مصطفوی
ماه رمضان که از مقدمه ماه های پر برکت رجب و شعبان برخوردار است آمد تا باز عبادت به اوج خود برسد و باز زمینه ای بشود تا مسلمانان خودی نشان دهند و تغییراتی که در طول یک سال گذشته داشته اند را به منصه ظهور برسانند و مشخص کنند چه مقدار به انحراف و یا در مسیر خداوند حرکت کرده اند این ماه انگار هنگامه امتحان گیری است و مومنین باید دوباره امتحان پس دهند در این ماه حوادث تلخ و شیرین وجود دارد و قطعا شب قدر در آن قرار دارد و تولد سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی که سیرت و صورت به نبی مکرم اسلام (ص) بسیار شبیه بوده است در این ماه قدم به عرصه حیات مبارکشان (ع) نهادند و ضربت خوردن عدالت توسط تحجر نیز در این ماه است که یاد آور دشمنان داخلی است که ضربات مهمی به اسلام می زنند آنان که به اصطلاح امروز از خواص بودند و ضرباتی مهلک به پیکره اسلام زندند که معاویه دشمن رو در رو نتوانست بزند. خلاصه این ماه ماه مهمی است که امیدواریم از آن سربلند بیرون بیاییم. حلول ماه رمضان بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11:56 شماره پست: 96
این روزها وقتی در سخنان مسولین و برخی روحانیون وابسته به جناح های سیاسی کشور توجه می کنی بارها و بارها به اصطلاح " حکومت اسلامی" به جای "جمهوری اسلامی" بر می خوری که تعمدا و غیر تعمدی بیان می شود و این در حالی است که برخی نیز از "جمهوری ایرانی" به جای جمهوری اسلامی صحبت می کنند که این یک افراط و تفریط اشتباه است که باعث می شود از خط امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) که بنیانگذار و تئوریسین این انقلاب عظیم بودند و معتقد به "جمهوری اسلامی" نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر بودند جدا شده و از آن دور می شویم و این یک انحراف خواهد بود. پس نه "حکومت اسلامی" و نه "جمهوری ایرانی" فقط "جمهوری اسلامی ایران" تا انشا الله مهدی موعود (عج) تشریف بیاورند و در اختلافات امت محمدی (ص) و علوی (ع) قضاوت کنند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 15:7 شماره پست: 94
وقتی به هجرت اسوه حسنه خداوند بر زمینیان (ص) نگاه می کنی دو مرحله هجرت قبل شروع هجرت خود ایشان (ص) صورت گرفته است اول هجرت عده ای از مسلمانان به رهبری جعفر بن ابی طالب به حبشه است و دومی هجرت بزرگ مسلمانان به مدینه النبی (ص) است که در هر دو حالت پیامبر (ص) خود در میان خطر ماند و یارانش را از مهلکه نجات داد. در جریان هجرت بزرگ مسلمانان به مدینه النبی (ص) جالب است که پیامبر (ص) ابتدا یارانش را به مدینه النبی اعزام کرد و خودش بعد از آنها صحنه را ترک کرد. من علت این تصمیم پیامبر (ص) را در تاریخ مطالعه نکردم ولی با توجه به خصوصیت جوانمردی که در رسول گرامی اسلام (ص) سراغ دارم به نظرم دلیل آن این بود که تمامی یارانش را از زیر ضربه قریش خارج کرد و سپس بعد از این که خیالش از خروج تمام مومنین راحت شدَ ایثارگر بزرگ اسلام که از جنس خودش بود (علی علیه السلام) را در جای خود در بسترش جای گذاشت و مکه مکرمه را ترک کردند. در حالی که تمامی مسلمانان مکه را ترک کرده بودند.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:43 شماره پست: 93
روز تولد امام سجاد (ع) توفیقی حاصل شد که نماز ظهر را در مسجد محل بخوانم بین نماز حاج آقا سخنرانی داشت و از آثار به جای مانده از حضرت سجاد (ع) سخن گفتند و این که امام سجاد (ع) "رساله حقوق" دارند و این امام عزیزیمان (ع) در آن از حقوق افراد مختلف سخن گفته اند. این روحانی عزیز در ابتدای شروع سخنش به فردی که در صف اول و درست پیش پای ایشان نشسته بود و ظاهرا کتابی را باز کرده بود خطاب کرد "کتاب را ببند و به حرف های من گوش کن مفید تر است" هنوز چند جمله ای از سخنرانی خود را نگفته بود که ظاهرا دو جوان در صفوف عقب تر با موبایل عکسی گرفته بودند که در این لحظه حاج آقا با لحن بسیار جدی و آمرانه ای آنان را خطاب قرار داد "اگر می خواهید عکس بگیرید بفرمایید بیرون مسجد" این برخورد حاج آقا واقعا آزار دهنده بود در دلم گفتم آیا در رساله حقوق آقا امام سجاد علیه السلام در خصوص حقوق مامومین و مراجعین به خانه خدا سخنی گفته نشده است؟. آیا حاج آقای ما فکر می کند که مسجد ملک اوست که تعیین می کند چه فردی بماند و چه فردی برود ؟ و هنگام سخنرانی ایشان چه کاری بکنند و چه نکنند. آیا گوش دادن به حرف های ایشان در بین نماز برای حاضرین در مسجد به زعم ایشان اجباری است؟
در دلم گفتم درست است که خداوند نگهبانانی برای دینش تعیین نموده و البته علمای دین بهترین نگهبانان امور خداوندی هستند ولی هرگز خداوند به نظر نمی رسد به این نگهبانان اجازه داده باشد که با روی آورندگان به مکانش این چنین سخن گویند. شاید فردی باشد که اصلا تو را و حرف هایت را قبول نداشته باشد. تو ای برادر عزیز روحانی تو چطور به خودت اجازه می دهی که او را از مسجد بیرون کنی ؟ مگر این خانه تو است؟ یا خانه ی خدا. این جا که ملک تو نیست که تعیین کنی چه افرادی بمانند و چه افرادی بروند. جایگاه خودت را بشناس و پناه آورندگان به حرم خدا را نرنجان و در جمع ظایع نکن.
تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی.
هر مقامی که فردی را برای نگهبانی از چیزی می گمارد او را موظف می نماید که دست اغیار را از آن دور نماید حال به نظر نمی رسد برای خداوند در بین بندگانش اغیاری وجود داشته باشند و باری تعالی همه را به سمت خود فرا می خواند و اولی است که درب خانه خداوند (مساجد و اماکن مقدس) به روی همه با هر گرایش و با هر وضعیتی باز باشد و نگهبانان نیز از بیرون راندن بندگان و دور کردن آنها از این مکان خود داری نمایند. مگر پلیدی آشکاری در لباس و... آنها وجود داشته باشد که در آنجا هم ابتدا امر به معروف زبانی پنهان و... و در نهایت اقدام است.
پس تو ای روحانی عزیز سعی کن خانه خدا را از بندگانش خالی نکنی و خود را صاحب خانه ندان که خانه را صاحبی رحیم و بخشنده است و تو نیز میهمانی بر این خانه بیش نیستی و حرمت خانه و صاحب خانه را داشته باش.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:33 شماره پست: 92
بزرگتر های قدیمی وقتی می خواستند در حق کم سال تری دعایی بکند می گفت خدا سلامتی و دلخوشی به شما عنایت کند. بعدها برخی جوان ها در مقابل این دعا به طعنه می گفتند که خدایا به تو عقل و به ما یک پول گنده بدهد. ولی واقعا وقتی انسان به اطراف خود نگاه می کند و به صاحبان هریک از این مواهب الهی (عقل - سلامتی - پول - دلخوشی) نگاه می کند می بیند که همان سلامت و دلخوشی که قدیمی ها برای ما از خداوند متعال درخواست می کردند خیلی مهم و حساب شده بوده است کما این که عقل را اگر خدا داد همه این ها به نظرم تامین می شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 19:26 شماره پست: 91
حلول ماه مبارک شعبان المعظم و ماه اعیاد اهل بیت علیهم السلام و ماه پیامبر رحمت و رحمت للعالمین حضرت محمد مصطفی (ص) به همه دوستاران آنان مبارک باد. امیدوارم این ماه برای تمام زمینیان مبارک و برکات آن شامل همه ما گردد. روح آن بزرگوران (ع) از ما شاد و میمنت شادی روح آن بزرگواران (ع) تسلی دل غمدیده تمام زمینیان گردد.
خدایا در این ماه وسیله آمادگی برای نزدیکی به خودت را برای ما فراهم گردان و این ماه را پایان عمر حاکمیت تمام مستبدین جهان علی الخصوص مستبدین قدرت طلب خاور میانه منجمله حکام ظالم بحرین - لیبی - عربستان و... قرار ده و ملت های منطقه را طعم خوش آزادی (که خود به آنان عنایت فرمودی و توسط این مفسدان سلب شده است) را بچشان.
خدایا آمادگی درک ماه رمضان و ماه خودت را در این ماه عزیز شعبان به ما عنایت فرما تا همچون ماه های رمضان دیگر ناپاک از این حمام تمام عیار عرفان و عشق خارج نشویم.
خدایا به متولیدین عزیز ماه شعبان از خاصانت (ع) قسم می دهم که لذت درک شب قدر را به ما بچشانی تا در درک آیات شریف قرآنت موفق شویم.
آمین رب العالمین
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 19:1 شماره پست: 90
باز 14 خرداد در راه است سالروز یتیم شدن ما. گاها فکر می کنم که اگر در روزگار پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نبودیم و از جام ایشان (ص) حضورا شربتی ننوشیدم لیکن خداوند قرن ها بعد از طریق درک حضور یکی از فرزندانش (ص) جرعه ای از حیات محمدی (ص) و تفکر علوی ما را چشاند. خدایش رحمت کند خمینی کبیر (ره) که عطوفت مصطفوی (ص) و رهبریت علوی (ع) را نمایه وار طوری به ما نشان داد و نشان داد که این رهبران ابدیت بشر چگونه فکر و عمل می کردند. آنان (ص) که شکوه قدرت هرگز ذره ای از جایشان تکان نداد و انسانیت و اعتقاد خود را هرگز فراموش نکردند. امام (ره) در حالی که فرماندهی کل قوا را در دست داشت و مهمتر از آن بر دل همه مردم حکومت می کرد اصلا نشانی از تعلق خود به این وضعیت نشان ندادند و انگار هیچ یک از این امکانات را در دست ندارد. وی که روح عارفانه اش عشق و محبت را برای پیروانش نوید می داد در اوج قدرت هرگز برای احدی خط و نشان نکشید مگر ظالمان و منحرفین که از هر قشری بودند (به اصطلاح خودی یا غیر خودی) از تیغ قهر یدالهی ایشان به دور نبودند و آن هم هرگز از روی هوای نفس نبود و نه از روی تکبر و غرور ناشی از قدرت. وی با رحلت احدی از علما و یارانش آنقدر دلگیر می شد که تمام ملاقات هایش را تعطیل می کرد.
اگرچه تملق و چاپلوسی را امروزها خریداران بی تقوایی برای آن وجود دارد و همیشه وجود داشته است لیکن امام (ره) حتی از شائبه آن هم جلوگیری می کردند. روح لطیف امام (ره) با این جهانی ها و دنیا مداران سر سازش نداشت و به زودی ما را به سوی حق ترک گفتند و جهانی را به داغ خود گرفتار کردند
تا باز کی مادر دوران بزاید چون او گوهری را
رحمت خداوند به روح پاکش
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:11 شماره پست: 89
امروز اول خردادماه است این ماه حوادث شگرفی در خود دارد و اتفاقات بد و خوب زیادی در آن دیده می شود که برخی بسیار میمون و مبارک و برخی درد آور است. انگار برای امام خمینی (ره) هم این ماه بیانگر الهاماتی خاص بوده است که در شعر خود می فرماید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم نمی دانم راحت شدنش از دست "حیوانات انسان نمای" روزگارش بود که رحلت جانگدازش را (که به یتمی ملتی منجر شد ) به "فرج" تشبیه کرده است و یا شاید فرج آقا امام زمان (عج) در نیمه خرداد ماهی اتفاق خواهد افتاد و... نمی دانم.
ولی این را می دانم که خرداد ماه حامل حوادث عجیبی برای ایرانیان بوده است. امسال ماه خرداد با حلول ماه رجب المرجب مصادف شده است که برای من و خانواده ام یاد آور روزهای آخر زندگی مادری است که عمری را به توسعه و ترویج معارف اهل بیت (ع) و خداندان نبوت و عبادت خداوند گذراند و در اوایل ماه رجب در حالی که خود را آماده اعمال رجبیه کرده بود به بیمارستان منتقل شد و بعد از چند روزی روحش به سوی خداوند شتافت و انشاالله روحش با اولیا خداوند و اصفیا و انبیا (ص) محشور باشد. خلاصه خردادماه برای من دارای زوایایی است که مرموز است با حلول این ماه احساس دیگری به من دست می دهد انگار سرنوشت خودم و یا سرنوشت کشورم و یا سرنوشت جهان در این ماه رقم خواهد خورد. برای من مشخص نیست ولی احساس غریبی به آن دارم. خدایا این ماه و تمام ماه های سال را برای تمامی خلایق خود میمون مبارک کن و حوادث آن را ختم به خیر فرما.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 10:28 شماره پست: 88
یکی از دوستان جمله زیبایی را از یکی از بزرگان بیان کرد که برای من خیلی جالب بود :
من حاضرم تمام دنیاییم را برای جمهوری اسلامی ایران فدا کنم ولی حاضر نیستم آخرتم را برای هیچ فرد و هیچ چیزی حتی برای جمهوری اسلامی هم فدام کنم.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:13 شماره پست: 87
دورود خداوند بر مرزداران این مرز و بوم (ایران) در طول تاریخ
ایران سرزمین من و تو ست و ما وارث اجداد خود و دیگران وارث ما خواهند بود. این سرزمین فارغ از این که چه فرد و با چه دین و مسلکی بر آن حکومت کند خانه من و تو تا ابد باقی خواهند ماند. انشا الله. حب وطن از ایمان است. دفاع از مرز و بوم واجب است. دفاع از منافع و امنیت ملی کشور خط قرمز هر حاکمی است که بر این سرزمین حکمرانی کند. این سرزمین آبا و اجدادی ماست که اجداد ما تا به حال خون پاک خود را نثار آن کرده اند که اکنون این قطعه از خاک ایران به دست ما رسیده است. رنج هایی که جهت آبادانی و حفظ این خاک کشیده شده است, ستودنی و مقدس است, از ناحیه هر کدام از فرزندان وطن که انجام شده باشد. با این حساب فارغ از این که چه فردی یا جناحی بر این آب و خاک حکمرانی کند, فارغ از سیاست و این حرف ها, دفاع از آن بر فرزندان این مرز و بوم واجب, ستودنی و مقدس است. چندی پیش مطلبی از قول یکی از علما خواندم که گفته بود "ایران بدون اسلام اهمیتی برای فداکردن جان ندارد" بنده با این فرمایش ایشان مخالفم. این یعنی اگر ما مسلمانان (که البته به حق هستیم) بر آن حکومت نکنیم و یا ایده ما بر آن حاکم نباشد, دیگر برای آن جنگیدن معنی وجود ندارد. این بدان معنی است که سربازان ایرانی که در مبارزه با رومیان(که همواره به ایران تجاوز می کردند) ایستاده و کشته شدند, باطلند. این بدان معنی است که رزمندگانی که در طول هشت سال دفاع مقدس تنها با هدف دفاع از مرز و بوم خود به جبهه ها شتافتند کارشان بی معنی و یا احیانا اگر کشته شدند شهید نیستند و خونشان را به هدر داده اند. باید به این عالم جلیل القدر یاد آور شد که وقتی امام سجاد علیه السلام برای مرزداران سرزمینش دعا می کرد آن سربازان, سربازان رژیم های طاغوتی بودند که فاتحانه بر خاندان پیامبر (ص) به ناحق تاخته و اکنون پیروز میدان, سربازانشان را به مرزها برای کشور گشایی و... گسیل داشته بودند و حضرت سجاد (ع) برای این سربازان, دعا می نماید. من نمی دانم گوینده این سخنان سری به جبهه ها در زمان جنگ هشت ساله تحمیلی زده اند یا خیر, ولی ما که انجا بودیم در میان رزمندگان ارتش و بسیج افرادی را مشاهده می کردیم که با انقلاب و امام هم چندان کاری نداشتند و برای این که صدام خاک و ناموس این مرز و بوم را مورد تجاوز قرار داده بود به جبهه امده بودند. البته که چه بهتر که اسلام عزیز بر این مرز و بوم حاکم باشد, تا ما از آن دفاع کنیم ولی به نظر من اگر حتی اسلام هم بر این خاک حاکم نباشد دفاع از ناموس و خاک کشور بر هر ایرانی واجب است و دفاع از خاک و کشور ستودنی و مقدس است. پس ما هم به تاسی از ائمه هدی (ص) باید اذعان داریم که هر سربازی که برای دفاع از وطن خود در مقابل هجوم دشمن خارجی کشته می شود, شهید است خواه از ما باشد یا نباشد. و باید برایش دعا نمود. دورود خداوند به روح تمام سربازانی که در طول تاریخ از مرز و بوم کشورشان در مقابل خصم خارجی دفاع کردند و جان خود را برای ناموس و خاک خود فدا کردند. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد, خصوصا آنهای که در هشت سال دفاع مقدس جانانه جنگیدند و جان در طبق اخلاص برای دفاع از دین - کشور - خاک خود نهادند.
مرحوم محمد نوری خیلی جالب عشق یک ایرانی را در قالب این اشعار در مورد ایران خوانده است. (خدایش رحمت کند)
ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ،
رنج دوران برده ایم ، رنج دورانبرده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ،
خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم...
ما برای بوییدن بوی گل نسترن ،
چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...
ما برای نوشیدن شورابه های کویر ،
چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ...
ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ،
رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم...
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ،
خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم...
ویا در جایی دیگر این ارجمند می خواند :
در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد
ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل وجان
ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، توبـــمان
سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:24 شماره پست: 85








