راستگرایان مذهبی [1] به سان مصیبتی مخمورگر برای جوامع بشری اند، آنان بشریت را از تعالی و رشد باز می دارند، چرا که گاه در نقش حافظان وضع موجود، و در اکثر مواقع بشریت را به سوی واپسگرایی سوق می دهند، بعنوان مثال ایرانیان در نبرد بدست آوردن حق تعیین سرنوشت، سه انقلاب بزرگ را از نهضت پیشگام و مهم مشروطه، تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس انقلاب بزرگ1357 تجربه کردند، و این راستگرایان بودند که ایرانیان را بعد از پیروزی، همواره به شرایط پیش از انقلاب، و نهضت خونین خود، و بلکه مخوف تر از آن سوق دادند،

البته چپگرایان که نام "مترقی" را همواره با خود یدک می کشند نیز، از آنها کم نمی آورند (که اینجا محل بحث عملکرد آنان نیست، پس از آن عبور می کنم)، و دنیا همواره گرفتار مردم فریبیِ راستگرایان، و به قول خودشان اصولگرایان بوده و هست، و گویا رهایی از آنها تاکنون وجود نداشته و ندارد، تنها راه کشف شده برای رهایی انسان، که توسط تجربه جمعی جامعه ی انسانی کشف و میسور گشته است، تا از این دایره بسته مد نظر راستگرایان، انسان خلاص شود، تفکر و شرایطی است که در دوره برقراری سیستم دمکراسی [2] واقعیِ مبتنی بر رای عموم مردم نهفته، و جاری می شود، که رای دهندگان در یک انتخابات آزاد، و با شرکت نمایندگان واقعی مردم، با یک رای می توانند فردی را بر کرسی قدرتِ حاکمیت خود بنشانند، و از آن مهمتر، و اساسی تر، اینکه، بتوانند با یک رای دیگر، او را از صندلی قدرت به زیر کِشند، ور نه در غیر این صورت، سابقه دیکتاتوری در جامعه ی بشری طولانی، نهادینه، و به نام های مختلف ادامه داشته، و خواهد داشت.

آنچه روشن است بواقع حکومت و حاکمیت یک ضرورت دنیای مدرن و برای ایجاد سهولت و رفاه در زندگی و در اجتماع بشری است، و حاکمیتی که پس از استقرار، آزادی، کرامت، عزت و رفاه بشر را لگدمال کند، و مردم را به خدمتِ تفکر و سیستم خود کشیده، برده قدرت فائقه شان سازد، نقض غرض است، و این مصیبت تنها در بستر وجود اصولی شکل می گیرد که عده ایی به آن معتقد می شوند و آنرا فصل الخطاب تلقی کرده، و حکومت را کم کم بر پایه آن شکل می دهند، و بدین وسیله قدم به قدم حکومتی را که باید در خدمت مردم و در راه حفظ کرامت و اخلاق آنان موجودیت یابد را به عکس به بلای جان جامعه تبدیل می کنند، به جای پاسداری از حقوق مردم، به عکس مردم را به پاسداران اصول و سیستم خود تبدیل، و در این راه اعمالی را مرتکب می شوند که شمارش و توصیف آن، مو را بر تن هر انسانِ منصفی سیخ می کند، و عرق شرم را بر پیشانی انسانیت و اخلاق می نشاند.

راستگرایان مذهبی نوعی از این نحله فکری اند که برای قرار گرفتن در قدرت، گاهی به رای مردم نیازمند می شوند، لذا خود را به هر دری می زنند تا این امر میسر شود، آنان از جمله خود را به خداوند خالق هستی متصل کرده، و رایِ به خود را، رای به خدا جلوه می دهند، تا بدینوسیله با سو استفاده از ظرفیت خدا در اذهان مردم، رای آنان را به نام خدا، در کیسه خود بِرُبایند، و در توبره قدرت، و اهل آن در جناح خود بریزند، و چون بر کرسی قدرت قرار گرفتند، همه چیز، از جمله وظایف حکمرانی خود را فراموش کرده و راه و نظر خود را در پیش می گیرند، و "ولی نعمتان" خود را "رعیت" دیده، و کرامت و عزت شان را فراموش، و لگدمال می کنند؛ اینان خدا و خلق را طعمه و قربانی قدرت طلبی، و استمرار قدرت شان می بینند، و می خواهند.

در این مسیر آنان حتی اگر قصاب انسانکشی باشند، که در راه سلطه خود دست هایی تا مرفق در خون انسان ها آلوده داشته باشند، خود را خدایی جلوه داده و می بینند، و آبروی خدای مورد ادعای خود را، خرج بی آبرویی های فکری، عملی و تشکیلاتی خود می کنند، خدایی که دیرینه ترین مفهوم ذهنی برای بشر، از هزاره ها قبل، با بشر همراه بوده، و هنوز هم سلطه ذهنی قالبی بر تفکر بشر دارد.

حزب مردم هند (بی جی پی BJP یا همان بهاراتا جاناتا پارتی) [3] از جمله احزاب راستگرای مذهبی و بسیار فعال در جهان است، که بانک رای خود را از میان اهل اعتقادات مذهبی، در میان معتقدین به دین و مرام و مکتبِ هندویی می جوید، و پشت خدایان بیشمار هندو، به خصوص مشهورترین و عام ترین آنان، یعنی جناب رام (Ram) سنگر گرفته و نان سیاست و قدرت خود را در تنور داغ اعتقادات مذهبی معتقدین به آن خدای افسانه ایی هندوها می پزد.

هند به تازگی از انتخابات سراسری برای تعیین 543 عضو مجلس عوام خود (موسوم به لوک سابها) [4] فارغ گردید، مجلس هیجدهم هند که دولت از آن بیرون می آید، و اداره کشور را برای 5 سال آینده به عهده خواهد گرفت؛ و این حزب که پیروزی های خود را از دهه 1990 میلادی تا کنون، مرهون پیگیری تخریب مساجد اقلیت مسلمان [5] ، و ساخت معبد رام بر ویرانه های یکی از این مساجد، یعنی مسجد 400 ساله موسوم به "بابری مسجد"، در شهر فیض آباد، یا همان آیودیا می باشد، و با ویرانی این مسجد در آن سال هایِ خونین، بر موج احساسات ملی گرایانه مذهبی مردم سوار شد و کرسی های خود را در این مجلس اضافه کرده، و نهایتا در سال گذشته، معبد مذکور را که بعنوان محل تولد خدای رام تبلیغ می شود را، بر ویرانه های مسجد بابری ساخته، و آنرا پیش از پایان کاملِ ساخت و ساز، به فوریت توسط نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی افتتاح کردند، تا میوه های این افتتاح زود هنگام را در انتخابات آتی مجلس هیجدهم، در سه ماهه بعد جمع آوری کنند؛

در حالی که به لحاظ مذهبی و سیاسی، یعنی قانون اساسی هند و عرف مذهبی این کشور، نخست وزیر به عنوان عالیترین مقام انتخابی در کشور سکولار - دمکرات هند نباید در امور مذهبی اینچنین وارد شود، اما او که به نیابت از تمام احزاب و تشکل های سیاسی و مذهبی هندویی راستگرای افراطی همچون RSS ، VHP و ... قانون اساسی و آداب مذهبی معابد در کشور هند را نادیده گرفته، و در نقش یک سیاستمدار عالیرتبه، و در قالب یک مرد مذهب و در مقام یک روحانی هندو این معبد را چند ماه قبل از انتخابات در 22 ژانویه 2024 افتتاح کرد، و انتظار داشت، وقتی با ژستی مملو از خضوع و اخلاص، و البته پیروزمندانه و متکبر، سینی پر از هدایا و گل خود را پیشکش مجسمه خدای رام در این معبد تازه ساز، که بر خون های بیشماری بنا شده است، می کند، این حضور پیروزمندانه ناشی از غلبه بر اقلیت مغلوب، نظر مومنان هندو را به او و حزبش جلب، آرای آنان را در انتخابات آتی، روانه کیسه او و موتلفینش نماید، و او را در مقابل رقیب سکولار - دمکرات و دیرینه اش، یعنی حزب کنگره (INC) [6] و موتلفین آن در ائتلاف INDIA کمک کند، اما تمام پوپولیسم و عوام فریبی او و همکارانش گرچه باعث پیروزی آنان گردید، اما به واقع دکمه روند نزول آنان را کلید زد، [7]

آنان در این حرکت آخر، به هر وسیله ایی دست یازیدند تا نظر و رای مردم را به خود جلب کنند، و مردم هند را در راستای شعارهای ملیگرایی مذهبی و فرهنگی هندویی خود به حرکت در آورند، از تغییر در بندهایی از قانون اساسی که به نفع اقلیت های غیر هندو بود، گرفته، تا اعمال نفوذ در نهاد قضاوت، برای کسب مجوز قانونی دادگاه هند، برای ساخت معبد بر ویرانه های یک مسجد از آنِ اقلیت، که در پیش چشم جهانیان ویران و با اعمال زورگویی آشکار، بر آن معبد ساختند.

در آخرین حرکت، پوپولیست های راستگرای مذهبی، برای کسب محبوبیت در بین مردم معتقد هند، ادعای الوهیت بود که آنرا از زبان نارندرا مودی جاری کردند، و او نیز مثل بسیاری از رهبران پوپولیست مذهبی جهان، ادعای ارتباط با خدا را بارها و بارها به اشکال مختلف تکرار کرد، و خود را فرستاده و نظر کرده خالق متعال نامید، و این مرد اهل سیاست و مذهب که در زمان سروزیری خود در ایالت گجرات به "قصاب گجرات" مشهور بود، چرا که دست او در خون بیش از دو هزار تن از اقلیت بیگناه مسلمان که در این ایالت در سال 2002 توسط هندوهای افراطی سلاخی شدند، آلوده بود، با چنین پیشنه ی غیر انسانی، آنقدر در نقش معنوی که از سوی جامعه سیاسی - مذهبی خود به عهده گرفته بود، فرو رفت که در تبلیغات انتخاباتی اخیر در 14 ماه می 2024 در حوزه انتخابیه شهر بنارس (وارانسی) [8] در ایالت اوتارپرادش، در مصاحبه ایی با خبر ساعت 18 شبکه تلویزیونی گنگا [9] وقتی قصد داشت فرم کاندیداتوری خود برای انتخابات مجلس لوک سابها در این حوزه را ارایه دهد، در اوج تکبر سیاسی – مذهبی و توهم ناشی از این تکبر، مدعی وجود انرژی خاص و ویژه الهی [10] در خود شد، و خود را فرستاده خدا برای انجام ماموریت خاص اعلام، و با شدت بیشتری از قبل، از نردبان نسبت دادن الوهیت به خود بالا رفت و از خلقت خدایی خود گفت :

"در زمان حیات مادرم، به تولد بیولوژیکی خود معتقد بودم. اما پس از مرگ او، با تأمل در جمله ی تجربیات زندگی ام، متقاعد شدم که خدا مرا فرستاده است. این انرژی موجود در من نمی تواند از بدن بیولوژیکی من نشات گرفته باشد، بلکه از طرف خداوند است که به من عطا شده است. من معتقدم خدا برای هدفی، این توانایی ها، الهامات و نیت های خوب را به من داده است... البته من چیزی جز یک ابزار نزد خداوند نیستم. به همین دلیل است که هر وقت کاری انجام می‌دهم، معتقدم این خداست که مرا راهنمایی می‌کند. این پاسخی به سوال اهالی رسانه است که بارها از من پرسیده اند، چرا شما خسته نمی شوید؟!" [11]   

اما با تمام این اقدامات راستگرایان هندو، به رهبری نارندرا مودی، که مکتب صلح جویانه و روادار هندوئیسم را در خدمت سیاست های خشن و تهاجمی خود علیه دیگران گرفته اند، بعد از این همه اقدامات عوام فریبانه، ضد مردمی، ضد اقلیت، ضد دمکراسی، ضد قانون اساسیِ دمکرات و سکولار هند و... این حزب در این انتخابات در مقایسه با انتخابات قبل، 64 کرسی از دست داده است، یکی از این کرسی های مهم و سمبلیک که حزب BJP در این انتخابات از دست داد، کرسی شهر فیض آباد یا همان آیودیا است؛ شهری که مسجد بابری در آن ویران، و به جایش معبد رام را میان تبلیغات جهانی بر ویرانه هایش ساخته و افتتاح کردند،

در واکنش به این نتیجه ی انتخاباتی، یک سیاستمدار هندی این عاقبت را برای حزب BJP، سیلی خدای رام به نارندرا مودی تحلیل کرد، رهبر حزب راشتریا جاناتا دال [12] آقای تجاشیوی یادو [13] عنوان داشت :  "من از روز اول می گفتم که سیاست نفرت برانگیزی (علیه اقلیت) توسط حزب BJP گسترش داده می شود. نخست وزیر نارندرا مودی از الفاظ مسموم و سمی علیه مسلمانان استفاده کرد، و امروز حضرت رام به او درسی مهم داده است." و در شهر رام، و آیودیا متحمل این شکست انتخاباتی شد.

[1] - اعتقاد به نابرابری افراد در برخورداری از ثروت‌ها و همچنین اعتقاد به نابرابری افراد در مشارکت در امور مملکت‌داری و قدرت و حقوق اجتماعی، از جمله نظریات گروه‌های راست‌گرا به‌شمار می‌رود. دکتر محمد مسجد جامعی در خصوص رشد راستگرایان مذهبی در جهان عنوان داشته است : "راست‌گرایی دینی در واقع نوعی ناسیونالیسم دینی و بحث هویتی است. راست‌گرایی دینی در حال حاضر در سطح جهان بسیار قوی است. جهان در حال حاضر فوق‌العاده و به صورت غیر قابل توصیفی به لحاظ دینی و سیاسی، راست‌گرا شده است. در حال حاضر راست‌گرایی دینی مربوط به هندوها، حتی بودایی‌ها که معمولاً گرایش‌های بنیادگرایانه ندارند، در بین مسیحیان مفصل است و در میان یهودیان نیز بسیار مفصل است. در میان همه ادیان‌، شاهد نوعی راست‌گرایی هستیم. در بسیاری از موارد، راست‌گرایی یک زمینه ایدئولوژیک دارد اما این زمینه مخصوصاً در دوران کنونی، بهانه است و در نهایت، دلواپسی آن، دین نیست بلکه سیاست است. راست‌گرایان در حال حاضر غیر خودشان را عمیقاً منفعل یا ساکت می‌کنند و بعضاً تحت تأثیر قرار می‌دهند. به دلیل آن‌که راست‌گرایی یک مکتب منفعل و روشن‌فکرانه نیست بلکه مکتبی است که عملاً حضور فعال دارد و عملاً بسیار جسور است و در مقابل طرف مقابلش می‌ایستد و او را منفعل می‌کند."

[2] - استیون رادلت به ما بشارت می‌دهد که دموکراسی به رغم همه کمبودها و نقایصش، امروزه تبدیل به هنجار شده و بدون وجود آن هیچ توسعه اقتصادی و اجتماعی‌ای ممکن نیست و هیچ راه میانبری وجود ندارد. رادلت می‌گوید که دوران دیکتاتورهای مصلح و غیرمصلح گذشته و حالا فقط حرکت به سوی دموکراسی است که می‌تواند توسعه و رفاه به همراه بیاورد. هر چه حرکت به سمت دموکراسی بیشتر باشد رفاه و ثروت جامعه بیشتر خواهد شد و دیکتاتوری چیزی جز فقر و تباهی به همراه نخواهد آورد (https://t.me/mohandesmirhosseinmousavi). برگرفته از کتاب "موج عظیم" نوشته استیون رادلت ترجمه‌ی بیژن اشتری

[3]- the Bharatiya Janata Party (BJP)

[4] - هندوستان دارای دو پارلمان است. لوک‌سابا (مجلس عوام) ۵۴۵ نماینده دارد، که ۵۳۰ نفر با رای مستقیم شهروندان و ۱۳ نفر از ۷ فرمانداری کل انتخاب و به مجلس عوام راه پیدا می‌کنند. ۲ نفر را نیز رئیس‌جمهور از میان بریتانیایی‌های هندی‌تبار برمی‌گزیند. معرفی و رسمیت نخست‌وزیر از طریق حزب حاکم یا ائتلاف احزاب در مجلس عوام (لوک‌سابا) صورت می‌پذیرد

[5] - هندوهای افراطی معتقدند مسلمانان آن را بر ویرانه های معابد آنان در هنگام سلطه بر هند بنا نهاده اند،

[6] - حزب کنگره هند در سه انتخابات گذشته عملکری به این شرح داشته است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 با 44 کرسی و مجموع 19.31% آرا، انتخابات سال 2019 با 52 کرسی و مجموع 19.46% آرای کلی، و در انتخابات ماه گذشته 2024 نیز با 99 کرسی و 21.19% کل آرا توان تشکیلاتی خود را بهبود بخشید.

[7] - حزب BJP با شعار کسب 400 کرسی مجلس هند و حمله به قانون اساسی سکولار – دمکرات – سوسیال هند پا به عرصه انتخابات اخیر گذشت، در عین پیروزی و تشکیل دولت، اما به واقع شکست بزرگی را متحمل گردید، عملکرد این حزب در سه انتخابات گذشته به این صورت بوده است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 حزب BJP با 282 کرسی و 31% آرای کلی، پیروزی خود را جشن گرفت، انتخابات مجلس هند در سال 2019 با 303 کرسی و مجموع 37.3% آرای کل نتایج خود را بهبود بخشید، در انتخابات سال 2024 مجلس هند این حزب با نزول 63 کرسی نسبت به انتخابات سابق با 240 کرسی و مجموع 36.5% آرا، گرچه تفوق خود را همچنان حفظ کرد، ولی به رغم این پیروزی شکست بزرگی را متحمل گردید.

[8] - the Varanasi Lok Sabha constituency

[9] - News18, on the Ganga

[10] - the special ‘divine’ energy

[11] - “When my mother was alive, I used to believe that I was born biologically. After she passed away, upon reflecting on all my experiences, I was convinced that God has sent me. This energy could not be from my biological body, but was bestowed upon me by God. I believe God has given me abilities, inspiration, and good intentions for a purpose… I am nothing but an instrument. That’s why, whenever I do anything, I believe god is guiding me.)” [Emphasis added]. This was an answer to a question which the same journalist had asked five years ago, “Aap thakte kyun nahi hain? (Why don’t you get tired”?)”

  https://thewire.in/politics/modi-claims-on-divine-origins-from-not-born-biologically-to-earn-punya-from-good-deeds-i-do  

[12] - Rashtriya Janata Dal (RJD)

[13] - Tejashwi Yadav

مقدمه مترجم : 

20 آوریل 2023 هتل آشوکا [1] در پایتخت هند، دهلی نو، میزبان نشست بودائیان جهان [2] بود، از سخنرانان مهم این نشست جهانی، نارندرا مودی (نخست وزیر هند) است که به زبان هندی در جمع حاضرین سخنرانی نمود [3] و بعد از اعتراف به این که هند "سرزمین بودا است"، زیرکانه به سان یک سیاستمدار صاحب سبک در"خالص سازی" [4] قومی و مذهبی، و آگاه به شرایط فرقه ایی و مذهبی خالص ساز جاری در هند، حاضرین بودایی در این اجلاس را "مهیمان"  [5] خطاب کرد! چراکه معتقدان به این شیوه رایج پاکسازی، هند را تنها سرزمین خاص "هندو ها" می دانند، که "دیگران" [6] را از این سرزمین باید راند، و "پاکستان هندو" را تحقق بخشید.

 حال آنکه به دلیل تنگی شرایط بوداییان در هندِ تحت سیطره هندوئیسم، در طول تاریخ، این مکتب فکری، کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا را محل مناسب گسترش دین و مسلک خود قرار داده، و با گذر از سلسله کوه های بلند هیمالیا، و جنگل های خشن و پر تراکم جنوب شرق آسیا، با ترویج بودا و تفکر او ، شرق و جنوب شرق آسیا را به سیطره فرهنگ بودایی در آوردند،

این امری مسلم است که شرایط کنونی بوداییان در هند، ناشی از پاکسازی و خالص سازی مذهبی است که هندوها بر این نحله اصلاح طلب بر حاکمیت مقتدرانه خود، تحمیل کردند، که بوداییان در سرزمین محل تولد مرام و مسلک و پیامبر خود، اقلیتی بسیار ناچیز باشند، و در سبد جمعیتی هند حتی قابل ذکر هم نباشند.

میهمان نامیدن بوداییان در هند، توسط نخست وزیر، نارندرا مودی، مثل این است که رئیس جمهوری در ایران، در کنگره جهانی زرتشتیان در تهران سخنرانی کند، و آنانرا در ایران میهمان! بنامد، حال آنکه آنان در ایران صاحبخانه، و زاده این سرزمین هستند، و زرتشت یک پیامبر ایرانی است و ایران خانه زرتشتیان جهان است و...؛ بودا نیز در هند زاده و سیر بیداری خود را در این سرزمین طی کرد، و پیروان خود را در آنجا یافت، و به راه تفکری خود هدایت نمود، و کارایی اش را در خلاصی مردم از درد و رنج ناشی از زندگی تحت سیطره مکتب به ابتذال کشیده شده هندو و... را نشان داد،

این کارایی در حدی بود که آشوکا [7] بزرگترین و معروفترین پادشاه تاریخ هند، از سلسله مائوری ها، بعد از خونریزی های بسیار فراوان، کیش و مرام بودایی را دوای بیماری خونریزی و عدم تحمل خود یافت، و لذا به کیش بودایی در آمد و خشونت و خونریزی را به کناری نهاد، و در پی آن باقی فرصت زندگی خود را به توسعه و ترویج بودایی باوری در هند بخشید،

اما هندویسم این نحله اصلاحگر برخاسته از محیط تفکر هندویی را بر نتافت، همانگونه که مغان زرتشتی مکتب اصلاحگرانی چون مزدک و مانی را برنتافتند و...، و در نتیجه این برنتافتن تاریخی، در حالی که آثار تمدن بودایی، تمام هند را فرا گرفته است، و نشان از گسترش و اقبال هندیان به این تفکر دارد، اما این سرزمین از بوداییان پاکسازی شد، به طوری که اکنون تنها نزدیک به هشت دهم درصد مردم هند را بودایی ها تشکیل می دهند، آن هم در مناطق مرزی این کشور، که این جمعیت در مقاسیه با بناهای تاریخی باز مانده از دوره شکوفایی بوادییان [8] در هند، بسیار بسیار بسیار ناچیز است، و نشان از یک پاکسازی و خالص سازی مذهبی بزرگ در جامعه هند، از بوداییان دارد.

البته باید گفت که اکنون بودیسم در جهان یک دین در حال گسترش است و بزرگترین رشد را در بین مذاهب زنده جهان دارد، و هند نیز از این موج به کنار نمانده، و با موجی از گرویدن هندوها به مذهب بودایی مواجهه است، و هندوهای فراری از سیستم ظالمانه طبقاتی، که هندوهای افراطی مدرن، در صدد احیای آن می باشند، به دین بودا پناه می برند، به طوری که پیوستن طبقات محروم هندو به بودیسم، زنگ های خطر را برای روحانیون هندو به صدا در آورده است،

پیوستن خانم مایاواتی (رهبر دالیت های در حزب BSP) و... به بودیسم، که از رهبران برجسته و معروف دالیت هاست، که پایین ترین طبقه افراد هندو و از قشر نجس ها در نزد طبقات دیگر تلقی می شوند، نشان از گرایش زیاد این اکثریت فقیر، و محروم هندی به بودایی گری دارد، لذا گرایش به بودیسم در هند، هم در بین قشر فرهیخته و هم در بین قشر عقب نگه داشته شده، شدید و رایج است

و لذا برغم نزدیکی که نخست وزیر راستگرای هندو در سخنان خود، به بودیسم از خود نشان می دهد، حاکمیت هند، در اصل آنانرا یکی از رقبای جدید (و البته قدیم) تفکر افراط گرایی سنتی هندویی خود می دانند، ولی با توجه به رقابت با چین، در مسیر تحمل این اقلیت ناچیز، اما پر پتانسیل و قدرتمند جهانی بر آمده، تا با استفاده از پتانسیل عظیم آنان، هم به توسعه اقتصادی کشور اقدام کنند، و هم در معادلات جهانی، و از جمله تقابل هند با چین، از آنان و نفوذ جهانی اشان بهره گیرند.

این روزها دغدغه فکری، و آشفتگی ذهنی هندی ها نسبت به چین در رفتار تشویش آمیز رهبر حاکمیت فرقه گرای هندویی حزب BJP در دهلی نو تبلور دارد، که این تشویش به حدی است که نارندرا مودی در اجلاس اخیر بریکس در افریقای جنوبی، وقتی در دیدار با رئیس جمهور میزبان، قصد پز دادن فرود فضاپیمای هندی در قطب جنوب کره ماه را می کند، آنقدر ذهن او درگیر چین و رقیب چینی خود در افریقای جنوبی است که به طرف افریقایی خود می گوید فضاپیمای هندی برای اولین بار در جهان، در جنوب چین فرود آمده است!

که این خود نشانگر سطح تشویش خاطرِ بالاترین مقام هندی، از چینی ها دارد، که سایه چین چقدر بر اندیشه او سایه افکنده است، که اگرچه در بریکس با چینی ها همگام و همکار است، اما ذهن او از این غول جهانی، این چنین مشوش و در استرس قرار دارد، که چنین خطایی را در مقابل دوربین زنده پوشش دهنده این دیدار، توسط مسلط ترین سیاستمدار هندو، انجام می شود، که واکنش هایی در هند و جهان هم در بر داشت.

بسیاری از سیاستمداران، گرچه بهترین سخنان را به زبان می آورند لیکن در عمل نه به گفتار خود یقین دارند و نه عمل می کنند، بعنوان مثال نارندرا مودی در فرازی از سخنان خود در این نشست، به موضوع ناروایی تحمیل تفکر و دینِ یک شخص، به دیگری اشاره می کند و آنرا به عنوان یک عمل ناپسند و خلاف آموزه های همین بودا می داند، بودایی که او لاف پیروی از او را می زند، و در ابتدای و انتهای سخنانش، خود را "پناهنده به بودا" می نامد،

اما تحت رهبری همین آقای مودی در ایالت گجرات و بدنبال آن حاکمیت او در مرکز و پایتخت هند، اقلیت های دینی و فرهنگی، به جرم اعتقادشان زیر ظلم مضاعف و شدیدی قرار گرفته و زندگی می کنند، و طرفداران هندوئیسم افراطی که در حزب حاکم BJP ، که او سردمدار آن است، اقدامات بی سابقه ایی را در ظلم و تعدی به آنان، قانونی و غیر قانونی، با فراخ بال، اعمال و اجرا کرده و می کنند.

بزرگترین تبعیض ها و تحمیل های دوره تاریخ 75 ساله استقلال هند را، نسبت به هموطنان غیر هندوی خود را روا می دارند، او خود یکی از هندوهای افراطی مرتبط با افراط گرایان مذهبیِ خشن و افراطی در گروه RSS می باشد که در زمان سروزیری اش در ایالت گجرات، بزرگترین کشتار از اقلیت مسلمان در این ایالت صورت گرفت، و دولت ایالتی در این زمینه به کمک اقلیت مسلمانان نیامد که هیچ، افراط گرایان هندو را در یافتن و کشتار و غارت و... مسلمانان وسعت عمل بخشید و...

اما از آنجا که یک ایده حکمت آمیز، همواره ما را به این فرا می خواند که "نگاه نکن چه کسی سخن می گوید، ببین چه می گوید"، این حکمت مرا بر آن داشت که بعد از مدت ها دوری از روند مسایل هند، نگاهی به روندها در هند انداخته و این سخنرای مودی، توجه مرا به خود جلب کرد، لذا آنرا ترجمه و منتشر می کنم، چرا که می توان حرف های زیبایی، که راهکارهای عملی برای حل مشکلات جهانی در خود دارد را، در آن یافت، این سخنان نخست وزیر هند نشان می دهد، اگر هندی ها به اصل اصیل فرهنگی خود (تسامح و تساهل، عدم خشونت، رواداری مذهبی و فرهنگی و...) باز گردند، برای جهان و بشریت حرف های کارآمد و کارگشایی دارند، همانگونه که مهاتما گاندی هند را به الگوی آزادیخواهان و اخلاق مداران و انسانیت جویان تبدیل کرد.

 

سخنان نارندرا مودی در نشست جهانی بوداییان در دهلی نو

به بودا پناه می برم [9]

اعضای کابینه مرکزی حاضر در این برنامه، جناب کیرن راجیجی، جناب کیشان ردی ، جناب آرجون رام مگاوال، جناب میناکشی لخای، دبیرکل کنفدراسیون بین المللی بوداییان، روحانیون محترم بودایی که از تمام هند و جهان در این نشست حاضر شدید، دیگر حضرات، خانم ها و آقایان!

تمام شما از نقاط مختلف دنیا برای افتتاحیه "نشست جهانی بوداییان" گردهم آمده اید. سنت این سرزمینِ بودا (هند) این است که "میهمان خداست"! بدین معنی که میهمان نزد ما مثل خدایان است. اما وقتی در حضور تعداد زیادی شخصیت ها که در ذیل عقاید بودا زندگی می کنند، قرار داریم، بودا را در اطراف خود حس می کنیم. بودا در ورای فردیت [10] قرار دارد، این یک آگاهی و عقیده است. بودا یک تفکر است که فراتر از فردیت است، و از فردیت فرا می رود، و بودا یک بصیرت [11] است فرای آنچه  تجلی [12] یافته است. این بصیرت و آگاهی ناشی از بودا، ابدی و پیوسته است. این تفکر ابدی است. این فهم متمایز و شاخص است.

همین امر دلیلی بر این گفته هاست که مردم زیادی از کشورها از جغرافیا و فرهنگ و محیط متفاوت، در این جا با هم گرد آمده اند. این نشانگر گسترش حضرت بودا است، که نخ تسبیح جمع کننده تمام بشریت در کنار هم شده است. ما می توانیم قدرت صدها میلیون پیروان بودا در کشورهای مختلف جهان را وقتی که به یک قطعنامه مشترکی برسند را، تصور کنیم، که چه انرژی نامحدودی را توسط آنان سبب خواهد شد.

وقتی تعداد زیادی از مردم، تحت یک ایده، برای ساخت آینده ایی بهتر برای جهان با هم کار می کنند، چنین آینده ایی به یاد ماندنی خواهد بود. و بنابراین، بنده معتقدم که اولین نشست جهانی بوداییان، یک سکوی موثر برای تلاش هایی خواهد ساخت که تمام ما کشورها، همه در همان جهت هستیم. قلبا به وزارت فرهنگ هند و کنفدراسیون بین المللی بوداییان جهان (IBC) برای سازمان دادن به این نشست، تبریک می گویم.

دوستان!

دلیل دیگری برای همبستگی صمیمانه من با این نشست هم وجود دارد. وادنگر [13] در ایالت گجرات، جایی که من در آن متولد شدم، ارتباط عمیقی با بودیسم دارد. شواهد معماری زیادی مرتبط با بودیسم در وادنگر یافت شده است. هیوئن تسانگ [14] جهانگرد بودایی هم همچنین از وادنگر دیدن کرده است. و همه یافته ها در این زمینه، در نمایشگاهی با جزئیات گردآوری شده است. شگفتی و شانس مرا ببینید که من در وادنگر با این مشخصات متولد شدم، و نماینده مجلس از حوزه انتخابیه کاشی [15] (در ایالت اتارپردادش هند) هستم که (سایت تاریخی بوداییان یعنی) سارنات [16] نیز در آن قرار دارد.

دوستان!

نشست جهانی بوداییان در حالی میزبانی می شود که هند هفتاد و پنجمین سال استقلالش را کامل کرده است و جشن شهد شیرین [17] هفتاد و پنجمین سالگرد استقلالش را برگزار می کند، هند اهداف بلندی برای آینده اش دارد، همچنان که در این ساعت سعد [18] برای  بهبود رفاه جهانی نیز در نظر دارد. امروز هند ابتکارعمل های جدیدی را برای موضوعات جهانی ارایه می دهد. و بزرگترین منبع الهامات در پس این ابتکار عمل ها، جناب بودا هستند.

دوستان!

شما همه به این امر واقفید که راه بودا بر سه بنیاد دانستن [19] ، عمل [20] و شهود [21] قرار دارد. این همان تئوری، عمل و فهم است. هند در مسیر هر سه ی این موارد، در نه سال اخیر (حاکمیت حزب BJP) به سرعت در حال حرکت و کار است، ما در یک حرکت مداوم، به سمت ارزش های حضرت بودا هستیم. ما فداکارانه کار می کنیم تا آموزه های حضرت بودا را به گروه توده های مردم منتقل کنیم.

"دانستن" (پاراپاتی یا تئوری) در این سه گانه، همانی است که پیشگام توسعه بودامدار ماست که در هند و نپال جریان دارد، که شامل تلاش هایی برای بازسازی مراکز زیارتی بودایی، همچون سارنات و کوشینگر [22] در جریان است، که شامل ساخت فرودگاه بین المللی کوشینگر، ساخت مرکز بین المللی میراث و فرهنگ بوداییان هند در لومبینی [23] (محل تولد بودا در نپال)، با همکاری کنفدراسیون بین المللی بوداییان جریان دارد.

 این از میراث و آموزه های حضرت بوداست که هند، درد و رنج هر نوع انسانی را، درد و رنج خود تلقی می کند. لذاست که، شرکت در ماموریت های صلح جهانی در کشورهای مختلف، یا حضور در فجایع طبیعی جهانی مثل زلزله ترکیه، که هند با تمام توان خود در کنار بشریت، در زمان هر بحرانی ایستاده است، ناشی از همین بینش بودایی است. امروز جهان این انساندوستی یک میلیارد و چهارصد میلیون هندی را می بیند، درک می کند و می پذیرد. و من معتقدم که نشست بین المللی کنفدراسیون بوداییان، یک توسعه و گسترش جدید به این احساس جهانی خواهد داد. و فرصت های جدیدی برای اذهان و قلب های کشورهایی که اینگونه فکر می کنند، ایجاد خواهد کرد، تا بودائیسم و صلح را در کسوت یک خانواده گسترش دهند. این نه تنها همفکری برای مواجهه با چالش های جاری خواهد بود، بلکه این نشستی است تا اشعه های امید را برای جهان زنده نگه دارد.  

ما باید به خاطر داشته باشیم که گذر از مشکلات به راه حل ها، در حقیقت همان سفر معنوی بودا است. بودا قصر خود را بواسطه داشتن مشکلات ترک نکرد، بودا قصر را ترک کرد، و زندگی لاکچری را وا گذاشت، زیرا او از همه خوشی ها برخوردار، در حالی که رنج و غم فراوان در زندگی دیگران بود. اگر ما می خواهیم دنیا را شاد کنیم، این آموزه کل نگر بودا است که تنها راه عبور و گذر از ایده های خودخواهانه و کوته نظرانه است. باید پیرامون مردم فقرزده اطراف خود فکر کنیم. ما باید به کشورهایی که با کمبود منابع دست و پنجه نرم می کنند، فکر کنیم. این یک ضرورت است، تنها و بهترین راه ایجاد جهانی پایدار. نیاز امروز ماست که اولویت هر فرد و هر ملتی، منافع جهان باشد، "منافع جهانی" [24] باید در کنار منافع کشور باشد.

دوستان!

این یک امر پذیرفته در جهان حال حاضر است، که در چالشی ترین دوره این قرن قرار داریم. امروز، از یک طرف دو کشور برای ماه ها است که در حال جنگ هستند (روسیه و اکراین)، از یک سوی دیگر، جهان نیز به سمت ناپایداری اقتصادی می رود. تهدیداتی از جمله تروریسم و بنیادگرایی مذهبی روح انسانیت را آماج حمله خود قرار داده است. تغییرات آب و هوایی بر موجودیت باقی بشریت، پرده ایی عظیم افکنده است. یخچال ها در حال آب شدن هستند، اکولوژی در حال نابودی است و گونه ها در حال انقراض هستند. اما در میانه ی همه این شرایط، میلیون ها انسان همچون ما وجود دارند، که به بودا اعتقاد دارند، و معتقد به رفاه همه موجودات زنده هستند. این امید، این اعتقاد، بزرگترین نقطه قوت زمین است. وقتی این امید متحد شود، مکتب بودا به عنوان اعتقادی جهانی، و حقیقت بودایی به اعتقاد بشریت تبدیل خواهد شد.

دوستان!

مشکلی در جهان مدرن نیست که راه حل آن را ما نتوانیم در آموزه های بودا مربوط به صدها سال قبل، پیدا کنیم، جنگ و ناپایداری هایی که جهان امروزه با آن رو در روست، بودا قرن ها قبل برایش راه حال پیشنهاد کرده است. بودا می گوید : استیلا زایشگر دشمنی است؛ مغلوب در دردی دائم قرار می گیرد. فرد ناخودآگاه غرق در شادی است و پیروزی و شکست را به طور یکسان نادیده می گیرد. بنابراین، ما تنها زمانی می توانیم شاد باشیم که شکست ها، پیروزی ها، جنگ ها و نزاع  را رها کنیم. حضرت بودا همچنین راه غلبه بر جنگ را نیز گفته است. حضرت بودا گفته است : دشمنی، آتش دشمنی را خاموش نخواهد کرد. دشمنی با نزدیکی و دوستی کاهش می یابد. حضرت بودا می فرماید :  شادکامی در وحدت بین اتحاد ها است. شادی در زندگی با همه، با تمامی مردم است که تحقق می یابد.

دوستان!

امروز ما فهمیده ایم که تحمیل تفکر و اعتقاد اشخاص به دیگران، به یک بحران بزرگ در جهان تبدیل شده است. اما حضرت بودا در این زمینه چه می فرماید؟ حضرت بودا فرمودند هر شخصی باید رفتار خوب را، خود انجام دهد، قبل از این که آن را به دیگران بیاموزد. در دوره مدرن، ما دیدیم که چگونه جناب گاندی یا تعداد دیگری از رهبران جهان از این روح و تفکر، ایده و الهام گرفتند. اما باید به خاطر داشته باشیم که بودا در این نقطه متوقف نشد. و پا را از این هم فرا نهاد و گفت : چراغ خودت باش [25] . امروز پاسخ به بسیاری از سوالات در همین جمله بودا نهفته است. به همین دلیل بود که چند سال قبل من در سازمان ملت متحد، با غرور ادعا کردم که هند به دنیا بودا (معنی کلمه بودا یعنی عقل و تفکر و منطق است) را داده است نه جنگ  [26] را. هر جا که مهربانی بودایی باشد، همکاری است و نه چالش و درگیری؛ آنجا صلح است و نه اختلاف.

دوستان!

راه بودا، راه آینده است، مسیر پایداری و سکون. اگر دنیا آموزه های بودا را پیروی کند، ما حتی با بحران تغییرات آب و هوایی هم روبرو نخواهیم شد. این بحران ها توسعه یافت، به این دلیل که برخی از ملت ها، مراقبت از دیگران و نسل های آینده ایی که در قرن آتی خواهند آمد را، وا نهادند. برای دهه ها بر این اعتقاد بودند که نتایج این دستکاری در طبیعت دامن آنها را نخواهد گرفت. آنان فقط دیگران را مقصر اعلام می کردند. اما حضرت بودا به روشنی در کتاب دامپادا [27] بیان داشته است که همچنان که آب یک ظرف قطره قطره پر می شود، اشتباهات تکراری هم، دلیل ویرانی می شوند. و بعد از هشدار به بشریت با این گفتار، بودا همچنین بیان می دارد که اگر ما اشتباهات خود را درست کنیم، و به صورت مداوم کارهای درست را انجام دهیم ، پس راه حل ها هم، برای مشکلات ما پیدا می شوند. می فرماید از انجام کارهای نیک غافل مشو، و فکر نکن که ثمره هیچ کاری به من نمی رسد. همانگونه که ظرف قطره قطره از آب پر می شود. به همین ترتیب، انسان عاقل، کم کم خود را پر از فضیلت می کند.

دوستان!

هر فردی به شکلی بر زمین تأثیر می گذارد، به یک روش، یا انواع روش ها. سبک زندگی ما، لباس پوشیدن، غذا خوردن یا عادات سفر، همه چیز تأثیر دارد، این اعمال در زمین اثر دارد، و تفاوت ایجاد می کند. هر فردی می تواند با چالش تغییرات آب و هوایی به مبارزه برخیزد. اگر مردم آگاه شوند و نسبت به تغییر سبک زندگی اقدام کنند، از آن پس، حتی این مشکلات بزرگ نیز با این روش بودا قابل حل است. با چنین روح و ایده ایی هند "ماموریت لایف" [28] را آغاز کرده است. که به معنی تغییر سبک زندگی، برای حفظ محیط زیست است. این ماموریت نیز با تاثیر و ایده گیری از اندیشه و افکار بودا به راه افتاد.

دوستان!

امروز، خیلی ضروری است که  دنیا از تعاریف مادیگرایی و خودخواهانه ی خود بیرون بیاید و این احساس را در دل خود جای دهد که، باید حال همه خوب باشد. بودا نه تنها باید یک نماد باشد، بلکه او یک انعکاس نیز بود، تنها در این صورت است که هدف مندرج در تصمیمات برآورده می شود. بنابراین، ما باید سخنان بودا را به خاطر بسپاریم: که به عقب برنگرد، حرکت به جلو داشته باش! ما باید حرکت به جلو داشته باشیم و این حرکت به جلو را حفظ کنیم. من مطمئن هستم که ما با هم، تصمیمات خود را به موفقیت نزدیک خواهیم کرد. یک بار دیگر از همه شما که به دعوت ما به اینجا آمدید تشکر می کنم. با این باور که بشریت از این بحث دو روزه، نور تازه، الهام جدید، شجاعت جدید، نیروی تازه خواهد گرفت، بهترین آرزوها را برای همه شما دارم.

به بودا پناه می برم

 

[1] - Ashok Hotel نام این هتل که محل برگزاری این نشست دو روزه بود، خود نمادی از شکوفایی هند در زمان بودایی شدن این شاه سلسله مائوری هاست که این هتل به نام او مزین گشته است.

[2] - the Global Buddhist Summit

[3] - متن اصلی سخنان نخست وزیر هند که توسط دفتر نخست وزیری هند از زبان هندی به انگلیسی برگردان و منتشر شد، و این پست ترجمه آن است، برگرفته از متن مندرج در https://pib.gov.in/PressReleasePage.aspx?PRID=1918232 می باشد

[4] - "خالص سازی" همانگونه که در عمل راستگرایان سیاسی در ایران نیز اکنون جریان دارد و مورد اعتراض نحله های متعدد فکری در ایران است، به جریانی اشاره دارد که معتقدین به این تفکر، خود را "حق مطلق" تصور کرده و خود را مجاز می بینند که با استفاده از تمام ابزار قانونی و غیر قانونی، دیگران را از صحنه سرزمین و یا ساحت سیاسی و فرهنگی و دینی و... کشوری پاک کنند. جریانی که هندوئیسم افراطی سال هاست در حق اقلیت های دینی در هند انجام می دهد، و راستگرایان حاکم در ایران نیز با فشار به دیگران، در صدد پاکسازی صحنه سیاست ایران از غیر خود می باشند.

[5] - مودی از عنوان 'Atithi Devo Bhava'  که از مولفه فرهنگی خاص فرهنگ هندویی است و به معنی "مهمان خداست" در سخنان خود سود جست  ما در فرهنگ فارسی خود از آن بعنوان "میهمان حبیب خدا" استفاده می کنیم که به نظر می رسد همان مُعَّرب شده این جمله ی آریایی تبار است که در فرهنگ آریاییان هند (هندوها) دست نخورده مانده و مهیمان را خدا تلقی می کند. و در بیش از یک هزاره و نصفی تسلط فرهنگ اسلامی در ایران، این جمله به دوست خدا تغییر ماهیت داده است. لذا این ضرب المثل ایرانی هندی و در واقع آریایی را می توان به قدمت تمدن در ایران و هند دانست.

[6] - در تفکر هندویسم افراطی "دیگران" شامل تمام فرهنگ ها و مذاهبی می شود که زاده هند نیستند، ادیانی که پیامبرانشان در خارج از هند بدنیا آمدند و رشد و توسعه یافته اند، البته باید اذعان داشت که رشد اسلام و مسیحیت در هند، هندوها را با یک خطر جدی برای بقای اندیشه باستانی خود مواجهه، و  لذا مبارزه ایی آشکار را با گسترش اسلام، مسیحیت و... در هند آغاز کرده اند، آنان را بیگانه و متجاوز می بینند، و آشکارا با آنان نبرد می نمایند و در این بین شرایط ظالمانه ایی رقم می خورد که در شان نظام دمکراسی و فرهنگ تسامح و تساهل دینی هندو نیست.

[7] - آشوکا (سلطنت ۲۶۸ تا ۲۳۲ پیش از میلاد) پیرامون دو سده و نیم پس از بودا، و شاهی از دودمان موریا بود که به کیش بودایی و آموزه‌های بودایی باورِ راستین یافت و همه زندگی خود را وقف تحققِ عملیِ اصول آن نمود. موریاها به احتمال زیاد از تبار سکاهای ایرانی تبار بودند که از شمال به هند درآمدند. آشوکا از سال ۲۷۳ تا ۲۳۲ پیش از زایش مسیح فرمانروایی کرد. وی پسر بیندوساره از شاهان موریایی بود و بر بیشتر شبه قاره هندوستان از بخش‌هایی از افغانستان امروزی گرفته تا میسور در دوردست‌های بنگال و تا جنوب گوآی کنونی فرمان راند. نام آشوکا از دو بخش آ و شوکا درست شده که در سانسکریت به معنای بی‌اندوه است آشوکا در جوانی خویی خشن داشت و به آشوکای درنده معروف بود اما پس از آن خوی وی برگشت، به کیش بودایی گروید و به یک بوداباور مهرورز تبدیل گشت. کوشش‌های آشوکا یاری فراوانی به ریشه دواندن و گسترش بوداگرایی نمود

[8] - نگارنده خود از یکی از بناهای تاریخی متعدد بوداییان در هند، حفر شده در سنگ های یک دره در 8 کیلومتری شهر ناسیک در ایالت مهاراشترا که به غارهای ناسیک شهرت دارند، دیدن کرده است که سالن های بزرگ عبادت و مراقبه مذهبیِ کنده شده در دل کوه ها با مجسمه هایی از بودا در انتهای هر یک و... نشان می دهد بوداییان برای قرن ها در این منطقه تفوق و تسلط داشته، که توانسته اند 23 سالن بزرگ را در دل سنگ های سخت کوه بکنند و آنرا به یک مکان عبادت، مراقبه و تفکر و... با این عظمت و بزرگی خیره کننده تبدیل سازند، از این گونه عظمت سازی ها توسط بوداییان، در هند بسیار است.

[9] - I take refuge in the Buddha Namo Buddhaya=

[10] - the individual

[11] - consciousness

[12] - manifestation

[13] - Vadnagar

[14] - Hiuen Tsang

[15] - Kashi

[16] - Sarnath سارنات مکانی تاریخی در ده کیلومتری شهر وراناسی در ایالت اتارپرادش هند و 1402 کیلومتر دور تر از احمدآباد مرکز ایالت گجرات هند قرار دارد که محل خیزش سیاسی نارندرا مودی نخست وزیر هند است؛ سارنات یک مکان بسیار مهم مذهبی برای بوداییان است که معتقدند در سن 35 سالگی، بودا در سال 528 قبل از میلاد در این نقطه اولین بیداری پیامبرانه خود را درک کرد. یکی از 4 مرکز زیارتی که برای بوداییان مطرح است.

[17] - अमृत महोत्सव Amrit Mahotsav "جشنواره شهد" (امریت ماهوتساو) که دلالت به شیرینی این استقلال دارد.

[18] - Amrit Kaal  این واژه از طالع بینی بر اساس حرکت ستارگان در فرهنگ وایی هندویی ناشی می شود که هنوز در هند رایج است، در ایران نیز بر اساس فرهنگ آریایی مشترک با هندی ها، تا همین چند سال پیش هم رایج بود، از جمله مرحوم مادرم بر اساس تقویم "مصباحزاده" برای مراجعینی که قصد اقدامی مهم در زندگی خود داشتند (ازدواج، خرید، نقل و انتقال، سفر و...) ، به این تقویم مراجعه کرده، و اقدامات مهم آنان را بر اساس ساعت سعد این تقویم تعیین می کرد، در فرهنگ ودایی، امریت کال دلالت به لحظه ایی دارد که دروازه های سعادت به روی همه باز است، انسان، فرشته، هیولا و...

[19] - Pariyatti یا پاریاتی، که به معنی دانستن و دانایی و فهم از راه یادگیری یا درکی نظری که از راه خواندن، مطالعه و فراگیری حاصل می شود.

[20] - Patipatti پاتیپاتی، یا عمل نمودن، که در مقابله وجه نظری قرار می گیرد یعنی عمل به دستورات نظری

[21] - Pativedha پاتودا ، یا همان شهود فهم مستقیم شهودی که هر انسان خود از حقیقت دریافت می دارد. که برای هر شاهدی منحصر به فرد است

[22] - Kushinagar شهری در شمال ایالت اتارپرادش هند یکی از مراکز چهارگانه زیارتی بودائیان که سه تای آن در هند (سارنات، بودگایا، کوشینگر) و چهارمی در نپال (لومبنی) از آن جمله اند. و متعلق به مکان هایی است که جناب بودا در آن به بیداری معنوی خود دست یافت.

[23] - Lumbini شهر لومبینی که محل تولد حضرت بودا است و هم اکنون در خاک کشور نپال قرار دارد، یکی از چهار مرکز زیارتی بوداییان می باشد

[24] - Global World Interest

[25] - अप्प दीपो भव: i.e. be your own light

[26] - Yudh (war)

[27] - Dhammapada مشهور ترین کتاب که توسط بوداییان خوانده می شود و آیات و آموزه های بودا در آن درج شده است. معنی آن "راه حقیقت" و در زبان پالی است

[28] - Mission LiFE یک حرکت عمومی برای انگیزه بخشی بر افراد است، تا به اشخاصی طرفدار کره زمین تبدیل شوند. که در سه فاز انجام می شود فاز یک تغییر در تقاضا، فاز دوم تغییر در عرضه، و فاز سوم تغییر در سیاست است. سرفصل های این برنامه در مواردی همچون حفظ انرژی، حفظ منابع آب، نه به مواد یک بار مصرف منجمله پلاستیک، اتخاذ سیستم غذایی پایدار، کاهش تولید زباله، اتخاذ سبک زندگی سالم، کاهش زباله های الکترونیکی از طریق (تعمیر وسایل برقی، رساندن وسایل الکترونیکی خراب به مراکز بازیافت آن، استفاده از باطری های قابل شارژ، ذخیره داده های دیجیتال در ابرهای دیجیتالی تا هارد درایوها و...) تاکید دارد.

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

در بررسی و مطالعه تطبیقی دو انقلاب بزرگ آسیایی، یعنی انقلاب هند (1326) و انقلاب ایران (1357)، در نوع رهبری، ایدئولوژی و نتایج این انقلاب ها، می توان ایدئولوگ های آن را نیز مورد بررسی و مطالعه تطبیقی قرار داد، جناب آروبیندو گوش [1] ، از نظریه پردازان اولیه انقلاب آزادیبخش هند است، که ایده های آزادیبخشی جهانی را نیز از نظریات معنوی خود انتظار دارد، و به دنبال ایده هایی از این دست در فرهنگ هندو بوده است، ایشان به عنوان "پیامبر ملیگرایی هندو" نیز شناخته می شود؛ در مقاله زیر به او و برخی نظریات، و اوضاع زمانه اش، ناشی از دیدگاه های نویسندگان مجله اورگانایزر، که یکی از نشریات وابسته به ملیگرایان افراطی گروه RSS، که اکنون حاکمیت هند را در دست دارند پرداخته شده است.

 آروبیندو از رهبران و ایدئولوگ های انقلاب هند، رشد یافته در فرهنگ غربی -  بریتانیایی است، که در بازگشت به کشورش، در سیستم هندِ تحت استعمار بریتانیا، به مقامات مختلف اکادمیک و... هم رسید، اما همزمان به مبارز و ایدئولوگی برای انقلاب ضد استعماری هندی ها نیز بدل شد، او با بهره گیری از ایده، فلسفه، فرهنگ و مذهب هندو، در ملت سازی های جدید قرن بیستمی در هند، نقش آفرینی کرد. ملیگرایان مذهبی که اکنون با بهره گیری از نظریات اینگونه ایده پردازان حاکمیت را در دست دارند، و از قضا دچار نوعی دیکتاتوری مردسالارانه، فاشیسم مذهبی و نژادی، تحجر و بازگشت به سیستم های ظالمانه مذهبی و طبقاتی سابق، ظلم به اقلیت، و سست نمودن بنیان های دمکراسی، سکوراریسم و... شده اند، سوالی که وجود دارد، این است که چطور می شود برخی از ایدئولوگ های تربیت یافته و درس آموخته در سیستم های سکولار - دمکراسی غرب، و جهان باز و آزاد، ایده هایی را برای جامعه خود ارائه می دهند که برون داد آن به دیکتاتوری مذهبی، فاشیسم مذهبی نژادی، ظلم و بردگی برای ملت های آنها منجر می شود؟!

انقلاب ایران نیز ایده پردازانی داشته است که اگرچه درس آموخته در فرهنگ و دانشگاه های مغرب زمین بودند، و در آن سرزمین (اروپایی، امریکایی و...) و تربیت آموزشی یافتند، که دمکراسی و آزادی بنیان بیشتری نسبت به جهان دیگر دارد، اما از میان ایده های مذهبی سرزمین خود، به دنبال مفاهیمی برای رهایی و آزادسازی مردم خود و جهان گشتند، و آنچه یافتند را برای ملت خود تجویز کردند، و چهره هایی ایده گونه انقلابی را از همین طریق یافته و معرفی، و شکل تئوری به آن دادند، نمونه بارز آن معلم انقلاب ، دکتر علی شریعتی و... هستند، که بنیان علمی اش را در غرب پایه گذاری کرد، اما نظریه فکری و مبارزات آزادیخواهانه اش، ناشی از دین و مرام رایج در بین مردم کشورش بود.

 

معمار ودانتای سیاسی

به رغم گذار دوره شکل گیری شخصیتی جناب آروبیندو در انگلستان،  که او را بر فرهنگ کلاسیک غرب مسلط نمود، تئوری "ودانتای [2]  سیاسی [3] " آروبیندو که نقش شکل دهنده ایی بر جنبش آزادیخواهانه ما داشت، ریشه مستقیمی  در سیستم های اندیشه ایی او در هند داشت. 

گوتام چوبی [4]   

25 دسامبر 2022

در سال 1893 (1272 خورشیدی)، موقعی که آروبیندو گوشِ بیست و یک ساله به هند بازگشت، حتی نمی توانست، به زبان بنگالی [5] ، زبان مادریش اش سخن گوید. تا آن موقع او چهارده سال از سال های مهم شکل گیری شخصیت خود را در انگلستان گذرانده بود، و خود را بعنوان یک شخصیت اکادمیک می شناخت – ابتدا در مدرسه سنت پل لندن، و بعد در کینگ کالج، کمبریج. بنابراین در طول دو دهه بعدی، جناب آروبیندو آمد تا عِرق ملی خود را در هر دو شکل تئوری و عملی آشکار سازد، و تبدیل به یک چهره شاخص برای آزادی خواهان بهارات [6] شود. از موقعی که او به مقصد پوندیچری [7] در سال 1910 (1289) قدم های محکم خود را برداشت، جایی که نه تنها محلی ایدال برای آنها بود، بلکه بار معنایی برای ملیگرایی ما داشت، بلکه این خود از اهداف و روش های آنان بود. که راهبرد موثری برای تمام کسانی بود که بعد از او آمدند، به شمولیت گاندی که نتوانستند بدان روش متوسل شوند.

به طور واضح می توان گفت، جناب آروبیندو آشکارا بزرگترین متفکر ضد استعماری [8] در بین متفکرین اولیه هند بود. با این حال، ظهور سریع او و شهرت نجومی و همچنین میراث ماندگارش، هنگامی که در پس زمینه زندگی او در انگلستان مشاهده می شود، بسیار گیج کننده به نظر می رسد. سوالی ابهام برانگیز را بر می انگیزد، که پاسخ به این سوال، جوهر افکار ضد استعماری جناب آروبیندورا را آشکار می سازد که : چگونه یک جنتلمن ویکتوریایی که در خاک انگلیس آموزش دیده است، موفق می شود روح و تخیل کشور ما را تسخیر کند؟

سه مکتب فکری بنگال در قرن نوزدهم:

اواخر قرن نوزدهم، منطقه بنگال که آروبیندو از لندن بدان بازگشت، با سه مکتب فکری در پیرامون بیداری فکری و سیاسی بهارات مواجه شد:

اولین مکتب، که توسط راجا "رام موهان روی" [9] و پیروان سرسخت او، همچون رابیندرانات تاگور [10] نمایندگی می شدند، از همسان سازی فرهنگی و همدلی بین شرق و غرب حمایت می کردند. از نظر آنها، بهارات و انگلیس باید با عنوان برابر رو در روی همدیگر شده و یکدیگر را ملاقات کنند و از روابط سیاسی در هم تنیده خود، برای ایجاد همدردی عمیق تر استفاده کنند. این گرایش سیاست اصلاحات، دادخواست، در نهایت جناح میانه رو در (حزب) کنگره ملی هند را پایه گذاری و آغاز کرد.

مکتب فکری دوم، همانطور که توسط افرادی مانند مایکل مادوسودان دوتا [11] و متخصصان انگلیسی زبان اهل بنگال مشخص می شود - مانند دکتر کریشنا دان گوش [12] ، پدر انگلیسی ماب جناب آروبیندو، که حضور زبان انگلیسی در هند را حتی بعنوان فرصت و شانس و اقبال می دانست. در نظر آنها، شرایط استعمار بریتانیا، فرصتی برای بازسازی بنیادی جامعه هند، در پرتو افکار غربی و مسیحی ایجاد کرده است. و بدین ترتیب به طور طبیعی، آنها به روشی پاسخ دادند که، ممکن است بوی تسلیم افراد بی صلاحیت را بدهد. در حالی که "دوتا" به مسیحیت گروید و یک عمر به بیان و خواندن پیروزی نامه های ادبیات یونانی و انگلیسی گذراند. دکتر گوش نیز سه پسر خود را - از جمله آروبیندو هفت ساله - به انگلستان برد، آنها را تحت مراقبت یک روحانی انگلیسی قرار داد و آنها را از برقراری ارتباط با هر چیز هندی منع کرد.

 جناب آروبیندو در مدرسه سنت پل لندن در سال 1884

 

اگر ویوکانند [13] خدا را مجموع و خلاصه کل انسانیت و بشریت توصیف می‌کند، آروبیندو ملت را خود به عنوان واضح‌ ترین مظهر آن الوهیت می داند.

سومین مکتب فکری رایج در اواخر قرن 19 در بین متفکرین هندی، مورد حمایت و سرپرستی افرادی همچون بنکیم چاندرا چاترجی [14] ، سوامی ویوکانند و جناب آروبیندو مطرح می ‌شد، که معتقد بودند که هند چیزهای عمیقی برای ارائه به جهان، و به ‌ویژه به غرب ورشکسته از لحاظ اخلاقی دارد.

آنها به متون مقدس باستانی ما، و دینداری وفادار و طرفدار بهارات، که در متون مقدس ما عینیت یافته بودند، نهایت ایمان را داشتند. با اینحال، آنان معتقد بودند که برای فراهم نمودند شرایط رهبری معنوی و فکری توسط بهارات برای جهان، در ابتدا باید اخلاق بندگی سیاسی را در هم کوبید. علاوه بر این، برای رهایی سرنوشت سیاسی، کشور باید بر پایه منبع اصلی خود - ایمان، شور مذهبی، و روح فداکاری و چشم پوشی و قناعت فرزانه‌های خود بنا شود. به عبارت دیگر، حیات بهارات باید بر حکمت دیرینه اش قرار گیرد، که در وداها [15] و اوپانیشادها [16] گنجانده شده بود، و توسط راهبان و عرفای آن تجسم یافت.

ملت به عنوان قدرت،  ملیگرا بعنوان سانیاسی [17] :

در این نظم فکری، ملت تنها یک قلمرو ژئوپلیتیکی بی‌جان نیست که بتوان آن را بدست آورد و در برابر دشمنان از آن محافظت و دفاع کرد. ملت مجموعه ای از نیروهای دارای زندگی در بین همه کسانیست که در آن زندگی می کنند.

ملت به عنوان منبع تغذیه آنها ظاهر می شود، یک الهه ایی خیرخواه برای زندگی ساکنانش، که آنان را تأمین می کند، همانطور که یک مادر برای فرزندان خود زندگی را تأمین می کند. به زبان دیگر، ملت موضوع واقعی پرستش آنها می شود. آروبیندو به صورت معنی داری می پرسد: "ملت چیست؟" و توضیح می‌دهد که : "ملت یک قدرت بزرگ است که از هم آمیختگی قدرت میلیون‌ها واحدی ساخته می شود، افرادی که خود یک ملت را می سازند".

آروبیندو با همسبته دانستن ملت با الهه مادر، به سمت تعریف ملیگرایی بعنوان "دینی که از جانب خدا سرچشمه می‌گیرد - مذهبی که شما [وطن پرست] باید در آن زندگی کنید". با یک رسالت مقدس.

در چنین شرایطی، میهن پرست به "ابزار خداوند" تبدیل می شود که مأموریتی مقدس را بر عهده دارد. بنابراین منصفانه است که شخصیت "آنانند متس" در داستان بلند نوشته توسط بنکیم (چاندرا چاترجی)، تا ایده جناب آروبیندو از یک میهن پرست واقعی، و شخصیت "سانیاسی" که در مکتب فکری سوم برجسته می باشد. روش او، همانطور که جناب آروبیندو در مقاله ای در Bande Matram منتشر شده در سال 1907 بیان می کند، "ودانتیسم سیاسی" [18] است.  آروبیندو "ودانتای عملی" [19] سوامی ویوکانند را توسعه بخشید، و به یک فصل قابل کاربرد در قلمرو سیاست تبدیل کرد. اگر ویوکانند خدا را مجموع کل بشریت و انسانیت توصیف می‌کند، آروبیندو استدلال می‌کند که ملت خود روشنترین مانیفست و تجلی آن الوهیت است که او آن را به کالی [20] تشبیه می‌کند. برای خدمت به این ملت، او از نظم جدیدی از سانیاسی ها دعوت می کند که مایلند به خاطر او بمیرند.

باید تاکید کرد که این توانایی در بسیج ژرفای منابع دانش بومی هند بود که او را برای توده ها محبوب کرد. این پروژه، همانطور که جناب آروبیندو آن را تصور می کرد، نه تنها برای تضمین آزادی سیاسی برای بهارات بود. می توانست به نجات معنوی کل جهان منجر شود.

همذات پنداری او از مادر هندوستان با قدرت، شعله ور شدن یک آشفتگی اجتماعی را برانگیخت که آثار آن را می توان در تمام تلاش های طولانی بهارات برای استعمار زدایی - استعمارزدایی سیاسی اولیه، اکنون استعمار زدایی فرهنگی - مشاهده کرد. این نه تنها به مبارزه آزادی ما خدمت کرد، و الهام بخش نسل های میهن پرست بود که آماده جانفشانی برای کشور بودند، بلکه همچنان به شکل دادن به سرنوشت جدید هند ادامه می دهد.

(این اولین مقاله از مقاله سه قسمتی درباره فلسفه استعمار زدایی جناب آروبیندو است)

 

 آروبیندو گوش در بستر مرگ، در سال 1950

 

[1] - آروبیندو گوش، Aurobindo Ghose (1872-1950) متولد کلکته، فیلسوف، شاعر، روزنامه نگار، مقام معنوی و نظریه پرداز ملیگرای هندی، و تا زمانی از مبارزان انقلاب هندِ تحت سلطه بریتانیا، و از اعضای حزب کنگره ملی هند، که سابقه زندان برای مبارزه با حاکمیت بریتانیا بر هند را در پرونده خود دارد، موضوع اصلی دیدگاه معنوی آروبیندو تکامل زندگی انسان به حیات الهی در بدن الهی بود. او به درک معنوی اعتقاد داشت که نه تنها طبیعت انسان را آزاد کرد، بلکه متحول کرد و امکان زندگی الهی را بر روی زمین فراهم کرد. کتاب او "زندگی الهی" (the life Divine)  اثر ادبی اصلی او به جنبه فلسفی یوگای انتگرال می پردازد؛ سنتز یوگا، که به اصول و روش های یوگا انتگرال می پردازد؛ او در فعالیت های مبارزاتی چنان غرق شده بود که بارها مجبور به استعفا از مقامات خود در بخش اکادمیک شد. بعد از مدت ها مبارزه، و حتی شرکت در فعالیت های تروریستی علیه انگلیسی ها در هند، او از سیاست کناره گرفته و به معنویت روی آورد، و این زمانی بود که در زندان و تبعید، تحت مراقبت انگلیسی ها بود، و آن زمانی بود که با ویوکانند در زندان علیپور ملاقات کرد، که نقش مهمی در روی آوری او به این مشی از زندگی داشت. لذا در سال 1910 از کلیه فعالیت های سیاسی عقب نشینی کرد، و در پوندیچری مکتب فکری خود را ایجاد کرد و از سال 1926 به تربیت شاگردانش اقدام نمود. او در سال 1947 به شدت با تجزیه شبه قاره هند، به هند و پاکستان مخالفت کرد، وی دوبار به خاطر نوشته هایش برای دریافت جایزه نوبل ادبیات کاندید شد.

[2] - دوره ودانتا، به دوره ایی گفته می شود که دوره وداها پایان یافته (دوگانگی وجود)، دوره وداها دوره اولیه مذهبی هندوهاست که مردم به پرستش عوامل طبیعت و... روی آوردند و برای خورشید، ماه، رود و... قربانی می کردند و... کتاب های این دوره وداهای متفاوتی است شامل نیایش و قربانی برای این موارد هستند، و بعدها دوره ایی بالاتر از تفکر مذهبی یعنی اعتقاد به یکتایی وجود در فرهنگ مذهبی هند آغاز شده است، که این دوره را دوره ودانتا گویند، کتب مذهبی این دوره اوپانیشاد ها به عنوان متون مقدسی است که در این دوره نوشته شده اند.

[3] - The Architect of ‘Political Vedanta’  مندرج در  https://organiser.org/2022/12/25/102485/bharat/the-architect-of-political-vedanta/

[4] Gautam Choubey 

[5] - ایالت بنگال یکی از ایالت های فعال در جنبش انقلابی در دوره مبارزات آزادیبخش هند بوده است که مکاتب فکری خاص خود را هم داشته است بسیاری از رهبران ایده پرداز این نهضت همچون آروبیندو گوش، اهل این ایالت هستند. و دیگرانی از جمله رام موهان روی، رابیندرا تاگور و...، کلکته در این زمینه مرکزیت خاصی دارد.

[6] - ملیگرایان هندو از نامیدن کشور خود به نام "هند" اجتناب دارند، چراکه نام اصلی آن را "بهارات" می دانند. هند را نامی بیگانه می دانند که توسط ایرانیان برای مردم این سوی رودخانه سند انتخاب شده است، که بعدها سند به هند تبدیل شده است، ملیگرایان که دارای نوعی تفکر فاشیستی هندویی می باشند، روی نام ها حساس بوده و از جمله اقدامات آنها تغییر نام شهرها به نام های باستانی هندویی می توان نام برد، آنها تا کنون "الله آباد" را به "پریاگراج" و... تغییر داده اند.

[7] - Pondicherry منطقه ایی در هند از مناطقی است که در سیستم ایالتی هند نمی گنجد، و نوع خاصی از کنترل و حاکمیت در خود دارد، این منطقه کوچک در ساحل خلیج بنگال، و در محاصره مناطق ایالت تامیل نادو در جنوب شرق هند قرار دارد. به تامیلی یعنی شهر جدید که به خاطر حضور فرانسوی ها در زمان اشغال در آن شهرت دارد.

[8] - decolonisation زمانی که بریتانیای کبیر شامل منطقه ایی بود که خورشید در آن غروب نمی کرد، چرا که کلونی های تحت حاکمیت آنان در گرداگرد کره زمین گسترش یافته بود، و هند نیز یکی از این کلونی های متعدد بود، که جنبش هایی برای رهایی از این استعمار در هند شگل گرفت که به جنبش "دی-کلونایزیش" یا استعمار زدایی مشهور شدند.

[9] - Raja Ram Mohan Roy یا رام موهان روی (1772- 1833) که یکی از رهبران جنبش اصلاحات مذهبی و اجتماعی در شبه قاره هند است، او لقب راجا را از پادشاه گورکانی هند اکبر دوم دریافت داشت. او را پدر مقاومت بنگال می شناسند. او مخالف سنت های جاهلیت هندو همچون ازدواج کودکان در سنین پایین، و رسم ساتی (سوزاندن همسر زنده به همراه شوهر مرده) و... بود. بنگالی، سانسکریت، انگلیسی، عربی و فارسی را می دانست، و از ساختار گروه برهما سماج برای اصلاحات مذهبی هندویی استفاده کرد. برهما سماج معتقد به وجود یک خدای متعال در جهان بود، و عبادت در نظر موهان روی به یک مکان و زمان خاص نیاز ندارد، روی معتقد بود که آموزش مقدمه اصلاحات اجتماعی است.

[10] - Rabindranath Tagore ادیب مشهور بنگالی و برنده نوبل ادبیات جهان

[11] - Michael Madhusudan Dutta (1873-1824) شاعر و از پیشگامان ادب بنگالی،

[12] - Krishna Dhan Ghosh پدر آروبیندو گوش از نظریه پردازان آزادی هند

[13] - Swami Vivekanand (1863-1902) رهبر مذهبی هندو، فیلسوف، نویسنده، معلم مذهبی که مکتب ودانتا را در غرب معرفی کرد، و با این معرفی توانست هندوئیسم را در موقعیت جهانی اش آورد.

[14] - Bankim Chandra Chatterjee (1838-1894) نویسنده، شاعر، روزنامه نگار، نویسنده داستان بلند آنانندمتس که یکی از شاهکارهای ادبیات بنگالی است. که به فعالین جنبش استقلال هند، الهام بخش است.

[15] - Vedas قدیمی ترین متون جهان که شامل روش های قربانی و... در امور ارتباط با الهه هاست که در مکتب هندوئیسم نوشته شده اند.

[16] - Upanishads کتاب های مربوط به دوره بعد از وداهاست که اصلاحات مذهبی و فکری در هندوئیسم را در خود دارد.

[17] -  Sanyasi سانیاسی (برای شخص)، زندگی درویشی و کنارگیری کننده از دنیاست، و چهار مرحله در سیستم هندو، شامل چهار مرحله زندگی است که به عنوان آشرام شناخته می شود، با سه مرحله اول برهماچاریا (دانشجوی)، گریهاستا (خانه دار) و واناپراستا (ساکن جنگل، کناره نشسته) سانیاسا به طور سنتی برای مردان یا زنان در سال‌های پایانی زندگی‌شان مفهوم‌سازی می‌شود، اما برهماچاری‌های جوان این انتخاب را داشته‌اند که از مراحل خانه‌داری و بازنشستگی بگذرند، از کارهای دنیوی و مادی صرف نظر کنند و زندگی خود را وقف کارهای معنوی کنند.

[18] - political Vedantism اروبیندو مبلغ ودانتای سیاسی است، او سعی کرد تا به استفاده از مفاهیم معنوی فلسفه ودانتا، در سپهر سیاست بهره گیرد البته او مهمترین متفکر هندی است که سعی کرد که ودانتا را "سکولارایز" نماید به بیان دیگر با استفاده از مفاهیم مذهبی، هدف های مادی را پی گیرند،  

[19] - practical Vedanta

[20] - Kali از الهه های زنانه مورد احترام در هندوئیسم، یا خدای مطلق قدرت، زمان، نابودی، تغییر قدرت، قدرت عالی تمام قدرت ها، واقعیت مطلق،  

صفحه2 از2

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...