122 روز از آغاز جنگی خطرناک، پر از کشتار، ویرانی و جنایت که از اسفند 1404 شروع شد، میگذرد، جنگی که بنیان ایران و بلکه منطقه و جهان را تکان داد، و ترکشهای مجروحگر آن تمام ملتها در پنج قاره جهان را بی نصیب نگذاشت، و همه آنان را مجبور کرد که از جیب خود، هزینههای این جنگِ غیرقانونی و تجاوزکارانه را بپردازند، جنگی که در حمایت از اسراییل، توسط امریکا آغاز شد، و بزرگترین ابر قدرت جهان را در تله وسوسه صهیونیستها انداخت، تا حیثیت امریکا در مقام سردمداری آزادی، دمکراسی و پیشرفت در جهان را لکهدار کند، و در کنار راستگرایان جنایت پیشه، زیاده خواه، بیرحم در تلآویو، منفور آزادیخواهان و کرامت جویان جهان گردد؛
از این رو، زین پس در پرونده نسبتا پاک امریکاییها (در مقایسه با دیگر زورمندان جهانی) در روابط با ایران و ایرانیان، لکه ننگ یک جنگ تحمیلی نیز تا ابد ماند، و همچون حضور این کشور در پرونده کودتای 28 مرداد، که دمکراسی و مشروطه خواهی ایرانیان را هدف گرفت، اینبار کار را به جایی رسانید که از زبان رئیس جمهور امریکا، بود و باش ایران، بقایای شهرنشینیاش نیز تهدید شد و... و لکههای ننگی در تهاجمات لفظی و اعمال خشن نظامی ثبت گردید، که رهبری امریکا و اسراییل در حمله به ملت، خاک، منافع و بود و باش ایران مرتکب شدند، و تا ابد امریکا و امریکائیان را شرمنده ایران و ایرانیان ساختند.
83 روز از اعلام آتش بس در چنین جنگی، و 12 روز از امضای تفاهمنامه ایران و امریکا، توسط روسای جمهور دو کشور، برای پیگیری روند صلح میگذرد، اما همچنان نبرد در برخی جبههها از جمله لبنان و آبهای جنوب ایران، کم و بیش ادامه دارد، و این نشان از زیاده خواهی و فعالیت موثر افراطگرایان داخلی و خارجی، و بدخواهانی دارد، که بیشرمانه تمام تلاش خود را معمول میدارند تا آتش این جنگ همچنان شعلهور بماند، تا بلکه بتوانند کار ایران و امریکا را دوباره به جنگِ فراگیر دیگری کشانده، نان کثیف خود را در خون و ویرانی دیگران قاتق کنند.
آنان که بود و باششان در جنگ و فلاکت ملتهاست، که معنی و فلسفهی بود و باش مییابد، سخن و منطقشان چنان خالی از استواری و پایداری است که در فضای صلح، تیغ گفتمانشان حتی ماست را هم نمیبُرد، و این تنها در سایه شور و رجز، جنگ، شمشیر، خون، ویرانی، درهم ریختگی و فلاکت جهان و آدمیان است که برش مییابد، و ابایی از این ندارند که نیمی از مردم دنیا را هم به کام مرگ و کشتار بفرستند، و میلیاردها انسان را به کشتن دهند، تا به اهداف ناچیز و غیر انسانی خود دست یابند، اینان تمام تلاش خود را کرده و میکنند تا بهانههای گوناگونی بتراشند و با هو و جنجال، خدعه و تزویر، پشت هم اندازی و... جنگ و شرایط دردناک آنرا هرچه بیشتر تمدید کنند و...، تا خود بمانند و تمدید شوند!
هر پدیدهایی خواسته و یا ناخواسته تهدید و فرصتهایی در خود دارد، و این جنگ لعنتی و خسارتبار نیز از این قاعده مستثنا نبود، و این فرصت را برای ایران و امریکا فراهم آورد که پس از دههها نبردِ سرد و گرم، اکنون رو در روی هم نشسته و روند حل مسایل خود را آغاز کنند، و البته در صورت موفقیت، این فرصت و تنفسگاهی برای ملت ایران فراهم خواهد آورد، که از داغی دیوار مس اندود روابط بین ایران و امریکا بکاهد، تا روزنهای باز شود، و ما نیز این فرصت را داشته باشیم که همچون بسیاری از ملتهای جهان، به پیشرفتهای فراهم و گردهم آمده در سرزمین فرصتهای بزرگ! بهره مند شویم،
و امکان تماس با جامعه پیشرو علمی، اقتصادی، سیاست، فنآوری، روابط بین الملل و... در امریکا را یافته، خود را از منجلاب عقب ماندگیهای تاریخی و البته ناشی از ایزوله شدن، تحریم و قهر جهانی رهانیده به قافله جهانی علم، اقتصاد و پیشرفت بپیوندیم، و ظرفیتها و تواناییهای پرشمار خود را در جهان بروز داده، بود و باش خود را در جهانی که به سرعت به سوی ناکجاآباد در حرکت است، تضمین کرده، و در روند آن تاثیر گذار شده، و سهمی در تعیین سرنوشت خود و دیگران بدست آوریم.
#نه_به_جنگ
#صلح_و_پیشرفت_جهانی
بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:
آب و کویر دو عاشق و معشوقند، که گاه جا عوض میکنند، عاشقی که گاه معشوق است و معشوقی که گاه خود عاشق میشود. آب به کویر به دیده معشوقی مینگرد که در آرزوی او، روز و شب ندارد، اندیشه اش تمام وقت درگیر اوست، و دیوانه وار همواره در عشق او، آغوش گشوده است.
اما کویر به آب به دیده اکسیر زندگی نگاه میکند، مثل یک آرزوی دیرنه، که ریشه در روزگار برخورداریها دارد، که کویر نیز مثل دیگران، روزی در آغوش خروارها آب آرمیده بود، و اکنون کارش به جایی رسیده است که آب به سان یک رویا و دغدغه شب و روز برایش شده است، که در نیمه شبِ خشکُ سردِ کویر، آن را در خیال خود در آغوش میگیرد، تا بلکه کمی هم که شده، از خشکی دلش بکاهد.
در فقدان آب، کویر به سرنوشت دردناکی دچار شد، از جمله سرمایی خرد کننده، که این دیگر سالهاست که تقدیر کویر و کویرنشینان شده است، تا روزها در کوره خورشید بسوزد و پخته شود، و شبها حتی سنگهای سفت و استوارش نیز در سرمای کشنده آن بشکنند و خرد شوند، تا به جهان و جهانیان نشان دهند که روزگار تو را به جایی خواهد برد که حتی سنگهای سفت را هم بدون هیچ ضربهی قابلی، خرد شده ببینی، و آنان را به سنگ ریزههایی ناچیز، و سر به زیر تبدیل کند که در خضوع و فروتنی، به سان رملها، با هر نسیم و بادی به هر سو که خواستند برود.
اینجا در کویر، طبیعت، سر خم کردنِ گردنکشان را به رخ میکشد، کسانی که دم از ایستادن و سر خم نکردن میزنند، که «همین است که هست.» اما بارش قطرههای باران، خشکی و سرسختی را از کویرنشینان خواهد زدود، نمِ زندگی بخشِ بارانِ کویر، تا مدتها امید را در دلِ بود و باش مقاومِ آن سرزمین تفتیده زنده کرده، به بازگشت و ادامه زندگی تشویق میکند.
باران در کویر قدر و جایگاه خود را دارد، و اینرا از ضرورت خود میگیرد، کسی او را بر کویر و کویرنشینان تحمیل نمیکند، اینجا بر این ایدهاند که آب مقدس و پاک و زندگی بخش است، پس «آب را گِل نکنید» چرا که زندگی بخشیاش را، کویرنشینان با پوست و استخوان خود حس کردهاند،
بوتهزارِ مقاوم و ماندگار شدهی کویر، زمان زیادی را چشم به آسمان، در انتظار بارش گذرانده، از این روی وقتی آب را، به هر مقدار، هرچند ناچیز دریافت میدارد، شادیاش چنان اوج میگیرد، که به اندک زمانی، شاخههایش به سمت آسمان قد میکشند، وقت و شرایط را غنیمت دانسته، اوج میگیرند، تا شکرگزار زندگی و هدایای آسمانی باشند.
و در این میانه غم و اندوه جنگ، چقدر امسال جالب شده است، در کشاکش جنگ و ویرانی و خون، و ریزش پر شمار بمبهای سنگین و پهنپیکر و ویرانگر دشمن، هرچه ریزش بمبها شدت میگیرد، آسمان هم بر کویر ایران بیشتر میبارد، تو گویی آسمان نیز در میانه این جنگ و نبرد، فرصتی یافته است تا که با این زمین تشنه، عشق ورزی کند. [1]
شاهرود - سه شنبه 11 فروردین 1405، 31 مارس 2026، روز 32 جنگ امریکا و اسراییل با ایران،
[1] - گویند حجم فنآوری امریکایی و اسراییلی که ایران را برای سالها و دههها در محاصره خود گرفته بود، مانع بارش در این سالهای پیشین بود، و با مورد اصابت قرار گرفتن این سامانهها، و فرو ریختن این گنبد و دیوار امواج ویرانگر محیط زیست، ابرهای بارانزا فرصت یافتند تا ایران را هم مورد نوازش خود قرار دهند، از این لحاظ جنگ برای فلات ایران نعمت شده است!

