بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:

 آب و کویر دو عاشق و معشوقند، که گاه جا عوض می‌کنند، عاشقی که گاه معشوق است و معشوقی که گاه خود عاشق می‌شود. آب به کویر به دیده معشوقی می‌نگرد که در آرزوی او، روز و شب ندارد، اندیشه اش تمام وقت درگیر اوست، و دیوانه وار همواره در عشق او، آغوش گشوده است.

 اما کویر به آب به دیده اکسیر زندگی نگاه می‌کند، مثل یک آرزوی دیرنه، که ریشه در روزگار برخورداری‌ها دارد، که کویر نیز مثل دیگران، روزی در آغوش خروارها آب آرمیده بود، و اکنون کارش به جایی رسیده است که آب به سان یک رویا و دغدغه شب و روز برایش شده است، که در نیمه شبِ خشکُ سردِ کویر، آن را در خیال خود در آغوش می‌گیرد، تا بلکه کمی هم که شده، از خشکی دلش بکاهد.

در فقدان آب، کویر به سرنوشت دردناکی دچار شد، از جمله سرمایی خرد کننده‌، که این دیگر سالهاست که تقدیر کویر و کویرنشینان شده است، تا روزها در کوره خورشید بسوزد و پخته شود، و شب‌ها حتی سنگ‌های سفت و استوارش نیز در سرمای کشنده آن بشکنند و خرد شوند، تا به جهان و جهانیان نشان دهند که روزگار تو را به جایی خواهد برد که حتی سنگ‌های سفت را هم بدون هیچ ضربه‌ی قابلی، خرد شده ببینی، و آنان را به سنگ ریزه‌هایی ناچیز، و سر به زیر تبدیل کند که در خضوع و فروتنی، به سان رمل‌ها، با هر نسیم و بادی به هر سو که خواستند برود.

اینجا در کویر، طبیعت، سر خم کردنِ گردنکشان را به رخ می‌کشد، کسانی که دم از ایستادن و سر خم نکردن میزنند، که «همین است که هست.» اما بارش قطره‌های باران، خشکی و سرسختی را از کویرنشینان خواهد زدود، نمِ زندگی بخشِ بارانِ کویر، تا مدت‌ها امید را در دلِ بود و باش مقاومِ آن سرزمین تفتیده زنده کرده، به بازگشت و ادامه زندگی تشویق می‌کند.

باران در کویر قدر و جایگاه خود را دارد، و اینرا از ضرورت خود می‌گیرد، کسی او را بر کویر و کویرنشینان تحمیل نمی‌کند، اینجا بر این ایده‌اند که آب مقدس و پاک و زندگی بخش است، پس «آب را گِل نکنید» چرا که زندگی بخشی‌اش را، کویرنشینان با پوست و استخوان خود حس کرده‌اند،

بوته‌زارِ مقاوم و ماندگار شده‌ی کویر، زمان زیادی را چشم به آسمان، در انتظار بارش گذرانده، از این روی وقتی آب را، به هر مقدار، هرچند ناچیز دریافت می‌دارد، شادی‌اش چنان اوج می‌گیرد، که به اندک زمانی، شاخه‌هایش به سمت آسمان قد می‌کشند، وقت و شرایط را غنیمت دانسته، اوج می‌گیرند، تا شکرگزار زندگی و هدایای آسمانی باشند.

و در این میانه غم و اندوه جنگ، چقدر امسال جالب شده است، در کشاکش جنگ و ویرانی و خون، و ریزش پر شمار بمب‌های سنگین و پهن‌پیکر و ویرانگر دشمن، هرچه ریزش بمب‌ها شدت می‌گیرد، آسمان هم بر کویر ایران بیشتر می‌بارد، تو گویی آسمان نیز در میانه این جنگ و نبرد، فرصتی یافته است تا که با این زمین تشنه، عشق ورزی کند. [1]

شاهرود - سه شنبه 11 فروردین 1405، 31 مارس 2026، روز 32 جنگ امریکا و اسراییل با ایران،

[1] - گویند حجم فنآوری امریکایی و اسراییلی که ایران را برای سال‌ها و دهه‌ها در محاصره خود گرفته بود، مانع بارش در این سال‌های پیشین بود، و با مورد اصابت قرار گرفتن این سامانه‌ها، و فرو ریختن این گنبد و دیوار امواج ویرانگر محیط زیست، ابرهای باران‌زا فرصت یافتند تا ایران را هم مورد نوازش خود قرار دهند، از این لحاظ جنگ برای فلات ایران نعمت شده است!

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...