می اندیشیدم که چرا این چنین به بزرگداشت مکان ها روی آورده ایم و دل ناآرام ِمان در جستجوی مکانی است تا در آن آرامش یابد، حال آنکه آرامش را باید در درون خود جُست، ولی با این حال چشم هایِ مان بدین سو و آن سو در جستجوی مکانی است که از آن بوی آرامش بمشام آید. شاید این سقوطی بزرگ برای بشر باشد که گاهی این مکانست که به بشرِ موجود در خود عزت و ارزش می دهد، حال آن که باید این امر وارونه باشد.

اگر این پیشفرض را بپذیریم که خلق کننده، بشر را با چنان ابعاد و خصوصیاتی از روح خود آفرید و چنان امید و انتظاری بزرگ از او دارد و بشر گُل سرسبد و شاهکارِ عظمتِ آفرینشش و... است پس هیچ مکانی اَشرف و اولی بر او نخواهد بود که به بشر شَرف دهد و هر مکانی باید شرف خود را از انسان و انسانیت بگیرد.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...