گاهی طبیعت معلم انسان می شود و درس هایی بزرگ می آموزد؛ همین شب یلدا مثال خوبیست که ما ایرانیان آن را جشن می گیریم و واقعا جای جشن هم دارد. یلدا فرصت مناسبی برای نشستن و گفتن، همنشینی با بزرگان و... است، اما جشن و شادی مهم یلدا به خاطر شروعِ پایان شب های سیاه، طولانی، سرد و زُمُخت زمستان است و اگرچه در یلدا، شب با همه ی سنگینی و سیاهی اش به خود غره می شود که قدرتش به قدری طولانی شده که دیگر از این طولانی تر امکان ندارد، اما یلدای مغرور باید بداند، که این شروعِ پایانی خواهد شد بر ظلمات، سردی، تاریکی و تاراجِ سیاهی ها، و این نوید و همان درسی است که به غمدیدگانِ تاراجِ تاریکی داده می شود که سیاهی و ظلمات را پایانی آغاز شده که به کوتاهی عمر سیاهی ها خواهد انجامید. کنار بزن ای گرمای آفتاب، کنار بزن ای روشنایی روزهای بلند و گرم، کنار بزن این سردی و سنگینی شب های بلند را. جشن یلدا مبارک باد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 19:56 شماره پست: 852
بزرگداشت شب چله - تهران آذر 1400
سفره هایی که به عشق در اوج حضور سرما، بر زمینی سرد پهن می شوند، و سرمایی سخت را قابل تحمل می کند
درس های فرهنگ اصیل ایرانی
زندگی در اوج سختی
یلدا و دمیدن صبح امید، توام است
یلدا! گرچه تو طولانی ترین شبی، اما مسیح امید من نیز، در تو ایجاد می شود
نی در پی مسیحمُ، نی منجیام که من، امیدوارمُ، امید در روح مسیحایی تو آغاز می شود
با این که سرد هستیُ، سرماست در تو اوج، اما بدین شبِ سرد، روح امید آغاز می شود
ما را به آمدنت، صد هزار، خوشیست چون در پَس تو، تولد روشنی آغاز می شود
من چله نشین سردی دوران سردیام بعد تو چله به چله روشنی آغاز می شود
تاریکیات بلند و سرد، اما تمام شدنیست، روزهای خرمیست که در پس تو، آغاز می شود
یلدا! تو چله سرد را آغازُ، باز سردیایی، لیکن به سردیات، بهاری گرم، در پس آغاز می شود
من در پی بهار سبزُ دلکشم کنون، این انتظار از صبح سرد تو آغاز می شود
لالهها بروید از خاک سردُ یخ زدهات، چون در دلم، پایان غم، از آمدنت آغاز می شود
تاریکی طولانیات، نشان ز پایان این شب است چو عمر شب اوج گرفت، مرگش آغاز می شود
به نظم در آمده در 27 آذر 1398


