The Latest

طلیعه فجر آزادی

این روز ها در استانه سالروز پیروزی انقلابی قرار داریم که ثمره فداکاری مردم ایران است و علیه نظامی بود که نهایت استبداد بود و هرچه از عمرش می گذشت بساط خود کامگی و تنگ نظری و محدودیت و تمامیت طلبی اش افزایش می یافت تا این که با تشکیل نظام تک حزبی رستاخیز سعی نمود حتی عرصه اجتماع را هم مثل حکومتش یک صدا کرده و همه را به زور همراه خود کند. مثل او لباس بپوشند و مثل او فکر کنند و مثل او شعار دهند و اولویت های همه مثل همان چیزی باشد که او تعیین می کند و این مردم و تمام اقشار آن علیه این وضعیت شوریدند و نهایتا بعد از سال ها موفق شدند بساط این شر را از سر خود دور نمایند در این میان رشادت و مردانگی مردم و رهبری امام خمینی و راهبری مردم توسط روحانیون آزادی خواه و روشنفکران بزرگ شاخص بود و همچون نهضت رسول خدا السابقونی داشت که نمی توان هیچگاه نقش آنان را در به ثمر نشستن این انقلاب نادیده گرفت و سعی در این رابطه خاک به خورشید پاشیدن است برخی از آنها حتی این طلیعه پیروزی را هم ندیدند و توسط دستگاه مخوف زمانه به شهادت رسیدند که از جمله آنان می توان به دکتر علی شریعتی و آیت الله سعیدی و... اشاره نمود و عده ای هم ماندند و در همان سال های اولیه پیروزی از دست شان دادیم که در این رابطه می توان به مجاهد نستوه ایت الله طالقانی که ابوذر زمان بود و شهید مطهری که مظلومانه از صحنه خارجش کردند و... اشاره کرد و برخی ماندند که بار انقلاب و حفظ آن راهم اکنون نیز بر ن عهده دارند و برای آن در هر وضعیتی دل می سوزانند. باید قدر این سابقون را دانست که مهاجر و انصار برای امام بودند و سال های پر مخاطره را طی کرده و کشتی انقلاب را راهبری کردند ولی نباید فراموش کرد که نبرد علیه استبداد و بدست آوردن حق سرنوشت و آزادی که بدیهی ترین موهبت الهی برای انسان است مهمترین خواست بنیانگذاران و مبارزین بود و این فرایندی است که باید حفظ و توسعه یابد و آنچه نباید فراموش نمود این که استقلال خواست عمومی بود. باید دانست که مستبدین در مقابل تصمیم و مقاومت و رشادت مردم حتما کوتاه خواهند آمد و وقتی کوتاه می آیند تفسیر سوره نصر محقق می شود و مردم گروه گروه به جریان ضد استبدادی می پیوندند. و آنگاه است که شروع خفت بار مسبدین آغاز می شود و به وضعی دچار می شوند که هیچ فردی حتی خودش هم فکرش را نمی کرد. شما به سرگذشت صدام ملعون و قذافی نگاه کنید این عاقبت تمام مقرور هایی است که طولانی زمانی به مردم خود جفا کردند و خداوند وعده کرده است که آنان را خاک مذلت بیندازد و انشا الله همه از این نوع را خواهد انداخت. کسانی که مردم خود را نادیده می گیرند و آنان را حشرات خطاب می کنند و به القاب ننگین دیگر که برازنده خودشان است کجاست قذافی که مردم خود را حشره خطاب می کرد در حالی که هم اکنون این حشرات هستند که بدن کثیف ش را دارند می خورند.

در هر حال باید این ایام را تبریک گفت و همان گونه که در پایان سال هر بنگاه اقتصادی و هر دولتی در مقیاس بالاتر به ارزیابی خود می پردازد باید مسولین رده بالای نظام در کل خود را ارزیابی کنند که چقدر به اهداف اولیه نزدیک شده و یا دور شده اند این بنای اصلاح امور را فراهم خواهد کرد و ما را در مسیری که بینانگذاران برایش مبارزه کردند و امروز به دست ما افتاده است مستدام خواهد کرد.

 فجر بر فجر آفرینان انقلاب بهمن 1357 و خانواده های معظم آنها و عموم مردم ایران مبارک باد. 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 9:51 شماره پست: 113

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

شنیده ام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه از شنیدن خبر پایان ماه صفر خیلی خوشحال می شدند. این که در این ماه چه هست که باید با صدقه و... آن را باید به خیر پایان برد, نمی دانم ولی این را می دانم که در ماه ربیع ظاهرا خبر های خوبی است که باید صفر را پشت سر گذاشت و به آن رسید. در ماه صفر ما مسلمانان ستون خیمه اسلام یعنی پیامبر ص را از دست می دهیم و ما شیعیان نیز دو امام ع را . امام حسن مجتبی علیه السلام و امام رضا علیه السلام که هر دو را بنده ارادتی خاص دارم آن یکی که در مدینه است و مظلوم ترین هاست چه نزد مسلمانان و حتی شیعیان و دیگری که  در طوس است که افتخار میزبانی او را ما ایرانیان داریم و قربانی دسیسه حاکمان زر و زور و تزویر شد.

اما امروز سالروز هجرت پیام آور رحمت و مهربانی است که هجرت تاریخ ساز و مهم  خود را از مکه (مرکز وحشت مستبدین) به مدینه النبی , شهر مهاجر و انصار آغاز نمود و این طلیعه حکومت صالحان بر زمینیان بود. خدایا بر این قدم ها قسم حکومت صالحان بر زمین را محقق فرما و با ظهور حضرت حجت عج بشریت و ما را از رنج و سرگردانی و انسان ها را از ظلم و کینه و نفرت و جنگ و ستیز و دورویی و خباثت و تزویر و ریا و دروغ و استبداد و تمام رذایل خلاص گردان.

خدایا هجرتی دوباره برای بشریت نیاز است اما تو بگو از کجا به کجا. آیا همچنان که برای نبی مکرمت ص مدینه را قرار دادی امروز برای بشریت خسته از ظلم هم جایی در این جهان وجود دارد؟ آیا محلی هست که آنان به آن رجوع کنند و خلاص شوند هر چه نگاه می کنم دامانی غیر از دامان پر برکت و مهربانانه تو نمی یابم و هر کس هم چیز دیگری را تجویز می کند خطاست.

 تنها از تو مدد می جویم و معتقدم که باید انسان زیست و خلق باید از آنچه تو آفریدی (من) احساس راحتی و امنیت خاطر کنند و گر نه انسانیتی برایم نیست و ایمان و مومن بودن اثر ندارد. خدایا خلق خود را از من ایمن دار .  

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:9 شماره پست: 112

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

داشتم صحنه ای از تشیع رهبر کره شمالی آقای کیم جونگ ایل را مشاهده می کردم و ابراز احساسات مردمی که به رفتن این رهبر فقید خود می گریند و آن هم از نوع زار زار آن.

علیرغم احترامی که برای مردم ضد استعمار غرب و حرکت ضد استعماری مردم کره قائلم و باید ایستادگی آنهارا در مقابل امریکا و عواملش در شرق دور ستود, ولی رژیم های کمونیستی هم دیکتاتوری  و هم استبداد و هم استثمار گر و هم استعمار گرند. رژیم های چند ده ساله که چنبره مخوف خود را در کشورهای خود و بر ملت ها سال ها افکنده و چه جنایت ها که به نام خلق و مردم و مستضعفین مرتکب نشده اند. آنها ملت های خود را به بند کشیده اند تا به بند امریکا گرفتار نشوند.

حال می دانیم که بندی که این رژیم ها در بر ملت های خود زده اند مثال زدنی است و بی نظیر و وحشتناک که تنها خداوند می تواند چنین زنجیرهایی را بگشاید. زنجیرهایی که تمام شقوق زندگی بشر را به اسارت خود در می آورد.

انسان وقتی اسارت مردم کره را می بیند و این گریه ها را, به یاد گریه هنگام تولد کودک می افتد که چگونه بر خلاصی خود از تنگی رحم مادر خود گریه می کند و ظاهرا می گوید که نه من این خلاصی را نمی خا.هم ولی آیا خلاصی از محیطی تنگ و نموری همچون رحم (علیرغم تامین حیوانی انسان) گریه دارد؟!!! آیا حال که خداوند از این محیط ما را خلاص کرده باید گریه کنیم؟!!؟ ولی انسان نا آگاه به این خلاصی گریه می کند و آن هم از نوع زار زار آن.

البته احساسات انسان ها قابل احترام است و باید  گفت آگاهی اگر باشد چنین گریه ای به خنده تغییر خواهد کرد. این است که اگاهی بخشی و آگاهی شاه بیت ایده آسمانیان و مصلحین و اولیا خداوند است و تمام مقصد آنان معرفت قرار می گیرد که اگر معرفت و اگاهی باشد ظلم را جایی نیست و مستبد و مستبدین تنها با تکیه بر ناآگاهی است که می توانند این چنین ملت ها را در باطل خود سحر کرده و همراه سازند.

 با تمام احترامی که به عقاید مردم کره شمالی دارم و با تمام احترامی که به ایستادگی آنها در مقابل غرب قائلم ولی باید بگویم که رژیم کمونیستی آنها  از امریکا بدتر و امریکا هم از آنها. شرق و غرب دو روی یک سکه اند و در نهایت در صورت فرصت یابی بشریت را به کام خود اسیر خواهند کرد و هیچ تفاوتی در وحشی گری و در استبداد ندارند. تجاوز و وحشی گری شوروی کمونیست و امریکای سرمایه داری هر دو از یک نوع و به یک اندازه است این جاست که باید گفت مستبدین تنها لایق رفتنند و بس و تفاوتی در نوع غربی و شرقی و... آن نیست و این که مستبدین تمام عیاری مثل رهبر فقید کره شمالی برای برخی متفاوتند به نوع نشستن و نگاه کردن به مساله توسط آنها بستگی دارد و به قول فیلسوف فرانسوی آقای آتین دولابئوسی " مستبدان از آن جهت بزرگ به نظر می آیند که ما زانو زده در مقابل آنها نشسته ایم و به آنها نگاه می کنیم.و برای این که انسان ها به برده تبدیل شوند از دو حالت خارج نیست یا انسان را به زور تبدیل به برده کرده اند و یا انسان را فریب داده برده کرده اند " که به نظر من از هر دو روش برای ایجاد نظام برده داری در کره استفاده شده و خداوند مردم کرده و تمام ملت های در بند را آزاد فرماید. 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت 17:56 شماره پست: 111

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 امام خمینی ره را باید متجددی در حوزه دین و سیاست دانست که واقعا توانست حصارها را بشکند و طرحی نو در اندازد ولی همین بزرگ مرد وقتی به محرم و عاشورایش می رسد علیرغم این که روشنفکری توانا و موثر است تبدیل به محافظه کاری محطاط می شود و به نظرم بر حفظ عزاداری محرم به همان اشکال سنتی اش تاکید می فرماید. انسان وقتی فارغ از تعصبات و همیت مذهبی خود به مراسم محرم توسط شیعیان نگاه می کند اشکالات فراوانی را می بیند که واقعا نیاز به رفع آن را احساس می کند کما این که در این خصوص شهید بزرگوار ما مرتضی مطهری کار خوبی را داشته اند و اخیرا نیز یکی از دانشوران جدید حوزه دانشگاه به نام آقای دکترسید عبدالحمید ضیایی هم که از تحصیل کرده های دانشگاه سوربن فرانسه است نیز بعد از شش سال مطالعه در این خصوص کتابی داشته اند که البته بنده موفق به خواندن آن نشدم لیکن در سه فقره سخنرانی ایشان در این زمینه شرکت کردم و با نوع نگاه ایشان نسبتا آشنا شدم و محققانه به این مبحث نگاه کرده اند. ولی در خصوص خودم بگم که وقتی در مراسم محرم قرار می گیرم کاملا محافظه کار می شوم و سعی دارم و دوست دارم که در همان شکل سابق آن بماند به همین دلیل علیرغم مداحی های تهران که خیلی هم طرفدار دارد من شیوه نوحه سرایی قدیم را و آهنگ و مطالب آن را دوست دارم و سعی می کنم این ایام را در ولایت خود و قرین با آن سبک باشم حمل علم و نخل و رفتن به تکایا و کوش دادن به روضه انسان را جلا می دهد نوحه خوانی به سبک قدیم صفایی دیگر دارد. اینجا شما فراموش می کنی که چه اشتباهاتی ما داریم ولی آن را تکرار می کنیم. چنانچه امام خمینی ره هم با آن همه عظمت عرفانی و علمی که داشت روضه خوانی داشت که برایش روضه بخواند و نشان از اثر و صفای قلبی است که این کار می تواند برای بشر به همراه داشته باشد. اینجا دیگر نگاه روشنفکری و اصلاح طلبی و... کمتر برش و اثر دارد و انسان وارد نوعی محافظه کاری می شود. این دستگاه حسینی ع جاذبه هایی دارد که انسان در آن غرق می شود و سکر آور است. خدایا ما را هم در جمع سوگواران حسینی ع بذیر و نزد جدشان روسفید گردان . امین رب العالمین  

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 16:12 شماره پست: 110

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 خداوند در خطابی به  آخرین پیام آور خود (ص) که در آیه 80 سوره نسا آمده است می فرمایید " که از فرستاده خداوند اطاعت کند در حقیقت خدا را اطاعت کرده و هر که روی برتابد (اطاعت نکند) ما تو  را  نگهبان (ای پیامبر) بر (اعمال ) آنها نفرستاده ایم" این نشان می دهد که خداوند علاوه بر این که از پیامبر در خصوص آنچه مردم تصمیم می گیرند سلب مسولیت می نماید در عین حال به ایشان (ص) متذکر می شود که ما تو را به این امر رسالت نداده ایم. این آزادی انسان ها را برای انتخاب راه نشان می دهد و حدود مذهب را در اعمال قدرت بر مردم.  

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 8:50 شماره پست: 109

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 این روز ها انسان این جمله را زیاد می شنود که "وقت ندارم"  "سرم خیلی شلوغه" و... و با همین بهانه  میزان مطالعه در بین مردم کشورما بسیار پایین تر از کشورهای مدعی است. ولی برخی مواقع است که چیزهایی وجود دارند که نمی توان ندانست زیرا آینده و آخرت و... را تعیین می کنند و در جهت دهی ما در زندگی خیلی موثر است و تصمیمات زندگی بر اساس آن گرفته می شود و آن نوع نگاه ما به جهان و در واقع جهان بینی است که شما نمی توانی بگویی نیازی به آن ندارم.

و درست هم است گرفتاری ها و دلمشغولی های زندگی جامعه در حال گذار ما طوری است که تمام وقت انسان را می دواند و سرگرمی های آن نیز باقی مانده وقت ما را همچون افعی می بلعد ولی نعمت بزرگی است به نام پخته خواری که می تواند در این بلبشو (به فتح ب) مثل کپسولی برخی نیازهای ما را برآورده نماید.

هستند بزرگانی که عمری را صرف مجاهدت علمی کرده و دانش خود را در طبق اخلاص گذاشته و به ما تقدیم نموده اند. انسان های بی بدیلی مثل شهید دکتر بهشتی و یا معلم شهید دکتر علی شریعتی و یا مجاهد شهید دکتر مطهری که سخنان آنان می تواند توسط نسل ما مورد بهره برداری قرار گیرد. از این  بزرگان سخنرانی هایی باقی مانده است که از زبان گویای آنان می توان معارف اهل بیت (ع) و دین و اجتماعیات و... را کسب کرد بدون این که وقت برای مطالعه گذاشت.

 مثلا به جای گوش کردن به موسیقی(که به جای خود برای زندگی واجب است) می توان در هنگام ورزش در پارک این سخنرانی ها را در MP3 خود قرار داده و به این معارف با کمترین وقت گذاشتن دسترسی یافت و به قول یکی از دوستان پخته خوری نمود.   

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 13:6 شماره پست: 107

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

چندی است که دفاع مقدس مردم ایران در مقابل تجاوز با بزرگداشت هفته دفاع مقدس یادآوری می شود دفاع همگانی که نگذاشت دوباره شاهد جدایی خاک کشورمان همچون جداشدن هرات و بحرین و یا قفقاز از ایران باشیم و چه درد آور بود اگر باز جدایی اتفاق می افتاد. خون های پاکی که ریخته شد واقعا به هدر نرفت و امروز شاهد تحقق تمامیت ارضی کشورمان هستیم و سفاکان متجاوز را خداوند به سزایشان رساند. از حسین اردنی ولگرد که اولین توپ بعثیان متجاوز را به سوی کشورمان شلیک کرد و تا صدام که خون ملت خود را به شیشه کرد و ما را هم عزادار عزیزانمان. خدا را شکر.

این دفاع یک دفاع مردمی بود و باید بزرگداشت آن نیز مردمی باشد. باید مردم ایران بدانند که چه خطری از بیخ گوش آنان رد شده است تا به دستاورد های آن افتخار کرده و پاسداری نمایند. این میراث باید به نسل های آینده منتقل شود تا از مرزداران این مرز و بوم در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله ایران و عراق در کنار دیگر شهدای حفظ ایران بدور از هر گونه جهت گیری سیاسی توسط ملت ایران در دوران مختلف پاسداشت و ارج نهاده شوند. زیرا دفاع از خاک در مقابل تجاوز امری ملی است و ربطی به من و شما ندارد بلکه به ملت ایران در کل و عام ربط پیدا می کند. همانگونه که از دست دهندگان هرات - بحرین و قفقاز را می باید مورد شماتت قرار داد باید به این دلاور مردانی که در مقابل خون آشامان تا دندان مسلح ایستادند و سحر فرعونی آنان را شکستند آفرین گفت و آنان را مورد تقدیر قرار داد.

 دورود خداوند بر رزمندگان و دلاور مردانی که در هشت سال دفاع مقدس در مقابل تمام دشمنان ملت ایران ایستادند و کشور را از گزند بد اندیشان منحرف و زیاده خواهان مغرور حفظ کردند و نهال کشور را با خون خود سیراب نمودند خداوند آنان را در زمره صالحان و مقربان درگاه خود قرار دهد که به بی هیچ گونه چشمداشتی تمامی بضاعت خود را در طبق اخلاص قرار دادند و فدا نمودند و یا بجای ماندند تا شاهد این مدعا باشند.  

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 13:7 شماره پست: 104

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

امسال ماه مهر را باز دوباره به امید پیشرفت کشور از طریق دانش و دانش آموزانش آغاز کردیم و به واقع این یک عید بزرگ برای خانواده هاست زیرا یک زمستان سخت (تعطیلات تابستانی) در قبل از آن داریم که بسیاری از مشکلات عدیده را خانواده ها باید تحمل نمایند تا خود را برای مهر آماده نمایند مشکلات ثبت نام بچه ها که واقعا پیر خانواده ها را در می آورد و هنگامی این کار تمام می شود انگار کوهی از مشکل و استرس از دوش انسان برداشته می شود و هزاران مشکل دیگر که با آمدن مهر قاعدتا به پایان رسیده و بچه ها روانه درس و مدرسه می شوند و خانواده ها مزد زحمات خود را از همین روانه شدن ها می گیرند. ماه مهر ماه شروعی دیگر است که ۹ ماه تلاش را در جلوی خود دارد تا باز روز از نو و روزی از نو.

مهر بهار علم است همچنان که فروردین بهار طبیعت و اول مهر عید دانش است همانگونه که اول فروردین عید طبیعت. لذا این عید را خدمت همه رهروان راه دانش و مدرسین گرامی تبریک می گویم.

خداوندا علم اصلی در دست توست ما را از آن بی نصیب مگردان - ما را در راه علم آموزی کمک و مساعدت نما. خداوندا قدم هایی که در راه کسب علم و دانش برداشته می شود را موفق و پیروز گردان و همه اهالی این جمع ناب را از گزند دشمنان - بدخواهان و حوادث دور دار. 

خدایا علم آموزی را تا آخر عمر قرین راه ما قرار ده و هموار توفیق این مهم را به همه ما عنایت فرما. خدایا بازماندگان از این راه را توفیق حضور در آن فراهم گردان. یا عالم  

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9:0 شماره پست: 103

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 و جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخرا و شرفا و کرامتا و مزیدا

عید سعید فطر آمد در حالی که یک ماه مومنین از زلال پاک روز ها و شب های آن کرامت ها دیدند و بهره ها بردند و در آخر نیز خداوند عیدی خود را سه روز بر بندگان خود باراند و لطافت را به هوای شهرهای دیارمان ارزانی داشت و اکنون مائده ای آسمانی را که از سوی خداوند برای مسلمانان عید قرار داده شده و برای منتهی خلق احسن (ص) شرافت و کرامت و ... مقرر شده است به سوی ما می آید.

خداوندا این عید را عید آخر ما قرار مده و نعمات خود را همواره بر ما ارزانی دار 

ای هموار کننده تمام ناهمواری ها اسرای ما را خلاصی - مرضی ما را شفا - دل های ما را صفا - راه ما را مستقم - روزی مارا گشاده - جوانان ما را دستگیری - بیکاران ما را کار - زنان ما را عصمت و عفت - رزمندگان ما را پیروزی - رهبران ما را تقوی و انصاف و موفقیت - قضات ما را عدالت - علمای ما را علم و عرفان - شهرهای ما را آبادانی - دانشگاه های ما را جنب و جوش - عیوب ما را ستر -  قدرت ما را افزون - همسایگان ما را آرامش  - گذشتگان ما را آمرزش - ولی امر (عج) ما را ظهور  - آب های مارا جاری - کوه های ما را سبزی - چشمه های ما را جوشش و... عنایت بفرما  

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 11:20 شماره پست: 102

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

روزهای سختی را با گرمای طاقت فرسا پشت سر می گذراندیم تا این که طی دو شب گذشته باران رحمت الهی باریدن گرفت و ناگهان در ناباوری تمام تابستانی گرم و جهنمی به یک پاییز دلنواز با بوی چوب خیس و همچنین نم باران تبدیل شد آنهم از باران های پاک کننده ای که واقعا غافلگیر کننده بود. خداوندا تو چه قدرتمندی که این چنین در ناباوری تمام و دریک چرخش شدید این چنین مبدل می سازی و همه را در بهت فرو می بردی.

خدایا چنین محبتی را کی توان شکر گفت. خدایا سرپنجه های قدرتت را به ما نمایاندی و در زمانی که تنها آرزوی تغییری چند درجه ای داشتیم این چنین تغییر بزرگی را زقم زدی . انگار وسط کویر یک بهشت سبز را رقم زدی و سیراب کردی جمله خلایق خود را .

خدایا تنها می توانم بگویم شکر و می دانم از شکرش هم بر نمی آییم.

خدایا آنچان که در طبیعت این چنین کردی در روح و روان ما هم چنین کن و چرخش های این چنینی را در روان ما مقدر فرما تا سوی تو چرخشی اساسی کنیم. که این نه از ید تو نه خارج است و نه غیر ممکن.

 خدایا ترنم تغییر را از تو خواهانیم زیرا از ید قدرت خود آن را خارج می بینیم و از خود ناامیدیم. 

+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:27 شماره پست: 101

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...