خنده ام از گریه غم انگیزتر است
تیر 01, 1405 104

نوبت به نوبت، از ما نیز، این موج بگذرد

به سوگواری خود نشسته‌ام، سوگی درازدامن، به درازای بود و باشِ میان هزار پرسش بی‌پاسخ، و شبی بلند و بی‌پایان، که انگار هرگز خیالِ پایانش نیست، و من میان این تاریکی بزرگ و فراگیر، در بمباران سیاهی‌هایی هجوم آورنده، که هجوم‌شان به سانِ موج‌های توفان آقیانوسی‌ست، که تو گویی ساحل را هم به یکباره می‌خواهند ببلعند، هزاره‌هاست که اسارت را سَر می‌کنم، اسارتی خونین و دردناک، که نسل به نسل ما را همراهی، و تا رفتن، رها نکرده، و نمی‌کند، و تاریکی با تکبری باورنکردنی، خود را تحمیل می‌کند، گاه آذرخشی،… ادامه مطلب
خرداد 23, 1405 140

آه ای دروازه‌های مرگ! همچنان باز بمانید

آه ای دروازه‌های مرگ! همچنان باز بمانید، دنیا بی‌صبرانه انتظار عبور کسانی دیگر را نیز، از دالان تنگ و تاریک شما می‌کِشد! مُخِّلان زندگی، آسایش و سعادت آدمیان، بر باد دهندگان آرزوهای پاک و انسانی، دیوارهایِ بلند، و سدهای سکندرِ در برابر آزادی و برخورداری از کرامت آدمیان، به آشوب کِشندگانِ جهان آرامِ انسانی، نابودگرانِ صلح و آرامشِ دنیا، جنگ طلبان، و ماهیگیران فضای گِل آلودِ بیچارگیِ آدمیان، دغلبازانِ خدعه‌گرِ تمامیت‌خواه، دزدانِ داشته‌های خدادادی، به غارت برندگانِ حاصل زحمت آدمیان، و... آرزوی‌… ادامه مطلب
خرداد 20, 1405 157

اندیشورانی که اندیشه آنان در پیچ‌های تند تاریخ به داد ملت‌هاشان ‌رسید – ادی شانکارآچاریا

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب): شهرنشینی یا همان تمدن در دو همسایه دیوار به دیوار ایران و هند، پا به پای هم، در دورهای گوناگون تاریخی خود پیش آمده‌اند، این دو خویشاوند نسبی، و پاره‌هایی از یک تنِ تمدنی و اندیشه‌ی فرهنگ و اندیشه ساز آریایی هستند، که مطالعه یکی، تطور اندیشه و زندگی دیگری را نیز تا حدود زیادی روشن می‌کند. ادی شانکارآچاریا [1] ، یکی از اندیشمندان بزرگ هند در دوره انتقال از عصر ودایی [2] به عصری روشنتر در شهر نشینی آریاییان هند است، که نگاه مردمان خود را از خدایانی طبیعی به… ادامه مطلب
خرداد 16, 1405 190

یادداشت‌های پراکنده‌ایی از روزهای سختی که بر ما گذشت، در جنگ 40 روزه

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد: وطن مظلوم من! صدای شکستن استخوان‌هایت را زیر بمب‌های سنگین کینه را می‌توانم با سلول سلول‌های تنم بشنوم و حس کنم، شب‌ و روز فرغون فرغون بمب را بر سرت خالی می‌کنند، تا تو را از داشته‌هایی که دهه‌ها برای داشتنش خون جگر خوردی محروم کنند، در این میان یکی از تحویل سرزمین سوخته می‌گوید، یکی از اختیاردار شدنت به… ادامه مطلب
خرداد 15, 1405 151

دیدار پادشاه، و آرزومند پادشاهی، میزبانی ترامپ از چارلز سوم

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد: در دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال امریکا از استعمار بریتانیا، که آزادیخواهان امریکایی، نبرد آزادیخواهانه خونینی را هم تجربه کردند، پادشاه بریتانیا در بحرانی‌ترین زمان روابط امریکا و اروپا، از امریکا دیدار می‌کند، مثل این که رئیس جمهور امریکا، بعدها در سالگرد حمله 9 اسفند، به ایران سفر کند، تو گویی که… ادامه مطلب
رسانه های امریکا زیر فشار ترامپیسم
خرداد 15, 1405 152

نبرد برای بود و باش دمکراسی و آزادی حتی در لنگرگاه آن نیز جاریست

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد: نامه [1] بتسی رید [2] سردبیر بخش امریکایی [3] روزنامه…

چه کنم که جز مویه نماندست مرا

یکی گوید

این همه شکوه و شکایت ز بهر چیست؟!

گویم که ز درد ریشه می گیرد

گوید که بس کن این مویه ی بی انتهی و بی معنی را!!!

گویم که زنده است دلم به درد و واگو کردن درد

دل بیدرد مرده ایست در هامون

مرده را کی بود واگو کردن درد؟!

ای درد آشنای

و ای آشنای دوست

بشنو تو درد و درمان مکن مرا

درمان تو پایان درد و بیدردی است 

پایان رابطه ایست 

که برقرار می باید

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:6 شماره پست: 370

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...