نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر ۱۴۰۵
فلات ایران هزارههاست که به لحاظ جغرافیایی، در چهار راه ارتباطات شرق و غرب جهانی، نقش مهم و تعیین کننده خود را ایفا کرده است، از نقش محوری در امتداد «جاده ابریشم» گرفته، تا «جاده شاهی» که ایرانیان خود آنرا ساختند و پرداختند و حرفهایی و مسلط به کار واسطهایی خود بین شرق و غرب و شمال و جنوب، در برقرار نگهداشتن جادههای ارتباطی جهانی از جان و مال خود مایه گذاشتند، تا همواره راه امن و راحتی را برای میزبانی از تجارت و مسافران این مسیر فراهم نمایند. ایران و ایرانیان در این مهم بسیار جدی بودند.
اما راهداری و امانتداری تبعات سنگینی نیز برای ایران و ایرانیان داشت، چرا که گاه میزبان هجوم و تجاوز غرب به شرق، و شرق به غرب نیز بودند، از کشورگشایان شرقی چون چنگیز و... گرفته که قصد غرب کردند، و از ایران و ایرانیان، خونین و خسارتبار گذشتند، و یا کشورگشایان غربی همچون اسکندر مقدونی و... که چون قصدِ شرق کردند، ما را لگدمال قصاوت خود ساختند. چنگیز ابتدا ایرانیان را له کرد، تا خود را بعدها به دیوارهای وین (پایتخت اتریش) در اروپا برساند، و اسکندر هم ایران و ایرانیان را زیر سم اسبان و سربازان پرتعداد خود له کرد، و سپس توانست از هندیان و اهل چین کشتار و غارت کند.
با چنین سابقه تمدنی است که امروز بر اهداف امریکا و... باید به دیده شک و تردید نگریست، و جای تعجب دارد و از قدرتمندان جهانی مخالفِ ایرانِ قدرتمند و پیشرفته باید پرسید، تاکید غرب و شرق بر خلع سلاح ایران، در میانه جولان بمبهای پر شمار هستهایی که از چهار سو ما را احاطه کرده است، از چه جهت است؟! این چه ظلمی است که آنان در حق ایران و ایرانیان روا میدارند که ما را دست خالی و خلع سلاح در مقابل این میدان پر از زرادخانههای هستهایی میخواهند؟!
چنین هدف خیره سرانه ایی از سوی سران غرب و شرق، که این روزها شاه بیت سخنان رئیس جمهور امریکا هم شده، تنها گویایِ همان آسودگی خیالی است که از سوی متجاوزین غربی و شرقی دنبال میشود تا ایران و ایرانیان را گذرگاهی ارزان و بی دفاع در مسیر غارت و کشتار خود نگه دارند، تا مثل همیشه له کنند، و از اجساد کشتههای ما بی خسارت و کم خسارت بگذرند. تاریخ ایرانیان نشان میدهد که ایرانیان ملت متجاوزی نبوده و نیستند، و همواره از سوی دیگران مورد کشتار و غارت واقع شدهاند، همانگونه که این روزها امثال آقای دونالد ترامپ، بیشرمانه و لجوجانه از "پاکسازی تمدنی" و "محو" [1] ایران از صفحه تمدنی جهان سخن میگویند، و یک کشور بیشرم و زورگوی کوچکی مثل اسراییل، که از بازگرداند ایران به "دوره سنگی" [2] سخن میگوید!
مردمی که در جنایت، کشتار و تجاوز، دست هر متجاوز و جنایتکار دیگری را از پشت بستهاند، و دنیا این روزها انگشت به دهانِ خباثبت، بیرحمی و قصاوت قلب آنان است، کاری که در غزه، کرانه غربی رود اردن، لبنان و... میکنند و ویرانههای آخرالزمانی را به دید جهانیان میکشند، بر پیکر محاصره شدگان فلسطینی، لبنانی و.. رقص پیروزی میکنند و...
تا پیش از حمله امریکا و اسراییل به ایران در اسفند گذشته، که پرده از نیت ناپاک و ناشایست امریکا و اسراییل در حق ایران و ایرانیان برداشت، نظر به اینکه، این اعراب بودند، که آخرین جنگها را به ایران و ایرانیان تحمیل کردند، و نمونه آخر آن هجوم خسارتبار 8 ساله (1359-1367 خورشیدی) صدام حسین به نیابت از "جبهه عربی" بود که توان ما و منطقه را فرسود و...،
در آن روزها با خود می اندیشیدیم که اسراییل، همکار و متحدی راهبری برای ایران و ایرانیان در مقابله با چنین دشمن بیشرم و کینه جویی مثل اعراب است، که هر بار فرصتی یافتند در نابودی ایران از دست ندادند و در دشمنی و خباثت حتی پا را تا آنجا فرا نهاده که نام "شاخاب پارس" را به "خلیج عربی" تغییر میدهند و...،
اما امریکا و اسراییل در دشمنی با ایران و ایرانیان، در جنگ چندماهه گذشته نشان داد که کم از چنین متجاوزان سبک مغزی ندارد، آنان نیز آشکارا از خلع سلاح و یا محو تمدنی ایران میگویند، و رویای ضعف و پایمال کردن ما را در سر دارند، و رهبران آنان نیز بیشرمانه و به کرات از پاکسازی تمدنی ایران و ایرانیان میگویند، و تمام آنچه از «حقوق بشر» و «نجات ایرانیان» گفتند و میگویند، به واقع پارچه مخملی است که بر مشتهای آهنین آنان برای نابودی ایران کشیده میشود، تا ایران را از موشک، علم و ارتش قوی خالی کنند، تا لقمه راحتی برای غارت و کشتارهای آتی آنان باشد.
به همین جهت است که وزیر خارجه امریکا مارکو روبیو، در 7 اکتبر 2026 در یونان حاضر میشود، و در کنار خرابههای آتن، از خطر ایران میگوید، و به هجوم خشایارشا به آتن اشاره کرد و از خطر ما برای جهانیان گفت، تا ویرانی ایران و ما کشتار ما ایرانیان را، در جنگ غیر قانونی و ظالمانه امروز خود، توجیه کند؛
امروز ایرانیان که زیر پرچم امریکا و اسراییل، نابودی کشور و مدافعان وطن خود را دنبال میکنند، باید به هوش باشند که به حتم در آینده متاسف نقشی خواهند بود، که در کمک به متجاوزان به خاک و ملت ایران داشتند، و گول سیاستبازان جنایتکاری را خوردند که ژست انسان دوستی گرفتند و در پی منافع پلید خود برای خلع سلاح، ویرانی، کشتار و غارت ایران و ایرانیان اقدام میکنند،
مثل ایرانیانی که در دستگاه متجاوزان عرب، ایران را برای قرنها برده آن متجاوزان کردند، یا آن ایرانیانی که در کنار پرتغالیها، راهنمای تصرف جزایر جنوب ایران، برای چندین دهه شدند، و یا آن ایرانیانی که در کنار صدام، به او در تجاوز به خاک و مردم ایران همیار و همکار بودند و...، چنین سیاههایی از فرومایگان را، تاریخ ایران اکنون و در آینده محاکمه و محکوم خواهد کرد. و شرمنده هموطنان خود خواهند بود.
#نه_به_نابودی_ایران
#نه_به_همکاری_با_متجاوزین
#نه_به_خیانت_به_ایران
[1] - 7 آوریل 2026) ترامپ: « امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و دیگر هرگز احیا نخواهد شد.»
[2] - 18 اکتبر 2026) اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، میگوید که اسرائیل آماده است با «تمام قوا» به ایران حمله کند و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران برای «بازگرداندن ایران به ۴۰ سال قبل، به دوران تاریکی و عصر حجر» امری حیاتی است.
Setting Iran back 40 years, to the age of darkness and to the Stone Age. To set back Iran as a state several decades in order to establish a far more favorable regional balance for Israel.
به قول آن اندیشمند زرتشتی و ایرانی – امریکایی جناب تریتا پارسی (@tritaparsi) که امثال کاتس: «دیگر حتی وانمود هم نمیکند که هدف اسرائیل، آزادسازی کشور و خلاص شدن از شر نظام تئوکراتیک (حکومت دینی) است؛ بلکه در واقع دارد همان هدفی را آشکار میکند که اسرائیل از همان ابتدا دنبال میکرده و من در کتاب سال ۲۰۰۷ خود با عنوان «اتحاد خائنانه» (Treacherous Alliance) به آن پرداختهام: عقب راندن ایران به عنوان یک دولت به چندین دهه قبل، به منظور ایجاد توازن منطقهای که برای اسرائیل بسیار مطلوبتر باشد. و به همین دلیل است که دیدن ایرانیانِ سلطنتطلب که پرچم اسرائیل را تکان میدهند، بسیار شرمآور است؛ چرا که آنها با تداوم باور به افسانهی «آزادسازی توسط اسرائیل» — باوری که خودِ اسرائیلیها آشکارا آن را کنار گذاشتهاند — نشان میدهند که تا چه حد سادهلوح (و در واقع، به شکلی مجرمانه سادهلوح) هستند. البته، منظورم این نیست که رضا پهلوی و اطرافیانش خودشان تا این حد سادهلوح بودهاند. آنها از همان ابتدا از طرح اسرائیل آگاه بودند، اما برایشان اهمیتی نداشت؛ زیرا برای او، انتقام گرفتن بهوضوح مهمتر از رفاه، آزادی و شکوفایی ایران است. به همین دلیل است که ایالات متحده هرگز نباید روی سیاستمدارانِ در تبعیدی سرمایهگذاری کند که اولویتشان انتقامجویی است؛ چرا که این کار آمریکا را به درگیریهای غیرضروری میکشاند که بسیار بهتر است از آنها دوری کند.»

