سکوتی سهمگین فضای هشت گوش آتشکده استخر پارس [1] را تحت فشار شدیدی قرار داده است و همین سکوت فضای استرس زایی را می سازد که بر سنگینی جوّ مجمع بزرگان می افزاید، و در این بین تنها "تِریک تریک" ناشی از سوختن کُنده های چوب ناب زردآلو [2] که با جهش جرغه های آتش همراه است، گهگاه سکوت نیایشگاه آتش مقدس را در هم می شکنند و در این سکوت، این شعله هایند که در آتشدانی در مرکز آتشکده شعله می کشند و مردانه و مغرورانه به آسمان قد می کشند و انگار شعله های آتش مقدس نیز از حکم ممنوعیت دیدن اشعه های خورشید توسط شعله های مقدس آتشدان توسط کاهنان معبد به تنگ آمده و سرحال و قبراق ترین موجود معبدند [3] که هجوم می کنند و آزادانه در فضای وهم آلود آتشکده در هوا در رقصند؛ اما گویا شعله ها نیز از "سوختن و ساختن" ها خسته شده اند، و کنگره معبد را نشانه رفته اند تا شاید راهی به بیرون از آتشکده یافته، خود را از فضای سنگین معبد و این حکم ظالمانه خلاصی دهند و در این راه به روزنه های سقف آتشکده چشم امید بسته اند.


