در فلسفه سرخ پوستان، که عمقی ژرف در آدمیت دارد، ما جزئی از طبیعت هستیم، نه رئیس آن،

« ما هیچگاه گیاهی را با ریشه از خاک نمی کنیم، ما هنگام ساخت خانه خاک را زیاد جابجا نمی کنیم، ما در فصل بهار آرام روی زمین قدم بر می داریم، چون مادر طبیعت باردار است، ما هرگز به درختان آسیب نمی رسانیم، ما فقط درختان پیر و خشک را قطع می کنیم، و قبل از قطع کردن برای آرامش روحش دعا می کنیم، حتی حیواناتی که برای مایحتاج غذایی در حد نیاز از آنها استفاده می کنیم را نیز، با اجازه و دعا برای آرامش روحش از چرخه هستی جدا می کنیم. و به اندازه مصرف مان درخت می بُریم، و گوشت تهیه می کنیم، و هرگز هیزم ها را اسراف نمی کنیم، اگر حتی یک درخت جوان و سرسبز را قطع کنیم، تمامی درختان جنگل اشک می ریزند، و اشک آنها در دل مان نفود می کند و وجودمان را مجروح می کند و قلب مان آرام آرام تاریک می شود، خاک مادر ما و آسمان پدر ماست، و باران عاشقانه ترین سرود هستی است، طبیعت روح دارد و مهربانی را می فهمد، ما جزئی از طبیعت هستیم نه رئیس آن.»

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...