مصطفوی

مصطفوی

 در سال ۱۳۵۹ در چنین روزهایی التهاب شروع جنگی را داشتیم که معلوم نبود چقدر ادامه می یابد و یا در شرایط آنروز و بعد از پیروزی انقلاب و به هم ریختگی کشور و... چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت ولی آنچه مسلم بود این بود که این نبردی اجتناب ناپذیر و حمله ای است که از سوی یک دیوانه زنجیری به اسم "صدام حسین" برنامه ریزی شده بود و دیگر نه گریزی از آن بود و نه می توانستیم به راحتی با آن مقابله کنیم این جنگ خسارت بار که ایران و عراق را به ویرانه ای جنگ زده تبدیل کرد زور آزمایی نابرابری بود که هشت سال تمام طول کشید و تنها با مالیدن پوزه حزب بعث به خاک بود که به پایان رسید و دیوانه ای مثل صدام مجبور به پذیرش پایان آن شد. این جنگ خسارت بار برای ما دفاع مقدس مردمی بود که در شرایط نا متوازن بعد از انقلاب مجبور شد روزگار بعد از پیروزی انقلاب خود را با جنگ آغاز نماید تا فرصتی برای چشیدن شهد پیروزی انقلاب خود را نداشته باشد. آنان نتوانستند فرصت و توان خود را برای به اجرا در آوردن شعار های انقلاب خود را به دست آورند و صحنه مهر و عطوفت بعد از پیروزی انقلاب به صحنه های دلخراش جنگ و خون و شهادت تبدیل شد تا بسیاری از فرزندان برومند این ملت که بعد از پیروزی انقلاب باید به سروسامان دادن کشور توان بگذارند به عرصه ای ناچار وارد شوند که کشتن و کشته شدن آن خسارت بود آن طرف مردم شیعه و برادر عراق و این طرف هم که معلوم است نیروهایی که باید مکمل همدیگر باشند امروز در مقابل هم قرار داده شده بودند تا همدیگر را خنثی کنند و سودش به جیب وهابیت و یا مزدوران اماراتی برود که ثروت بیندوزند و در کنار ویرانه های عراق و ایران کاخ هاو برج های خود را بسازند. این بود که البته این جنگ تحمیلی که از نعم خداوند بود خسارت هایی را داشت که جبران آن الحق و و الانصاف دامن این ملت را تا قرن ها رها نخواهد کرد. یکی از خسارت های این جنگ بزرگ شدن اندام نظامی کشورمان بود که بودجه هنگفتی از کشور را سال های سال خواهد بلعید. اگرچه سیستم نظامی کشور به اندازه کافی در زمان رژیم گذشته فربه شده بود لیکن اقتضائات جنگ تحمیلی باعث شد تا یک ارتش کشور به دو ارتش تبدیل شود و همه می دانند که داشتن و اداره چنین سیستم نظامی عریض و طویلی چه هزینه هایی را برای ملت ایران داشته و خواهد داشت. شاید یکی از دلایل غرب و شرق برای تحمیل این جنگ به ما بردن کشور به سوی نظامی گری بود تا انقلاب کلام و انقلاب اسلامی ما را به سمت نظامی شدن پیش ببرند و نیروهای سیاسی فرهنگی و اجتماعی و علمی و اقتصادی این کشور را مستهلک نمایند و یا به سمت جنگ هدایت نمایند و البته ما هم به صورت اجتناب ناپذیری به این دام هم افتادیم و آنان در این هدف موفق هم شدند. دومین خسارت آن حاکم شدن فضای جنگ و نظامی گری در فرهنگ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این کشور بود تا جایی که امروز هم بعد از سال ها که از پایان این جنگ می گذرد اقتصادی ترین فرد کشور و رییس کل بانک مرکزی جناب آقای بهمنی وقتی برای کنترل بازار ارز و سکه (که ملتهب شده است) می خواهد راهکار بدهد از "بمباران بارزار ارز وسکه" سخن می گوید او کسی است که باید اقتصادی حرف بزند ولی می بینیم که کاملا نظامی حرف می زند و خسارت حاکم شدن تفکر جنگی بر اقتصاد همه می دانند که چقدر خسارت بار و غیر نرمال خواهد بود این فضا در موضوعات فرهنگی هم دیده می شود و هم چنین در عرصه علم و... این ها خسارت هایی است که تحمیل کنندگان این جنگ بر کشور ما تحمیل کردند و حالا حالاها باید خسارت آن را داد. اگر چه نعمت های جنگ تحمیلی را نمی توان نادیده گرفت که امام خمینی (ره) با راهبری های داعیانه خود بسیاری از خسارت ها را به فرصت تبدیل کرد ولی خسارت جنگ در حدی بالاست که فقط زمان است که می تواند به زدایش و از بین بردن آن می تواند اقدام نماید و کار فرد و یک نسل نیست که تمامی آن را از صحنه کشور بزداید.

خلاصه جنگی که دیوانه زنجیری و رهبر مغرور عرب آغاز کرد باعث شد که کشور ما توان خود را به سمت دفع تجاوز معطوف دارد و الحق و انصاف که با مدیریت آن موقع کشور این جنگ طوری مدیریت شد که کمترین اثر را روی زندگی مردم داشته باشد و شرایط مردم در آن شرایط خیلی خوب در بالاترین وضعیت ممکن حفظ شد به طوری که برخی از مردم حتی کمتر حس می کردند که در گوشه غرب و جنوب کشور در حال نبرد جدی با غول غرب و شرق هستیم و البته برخی هم بسیار در این مهلکه دخیل بودند و از جان و مال دریغ نکردند و تمام بار جنگ را بر دوش های مبارک خود کشیدند و نگذاشتند جدا شدن خاک ایران دوباره اتفاق افتد کاری که در مورد جدایی "هرات" و الحاق آن به افغانستان و جدایی "بحرین" و جدایی منطقه "قفقاز" به راحتی قبلا اتفاق افتاده بود و شاید اگر امام (ره) و ارتش مجهز کشور (که از رژیم گذشته به جای مانده بود و علیرغم خسارت های ناشی از انقلاب همچنان باز دارنده دشمن و بود) و نهایتا اگر مردم حضور قوی نمی داشتند جدایی دیگری را ایران ما تجربه می کرد که سر افکندگی آن در تاریخ انقلاب می ماند و جبران ناپذیر ولی خدا نخواست و شرایط دفاع از کشور با همه کاستی ها و بی تجربه گی ها و... فراهم شد و امروز ما می توانیم با غرور مدعی شویم که نسل ما نگذاشت وجبی از خاک کشور از دست برود هر چند هزینه های گزافی پرداخته شد ولی می ارزید و متجاوزان آینده باید بدانند ممکن است پوزه آنان نیز به خاک مالیده شود و این جنگ مقدس هشت ساله کشور را تا سال ها از حیث تجاوز بیمه کرد و اگر راهبران کشور - کشور را به شرایط ضعف نبرند حالا حالاها فردی جرات حمله مجدد به کشورمان را نخواهد داشت انشا الله

در این جا باید این حماسه بزرگ ملی را به تمام حماسه سازان با اخلاص این نبرد هشت ساله در ارتش و سپاه و بسیج مردمی تبریک گفت و به روح تمامی جانباختگان این نبرد مقدس دفاع از میهن دورود فرستاد و از خداوند منان خواست که روح آنان را با روح شهدای اسلام محشور نماید. خداوند طلایه دار این حرکت عظیم دفاعی و روح خدا حضرت امام خمینی (ره) را با انبیا و صالحان مصلحان جهان محشور نماید و از نعمات خداوندی متنعم گرداند که با اخلاص تمام و بدون غرور و هوای نفس ملتی را هدایت کرد و به سرمنزل شرف و غرور هدایت کرد. 

خدایا بازماندگان از این قافله را نیز به راهی هدایت کن که در جمع ظالمان نباشند و عاقبت به خیر شده و با ابرار در آخر محشور و دمخور و همراه باشند.   

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:29 شماره پست: 192

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ارتباط ما با آن دنیاییان اگر نگاه ساده ای به این دنیا داشته باشی قطع است ولی در غروب بی خبری و قطع ارتباط ناگهان سیمی نازک وصل می شود و با گذشتگان سخنی می گویی و به روز (آپ تو دیت) با آنان درد دلی  می کنی و گاه حتی رهنمود هم می دهند و... این نشان می دهند که رابطه ما با آنان قطع نبوده و نیست و تنها حجاب هایی که من نمی دانم از جنس چیست (که حتما هم این حجاب ها مادی نیستند) باعث می شوند که این ارتباط قطع و یا مقطع باشد و آنچه مسلم است مرگ این حجاب ها را کاملا بر می دارد و با آنان ارتباط کامل می شود خواب یکی از پدیده هایی است که باعث می شود حجاب ها سست شده و سیم ها وصل شود و مذاکره ای بی واسطه و نزدیک با ارواح گذشتگان برقرار شود و یاد آوری شود که الحاق به آنان به چه سادگی است تنها کافی است از همین مرگ موقت (خواب) بیدار نشوی. خلاصه ظاهرا آنان به ما احاطه بیشتری دارند تا ما به آنها و ظاهرا این آن ها هستند که با مهیا شدن شرایط ما به ما سری می زنند و خبری می گیرند و حالی می دهند و... خدایا در این غروب جمعه آنان را از نعمت های خود متنعم گردان آمین رب العالمین 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:4 شماره پست: 191

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

فردا سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت صادق (ع) است او که اگرچه رییس مذهب شیعه است ولی امروز آنقدر مردم را عاشورایی کردیم که کمتر فردی را می یابی که خود را صادقی (ع) بداند بیشتر مردم خود را حسینی (ع) می دانند و یا به این سمت فرا خوانده می شوند ولی نهضت علمی شیعه از پدر بزرگوار ایشان حضرت باقر اوج گرفت و در زمان این بزرگوار به قله رسید و علوم اسلامی را ایشان در فرصتی که بدست آورد به حرکت عظیمی در آورد. اما غربت این امام تنها در این نیست که صادقی (ع) بودن عام نیست بلکه در بقیع نیز این را به عینه حس می کنی در حالی که اسم مبارک ایشان در کتیبه های مسجد النبی شریف می توانی ببینی ولی قبر مبارک ایشان در کنار امام حسن مجتبی و امام محمد باقر و امام  سجاد با مظلومیت تمام بدون هیچ گونه رسیدگی قرار دارند و خشونت دینی وهابیت بارگاه آنان را خراب کرده و تنها سنگی نشانه قبر را به شما می گوید. بدون حتی یک کتیبه سنگ و یا تابلویی که بگوید این قبور از آن کیست. خدایا با از بین رفتن وهابیت حداقل از قبور آنان مظلومیت زدایی شود تا ببنیم کی بزرگان مردم را به صادقی (ع) شدن رهنمون خواهند کرد. خدایا ما را مشمول شفاعت این بزرگوار و دیگر ائمه بقیع (ع) قرار دهد. شهادت امام جعفر صادق تسلیت باد. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:7 شماره پست: 190

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

یکی از بد شانسی هایی ما این بود که در همان سال های اولیه انقلاب استوانه های محکم انقلاب مان را از دست دادیم کسانی که می توانستند از انحرافات جلوگیری کنند و عرصه داری کنند را به راحتی از دست دادیم و انقلاب یتیم و یتیم تر شد. ایت الله سید محمود طالقانی یکی از این شاخصه های انقلاب بود که در به وجود آمدن و رهبری انقلابیون آن نقش اساسی داشت ولی بعد از پیروزی آن چند سباحی بیشتر از فیض حضور او برخوردار نبودیم و اگرچه همین زمان کوتاه حضورش هم برکات فروانی داشت. خداوند روح قرآنی و مردمی این بزرگ مرد (و به قول امام راحل عظیم الشان ابوذر زمان) شاد فرماید. مصیبت فقدانش برای ما سنگین است حتما برای خانواده وی و همرزمان دوران انقلاب او بیشتر است. خداوند ما به ازای آن را به همه عنایت فرماید. روحش و روح شهدای هم رزمش شاد باد. او علاوه بر دین مداری سیاست مداری بزرگ بود روشنفکری قهار و با وسعت دید بالا و مردم داری او شهره خاص و عام بود. خدایش رحمت کند و با رسول خدا او را محشور نماید خداوند اجر اعمال صالح او را دو چندان نماید.

تصویر اعضای شورای انقلاب که بعد از شکست رژیم پهلوی تشکیل شد

امروز نماز جمعه های ما بیشترین احساس عدم وجود چون او امامی را حس می کند واقعا خطبه شنیدن از چنین فرهیخته عالم با تقوایی غنیمت بود که از دست رفت او که هم عالم بود و هم مجاهد و هم با تقوا و هم با اخلاق و... نفس های قرانی او فارغ از کینه های جناح بندی های سیاسی به خطبه های او دلچسبی خاصی می داد و به دل می نشست. اصلا تقوا حرف را به دل می نشاند و این همان چیزی است که خطبه های یک خطیب را به دل می نشاند.

او از دهه چهل شمسی زندان های مکرر را تجربه کرد و خانواده این عالم مجاهد همراه او زجر این انقلاب عظیم مردمی را (پیش از این که بسیاری به میدان بیایند) چشیدند و الحق نیز مردم او را دوست داشتند در سال ۵۸ یادم هست که مردم هم چه تشیع جنازه ای برای او به راه انداختند و این شاید اولین تصاویری بود که من در اوان کودکی از تلویزیون (که تازه وارد زندگی ما شده بود) دیدیم و هرگز از یاد نخواهم برد آن صحنه هایی را که خروش غم که در دل تشیع کنندگان موج می زد. ایشان از قلیل رهبران انقلاب بود که بیشترین سابقه دوران مبارزه را داشت و بیشترین دوران حبس را در زندان های رژیم گذشته سپری کرد. خاطره زجر آور ظلم هایی که او و خانواده اش صورت گرفت و از جمله شکنجه هایی که نسبت به سرکار خانم اعظم طالقانی (دختر بزرگوار این رادمرد انقلاب) روا شده بود هنوز تن مرا می لرزاند و صبر این مجاهد نستوه را به رخ هر مدعی انقلابی گری می کشد. 

افکار بلند و تلاش بی پایان این مرد بزرگ همیشه در یاد خواهد ماند کسی که درختی کاشت و به ثمر نشاند و زیر سایه آن مدتی کم نشست و واگذاشت و رفت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد  

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:26 شماره پست: 189

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

یکی از دوستان را دیدم که گفت در شغل جدیدی که گرفته ام خدایی می کنم. وقتی احوال او را دیدم  با خود گفتم که بندگی کردن بهتر از خدایی کردن است. وقتی انسان هایی را می بینی که در جلوی دیگر بندگان خدا سر تعظیم فرود می آورند از انسانیت خود شرم می کنی که به جای کرنش در مقابل آنکه باید کرنش کرد در مقابل هم نوع خود کرنش می کنند که از آنها به جز مقام و مال و منال دنیایی هیچ اضافه ندارند. طبع انسان نرمال بندگی است و نه خدایی. بندگی برازنده انسان است آن هم در مقابل خداوند نه در مقابل هیچ احد و الناسی دیگر.

 نمی دانم انسان هایی که دیگران را در مقابل خود به کرنش وا می دارند به چه فکر می کنند و یا به عبارت دیگر خود را چه می بینند که این چنین به خود اجازه گردنکشی می دهند و بندگان خدا را به بندگی می کشند. آنان در مقابل خالق چگونه می توانند پاسخگو باشند آیا می توانند تصور کنند زمانی که در مقابل معبود اصلی و واجد عبادت چگونه می توانند حاضر شوند و پاسخگو باشند که بندگانش را به بندگی گرفته اند. انسان ها به خاطر نیاز و طمع و... ناچار به کرنش در مقابل انسان ها می شوند ولی این افراد که انسان ها را مجبور به بندگی می کنند در مقابل خداوند چگونه می تواند به بندگی کشیدن بندگانش را توجیه کنند. 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:33 شماره پست: 188

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

امام خمینی می فرمود "عالم محضر خداست در محضر خداوند گناه نکیند" به قول امروزی ها تمام  جاها تحت کنترل دوربین مدار بسته است و به عبارت دیگر مونیتورینگ این جهان توسط خداوند و خدمت گذارانش به تمام و کمال انجام می شود و تمام اعمال ما ثبت و ضبط می شود آن هم دقیقا با این حساب هیچ حرکتی از انسان (درونی و فیزیکی) نیست که از دید خداوند دور بماند پس اگر از خداوند شرم داریم گناه نکنیم. ولی اگر در شرایطی از اجتناب از گناه ناتوانیم لااقل از انجام آن در ملا عام خود داری کنیم. متاسفانه روزه خواری در سطح وسیعی انجام می شود و این جاست که خشم خداوند را باعث می شود که گنهکار در انجام گناه جسارت به خرج می دهد و علنا و در جلوت و نه در خلوت گناه می کند. خدایا برخی را چه می شود که این گونه عمل می کنند و گناه خود را اشکار می کنند و دل تو و مومنینت را به درد می آورند. خدایا ما را ببخش از گناهان امت محمد (ص) به حرمت ماه خودت در گذر همانگونه که بر ملت های پیشین منت نهادی به ما هم منت نهاده و معرفت و اخلاق و دوری از گناه به ما عنایت فرما.

 خدایا اگر گناهی داریم ستار آن کمافی السابق باش و آبرو داری کن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:43 شماره پست: 187

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

خداوند نعمت های متفاوتی را به انسان عطا کرده است یکی از این نعمت ها نعمت شب قدر است که خداوند در قرآن کریم می فرماید ما قرآن را در این شب نازل کرده ایم شبی که از هزار ماه بهتر است و در این شب خداوند ملائکه خود را بر زمینیان نازل می کند این شب تا مطلع الفجر خیر وبرکت است.

خوش بختانه این شب ها در بین ما ایرانیان جایگاه خوبی دارد و اهمیت آن درک شده است از سویی دیگر این شب ها با شهادت مولای متقیان علی علیه السلام هم زمان شده است و این بر اهمیت آن افزوده است در این شب انسان می بیند که اکثر مردم به جنب و جوشند که حرکتی کنند و متفاوت باشند از آنچه بوده اند امید دارند که خداوند در این شب عنایتی خاص داشته باشد.

البته هر لحظه ای که انسان بتواند نظر خداوند را به خود جلب نماید قدر است ولی این ایام روتین هم نقش خود را دارند باید گرامی داشته شوند. انسان در این شب ها می خواهد آنچه بر دلش مانده است و امید دارد که بگیرد حاجت خویش را.

خدایا به دل هایی که این شب ها متوجه تو می شوند حاجت همه را به خیر و به هدف اجابت برسان

 امین رب العالمین

+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:8 شماره پست: 186

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

افراد برای اسوه بودن محدودند یکی اسوه جنگ آوران است یکی اسوه در تولید یکی اسوه در سیاست یکی اسوه در ورزش و... هر فردی در جنبه ای اسوه مردمان عالم است ولی وقتی از علی می گوییم او تمام فصل و در بسیاری از جنبه ها اسوه بود هر فردی مراد خود را در وجود این راد مرد تاریخ اسلام می یابد. اگر جنگ آور است در جنگ آوری اگر کشاورز است در کشاورزی اگر اهل علم است در علم و اگر اهل تقواست در تقوا و اگر اهل حکومت است در حکومت و اگر اهل خانواده است در خانواده داری و خلاصه اهل هر ملکه اخلاقی و دنیایی باشی علی می تواند اسوه تو باشد. این وجود آنقدر وسیع است که پهنایی به وسعت بشریت را شامل می شود. اما این شب ها علی گرفتار قومی شده است که نه قدرش را می دانند و نه می دانند خداوند چه گوهر یک دانه ای را نصیب آنان کرده است و نهایتا هم یکی از شقی ترین این قوم اسوه بشر را در محراب عبادت با شمشیر ظلم و بی خردی به خاک خون کشید تا خداوند یکی از مائده های خود را از دسترس بشر دور دارد تا با یک ضربه او (ع) به سعادت دست یابد و این ننگ تا ابد بر دامن تفکر جاهلی قوم رسول الله (ص) بماند.

 شهادت بر قامت زیبای شاگرد اول کلاس عشق و کلاس اخلاق رسول اللهی (ص) مبارک باد.  

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:23 شماره پست: 185

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

این جمله که "ما برای رفاه انقلاب نکردیم" را بعضا شنیده ایم و از جمله در آخرین بار آن از زبان سرکار خانم زهرا سجادی (معاون محترم امور زنان ریاست محترم ج.ا.ایران) در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ دوباره شنیدیم ولی به نظر من این جمله نمی تواند زیاد درست باشد زیرا دین مقدس اسلام یک دین کاملا جامع است و دنیا و آخرت انسان ها را تضمین کرده است و انقلاب اسلامی هم که یک انقلاب دینی بود و هدف آن سعادت بشر بوده است و لذا از این قائده نباید مستثنی باشد و باید دنیای انسان ها را هم تضمین نماید و از طرف دیگر نیز رفاه یک امر نامقدس و نامیمون نبوده و نیست بلکه آنچه از روایات اسلامی بر می آید کسانی که در راه رفاه خانواده خود زحمت می کشند مورد تشویق دین مقدس قرار گرفته و برای مردگان در این راه نیز اجر شهید میدان جنگ قایل شده است.

اگر به حرکت انقلابی امام خمینی (ره) هم توجه نماییم مستضعفین که یک گروه عمده آنان محروم ماندگان از رفاه می باشند یکی از شعار های اصلی حرکت وی بوده است و سربازان پیاده لشکر خدایی که در رکاب امام خمینی حماسه ۵۷ را سرودند اکثرا از همین محرومین از حقوق و رفاهی بودند که باید به عدل به آنان نیز می رسید که نرسید و انقلاب اسلامی به ثمر نشست تا حق به حق دار برسد و تمام ملت از مواهب کشور متنعم شوند.

از سوی دیگر نه آموزه های دینی رفاه را بد می داند و نه اسلام مخالف رفاه مومنین است و امام (ره) هم در مذمت رفاه تنها به قید "مرفهین بی درد" اشاره و اعتراض دارد نه به رفاه آنان که به بی دردی آنان اعتراض دارد و امام ما به مرفهینی که درد اجتماع و مردم خود را دارند اعتراضی ندارد پس مرفهین نیز از اقشار مذموم در فرهنگ امام خمینی نیستند بلکه آنانی که رفاه باعث غفلت آنان شده اند مذمت می شوند و این نوع مذمت تنها در مورد پدیده رفاه صادق نیست بلکه اگر حتی دین و یا علم و هر پدیده مقدس دیگری باعث بی توجهی گردد به ضد ارزش تبدیل می شود. حتی اگر ذکر (که اینقدر به آن توصیه شده است) انسان را به بی توجهی ببرد ذکر هم مذموم می شود.

لذا باید گفت یکی از دلایل انقلاب ما عدم رفاه مومنین بود همچنان که به اوضاع سیاسی اعتراض داشتیم به اوضاع اجتماعی اعتراض داشتیم به دزدی ها و اختلاس ها و چپاول بیت المال و فساد و... اعتراض داشتیم به عدم رفاه ملت ایران نیز اعتراض داشتیم. امام (ره) چرا اینقدر از "پا برهنه ها" سخن می گوید چون آنان نماینده تمام عیار عدم رفاه در کشورند. چرا آنان را یاد می کند زیرا می خواهد بگوید که این حق آنان نیست که از رفاه (اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی و حتی رفاه سیاسی) بی بهره باشند وگرنه پابرهنه بودن که افتخاری ندارد و یا این سمتی افتخار آمیز و یا صفتی دوست داشتنی نیست که انسان آن را بدست آورد بلکه این شرایطی است که عارض شده است و اعتراض امام (ره) هم به همین وجود پابرهنگی و عدم رفاه اکثریت ملت ایران است که باید رفع شود و عدل و انصاف آن است که رفاه تمام اقشار جامعه چه حاکمیتی و چه غیر حاکمیتی و چه شهری و چه روستایی تامین شود.

البته این سخن آنگاه بدتر است که از زبان یک مسول دولتی (که وظیفه تامین رفاه مردم را به عهده دارد) صادر شود و لذا خواهر من سرکار خانم سجادی رفاه خوب است و برای مردم انقلاب کرده ایران بعد از رهایی از اجحاف حاکمیت جور لازم و بلکه واجب است و تامین آن نیز به عهده حاکمیت ماست و نباید با این گونه سخن ها از وظیفه خود شانه خالی کنیم. بله ما به خاطر کمبودهای زیادی انقلاب کردیم که یکی از آنها همین (و البته بارز ترین آن) عدم رفاه اکثریت مردم ایران بود.

از طرف دیگر نشنیده ایم که ائمه (ع) ما از رفاه دور باشند و دست نیاز به سمت کسی دراز کرده باشند بلکه آنطور که ما ائمه (ع) خود را شناختیم اکثرا دارای اموال و ثروت قابل توجه بودند اگرچه ممکن است از آن استفاده ای برای خود نکرده باشند. پس مرفه بودن ائمه (اگرچه شاید در مقطعی مرفه نزیستند و یا نخواستند که بزیند) امری ثابت شده است.

مذموم نیست اگر بگوییم که "ما برای رفاه انقلاب کرده ایم" زیرا فراهم کردن رفاه برای مردم هم وظیفه قانونی و عرفی ما انقلاب کرده هاست و هم خدمت به خلق وظیفه شرعی است که مکتب مقرر فرموده است. 

این که ما برای رفاه انقلاب نکرده ایم هم تنها چیزی که به ذهن متبادر می کند این که ایدئولوژی انقلابیون توان و ظرفیت تامین رفاه برای مردم را ندارد و لذا از کل صورت مساله را پاک کرده و می گویند که ما برای رفاه انقلاب نکردیم در حالی که همانطور که در بالا گفته شد هم در نظر بنیانگذار آن چنین بوده و بیان هم شده و اگر حتی بیان هم نشده بود نیز وظیفه نظامات برقرار شده بعد از پایان عصر انقلاب استقرار و عمل به وعده هاست نه انکار وظایف. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 16:21 شماره پست: 184

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

این افتخاری برای بشر است که خداوند احدی از آنان را لایق دید تا به سیر در آسمان ها نایل شود او کسی نیست الا محمد (ص) خاتم پیام آوران آسمانی که از سوی خداوند به دیدار از آسمان ها دعوت شد و این دیدار نیز از مکه به بیت المقدس و از آنجا به عروج انجام گرفت. گذشته از اخباری که از این سفر آسمانی به دست ما رسیده که انسان می ماند به کدام اطمینان کند و به کدام نکند ولی آنچه واضح است این که چنین عروجی انجام گرفته است آن هم در حیات بشری امری که باید با طی مراحلی در ادامه حیات بشر پله به پله عمر بگذرد تا بخشی از آن به دیده انسان لایق آن در آید این نشان می دهد که پیامبر ما در زمان حیات خود درجات بالایی از معرفت و ظرفیت و لیاقت را طی کرده بود که به چنین جایی راه پیدا کرد.

اول تبریک را باید به این وجود شریف (ص) گفت که چنین لایق این دیدار گردید و دوم تبریک را باید به وارثان او (ع) گفت که در درجات به صورت تکوینی و تشریحی از او ارث برند و سوم تبریک را باید به امت او گفت که چنین راهبری (ص) دارند و چهارم تبریک را به بشریت گفت که از میان آنان فردی به چنین جایگاهی دست یافت.

ولی افسوس که مثل بسیاری مائده های آسمانی و موضوعات دیگر دینی آنقدر این حادثه عظیم مورد تعدی هم کیشان ما قرار گرفته که اخبار زیادی که باور آن دور از باور است در باره آن آورده شده که طعم شیرین آن را در کام ما تلخ کرده است و در این خصوص آنچه مسلم است و قرآن عظیم نیز بر آن صحه می گذارد منتی است که خداوند بر ما می گذارد و این که چنین سفری انجام شده است.

 ای کاش وجود مقدس ائمه اطهار و یا خود رسول گرامی اسلام (ص) در دسترس بود و اخبار این حادثه را مستقیم از آنها می گرفتیم و می فهمیدیم که در این سفر بر وجود مقدس ایشان چه گذشته است و خداوند به بشر چه چشمه های از معرفت را در این سفر نشان داده است و ... 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:9 شماره پست: 183

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...