بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:
دانای نازک اندیشی، اهل خبر، و دنبال کننده اخبار جنگ جاری، در گفتگویی بهارانه، که در نخستین روز سال 1405 خورشیدی درگرفت، گفت: "فرجام نبردِ امریکا و اسراییل با ایران، با این میزان تفاوت در فنآوری جنگ و قدرت نابرابر، شکست برای ایران خواهد بود، البته شکست در نبردی که معجزه این مقدار پایداری، و هزینه سازی برای چنین دشمنی، آیندگان را برای بیش از 200 سال، سربلند و سرفراز بدان نبرد، بالنده خواهیم دید. اگر در پیشینه نبرد حق و باطل نگاه کنیم، تا کنون پیروزی آشکاری برای جبهه حق نبوده، و توجیه رهروان چنین نبردی، تنها ایستادن در سمت درستِ تاریخ است و بس."
پیشینه زندگی آدمیان نشان میدهد که این تنها ما ایرانیان، و یا اکنون اندیشمندانِ تصمیم سازِ تئوری "ولایت فقیه" نبوده و نیستیم که، در چنین پیچهای تاریخی، به گوشه رینگ نبردهایی اینچنینی رهنمون شدند، آنچه روشن است، بسیاری در تاریخ، مقابل چنین تصمیمی قرار گرفتند، و برابر ایده و اندیشه خود، تصمیم گرفتند و رفتار کردند؛
از بین 12 امام شیعیان به غیر از امام دوازدهم که گفته میشود در کودکی به امامت رسید و در همان سن و سال غائب شد، و هرگز فرصت قرار گرفتن در چنین فرایندی را نداشت، دیگرانِشان کم و زیاد، با چنین پدیدهایی رو در رو شدند، و به شیوه مدارا و آسانگیری، مصالحهجویانه از این گردنه، خود، خانواده و پیروانشان را گذراندند.
تنها امامی که مصلحتجوییها و شگردها و راهبردهای اندیشمندانهاش کارساز نشد، و در این گردنه گرفتار آمد، و راه و فرصت عبور نیافت، و مجبور به تن دادن به جنگی چنین نابرابر شد، امام سوم شیعیان، جناب حسین بن علی بن ابیطالب بود، باقی هر یک به تناسب صحنه، و جامعه شناسی آن، و روانشناسی طرف مقابلِِ خود، در رد چنین شرایط رودررویی از سر خود، موفق بودند، و تن به چنین رویارویی ندادند، و گذشتند،
هرچند برخی از آنان از سوی پیروان خود "خوار کننده اهل ایمان" [1] نامیده شدند، چراکه روح سلحشور برخی از همراهان، همواره مرگِ سرخ حسینی را، بر زندگیِ مصالحهجوی حسنی، و یا زیست عرفانی سجادی، زندگی پناه برده به ساحت اندیشهی باقری و صادقی، و یا تن دادنِ رضوی و... بیشتر میپسندید، اما بنا به تاریخ روش، شاید روشن است که راهبردِ بیشتر، بلکه تمام آنان، اجتناب از چنین سرانجام، و چنین رویارویی بوده است.
پیروان تئوری ریسکپذیریهای بالا، در چنین هنگامههای تصمیم سازی، شور در سر، به پیروزی و در نهایت شهادت میاندیشند، و در برابر دیگرانی که یک تاریخ شکست (حداقل وجه آشکار آن) را، دلیل وارد نشدن در چنین نبردی میدانند و به شیوه گذشتگان، "نمیشودها"، را میبینند و قصد گذر به شیوه آنان میکنند، اما اینان در پاسخ میگویند اگر شما "مرعوب شدگان" و مقهورِ قدرتِ هیمنهی دشمن بگذارید، و زبان به کام گیرید، و به کناری بایستید، [2] و صحنه را برای جنگاوران و اهل مبارزه باز بگذارید، ما میدانیم چه کنیم، خون بر شمشیر پیروز است" و"هیچ پیروزی نيست مگر از جانب خداوند قدرتمند و فرزانه" [3]
اندیشمندان گذر به شیوه اهل حل و اندیشه و تدبیر گویند که "نمیشود، همانگونه که تا کنون نشده است"، و کسانی پا درمیانی کرده گویند "ولی اگر بِِشودا، چه میشود ها؟!" و... و این چنین است که کسانی کاسهی ماستی را دوغساز یک دریا آب دیده، و در رویای شیرین خود، بندگان خدا را میبینند که برای سالها، از آن دوغ نوشندهاند!
و این چنین است که تئوری ایستادن در سمت درست تاریخ، توجیه پذیرفته شده، در برخی از برهههای تاریخِِ بود و باشِ تئوریِ حق و باطل دیده شده، و همواره کسانی هستند که بی توجه، و یا کم توجه به نتایجِ زیانبار و بسیارِ این راهبرد، بدین آوردگاه خونین و پر از ویرانی و کشتار، روی خوش نشان داده، و بر آن حریصند.
اما در میانِ طرفداران حضور و یا حاضرانِ در چنین صحنههای رویاروییای، تفاوت راهبرد، در ساخت گستردگی پهنه نبرد است، یکی چون "سرور آزادگان جهان" جناب حسین بن علی، تمام اندیشه و تلاش خود را به کار میگیرد، تا قبل از آغاز درگیری جدی، در چندین مرحله، دیگرانی که در رکابش حاضرند را، از چنین مهلکه و نبردی خلاص، و آنان را مرخص کند، بهانهها میتراشد [4] تا همراهانش را ترغیب به ترک اردوی خود کند، تا با کمترین تعداد از بازماندگانِ در کنار خود، نبرد ناگزیر را رقم زنند و...،
اما در مقابل دیگرانی هم هستند که وسعت و شدت صحنه را پسندیده، راهبرد و شگرد رویارویی خود را در گستردگی، شمولیت افراد، گروهها، سرزمینها، ملتها و... دیده، و هرکه را یافته، در کنار خود آورده، تا بلکه آنرا وجه الضمانِ چشم انداز پیروزی احتمالی گردانده، تا هرچه در توان و اندیشه دارند، به کار میگیرند، تا هرچه بیشتر، دیگرانی را در این نبرد، وارد و سهیم کنند، تا بلکه زمان رویارویی، شدت و وسعت صحنه نبرد را هرچه بیشتر گسترش دهند، و شانس پیروزی خود (و جبهه حق) را افزایش داده، تا بلکه بتوانند چرخه تاریخی نبرد و شکست در جبهه حق، در مقابل جبهه باطل را بشکنند.
شاهرود - دوشنبه، 3 فروردین 1405، 23 مارس 2026، 24 مین روز جنگ امریکا و اسراییل با ایران
[1] - تاریخ می گوید برخی از پیروان امام حسن مجتبی را به دلیل مذاکره و صلح آنحضرت با حاکم وقت، یعنی معاویه بن ابی سفیان، او را "مُذِل المُومنین" خطاب کردند.
[2] - البته در این گفتهی خود راستگو نیستند، چرا که ساکت شدگان در چنین صحنهایی را بعدها به جرم سکوت، انگ "ساکتین فتنه" زده و استدلال خواهند که اینان منافقند و از دشمن کافر نیز بدترند، و محکوم، و شدیدتر از دیگرانی که در مقابلشان ایستادهاند، مورد کینه قرار داده، سیاست کرده، و خواهند نواخت!
[3]- آیه 126 سوره آل عمران : " ومن نصر إِلَّا من عِندِ الله الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ "
[4] - گویند امام حسین در شب عاشورای سال 61 هجری، در آستانه نبرد فردا، یاران خود را جمع کرد و طی سخنانی شرایط افرادی که حق حضور در نبردد عاشورا را دارند برشمرد، از جمله گفتند هرکه بدهی دارد، هرکه ذمه ایی بر گردن دارد و... میتواند جمع ما را ترک کند، جنگ و شهاد در فردا حتمی است ...









