بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفس کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع اینترنت اقدام کرد:

نهم اسفندماه 1404 در تاریخ ایران به عنوان روزی استثنایی ثبت شد. چرا که کسانی که خود را ادامه دهنده راه اسکندر مقدونی معرفی می‌کنند [1] ، ایران را بار دیگر از باختر مورد هجوم ویرانگر و خونین خود قرار داده، تا توسعه طلبی و قدرتِ بسیارِ زیاد خود را به رخ جهانیان کشیده، تا از امثال ونزوئلا و ایران درس عبرت سازند، تا دیگرانی حساب کار خود را بکنند، و فرمانبردار زورگویی ترامپیسم و صهیونیسم شوند.

بسیار غمگینانه باید گفت که ایران همواره در تاریخ خود، مورد هجوم مهاجمانی بیرحم، زیاده خواه و... از این دست بوده است، که هر از چند سده یکبار، ما را مورد حمله و ویرانی قرار داده، و ایرانِ تمدن ساز را شخم زدند؛ این یک روند تاریخی است که در حافظه تاریخی خود می‌بینیم، اما شوربختانه این را نیز نباید فراموش کرد که بهانه حمله به ایران را نیز، هربار تصمیم سازانی از میان خود ما ایرانیان فراهم، و یا زمینه‌سازی کردند.

اگر خسرو پرویز به نامه پیامبر اسلام، مثل هر نامه دیگری که از سوی این و آن، به سوی فرمانروایان بر تخت نشسته سرازیر است، برخورد می‌کرد، و آنرا در حضور پیام‌آوران، پاره نمی‌کرد، حتی بی پاسخ می‌گذاشت، و یا ادب برخورد با دعوت را نگه می‌داشت، و یا در مقابل کلمات آورده شده در این نامه، پاسخی درخور می‌نگاشته و روانه می‌کرد، شاید ورود اسلام به ایران، حداقل با شمشیرهای پر از کینه و آخته از خشم صورت نمی‌گرفت، که در پس آن، دیگر ایرانی باقی نماند، و به سان غنیمتی جنگی، بین جنگاوران فاتح آن، پاره پاره شود و...،

خوارزمشاهیان اگر بنای نوساخته‌ی تجارت با خانِ مغول را، این چنین از سر غرور و نابخردی ویران نمی‌کردند، و به غارت فرستادگان تجاری مغولان دست نمی‌زدند و...، شاید هرگز زمینه ویرانی ایران، و بلکه دنیا فراهم نمی‌شد که به مثالی در جهان بشریت و تاریخ از بی رحمی و ویرانی تبدیل شد و...

و چرا دور برویم، در همین چند سال گذشته، چنانچه در فردای امضای قرارداد صلح جهانی برجام، بی بهره کردن مهمترین طرف این پیمان صلح، یعنی امریکا از منافع برجام، در بالای اولویت سیاست خارجی کشورمان قرار نمی‌گرفت، و امریکا نیز چون دیگر امضا کنندگان برجام، از مواهب بازار تجارت و نفت ایران برخوردار می‌شد، شاید هرگز زمینه برای پاره کردن کل قرارداد برجام توسط ترامپ فراهم نمی‌شد، که روند روابط ایران و امریکا، زان پس به سمتی رود که، امروز او برای اینکه در تجارت و نفت ایران مثل روس‌ها، فرانسوی‌ها، چینی‌ها و... شریک باشد، موجودیت ایران را این چنین در خطر جدی قرار ‌دهد، و امروز سخنان دردناکی، از جمله باز گرداندن ایران به "دوره پارینه سنگی" [2] و "محو ایران از نقشه جهان" و یا "تغییر نقشه ایران" سخن گوید، و اینچنین مغول‌وار بر ایران، زیرساخت‌ها، مدافعان و مردمانش بتازد.

از سوی دیگر، باید اعتراف کرد که ترامپیسم معضل جهانی است و نه تنها ایران، و اگر ما و دنیا در برابر پدیده‌ایی همچون ترامپ با فرزانگی و سیاست بیشتری برخورد می‌کرد، شاید او هرگز به خانِ مغولی متجاوز دگرگون نمی‌شد، اگر دنیا و ما او را با همه بیماری‌های شخصیتی و روانی که دارد، تحقیر نمی‌کرد، امروز شاید اینگونه با عقده گشایی دردهای دیده نشده‌اش مواجه نمی‌شدیم، که تبدیل به هیتلری شود، که ترامپیسم او، دنیا را شخم می‎زند، و پیش می‌تازد، خشک و تر را می‌سوزاند، تا آنجا که کسی در دنیا، از لطمات او بی بهره نیست، از همسایگان شمالی و جنوبی‌اش گرفته، تا امریکای مرکزی و لاتین، تاا اروپای متحد امریکا، تا رقبا و البته کسانی که در دشمنی با او کم نگذاشتند، و نواختن کوس روسوایی اش را، در اولویت اهداف مقدس خود نهادند، و با شاخ چنین گاو وحشی و نابهنجاری دست به یقه شدند، و...،

اما این حقیقت را نباید نادیده گرفت که ترامپ با همه بیماری‌های روانی درونی، و ضعف‌های شخصیتی و فسادی که یک عمر در آن گرفتار و درگیر بوده است، روزی با شعارهایی زیباتر از شعارهایی که امروز سر می‌دهد در جامعه امریکا ظاهر شد، از رها نمودن امریکا، از فساد درونی و باندهای قدرت می‌گفت و... اما هم در آن دوره اول ریاست جمهوری، و هم در این دوره با وضعی مواجه شد، که شاید همین مواجهه، باعث شد تا غولِ مغولیت و نازیسم را در درون او زنده کرد، چرا که دنیا سعی داشت او را نادیده بگیرد و... و در موضع انکار و بی محلی، از این پدیده بگذرد، ولی ترامپ، چنین میز چیده شده‌ایی را، مثل یک یاغی هنجارشکن، زنجیر بریده و... بر هم زد، و اکنون می‌خواهد دنیا را (دوست و دشمن) به خاطر رفتارش تنبیه کند و..،

این است که نه ما و نه دنیا، نمی‌توانند دست‌های خود را در این آتشِ شعله ور ندیده، از آن براحتی بگذرد، و این مرام و منش این دنیاست که آرزوهای بد و نافرجام، از جمله درخواست مرگ‌ و نابودی، که بسوی دیگران روانه می‌شود، پژواک یافته، و به سوی درخواست کنندگانش بازگشت داده می‌شوند و...

تلاش‌های ترامپ در دور اول ریاست جمهوری‌اش برای روزنه گشایی در روابط ایران و امریکا را هرگز نباید فراموش کرد، او می‌خواست تا باز کننده نیم سده گره کور روابط ایران و امریکا باشد، اما ایران و جهان این ولع بسیار را نادیده گرفت، و اکنون ایران و جهان با پدیده‌ایی مواجهند که چه بخواهیم و چه نخواهیم، ترامپ است، ترامپی که عقده های شخصیتی دارد، می‌خواهد دیده شود، تحسین شود، بر صدر نشیند، ارج بیند و...

او مثل بسیاری از انسان‌ها و از جمله رهبران جهانی دیگر، دچار بیماری روانی و شخصیتی آشکار است، که از بد حادثه، سکان قدرتمندترین کشور جهان را در دست دارد، او اکنون به سان «زَنگی مستِ تیغ آخته در دست» است، که ایستادگی در مقابل چنین مستِ از عقل برون افتاده‌ایی، فرزانگی ویژه‌ایی را فرا می‌خواند، تا با این پدیده رودرو ‌شد، درست است که «روزی خواهد شد که هر گونه انتساب به ترامپ و دیگر سفیدسالاران نژادپرست (چون او)، ننگ خواهد شد»، اما تا پیش از این که این دوره نفرت فرا رسد، شرایط را باید مدیریت می‌کردیم، تا این توفان از سر ایران و ایرانیان بگذرد،

ترامپ و ترامپیسم تنها معضل ایران نیست، یک مشکل بزرگ برای بشریت و جهان کنونی‌ست، نباید در مقابل چنین پدیده‌ایی به تنهایی به میدان رفت، عاشورا ساختن و عاشورایی برخورد کردن، در مقابل چنین پدیده خطرناکی، که دنیا را به بازی‌های خطرناک خود گرفته است، به صلاح مُلک و ملت ایران نبوده و نیست، و اهل تدبیر نباید اجازه دهند کسانی از کیسه ایران و ایرانیان، برای خود عاشورا خلق کنند، به چنین کسانی باید یادآوری کرد که خالق عاشورا این درس را نیز به آزادگان و پیروانِ در پس خود داد، که اگر امر بر تو تحمیل کرد که در معرکه عاشورایی قرار گیری، تو تنها خود و نزدیکترین‌های به خود باید باشی، نمی‌شود یک ملت را به یکباره به معرکه عاشورا برد.

و خلاصه اینکه، در چنین جهان و شرایطی که زنگی مست و تیغ آخته در دست ساخته است، در برخورد نخست تنها باید با سیاست و تدبیر شرایط را اداره کرد، و در برابر این غول جهیده از شیشه، نبردی بخردانه داشت.

شاهرود - یکشنبه 16 فروردین 1405، 5 آوریل 2026، روز 37 جنگ امریکا و اسراییل با ایران

[1] - استراتژیست سابق ترامپ:  «ما قرار است کاری را دوباره انجام دهیم که اسکندر ۲۳۰۰ سال پیش انجام داد» (۱۴۰۵/فروردین/۱۰ ) استیو بنون استراتژیست سابق ترامپ و متحد نزدیک او، درمورد جنگ علیه ایران: "ما قرار است کاری را دوباره انجام دهیم که اسکندر ۲۳۰۰ سال پیش انجام داد. اگر چنین کاری انجام دهیم، می‌خواهم عرب‌ها در خط مقدم باشند. در موج اول حمله به جزیره خارک، امارات را بفرستید. محمد بن زاید احتمالاً بهترین متحد ما در آنجاست؛ کشوری که بسیار فراتر از اندازه‌اش عمل می‌کند. بسیار خب، اگر همه‌تان واقعاً پای کار هستید، پس شروع کنیم."

[2] - کد خبر:  ۹۱۵۹۰۴تاریخ انتشار: ۳۸ : ۰۴ - ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ ادعا‌های تکراری ترامپ درباره ایران: "اهداف استراتژیک اصلی ما در جنگ نزدیک به تحقق هستند / به تمام شدن کار، خیلی نزدیک شده‌ایم / کشور‌های دیگر باید از تنگه هرمز حفاظت کنند / ایران را به عصر حجر باز خواهیم گرداند / اگر به توافق نرسیم، به تمام تاسیسات برق آنها حمله خواهیم کرد / در دو تا سه هفته آینده به شدت به ایران حمله خواهیم کرد / افزایش کوتاه مدت قیمت نفت به خاطر حملات ایران به نفتکش‌هاست نه جنگ!" دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا مدعی شد اهداف استراتژیک اصلی ما در این جنگ نزدیک به تحقق هستند و به تمام شدن کار، خیلی نزدیک شده‌ایم.  پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir)

« در کوله پشتی سربازان خارجی آزادی نیست »

داریوش اقبالی  

این روزها نفس در سینه‌ رزم‌آورانی که دل در گرو ایستادگی رو در رو، مقابل سپاه متجاوز به خاک و داشته‌های ایران دارد، حبس شده است، رزمندگانی که مقابل سپاه سنگین زیر فرمانِ فرمانروای امریکا، خواهند ایستاد، او که فشار خود را بر ایران نهاده‌، تا ایران و ایرانیان را از توان هسته‌ای، توان دفاع موشکی و هرآنچه از این دست، محروم کند؛

من در جنگ خسارتبار هشت ساله گذشته دیدم که چنین مدافعان وطنی، زانوان خود را محکم به زمین سنگرهای خود می‌بستند، تا متجاوز را از زیاده‌خواهی تجاوزکارانه‌اش، در نظر داشتن به خاک و داشته‌های وطن، پشیمان سازند، چنین ایرانیانی گوش‌هایشان را از پچ پچ و نجوای پشت سر خود برداشته‌ بودند، و نمی‌شنیدند که امثال شیخ علی تهرانی‌ها [1] چه می‌گوید و...، تا دل و گوش به هیچ صدایی نداشته باشند، اِلا رصدِ صدای آمد و شد، سربازان خارجی، که در پشت مرزهای این کشور، و مقابل ملتِ تنها و زخم خورده (از داخل و خارج)، خیمه زده‌اند، تا سایه‌ی شومِ جنگی نابرابر را، بر آسمان ایران نگه دارند، و ایرانیان را مجبور به تن دادن به خفت تسلیم، در برابر خواست‌های زیاده‌خواهانه خود، در خلع سلاح ایران از دفاع و دانش کنند.

این در حالی‌ست که در چنین هنگامه‌های خطرناکی، هستند سلمان‌های فارسی از ‌ما، که به خود تردید راه نمی‌دهند، تا در آنچه آنرا حق می‌دانند، در چنین رویارویی‌هایی کمی تامل کنند، و در سمت مقابل مردم و سرزمین خود نایستند، و راه‌های نفوذ به برج و بارو، و خندق‌ها و شیوه‌های دفاع مدافعان ایران را، به مهاجم خارجی نشان ندهند و...،

یا مسعودهای رجوی‌مان، که به خود تردید نمی‌کنند، که چرا باید آدرس سایت‌های مخفی توان هسته‌ایی کشور خود را، به خارجی‌ها بفروشند؟ تا او را در ویرانی این زیرساخت‌های دانش و فن آوری، متعلق به ایران و ایرانیان، رهنمون سازند، به این بهانه که با حاکمیت ایران مخالفند. و یا آن هموطن دیگر ایرانی‌ام که ناوگان پرتغالی‌ها را تا گوشه گوشه‌ی تهی‌رفتگی‌ها، و بنادر ایران، در کنارهای دریای عمان از چابهار تا جزایر هرمز، بحرین، قشم و... هدایت کرد، تا صد و هفده سال چیرگی متجاوز بر خاک و مردم ایران را محقق کند، تا امامقلی‌خان‌هایی [2] از بین این مردم، بعدها برخیزند، و بیایند و با چه سختی و مکافاتی، سرزمین ایران را از وجود متجاوزین چیرگی یافته به خاک میهن، پاک کنند و...

 چنین ایرانیانی را هماکنون هم، در کنار امریکایی‌ها، اسراییلی‌ها و... می‌توان دید، که آنان را در تجاوز به این مردم، و آب و خاک راهنما و همکارند، و پای متجاوز را به خاک کشور خود باز کرده، و تاریک روشنِ اهداف مهاجمان را، در گوشه گوشه این خاک، برای اصابت بمب‌های سهمگین او، روشن می‌کنند، تا این بمب‌ها بیشترین ویرانی و کشتار را به هنگام اصابت، در اهداف خود به بار آورند! چیزی که سرمایه و داشته ایرانیان است تا حاکمیت‌های آنان.

برای مَنِ ایرانی، وقتی موضوع تجاوز خارجی به خاک، و داشته‌های وطنم که پیش می‌آید، چه فرق می‌کند، حاکم این شهر کدام دادگر و یا بیداگری‌ست، که بر کرسی قدرت این مُلک تکیه زده است. برای من، در این لحظه مهم این است که نبرد با طرف مهاجم خارجی را، کدام ایرانی (خوب یا بد، دادگر یا بیدادگر، درستکردار یا بدکردار و...)، فرماندهی خواهد کرد، در این لحظه نه تیره و تبارش برای من باید مهم باشد، نه با پرونده رفتارش کارم هست، او می‌تواند خسرو پرویز پادشاه ساسانی باشد، که طبق نظام طبقاتی ظالمانه‌اش، حق دانش آموختن و... را از تمام فرزندان من، و دیگر هم میهنانم ستانده، و دانش را ظلمانه به انحصار طبقه روحانیت زرتشتی درآورده است،

و یا آن حاکم قاتل مصلحین اجتماعی این شهر، که مانی و مزدک و... را از ما ایرانیان گرفت، تا خیزش‌های اصلاحی ما را در نطفه خفه کند، تا تغییر و تحولی در وضع‌مان به وجود نیاید. به گاه حمله اغیار به خاک وطن، وقت بحث در پیرامون این اختلافات نیست، که مثلا سید علی خامنه‌ای‌، در دوره زمامداری خود، فرایند اصلاح، اصلاحات و اصلاح طلبی را بر زمین زد، و انسداد را جایگزین آن نمود، تا کسی نماند که پیگیر آزادی و حق انتخاب این مردم باشد، و انتخابات را بعد از یک انقلاب آزادیبخش و سراسری، چنان دو مرحله‌ایی کرد، که اول این اعضای شورای نگهبان باشند، که از بین متقاضیان خدمت، و کاندیداهای شرکت در انتخاب‌ها، انتخاب می‌کنند، و سپس باقی ایرانیان مجبورند از بین منتخبین آن شورا، بین بد و بدتر سرگیجه بزنند، و انتخابی از سر کراهت و ناچاری داشته باشند، که این نوع انتخاب و انتخابات تغییری در وضع شان نمی‌تواند به وجود آورد، و اینچنین است که دیگر میزان رای ملت نیست، و میزان خواست اعضای شورای نگهبان است که باشد و که نباشد، و چه کسی سکاندار خدمت شود!

و حاصل چنین فرایندی امروز، خطراتی است که ایران و ایرانیان را محاصره کرده است، این همه فسادِ مافیایی، فقر، بیکاری، باندبازی، مهاجرت‌های گسترده، ورشکستگی‌ها، ویرانی اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی، اعتراض و کشتار، و شکافی ژرف بین حاکمیت و مردم، و در نتیجه طمع خارجی به تمام داشته‌های ایران و ایرانیان و... را شاهدیم.

 اما امروز و در این لحظات دیگر جای این سخن‌ها نیست، پیگیری چنین حقوقی، برداشتن چنین موانعی از جلوی پای ایرانیان، و قضاوت میان ما و چنین فرمانروایانی را باید به بعد از دفع تجاوز خارجی سپرد، اگر از این آوردگاه زنده و سالم درآمدیم، آنگاه است که می‌توان دوباره یقه این نوع اندیشه را گرفت، و برای کسب حق تعیین سرنوشت، و آزادی تلاش کرد،

کاری که بیش از 160 سال است این مردم در برابر حاکمان قجری، پهلوی‌ها، و معتقدین به نظام ولایت مطلقه فقیه انجام داده، و اندیشه فرمانروایی آنان را در نبود کرامت انسانیِ خود، به چالش کشیده، و حق‌خواهی کرده، و می‌کنند، و خیابان‌های این شهر در دوشاب خونِ حق خواهان مطالبه گران حقوق شهروندی غرق است، و همواره در این یک سده و نیم گذشته،سنگفرش خیابان‌ها به خون آزادزنان و آزادمردان ما غسل داده شد.

ایرانیان باید به دلایل و موجبات پیروزی متجاوزان به این خاک نگاه کنند، و عبرت بگیرند، که نگاه به پرونده این فتوحات، برای ایرانیان درس آموز و راهنما خواهد بود. مثلا تاریخ حمله اعراب شبه جزیره عربستان، و فتح جهان و البته فرایند چیرگی آنان بر امپراتوری‌های بزرگ ایران و روم، برای ما که در معرض تجاوزیم، درس آموز است، روش‌شان، نوع اندیشه و رفتار‌شان، تمایزی که بین جنگ داخلی، با نبرد خارجی قائل بودند، قابل تامل و اندیشه است، تا آنجا که امام اول شیعیان، علی بن ابی طالب در کنار خلفای پیش از خود، تمام قد، در نبردهای کشورگشایی سپاه این خلفا، در برابر ایران و روم ایستادند، و با مشورت دادن و... آنان را در این مسیر راهنما و مشاوری امین و صادق بودند، هر چند در همان حال، از بنیان اختلاف مبنایی خود با این خلفا هرگز کوتاه نیامدند، چنانکه بارها، به موقع، در برابر هم قرار گرفتند، و جنگیدند، کشتند و کشته شدند.

نمونه دیگرش امام چهارم شیعیان است، که در حالیکه از غم کشتار خانواده، پدر، برادران، عموها، عموزاده‌ها، یاران، آشنایان و... خود توسط یزید بن معاویه شدیدا غمگین بودند، اما در همان حال در حق سربازان مرزدار همین فرمانروایِ قاتل پدرش، بی‌پرده، و بلند و روشن، در مدینه و مکه دعا می‌کرد، همچنانکه این دعاهای او را در کتاب "صحیفه سجادیه" ثبت شده، و اکنون در دسترس، و گواه بر این ادعاست و...

این یکی از رموز پیشرفت و عظمت حاکمیتی بود و شد، که برای هزار سال، بر تمام سرزمین‌های ایران و روم، حاکم شدند، و زبان عربی خود را از شبه جزیره عربستان برآوردند، و تا اسپانیا گستراندند، و آئین خود را بر تمام ملل تحت سیطره خود، فرمانروایی دادند و...

بی شک امروز، در زمانه‌ایی که ملی‌گرایی ایرانی، در شعار و هدف معترضان به وضع موجود، موج می‌زند، این گذشته تاریخی باید مد نظرِ ایرانیان باشد و آید، که باز از خود نام‌هایی همچون سلمان فارسی، مسعود رجوی و... را، در همراهی با متجاوزین به خاک و ملت خود بر جای نگذارند، که در آینده، ایرانیان دیگری وقتی به تاریخ و رفتار آنان در این روزها نگاه کنند، همان احساسی را داشته باشند، که ما به این قبیل آدم‌ها امروزِ روز داریم.

 گیرم که سلمان در اندیشه و رفتار و آئین خود چنین و چنان، و محبوب دل پیامبر اسلام بود، و یا رجوی در مبارزات آزادیخواهانه و بی امان و تشکیلاتی خود، چنین و چنان، و استخوان خرد کرده باشد، اما در ایستادن در کنار متجاوز بعثی، به خاک و ملت خود، هرگز پسندیده رفتار نکرد، و تاریخ ایران و ایرانیان از آن راهبرد او هرگز به نیکی یاد نخواهند کرد.

چقدر دردناک است، وقتی این روزها می‌بینم، چنین اندیشه‌ی ایران غرق‌کنی، باز می‌رود تا رونق گرفته، و شاهد ایرانیانی باشیم که چنان از ایرانیت و ملیت خود زدوده شده‌اند، که در لحاجت و دشمنی با نظام حاکم بر خود، حتی ایرانی بودن، و ایرانی اندیشیدن، و ایرانی رفتارکردن را نیز، به فراموشی سپرده‌اند، و اختلافات داخلی بین ایرانیان، به دو قطبی‌های دهشتناکی رسیده، که برای نبودِ حاکمان فعلی، حتی خاک، داشته‌ها، منافع، و امنیت ملی ایران را هم، به راحتی می‌توانند قربانی هدفِ خود کنند، در این روزها سخنانی از چنین هموطنانی شنیده می‌شود که تا مغز استخوان انسان را می‌سوزاند.

مثالی بگویم، تا به ژرفای فاجعه رسیده، و آنرا حس کرد؛، شاهد مجادله‌ایی در خیابان، بین دو هموطن بودم، یکی مدافع حمله امریکا، و دیگری مخالف آن، طرف مخالف حمله امریکا/اسراییل به ایران استدلال می‌کرد، که : «از این دونالد ترامپ بعد نیست که برای تحقق شعار "امریکا را دوباره به بزرگی باز گردانیم" (خیزش MAGA)، و تامین مالی طرح‌های داخلی آن در امریکا، بعد از حمله به ایران این فرصت را غنیمت شمرده، جزایر سه گانه ما را تسخیر و به اماراتی‌ها بفروشد، و آذربایجان را به جمهوری آذربایجان واگذار کند، خوزستان را به دیگرانی از این دست و...،»

واکنش طرفِ موافقِ این حمله، سوزناک‌ترین بخش این مجادله بود، که استدلال می‌کرد که: «اگر بُکُند، مگر چه می‌شود؟! بحرین را محمدرضا شاه پهلوی به حاکم این جزیره واگذار کرد؛ آیا مردم بحرین اکنون خوشبخت‌ترند یا مردم ایران؟! اگر مردم بحرین زیر حاکمیت ایران می‌ماندند، امروز همچون مردم جزیره قشم و... در بدبختی غوطه نمی‌خوردند؟! مردم جمهوری آذربایجان با جدایی از ایران خوشبخت‌ترند، یا مردم تبریز، ارومیه و...؛ اگر اینها به ترکیه و یا آذربایجان ملحق می‌شدند، خوشبخت‌تر نخواهند بود؟! به نظر شما اگر اهالی جزیره ابوموسی زیر حاکمیت شیخ محمد، حاکم امارات باشند خوشبخت‌ترند یا الان که جزو ایرانند؟ شما چرا اینقدر ناسیونالیست هستید؟ و به خوشی مردم فکر نمی‌کنید؟! و...»

این همان اندیشه ایی است که در صورت فرصت یافتن، می‌تواند در نقش سلمان فارسی در فتح ایران، سپاه خلفا را راهنمایی کرده، و یا همان کاری که فرزندان ما، در سازمان مجاهدین خلق ایران، در کنار سپاه رژیم بعث، در حمله به ایران، به عهده گرفتند را انجام دهد، و یا آن هموطن ایرانی دیگرم که برای منافع شخصی خود، جنوب ایران را به پرتغالی‌ها سپرد، یا هموطنان دیگرم در حزب توده که در صورت پیروزی، برآیند کارشان، تشکیل جمهوری‌هایی همچون جمهوری سوسیالیستی گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی، جمهوری مهاباد به رهبری قاضی محمد در کردستان، و یا تاسیس جمهوری آذربایجان به رهبری فرقه دمکرات و پیشه وری و... خواهد بود.

تهران - سه شنبه 5 اسفندماه 1404 برابر با  24 فوریه 2026

کاریکاتور یک رسانه امریکایی

تاکید بر حقوق کشورها و ایالت‌ها

مقابله یک شهروند با زیاده خواهی سپاهیان ترامپ و حزب جمهوریخواه

[1] - علی تهرانی (۱۳۰۵ – 1401 ) با نام اصلی علی مرادخانی ارنگه، روحانی، نویسنده و خطیب ایرانی بود او نماینده استان خراسان در مجلس خبرگان قانون اساسی و از شاگردان سید حسین طباطبایی بروجردی و سید روح‌الله خمینی بود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به مبارزه با حکومت پهلوی پرداخت و در این راه بارها به زندان افتاد و تبعید شد. او دارای درجه اجتهاد بود  تهرانی پس از انقلاب و در ادامه زندگی سیاسی خود و پس از تحمل ماه‌ها زندان در مشهد، در نیمهٔ دوم فروردین ۱۳۶۳ در شرایطی خاص موفق شد از حصر خانگی خارج شود. سپس مخفیانه به عراق گریخت و در آن‌جا سال‌های طولانی در رادیو و تلویزیون فارسی‌زبان بغداد، به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و زمامداران آن پرداخت. او در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت و به ۲۰ سال زندان محکوم شد ولی در سال ۱۳۸۴ آزاد شد. او شوهر خواهر سید علی خامنه‌ای است. 

[2] - امام‌قلی خان، یکی از فرماندهان نظامی و سرداران گرجی زمان صفویان بود که پس از پدرش الله‌وردی خان به فرمانروایی ایالت فارس امپراتوری صفوی رسید. پدر او اولین سپه‌سالار ایران از خاندان گرجی اوندیلادزه بود. از مهم‌ترین اقدامات نظامی امام‌قلی خان فتح هرمز و پایان دادن به تسلط ۱۱۷ سالهٔ پرتغالی‌ها در خلیج‌فارس است.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...