دل نوشت ها و نظرداشت ها

نادیده امان گرفتند، تا پلاسکو و سانچی بسوزد و نابود شود

نادیده امان گرفتند، تا پلاسکو و سانچی بسوزد و نابود شود

مصطفوی 28 دی 1396 6726 کلیک ها

پلاسکو و سانچی به فاصله زمانی کمی در مقابل دیدگان همه ما و مردم دنیا علیرغم این که با تمام امکانات و در بالاترین سطوح ممکن خود وارد صحنه شدیم، ابتدا در آتشی اندک گرفتار شدند و منتظر نجات ماندند و اقدامات ما سودی نداشت و در نهایت در برابر چشمان همه سوختند و نابود شدند، و کاری از ما برای نجات شان ساخته نبود، و بدین سان پرده از یک حقیقت بزرگ برداشته شد، که اگر دنیا کشوری را طرد کند، آن کشور باید نشسته و شاهد نابودی خود باشد.

نادیده امان گرفتند، تا پلاسکو و سانچی بسوزد و نابود شود

ساختمان پلاسکو به وسیله آتش سوزی کوچکی که در یکی از طبقاتش آغاز شد، ابتدا به علت غفلت و سرگرمی مسولین شهرداری تهران و از جمله شهردارش آقای قالیباف در مسایل انتخابات ریاست جمهوری و عدم سرعت عمل آتش نشانی، و بعد به علت عدم تجهیز آنان به علوم و وسایل روز، در مقابل چشمان همه ما در مرکزی ترین نقطه پایتخت کشورمان، در تهران سوخت و با تمام زندگی بسیاری از تجار و تولید کنندگان پوشاک کشور ما تبدیل به تلی از زباله و خاکروبه شد، هر چند ما تمام سعی خود را کردیم که این نشود، ولی شد.

و اکنون نفتکش "سانچی" که یکی از تانکرهای نسبتا بزرگ و جدید حمل فرآورده های نفتی کشور بود، در یکی از شلوغ ترین چهار راه های پر رفت و آمدِ ترابری دریایی، و در مرکز تدارک غول های صنعتی آسیایی از جمله کره، ژاپن، چین، تایوان و... دچار حادثه شد و برای بیش از یک هفته در آتش خود سوخت، و در انتظار کمک ماند و در نهایت بعد از هشت روز با همه ی بار و مسافرینش نابود، و در قعر آب های منطقه فرو رفت و همه را به داغ فرزندان و ثروت این مردم نشاند.

 ولی از آنجا که ما جامعه ایی شعار زده هستیم، و همواره حقایق را نادیده گرفته و پشت حرف ها و شعارهایی که می سازیم، مخفی شده، و همه چیز را به فراموشی خواهیم سپرد، حال آن که خود می دانیم این شعارها را خود می سازیم، و فریاد می زنیم و آنقدر می گوییم که خودمان هم باورمان می شود.

نمونه بارز شعار زدگی ما آن موقعی معلوم شد که یکی از استوانه های این انقلاب یعنی سید محمد حسین بهشتی به شهادت رسید و ما زیر جنازه اش فریاد زدیم "امریکا در چه فکریه، ایران پر از بهشتیه"، غافل از این که ایران هرگز دیگر همچون بهشتی را در اختیار نخواهد داشت و در واقع با رفتن بهشتی و مطهری این انقلاب بی سر شد، و از رهبران، ایدئولوگ ها و استوانه های ارزشمند خود تهی گردید، کسانی که در آینده باید بر آنان تکیه می کرد، و این روزها می فهمیم که انقلابیونی چون آنان و بسیاری دیگر از از السابقون انقلاب که منزوی شدند چقدر برای این انقلاب و کشور ارزشمند بودند، و رفتند و جایگزینی هرگز نداشتند، و نخواهند داشت.

اما ما بعد از هر حادثه ایی بی خیال دلایل اصلی و اساسی و نتایج حوادث، همواره واقعیت ها را نادیده گرفته، و باز اسیر حرف های بی اساسی می شویم، که زده ایم، و بی خیال این که اگر دیگر کشورها با کشورمان همراهی نکنند، در مقابل چشم همه، در آتشی محدود برای روزها خواهیم سوخت و ذوب خواهیم شد و کاری از پیش نخواهیم برد، از یاد می بریم که به چه دلیل دچار این مصیبت ها شدیم و می شویم.

درس عبرت این دو حادثه این بود که همانگونه که اگر یک جامعه خانواده و یا فردی را بایکوت کند، متضرر خواهد شد، اگر جامعه بین الملل هم کشوری را بایکوت کند، در قهقرا فرو خواهد رفت، بلایی که کشورمان در آن گرفتار شده و هزینه های زیادی را به ثروت، اندوخته و فرصت های تاریخی کشور و مردم ایران وارد می کند، لذا تا دیر نشده باید عقلا راهی برای برون رفت از این وضع یافته وگرنه آینده ما، همان وضع کشورهایی مثل کره شمالی خواهد بود.

خشونت و ظلم به اهل آن باز می گردد

خشونت و ظلم به اهل آن باز می گردد

مصطفوی 25 دی 1396 9894 کلیک ها

عیسی مسیح، کسی که خداوند وعده داده است که در دنیا و آخرت رو سفید باشد، کسی که معجزه وار فرزندی بدون پدر، و از مادری پاک زاده شد، او که روح خداست، و منجی قوم یهود، و نجات دهنده انسان عصر قدیم، چه زیبا سنت خداوندی را تبیین فرمودند که "هر كس شمشير بردارد، با شمشير هلاك خواهد شد" [1] بدین سان قانون حاکم بر طبیعت در اندیشه این پیام آور الهی (ع) ظهور و بروز یافت که خشونت و ظلم به اهل آن باز می گردد، و در نهایت باعث نابودی شان خواهد شد.

 این روزها فلسفه تکیه به بُعد "جنگ و جهاد" و پیشبرد و حفظ خشونت بار اسلام انگار طدرفداران زیادی در بین جامعه اسلامی یافته و در هر گوشه از حوزه های علمیه اسلامی، نظریه پردازان معتقد به شمشیر این امر را تئوریزه، و در صحنه عمل نیز سلاح به دستانی مسلمان (اگر بدبینانه بدان ها ننگریم) برای رضای خدا و با هدف گسترش سیطره و نفوذ اسلام، شمشیرها از غلاف بیرون کشیده و در این راه جهاد می کنند، فارغ از این که راه و سیره پیام آور این دین در "لااکراه فی الدین" و "خلق نیکو" و "فراخی سینه" و "تحمل و بردباری" و... تبلور داشت و دست به شمشیر شدن های او نیز قائدتن از سر ناچاری و حالت دفاعی داشت.

لذا اینان که بقای دین و در واقع خود را بر کارایی شمشیرهای شان می بینند، و تمام سعی شان بر توسعه سلاح و قدرت سخت است، باید بدانند که طبق پیش بینی عیسی مسیح (ع)، با همان سلاحی هلاک خواهند شد، که خود بدان دست یازیده اند، به همین دلیل چنانچه دغدغه خدا و دین داشته باشیم، باید به منطق، قانون، اخلاق، انسانیت و در یک کلام از جایگاه خدایی نزول کرده، کمی انسان شویم، تا ماندگار گردیم، که بدیلی برای این ها در این جهان نیست، و لاجرم آنانی ماندگار خواهند شد که سلاح شان منطق، قانون، اخلاق، انسانیت باشد، که عاقبت صاحبان شمشیر، کشته شدن به وسیله همان شمشیر بوده و خواهد بود.

 

منبع) این باعث تاسف است که دنیا مسلمانان را در جنگ و جهاد آنقدر افراطی ببینند که طراح این کاریکاتور بدان اشاره دارد که اگر مسلمانان آنقدر از هم بکشندکه آخرین نفرشان بماند، او شمشیری در دست دیگر خود خواهد گرفت و با خود به جنگ و جهاد خواهد پرداخت.

 

[1] - انجیل متی - 26 

دلم خواب می خواهد، طولانی تر از خواب اصحاب کهف

دلم خوابی طولانی تر از خواب اصحاب کهف می خواهد

مصطفوی 14 دی 1396 10444 کلیک ها

کاش برخی نعمت های خداوند تجدید و تکرار پذیر بود، و چه خوشبخت مردمی که شامل این لطف شدند و یا هستند، و اینک ما داستان این برخورداری ها را می خوانیم و غبطه می خوریم، وقتی در قرآن به داستان مردمی می نگریم که شامل این مواهب خاص و نعمت هایی رشک بر انگیز خداوند شدند، آه از محرومیت مان به آسمان می رود، به خصوص فرزندان اسراییل (یعقوب ع) که تاریخی مملو از عنایت خداوند را پشت سر گذاشتند و انگار خداوند آقایی دنیا را به این ها داده و پیام آورانی بزرگ را اختصاصی برای راهنمایی آنان قرار داد، و هرچه این مردم در گمراهی فرو رفتند باز بزرگی از بین شان از راه رسید و هدایت شان کرد تا آنجا که موعودی چون عیسی برای شان اعزام کرد که در دنیا و آخرت چهره اش مشعشع و از مقربان است، [1] عده ایی از آنانرا سلیمان بخشید که پادشاهی دادگر، حکیم، قدرتمند و... بود، تا آنان را به اوج عزت و خوشبختی رهنمون کند، در این میان خوش شانس ترین ها کسانی بودند که خداوند مقرر کرد تا در غاری بخوابند تا دوران ظلم و استبداد زمانه اشان بگذرد و وقتی از خواب شان بیدار کرد که پیروزی حاصل شده بود و مردم به مقصود رسیده بودند و همه ابرهای تیره نامردمی ها به کناری رفته بود، و مبارزه علیه ظالم وقت به پایان رسیده بود و روزی از خواب طولانی بیدار شدند که دیگر اثری از ظلم و ظالمِ مستبد وقت نبود، و صبح آزادی مدت ها بود که دمیده بود؛  [2] این ها شاید از خوش شانس ترین بندگان خدا بودند که دوران تباهی را در خواب گذراندند و آنچه از ظلم بود و بر دیگران گذشت را ندیدند؛ وقتی دوستی نوشت  "دلم خواب می خواهد طولانی تر از خواب اصحاب کهف"  با پوست و استخوانم حس کردم که چقدر باید شامل لطف خداوند شوی که دوره ایی که دیگران باید ببینند و بکشند، تو در خوابی خدادادی باشی و نبینی بسیاری از حوادث و ناکامی های پیر و فرتوت کننده را.

خیابان ها میوه زار زحمت چند ساله تریبون داران اصولگرایی

مصطفوی 11 دی 1396 8456 کلیک ها

باید به صدا و سیما (یا به اصطلاح رسانه ملی)، ائمه جمعه و جماعت، ستاد هماهنگی تبلیغات اسلامی، تریبون داران ثابت کنگره های بزرگداشت شهدا و... همه کسانی که از بودجه های کلان فرهنگی این مردم استفاده کردند و در این چند ساله (با توجه به حضور رقیب در راس قوه مجریه) سنگ تمام گذاشتند و سیاه نمایی های بزرگ و بی وقفه کردند، تبریک گفت، شاباش داد، و جامعه یکدست اصولگرای صاحب تریبون های ملی و رسمی می تواند این روزها حاصل تلاش شبانه روزی و موثر خود را در نا امیدی مردم در خیابان ها ببینند و جمع کند، تریبون دارانی که از بیت المال این ملت خوردند و مجهز شدند و بی توجه به موفقیت های دولت، چون سکاندارش از رقیب بود، هر حرکتش را به باد انتقاد جمعی و مدام گرفتند، و تمام موفقیت های ذی قیمتش زیر صدای بوق های گوشخراش و بلند خود گم کردند، مسخره کردند، طعن زدند، تهمت زدند،  هجوخوانی کردند، رجز خوانی کردند، شانتاژ کردند، شلوغ کردند، بلوا کردند و...، تا دیده نشود، باید به همه شما تبریک گفت، این روزها می توانید میوه تلاش خود و نتیجه زحمات شبانه روزی و دلواپسانه اتان را از سنگفرش شهرهای بزرگ و کوچک کشور بچینید.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...