پروردگارا!
مسیحا!
یَهُوَه!
پدیدآورنده جهانِ هستی!
سبب سازِ کلِ سبب!
من آدمم!
همانکه او را اندیشه و کلمه [1] آموختی، به اندیشیدن فرا خواندی [2] ، از رگهای گردنم، به من نزدیکتر ایستادی، [3] تا تو را بخوانم [4]، و لابد اندیشمندانه با تو سخن گویم!
تابِ تلخ شنیدن هم داری؟
ای که به خواهشِ درخواستکنندگان [5] عشق میورزی!
از تو پاسخی آرام کنندهی دل، میخواهم.
من همانم که چون مرا آفریدی، چنان شادمان شدی، که در دَمِ نوشاندن شرابِ آدمیت به جهان هستی، بر خود روی کردی، و به خود آفرین گفتی! [6]
و معترضین به این آفرینش را [7] نهیب زدی، که اگر بدانید آنچه میدانم، اعتراض نمیکنید! [8]
و کاش چنین "اَحسَن گفتن"هایی را، به داورانی که با نتیجه این آفرینش رودررو خواهند شد، میسپردی.
کسانی که مزه تزویر، غارت، ویرانی، زورگویی، خونریزی و ظلمِ این آفریدهات را خواهند چشید،
به همان بیرحمی که ما این روزها در غرب آسیا، شرق اروپا و... شاهدیم،
که پیروان یَهُوَه، الله و مسیح و... در کشتار، زورگویی، ویرانی و ظلم از هم سبقت میگیرند!
اُرمزدا!
من همان قطرهایی هستم که از وجودت بر زمین چکید،
قطرهایی که گرچه اقیانوس نبود، اما از اقیانوس، و تمام آنچه اقیانوس میسازد را، یکجا در خود دارد!
با وجود قطره بودنم، بار تمام ذات سنگینت، از مَکر، غرور، جباریتِ و... را، من به دوش میکشم، و به پیش میرانم،
اکنون من، و دیگرانی پیش از من، تمام تنهایی تو را یکتَنه با خود حمل کرده، و میکنیم!
بار همهی مهر و عشقِ تو را، من در این جَنگلِ وحشتناک به سامان میبرم، تا فراموش نشود،
چنان در تنهایی چون تو غرقم، که در میانه احساسِ این تنهایی، برای فرار از گوشهای ناروادارِ ظالم، که جان و مال به راحتی و در خونسردی تمام حلال میکنند، سر در چاه کرده، با چاه سخن میگویم، و یا رو به "دیوار ندبه"، به صخرههای سفت و سخت، رازِ دل میکنم و...
شرمسارِ دنیایی هستم، که خشتی ناچیز از آنم،
به همان مقدار که در ساختش موثرم، شرمگینِ بود و باشش هستم،
و...
برهمنا!
تو چه احساسی داری؟!
آیا از آفرینش چنین متکبرِ، طمعکارِ، نیرنگبازِ، خونریزِ، تبهکارِ، جباری و... پشیمان نیستی؟!!!
تو بدین غارتِ زندگی، جان و جهان خشمگین نمیشوی؟!!!
وقتی از کنگره معابد، کنیسهها، کلیساها، مساجد، خانقاهها، تکایا و... میشنوی که کسانی رگِ گردن کُلفت کرده، ندای کشتار، ویرانی، زیاده خواهی و غارتِ دیگران را سر میدهند؟!
تو پشیمان نشدی از این که جایی در این جهان هستی را فرخنده، پسندیده، خجسته، همایون، شاد [9] خواندی که سنگفرش خیابانهایش هزارههاست که از خون انسانها شستشو داده میشود، و باز به ساخت و تعمیر آن دادِ سخن فرا دادی؟! [10]
وقتی فقرایی از بیجا شدگان، به این حرم و امثالهم پناه میبرند، و نسل اندر نسل قربانی پیروانت میشوند، و به جرمِ عشقورزی به خانهٔ خدای مهربان خود! در گرداگرد آن هر روزه، گردن زده میشوند!
در حالی که گردن زدن، به عادت افتخارآمیز مجاورین مسجدالحرامت تبدیل شده است، همانگونه که مدعیان اورشلیمِ تشنه به خون دیگران، خود را با خون گرم دیگران غسل میدهند، تا رستگاری خود را نزد یهوه تضمین کنند!
حال آنکه آوارگان این احرام مدهوش تو اند، که بدین خانه و جایگاه پناه برده و میبرند؟!
تو فرزندان اسرائیل [11] و اسحاق را در حالی بر جهانیان برتری دادی [12] که امروز از بیت المقدس و اطرافش حمام خون ساختَه، به خون فرزندان اسماعیل تشنهاند، کار روزانهشان خونریزی در غزه، کرانه باختری رود اردن، لبنان، سوریه و... شده است، تا هرچه بیشتر به فیض حق نائل آیند!
راستی اکنون نیز، از برتری دادن اینان بر جهانیان پشیمان نشدی؟!
امروز من از بیکسی و نداریست که به تو رو میکنم،
فریادرسی نبود، تا پاشنه از درِ او برکَنم،
فریادرسی کن، ای فریادرسِ دادخواهان!
«چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست» [13]
که کوزهگر سوختن و ناله درهم به کوره نهاد!
[1] - آیه 31 سوره « و همه نامها را به آدم آموخت» وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا
[2] - آیه 24 سوره محمد: «آیا نمیاندیشید؟» أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ
[3] - سوره ق، آیه 16« ما به او از رگ گردن نزدیک تریم» وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
[4] - آیه 60 سوره غافر : « مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم» ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُم
[5] - اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ در دعای جوشن کبیر «یا من یحب اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ »
[6] - سوره مومنون "آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است". (۱۴) فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ
[7] - سوره بقره، آیه 30 : « آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند» أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ
[8] - سوره بقره، آیه 30 : «من چیزی می دانم که شما نمی دانید» قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
[9] - آیه اول سوری اسرا: « که پیرامونش را برکت دادیم» بارَكْنا حَوْلَهُ. «منزّه و پاک است آنکه بنده اش را شبانه از مسجدالحرام به مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر داد، تا از نشانههایِ خود را به او نشان دهیم؛ یقیناً او شنوا و داناست.» سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
[10] - سوره توبة، آیه 18: «مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز برپا می کنند و زکات می دهند و جز از خدا نترسیدهاند. امید است آنان از هدایت یافتگان باشند.» «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن یَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ»
[11] – مسلمانان، مسیحیان و یهودیان همه از نسل ابراهیم هستند، بنی اسراییل پیروان موسایند، اسرائیل نام دیگر یعقوب یکی دیگر از پیامبران که به این دلیل آنان را "بنی اسراییل" مینامند. مسلمانان از نسل اسماعیل و اینان از نسل برادرش اسحاق هستند
[12] - سوره جاثیه، آیه 16: «آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم» وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ. «و همانا ما به بنی اسرائیل کتاب و حکومت و نبوّت عطا کردیم، و از پاکیزه ها به آنان روزی دادیم و آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم.» وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ. همچنین آیه 47 سوره بقره «همانا من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم» وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ. «ای فرزندان اسراییل، یادآورید نعمتی را کهه به شما عطا کردیم، و همانا من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم» «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» و...
[13] - خواجه شیراز : « چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای جان من خطا این جاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفتهام ز خیالی که میپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن به دیر مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست
شکست بُغضی در گلو، صورت اشک آلود شد
خونِدل شیرازه از هم میدَرد، زین دردها
شب چه طولانیست و دریا را نباشد ساحلی،
ساحل از چشمم بیرون شد، دریغ از ساحلی
فلسطینیان این روزها هزینه حماقت و کوته نظری (شاید هم خیانت) طراحان عملیات «توفان الاقصی» [1]، جنایت پیشهگی، سفاکی، بیرحمی و... صهیونیسم بین الملل، و پایان انسانیت، اخلاق و...، در جهان آدمیت را میپردازند.
از هفت اکتبر 2023 که جنایتِ حمامِ خونِ کشتاری بزرگ از بنی اسراییل، دامنِ بنی اسماعیل را آلود، فرزندان یعقوب بیش از 50 حمامِ خون، چون آن را، در غزه، کرانه باختری رود اردن، لبنان، یمن، سوریه رقم زده و میزنند، و کسی را جلودار این سفاکانِ عصرِ بیقانونی و بیرحمی مدرن نیست، و هنوز بر این کشتار و ویرانی پایانی دیده نمیشود، و به عکس آنان را به آخرین سلاحها تجهیز میکنند تا مزد جنایت بگیرند و بر کشتار و جنایت خود، جریتر شوند، و هر حرکت پایان بخشی بر این غوغای زورگویانه، توسط امریکا و... وتو میشود، تا ثابت کند که مرغ امریکا در این موضوع یک پا بیشتر ندارد.
غرب و شرق بر جنایتِ این جنایتپیشگانِ نژادپرست صهیونیست، یکپارچه به نظاره نشستهاند، تا آفرینندگانِ هولوکاست غزه، صفحه به صفحه بر تاریخ جنایات ضدبشری، اوراق جدید بیرفزایند، و غرب برای این که موجودیت اسراییل، پایه در تفکر دیرین آنان در ادبیات جنگهای صلیبی با مسلمانان و پیش از آن دارد، و سیاستمداران آنان از دوره باستان تا کنون در پی اورشیلمِ از خود دانسته، سرباز صلیبی و نذورات فرستادهاند و...، و شرق و روسیه نیز از این جهت که، بسیاری از صهیونیستهای گردآمده در اسراییلِ کنونی، از اتباع روسیه و کشورهای اقماری او هستند، بر این جنایت مشترکا سکوت کرده و رضایت دادهاند،
اینجا دنیا، دنیای منافع است، و انسانیت و آدمیت در آن جایی ندارد، و همه، شعارهای انسانی، اخلاقی و قانونی خود را بر زمین نهاده، و نه از حقوق بشر یادشان میآید، و نه از آزادی و ارزشهای انسانی.
در موضوع اسراییل غرب و شرق اینگونه به اشتراک منافع و تفاهم رسیدهاند، و از این روست که حرکت درخوری برای پایانِ بر این قتلگاهِ انسانیت و روح بشریت از هیچکدام از آنان نمیبینیم، البته آش آنقدر شور شده است که گاه از سر شرم، فریادی بر سر جنایتکارترین دولت، و نخست وزیر در تاریخ 75 ساله اسراییل، یعنی نتانیاهو میکشند، اما چه سود، همه میدانند، این فریادها را گوشی برای شنیدن نه در اسراییل است و نه در امریکا، رسم جنایت پیشهگی در این سامان تازه سر از خاکستر دوران بر آورده و میخواهد تاریخ سازی کند.
اما همهی آنان (در اروپا، امریکا، روسیه و چین) انگار خود را بدهکار این جنایتپیشهگانِ بیرحم و بیشفقت و نژادپرست میبینند و میدانند، و تو گویی همه در این جهانِ جنایت و کشتار، توافق کردهاند که بر سر این نازدانه تمدن مسیحیت (غرب و شرق)، نباید فریادی با فرکانس و دسیبل بالاتر از حد مجاز کشید،
و این جنایتکار افسارگسیخته، از چنان مصونیتی در جنایت و کشتار در نظام جهانی برخوردار است، که تمام قوانین و نُرمهای جهانی را میتواند به مضحکه و تمسخر گرفته و...، و هرچه ظلمش افزون شود، نه خدایی در آسمان دیده میشود که دستی بر آورده، و از آنان که «بر جهانیان فضیلت شان داد»، داد ستاند، و نه انسانی در زمین میتوان یافت، که دردِ انسانیت و آدمیت داشته، این جنایتکاران را جلودار باشد، و بر کردار خالی از آدمیت و انسانیت آنان پایان بخشد.
چرا که در امریکا «لابی قدرتمند یهود» دمار از روزگار کسانی که صدایشان را بر سر این جنایتکاران، از حدی افزون کنند، در خواهد آورد، و خداوند هم که حسابش در چنین جنایات گستردهایی به صورت تاریخی روشن است، و او نیز نشان داده که همیشه به گاه طغیان جنایتکاران، فقط در کمینگاهِ [2] خود به کمین نشسته، انتظار و صبر راهبردی خود را دنبال میکند!
و این انسانیت، اخلاق، قانون و... است که در پای این لکه ننگ در تاریخ بشریت، قربانی میشود، و به درستی فرمودهاند که «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد» و فتنه گری افسار گسیخته، به نام خدای موسی، «عیال الله» را بی حد و اندازه کشتار میکند.
گوسفندانی که به نظاره گیوتین بردنها نشسته اند، خود در صف گیوتین شدن اند
گوسفندانی که به نظاره گیوتین بردنها نشسته اند، خود در صف گیوتین شدن اند
سیاست های ترامپ دنیا را آزرده است (کاریکاتور یک سایت امریکایی)
سیاست های ترامپ دنیا را آزرده است (کاریکاتور یک سایت امریکایی)
ماشین جنگی اسراییل در حال پاکسازی نژادی در غزه
ماشین جنگی اسراییل در حال پاکسازی نژادی در غزه
غرب و شرق در موضوع غزه کنار هم آزادیخواهان را قربانی می کنند
غرب و شرق در موضوع غزه کنار هم آزادیخواهان را قربانی می کنند
مقاومت مردم غزه برای حفظ سرزمینی که نسل اندر نسل در آن زیسته اند
مقاومت مردم غزه برای حفظ سرزمینی که نسل اندر نسل در آن زیسته اند
ترامپ و پوتین زوجی پوپولیست که کنار آمدن شان ملت ها را بیچاره خواهد کرد
ترامپ و پوتین زوجی پوپولیست که کنار آمدن شان ملت ها را بیچاره خواهد کرد
ترامپ در لباس قدیس ها، برای مسیحیانی که او را نجات بخش آرمان مسیحیت می بینند
ترامپ در لباس قدیس ها، برای مسیحیانی که او را نجات بخش آرمان مسیحیت می بینند
گرسنگانی که در غزه به جای غذا گلوله دریافت می کنند
گرسنگانی که در غزه به جای غذا گلوله دریافت می کنند
نسل کشی فلسطینیان در غزه توسط اسراییل
نسل کشی فلسطینیان در غزه توسط اسراییل
میان این دریای آتش، همه به انتظار مشتی آتشینند که بر این آتش پایان دهد
میان این دریای آتش، همه به انتظار مشتی آتشینند که بر این آتش پایان دهد
جنگ و کشتار و پرونده های انتقامی که باز می ماند تا کجا این دمل های چرکین، چرک بیرون دهند
جنگ و کشتار و پرونده های انتقامی که باز می ماند تا کجا این دمل های چرکین، چرک بیرون دهند
پرنده صلحی که بر خاک جنگزده غزه و اوکراین نمی نشیند، دنیا به انتظار آمدنش نشسته است
پرنده صلحی که بر خاک جنگزده غزه و اوکراین نمی نشیند، دنیا به انتظار آمدنش نشسته است
پوتین سرزمین های سرخ شده در اثر سیاست های خود را سفید می کند
پوتین سرزمین های سرخ شده در اثر سیاست های خود را سفید می کند
ویرانه های غزه، در جنگی که پایانی بر آن نیست
ویرانه های غزه، در جنگی که پایانی بر آن نیست
چهره به خون کشیده شده کودک فلسطینی در اثر بمباران غزه
چهره به خون کشیده شده کودک فلسطینی در اثر بمباران غزه
http://www.mostafa111.ir/neghashteha/articel/tag/%D8%A8%D9%86%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%84.html#sigProIdbed23be166
[1] - در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس و چند گروه شبهنظامی فلسطینی دیگر، حملات مسلحانه هماهنگشدهای را از نوار غزه به غلاف غزه در جنوب اسرائیل آغاز کردند که نخستین تهاجم به خاک اسرائیل از زمان جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل بود. حماس و دیگر گروههای فلسطینی، این حملات را عملیات طوفان الاقصی (یا سیل الاقصی؛ عربی: عملیة طوفان الأقصی) نامیدند، در حالی که در اسرائیل به آن شنبه سیاه (یا کشتار تورات سیمچات) میگویند، و در سطح بینالمللی با عنوان حمله ۷ اکتبر شناخته میشود این حملات آغازگر جنگ غزه بود.
[2] - آیه 14 سوره فجر «به درستی که خداوند تو به کمینگاه نشسته است» (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالمِرصادِ) کلمه "مرصاد" آن مکانی است که کسی در انتظار چیزی باشد. به عبارت دیگر: مرصاد به معنای کمینگاه میباشد. و معنی کمینگاه کمال مراقبت و دقت است که به حساب شخصی، یا شی مورد نظر رسیدگی شود. و یک لحظه از آن غفلت نشود.
جنگ در فرودگاه وحی، آوردگاه حرکت و تلاش انبیای بنی اسراییل، که داستان متنوع و شگفت انگیز، و زندگی و تلاش آنان، به غیر از تورات و انجیل، بخش عظیمی از قرآن را نیز به خود اختصاص داده است، در اوج خشونت، شقاوت، بدویت، وحشیگری، بیرحمی و کشتار و جراحت ادامه دارد، مردم ساکن در این منطقه، مهمترین سوژه ها و عامل فشار طرفین جنگ سالار، بر همدیگر، و هدفی راحت برای سلاخی، انتقام و انتقامجویی شده اند.
کمتر نظامی است که در این جنگ کشته می شود، و بیشتر کسانی سلاخی می شوند که در خانه های خود، یا اماکن عمومی دیگر، زیر تبادل آتش بی پایانِ جنگ، پناه گرفته اند، تا شاید توفان این جنگ ها از سر آنان به سلامت بگذرد، اما گویا گذری در کار نیست، چرا که هر از چندی، این جنگ دوباره از سویی آغاز می شود و اندازه های کوچک و بزرگ، تمامی ندارند، و علاوه بر خانه ها، دیگر حتی بیمارستان های مملو از مجروج هم، جای امنی برای زنده ماندن، زیر این آتش جاهلیت مدرن هم نیست،
این روزها مهمترین میدان جنگ، بزرگترین زندان سر باز جهان (بعد از کره شمالی)، یعنی همان غزه است، که رزمندگانش، چند روز قبل، دیوارهای حایل را شکستند و یک نبرد پیشدستانه را آغاز کردند، و بیش از 1300 نفر را در اسراییل کشتار، و صدها نفر دیگر را مجروح نمودند، نبردی غافلگیر کننده، و صد البته مشکوک، که همه ی جهانیان را انگشت به دهان کرد، که طراح و پشت صحنه ی این حمله، کدام قدرت جهانی بود، که زیر چشم های حساس و بینا، دوربین ها، اسکنرهای حساس با تکنولوژی بالا و...، چنین خونی را در رگ های غزه دوانید، و تپش جنگ آن را کسی نشیند، و هشدار نداد، و یا شنیدند و خود را به تغافل زدند، تا شرایط، به امروز ختم شود، و سیل خون به پا کنند! که معلوم نیست کدام جنایت باید با سر و صدای این حمله پوشیده می شد، و یا به چه هدفی نظر داشتند.
اما حقیقت این است که بدنبال آن حمله ی پیشدستانه، تا کنون نزدیک به سه هزار نفر تنها در غزه سلاخی شده اند، و هزاران نفر دیگر با بدن های پاره پاره شده، در بیمارستان ها مرگ و معلولیت را انتظار می کشند؛ و هزاران خانه که ویران شد، و یا از سکنه اش خالی تا، مالکانش آواره بیابان ها و درخواست کننده صدقه و سرپناه از این و آن شوند، و اسراییل تازه از آغاز راهی می گوید، که شروع کرده است، و کسی جز سردمداران جنگ نیست که بداند، این جنگ، دامن چه کسانِ دیگری را، با چه وسعتی، و چه دوره ایی از استمرار، خواهد گرفت، چرا که تعیین کننده میزان گسترش جنگ، تصمیم سازانی اند که اختیار سلاح، سربازان، خونریزی، گسترش، یا کاهش آن را دارند،
در دو سوی این میدان خونینِ به جان انسان های بی گناه و بی سلاح، لشکری از سیاست پیشگان، در دو طرف این جنگ، صف کشیده اند که با تصمیمات خود، این صحنه را چیده، مدیریت می کنند و مهره های شطرنج کشتار و خشونت را جابجا کرده، و می کنند، و با هر جابجایی، هزاران کشته، و میلیاردها ویرانی را بر مردم مصیبت زده خاورمیانه، تحمیل کرده و خواهند کرد.
مصر و اردن از خوف میلیون ها آواره فلسطینی که ممکن است به سوی مرزهای آنان سرازیر شوند، نسبت به گسترش جنگ هشدار می دهند، و خاورمیانه را، به درستی در "لبه پرتگاه" جنگ می بینند؛ و دنیا هاج و واج مانده است، در کدام سوی این کشتار بایستد، از کدام سو حمایت کند، کنار قصاب های اسراییلی که برای داشتن سرزمین خاص و پاکستان یهود، و رسیدن به سرزمین آبا و اجدادی و تاریخی خود، نبرد می کنند، یا کنار فلسطینی ها که مظلومانه بی جا مانده اند و حال آنکه آنان نیز در این سرزمین شریکند، زیرا یا از بومیان منطقه بوده اند، که با آمدن اسلام این دین را پذیرفتند، و یا مهاجمان عربی اند که در رکاب مسلمانان فاتح، بدین غنیمت جنگی دست یافتند، و اکنون اسلاف شان فلسطینی شده و سده هاست اینجا را سرزمین خود کرده اند، و از یا از اسلاف مدافعانی همچون صلاح الدین ایوبی اند، که در دست به دست شدن این سرزمین دست داشتند و...،
در هر صورت باید اعتراف کرد که به لحاظ تاریخی، فلسطینی و بنی اسراییلی، هر دو در این سرزمین سهم دارند، سهمی آبا و اجدادی؛ اما تمامیت خواهی ها نمی گذارد، تا این سرزمین بین صاحبان اصلی آن، ساکنان فعلی و یا صاحبان تاریخی، تقسیمی عادلانه و منصفانه شود،
چه مسلمانانی که آن را "دارالاسلام" می دانند و از پاکسازی آن از بنی اسراییل و... می گویند و یا بنی اسراییلی که حقوق دیگر نژادها و ادیان را نادیده گرفته و آنرا سراسر ملکِ طِلق خود تلقی می کنند، و جنگ های بی پایان و کشتارهای ظالمانه ایی که، در دور معاصر آن، نزدیک به 75 سال است که آغاز شده، و پایان نمی پذیرد، و انسان های آزاده، و منصف جهان، هر بار در گازانبر وجدان به درد آمده خود گرفتار می مانند، که به کدام سو نظر کنند، از کدام یک حمایت کنند، چشم به کدام ببنندند، به کدام چشم باز کنند، کلافی سر درگم که همه جهانیان را میدانی از جنایت و کشتار، رفوزه امتحانی کرده است که پایانی ندارد.
حال آنکه به اعتراف قرآن، تورات و تا حدودی زیادی انجیل، این سرزمین فرودگاه وحی انبیا بنی اسراییل بوده است، و خداوند به ساکنان، و این زمین، آنقدر توجه داشته است که تنها در قرآن صدها آیه، به زندگی و داستان این نازپروردگان درگاه الهی اختصاص داده شده است! نمی دانم چرا سوزن گرامافون خدا، اینقدر روی این سرزمین و ساکنانش گیر کرده بود، که تمام اروپا، امریکا، و آسیا را فاکتور گرفت و سخنی از آنان نگفت، و تنها روی خاورمیانه زوم کرد، و در خاور میانه هم این تنها شامات و فلسطین بود که نقطه اختصاصی نگاه او شده بود.
و لااقل مسلمانان با توجه به این حقیقت که در قرآن آمده و با عنایت به اینکه بعد از ادیان موسوی (تورات) و عیسوی (انجیل) آمده اند و قرآن شان این چنین از این منطقه و ساکنان تاریخی اش گواهی می دهد، باید بیش از مسیحیان و یهودیان، به حق ساکنان واقعی این سرزمین صحه گذارند، و دست از تمامیت خواهی بردارند، و با توجه به این حقیقت، به موجودیت، و حق بنی اسراییل در این منطقه اعتراف کرده، و در مقابل بنی اسراییل نیز، به حق و حقوق مسیحیان و مسلمانان در این سرزمین اسرارآمیز باید اعتراف کرده، و حق زندگی و مالکیت آنرا به رسمیت بشناسند، تا این بلیه جنگِ بی پایان، خاتمه یابد، و بیش از این انسان ها را دچار وجدان درد نکنند.
اگر دعوا و خودخواهی های موجود، بر سر تصاحب سرزمین است که کوتاه آمدن دو طرف از تمامیت خواهی ها و تقسیم منصفانه زمین، باعث خواهد شد تا صلح بین ادیانی، بین قومی و بین نژادی به این منطقه بلازده و در دوشاب خون و جراحت غرق شده، حاکم شود، ورنه اگر این جنگ برای نابودی اسلام و مسلمانان، یا یهود و یهودیان است، که حرف دیگری است و بهانه گیرها می توانند هر روز بهانه ایی را، برای کشتار همدیگر چاق کرده، و نبرد خونین خود را تا آخرین نفر ادامه دهند، و این جنگ را پایانی نخواهد بود، و باید به انتظار نتیجه ی همان روایت های مشکوک آخر الزمانی نشست، تا یک وجود ماورایی، به این بازی وحشیانه و مملو از شقاوت، سفاکی، جباریت، تکبر، بی رحمی و... پایان دهد.

