جایی می رسد، نه داد و بیداد دردی از ما را دوا خواهد کرد. در این زندگی ناخواسته که در یک چشمه اش "آدم آورد در این دیر خراب آبادم" ، ما دو دوزه ایم، راه پس که نداریم، فقط به پیش باید رفت، اما رو به ناکجا آبادی، نخواسته، و ندانسته به کدام سو!

دلم خسته است از این همه لابه، و جواب نگرفتن ها، بی تغییری ها، در بند شدن ها و...

خدایا!

می خواهم که تو را در این بهار نیایش، این بار صدا نکنم، در حالی که ایمان دارم "به دامن کبریایی ات ننشیند گرد" ، ولی این حُسن را برایم خواهد داشت که بگویم، نرفتم و نخواستم، بالطبع نگرفتن ها هم منطقی تر خواهد بود.

بگذار نخواهیم و نگیریم؛ تا این که بخواهیم به دست نیاوریم. این برای تو هم بهتر است. تو می خواهی فراموش مان نکنی!؟ و به شیوه خود مدیریت مان کنی؟!، خوب، کن، بگذار ما هم به شیوه خود راه بپیماییم و این مسیر نخواسته و نخواستنی را طی کنیم.

گاه بی داد و فغان، گاه با داد و فغان،

برای تو چه فرق می کند، تو که از هر دو حالتش بی نیازی،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

Email This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

Comments (1)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site


همیشه این گونه نوشته هات (مناجات نگاشته ها و یا سخنی با نگارین حق مطلق) را دوست میداشتم و میدارررم‎
یه جورایی مثل شما فکر می کنم‎
نمره از اول می خواهی چرا؟ بنظرم خیلی جالب نبود، امتحان بی معنی می شد اونوقت‎
بزار در سیلاب هایی که اشاره داشتی بالا پایین شویم. و دست و پایی بزنیم‎
و مطمعن باش در این غوطه ور شدن ها ست که از امتحان سر بلند بیرون می آییم‎
جاندار توصیف کرده ایی" بگذار تو را دراین بهار نیایش این بار صدایت نکنم ، حال آنکه ایمان دارم به دامن کبرایی ات گردی نمی نشیند "‎
بسی. زیبا این معادله را حل نمودی‎
حال آنکه در کنارش از اندوه و غصه هایت و ناشاد بودنت ، بر ندا شته ها ، گله مند بوده ایی‎
بنظرم این گلایه ها جزیی لاینفک از وجودمان هستن که چون زنجیری بافته شده از امیال و افکار مان ،احاطه مان کرده اند ،رهایی از این زنجیر همان است که. در جستجویش هستیم‎
و شایسته بود براین پست اشاره به غزلی از حافظ‎ می کردی که
" ... طائرگلشن قدسم ، چه دهم شرح فراق / که در این دامگه حادثه چون افتادم ...."‎
بسی. زیبا و توانمند صحیح است‎
این پست را دوس داشتم‎
وجودتان به سلامت و روزگارتان بر وفق مراد

مصطفوی
There are no comments posted here yet

Leave your comments

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
Rate this post:
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...